نمايش نسخه نهائي : جن در دوران باستان
3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:56AM
جن در اقوام ملل باستان:
پیش از تولد حضرت محمد اجنه قدرتمندترین موجودات این دنیا بودند زیرا که از اسرار عالم غیب خبر داشتند . ماهیت اجنه از گرمای شعله آتش است و بنابراین وزن نداشته و از قوانین فیزیک دنیای ما آزاد هستند .
آنها به راحتی تا نزدیکی دروازه های بهشت می رفتند و اخبار عالم غیب را از سایر فرشتگان می شنیدند در حالیکه انسانها چنین توانایی نداشته و ندارند و با این آگاهی و علم موفق می شدند انسانها را فریب داده و خود را خدای جهان مغرفی کنند . میلیونها انسان به پرسنش و قربانی دادن برای خدایانی که از نوع جن بودند پرداختند. نمونه هایی از این مردم در قرآن ذکر شده اند که با بلایای آسمانی نابود شدند.
جن پرستی هنوز هم بسیار رواج دارد و از پرطرفدارترین ادیان این دنیا است . مردم قبایل آفریقایی و مردم دور از چشم آمازون و جنگلهای دور افتاده و بالاتر از آن مردم سرزمین هندوستان که خود را پیرو آیین برهمایی می نامند همگی نمونه هایی از جن پرستی در دنیای امروز هستند.
با تولد محمد(ص) اجنه قدرت پرواز به عالم غیب را از دست دادند و بر طبق قرآن فرشتگان نگهبانی با اسلحه های آتشین به آنها حمله کرده و آنها را از محدوده ی عالم غیب راندند و دیگر هم اجازه ی ورود ندارند . به این ترتیب ارتباط اجنه و تاثیرشان با عالم انسانها بسیار کم شد.
قرآن می فرماید که اجنه از دید انسانها محو شدند به طوریکه دیگر حتی حضرت محمد هم نمی توانست اجنه را ببیند. !
3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:57AM
اجنه در هندوستان و ایران باستان:
ادیان هندوستان و ایران باستان پیوند نا گسستنی با هم دارند . این مردم آریایی که دین اصلی آنها پرستش اجنه بود هزاران هزار سال پیش در ایران و هندوستان امروزی ساکن شدند و همگی به یک زبان تکلم می کردند.
ایرانیان شرح حال خدایان متعدد خود را به زبان اوستایی نوشتند و هندیان همان مطالب را به زبان سنسکریت در ودا ها نگاشتند. اگرچه بخش اعظم ادبیات اوستایی ایران از بین رفته اما وداهای هندیان دست نخورده وجود دارد و در خانه و کاشانه ی همه ی آنها دیده و خوانده می شود.
ظلم و جنایت موبدان ایرانی پیش از زرتشت به قدری بود که بر اساس آنچه که در حفاریها به دست آمده و آنچه که در کتب باقی مانده - موبدان مردم را وادار به پرستش هزاران خدا در آن واحد می کردند و آتش عنصر اساسی این پرستش بوده چرا که جن آتش به نام آگنی مسئول پیشکش کردن هدایا به سایر اجنه بوده است.
زرتشت بر علیه آیین جن پرستی که آن را آیین اوستایی می نامیدند ایستاد و کسی به او ایمان نیاورد به جز چند نفر از بستگانش. و زرتشت مجبور شد که ارومیه را ترک کند و به سمت شرق برود . در آن زمان که گشتاسب پادشاه کیانی در شرق بود و به زرتشت ایمان آرود و مردم جن پرست ایران را به زور شمشیر به آیین زرتشتی که آیین یگانه پرستی بود در آورد اما روزگار خوشی زود تمام شد و با مرگ گشتاسب مردم دوباره به سراغ آیین پدران خود رفتند. با مرگ زرتشت - موبدان تعالیم زرتشت را به میل خو دوباره نویسی کردند و با آیین چند خدایی و چند ایزدی مخلوط کردند و به این ترتیب زرتشتیت پایان یافت.
برخلاف مردم ایران - مردم هند هیچ وقت هدایتگری به خود ندیدند تا زمان بودا .
شرایط مردم هند امروزه از نظر دینی همانند وضیعت اسف بار ایرانیان پیش از اسلام است . در دوران باستان اجنه ی زیادی به مردم ظاهر شده و معجزاتی برای فریب دادن آنها انجام دادند. برهمنان(موبدان) که بالاترین طبقه ی اجتماعی بودند به پرستش و خدمت انجه ایستادند تا آنها هم قدرتهایی از اجنه بگیرند . این جریان تا امروز ادامه دارد و اگر شما برهمنی را مسخره کنید او با کمک اجنه از این مسئله خبر دار شده و مشکلی سر راه شما قرار می دهد. ترس از همین موجودات خطرناک است که مردم را ناچار به پرستش اجنه می کند.
