PDA

نمايش نسخه نهائي : دل نوشته


هیوادار
Thursday 17 April 2008, 05:58PM
:smile07::smile07::smile07::smile07:روزها فکر من اینست وشبها سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم:smile07::smile07::smile07::smile07:

:smile59::smile59::smile59::smile59::smile59:

:smile07::smile07::smile07::smile07:من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم

آنکه آورد مرا باز برد در وطنم:smile07::smile07::smile07::smile07:

زانا
Thursday 17 April 2008, 07:19PM
به به به
و دیگر هیچ یادت رفت
خوش اومدی
از طرف
زانا
زانا
زانا
سعید

asalbanoo
Sunday 20 April 2008, 06:27AM
سلام
عجب دل نوشته اي
خوش اومدي

زانا
Tuesday 22 April 2008, 07:30PM
شبیه دست نوشته بود این دل نوشته

هیوادار
Tuesday 22 April 2008, 09:41PM
شبیه دست نوشته بود این دل نوشته
ما شونصد واحد ادبیات پاس کردیم هوال!:cool:

زانا
Tuesday 22 April 2008, 09:47PM
به به
یه پا استاد طوفانی

mastaneh20_21
Tuesday 29 April 2008, 03:48PM
اصلا کل واحدات شونصدتا میشه

هیوادار
Tuesday 29 April 2008, 04:13PM
قرار نشد گیر بدیم:D
خوب معلومه که نمیشه...

زانا
Tuesday 29 April 2008, 07:01PM
اتفاقا اینجا باید فقط گیر داد

هیوادار
Tuesday 29 April 2008, 11:13PM
:D
بله البته زانا کارش گیر دادن غیر از این....:D

mastaneh20_21
Wednesday 30 April 2008, 10:21AM
خب اخه زانا گناه داره نمیشه که همش زانا را ضایع کرد

زانا
Wednesday 30 April 2008, 07:15PM
نیست شما دوتا خیلی کم ضایع میشید

هیوادار
Wednesday 30 April 2008, 07:42PM
بدم نمیگی آدم اینجا 2 کار بیشتر نداره
یا اواتار عوض کنی یا هم به بقیه گیر بدی:D

زانا
Wednesday 30 April 2008, 07:44PM
یا مثل تو حرفای بیمزه بزنه

هیوادار
Wednesday 30 April 2008, 07:51PM
بهتر از این که صبح تا شب منتظر من ماتریس 4و5 و 6 و... بمونه تا هر دم اواتارش عوض کنه

زانا
Wednesday 30 April 2008, 07:54PM
بهتر از اینه که بری وسط ابرا و نزاری بارون بیاد بعدا بگی خشک سالی

هیوادار
Thursday 1 May 2008, 01:53PM
دیر گفتی....:D
آدم پنچر گیری قطار بکنه اما ضایع نشه...:D:D

زانا
Thursday 1 May 2008, 06:53PM
اها مثل الان تو دیگه

هیوادار
Thursday 1 May 2008, 08:30PM
هر کسی از ظن خود شد یار ما...

زانا
Thursday 1 May 2008, 08:37PM
به به چقدر هم که تو یار داری

هیوادار
Thursday 1 May 2008, 10:13PM
از کجا میدونی ندارم:D

زانا
Thursday 1 May 2008, 10:15PM
اها پس داری:D

هیوادار
Friday 2 May 2008, 06:42PM
هیچکس تو این دنیا تنها نیست

زانا
Friday 2 May 2008, 06:46PM
خوب شد گفتی خسته نباشی

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 09:52AM
اگه میدونستی چرا پرسیدی:D

زانا
Saturday 3 May 2008, 08:01PM
خواستم به بینم تو بلدی

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 08:22PM
خوب شد اطلاعاتت کامل شد:D

