PDA

نمايش نسخه نهائي : چين درآستانه تبديل به غول اقتصادي جهان


سینا 555
Wednesday 31 March 2004, 04:50AM
براساس آماري كه دولت چين در مورد وضعيت اقتصادي آن كشور در سال ‌٢٠٠٣ ميلادي انتشار داده، نرخ رشد توليد ناخالص داخلي در طول سال گذشته به ‌١/٩ در صد رسيده است.
به گزارش ايسنا، به نقل از شبكه خبري بي بي سي گرچه اقتصاد چين در خلال سال هاي اخير از رشد قابل توجهي برخوردار بوده اما نرخ رشد اقتصادي در سال جاري، كه در سه ماهه آخر سال به حدود ‌٩/٩ درصد رسيد، در شش سال اخير بي سابقه بوده است.
در گزارش بي.بي.سي آمده است:
دولت چين، كه همچنان يك رژيم كمونيستي است و بخش هاي وسيعي از اقتصاد را قاعدتا در مالكيت و نظارت خود دارد، در خلال بيش از دو دهه اخير به تدريج به آزادسازي اقتصادي مبادرت ورزيده است.
به نظر مي رسد كه رشد صادرات، سرمايه گذاري خارجي و سطح مصرف عوامل اصلي در تحقق رشد قابل توجه اقتصادي آن كشور بوده است.
براساس اين گزارش مقامات چيني پيش بيني كرده‌اند كه اقتصاد آن كشور در سال ‌٢٠٠٤ ميلادي حدود ‌٧ درصد رشد خواهد كرد،اما اين رقم محافظه كارانه تلقي شده و انتظار مي‌رود رشد واقعي اقتصادي اين كشور به رقمي بالاتر برسد.
نرخ رشد اقتصادي چين در سال گذشته بالاترين نرخ رشد در ميان كشورهاي عمده جهان است در حاليكه اقتصادهاي بزرگ جهان، از جمله ايالات متحده، رشد اندكي داشته و ركود اقتصادي ژاپن، كه بيش از يك دهه از عمر آن مي گذرد، همچنان ادامه داشته است.
در حال حاضر، چين به ششمين اقتصاد بزرگ جهان تبديل شده و مشكلي كه بروز بيماري سارس در بهار سال گذشته در اين كشور ايجاد كرد ظاهرا تاثير چنداني بر كاهش نرخ رشد اقتصادي نداشته است.
براساس آمار اعلام شده، توليد صنعتي چين در سال ‌٢٠٠٣ به رشد قابل توجه حدود ‌١٧ درصد دست يافت.
همچنين، ميزان هزينه مصرف كننده، كه رشد خرده فروشي نشاندهنده آن است، در اين سال‌١/٩درصد افزايش داشت كه ميزان رشد آن در مناطق شهري به ‌٣/٩ درصد و در مناطق روستايي به ‌٣/٤ درصد رسيد.
در مجموع، عملكرد اقتصاد چين در سال ‌٢٠٠٣ از پيش بيني اوليه، كه نرخ رشدي حدود ‌٥/٨ درصد را انتظار داشت، بهتر بوده است.
به خصوص، نرخ رشد اقتصادي در ماه هاي ژوئيه تا سپتامبر از حد ‌١/٩ درصد پيش بيني شده فراتر رفت و به ‌٦/٩ درصد رسيد.
در سال ‌١٩٤٩، حزب كمونيست چين به پيروزي رسيد و نظام كمونيستي در آن كشور مستقر شد.
رويكرد اقتصادي دولت چين در چند دهه بعد بر اساس مالكيت اشتراكي، با تاكيد بر نقش محوري كشاورزي، و كنترل شديد دولت بر جنبه هاي مختلف اقتصادي همراه بود.
اين روش توانست مشكل قديمي گرسنگي را حل كند و براي نخستين بار در چندين دهه، قحطي گسترده در اين كشور ديده نشد، اما ساختار اقتصاد چين، به خصوص در بخش صنايع، به گونه اي شكل گرفت كه امكان تحقق رشد سريع اقتصادي و تبديل آن كشور به يك اقتصاد بزرگ جهاني اندك به نظر مي رسيد.
از حدود بيست و پنج سال قبل، دولت چين به تدريج يك رشته اصلاحات را به منظور آزادسازي اقتصادي به مرحله اجرا گذاشت هرچند از نظر سياسي، حزب كمونيست همچنان زمام امور سياسي را در دست دارد.
اين اصلاحات در سال هاي اخير به افزايش چشمگير رشد اقتصادي منجر شده و چين را از يك كشور فقيرمتكي بر كشاورزي به يك قدرت صنعتي با بازارهاي وسيع صادراتي تبديل كرده است.
در سال ‌٢٠٠٢، چين به منظور ورود به سازمان تجارت جهاني، بازارهاي خود را نيز به روي كالاهاي خارجي گشود در حاليكه سرمايه گذاران خارجي، به منظور بهره بردن از كارگر ارزان و بالنسبه ماهر، روانه آن كشور شده بودند.
در حال حاضر، تعداد قابل توجهي از شركت هاي بزرگ غربي با ايجاد كارخانه هايي در چين، بخش بزرگي از توليد خود را به آن كشور منتقل كرده اند.
رشد سريع اقتصادي قاعدتا نگراني هايي را در مورد بروز تورم در پي داشته اما به گفته مقامات چيني، هنوز ضرورتي براي كند كردن روند رشد اقتصادي احساس نمي شود.»

