سینا 555
Wednesday 10 March 2004, 12:35AM
گفت وگو با دكتر سعيد كاظمي آشتياني
از راه ميان بر رفته ايم
شهريورماه امسال خبري منتشر شد كه اگرچه حاكي از موفقيتي چشمگير بود، اما كمتر كسي از جزئيات آن اطلاع يافت: «رهبر معظم انقلاب اسلامي، از پيشرفت هاي علمي ستايش برانگيز جوانان ايراني در زمينه تكثير سلول هاي بنيادي تقدير كردند و آن را ادامه افتخارات دفاع مقدس دانستند.» پس از آن، دست اندركاران اين مرزشكني بزرگ علمي در عرصه فناوري زيستي، يكي دو باري بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و چند باري هم احيانا در يكي دو روزنامه خبري در اين باره انتشار يافت و... اين همه درحالي بود كه برملاشدن خبر دستيابي ايران به اين دانش، غوغايي در محافل علمي و خبري جهان به راه انداخته بود.
دكتر سعيد كاظمي آشتياني -رئيس پژوهشكده رويان- و مدير پروژه اي است كه ايران را با شگفتي تمام به يكي از معدود دارندگان دانش «توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني» تبديل كرده است. عدد كشورهايي كه در جهان، صاحب اين دانش و فناوري هاي ناشي از آن هستند، از ده تجاوز نمي كند. دانشمندان جوان و مومن ايراني كه دكتر آشتياني در اين گفت وگو گوشه هايي از تلاش هاي آنها را تشريح كرده، دوباره و درحالي كه بي شك بعضي حتي فكرش را هم نمي توانستند بكنند، دنيا را مبهوت كردند. ابتدا باور كردند كه «مي توانند»، بعد قدم در راه نهادند و توكل به خداوندي كردند كه جز اراده او مجال تحقق نمي يابد و اكنون عالمي حيران اين تلاش و توكل است. براي چندمين بار، عالمان خداجوي ايراني مرزهاي دانش را مي شكنند و توانايي هايشان را به رخ اربابان خودبين و خودخواه دنيا مي كشند. نيروي ايمان وقتي با قدرت دانش و استحكام اراده درهم آميزد، جز اين هم نبايد انتظار داشت.
رهبر عزيز و هوشمند انقلاب اسلامي اين جوانان خط شكن را ستود و آشكارا پيش چشم همه به آنها مهر ورزيد. چه ، اين موفقيت مصداق كامل همان ميان بر زدن و جلو افتادني بود كه ايشان بارها در باره توليد دانش بر آن تاكيد كرده بودند. اما من نمي دانم حال آنها كه «متوليان رسمي» اين امورند، چگونه است؟ آنها كه وظيفه «رسمي »شان كشف همين استعدادها، پرورش آنها و قرين كردن آنها با روح مومنانه است. شايد پيش از آنكه جوانان، احتياج به تحول داشته باشند، اين نهادهاي رسمي و مسئولند كه بايد متحول شوند. آنوقت آنچه شمه اي از آن را در اين گفت وگو مي بينيد، فقط آغاز يك راه طولاني خواهد بود.
اجازه بدهيد اين جمله را هم بنويسم كه به وقت خروج از پژوهشكده رويان وجودم به عنوان يك ايراني سرشار از افتخار بود و اين افتخار را مرهون كساني بودم كه در مرزهاي دانش ايستاده اند و در همان حال آثار تهجد بر چهره هاشان پيدا است...
مهدي محمدي
¤شايد بهتر باشد كه براي آغاز اين گفت وگو من از شما بخواهم، خلاصه اي از دستاوردهاي تحقيقاتي خود و همكارانتان را در پژوهشكده رويان را كه منجر به دستيابي ما به فناوري و دانش توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني شده است، به زبان ساده- چنانكه كه براي مخاطبان عادي روزنامه قابل فهم باشد- بيان كنيد تا بعد به مباحث ديگر بپردازيم.