زانا
Saturday 3 May 2008, 08:46PM
هنوز یکم مونده به مرور زمان کامل میشه

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 09:38PM
مگه چقدر میخوای عمر کنی
جد قابیل بیشتر از اینم مگه عمر میکنه:D

زانا
Saturday 3 May 2008, 09:46PM
ای بابا من تازه اول زندگیمه

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 09:48PM
اوه چه اعتماد به نفسی
کی بره این همه راه:D

زانا
Saturday 3 May 2008, 09:51PM
من میرم اگه راه بیشتر از این باشه اسم کاربریم رو عوض میکنم میزارم
ره بوار
معنیش و املاش درسته؟

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 10:19PM
نه بیخالش شو آخه تنها کلمه ایی که درست نوشتی همین زاناست:D
معلوم نیست بقیه رو چطوری بنویسی:D

زانا
Saturday 3 May 2008, 10:21PM
:D
خب چرا میزنی تو ضوق بچه:D:smile21:

هیوادار
Saturday 3 May 2008, 10:32PM
من موندم چطور معلم ادبیاتت از دستت سکته نکرده

زانا
Sunday 4 May 2008, 07:16PM
:D
چرا سکته کنه اون صفر خودش رو میزاشت کلی هم حال میکرد

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 07:25PM
پس معلمت هم مثل خودت با حال بوده:D

زانا
Sunday 4 May 2008, 07:30PM
نه بابا معلمی که صفر بزاره کجاش باحال معلمی که بیست بده با حاله

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 07:39PM
بهت صفر داده این شدی اگه بهت بیست میداد چی میشدی:D

زانا
Sunday 4 May 2008, 07:41PM
اگه بیست می داد که الان نمی شستم شما به املای من گیر بدی خودم بهت املا یاد میدادم

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 07:49PM
استاد طوفان ....عمرا........:D

زانا
Sunday 4 May 2008, 07:52PM
ای بابا صد بار به مهران گفتم از این فیلما نسازه بچه ها جو گیر میشن

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 07:53PM
خوبه معنی جو گیر رو هم فهمیدیم:D:smile21:

زانا
Sunday 4 May 2008, 08:02PM
من اینجام که به شما چیز یاد بگم دیگه باید مفید باشم

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 08:08PM
تو رو خدا به زبون مادریت حرف نزن :smile34:

زانا
Sunday 4 May 2008, 08:15PM
راستی تایپکت رو خراب کردم

هیوادار
Sunday 4 May 2008, 08:21PM
از شما بیشتر از این توقع نمیره:D:D

زانا
Sunday 4 May 2008, 08:26PM
کلیم دلت بخواد تایپکت یه رونق دیگه گرفت

هیوادار
Monday 5 May 2008, 10:26AM
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.....:)

زانا
Monday 5 May 2008, 06:59PM
:D
زیر باران باید رفت
سرما باید خورد
پول دکتر را باید داد
و دیگر هیچ

هیوادار
Monday 5 May 2008, 07:41PM
برو دوباره بشور.......مثل اینکه تاثیر نداشته.....:D

زانا
Monday 5 May 2008, 07:43PM
ای بابا بارونا اسیدین

هیوادار
Monday 5 May 2008, 07:50PM
با آب مقطر چند بار تقطیر شده بشور .......... چون چشمهای شما با چیز دیگه ایی تمییز نمیشن.:D

زانا
Monday 5 May 2008, 07:52PM
چشم من همین جوریشم تمیزه با شیشه شور قبلنا شستم

هیوادار
Monday 5 May 2008, 08:10PM
راستم میگی برای همین اواتار ها رو خوب تشخیص نمیده همش تکراری میذاره :D

زانا
Monday 5 May 2008, 08:13PM
اتفاقا" چشم من مثل چشم عقامه تیز تیز حالا گرگام رو حساب نکینم:D

هیوادار
Monday 5 May 2008, 08:25PM
حالا اگه مثل چشمای عقاب بود یه چیزی نه عقامه...:D
حرفت رو ثابت کردی:D

زانا
Monday 5 May 2008, 08:28PM
خوب اون اشکال از زبان فارسیه چون عقام درست تره تا عقاب

برگبار
Monday 5 May 2008, 08:56PM
فوايد پاره آجر روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !

