نمايش نسخه نهائي : حجت الاسلام رادمهر كه بود؟
وجدان
Wednesday 4 March 2009, 08:50PM
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_img_news.php?rowID=167 (http://www.sunni-news.com//)
حجة الاسلام والمسلمين دكتر مرتضی رادمهر تهرانى رحمه الله در یک محیط پیشرفته و در خانواده ای به اصطلاح فرهنگی و متمدن در سال ۱۳۵۱ در شهر تهران چشم به جهان گشود و تحت سرپرستی پدری متخصص مغز و اعصاب که شدیداً متأثر از فرهنگ اروپائیها بود وتحت تربیت مادری متخصص قلب، نسبتاً مذهبی پرورش یافت و طبق آرزوهای هر دو (پدر و مادر) مسیر زندگیش را با تحصیلات حوزه وی و دانشگاهی در پیش گرفت که در نتیجه از حوزه علمیه فیضیه قم حجت السلام و از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران یک قدم مانده به رتبه دکترای (پزشک عمومی) گردید.
بعلت ناسازگاریهای فکری با مذهب اهل تشیع و گرویدن به مذهب اهل سنت فقط بخاطر تغییر مذهب و فکر، از دانشگاه اخراج و با ظلم و ستم و شکنجه های ظالمان روزگار مواجه گردیده است.
شکنجه هایی مثل زندانی شدن در سلولهای تنگ و تاریک، شوکهای برقی، بستن بر صندلیهای آهنی و روشن کردن پیک نیک زیر آن و گذاشتن در یخدانها و… مشتی از نمونه خرواریست که دشمنان برای تغییر مسیر (به زعم خود) آن عزیز بکار برده اند که در اثر همین آزارها مبتلا به بیماری مغز (تومور مغزی) شد.
ولى او با ایمانی پر قدرت و اخلاصی در حد بالا با یاری الله متعال در عقیده خود استوار و پابرجا ماند و عاقبت در راه عقیده و ایمانش به دست دشمنان قسم خورده اسلام و پیروان ابن سبای یهودی به شهادت رسید.
برادران و خواهران عزيز مي توانند با فشار دادن بر روى لينكهاى ذيل با زندگینامه و آثار این بزرگوار آشنا شوند.
چرا سنى شدم؟ (http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=194)
زندگينامه حجت الاسلام مرتضي رادمهر رحمه الله (http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=322)
ازدواج موقت يا صيغه و پيامدهاي آن (http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=351)
سپهران
Thursday 5 March 2009, 07:04AM
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_img_news.php?rowID=167 (http://www.sunni-news.com//)
حجة الاسلام والمسلمين دكتر مرتضی رادمهر تهرانى رحمه الله در یک محیط پیشرفته و در خانواده ای به اصطلاح فرهنگی و متمدن در سال ۱۳۵۱ در شهر تهران چشم به جهان گشود و تحت سرپرستی پدری متخصص مغز و اعصاب که شدیداً متأثر از فرهنگ اروپائیها بود وتحت تربیت مادری متخصص قلب، نسبتاً مذهبی پرورش یافت و طبق آرزوهای هر دو (پدر و مادر) مسیر زندگیش را با تحصیلات حوزه وی و دانشگاهی در پیش گرفت که در نتیجه از حوزه علمیه فیضیه قم حجت السلام و از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران یک قدم مانده به رتبه دکترای (پزشک عمومی) گردید.
بعلت ناسازگاریهای فکری با مذهب اهل تشیع و گرویدن به مذهب اهل سنت فقط بخاطر تغییر مذهب و فکر، از دانشگاه اخراج و با ظلم و ستم و شکنجه های ظالمان روزگار مواجه گردیده است.
شکنجه هایی مثل زندانی شدن در سلولهای تنگ و تاریک، شوکهای برقی، بستن بر صندلیهای آهنی و روشن کردن پیک نیک زیر آن و گذاشتن در یخدانها و… مشتی از نمونه خرواریست که دشمنان برای تغییر مسیر (به زعم خود) آن عزیز بکار برده اند که در اثر همین آزارها مبتلا به بیماری مغز (تومور مغزی) شد.
