سینا 555
Thursday 15 January 2004, 06:09PM
بروز فشارهاي رواني در آسيب ديدگان و حتي بستگان و گروههاي امدادي قابل پيش بيني است و مي توان با تدابيري آنها را كاهش داد و حتي از بين برد.
چگونه مي توان از ميزان اين تنش ها كاست و آرامش را به آسيب ديدگان بازگرداند و انگيزه كار , فعاليت و مشاركت در امور پس از بلايا را در آسيب ديدگان فراهم آورد.
بي شك رفتار سازمانهاي امدادگر و كيفيت امدادرساني در كنار كميت آن بسيار مهم است در واقع تلاش سازمانهاي امدادي در شناخت و درك اين تنش ها و عوامل تشديد كننده يا كاهش دهنده آن مي تواند مشكل گشا باشد انسانها در رويايي با بلايا و حوادث واكنش هايي از خود بروز مي دهند كه مي توان آنها را به پنج مرحله تقسيم كرد
1 ـ مرحله تماس با ضربه
2 ـ مرحله برخورد شجاعانه يا قهرمان گرايي
3 ـ مرحله فراموش كردن غم
4 ـ مرحله سرخوردگي يا مواجهه با واقعيت
5 ـ مرحله تجديد سازمان يا ترميم
آگاهي از اين واكنش ها كمك مي كند تا عكس العمل هاي رواني افراد آسيب ديده را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را دريابيد مرحله اول وقوع بلايا يا تماس با ضربه كه در چند دقيقه اول پس از حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله اكثر افراد دچار ترس و وحشت مي شوند , برخي از افراد بهت زده مي شوند و جمعي ديگر گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ كاري را ندارند زيرا شاهد يك حادثه آسيب زا توام با تهديد به مرگ و يا آسيب جدي به سلامت جسماني خود و يا ديگران بوده اند , اين حالت معمولا گذرا و كوتاه مدت است و قبل از رسيدن امدادگران پايان مي يابد.
مرحله دوم قهرمان گرايي كه در ساعات اوليه وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله نوعي همبستگي بين مردم ايجاد مي شود , افراد احساس مي كنند بايد كاري انجام دهند , با ديگران ارتباط برقرار مي كنند و به طور داوطلبانه در امدادرساني كمك مي كنند , مردم شروع به بيرون آوردن اجساد عزيزان خود از زير آوار مي كنند و تا رسيدن نيروهاي كمكي بسياري از كارها را خودشان انجام مي دهند , افراد گستاخانه عمل كرده و به موانع اداري كار ندارند و ممكن است عصباني و تحريك پذير شوند , مردم با گذشت و ايثار زياد عمل مي كنند در اين مرحله به نقش خانواده و دوستان بايد اهميت داده شود , امدادگران بايد وضعيت افراد را درك كنند , رفتار آسيب ديدگان را به عنوان بخشي از واكنش طبيعي تلقي كنند و آن را بپذيرند , هدايت هوشمندانه فعاليت هاي مردم در جهت مثبت از طرف مسئولان انجام شود مرحله سوم شادماني يا فراموشي غم كه يك هفته تا چند ماه بعد از حادثه بروز مي كند همزمان با رسيدن نيروهاي كمكي و توزيع كمكها افراد اميدوار مي شوند , ممكن است حالت آرامش و نشاط پيدا كنند و در اين زمان افراد آسيب ديده يك حالت سرخوشي و شادماني دارند كمك رساني به افراد در اين مرحله بسيار مهم و مفيد بوده و نتايج زير را در بردارد سرعت در پيدايش تعادل جسماني و رواني , جلوگيري از اختلالات رواني و عاطفي بعدي و جلوگيري از انتقام جويي و بدبيني نسبت به ديگران در مراحل بعدي . مرحله چهارم , مواجهه با واقعيت كه دو الي سه ماه بعد از وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله افراد تازه متوجه وسعت خسارات و فقدانهايشان مي شوند , افراد مجددا روحيه خود را از دست مي دهند , ناآرام , خسته و درمانده مي شوند ممكن است به اين نتيجه برسند كه كمك هاي رسيده براي آنها كفايت نمي كند و شروع به مقايسه دريافتي هاي خود با ديگران كنند افراد در اين مرحله افسرده و مضطرب و حساس هستند و احساس تنهايي شديد مي كنند.
در اين زمان از نظر رواني احتياج به حمايت بيشتري دارند , قبل از رسيدگي لازم به نيازهاي اجتماعي و رواني بازماندگان حادثه نبايد منطقه را ترك كرد , بايد روحيه اميد و اعتماد به نفس در آسيب ديدگان ايجاد كرد و امدادگران و مسئولان توزيع كمكها بايد حداكثر تلاش خود را براي توزيع عادلانه امكانات با همكاري مردم بكنند مرحله پنجم , تجديد سازمان كه شش ماه تا يك سال بعد از وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله افراد شروع به بازسازي رواني خود و بازسازي زندگي خود كرده به تدريج درك مي كنند كه بايد متكي به خود باشند , عدم رسيدن كامل به اين مرحله منجر به باقي ماندن احساس ناراحتي و پرخاش و دشمني دروني مي شود و مسئولان بايد پاسخگوي نيازهاي مردم باشند و از سرگرداني و بلاتكليفي آنها جلوگيري كنند و بايد مردم را فعالانه در امر بازسازي مشاركت دهند. آگاهي از اين واكنش ها كمك مي كند تا عكس العمل هاي رواني آسيب ديدگان را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را دريابيد اين حالتها از هم جدا نيستند و الزاما به ترتيب نيز رخ نمي دهند اقدام متناسب با اين حالتها مردم را منسجم كرده و به آنها انگيزه مي دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم كنند هدف نهايي ما رسيدن سريعتر به مرحله تجديد سازمان است .