هیوادار
Thursday 8 May 2008, 07:36PM
نه شما میتونی یک دستور زبان جدید فارسی بنویسی:D

زانا
Thursday 8 May 2008, 07:45PM
حالا یکی پیدا شد تو تایپکت یه کلمه مفید بنویسه
من یه ادبیات جدید ساختم نمیبینی دارم ازش استفاده میکنم

هیوادار
Thursday 8 May 2008, 07:59PM
آها
نکنه جانشین همون معلم ادبیاتت که سکته کرد شدی:D

زانا
Thursday 8 May 2008, 08:05PM
نه بابا من رو بکشن معلم نمیشم:D

هیوادار
Thursday 15 May 2008, 02:15PM
:D:D
اصطاد اضیظم عذ اینکه به من خاندن ونوشتن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم!!!!!!!!
هدیه روز معلم
از طرف زانا

زانا
Thursday 15 May 2008, 07:10PM
:D
حالا اینا که نوشتی مگه مشکلی داره؟:smile09:

هیوادار
Thursday 15 May 2008, 07:18PM
مگه ماست فروشی هم میگه ماست من ترشه:D

زانا
Thursday 15 May 2008, 07:27PM
مگه ماست فروش از ماست خودش میخوره که بفهمه ترشه؟

هیوادار
Thursday 15 May 2008, 07:47PM
من که تاحالا ماست فروش نبودم ولی شما بهتر میدونی.

زانا
Thursday 15 May 2008, 07:52PM
ولی حالا بین خودمون باشه هیوادار تو شهر ما میگن دوغ تو چه طوری تبدیل کردی به ماست؟معمولا دوغ رو از ماست میسازن نه ماست رو از دوغ

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 09:33AM
اگه یکی مثل شما باشه که هیوادار رو دوغ معنی کنه از دوغ هم میتونه ماست میگیره

زانا
Saturday 17 May 2008, 06:48PM
:D
الان این نوشته باز منظوری داشت چون من خودش رو نفهمیدم چه برسه به منظورش رو

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 06:59PM
اره ولی از قدیم گقتن جوینده یابنده است.

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:00PM
:D
کارت تو ادبیات عالیه حیف که کل ضرب المثل هات به نوشته های من هیچ ربطی نداره:D

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:12PM
شما سعی کن وناامید نشو حتما ربطشو پیدا میکنی.

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:13PM
تو ضرب المثل میگی من ربطش رو بگم؟:oبه نظر من که ربطش تو بیربطی بود

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:21PM
بلاخره از همین جاها باید تقسیم کار رو یاد بگیرین.

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:24PM
دلت رو خوش نکن من عمرا دست به سیاه سفید بزنم

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:33PM
شب دراز است وقلندر بیدار:D

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:43PM
بازم بی ربط بود

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:47PM
باید علاوه بر کلاس استاد طوفان یه کلاس پیدا کردن ارتباط هم بری

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:52PM
جمله های تو مرتبط نیست به من چه دخلی داره؟

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:54PM
دخلش این که شما باید کمی دقت کنی.

زانا
Saturday 17 May 2008, 07:56PM
خب تو یه جوری ربطش بده که دقت نخواد

هیوادار
Saturday 17 May 2008, 07:58PM
باشه سعیمو میکنم

زانا
Saturday 17 May 2008, 08:01PM
خسته نشی یه وقت

هیوادار
Sunday 18 May 2008, 08:17PM
نه خسته نمیشم اوناییکه ناراحتی قلبی دارند باید مواظب باشند.

