PDA

نمايش نسخه نهائي : اگه حسين ما نبود...عشق اين همه زيبا نبود...


ديوونه
Monday 4 November 2002, 10:51AM
من كيم ؟ عبد ز پا افتاده اي

من كيم؟ عمر خودم كف داده اي

من كيم؟ درمانده اي مست غرور

من كيم؟ جا مانده اي از راه دور

من كيم؟ عبدي جسور و خيره سر

من كيم؟ بي خانماني دربه در

من كيم؟ كاسه به دستي تشنه لب

من كيم ؟ كهنه گداي نيمه شب

من كيم؟ بيگانه اي دير آشنا

من كيم؟ ديوانه اي عاقل نما

=== مولا جان....دوباره با يه عشبق و آرزويي اومدم در خونت....ميخوام بگم ميخوام دوباره برم مهمون حسينت (ع) بشم....اما بازم لباس ديروزم رو آلوده كردم....من از ديروز غروب تا امروزم نتونستم خودمو حفظ كنم....

=== مولا جانم: حال بر درگاه تو سر مينهم....بر گناه خود شهادت ميدهم....

درسته گفتي براي كسي از گناهم به غير خودت دم نزنم...ممنوع كردي پرده ام رو براي كسي بالا بزنم..

:::::گفتي:‌ بنده من آبرويي كه من بهت دادم رو خراب نكن....هر بلايي سر خودت اوردي اونايي كه بين من و تو بوده اگه خودم ميخواستم رسوات ميكردم...حالا كه بخشيدم تو خودتو رسوا نكن...برگرد توبه كن...اگه ميخواي برا كسي بگي چيكار كردي عقده هات خالي بشه..بيا در خونه خودم بگو.من گوش ميدم

اللهم صل علي محمد وآل محمد...واسمع دعايي اذا دعيتك و اسمع رضايي اذا ناديت...

=== منم اومدم باهات حرف بزنم ...گوش بده...اومدم باهات درد ودل كنم...منو تحويل بگير...من درسته بدم...اما دوست دارم مولا....وقتي باهات حرف ميزنم روتو برنگردون...بهم توجه كن....من به سوي تو فرار كردم...اخه پناهگاه من روضه امام حسينه....هر جا پرچم حسين باشه اونجا پناهگاه منه...من به روضه حسين پناه اوردم....

(( ديديد توي خونه بابا وقتي ميخواد يه بچه رو توي خونه بزنه....بچه ميدونه كه بابا توي خونه به كي علاقه داره..حالا يا داداش بزرگتره يا هر كي ديگه...ميره سريع پشت اون قايم ميشه...يعني بابا:‌ من اينجا پناه اوردم...كاريم نداشته باش..بابا هم بهش كاري نداره...))

حسين جان....مولا جانم...حالا من به تو پناه اوردم....

نميدونم چي شد ....!!!‌؟؟؟ خواستم زيارت عاشورا بخونم...ولي چرا اولش مناجات خوندم؟!!‌

اي خدا....زيارت عاشورا خوندن...رفتن به حرم آبرو ميخواد...خداجونم...آبرو بده ميخوام زيارت عاشورا بخونم...

تو كريمي و رحيمي و غفور....كن ز تاريكي مرا راهي نور....منو ببر كربلا...منو ببر كربلا....اصلا يادم نبود كسايي كه اينا رو ميخونن رفتن كربلا....كربلا رو ديدن...ايشالله كه نصيب ما هم بشه....ايشالله ما هم بريم و اقامونو ببينيم...

اي رئوف مهربان....ديگه ميخوام يه قسمت بدم كه ردم نكني...يه قسمي كه ميدونم بعدها هم هر چقدر بخورم زمين بازم دستمو ميگيري....



اي رحيم مهربان حي قدير....جان زهرا و علي دستم بگير....جان زهرا و علي.....

الان من كه سنم بيشتر از 20 سال كه نيست...يا همين شمايي كه داري اينا رو ميخوني؟؟؟ مگه سنت چقدره؟؟ زياد بشه 25 ساله....ببينم؟؟! مگه خيلي از هم سن و سالاي ما الان كجان؟؟ تو خيابون دنبال مسخره بازيشون؟ خيلي ها دارم توي سايتهاي مبتذل ميگردن؟؟!!‌پس چرا ما اينجاييم و داريم اين كارها رو ميكنيم؟؟؟؟ مگه ما خليم؟؟؟

چيه جوابتون؟؟؟؟؟ من كه يه چيزو بيشتر ندارم بگم.....

