PDA

نمايش نسخه نهائي : تو را دوست دارم


maryam
Saturday 26 July 2003, 06:58PM
اگر صدايم كني شادمانه بال مي گشايم.غصه هايم را در سبدي مي ريزم و پشت در مي گذارم. آنگاه به آسمان خيره مي شوم تا فرشته ها از پله هاي ستاره پايين بيايند و مرا با خود ببرند.
اگر همه ي درختان دنيا مال من بودند، دفترهاي بي شماري گرد مي آوردم. هر درختي، دفتري و هر دفتري پر از عاشقانه هاي من براي تو...:smile07:


ادامه دارد.....

گناهكار
Saturday 26 July 2003, 09:41PM
و باز ميگويم كه از بازترين پنجره ها شعرها سرودم
برايم چشمانت
اما من كجا تو كجا
فاصله بسيار است من را طاقت نگريستن به تو نيست

maryam
Saturday 26 July 2003, 10:08PM
اگر همه ي پنجره هاي دنيا -حتي در دورترين و ناشناخته ترين نقطه ي اين كره ي خاكي- مال من باشند، از قاب رنگين و تازه يا رنگ و رو رفته و فرسوده ي آنها فقط تو را نگاه مي كنم و جز تو هيچ چيز و هيچ كس را به چشمهايم راه نمي دهم.

mdq
Saturday 26 July 2003, 11:02PM
نوشته شده بوسيله گناهكار
و باز ميگويم كه از بازترين پنجره ها شعرها سرودم
برايم چشمانت
اما من كجا تو كجا
فاصله بسيار است من را طاقت نگريستن به تو نيست
عشق صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايست كه غرق احساسند

maryam
Saturday 26 July 2003, 11:27PM
من براي اينكه بدانم چگونه بايد دوستت داشته باشم، سالها با شور و شوق فراوان نزد گلهاي آفتابگردان درس خوانده ام و براي اينكه بدانم چگونه بايد به تو برسم، سالها در امتداد شني ساحل نشسته ام و پيوستن اولين قطره هاي رود به دريا را ديده ام.
اي خورشيد دست نيافتني من! باور كن به چشمهايت ايمان دارم و اگر چشم در چشمهايم بدوزي از هزار شمع زيارتگاه روشن تر مي شوم.

گناهكار
Sunday 27 July 2003, 12:09AM
بشور اوراق اگر همدرس مائي
كه علم عشق را دفتر نباشد
از واژه ها هراسانم كه چنگ من شده اند براي فرار از بيهودگي

ارزو
Saturday 31 January 2004, 10:14PM
گل را دوست دارم بخاطرعطرش
پروانه را دوست دارم بخاطر پرهايش
شمع را دوست دارم بخاطر اشكش
وتورا دوست دارم ببي آنكه بدانم چرا؟....

asheghe iran_p
Sunday 1 February 2004, 07:40PM
وقتی ديگر نبود ،

من به بودنش نيازمند شدم.


وقتی که ديگر رفت ،

من به انتظار آمدنش نشستم.


وقتی که ديگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،

من او را دوست داشتم.


وقتی که او تمام کرد ،

من شروع کردم ....

وقتی او تمام شد .... من آغاز شدم.


و چه سخت است تنها متولد شدن ،

مثل تنها زندگی کردن است ...

مثل تنها مردن !

نادون
Wednesday 2 June 2004, 11:04PM
دو چيز را دوست دارم يكي گل را و ديگر تو را
گل را براي تو
و تو را براي هميشه


روزي ما دوباره كبوتر هايما را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خودهد گرفت
قفل افسانه ايست
و دوست داشتن براي زندگي بس است----شايد

asheghe iran_p
Thursday 3 June 2004, 05:24AM
يكي را دوست ميدارم ولي هرگز نميداند
سفر كردم كه از يادم بري ديدم نميشه
آخه عشق يه عاشق با نديدن كم نميشه
تو كعبهء عشقي و من عاشق رو به قبلتم
به خاطر تو از حادثه ها گذشته ام
كفر اگر نباشد اين من از خدا گذشته ام

نادون
Thursday 3 June 2004, 02:51PM
پدرام جان اخر ادبیات بابا مزنا رو چیکار کردی مصرغ و قافیه کو پس؟؟;)



روز گار غریبی است نازنین
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

ارزو
Thursday 3 June 2004, 06:45PM
مجيد پستوي خانه
يا پستوي دل

asheghe iran_p
Friday 4 June 2004, 02:18AM
پدرام جان اخر ادبیات بابا مزنا رو چیکار کردی مصرغ و قافیه کو پس؟؟;)