ولى او با ایمانی پر قدرت و اخلاصی در حد بالا با یاری الله متعال در عقیده خود استوار و پابرجا ماند و عاقبت در راه عقیده و ایمانش به دست دشمنان قسم خورده اسلام و پیروان ابن سبای یهودی به شهادت رسید.
برادران و خواهران عزيز مي توانند با فشار دادن بر روى لينكهاى ذيل با زندگینامه و آثار این بزرگوار آشنا شوند.
(http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=351)
انشا الله با عمر محشور شود:smile21:
عبد من عبادالله
Thursday 5 March 2009, 07:18AM
انشا الله با عمر محشور شود:smile21:[/center]
سلام سپهران جان
كي با عمر محشور شه؟!
دوستان اين تالار قبلا اين قضيه رو بررسي كردند و كذب بودنشو ثابت كردند.(توي اين تاپيكچرا سنی شدم؟) (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=5577)
اين آقا اصلا وجود خارجي نداره و تخيليه:smile21:
اللهم العن الذين يصدون عن سبيلك و يبغونها عوجا
اللهم الذي يريدون ليطفئوا نورك
اللهم العن الجبت و الطاغوت
اللهم صل علي محمد و آل محمد:smile34:
وجدان
Thursday 5 March 2009, 11:52AM
انشا الله با عمر محشور شود:smile21:[/center]
ان شا الله اووما و تمام انسانها ى باك و صالح با عمر محشور مى شويم و تو نيز با ابو لؤلؤ ان شا الله
عبد من عبادالله
Thursday 5 March 2009, 12:19PM
ان شا الله اووما و تمام انسانها ى باك و صالح با عمر محشور مى شويم و تو نيز با ابو لؤلؤ ان شا الله
سلام علينا من ربنا
جناب اگر گمان مي كنيد كه مذهبتان صحيح است خوشحال خواهمي شد ما را نيز راهمنايي بفرماييد:
تشيع و تسنن در ديدگاه عقل(اثبات عقلي تشيع) (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17889) و سخني چند با برادر سني مذهبم (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=20354)
دوستدار شما
عبد من عبادالهادي:smile07:
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 12:52PM
اينها هم تبعات حرام کردن حلال خدا!!!
=============================================================
ازدواج با محارم؟!:eek:
گویا برخی شدیدا ترمز بریده اند:smile55:
از جمله فتواهاى نادر روزگار كه مخالف قوانين ودستورات شرع مقدّس است فتاواى ذيل است كه ابن قدامه نويسنده صاحب نام آن را نقل كرده و مى نويسد:
ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و خاله و عمّه وغير آنان به اجماع علماى اسلام باطل است.
ولى دو تن از دانشمندان و فقيهان اهل سنّت يعنى أبو حنيفه وثورى گفته اند كه اگر چنين ازدواجى همراه با عمل زناشويى صورت گرفت موجب حد نمى شود، چون ممكن است نزديكى بجهت شبهه باشد يعنى خيال مى كرده است همسر خودش است ولى اشتباه كرده است.
همچنين ازدواجى كه حرمتش اجماعى است مانند: انتخاب همسر پنجم با وجود داشتن چهار همسر يا ازدواج با زنى كه شوهر دارد يا زنى كه در عدّه طلاق يا وفات بسر مى برد يا زنى كه سه دفعه طلاق داده شده است (بر مبناى فقه اهل سنّت) اگر هر يك از اين موارد اتفاق افتاد ابوحنيفه مى گويد حدّ جارى نمى شود.
نكته قابل توجّه:
از ابو حنيفه و پيروانش مى پرسيم: تزويج ونكاح اصطلاحى چيست؟ مگر نه اين است كه با اجراى صيغه عقد و ديگر شروط آن تزويج و نكاح شرعى محقّق مى شود؟
و مگر شرط اوّل ازدواج اين نيست كه زن نبايد از محارم نسبى و سببى انسان باشد؟
پس چگونه ممكن است ازدواج با محارم را كه از حرامهاى شرعى است با وطى به شبهه يكى بدانيم؟ و مرتكب گناه كبيره را از عقوبت نجات دهيم و باب اجراى حدود شرعى را مسدود نماييم؟
آيا اين فتاوا عاملى براى توجيه زناها نمى شود؟
توجيه ازدواجهاى حرام
اكثر فقيهان اهل سنّت براى بعضى از ازدواجها حد را جارى ندانسته و آن را از موارد وطى به شبهه مى دانند از جمله:
ازدواجى كه در صحّت و وقوع آن اختلاف است مانند متعه و ازدواج موقّت، نكاح شغار(نكاحى كه دو نفر تعهّد كنند كه هر يك يكى از نزديكانش را بدون مهر به ديگرى تزويج نمايد) نكاح بدون اذن و اجازه ولى و حضور شهود، ازدواج با خواهر زن در صورتى كه همسر اوّلش در عدّه قرار داشته باشد، ازدواج با همسر پنجم با در عدّه بودن همسر چهارم.