زانا
Sunday 18 May 2008, 08:21PM
:D
تو گیر دادی به این قلب ها از لج تو عوضش میکنم
میرم تو کار ورزش

هیوادار
Monday 19 May 2008, 07:57PM
زانا = حرف گوش کن:eek:

زانا
Monday 19 May 2008, 07:59PM
تازه کجاش رو دیدی من اینقدر حرف گوش کنم مهرداد میدونه

هیوادار
Monday 19 May 2008, 08:15PM
راست میگی از محدود شدن لحظه به لحظتون مشخصه

زانا
Monday 19 May 2008, 08:19PM
خب اینا از حرف گوش کنیه اگه حرف گوش کن نبودم که هر بار با یه اسم کاربری بالا می اومدم

هیوادار
Monday 19 May 2008, 08:29PM
از کجا معلوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زانا
Monday 19 May 2008, 08:31PM
به جان سعید
من جز
زانا
زانازانا
زانا++
مدیر کل باشگاه
دیگه اسم کاربری دیگه ای نساختم:D
اینا اونا بود که لو رفت هنوز چنتش لو نرفته

هیوادار
Monday 19 May 2008, 08:39PM
خوب خدا رو شکر این شجاعت دارین که راستش رو بگین

زانا
Monday 19 May 2008, 08:41PM
الان که مهرداد محدود
مهردا به جان سعید وس وسه شدم وگرنه من عمرا چند صد اسم کاربری نمی ساختم

هیوادار
Monday 19 May 2008, 08:47PM
وسوسه جد بزرگ :eek:

زانا
Monday 19 May 2008, 08:56PM
پس چی اینقدر کیف میده چنتا اسم کاربری داشته باشی

هیوادار
Monday 19 May 2008, 08:58PM
دیدین بلاخره از زبون شما حقیقت رو شنیدیدم
مهرداد بیا محدودش کن

زانا
Monday 19 May 2008, 09:00PM
تو دیگه چرا بزرگ ترت رو صدا میزنی

هیوادار
Monday 19 May 2008, 09:04PM
اختیار دارین جد بزرگ مهرداد مگه چند سالشه که از شما بزرگتر باشه

زانا
Monday 19 May 2008, 09:14PM
مهردا که ده سالی از من بزرگ تره

هیوادار
Monday 2 June 2008, 05:03PM
یعنی جد نهم ما:smile09:
پس مهرداد هم با ما فامیله

mastaneh20_21
Sunday 8 June 2008, 11:12AM
نیست شما دوتا خیلی کم ضایع میشید
من که یادم نمیاد ما ضایع شده باشیم
هیوادار تو یادت میاد؟

هیوادار
Sunday 8 June 2008, 06:53PM
مستانه جون حرفهاي زانا رو هیچ وقت جدی نگیر

زانا
Sunday 8 June 2008, 06:56PM
از بس ضایع شدید از دسته تون شمارش در رفته

هیوادار
Sunday 8 June 2008, 07:13PM
موسي همه رو به كيش خوى پندارد

زانا
Sunday 8 June 2008, 07:28PM
نه به جان سعید من موسی نیستم هر چیمیگم عین حقیقته

هیوادار
Sunday 8 June 2008, 07:33PM
خوبه معني حقيقت رو هم فهميدیم

زانا
Sunday 8 June 2008, 07:41PM
مگه قبلنا نمی دونستی؟حیف شد کاش زود تر عضو باشگاه میشدی

هیوادار
Sunday 8 June 2008, 09:29PM
آره همون یه ذره سوادی هم که برامون مونده میپرید

زانا
Sunday 8 June 2008, 09:38PM
خب اشکال نداره هنوز هم خوبه میپرونیم برات

نگارینا
Monday 9 June 2008, 05:11PM
http://www.pic4ever.com/images/25r30wi.gif
چه بحث مفیدی