آدم عاشق اسم خودش و يادش ميره چه برسه به قافيه:)

ارزو
Saturday 5 June 2004, 10:58AM
توراميشناسم اي شب گرد عاشق
توكه بااسم شب من اشنايي

نادون
Sunday 6 June 2004, 07:46PM
کج خیلی می کند روح بلند پرواز من
می رود روی بلندی فکر پرواز می کند

ارزو
Wednesday 9 June 2004, 09:26AM
دوست دارم شمع باشم كه خود تنها بسوزم بر سر بالينت اي دوست از غم فردا بسوزم دوست دارم ماه باشم تا سحر بيدار باشم تا چو مشعل بر سر راهت در اين صحرا بسوزم دوست دارم ژاله باشم به خاك پايت افتم تا چو گل شاداب باشي

نادون
Friday 11 June 2004, 01:38PM
هر موقع شلزرد داشتیم روش نوشتم دوست دارم
در گوش مامانم گفتم دوست دارم
اون روز وقتی از روی آتیش می پریدی گفتم دوست دارم
بی حواسم و گیج ولی دوست دارم
صبحا که از خواب پا میشم تو زنگ تفریح دومی و داری می خندی و من دوست دارم
لنگنه ظهر و من خمار خوابم ولی باز دوست دارم
دفتر و قرض گرفتم برای یه حرف که روی صفحه ی اخر و اولش بگم . دوست دارم
کارای دیوانه وار من برای اینه که بگم بخدا دوست دارم

maryam
Saturday 12 June 2004, 01:46PM
نادون خيلي عالي بود!
دستت لاي در گير نكنه

mehregan
Thursday 22 July 2004, 02:32PM
تو چه داني كه پس هر نگه ساده من
چه جنوني چه نيازي چه غمي است
يا نگاه تو كه پر عصمت و ناز بر من افتد
چه عذاب و ستمي است
دردم اين نيست ولي
دردم اين است كه من بي تو دگر
از جهان دور و بي خويشتنم
پوپكم آهوكم
تا جنون فاصله اي نيست از اينجا كه منم

mahdi1060
Thursday 22 July 2004, 03:46PM
:mad:اي بابا چرا گير ميدي؟ دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم تا قيامت. اصلا به تو چه كه من دوستت دارم؟

maryam
Sunday 1 August 2004, 05:28AM
دوستت دارم ديوونه....اين خط | و اين نشونه < :smile10: :smile07:

maryam
Sunday 1 August 2004, 05:34AM
بند بند وجودم
به بند بند وجودت بسته است
با اينهمه بند
چه ازادم:cool:

ارزو
Monday 16 August 2004, 09:25PM
وقتی که تر کم کردی از خود بی تاب شدم

در خود شکستم من از خواب بی خواب شدم

آه چی میشد که عشق تو عشقی دروغین نبود

دوستت دارم گفتن تو وعده ای شیرین نبود

وسوسه های تو نگات منو به دامت انداخت

رنگ قشنگ اون چشات کار دل منو ساخت

وای که جدایی واسه من لحظه آخرم بود

رفتن تو برای من شکسته باورم بود

تو که رفتی ولی عشق می مونه

نفسم اسم تو رومی خونه

عشق تو توی رگام می جوشه

دل من قدر تو رو می دونه

عاشق شدن برای تو بیهوده بودن است بود

برای تو عمر وفا کوتاهتر از نفس بود

میون عشقای خدا عشق تو شد نصیبم

مگر گناه من چی بود که دادی تو فریبم...

mahdi1060
Friday 20 August 2004, 01:00AM
اي دوست داشتني نمي توانم دوستت ندارم
و تو نمي تواني دوستم بداري؟

asheghe iran_p
Friday 20 August 2004, 06:32PM
عشق به شكل پرواز پرنده است عشق خواب يه أهوي رمنده است

من زائري تشنه زير بارون عشق چشمه أبي اما كشنده است

من ميميرم از اين أب مسموم اما اونكه مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين أب مسموم مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار دروغ اين صدا رو به گور قصه ها بسپار

صدا كن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن دليل أخرينم باش منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش

طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده مرگ أغاز راه قصه بوده

من راهي شدم نگو كه زوده اون كسي كه سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