پیش از اسلام مردم ایران اجنه را گرامی می دانستند و معابد متعددی می ساختند و در آن قربانی می کردند اما پس از اسلام برای نجات دادن میراث باستانی خود چهره ی یکتا پرستی به آیین خود داده و کم کم دیو ها نقش منفی به خود گرفتند به طوریکه پس از اسلام فردوسی بزرگ دیوها را مسبب بدی معرفی کرده و رستم پهلوان به جنگ آنها می رفته است تا مردم را نجات دهد.
در ادبیات هند این اجنه هستند که بر دنیای انسانها مسلط بوده و به آنها لطف و محبت می کنند . اجنه در هندوستان و ادبیات هندو خدایان مهم و بسیار مثبتی نام برده می شوند که وجود تناسخ را ترویج داده و روج بشر را وادار به پرستش آلات جنسی و تناسلی می کنند.
3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:57AM
اجنه در تمدن بین النهرین:
تمدن بین النهرین با داستانها و زندگی اجنه در هم پیچیده شده است .
اجنه ی بسیاری مسئول مرگ و قربانی شدن هزاران هزار انسان بی گناه در این مناطق هستند . اقوامی مثل سدوم که دختران و پسران جوان را در معبد خدایان جن خود زنده به آتش کشیدند .
در لوجه های تمدن آشور و ایلام و سومر ارتباطات نزدیک بین اجنه و انسانها نمایش داده شده است و بسیاری از این لوجه های ترسیم می کند که چگونه اجنه با انسانها در آمیختند و چگونه موجودات وحشتناکی از نیمه انسان و نیمه جن ساختند.
اصولا هر کجا که در متون باستانی با نام خدایان روبه رو می شویم منظور اجنه هستند چون اجنه طول عمر بسیار زیادی داشته و مثلا جندین سال برای آنها به کوتاهی یک فصل قلمداد می شود . بنابراین می توان مطمئن بود که تمام اجنه ای که در باستان وجود داشتند هنوز هم زنده هستند و هنوز هم به دنبال راهی برای ورود به دنیای ما و فریب دادن انسانهای ضعیف النفس هستند. بسیاری از نویسندگان غربی که با مفهوم جن آشنایی ندارند به اشتباه آنها را به موجودات فضایی تعبیر می کنند ! و سبب گمراه کردن افکار می شوند.
3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:58AM
اجنه در مصر باستان:
بر اساس کتب باستانی مصری این اجنه بودند که اساس مصر را بنا نهادند و بعد به مردم تعلیم دانش دادند.
این مسئله با قرآن هم نطابق می کند در آن جایی که هاروت و ماروت و جندین جن دیگر به باد دادن علوم ممنوعه به انسانها می پردازند .
توث نام یکی از این گروه جنیان بود که تعالیم فراوانی از خود به جای گذاشت از جمله کتاب مردگان.
مصریان بت پرست هم در اصل جنیان را می پرستیدند و چون جنیان صورت و شکل خاصی ندارند می توانند به شکلهای مختلف در بیایند و از این رو آنها را خدا تلقی می کنند. شکل آنها را از سنگ و چوب و فلزا ت می سازند و به پرستش آنها می پردازند.
PersianGulf
Tuesday 11 November 2008, 03:08AM
ممنون مطالبتان واقعا عاليست :smile07:
به نظر من خداوند هيچ گاه بشر را بدون حجت وراهنما نگذاشته است وهميشه پيامبران وفرستاده هاي بوده اند ..از زمان اولين ان يعني حضرت ادم ( 124000 پيامبر ) شايد باستان شناسان انسان باستاني رابيش از حد گمراه دانسته كه به ان اتهام جن پرستي ان هم در دوره هاي طولاني ميزند
...............................................................................................
جن قبل از ان كه در چشمان انسانها ناپديد شود برهه اي از تاريخ را همنشين وهمسايه انسان بوده است وبا هم در تعامل و همزيست.. يكديگر را ميديده اند ولمس ميكرده اند وحتي تجارت
........................................................................