زانا
Monday 9 June 2008, 08:20PM
این شکلکا رو نداشتی چیکار میکردی؟

نگارینا
Monday 9 June 2008, 08:23PM
مینوشتم:قهقه

زانا
Monday 9 June 2008, 08:43PM
اخه خسته می شدی

نگارینا
Monday 9 June 2008, 08:49PM
می خوای پیدا کنم شکلکشو

زانا
Monday 9 June 2008, 09:02PM
نه برات زحمت میشه

هیوادار
Monday 9 June 2008, 10:21PM
نگارینا کاش زود تر از اینا می اومدی باشگاه

نگارینا
Tuesday 10 June 2008, 11:18AM
چرا؟
سوالی داری عزیزم؟
بپرس راحت باش
از اطلاعات من استفاده کن
:smile21:

mastaneh20_21
Tuesday 10 June 2008, 02:14PM
از بس ضایع شدید از دسته تون شمارش در رفته
تو که اصلا شمارش بلد نیستی چی میگی

هیوادار
Tuesday 10 June 2008, 08:09PM
نه عزیزم
فقط میخواستم در ادامه سلسه جبال اعتماد به نفستون بگم خیلی با حال حال میگیری جای خاصی آموزش دیدی ؟

نگارینا
Tuesday 10 June 2008, 08:13PM
منو میگی هیوا؟
آره خوب یه دوره 6 ماهه مقدماتی
ویه دوره فشرده ی 2 ماهه نکمیلی
الان هم دوره ی تخصصی رو دارم می گذرونم

زانا
Tuesday 10 June 2008, 09:18PM
من تا سه بلدم خودش خیلیه
سه تا دختر که همیشه کم میارن
هیوادار
نگارینا
مستانه

هیوادار
Wednesday 11 June 2008, 08:54PM
یه زانا که مدتهاست استخدام شهرداری شده ( آسفالت کردن جاده های خاکی)

زانا
Wednesday 11 June 2008, 09:28PM
یه زانا که به این شغل افتخار میکنه

نگارینا
Wednesday 11 June 2008, 09:47PM
دوتا از اعضای یه خونواده که این جارو با یه مرغ دارم اشتباهی گرفتن:smile21:

زانا
Wednesday 11 June 2008, 09:52PM
یه تازه وارد که بگو به تو چه

هیوادار
Thursday 12 June 2008, 12:19AM
پس چرا رکورد کم آوردن خودت رو به بقیه نسبت میدی

زانا
Thursday 12 June 2008, 07:26PM
من تو کم اوردن رکورد دارم چون صفره رکوردم همه کم اوردن الا من

هیوادار
Thursday 12 June 2008, 07:33PM
واما اینبار تقدیم جام اعتماد به نفس به جناب زانا.:D

زانا
Thursday 12 June 2008, 07:37PM
:D
شام هم میدن؟البته اگه دست پخت تو هست نمی خوام

نگارینا
Thursday 12 June 2008, 07:42PM
نه شامو از بیرون میگیریم
مهمون هیوا

هیوادار
Thursday 12 June 2008, 07:44PM
مجید دلبندم جام نه شام

زانا
Thursday 12 June 2008, 07:44PM
جان تو؟

هیوادار
Thursday 12 June 2008, 07:49PM
نه چرا جون من
از خودت مایه بذار

زانا
Thursday 12 June 2008, 07:55PM
منظورم جون تازه اورد بود

نگارینا
Thursday 12 June 2008, 07:57PM
منظورت بیخود کرده با خودت

زانا
Thursday 12 June 2008, 08:08PM
عفت کلام داشته باش تاز نزدم زیر چشمات بادمجون بکارم

نگارینا
Thursday 12 June 2008, 08:09PM
عمرا
نمی تونی

زانا
Thursday 12 June 2008, 08:20PM
:D
چقدر تو دلت می خواد من عملی کارا رو انجام بدم

نگارینا
Thursday 12 June 2008, 08:23PM
خوب میدونم فقط می حرفی:smile21:
از طرفی میخوام نتیجه شو ببینی