نقد اين گفتار
در اسلام دو گونه ازدواج براى ارضاى غريزه جنسى تجويز شده است يكى دائم و ديگرى موقّت، كه در صدر اسلام و در زمان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) مسلمانان بنا به دستور خداوند به هر دو روش عمل مى كردند.
آيه 24 سوره نساء ( فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أجورهنّ فريضة) به اعتراف موثّق ترين كتابهاى تفسيرى و روايى اهل سنّت شأن نزولش در باره متعه يا همان ازدواج موقّت است ( صحيح بخارى: 4/1642 رقم 4246، صحيص مسلم: 3/71، رقم 172، مسند أحمد: 5/603 رقم 19406، تفسير كبير: 10/49، تفسير كشّاف: 1/498، الدرّ المنثور: 6/422، رقم 19685).
اعتراف صحابه و تابعين به حليّت آن:
ابن حزم در كتاب المحلّى نام تعدادى از صحابه وتابعين را كه به جواز متعه شهادت داده اند ذكر كرده است:
أمير المؤمنين على(عليه السلام)، ابن عباس، جابر عبد اللّه، عبد اللّه بن مسعود، عبد اللّه بن عمر، أبو سعيد خدرى، زبيربن عوّام، أبيّ بن كعب، سعيد بن جبير، و....( المحلّى: 9/520، رقم 1854)
حريم شكنيهاى أبو حنيفه و ديگران
جناب أبو حنيفه در تعطيل شدن حدّ زنا از ديگر فقيهان اهل سنّت چندين گام جلوتر رفته و در باره زناى با محارم فرقى بين آگاه به حرمت و جاهل به آن نگذاشته و مى گويد: آنكه آگاه به حرمت باشد فقط عقوبت مى شود كه اين غير از حدّ شرعى است.
آرى، أمثال أبو حنيفه مى توانند با جرأت قانون خدا و رسول را تغيير دهند و بر اساس هواها وميلها فتوا داده و حريم شكنى كنند.
أبو يوسف از فقيهان اهل سنّت مى گويد: اگر كسى با محرم خودش ازدواج كند و با وى نزديكى نمايد و بداند كه اين عمل حرام است حدّ زنا بر وى جارى مى شود و از موارد وطى به شبهه نيست.
و اگر از حرام بودن آن آگاه نباشد حدّ بر وى جارى نمى شود.
آيا اين سخنان بى اساس اشاعه گناه و زناكارى نيست؟
تزويج المحارم
( فصل ) وان تزوج ذات محرمه فالنكاح باطل بالاجماع، وقال أبو حنيفة والثوري لا حد عليه لانّه وطئ تمكنت الشبهة منه فلم يوجب الحد كما لو اشترى اخته من الرضاع ثم وطئها.
( فصل ) وكان نكاح اجمع على بطلانه كنكاح خامسة أو متزوجة أو معتدة أو نكاح المطلقة ثلاثا إذا وطئ فيه عالما بالتحريم فهو زنا موجب للحد المشروع فيه قبل العقد وبه قال الشافعي ، وقال أبو حنيفة وصاحباه لاحد فيه لما ذكروه في الفصل الذي قبل هذا.
( فصل ) ولا يجب الحد بالوطئ في نكاح مختلف فيه كنكاح المتعة والشغار والتحليل والنكاح بلا ولي ولا شهود ونكاح الاخت في عدة اختها البائن ونكاح الخامسة في عدة الرابعة البائن ونكاح المجوسية وهذا قول أكثر أهل العلم لان الاختلاف في إباحة الوطئ فيه شبهة والحدود تدرأ بالشبهات، المغني:10/155-152.