افشا
Sunday 25 July 2004, 06:46AM
با توجه به رشد اقتصادي چين بنظر ميرسد كه اگر اين روند رشد چند دهه ديگر هم ادامه يابد ،اقتصاد چين بتواند بيشترين توليد اقتصادي را در جهان بدست آورد. فعلا اين عنوان در اختيار آمريكاست.
بعد از يازده سپتامبر 2001 صنعت توريسم درآ مريكا و بسياري از نقاط جهان افول كرد و تنها در چين يك رشد 11 در صدي داشت كه با علم كردن سارس از سوي وسايل ارتباط جمعي غربي آن رشد در صنعت توريسم چين را بسيار تقليل دادند.بنظر ميرسد كه تبليغات براي سارس براي مهار كردن رشد چين بوده است.
پيش بيني شده است كه دوران ابر قدرتي آمريكا بعد از جند دهه ديگر تمام شود و دوران فعلي يك دوران گذر است و دوران گذر دوران بسيار خطر ناك و جنگ سازي است. مثلا در جنگ دوم جهاني آلمان سعي كرد كه جاي انگلستان را بگيرد ولي موفق نشد ودر نهايت آمريكا به عنوان ميراث خوار استعمار برنده ميدان شد.
قدرت اقتصادي رابطه مستقيمي با قدرت نظامي و سياسي دارد. آيا چين ابر قدرت آينده است؟

افشا
Sunday 25 July 2004, 06:55AM
نظر رئيس جمهور هند در باره پيش رفتهاي چين در سال 2000

'We Can Cooperate With China'
India's president speaks on ties with Beijing

Asia Week - July 14, 2000

What are your impressions of China?
My impression is one of change. I was in China from 1976 to the end of 1978. It is a new world that I saw in China — great economic and social progress. There is a greater sense of ease and freedom. People were well-dressed and healthy looking.

How do you view the evolution of China's leadership and its communist system?
When I left in December 1978, Deng Xiaoping had come back to power. What is remarkable is that the policies he announced then are the policies that have unfolded in the past 20 years — an amazing consistency. Their economic success is based on the gains they have made in literacy, education and health care during the communist period. Of course, they made many mistakes that retarded their economy. But what is unique about China is that its communist system adapted to the demands of the modern world without disrupting itself fundamentally. In the Soviet Union, liberalization unfolded while the economy was declining and the political system was disrupting itself.

Has the absence of democracy in China impeded its economic development?
Yes. Yet over the years, the introduction of elements of democracy helped China grow quickly. After all, liberalization and opening up involve the application of democracy in the economic system. This has unleashed the people's energy and enterprise, which have helped them develop. In China, communism is no longer rigid and doctrinaire, but more pragmatic. It is willing to adapt to new world conditions, and to absorb new technologies and investments. Political democracy will grow with economic liberalization.

Is a relationship unencumbered by mutual suspicion and an intractable border dispute possible when both India and China aspire to be regional powers?
I am very optimistic. Both are regional powers and they can live together. There need not be a clash because we are not driven by ambition to dominate any part of Asia or any other country. The point I wanted to drive home in China was that we are not necessarily rivals, but complementary countries that can cooperate.

Will the positions of China and India on multipolarity lead to strategic convergence?
Our positions will certainly lead us to cooperate internationally. But India is a nonaligned country and we do not gang up with any particular nation in relation to another one. I think China is also following an independent foreign policy and believes in this approach. We also don't believe in a unipolar world.