زانا
Thursday 12 June 2008, 08:32PM
:D
خب من یاد گرفتم از نیروم برای ادب کردن بچه پر رو ها استفاده نکنم

نگارینا
Thursday 12 June 2008, 08:35PM
بابا نیرومند:smile21:

زانا
Thursday 12 June 2008, 09:05PM
این رو میگن قدرت

نگارینا
Friday 13 June 2008, 12:24PM
بابا قدرتمند:smile21:

mastaneh20_21
Saturday 14 June 2008, 10:31AM
من تا سه بلدم خودش خیلیه
سه تا دختر که همیشه کم میارن
هیوادار
نگارینا
مستانه
باز رفتی تو توهم؟

mastaneh20_21
Saturday 14 June 2008, 10:33AM
یه زانا که مدتهاست استخدام شهرداری شده ( آسفالت کردن جاده های خاکی)
هیوادارم بالاخره به حرف من رسید

زانا
Saturday 14 June 2008, 07:26PM
:D
عجب لحظه وصالی

mastaneh20_21
Sunday 15 June 2008, 01:38PM
تو هنوز تو توهم مرد شدنی بابا پس اون خواستگاری چی شد نرسیدی به وصال؟

زانا
Sunday 15 June 2008, 08:05PM
:D
از این حرفا نزنی من کی خواستم با وصال ازداواج کنم؟وصال بفهمه پوست تو رو قلفتی میکنه وصال بیا این بهت توهین کرد

نگارینا
Wednesday 18 June 2008, 12:07PM
آره واقعا
مستانه فرار کن چون این یارو وصال اصلا اعصاب نداره

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 06:59PM
نگار چقدر اواتورتون جون سخته یه هفتس قلبش دراومده هنوز زنده اس

زانا
Wednesday 18 June 2008, 07:04PM
:D
اصلا ادم نیست

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 07:15PM
خودش یا اواتورش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زانا
Wednesday 18 June 2008, 07:21PM
:D
اوتارش

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 07:26PM
دیگ به دیگ میگه بفرما ته دیگ

زانا
Wednesday 18 June 2008, 07:45PM
:D
چه بیمزه

نگارینا
Wednesday 18 June 2008, 07:48PM
:D:D:D

زانا
Wednesday 18 June 2008, 07:51PM
نیشت رو به بند

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 09:56PM
اواتور زانا آخر مزه ست

زانا
Wednesday 18 June 2008, 09:57PM
به به اوتار عوض کردی مبارکه

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 10:09PM
گفتم شاید بعضیا یاد بگیرند

زانا
Wednesday 18 June 2008, 10:10PM
خدا نکنه کسی یاد بگیری از این اوتار های به درد نخور بزاره

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 10:21PM
خدا نکنه بعضیا به ماتریکس گیر داده باشن

زانا
Wednesday 18 June 2008, 10:23PM
خدا نکنه کسی به ماتریکسای من حسودیش بشه

هیوادار
Wednesday 18 June 2008, 10:29PM
خدانکنه که ماتریکس حسودی شدن هم داشته باشه

زانا
Thursday 19 June 2008, 07:16PM
:Dاز این گل و گلزارا که بهترن

هیوادار
Friday 20 June 2008, 11:18AM
برای تقویت روحیه است
دلمون از دست اواتورهای شما گرفت:rolleyes:

زانا
Saturday 21 June 2008, 07:15PM
به به رفتی تو کار مامایی

هیوادار
Saturday 21 June 2008, 07:35PM
ای کاش مناسبتشو بدونی که نزدیک روز مادر و ربطی به مامایی نداره.