فربد
Tuesday 31 August 2004, 04:35PM
دوست دارم هيچي رو دوستندارم

ارزو
Tuesday 28 September 2004, 04:27PM
وقتي نگات ميكردم
شعر نگفته ديدم
تورو مثه گل سرخ تازه تازه ديدم
چو دانه هاي شبنم
خنك مثه سحرگاه
صدف ميشم به دورت
اي مرواريد دريا

آتش عشق رو چهرت
سرخي لاله داره
هميشه از نگاهت
مهربوني ميباره

تو كه رو منبر عشق
به سجدگاه نشستي
پرستش يگانه
خداي خود نشستي

برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
كه من چهقدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم


عشقه من و باور كن
حرف من و باور كن
حقيقت صداي
قلب من و باور كن

براي ابراز عشق
اندازه ي نداشتم
اگر كردم جسارت
من چاره ي نداشتم

برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
كه من چهقدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم


وقتي نگات ميكردم
شعر نگفته ديدم
تورو مثه گل سرخ تازه تازه ديدم
چو دانه هاي شبنم
خنك مثه سحرگاه
صدف ميشم به دورت
اي مرواريد دريا

آتش عشق رو چهرت
سرخي لاله داره
هميشه از نگاهت
مهربوني ميباره

تو كه رو منبر عشق
به سجدگاه نشستي
پرستش يگانه
خداي خود نشستي

برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
كه من چهقدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم

ارزو
Tuesday 28 September 2004, 04:30PM
دنیا رو من می بـینم ،توی چشای خسته اَت
سایهء غم نشسته ،
روی لبای بسته اَت روی لبای بسته اَت
قفل سُـکوتُ بشکن ،دنیای ما قشنگه
دنیای پاک عاشق ،
آسمونش یه رنگه آسمونش یه رنگه

قلب من از تو روشنه ،بَرکـَتِ صبح روشنی
بی تو نمیتونم باشم ،هر جا برَم تو با منی
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم

تو خلوت یه کوهی ،غروب چشمه ساری
یه آهوُی نجیبی ،پرندهء بهاری پرندهء بهاری
تـَنِت مثه کویره ،کویر گرمو خاکی
تو تشنه ای ولیکن ،
همیشه خوبو پاکی همیشه خوبو پاکی

قلب من از تو روشنه ،بَرکـَتِ صبح روشنی
بی تو نمیتونم باشم ،هر جا برَم تو با منی
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
بخون توُ خونه چشام ببین فقط تورو میخوام
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو دارم
دوسِت دارم دوسِت دارم ،توُ زندگی تورو

maryam
Tuesday 12 October 2004, 08:00PM
تو برام خورشيد بودي توي اين دنياي سرد
گونه هاي خيسمو دستاي تو پاك ميكرد

قاصدك
Sunday 26 December 2004, 10:57PM
آندم كه با تو باشم, يك سال هست روزي

واندم كه بي تو باشم, يك روز هست سالي!

asheghe iran_p
Sunday 26 December 2004, 11:24PM
اگه من شاخه خشكم
نفس سبزه برگي
اگه من شيشه ماتم
تو بهانه اي عزيزم
اگه من حسرت خاكم
دعوت شرشر آبي
اگه من خسته ز رفتن
تو برام بال شتابي
اگه نوحم تويي عمرم
تو صدايي من سكوتم
عشق تو يه سرنوشته
بوي تو بوي بهشته
خدا اسم تو تو قلبم
با دوست دارم نوشته
دوست دارم
دوست دارم
با دوست دارم نوشته

sasan202
Tuesday 18 January 2005, 09:06AM
اي ساده صبور و اي باده شعر و شعور ديشب براي تو ترانه اي سرودم
باهاهاي درد با قلب پر اميد پنجره دل را گشودم من سالهاست كه فرياد مي زنم اما هرگز كسي مرا بنام دوست (عشق) صدا نكرده است
من راهيم به شهر پر از دروازه هاي عشق آنجا كه بر سر در رفيعش نوشته شده:
عشق-عشق-عشق
:smile58:
sasan202@yahoo.ca