- من اجازه مي خواهم ابتدا توضيح مختصري درباره پژوهشكده رويان بدهم، بعد مستقيماً به سؤال شما پاسخ خواهم گفت. پژوهشكده رويان- كه يكي از مراكز تحقيقاتي جهاد دانشگاهي است- در سال 1370 به منظور ارائه خدمات درمان ناباروري و تحقيق در زمينه پزشكي توليدمثل تأسيس و راه اندازي شد. هدف ما در بعد تحقيقات ارتقا سطح خدمات باليني است. تمام تحقيقات ما طوري برنامه ريزي شده و مي شود كه نهايتاً بتواند خدمت رساني به مردم را ارتقا بدهد. ما به طور كلي دو هدف را در تحقيقاتمان دنبال مي كنيم. يكي افزايش ميزان موفقيت در درمان ناباروري (در بعد كمي) و ديگري اطمينان از سلامت جنين (در بعد كيفي)، ما تحقيقات بسيار مفصل و كاملا برنامه ريزي شده اي را دنبال مي كنيم. اما درباره سؤال جنابعالي يعني بحث سلول هاي بنيادي جنيني كه ما علاقمند هستيم آنها را «بن ياخته ها» بناميم، ابتدا عرض كنم كه اين بحث يكي از مباحث كاملا نو در عرصه پزشكي است و دانشمندان از آن به عنوان يك انقلاب در پزشكي ياد مي كنند. تاريخچه توليد بن ياخته هاي انساني باز مي گردد به حدود 5 سال پيش كه براي اولين بار اين موفقيت در دنيا حاصل شد.
¤ در دانشگاه ويسكانسين آمريكا.
-بله، اجازه بدهيد من ابتدا يك تعريفي از پروژه توليد و تكثير سلول هاي بنيادي جنيني بكنم. اگر خيلي ساده بخواهم عرض كنم اينطور مي شود گفت كه به طور كلي هر موجود زنده محصول لقاح يك سلول جنسي نر و يك سلول جنسي ماده است. محصول اين لقاح طي تقسيماتي روند تكامل خودش را طي مي كند و به موجود زنده اي شبيه والدين خودش تبديل مي شود. دانشمندان اينگونه انديشيده اند كه حال كه يك جنين چند سلولي در مسير تكامل خودش نهايتاً به يك انسان كامل منتهي مي شود، پس هر كدام از اين سلول هاي اوليه استعداد تبديل شدن به انواع سلول ها را دارند.
¤ يعني مي توانند بافت هاي مختلف بدن را بسازند.
- بله، بافت ها و سلول هاي مختلف، به عبارت ديگر تك تك اين سلول ها توان تمايز يافتن و تبديل به سلول هاي مختلف بدن را دارند. بر اين مبنا دانشمندان تصميم گرفتند رشد و تمايز اين سلول هاي پرتوان را كه در مراحل اوليه دوران جنيني قابل دسترسي هستند، را در محيط آزمايشگاه متوقف بكنند و در مرحله استعداد نگهشان دارند. يعني اجازه ندهند كه اين توده داخلي جنين به طرف ساخت سلول هاي مختلف سير بكند. هدف از اين متوقف سازي هم اين است كه تمايز و تقسيمات بعدي اين سلول ها را بشر خود هدايت بكند، براي رسيدن به سلول هاي خاص موردنيازش. يعني به اين سلول ها اجازه داده نمي شود كه فرآيند طبيعي و خود به خودي شان را طي بكنند و انسان جديدي را به وجود بياورند، بلكه هدايت مي شوند تا فقط سلول هاي خاصي مثلا سلول هاي قلبي- را به وجود بياورند.
¤ با اين ترتيب آيا اندام هاي جديد مثل قلب و ديگر اعضاي بدن نيز مي تواند در آزمايشگاه ساخته شود؟
- امروز بحث اندام در هيچ مركز تحقيقاتي وجود ندارد و توفيقي در اين باره گزارش نشده است.
بحث اندام مشكلات خاص خودش را دارد. فعلا بحث توليد «سلول»هاي خاص است. براي اولين بار بيش از 20 سال پيش اين موفقيت درباره حيوانات حاصل شد و چنانكه عرض كردم حدود 5 سال پيش درباره انسان، كشورهاي معدودي توانستند بن ياخته هاي جنيني انسان را توليد بكنند.