به عنوان مثال در زمان سليمان پيغمبر انسان وجن هر دو همزيست بوده اند بطوري كه حضرت سليمان در امور سنگين وساخت كاخ خود به دليل قدرت بدني اجنه انها را تحت فرمان خود داشت
..در داستان سليمان و تخت بلقيس نيز اين موضوع روشن ان هنگام كه سليمان ميگويد كي ميتواند تخت ملكه يمن را براي من بياورد مردي از اجنه ميگويد من ان كار را ميكنم قبل از انكه شما از جايتان برخيزيد ( قدرت مافوق تصور جن ) اما در ان هنگام مردي زاهد واز نزديكان سليمان ميگويد قبل از انكه چشم بر هم بزنيد اين كار را ميكنم ( قدرت معنوي والهي بشر )وان هنگام تخت بلقيس ظار ميشود
تمامي پيامبراني كه بر بشر بوده اند بر انان نيز پيامبري ميكرده اند..در ان دوران انسان به دليل اشرف مخلوقات بودن بر انان سر بوده واينكه تمامي پيامبران ابولبشر بر انان پيامبري مي كرده وحاكمان قدرتمد نيز انها را تحت سيتره خود در مي اورده اند پس احتمالا پرستش جن در زماني طولاني همزيستيش با انسان رد است زيرا هر دو يكديگر را ميديده اند وچيز مجهولي ما بين انان نبوده است
...................................................................................................................
در برهه اي از تاريخ امده است به دليل سركشي اجنه وازار واذيت ابولبشر وكشتار انسانها توسط اجنه اين مخلوقات با نفرين ودرخواست پيامبر يا پيامبراني از ديد يكديگر محو شدند
........................................................................
يادم است جايي خواندم كه اسكلت موجودات انسان نمايي موسوم به انسانهاي اوليه به دست امد كه بعدها انها را از ان اجنه اي دانسته اند كه زماني با بشر همزيست بوده اند ومرده اند يعني اينكه فيزيك بدني ثابت خود را داشته اند واحتمالا تغيير پذير بودن شكل بدن ان مردود است
و وقتي ميگويند كه انها از اتشند يعني مواد تشكيل دهنده ان از اتش بوده ودر اتش تجزيه پذير است اما اتش به ان معني نيست انسان نيز تمامي اساس وساختارش از خاك است
( كلسيم اهن روي منگنز مس ....) ودر خاك تجزيه ميشود اما ان خاك به معناي انچه ظاهر ان است نيست...الله اعلم
................................................
تمامي افكار جن پرستان را مي توان گفت كه بعدها به دليل مبهم بودن اجنه رواج يافتند
..........................................................................................
منتظر مطالب بعدي شما هستم
تورج 345
Friday 14 November 2008, 10:29AM
جن چيست؟
۱- جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست.
۲- خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياری از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بین لاهور و تهران را طي کرده و برگرد.
3
- جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است.
۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان.
۵-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين میروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند.
۷- جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده.
۸- جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان
۹- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!
۱۰- طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست.
۱۱- جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند.
۱۲- جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تاييد کرده اند .
۱۳- جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکی از راه های دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياری ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟!.
۱۴- جن ها بعضی از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزی خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند.
۱۵- اما آنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بینند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه های تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند!
جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است.
۱۶- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداريم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج می کشند
تورج 345
Saturday 29 November 2008, 10:26AM
ارتباط یک بچه جن با یک خانواده هشت نفره قزوینی!! 1386/10/25
http://www.seemorgh.com/news/desktopmodules/icontent2/showimage.aspx?id=3521&t=y&w=300&h=200&type=1 اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است!! اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسيله او از آنچه در آينده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان اين خانواده پس از دوستى و آشنايى با اين بچه جن دچار مشكلات شديد روحى و روانى شده اند.
� نخستين بار چه گذشت :
خانه در محله اى قديمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گويد: ۱۱ماه پيش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شديدى شده و در ناحيه گردن تمام رگهايش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگير شده بود.
وى گفت: از اينكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسيده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هيجان او به اندازه اى بود كه همه به او خيره شده بوديم تا اينكه او جلوى آينه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: اين دختر دوست من است. ما هيچ كس را نمى ديديم ولى او در آينه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بوديم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در يك لحظه پارچ را برداشته و به ديوار كوبيد و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خيلى از اين وضعيت احساس خطر كردم براى همين بود كه همان روز پسرم را به نزد يك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در ميان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هيچ تاثيرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.
*دومين جن زده
وى گفت: وضعيت پسرم همه اعضاى خانواده را پريشان كرده بود. همه نگران وضعيت او بوديم و مى ترسيديم كه مبادا بلايى سر او بيايد. در اين ميان دخترم كه تازه نامزد كرده بود بيشتر از بقيه احساس نگرانى مى كرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم كه پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشيند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
دخترم ديگر از خانه بيرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گريه مى كرد. فكر مى كردم به خاطر وضعيت برادرش به اين روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجيبى از او سر زد او ناخن هايش را به شدت مى جويد و در زمانى كه در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعيتى كه پيش آمده بود گلايه مى كرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد كه او ناراحت شود و سرانجام به توصيه من رفت و آمدش را به خانه ما كم كرد.