ارزو
Wednesday 16 February 2005, 03:53PM
در بستر تنهايي
شب تا به سحر بيدار مانده بود
و من، غرق روياي شيرين دوست داشتنها
با هم بودنها
آسمان دلم پر ستاره بود
ماه در کنارم آرميده بود
به هر کجا که مي نگريستم
روشنايي بود و نور
تلاءلو مهتاب
آه روياي قشنگ با تو بودن
در سپيده دم بيداري
شب آرام
در کنار بسترم خوابيده بود

sasan202
Monday 21 February 2005, 08:40AM
اي جام چهل كليد , و اي ياس تن سپيد
دريك هواي سرد
من سالهاست كه فرياد مي زنم
اما هرگز كسي مرا به نام عشق صدا نكرده است
آرزوي عشق من تو هستي
بيا رخ ماهت را ببينم
از گوشه لبانت غنچه اي گل بچينم......................
sasan202@yahoo.ca

nazila
Thursday 15 December 2005, 05:30PM
به رخسارت که چون مهتاب زيباست
به چشمانت که رنگ آبي درياست

به لبخندت که چون لبخند گلهاست
به آن نازي که در چشم تو پيداست

به گلهاي بهار و عشق و مستي
به جام جان من کانرا شکستي

به آن عهدي که بستي و گسستي
به قرآني که آن را مي پرستي

قسم اي نازنين تا زنده هستم
تو را من دوست دارم مي پرستم

mahdi1060
Sunday 18 December 2005, 05:05PM
سحرناز! :eek:
این تو بودی این تاپیکو زدی؟:confused:
خوبه قدیما عشقولانه بودی حالا که به من رسید اینجوری شدی؟!:smile31:
خب محض منحرف نشدن تاپیک:
گفتم به صدا شکست هر چیز شکست
جز خواب من از غمت که لبریز شکست
گفتا: مشکن گفتم پرهیزم و وی
بوسید مرا و گفت: پرهیز شکست.
نیمایوشیج

maryam
Tuesday 20 December 2005, 04:43PM
ها؟ خو آره :smile40: اون موقع ها که مجله ی روزهای زندگی میخوندم :smile55:




اگر من تو را دوست دارم
این به تو چه ربطی دارد؟!؟

:p

saghar.f
Friday 6 November 2009, 09:59AM
تمامی دینم به دنیای خاکی
شراراه ی عشقی
که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی

Zahraa
Tuesday 8 December 2009, 10:19PM
بال شکسته پر گشودن هنر است
اين را همه ی پرندگان می دانند...
من اسير غم چشمان کبوتر بودم
بام چشمان تو پروازم بود
و نمی دانستم گاهی بام هم دام شود
دل که بيچاره ی پرواز بود
يادگاری شد و در بام افتاد
ماندگاری شد و در دام افتاد

Zahraa
Monday 28 December 2009, 09:30PM
http://www.passionup.com/valentine/images/bgredneonhrt.gif


می شود با تو
هزار بار
نوشت
اگر زندگی تنها
یک ثانیه باشد
در کنار تو
من آن را پذیرایم
....
یک ثانیه ...
تا در چشمان تو
آرام گیرم

Zahraa
Monday 28 December 2009, 09:30PM
دیوانه نمی گوید دوستت دارم

دیوانه می رود تمام دوست داشتن را

به هر جان کندنی

جمع می کند از هر دری

می زند زیر بغل

می ریزد پای کسی که

قرار نیست بفهمد دوستش دارد

Zahraa
Monday 28 December 2009, 09:31PM
عاشقانه‌های من
به هیچ درد دنیا نمی‌خورد
این را همه می‌گویند.
تو دنیای منی!
همین کافیست.

hame_854
Tuesday 29 December 2009, 01:19AM
غمینم و تنها ، به خلوت شب ها ، شکسته دلم را ، جدایی تو
چو شعله ی لرزان ، چو آتش سوزان ، شرر زده بر جان ، جدایی تو

نه برق امیدی ، نه نور نویدی ، نه صبح سفیدی در این شب غم
به جان زده آذر ، فراق تو دیگر ، دلم شده یک سر لبالب غم

عشق تو شد چون دام بلا ، کرده پریشان حال مرا
چه چاره کنم با جدایی تو
عشق تو شد چون دام بلا ، کرده پریشان حال مرا
چه چاره کنم با جدایی تو

در آتش آهم ، دو دیده به راهم
که بی تو اسیر سکوت شبم

بیا به کنارم ، بین شب تارم
بیا که دگر جان بود به لبم

آتشی زده در دل من به خدا
از برای دلم شده درد و بلا
جدایی تو

نشسته به راه تو دل نگران ، بهار جهان بی تو گشته خزان
نه برق امیدی ، نه نور نویدی ، نه صبح سفیدی در این شب غم
به جان زده آذر ، فراق تو دیگر ، دلم شده یک سر لبالب غم