¤ اين سلول ها چه كاربردهايي دارند؟
- معمولا سه كاربرد عنوان مي شود. اول مطالعات سم شناسي و داروشناسي است. وقتي ما توانستيم در محيط آزمايشگاه مثلا سلول هاي قلبي، سلول هاي مولد انسولين يا عصب توليد بكنيم، مي توانيم داروهايي را كه در اين زمينه ها ساخته مي شود به جاي اينكه اول بر روي حيوان و بعد بر روي انسان آزمايش كنيم، مستقيماً بر روي همين سلول ها تست كنيم و اثرشان را ببينيم. كاربرد دوم در مطالعات بيولوژيكي تكويني است. با داشتن اين سلول ها مي توانيم مكانيزم تشكيل اعضاي بدن را كشف و مطالعه كنيم. در حقيقت به مجهولات ديرينه بيولوژي درباره نحوه شكيل مثلا سلول هاي قلبي يا اعصاب از اين حيث كه چه مواد و مكانيسم هايي دراين كار دخيلند، پاسخ داده مي شود. سومين و مهم ترين كاربرد اين سلول هاي بنيادي كه تحقق آن آرزوي دانشمندان است، «سلول درماني» است. يعني بتوانند اين سلول ها را براي درمان بيماري هايي كه معالجه آنها تا امروز داراي مشكلات فراواني بوده به كار بگيرند. مثلا از اين سلول هاي پرتوان، سلول هاي عضلاني قلب توليد بكنند و در بيماري هاي قلبي از آنها استفاده بكنند. يا سلول هاي مولد انسولين توليد و از آنها در درمان ديابت استفاده بكنند. هنوز هيچ گزارش قطعي و عملي درمورد به كارگيري سلول هاي بنيادي جنين در مورد انسان منتشر نشده، اما روندي كه در مركز تحقيقاتي مشاهده مي شود، نشان مي دهد كه در آينده نه چندان دور، بهره برداري درماني هم از اين سلول ها امكان پذير خواهد شد. ما مي دانيم كه عضله قلب بعد از يك سكته ترميم نمي شود و همانطور به شكل آسيب ديده باقي مي ماند. اگر بشود- كه در مورد حيوانات بسياري از اين تحقيقات انجام شده است: اين سلول هاي پرتوان را در محيط آزمايشگاه به عضله قلب تبديل و به عضله آسيب ديده تزريق كنند، مي توانند آن را ترميم بكنند. يا اگر بتوانند برخي از سلول هاي لوز المعده را كه مولد انسولين هستند، (سلول هاي بتا) در آزمايشگاه توليد بكنند و با موفقيت آن را به بيمار ديابتي تزريق كنند، مي تواند بيماري قند را درمان كنند.
¤ درباره نورون ها (سلول هاي مغزي)، چطور؟ چون اين سلول ها هم اگر ضايعه ببينند، هرگز ترميم نمي شوند.
- يكي از محورهايي كه به طور جدي در تحقيقات مربوط به سلول هاي بنيادي دنبال مي شود، مربوط به توليد عصب است. چون سلو ل هاي عصبي هم همانطور كه گفتيد ترميم نمي شوند. ما در پژوهشكده رويان تحقيقاتمان را روي سه موضوع خاص متمركز كرده ايم. سلول هاي عصبي، سلول هاي مولد انسولين و سلول هاي عضلاني قلب، هم در مورد حيوانات فعاليت مي كنيم و هم در مورد انسان ها، خوشبختانه تا اين لحظه كه من در خدمت شما هستم، ما عصب را از سلول هاي بنيادي جنين انسان توليد كرده ايم. خبري را هم كه الان براي اولين بار اعلام مي كنيم، اين است كه سلول هاي مولد انسولين - انساني و موشي- را هم توليد كرده ايم. در مورد سلول هاي مولد انسولين موشي، قراردادي را با مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران منعقد كرده ايم كه كار مشتركي را انجام بدهيم، ما بخش توليد اين سلول ها را در آزمايشگاه به عهده داريم و تست هاي درماني و عملكرد آنها را مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران. كار ما دراين مورد تقريبا به مراحل خوبي رسيده است.