آي عاقلا آي عاقلا بيان بيرون از خونه....

ما رو تموشا بكنيد به ما ميگن ديوونه.....

از كوچيكي تا به حالا يه دوست خوبي داشتم

جوونيمو...

زندگيمو روي همين دوست خوبم گذاشتم...

مرداي عالمو ببين كه مردشن به مولا....

تموم پيغمبرامون خاطرخاشن به مولا....

كيه مگه اون دوستت؟؟؟؟
اسم مقدسش تنو ميلرزونه به قرآن...

من چي بگم ديوونه ها بهش ميگن حسين جان...

عشق من حسينه....هستي من حسينه...مستي من حسينه....تفريح من حسينه...باغ و بستان من حسينه...بهشت من حسينه...اصلا دارو ندارمن حسينه...همه چيزم حسينه.......................................................

حالا به نيابت از همه رفتگان صلحا شهدا و همه اونايي كه به گردن من حق دارند .از حضرت آدم ابو البشر تا اون نفر آخري كه ميخواد به دنيا بياد مخصوصا دائي شهيدم و مرحوم پدرم زيارت عاشور ميخوانم....



السلام عليك يا اباعبدالله...السلام عليك يابن رسول الله....السلام عليك يابن اميرالمومنين وابن........

............

..........

.......

....

..

.....اللهم الرزقني شفاعه الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندك مع الحسين واصحاب الحسين الذين بذلوا مهجم دون الحسين عليه السلام....



التماس دعا

ديوونه

montazer
Thursday 19 December 2002, 12:06AM
با سلام
انچه از دل برايد بر دل نشيند.
با تشكر

montazer
Saturday 11 January 2003, 11:24AM
خدايا ترا شكر مي‎كنم كه حسين را آفريدي.اي خداي حسين ترا شكر مي‎كنم كه راه پرافتخار شهادت را در جلوي پاي روندگان حق و حقيقت گذاشتي.

اي حسين، دلم گرفته و روحم پژمرده، در ميان طوفان حوادث كه همچون پر كاه ما را به اينطرف وآن طرف مي‎كشاند، مايوس و دردمند، فقط بر حسب وظيفه به مبارزه ادامه مي‎دهم، و گاهگاهي آنقدر زيرفشار روحي كوفته مي‎شوم كه براي فرار از درد وغم دست بدامان شهادت ميزنم تا ازميان اين گرداب وحشتناكي كه همه را وانقلاب را فروگرفته است لااقل گليم انساني خود را بيرون بكشم و اين عالم دون واين مدعيان دروغين را ترك كنم و با دامني پاك و كفني خونين بلقاء پروردگار نائل آيم ...

اي حسين مقدس، روزگار درازي بود كه هر انقلابي را مقدس مي‎شمردم و نام او را با ياد تو توام مي‎كردم و قلب خود را مي‎گشودم و انقلابيون را و او را در قلب خود جاي مي‎دادم و به عشق تو او را دوست مي‎داشتم و بقداست تو او را مقدس مي‎شمردم و در راه كمك به او از هيچ فداكاري حتي بذل حيات و هستي خود دريغ نميكردم...

اما تجربه، درس بزرگ و تلخي به من داد كه اسلحه و كشتار و انقلاب و حتي شهادت بخودي خود نبايد مورد احترام و تقديس قرار گيرد. بلكه آنچه مهم است انسانيت، فداكاري در راه آرمان انسانها، غلبه بر خودخواهي و غرور و مصالح پست مادي و ايمان به ارزشهاي الهي است. مقاومت فلسطين براي ما به صورت بت درآمده بود و بي‎چون و چرا آنرا مي‎پذيرفتيم و مي‎پرستيديم و راهش را كارش را و توجيهاتش را قبول مي‎كرديم. اما دريافتم كه بيش از هر چيز انسانيت و ارزشهاي انساني و خدائي ارزش دارد ـ و هيچ چيز نمي‎تواند جاي آنرا بگيرد بايد انسان ساخت، بايد هدف را بر اساس سلسله ارزشها معين نمود و معيار سنجش را فقط و فقط بر مبناي انسانيت و ارزشهاي خدايي قرار داد.