Does Beijing also think that a U.S.-led unipolar world is harmful?
They are definite about it. The world cannot be unipolar as that would mean the domination of one power or *****. The Chinese have the same idea. That makes it easier for us to cooperate generally in the international field. But we are interested in being friendly with other powers — the U.S., Europe, Russia.

The other major India-China problem is Beijing's close ties with Pakistan.
Of course, we know as a fact that they are close. And there is cooperation between them in certain fields. India does not object to their friendship as long as it is not directed against us.

Will China back permanent Indian membership in the U.N. Security Council?
India no doubt is a candidate for a reformed Security Council. The Chinese recognized the importance of restructuring the U.N. They said that the world had changed since the body was founded and it should accommodate developing countries. But there was no indication they would back India's candidacy. They felt that on the question of U.N. restructuring, India and China could work together.

How do the Chinese view India's progress in information technology. Is that the way for India to achieve greatness?
Our progress in IT was mentioned to me from President Jiang Zemin on down. As for greatness, there are no shortcuts. Economic progress is the crux. If we can achieve that, we will naturally become an important part of the world.
***********************************************************************
با سلام
در بالا مصاحبه رئيس جمهور هند را كه در ۱۴ جولاي ۲۰۰۰ انجام شده از مجله Asia Week ميبينيم. قسمت هايي كه مربوط كسب تكنولژي است را ترچمه آزاد كرده ام:
*چه چيزي در چين بنظر شما تغيير اساسي كرده است؟
يك تغيير بسيار مهم. من از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸ در چين زندگي كرده ام. اين دنيايي كه الان ديده ام يك دنياي جديدي است.چين يك پيشرفت بزرگ اجتماعي و اقتصادي كرده است. اين پيشرفت بدست نيامده است مگر اين كه در بيست سال گذشته از يك سياست ثابت پيروي شده است.
*آيا غيبت دموكراسي در چين پيشرفت اقتصادي آن را تحت تاثير قرار نميدهد؟
بله تحت تاثير قرار ميدهد؛ ولي وارد كردن قسمت هايي از اصول دموكراسي سبب پيشرفت سريع چين شده است. اين وضع سبب آزاد سازي نيروي مردم براي سازندگي شده است و در نتيجه توسعه كشور تسهيل شده است.حزب كمونيست چين سعي داردكه خودش را با شرايط دنيا تطبيق دهد( كاري كه شوروي آن را نتوانست انجام بدهد عليرغم فضاي باز تر سياسي در شوروي كه پيش آمد) وبراي همين حزب كمونيست از خشكه مذهب بودن بيرون آمده است. زيرا اينان ميخواهند كه پيشرفت بكنندو تكنولژي جديد و سرمايه گذاري خارجي را جذب كنند.دمو كراسي اقتصادي همراه با آزاد سازي اقتصادي رشد ميكند.
* چيني ها پيشرفت تكنولژيك هند را چكونه ارزيابي ميكنند؟
پيشرفت ما در IT توسط رهبر چين بما گوشزد شد. براي عظمت كشور راه ميانبر وجود ندارد. هسته اصلي اين عظمت توسعه اقتصادي است؛ اگر ما به اين توسعه برسيم قطعا جايگاه مهمي در دنيا خواهيم داشت.

افشا
Sunday 25 July 2004, 07:06AM
رشد شتابان اقتصاد چين!

اگر چين بتواند رشد شتابان اقتصادي خود را حفظ كند ؛ كم كم به آمريكا نزديك خواهد شد. قدرت اقتصادي سازنده قدرت هاي ديگر از قبيل قدرت سياسي و نظامي هم است. اين پيشرفت سبب ميگردد كه نقش چين را در تحولات منطقه اي و جهاني در دهه آينده بيشتر ببينيم.
***********************************************************************
از مجله ماهنامه بازرگاني شماره ۱۷۹
تداوم پويايي اقتصاد چين

به گزارش شبكه خبري آسيا تايمز از هنك‌كنگ، اصلاحات اقتصادي بيش از دو دهه در چين و توسعه سريع اين كشور موجب شده است كه اين كشور به عنوان يكي از پوياترين اقتصادهاي آسيا مورد توجه قرار گيرد.