¤ كار نهايي نشده است؟
- از نظر ما كار تقريبا در مرحله اي است كه قابل ارائه است. سلول ها با موفقيت توليد و تست شده اند و به خوبي عمل مي كنند.
¤ گفتيد كه درباره تمايز سلو ل هاي بنيادي به سلول هاي عصبي و سلول هاي مولد انسولين به موقيت دست پيدا كرده ايد. آيا درباره توليد سلول هاي عضلاني قلب هم توفيقي حاصل شده است؟
- مابه طور تصادفي سلول هاي عضلاني قلب را توليد كرده ايم.
¤ منظورتان از توليد تصادفي چيست؟
- ببينيد، بنا به توضيحاتي كه عرض كردم، سلول هاي بنيادي جنيني داراي قدرت بسيار زياد متمايز شدن به سلول هاي مختلف هستند. اصلا يكي از راه هاي اثبات اينكه اين سلول ها بنيادي هستند اين است كه محدوديت هاي مصنوعي ايجاد شده در محيط آزمايشگاه بر سر راه تمايز و تكثير خود به خودي آنهارا برداريد و آنها را رها كنيد كه به طور طبيعي سلول هاي مختلف را بسازند. منظوم از اينكه گفتم ما به طور تصادفي توانسته ايم سلول هاي عضلاني قلب را توليد كنيم اين است كه در مرحله اولي كه سلول هاي بنيادي توليد شده را مي خواستيم تست بكنيم، وقتي آنها را رها كرديم، سلول هاي عضلاني قلب توليد شدند. بررسي ها مي گويد نزديك به ده درصد امكان روي دادن مجدد اين حادثه وجود دارد. اما آنچه كه مدنظر ما است اين است كه بتوانيم تمايز سلول هاي بنيادي جنيني به سلول هاي عضلاني قلب را برنامه ريزي كنيم و به اختيار خود درآوريم و علاوه بر اين، سلول هايي با خلوص بيشتر توليد كنيم، يعني بعد از تمايز درصد بيشتري از سلول هاي موردنظرتان را به دست بياوريم.
ادامه.....
از راه ميان بر رفته ايم
شهريورماه امسال خبري منتشر شد كه اگرچه حاكي از موفقيتي چشمگير بود، اما كمتر كسي از جزئيات آن اطلاع يافت: «رهبر معظم انقلاب اسلامي، از پيشرفت هاي علمي ستايش برانگيز جوانان ايراني در زمينه تكثير سلول هاي بنيادي تقدير كردند و آن را ادامه افتخارات دفاع مقدس دانستند.» پس از آن، دست اندركاران اين مرزشكني بزرگ علمي در عرصه فناوري زيستي، يكي دو باري بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و چند باري هم احيانا در يكي دو روزنامه خبري در اين باره انتشار يافت و... اين همه درحالي بود كه برملاشدن خبر دستيابي ايران به اين دانش، غوغايي در محافل علمي و خبري جهان به راه انداخته بود.
دكتر سعيد كاظمي آشتياني -رئيس پژوهشكده رويان- و مدير پروژه اي است كه ايران را با شگفتي تمام به يكي از معدود دارندگان دانش «توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني» تبديل كرده است. عدد كشورهايي كه در جهان، صاحب اين دانش و فناوري هاي ناشي از آن هستند، از ده تجاوز نمي كند. دانشمندان جوان و مومن ايراني كه دكتر آشتياني در اين گفت وگو گوشه هايي از تلاش هاي آنها را تشريح كرده، دوباره و درحالي كه بي شك بعضي حتي فكرش را هم نمي توانستند بكنند، دنيا را مبهوت كردند. ابتدا باور كردند كه «مي توانند»، بعد قدم در راه نهادند و توكل به خداوندي كردند كه جز اراده او مجال تحقق نمي يابد و اكنون عالمي حيران اين تلاش و توكل است. براي چندمين بار، عالمان خداجوي ايراني مرزهاي دانش را مي شكنند و توانايي هايشان را به رخ اربابان خودبين و خودخواه دنيا مي كشند. نيروي ايمان وقتي با قدرت دانش و استحكام اراده درهم آميزد، جز اين هم نبايد انتظار داشت.