اي حسين، امروز نيز ترا تقديس مي‎كنم، اما تقديسي عميق‎تر و پرشورتر كه تا ا عماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق مي‎ورزد و ترا مي‎خواهد و ترا مي‎جويد.
اي حسين، دردمندم، دلشكسته‎ام، و احساس مي‎كنم كه جز تو و را ه تو داروئي ديگر تسكين بخش قلب سوزانم نيست ... اي حسين! در كربلا، تو يكايك شهدا را در آغوش مي‎كشيد، مي‎بوسيدي وداع مي‎كردي، آيا ممكن است،‌ هنگاميكه من نيز به خاك و خون خود مي غلطم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاري و عطش عشق مرا بتو و به خداي تو سيراب كني؟



شهيد سيدمصطفي چمران

http://www.sabokbalan.com

زيتون
Monday 10 March 2003, 10:11PM
دوست عزيزي نجوايي عاشقانه داشت با خداي خود حسين!
دعوتم كرد به خواندن هرچه كردم به اخر جملاتش نرسيدم...گويي بي پايان است سيل كلمات واحساساتش!و باز هم دوره مي كردم....دست اخر گيج و مبهوت ديدم كه انگار نخوانده ام نوشته هايش را
حال ديگه اي بهم داد
گفتم شمام شريك باشين
با اجازه ازش اينجا زدم عاشقانه اش رو

سلام خداي زيباي من :
هيچ کس نبود . کوير بود و خورشيد و گاه نسيمي و من ! و تو که مرا شاهد بودي ! تشنه بودم

پاهايم سست شده بود ! تنها بودم . آخ ! تنها ي تنها ! اشک مي ريختم ! خاک خشک را تر کرد

اشکم بوي غم مي داد ! ومن راه مي رفتم. نه مي دويدم يا که پرواز مي کردم ! خورشيد بر

سرم مي تابيد ! نور مي ريخت ! عرق ريزان مي دويدم ! تا کجا آه نمي دانم ! افتادم ! از پاي

افتادم ! گريستم ! فرياد زدم ! سکوت شکست ! بر زمين چنگ انداختم ! وحشت کردم ! خواب

مي ديدم يا که نه خيال وهمي بود !!! از زمين خون مي جوشيد ! دستانم مي لرزيد ! در گرماي

کوير ، مي لرزيدم ! خون مي ديدم ! ناگاه اطرافم را نگريستم ! جوي خون راه افتاده بود ! حلقه

شده و دورم را گرفته بود ! بر زمين نشستم ! فرياد زدم ! به خورشيد چشم دوختم ! دو تا

شد خورشيدي دگر آمد ! بر سرم نور ريخت ! آري! من درست مي ديدم !بر سرم نور ريخت

! يا نه ... پاشيد !!! روشنم کرد !

کربلا بود ! حسين و هفتاد ودوتن !!! ومن که گويي مسافر بودم ! پرواز کردم تا اوج !

پيوستم ! يکي شدم ! رفتم ! سفر کردم ! خاطره شدم ! يا که نه افسانه ي پيوسته اي در قلب!

دگرگون شدم ! مردم ! خورشيد دوم را ديدم ! من حسين(ع) را ديدم ! صحرا خون شده بود !

خدا گويي که در کوير ، در تک تک قلب هايشان ، در ذهن ، در خاک ، در خون ، در خورشيد

حضور داشت ! انگار تمام خدا بود !!! کوير پذيراي خون بود ! من چه مي ديدم ؟ کتاب بود ؟

قصه بود ؟ خيال بود ؟ خواب بود ؟ ؟ ؟ نه !!! نه !!! عين بيداري ! تمام حقيقت ! اصل واقعه !!!

نمي توانستم ! از قدرت مي لرزيدم !!! رفتم !!! زير خورشيد !!! زير نورش ، و روي ريگ هاي داغ

و سوزان و در ميان خون خوابيدم !!! من سفر کردم !!! مردم ! رفتم ! پرواز کردم ! تنها نبودم !!!

من دگر تنها نبودم !!! کربلا را داشتم ! خورشيد را وخدايي که در قلبم حضور

داشت !!! من تنها نبودم !!! رفتم آرام !!!

عاشورا بود و من در آنجا حضور داشتم !!! شهيد شدم !!! باور نکردني است !!! من دگر تنها

نبودم !!! آخر حسيني شده بودم ! و قلبم کربلا بود . و چشمم فقط خورشيد را مي ديد !!! خيره

بودم يا که مات !!! تسليمم خدايا !!! تسليم !!!