چين در سال‌هاي گذشته با حصول ميانگين رشد اقتصادي 8 درصدي قادر به مقابله با مشكلات و بحران‌هاي اقتصادي مانند بحران مالي و بانكي سال‌هاي 1997 و 1998 شد كه آسيا را تكان داد.

در آن سال‌ها چين موفق شد بدون آنكه از ارزش پول خود بكاهد و ثبات اقتصادي را از دست بدهد، در مقابل بحران مقاومت كند. اين در حالي است كه بزرگترين كشور در حال رشد جهان خواستار تبديل شدن به قدرت برتر اقتصادي آسيا پس از ژاپن است كه اكنون مشكلاتي پيش روي دارد.

آنچه امروز تحليلگران به آن توجه دارند، اين است كه چين تنها كشوري است كه داراي توانايي‌هاي بالقوه براي تبديل شدن به قدرت اقتصادي پس از آمريكا در جهان است اگر اقتصاد آمريكا به كندي به راه خود ادامه دهد و ركود سختي دامن‌گير آن شود، چين نيز كاملاً به مخاطره خواهد افـتاد. زيرا صـادرات چيــن به آمريكا تا 1/19 درصد در نيمه سال 2002 افزايش يافت.

در حالي كه اين ميزان در نيمه دوم سال 2001 تنها 7/2 درصد بود كه بيانگر رشد پايدار و چشمگير است. از سوي ديگر اصلاحات، تعديل نيروي كار و بيكاري عوامل و موانع پيش روي توسعه اقتصادي اين كشور است كه در كنار صادرات نقش مهمي در رشد اقتصادي پايدار دارد.

صادرات حدود يك پنجم اقتصاد چين را در برمي‌گيرد و بدون رشد آن موتور توسعه اقتصادي اين كشور ضعيف مي‌شود و بي‌ثباتي اجتماعي آن را مي‌آزارد.

آنچه مسلم است اينكه دو عامل در روابط آمريكا و چين دخيل است: نخست سلامت بخش تجارت آمريكا و دوم تقويت دلار آن كشور. آنچه امروز مشاهده مي‌شود ناكامي و غيرمثبت بودن فرآيند تجارت آمريكا و فقدان اخبار خوشايند در اين باره در جهان است، روندي كه مي‌تواند توانايي‌هاي شركت‌هاي اين كشور را كه از سرمايه‌گذاران مستقيم در چين هستند، بكاهد.

دلار آمريكا ديگر موردي است كه چيني‌ها را نگران مي‌سازد و تقويت و تضعيف آن بر اقتصاد چين بي‌تأثير نيست. اگرچه امكان دارد تأثيرات منفي آن بر ارزش پول چين در كوتاه مدت مشخص نگردد. بسياري از كشورهاي آسيايي كالاهاي خود را به چين حمل كرده و سپس از طريق اين كشور نهايتاً به آمريكا منتقل مي‌كنند.

حمل بيشتر اين كالاها نمايانگر افزايش تقاضا براي اين اقلام در آمريكاست. به همين سبب چنانچه در اين راستا ارزش دلار پايين بيايد، فشار بر «يوان» (واحد پول چين) بيشتر خواهد شد. چين ششمين قدرت صادراتي بزرگ جهان در سال 2001 بود كه مازاد تجاري آن در همين سال به 23 ميليارد دلار رسيد. چين از ناحيه صادرات احساس خطر مي‌كند زيرا اگر ارزش دلار تضعيف شود، صادرات چين به آمريكا با توجه به بهاي آنها در بازارهاي خارجي سود بيشتري را نصيب پكن خواهد كرد و اين عامل موجب خواهد شد كه توليدكنندگان كالا در آمريكا، ژاپن و اتحاديه اروپا براي محافظت و حمايت از خود تدابيري بر ضد اقلام چيني اتخاذ كنند.

در اين راستا مشاهده مي‌شود كه آمريكا در روزهاي گذشته دست به تدابيري از اين دست زده است و ژاپني‌ها تلاش كرده‌اند كه از ميزان واردات كالاهاي چيني به اين كشور بكاهند و اگر چين با واشنگتن و توكيو وارد جنگ تجاري شود، چشم‌اندازهاي رشد از طريق صادرات تيره خواهد شد.

نكته ديگري كه پكن بايد به آن توجه كند تغييرات نابهنگام و ناخوشايند در بازار سهام آمريكا (وال استريت) است كه بر رشد اقتصادي پويا، توسعه صادرات و ذخاير ارزي چين تأثيري كاملاً مشخص دارد.