زانا
Saturday 21 June 2008, 07:43PM
اها خب پس روز مادر تموم نشد؟

هیوادار
Saturday 21 June 2008, 07:56PM
بهتره از اینکه تمام سال اواتور بی مناسبت وثابت بذاری

زانا
Saturday 21 June 2008, 08:07PM
:D
این کلی هم مناسبت داره
همیشه روز نو اوری ابتکار و خلاقیت هست چیزی که من ندارم

هیوادار
Saturday 21 June 2008, 09:49PM
نو آوری میتونه اکتسابی باشه

نگارینا
Sunday 22 June 2008, 10:15AM
البته برای کسی که توانایی اکتسابو داشته باشه:D

MSR
Sunday 22 June 2008, 11:37AM
:smile07::smile07::smile07::smile07:روزها فکر من اینست وشبها سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم:smile07::smile07::smile07::smile07:

:smile59::smile59::smile59::smile59::smile59:

:smile07::smile07::smile07::smile07:من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم

آنکه آورد مرا باز برد در وطنم:smile07::smile07::smile07::smile07:

اولین پست این تایپیک.......................................و الان ببین تایپیک به چه روزی افتاده؟اخه من نمی دونم این تالار مناسبت چرا اینجوریه؟!!...مسابقه دخترا و پسرا که جای دیگه هست...کل کل هم نیز!:smile31:

نگارینا
Sunday 22 June 2008, 11:52AM
ما داریم باهم آشنا میشیم
منتها روشمون یه کم با شما میفرقه:D

MSR
Sunday 22 June 2008, 11:56AM
اهان مگه تو از روش من خبر داری؟!:smile55:

نگارینا
Sunday 22 June 2008, 12:30PM
نه
ولی تعجبتون از روش ما اینو میرسونه

mastaneh20_21
Sunday 22 June 2008, 03:10PM
مگه تو بچه های باشگاه کسی به نام وصال داریم؟

زانا
Sunday 22 June 2008, 07:15PM
اره نمیشناسی؟کل عمرت بر فناست

mastaneh20_21
Wednesday 25 June 2008, 02:59PM
مگه کیه؟

زانا
Wednesday 25 June 2008, 07:18PM
:D
چه میدونم یه بنده خدای
برو تحقیق کن به بین کیه:D

mastaneh20_21
Sunday 29 June 2008, 03:30PM
تو هم که کل عمرت بر فناست

زانا
Sunday 29 June 2008, 08:15PM
اتفاقا" من چند سال از مملکت جلوم

تورج 345
Sunday 6 July 2008, 01:40PM
موسیو زانا می شه بپرسم کفشتون چی یه ؟
حححححمید!

زانا
Sunday 6 July 2008, 08:16PM
فانتوم

فرزند آدم
Sunday 6 July 2008, 08:29PM
فانتوم چیه دیگه؟

تورج 345
Sunday 6 July 2008, 08:41PM
نه بابا هواپیماتونو نگفتم !
کفشتون چی یه ؟:D

فرزند آدم
Sunday 6 July 2008, 08:47PM
آهان اونوقت چجوریاست اینجا؟

تورج 345
Sunday 6 July 2008, 08:49PM
نمی دونم
ولی دکتر زانا فرمودن چند گام از ملت ما جلوترن.

زانا
Monday 7 July 2008, 07:47PM
:D
هیچی بابا تورج خان می خواد دوماد بشه داره مزه میریزه

فرزند آدم
Monday 7 July 2008, 08:01PM
اونوقت همین جناب تورج مدل کفش تورو واسه عروسی اش میخواد؟:D

زانا
Monday 7 July 2008, 08:11PM
اره می خواد شیرینی برام کفش بخره

فرزند آدم
Monday 7 July 2008, 08:18PM
ایولا بابا زانا نصف نصف یه لنگه اش ماله من یه لنگه اش هم مال تو
عروسی هام جبران میکنم هااااااااااا خودت که میدونی میخوام چهارتا زن بگیرم:D

زانا
Monday 7 July 2008, 08:38PM
کفشای کنه من واسه تو

فرزند آدم
Monday 7 July 2008, 08:49PM
باشه زانا خان بزا زن بگیرم اگه چیزی بهت دادم حالا ببین