غمینم و تنها ، به خلوت شب ها ، شکسته دلم را ، جدایی تو
چو شعله ی لرزان ، چو آتش سوزان ، شرر زده بر جان ، جدایی تو

Zahraa
Thursday 31 December 2009, 03:03PM
امشب دلم برای حضور تو لک زده
یادت به زخم کهنه ی قلبم نمک زده
بالا خدا ، که من وَ تو را آفریده بود
پایین ؛ منی که هیچ کسی را ندیده بود

زنده یاد نجمه زارع

hame_854
Friday 1 January 2010, 01:31AM
به شعر می‌مانی تو،

هر بار که می‌خوانمت ،

دوباره سروده می‌شوی...

Zahraa
Sunday 3 January 2010, 11:15AM
ميرسد روزي كه بي من روزها را سر كني
ميرسد روزي كه مرگ يار را باور كني
ميرسد روزي كه تنها در كنار قبر من
شعرهاي كهنه ام را مو به مو از بر كني

Zahraa
Sunday 3 January 2010, 11:15AM
من بالهایی برای پرواز می یابم
آه ، من زنده ام

وقتی مرا صدا می زنی
وقتی صدای نفس كشیدنت را می شنوم
بالهایی برای پرواز می یابم
و احساس می كنم كه زنده ام

hame_854
Wednesday 6 January 2010, 01:11AM
من تو را تا بی کران ها من تو را تا کهکشانها
از زمین تا اسمانها دوست دارم می پرستم
من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها دوست دارم می پرستم
من تو راتا عمق هستی با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه هایه انتظارم
عاشقم با این نگاه بی قرارم
من تو را همچون پرستو یاسمن ها نسترن ها
من تو را با انچه هستی دوست دارم می پرستم

manon
Wednesday 6 January 2010, 01:20AM
سارا نوشت،‌ قصة دارا شروع شد
باران گرفت و مستی دریا شروع شد

بادی وزید، کاسه مجنون شکست،‌ بعد
ناز و ادا و عشوة لیلا شروع شد

تا سجده کردمت آن روز، واقعاً
کافر شدم، و دعوی فتوا شروع شد

نرگس‌ترین نگاه تو امشب کنار من!
خوابم گرفت، قصه و رویا شروع شد

بال و پرم شدی که به پرواز آریم
مریم شدی، قنوت مسیحا شروع شد

دارم هبوط می‌کنم از چشم نرگسی‌ت
از آن دقیقه بازی دنیا شروع شد

حتی هزار بار سیب هوس را بیاوری
من می‌خورم که فتنة حوّا شروع شد


علی صفری

manon
Wednesday 6 January 2010, 01:44AM
وای که "دوستت دارم"
چه ظرفیتی دارد برای دروغ بودن

hame_854
Wednesday 6 January 2010, 01:54AM
از دور حرکت می کنیم
تا به نزدیک تو برسیم
تو اگر مانده باشی
تو اگر در خانه باشی
من فقط به خانه تو آمدم
تا بگویم
آواز را شنیدم
تمام راه
از تو می خواستم
مرا باور کنی
که ساده هستم
تو رفته بودی
کنون گفتم
که تو هستی
تو اگر نبودی
نمی دانستم
که می توانم
باران را در غیبت تو
دوست بدارم

manon
Wednesday 6 January 2010, 01:57AM
خداحافظی که می کنی

هی بیشتر

دوست داشتنم می آید

manon
Friday 8 January 2010, 12:24AM
من صد و چهل بار مردم
و هر بار
با بوسه های تو
زنده شدم.
و اینك
كه لبان تو نیست
جرأت مردن ندارم

YAGHOT SEFID
Sunday 10 January 2010, 04:04PM
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وان سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دوسه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای سالک عارف
جهدی کن و سر حلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگران است
گو می رسم اینک به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش
ای درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل روان از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش

YAGHOT SEFID
Sunday 10 January 2010, 04:06PM
آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می‌برد
ترک از خراسان آمدست از پارس یغما می‌برد

شیراز مشکین می‌کند چون ناف آهوی ختن
گر باد نوروز از سرش بویی به صحرا می‌برد

من پاس دارم تا به روز امشب به جای پاسبان
کان چشم خواب آلوده خواب از دیده ما می‌برد