رهبر عزيز و هوشمند انقلاب اسلامي اين جوانان خط شكن را ستود و آشكارا پيش چشم همه به آنها مهر ورزيد. چه ، اين موفقيت مصداق كامل همان ميان بر زدن و جلو افتادني بود كه ايشان بارها در باره توليد دانش بر آن تاكيد كرده بودند. اما من نمي دانم حال آنها كه «متوليان رسمي» اين امورند، چگونه است؟ آنها كه وظيفه «رسمي »شان كشف همين استعدادها، پرورش آنها و قرين كردن آنها با روح مومنانه است. شايد پيش از آنكه جوانان، احتياج به تحول داشته باشند، اين نهادهاي رسمي و مسئولند كه بايد متحول شوند. آنوقت آنچه شمه اي از آن را در اين گفت وگو مي بينيد، فقط آغاز يك راه طولاني خواهد بود.
اجازه بدهيد اين جمله را هم بنويسم كه به وقت خروج از پژوهشكده رويان وجودم به عنوان يك ايراني سرشار از افتخار بود و اين افتخار را مرهون كساني بودم كه در مرزهاي دانش ايستاده اند و در همان حال آثار تهجد بر چهره هاشان پيدا است...
مهدي محمدي
¤شايد بهتر باشد كه براي آغاز اين گفت وگو من از شما بخواهم، خلاصه اي از دستاوردهاي تحقيقاتي خود و همكارانتان را در پژوهشكده رويان را كه منجر به دستيابي ما به فناوري و دانش توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني شده است، به زبان ساده- چنانكه كه براي مخاطبان عادي روزنامه قابل فهم باشد- بيان كنيد تا بعد به مباحث ديگر بپردازيم.
- من اجازه مي خواهم ابتدا توضيح مختصري درباره پژوهشكده رويان بدهم، بعد مستقيماً به سؤال شما پاسخ خواهم گفت. پژوهشكده رويان- كه يكي از مراكز تحقيقاتي جهاد دانشگاهي است- در سال 1370 به منظور ارائه خدمات درمان ناباروري و تحقيق در زمينه پزشكي توليدمثل تأسيس و راه اندازي شد. هدف ما در بعد تحقيقات ارتقا سطح خدمات باليني است. تمام تحقيقات ما طوري برنامه ريزي شده و مي شود كه نهايتاً بتواند خدمت رساني به مردم را ارتقا بدهد. ما به طور كلي دو هدف را در تحقيقاتمان دنبال مي كنيم. يكي افزايش ميزان موفقيت در درمان ناباروري (در بعد كمي) و ديگري اطمينان از سلامت جنين (در بعد كيفي)، ما تحقيقات بسيار مفصل و كاملا برنامه ريزي شده اي را دنبال مي كنيم. اما درباره سؤال جنابعالي يعني بحث سلول هاي بنيادي جنيني كه ما علاقمند هستيم آنها را «بن ياخته ها» بناميم، ابتدا عرض كنم كه اين بحث يكي از مباحث كاملا نو در عرصه پزشكي است و دانشمندان از آن به عنوان يك انقلاب در پزشكي ياد مي كنند. تاريخچه توليد بن ياخته هاي انساني باز مي گردد به حدود 5 سال پيش كه براي اولين بار اين موفقيت در دنيا حاصل شد.
¤ در دانشگاه ويسكانسين آمريكا.
-بله، اجازه بدهيد من ابتدا يك تعريفي از پروژه توليد و تكثير سلول هاي بنيادي جنيني بكنم. اگر خيلي ساده بخواهم عرض كنم اينطور مي شود گفت كه به طور كلي هر موجود زنده محصول لقاح يك سلول جنسي نر و يك سلول جنسي ماده است. محصول اين لقاح طي تقسيماتي روند تكامل خودش را طي مي كند و به موجود زنده اي شبيه والدين خودش تبديل مي شود. دانشمندان اينگونه انديشيده اند كه حال كه يك جنين چند سلولي در مسير تكامل خودش نهايتاً به يك انسان كامل منتهي مي شود، پس هر كدام از اين سلول هاي اوليه استعداد تبديل شدن به انواع سلول ها را دارند.
