نمايش نسخه نهائي : شعر سپيد
اوشو
Friday 13 February 2004, 06:36PM
دوست دارم در اين قسمت همديگر را به شعر سپيد مهمان كنيم
من شروع مي كنم
در زير شبستانی که در سايه ی نور ساخته ای
نماز می خوانی
تسبيح در دستت می لغزد
دو در دو چهار
هنوز عاقلی
يا
چرتکه پرداز
ارزو
Saturday 14 February 2004, 09:26AM
هر كجا هستم وباشم
اسمان مال من است
پنجره فكر هوا عشق زمين ممممممال من است
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند
قارچهاي غربت؟
نادون
Friday 26 March 2004, 05:54PM
سلام
برایم گریه کمتر کن
برایم گریه کمتر کن
تو می دانی که می میرم من
اما کی توانی بود همراهم.
شبی گفتم تو را گلبوته های شعر من محتاج خورشیدند
ترا گفتم , که این گلبوته های دل را نگهبان باش!
بیا با شعر چشمانت, سرود گرم باران باش...
تو می دانی اگر چه شمع چشمان توام,هر شب کند روشن
ولی عمری که بر من رفت دیگر بر نمی گردد!
تو نور روشن مهتاب فصل نو بهارانی
کنون بنگر دلم ,در سکوت مرگ افتاده
جدا از روشنان چشم خورشید آفرین زیبایت.(هوشنگ آذر)
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.