چگونه مي توان از ميزان اين تنش ها كاست و آرامش را به آسيب ديدگان بازگرداند و انگيزه كار , فعاليت و مشاركت در امور پس از بلايا را در آسيب ديدگان فراهم آورد.
بي شك رفتار سازمانهاي امدادگر و كيفيت امدادرساني در كنار كميت آن بسيار مهم است در واقع تلاش سازمانهاي امدادي در شناخت و درك اين تنش ها و عوامل تشديد كننده يا كاهش دهنده آن مي تواند مشكل گشا باشد انسانها در رويايي با بلايا و حوادث واكنش هايي از خود بروز مي دهند كه مي توان آنها را به پنج مرحله تقسيم كرد
1 ـ مرحله تماس با ضربه
2 ـ مرحله برخورد شجاعانه يا قهرمان گرايي
3 ـ مرحله فراموش كردن غم
4 ـ مرحله سرخوردگي يا مواجهه با واقعيت
5 ـ مرحله تجديد سازمان يا ترميم
آگاهي از اين واكنش ها كمك مي كند تا عكس العمل هاي رواني افراد آسيب ديده را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را دريابيد مرحله اول وقوع بلايا يا تماس با ضربه كه در چند دقيقه اول پس از حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله اكثر افراد دچار ترس و وحشت مي شوند , برخي از افراد بهت زده مي شوند و جمعي ديگر گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ كاري را ندارند زيرا شاهد يك حادثه آسيب زا توام با تهديد به مرگ و يا آسيب جدي به سلامت جسماني خود و يا ديگران بوده اند , اين حالت معمولا گذرا و كوتاه مدت است و قبل از رسيدن امدادگران پايان مي يابد.
مرحله دوم قهرمان گرايي كه در ساعات اوليه وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله نوعي همبستگي بين مردم ايجاد مي شود , افراد احساس مي كنند بايد كاري انجام دهند , با ديگران ارتباط برقرار مي كنند و به طور داوطلبانه در امدادرساني كمك مي كنند , مردم شروع به بيرون آوردن اجساد عزيزان خود از زير آوار مي كنند و تا رسيدن نيروهاي كمكي بسياري از كارها را خودشان انجام مي دهند , افراد گستاخانه عمل كرده و به موانع اداري كار ندارند و ممكن است عصباني و تحريك پذير شوند , مردم با گذشت و ايثار زياد عمل مي كنند در اين مرحله به نقش خانواده و دوستان بايد اهميت داده شود , امدادگران بايد وضعيت افراد را درك كنند , رفتار آسيب ديدگان را به عنوان بخشي از واكنش طبيعي تلقي كنند و آن را بپذيرند , هدايت هوشمندانه فعاليت هاي مردم در جهت مثبت از طرف مسئولان انجام شود مرحله سوم شادماني يا فراموشي غم كه يك هفته تا چند ماه بعد از حادثه بروز مي كند همزمان با رسيدن نيروهاي كمكي و توزيع كمكها افراد اميدوار مي شوند , ممكن است حالت آرامش و نشاط پيدا كنند و در اين زمان افراد آسيب ديده يك حالت سرخوشي و شادماني دارند كمك رساني به افراد در اين مرحله بسيار مهم و مفيد بوده و نتايج زير را در بردارد سرعت در پيدايش تعادل جسماني و رواني , جلوگيري از اختلالات رواني و عاطفي بعدي و جلوگيري از انتقام جويي و بدبيني نسبت به ديگران در مراحل بعدي . مرحله چهارم , مواجهه با واقعيت كه دو الي سه ماه بعد از وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله افراد تازه متوجه وسعت خسارات و فقدانهايشان مي شوند , افراد مجددا روحيه خود را از دست مي دهند , ناآرام , خسته و درمانده مي شوند ممكن است به اين نتيجه برسند كه كمك هاي رسيده براي آنها كفايت نمي كند و شروع به مقايسه دريافتي هاي خود با ديگران كنند افراد در اين مرحله افسرده و مضطرب و حساس هستند و احساس تنهايي شديد مي كنند.
در اين زمان از نظر رواني احتياج به حمايت بيشتري دارند , قبل از رسيدگي لازم به نيازهاي اجتماعي و رواني بازماندگان حادثه نبايد منطقه را ترك كرد , بايد روحيه اميد و اعتماد به نفس در آسيب ديدگان ايجاد كرد و امدادگران و مسئولان توزيع كمكها بايد حداكثر تلاش خود را براي توزيع عادلانه امكانات با همكاري مردم بكنند مرحله پنجم , تجديد سازمان كه شش ماه تا يك سال بعد از وقوع حادثه بروز مي كند.
در اين مرحله افراد شروع به بازسازي رواني خود و بازسازي زندگي خود كرده به تدريج درك مي كنند كه بايد متكي به خود باشند , عدم رسيدن كامل به اين مرحله منجر به باقي ماندن احساس ناراحتي و پرخاش و دشمني دروني مي شود و مسئولان بايد پاسخگوي نيازهاي مردم باشند و از سرگرداني و بلاتكليفي آنها جلوگيري كنند و بايد مردم را فعالانه در امر بازسازي مشاركت دهند. آگاهي از اين واكنش ها كمك مي كند تا عكس العمل هاي رواني آسيب ديدگان را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را دريابيد اين حالتها از هم جدا نيستند و الزاما به ترتيب نيز رخ نمي دهند اقدام متناسب با اين حالتها مردم را منسجم كرده و به آنها انگيزه مي دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم كنند هدف نهايي ما رسيدن سريعتر به مرحله تجديد سازمان است .