ديوونه
Monday 26 April 2004, 08:55AM
روزي زيبايي و زشتي در ساحل دريايي به هم رسيدند و تصميم گرفتند تا خود را در دريا بشويند. لباس از تن درآورده و به شنا پرداختند پس از اندکي زشتي به ساحل برگشت و لباس زيبايي را به تن کرد و راهش را گرفت و رفت . زيبايي اندکي بعد ،از دريا بيرون آمد اثري از لباس خود نديد و چون از برهنه بودن خجالت مي کشيد به ناچار لباس زشتي را به تن کرد و به راه افتاد .
از آن روز به بعد مردان و زنان بسياري آن دو را با هم اشتباه گرفتند ، اما کساني نيز بودند که صورت زيبايي را ديدند و با وجود لباسي که به تن داشت او را شناختند و بعضي نيز صورت زشتي را شناخته و با زيبايي اشتباه نگرفتند.
از آن روز به بعد مردان و زنان بسياري آن دو را با هم اشتباه گرفتند ، اما کساني نيز بودند که صورت زيبايي را ديدند و با وجود لباسي که به تن داشت او را شناختند و بعضي نيز صورت زشتي را شناخته و با زيبايي اشتباه نگرفتند.