علاوه بر اين بازار سهام و اوراق بهادار چين شفافيت لازم را ندارد و در بهاي سهام دست‌كاري مي‌شود و گذشته از همه اينها برآورد شده است كه كسري بودجه چين از 7/2 درصد رشد توليد ناخالص داخلي اين كشور در سال گذشته به بالغ بر 3 درصد در سال جاري ميلادي رسيده است.

گرچه چين اكنون به لحاظ اقتصادي در موقعيت مطلوبي قرار دارد، اما آمريكا با ركود اقتصادي دست در گريبان بوده و ژاپن به دنبال بهبود كاركردهاي اقتصادي خود است. به غير از اين عوامل، جهاني شدن بر قدرت چين به مراتب افزوده است. ولي پكن بايد هوشيار باشد كه سرنوشتش به آمريكا و وال استريت گره خورده است و رهبري آن در روزهاي آينده تغييرات بزرگي را شاهد خواهد بود

فربد
Thursday 2 September 2004, 08:01AM
جالبه بدونين چين با اينهمه رشد و جمعيت مصرف بنزينش از ما كمتره!

افشا
Thursday 9 September 2004, 09:10AM
7شهريور:لوموند ديپلماتيک: چين به يک ابرقدرت واقعى تبديل شده است


ايرنا: سامانه اينترنتى ماهنامه "لوموند ديپلماتيک " در آخرين شماره خود نوشت :
چين به يک ابرقدرت واقعى تبديل شده است .
اين سامانه به نقل از "ايناسيو رامونه استاد تئورهاى ارتباطات در
دانشگاه هاى پاريس افزود : زمانى عبارت "امان از روزى که چين بيدار شود"
به خودى خود هشدارباش خطرى عظيم و جهانى بود اما اکنون اين کشور بيکران
واقعا بيدار شده و حالا بايد درباره کم و کيف آثار قدرت آن در روند تحولات
جهانى انديشيد.
اين سامانه اضافه کرد : چين ، اين هيولاى جمعيتى با۳ / ۱ ميليارد نفر جمعيت
رفرم اقتصادى عظيم خويش را تنها پس از مرگ "مائو تسه تونگ " در سال۱۹۶۷
و بويژه بعد از به قدرت رسيدن "دن شيائوپينگ " در سال۱۹۷۸ آغاز کرد.
الگوى توسعه اين کشور مبنى بر فراوانى نيروى کار ارزان ، پذيرش گسترده
کارخانجات بسته بندى در خاک خود، صادرات فرآورده هاى ارزان قيمت و سيل
سرمايه گذارهاى خارجى تا مدت ها به عنوان اقتصادى "کم و بيش بدوى" و خاص
کشورهاى عقب مانده و تحت سلطه خودکامه يک حزب واحد تلقى مىشد.
بااين وجود،چين "کماکان کمونيست " نه تنها ديگر ترسى در دل جهان غرب ايجاد
نمىکرد بلکه در سرمستى حاصل از جهانىسازى سوداگر، از سوى صدها شرکتى که
کارخانجات خود را به اين کشور منتقل کرده بودند، به عنوان فرصتى طلايى براى
سرمايه گذاران آگاه مطرح شد.
اين کشور ظرف مدتى کوتاه به کمک شبکه "مناطق اقتصادى ويژه " به قدرت
غولآساى صادراتى بدل گشت و درصدر صادرکنندگان جهانى منسوجات ، البسه ، کفش ،
ابزار الکترونيکى و اسباب بازى قرار گرفت .
توليدات آن به سراسر جهان سرازيرشده و بويژه بازار آمريکا را تسخير
کردند. اين روند به کسر موازنه تجارى عظيم آمريکا در رابطه با پکن منجر
شده است که ميزان آن در سال۲۰۰۳ به ۱۳۰ ميليارد دلار بالغ شد.
جنون صادراتى چين ، خيزش چشمگير رشد آن را به همراه داشته است که از دو
دهه پيش تاکنون همه ساله از۹ درصد نيز تجاوز مىکند.