¤ يعني مي توانند بافت هاي مختلف بدن را بسازند.
- بله، بافت ها و سلول هاي مختلف، به عبارت ديگر تك تك اين سلول ها توان تمايز يافتن و تبديل به سلول هاي مختلف بدن را دارند. بر اين مبنا دانشمندان تصميم گرفتند رشد و تمايز اين سلول هاي پرتوان را كه در مراحل اوليه دوران جنيني قابل دسترسي هستند، را در محيط آزمايشگاه متوقف بكنند و در مرحله استعداد نگهشان دارند. يعني اجازه ندهند كه اين توده داخلي جنين به طرف ساخت سلول هاي مختلف سير بكند. هدف از اين متوقف سازي هم اين است كه تمايز و تقسيمات بعدي اين سلول ها را بشر خود هدايت بكند، براي رسيدن به سلول هاي خاص موردنيازش. يعني به اين سلول ها اجازه داده نمي شود كه فرآيند طبيعي و خود به خودي شان را طي بكنند و انسان جديدي را به وجود بياورند، بلكه هدايت مي شوند تا فقط سلول هاي خاصي مثلا سلول هاي قلبي- را به وجود بياورند.
¤ با اين ترتيب آيا اندام هاي جديد مثل قلب و ديگر اعضاي بدن نيز مي تواند در آزمايشگاه ساخته شود؟
- امروز بحث اندام در هيچ مركز تحقيقاتي وجود ندارد و توفيقي در اين باره گزارش نشده است.
بحث اندام مشكلات خاص خودش را دارد. فعلا بحث توليد «سلول»هاي خاص است. براي اولين بار بيش از 20 سال پيش اين موفقيت درباره حيوانات حاصل شد و چنانكه عرض كردم حدود 5 سال پيش درباره انسان، كشورهاي معدودي توانستند بن ياخته هاي جنيني انسان را توليد بكنند.
¤ اين سلول ها چه كاربردهايي دارند؟
- معمولا سه كاربرد عنوان مي شود. اول مطالعات سم شناسي و داروشناسي است. وقتي ما توانستيم در محيط آزمايشگاه مثلا سلول هاي قلبي، سلول هاي مولد انسولين يا عصب توليد بكنيم، مي توانيم داروهايي را كه در اين زمينه ها ساخته مي شود به جاي اينكه اول بر روي حيوان و بعد بر روي انسان آزمايش كنيم، مستقيماً بر روي همين سلول ها تست كنيم و اثرشان را ببينيم. كاربرد دوم در مطالعات بيولوژيكي تكويني است. با داشتن اين سلول ها مي توانيم مكانيزم تشكيل اعضاي بدن را كشف و مطالعه كنيم. در حقيقت به مجهولات ديرينه بيولوژي درباره نحوه شكيل مثلا سلول هاي قلبي يا اعصاب از اين حيث كه چه مواد و مكانيسم هايي دراين كار دخيلند، پاسخ داده مي شود. سومين و مهم ترين كاربرد اين سلول هاي بنيادي كه تحقق آن آرزوي دانشمندان است، «سلول درماني» است. يعني بتوانند اين سلول ها را براي درمان بيماري هايي كه معالجه آنها تا امروز داراي مشكلات فراواني بوده به كار بگيرند. مثلا از اين سلول هاي پرتوان، سلول هاي عضلاني قلب توليد بكنند و در بيماري هاي قلبي از آنها استفاده بكنند. يا سلول هاي مولد انسولين توليد و از آنها در درمان ديابت استفاده بكنند. هنوز هيچ گزارش قطعي و عملي درمورد به كارگيري سلول هاي بنيادي جنين در مورد انسان منتشر نشده، اما روندي كه در مركز تحقيقاتي مشاهده مي شود، نشان مي دهد كه در آينده نه چندان دور، بهره برداري درماني هم از اين سلول ها امكان پذير خواهد شد. ما مي دانيم كه عضله قلب بعد از يك سكته ترميم نمي شود و همانطور به شكل آسيب ديده باقي مي ماند. اگر بشود- كه در مورد حيوانات بسياري از اين تحقيقات انجام شده است: اين سلول هاي پرتوان را در محيط آزمايشگاه به عضله قلب تبديل و به عضله آسيب ديده تزريق كنند، مي توانند آن را ترميم بكنند. يا اگر بتوانند برخي از سلول هاي لوز المعده را كه مولد انسولين هستند، (سلول هاي بتا) در آزمايشگاه توليد بكنند و با موفقيت آن را به بيمار ديابتي تزريق كنند، مي تواند بيماري قند را درمان كنند.