من تنها نيستم !!! من حضور دارم !!! من دگر تنها نيستم !!!



گل بي صاحبت در کربلا : نيکو . ک

http://melodin.persianblog.com/

گناهكار
Wednesday 2 April 2003, 01:35PM
http://sharemation.com/gonahkar/logo.mid
عشق حقيقتي است واحد به راههاي گوناگون.
اگر نواي عشق حسين سر دادي و عاشق شدي خوش به حالت
آنگاه كه كوله بار غم بر شانه هايت سنگيني كرد. عاشق شو . و با حسين همنوا

ديوونه
Wednesday 2 April 2003, 02:52PM
ممنون از لطف همتون.
جناب گناهكار به جمع ما خوش اومدي.


فعلا...

سلیم
Sunday 11 July 2004, 10:04AM
سلام

اي حسين ؛
ابديت آينه اي است پيش روي قامت رساي تو در عزم
آفتاب لايق نيست وگر نه مي گفتم جرقه ي نگاه توست
تو تنها تر از شجاعت در گوشه ي وجدان (تاريخ) بشريت
ايستاده اي به پاسداري از حقيقت
و صداقت شيرين ترين لبخند بر لبان اراده ي توست
چندان تناوري و بلند كه به هنگام تماشا كلاه از سر كودك
عقل مي افتد و بر تالابي از خون خويش در گذر گه تاريخ
ايستاده اي با جامي از فرهنگ و بشريت ره گذار را مي آشاماني
هر كس را كه تشنه ي حقيقت است
هر كس را كه تشنه ي شهادت است ...
________________________________________
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه ي اوست
اين چه شمعي است كه جان ها همه پروانه ي اوست

./.

andisheh
Saturday 31 July 2004, 03:20PM
با سلام
بنده امروز اولین روز عضویتم در این سایت و باشگاهه گفتم ورودم رو متبرک کنم به نام اربابم حسین! یه قطعه شعر براش گفتم تقدیمتون میکنم:

باز دلم مست و هوایی شده ست
آی خدا! کرب و بلایی شده ست
باز درین میکده می فروش
ساغر مستان پر و خالی شده ست
مست و خماران همه در میکده
عشق دو عالم به سقایی شده ست
آی حسین! پادشه کربلا
بر درت این دل به گدایی شده ست

خب اینو پیش مقدمه داشته باشید تا ببینم کی اربابم دوباره مدد میده و قلمم رو به رقص دامیداره و رشحه قلم بر کاغذ نام او رو بنویسه!

فربد
Wednesday 25 August 2004, 08:26AM
دم همتون گرم ايول

saleh57
Saturday 20 January 2007, 11:08PM
ای از همه لب تشنه تر اهسته تر اهسته تر
ای جان زهرا را ثمر اهسته تر اهسته تر
ای شام تارم را سحرچون میکنی عزم سفر
من میشوم خونین جگر اهسته تر اهسته تر

یا علی

وصال
Wednesday 24 January 2007, 02:16PM
در دلم ياد تو امشب عشق داري ميکند
اشک چشمان با دلم شب زنده داري ميکند

ياد تو امشب ميان واژه هاي شعر من
اين قلم با قلب من بس راز داري مي کند

اي دريغا چشمه چشمان من خشکيد و تو
گريه ات بذر غمم را ابياري مي کند

هيچ کس امشب به شعرم جامه غم را نديد
اين دلم در سينه گاهي بي قراري مي کند

با تو امشب تا خدا پر ميکشم از بي کسي
عشق در قلبم به يادت جان سپاري مي کند

مهيسا
Tuesday 26 February 2008, 11:13PM
اي كاش فقط حرف نزنيم...

saleh57
Friday 29 February 2008, 09:05PM
سلام بر حسین و پدران و فرزندان پاک و طاهرش.:smile07:

مظلوم تر از حسین مظلوم که دید ؟
محروم تر از حسین محروم که دید؟

یک قطره اب به لعل او کس نرساند
لب تشنه تر از حسین مغموم که دید؟

مرد بارانی
Monday 3 March 2008, 09:42AM
حیدریون میگن حسین
زینبیون میگن حسین
فاطمیون میگن حسین
حسین میگه ابالفضل