همچنين اين "کمونيسم دمکراتيک مبتنى بر بازار" براى ميليونها خانواده
چينى افزايش قدرت خريد و ارتقاى سطح زندگيشان را به ارمغان آورده و شرايط
رشد يک سيستم سرمايه دارى تمام عيار چينى را فراهم کرده است .
دولت چين در همين راستا با گسترش ساختار زيربنايى نظير بندر، فرودگاه ،
اتوبان ، راه آهن ، پل، سد، آسمانخراش و ساخت استاديوم ورزشى براى بازيهاى
المپيک ۲۰۰۸ ، تاسيسات لازم براى نمايشگاه جهانى شانگهاى در سال۲۰۱۰ و
غيره ...، با شدت تمام بر آن است که از چين کشورى مدرن بسازد.
توده انبوه پروژه هاى ساختمانى و تب جديد مصرفى چينىها نيز بعد جديدى به
اقتصاد اين کشور داده است . ظرف مدت کوتاهى، چين از يک قدرت صادراتى مهاجم
و هولناک به کشورى وارداتى که ولع سيرىناپذير آن عميقا نگران کننده است ،
مبدل شده به نحوى که اين کشور در سال گذشته نخستين واردکننده جهانى سيمان
۵۵ درصد توليد جهانى، زغال سنگ ۴۰ درصد، فولاد۲۵ درصد، نيکل۲۵ درصد و
آلومينيوم ۱۴ درصد و بعلاوه دومين واردکننده نفت پس از ايالات متحده ، بوده
است . پديده اى که صعود انفجارآميز بهاى اين مواد و بويژه نفت را در بازار
جهانى بدنبال داشته است .
چين از سال۲۰۰۱ به عضويت سازمان جهانى تجارت در آمده و اکنون يکى از
بزرگترين اقتصادهاى جهان ، دقيقا رده ششم محسوب مىشود. رشد جهانى در حال
حاضر مستقيما به تحولات اين کشور وابسته شده و هرگونه جهشى در آن تاثيرى
بىچون و چرا بر مجموعه فعاليت هاى اقتصاد جهانى بر جاى مىگذارد.
"ون جيابائو" نخست وزير چين ، در تحليل اين نظريه مىگويد "چين هنوز،
برغم سرعت رشد آن ، کشورى در حال توسعه محسوب مىشود و اين کشور هنوز به ۵۰
سال رشد با آهنگ کنونى نيازمند است تا به يک کشور نسبتا پيشرفته بدل
شود."
اما اگر چين با همين آهنگ به رشد خود ادامه دهد، از سال۲۰۴۱ از ايالات
متحده پيشى گرفته و به نخستين قدرت اقتصادى جهان بدل خواهد شد، امرى که
پيامدهاى عمده اى از جهت ژئوپولتيک به همراه خواهد داشت . بدين مفهوم که از
سال۲۰۳۰ ، مصرف انرژى اين کشور به مجموع مصرف کنونى ايالات متحده و ژاپن
خواهد رسيد و از آنجا که فاقد مخازن نفت کافى براى پاسخگويى به نيازهاى
غولآساى خويش است ، ناچار است از هم اکنون تا سال۲۰۲۰ ، توانايى هسته اى
خود را به دو برابر افزايش دهد و به مدت ۱۶ سال، سالى دو نيروگاه اتمى
جديد بسازد.
بدين ترتيب چين برغم آنکه از امضاکنندگان پروتکل کيوتو در سال۲۰۰۲
بوده و از هم اکنون دومين کشور آلوده کننده کره زمين محسوب مىشود، بزودى با
توليد انبوه گازهاى گلخانه اى که تاثير حبابى آنان در افزايش دماى زمين ،
تغييرات جوى جارى را وخيم تر خواهند کرد، به نخستين کشور آلوده کننده جهان
مبدل خواهد شد.

افشا
Thursday 9 September 2004, 09:16AM
مدل چينى از نوع اسلامى
*مدل چينى حداقل سه مشخصه مهم دارد كه تحقق دو فقره از آنهادرجمهورى اسلامى
امكانپذير نيست.....