برتاس در بر می‌کنم یک لحظه بی اندام او
چون خارپشتم گوییا سوزن در اعضا می‌برد

بسیار می‌گفتم که دل با کس نپیوندم ولی
دیدار خوبان اختیار از دست دانا می‌برد

دل برد و تن درداده‌ام ور می‌کشد استاده‌ام
کآخر نداند بیش از این یا می‌کشد یا می‌برد

چون حلقه در گوشم کند هر روز لطفش وعده‌ای
دیگر چو شب نزدیک شد چون زلف در پا می‌برد

حاجت به ترکی نیستش تا در کمند آرد دلی
من خود به رغبت در کمند افتاده‌ام تا می‌برد

هر کو نصیحت می‌کند در روزگار حسن او
دیوانگان عشق را دیگر به سودا می‌برد

وصفش نداند کرد کس دریای شیرینست و بس
سعدی که شوخی می‌کند گوهر به دریا می‌برد

YAGHOT SEFID
Sunday 10 January 2010, 04:07PM
دیریست با نگاه شما خو گرفته ام
امشب سراغ چشم و دو ابرو گرفته ام
در کوچه باغ زلف شما پرسه می زنم
یعنی که بهانه گیسو گرفته ام
با ریزش تبسم گل خنده هایتان
بوی بهار و پونه و شب بو گرفته ام
با زورق خیال شما می رسم زراه
در بندر خیال پهلو گرفته ام
هر جا که رد پا هست میروم
از چشم هایتان آهو گرفته ام

hame_854
Monday 11 January 2010, 02:33AM
با تو بودن خوبست
و کلام تو
مثل بوی گل در تاریکی است
مثل بوی گل در تاریکی وسوسه انگیز است
بوی پیراهن تو
مثل بوی دریا نمناکست
مثل باد خنک تابستان
مثل تاریکی خواب انگیزست
گفتگو با تو
مثل گرمایبخاری و نفس های بلند آتش
می برد چشم خیالم را
تا بیابان های دورترین خاطره ها
که در آن گنجشکان بر سنبل گندم ها
اهتزازی دارند
که در آن گل ها با اختر ها رازی دارند
نوشخند تو
می برد گرگ نگاهم را
تا چراگاه چالکترین آهو ها
می برد آرزوی دستم را
تا نهان مانده ترین گوشه اندام تو
این پهنه پاک زیبا
مثل دریایی تو
انده انگیز و غرور آهنگ
مثل دریای بزرگ بوشهر
که پر از زورق آزاد پریشانگرد است
مثل زورق پر از مرد است
مثل ساحل که پر از آواز ست
مثل دشتستان
که بزرگ و بازست
تو ظریفی
مثل گلدوزی یک دختر عاشق
که دل انگیز ترین گلها را
روی روبالشی عاشق خود می دوزد
با تو بودن خوبست
تو چراغی من شب
که به نور تو کتاب تن تو
و کتاب دل خود را که خطوط تن تست
خوش خوشک می خوانم
تو درختی من آب
من کنار تو آواز بهاران را
می خندم و می خوانم
می گریم و می خوانم
با تو بودن خوبست
تو قشنگی
مثل تو مثل خودت
مثل وقتی که سخن می گویی
مثل هر وقت که برمی گردی از کوچه به خانه
مثل تصویر درختی در آب
روی کاشتانه در چشمان منتظرم می رویی...

manon
Monday 22 February 2010, 12:27AM
نه شانه ام به مویت رسید
نه پایت به شانه ام

نه پایم به خانه ات

دلواپس نرسیده چیدن نباش

انگار نچیده گندیده ایم

Zahraa
Thursday 25 February 2010, 11:19AM
هر غروب،
پنجره ها متولد می شوند...
روی دیوار هایی
که ما را در خودمان
محبوس کرده اند

mamali...love.p
Monday 1 March 2010, 03:54PM
ميرسد روزي كه تنها در كنار قبر من

Tondar 2
Wednesday 3 March 2010, 12:00PM
هنوز در به در کوچه های خاطره ام
هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام
هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو
در به در کوچه های خاطره ام

Zahraa
Thursday 4 March 2010, 01:10PM
بیـا تا برایت بگویم چه اندازه تنهـایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تـــــــو را پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
http://www.gooshbe.de/foren/style_emoticons/default/post-2-1117560777.gif

---

و عشق .. تنــهـــــا عشـق ..
تـــــو را به گرمي يک سيـب مي کند مانـوس
و عشق .. تنهـــــا عشـق ..
مرا به وسعـت اندوه زنـده گـي ها برد
مرا رسـاند به امکان يک پرنده شدن