¤ درباره نورون ها (سلول هاي مغزي)، چطور؟ چون اين سلول ها هم اگر ضايعه ببينند، هرگز ترميم نمي شوند.
- يكي از محورهايي كه به طور جدي در تحقيقات مربوط به سلول هاي بنيادي دنبال مي شود، مربوط به توليد عصب است. چون سلو ل هاي عصبي هم همانطور كه گفتيد ترميم نمي شوند. ما در پژوهشكده رويان تحقيقاتمان را روي سه موضوع خاص متمركز كرده ايم. سلول هاي عصبي، سلول هاي مولد انسولين و سلول هاي عضلاني قلب، هم در مورد حيوانات فعاليت مي كنيم و هم در مورد انسان ها، خوشبختانه تا اين لحظه كه من در خدمت شما هستم، ما عصب را از سلول هاي بنيادي جنين انسان توليد كرده ايم. خبري را هم كه الان براي اولين بار اعلام مي كنيم، اين است كه سلول هاي مولد انسولين - انساني و موشي- را هم توليد كرده ايم. در مورد سلول هاي مولد انسولين موشي، قراردادي را با مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران منعقد كرده ايم كه كار مشتركي را انجام بدهيم، ما بخش توليد اين سلول ها را در آزمايشگاه به عهده داريم و تست هاي درماني و عملكرد آنها را مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران. كار ما دراين مورد تقريبا به مراحل خوبي رسيده است.
¤ كار نهايي نشده است؟
- از نظر ما كار تقريبا در مرحله اي است كه قابل ارائه است. سلول ها با موفقيت توليد و تست شده اند و به خوبي عمل مي كنند.
¤ گفتيد كه درباره تمايز سلو ل هاي بنيادي به سلول هاي عصبي و سلول هاي مولد انسولين به موقيت دست پيدا كرده ايد. آيا درباره توليد سلول هاي عضلاني قلب هم توفيقي حاصل شده است؟
- مابه طور تصادفي سلول هاي عضلاني قلب را توليد كرده ايم.
¤ منظورتان از توليد تصادفي چيست؟
- ببينيد، بنا به توضيحاتي كه عرض كردم، سلول هاي بنيادي جنيني داراي قدرت بسيار زياد متمايز شدن به سلول هاي مختلف هستند. اصلا يكي از راه هاي اثبات اينكه اين سلول ها بنيادي هستند اين است كه محدوديت هاي مصنوعي ايجاد شده در محيط آزمايشگاه بر سر راه تمايز و تكثير خود به خودي آنهارا برداريد و آنها را رها كنيد كه به طور طبيعي سلول هاي مختلف را بسازند. منظوم از اينكه گفتم ما به طور تصادفي توانسته ايم سلول هاي عضلاني قلب را توليد كنيم اين است كه در مرحله اولي كه سلول هاي بنيادي توليد شده را مي خواستيم تست بكنيم، وقتي آنها را رها كرديم، سلول هاي عضلاني قلب توليد شدند. بررسي ها مي گويد نزديك به ده درصد امكان روي دادن مجدد اين حادثه وجود دارد. اما آنچه كه مدنظر ما است اين است كه بتوانيم تمايز سلول هاي بنيادي جنيني به سلول هاي عضلاني قلب را برنامه ريزي كنيم و به اختيار خود درآوريم و علاوه بر اين، سلول هايي با خلوص بيشتر توليد كنيم، يعني بعد از تمايز درصد بيشتري از سلول هاي موردنظرتان را به دست بياوريم.
ادامه.....