وقتى برنامه تعديل ساختارى بانك جهانى با نام "تعديل اقتصادى" در دوران هاشمى رفسنجانى به كار گرفته شد، با ويژگى هاى نظام مذهبى تركيب گرديد. آن بخش از اين برنامه كه قابليت انطباق با برنامه ويژگى هاى نظام مبتنى بر ولايت فقيه نداشت، عملا بى حاصل ماند. مثلا حذف موانع تجارت خارجى و تغيير شرايط بهره كشى كار براى آماده كردن شرايط ورود سرمايه خارجى بى حاصل ماند و گردانندگان و دست اندركاران اين سياست سرانجام اعتراف كردند كه نتوانستند راه ورود سرمايه خارجى را به كشور باز كنند. گسترش شتابان فقر و فاصله طبقاتي، غارت شديد ثروت ها و دارايى هاى ملي، تشديد بحران ساختارى در نظام هاى بهداشت و درمان و آموزش و پرورش، ورشكستگى صنعت، رونق بازار سياه و قاچاق و احتكار و رانت خوارى و.... حاصل اين برنامه بود. اكنون مشابه همين وضعيت در رابطه با آن چه به مدل چينى معروف شده در شرف وقوع است. مانند برنامه "تعديل اقتصادى" اين مدل "اسلامى" شده است. مدل چينى حداقل سه مشخصه مهم دارد كه تحقق دو فقره از آنها در جمهورى اسلامى امكانپذير نيست. اول: چين يكى از قدرت هاى بزرگ اقتصادى و جمعيتى جهان و بازار پهناورى است كه سرمايه بين المللى نمى تواند از آن بگذرد و بنابراين غرب در حوزه سياست خارجى نوعى تنش زدايى بى رمق را با چين در پيش گرفته است. ضمن آن كه چين سياست خارجى تهاجمى فعالى را تعقيب نمى كند. در حالى كه جمهورى اسلامى بنا به سرشت ايدئولوژيك _ مذهبى خود فعالانه از بنيادگرايى اسلامى حمايت مى كند و در حساس ترين منطقه جهان عملا توانايى و قابليت كنار آمدن با منافع آزمندانه آمريكا را ندارد و پايه مردمى هم ندارد كه بتواند با اتكا به دمكراسى در مقابل زورگويى آمريكا مقاومت كند. بنابراين وجودش مايه بحران و تنش دائم است. كش و قوس هاى يك ماه اخير در رابطه آمريكا با ايران و تازه ترين مورد آن يعنى گزارش وزارت خارجه آمريكا كه جمهورى اسلامى را "فعالترين حامى دولتى تروريسم" خوانده است، گواه خوبى براى ارزيابى اين رابطه است. از سوى ديگر رابطه جمهورى اسلامى با اروپا نيز رابطه اى بى تنش نيست و نمى تواند باشد، زيرا تسليح اتمى جمهورى اسلامى كه از سوى ملايان تعقيب مى شود مستقيما امنيت اروپا را به خطر مى اندازد و عاملى است كه اتحاديه اروپا را با وجود آمادگى بسيار براى قربانى كردن حقوق بشر در پاى منافع اقتصادى و رقابت هاى خود با آمريكا براى نفوذ در خاورميانه، وامى دارد تا تلاش كند در مواقع لزوم حقوق بشر را به عنوان اهرم فشار بر جمهورى اسلامى به كار اندازد.
دوم: حزب - دولت در چين توسعه اقتصادى را با سركوب سياسى تلفيق كرده است، به عبارت ديگر رشد اقتصادى توانسته است تا حدودى خلا ناشى از كمبود احزاب و سازمان ها و تشكل هاى مستقل و حقيقتا غير دولتى را كمرنگ سازد، در حالى كه جمهورى اسلامى اساسا قادر به طراحى يك برنامه توسعه اقتصادى نيست؛ چيزى كه تحت عنوان برنامه هاى توسعه در ايران تدوين مى شود، در واقع حل و فصل كدخدامنشانه نحوه توزيع درآمدهاى نفت و گاز ميان بخش هاى مختلف طبقه سياسى حاكم بر اساس جايگاه و موقعيت هر بخش است. بعلاوه اقتصاد ايران جولانگاه تاخت و تاز رانت خواران پروار شده حكومتى است. كافى است توجه كرد كه براساس آمارهاى منتشره حجم قاچاق سازمان يافته اكنون حدود 12 ميليارد دلار است و 62 اسكله غيرمجاز به عنوان مبادى ورودى كالاهاى قاچاق در انحصار عوامل مافياى حكومتى است. به گفته مدير كل دفتر مبارزه با قاچاق كالا و ارز سازمان تعزيرات حكومتى (كه خود يك نهاد انگلى است كه از محل عوايد حاصل از قاچاق ارتزاق مى كند)" قاچاق كالا موجب از دست رفتن 300 هزار فرصت شغلى درسطح كشور شده است."
مجموعه اى از دستگاههاى دولتى و حكومتى كه فقط به درد چاپيدن و سهم بردن مى خورند، بودجه هاى سالانه را مانند قطرات آب در شنزار كوير مى بلعند.
توسعه اقتصادى بدون دموكراتيزاسيون سياسى اگر اصولا امكانپذير باشد، حداقل نيازمند اراده سياسى واحد و روش هاى برنامه ريزى علمى و فرماندهى متمركز و استبداد يكپارچه است باضافه موقعيت استثنايى در بازار جهانى و در متن تقسيم كار جهانى (مدل چينى) در حالى كه نظام سياسى ايران اصولا ملوك الطوايفى است و حل و فصل اختلافات ميان بخش هاى مختلف طبقه سياسى زير خيمه ولايت فقيه به حل و فصل اختلافات ميان اعراب باديه نشين صحارى سوزان عربستان عصر بربريت (كه آنهم بر حسب روايات در خيمه زعماى قوم صورت مى گرفت،) شباهت دارد. چين اگر توانسته است خلا سياسى را با رشد اقتصادى كمرنگ كند، جمهورى اسلامى نمى تواند هم ثروت هاى ملى را دائما بالا بكشد، هم جلوى تحزب و تشكل را در سطح جامعه سد كند و ناچار است در حالى كه هيچ تشكلى را به رسميت نمى شناسد، برخى از آنها را تحمل كند.
بدين ترتيب با حذف توسعه اقتصادى به عنوان يك دورنما و چشم انداز تداوم بحران و تنش در عرصه مناسبات بين المللي، مدل چينى در قالب "اسلامى" درمى آيد كه يك معنا بيشتر ندارد: جنگ درازمدت و طولانى و بى انتها براى سركوب همه نيروهايى كه بخواهند ثبات نظام را برهم بزنند و يا حتى بخواهند حق حيات و موجوديت طلب كنند. از آنجا كه جمهورى اسلامى دچار بحران مشروعيت است و امكان اصلاح درونى ندارد، مدل چينى عملا يعنى جنگ تن به تن با اكثريت جامعه ايران.
در حقيقت قلع و قمع فعالان جنبش دانشجويي، حمله به اجتماعات كارگري، دستگيرى معلمان معترض، سركوب مطبوعات، احضار روزنامه نگاران به دادگاه، پرونده سازى براى منتقدان و تهديد نويسندگان و دگرانديشان اقداماتى موقت كه گويا زمانى به پايان خواهند رسيد نيست، شيوه زيست نظام جمهورى اسلامى و تنها راه باقى مانده براى بقاى آن است. مدل چينى در ايران در معناى تشديد سركوب سياسى و فرهنگي، راهى است كه محافظه كاران هرگز ترك نكرده بودند و حالا كه انزواى آنها افزايش يافته است، بيش از هر زمان به سرنيزه پناه مى برند.