اين پدر ادامه داد: دخترم در حرفهايش جسته و گريخته از دخترى حرف مى زد كه ما قادر به ديدن او نبوديم. او كم كم ديگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد كه به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تكان مى داد كه انگار دارد موهاى كسى را شانه مى كند.
وى ادامه داد: چند روزى گذشت يك روز تشنج شديدى به او دست داد و در يك لحظه به طرف من حمله كرد. از اين رفتار دخترم تعجب كردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى كه براى دوست من به وجود آمده است. سعى كردم او را آرام كنم. از او علت را پرسيدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.
*سومين جن زده
پدر مى گويد: پسر ديگرم هم بعد از مدت كوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد كه ما او را نمى ديديم. مى دانستيم كه اين پسرمان هم مثل آن دوتاى ديگر جن زده شده است.
*پيشگويى
مادر خانواده در حالى كه ناراحت است مى گويد: در شرايطى بوديم كه نمى دانستيم چه كنيم. شوهرم و من به هر درى مى زديم به نتيجه نمى رسيديم. يك روز دخترم را شروع به نصيحت كردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى كه دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى كه بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص ديگرى را داشته است و اصلاً به تو هيچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زياد نگران دايى نباش. دايى دچار ناراحتى كليه است و تا ۱۰ ماه ديگر مى ميرد. ۱۰ ماه بعد برادرم در بيمارستان جان سپرد. ديگر متوجه خطر جدى در نزديك خودمان شده بوديم. هركس آدرسى از پزشك، دعانويس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى برديم. حتى گفتند زنى در شمال كشور امكان تسخير اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا برديم. خانه آن زن در روستايى دورافتاده بود. پيرزن بچه هايم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هايم را مى شنيدم، ديوانه شده بودم نمى توانستم تحمل كنم. شوهرم هم وضعيت بدترى از من داشت پيرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
وى گفت: پنج روز آنجا بوديم. بچه هايم آرامتر شده بودند. پيرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام اين ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستيم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوين دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترك جن و واگويه ها وپيشگويى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار يا شام مى نشستيم مى دانستيم كه دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى كرد در هوا مى چرخاند و به سوى كسى كه كنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در يك لحظه ناپديد مى شد، بى آنكه ببينيم كسى قاشق را به دهان مى برد.
پسر كوچك خانواده كه ۱۵ ساله است مى گويد: دوستم دخترى است كوچك. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم هميشه گريه مى كند و از پدرم ناراحت است.
*چرا؟
پسرك مى گويد: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و كشته است. پسرك بغض مى كند و مى گويد: او در كنار من مى نشيند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زيادى را به من مى دهد.
*چهارمين جن زده
خاله بچه ها كه از شنيدن وضعيت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوين مى شود تا جوياى حال آنان شود ولى اين زن بعد از چند روز اقامت در اين خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همين حالات مى شود بر اثر پيش آمدن اين حالات، همه از او فاصله مى گيرند و مشكلات زيادى براى او و خانواده اش پيش مى آيد.
*كودكان جن زده محله
چند كودك و نوجوان كه به نوعى از دوستان فرزندان اين خانواده قزوينى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعيت همسايگان محله به هم ريخته است. يكى از اين خانواده ها كه ادعا مى كند فرزندش جن زده شده يك كوچه بالاتر و ديگرى چند كوچه آن سوتر ساكن است.
*بچه جن
تمام اين كودكان در مورد دوست كوچك خود مى گويند: او دخترى كوچك است. كاملاً شبيه انسان است. دست هايش سوخته است. لباس تميز ومرتبى بر تن دارد. او هميشه در حال گريه وزارى است. موهايش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى كه در تمام فرزندانش مشاهده كرده است مى گويد: وقتى در لحظاتى بچه هايم ادعا مى كنند كه دوست جن شان را مى بينند دست هايشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان كشيده شده، چشمان شان كاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.
*ادامه پيشگويى ها
بچه ها گاه و بى گاه از ...، نبودن همسايه، آمدن ميهمان، كتك و دعوا در محل كار خبر مى دهند. در حالى كه اين پيشگويى ها تاكنون كاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گريه مى گويد: نمى دانم چرا بچه هايم اينطورى شده اند. از اين وضعيت ناراحت هستيم. آنها بعد از تشنج با تزريق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
� متخصصان چه مى گويند؟
يك كارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشكلات روحى و روانى اين افراد مى گويد: جن قابل لمس يا ديدن نيست. در احاديث و روايت اسلامى نيز به آن اشاره شده ولى به صورتى كه اين خانواده وبچه ها ادعا مى كنند نيست به احتمال قوى همه اين افراد دچار ناراحتى روحى-روانى كه زاده تخيل و تلقين است شده اند.
منبع:http://shad23.dorblog.com
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.