فربد
Thursday 9 September 2004, 06:53PM
اگر خانواده هاي چيني هم مثل ملت غيور ايران بچه دار ميشدن كه تاحالا صد مرتبه ورشكست شده بودند پس مهمترين عامل رشدشون كنترل جمعيته

سینا 555
Thursday 30 December 2004, 08:50AM
8400مقام دولتي چين به جرم فساد از كار بركنار شدند

بيش از هشت هزار مقام دولتي از جمله تعدادي از مقامات بلندپايه چين به اتهام فساد و اقدامات غيرقانوني تجاري از كار بركنار شده اند.
به گزارش خبرگزاري شين هوا به نقل از كميسيون انضباطي كميته مركزي حزب كمونيست چين، در جريان مبارزه سراسري دولت و حزب كمونيست با فساد اقتصادي و اجتماعي در كشور در سال جاري ميلادي، 8400مقام دولتي تاكنون از مقام خود بركنار شده اند. شين هوا مي افزايد، بيشتر اين مقام ها در شركت هاي دولتي مشغول كار بوده اند.
كميسيون انضباطي حزب كمونيست چين خاطرنشان كرد، شماري از مقام هاي دولتي اين كشور در سطوح مختلف، مدتي است در بخش هاي اقتصادي و شركت هاي دولتي به صورت پاره وقت مشغول كار شده اند و اين مسأله نگراني هاي اجتماعي زيادي پديد آورده است. تحليلگران اعتقاد دارند، حضور اين مقام هاي دولتي در شركت هاي وابسته به دولت، نظم بازار چين را برهم زده، رقابت در بازار را تضعيف خواهد كرد و تبعات سويي براي اقتصاد چين به دنبال خواهد داشت.