رجل تزوج امرأة ممن لا يحل له نكاحها فدخل بها لا حد عليه سواء كان عالما بذلك أو غير عالم في قول أبى حنيفة رحمه الله تعالى ولكنه يوجع عقوبة إذا كان عالماً بذلك وعند أبى يوسف ومحمّد رحمهما الله تعالى إذا كان عالما بذلك فعليه الحد في ذوات المحارم. المبسوط: 9/85.
تزويج المحارم
( (ومن تزوج امرأة لا يحل له نكاحها فوطئها لم يجب عليه الحد)، لشبهة العقد، قال الإسبيجاني: وهذا قول أبي حنيفة وزفر، وقال أبو يوسف ومحمد: إذا تزوج محرمة وعلم أنها حرام فليس ذلك بشبهة وعليه الحد إذا وطئ، وإن كان لا يعلم فلا حد عليه، والصحيح قول أبي حنيفة وزفر، وعليه مشى النسفي والمحبوبي وغيرهما، تصحيح. )
( اللباب في شرح الكتاب للشيخ عبد الغني الغنيمي الدمشقي الميداني / كتاب الحدود / ج1 / ص540 / ط دار المعرفة )
أقول : أعوذ بالله ، أي فقه وأي دين هذا؟ إنه دين فرويد الذي لا يعرف إلا الجنس !
و هناك المزيد !
( رجل تزوج امرأة ممن لا يحل له نكاحها فدخل بها لاحد عليه سواء كان عالما بذلك أوغير عالم في قول أبى حنيفة رحمه الله تعالى ولكنه يوجع عقوبة إذا كان عالما بذلك )
( المبسوط للسرخسي / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 ه )
( حدثنا سليمان بن شعيب عن أبيه عن محمد عن أبي يوسف عن أبي حنيفة بذلك حدثنا فهد قال ثنا أبو نعيم قال سمعت سفيان يقول في رجل تزوج محرم منه فدخل بها قال لا حد عليه )
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 12:57PM
نزدیکی با میوه جات http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/26.gifو اطفالhttp://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/2.gif
ارضای جنسی با خربزه و اکرنبج و ...(اعاذنا ا...)
ابن قدامه مَقدِسی حنبلی در کتاب المغنی به نقل از یکی از فقهاء سنی نوشته است :
1- اگر زنی آلت پسری را که هنوز ده ساله نشده ،در خود! فرو کند! حدی بر او نیست .http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/65.gif
استدخالیات ( اكرنبجیات وبطیخیات و أمور أخرى )
- المرأة تستدخل ذكر صبی !!!
نقل ابن قدامة المقدسی الحنبلی فی كتابه « المغنی » عن أحد فقهائهم ، ج9 ص54 الطبعة الأولى 1405 هـ ، دار الفكر - بیروت
( .. وكـذلك لـو استدخلت امــرأة ذكـر صـبی لم یبلـغ عشـرا لا حـد علیهـا .. )
=================================
از همگی دوستان خود در سایت عذر خواهی می کنم اجبارا برخی مسائل باید گفته شد.:smile07:
ولی ببینید آخر و عاقبت بدعت در دین و ممانعت از حکم باریتعالی توسط جناب عمر چه بلاهایی سر مسلمین می آورد و به چه کارهایی وا می دارد که با بچه ای ده ساله!!!!
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 12:58PM
از مولوی ها بپرسید اکرنبج چیست؟؟http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/70.gif
ابن قیم جوزیه در کتاب البدائع الفوائد جلد 4 صفحه 905/ در باره اکرنبج و طریقه استعمال آن چنین افاضه کرده است:
و اگر زنی شوهر نداشته باشد و شهوتش غلیان کند ، بعضی از اصحاب ما گفته اند ، جایز است آن زن برای اطفای شهوتش از « اکرنبج » استفاده کند، و آن چیزی است که از پوست به شکل آلت مرد ساخته میشود که زن آن را و یا چیزی شبیه آن مانند خیار و کدو ...را در خود فرو میکند .
نکته: از حلال خدا (ازدواج موقت) فرار کرده اند گرفتار خربزه و خیار شده اند.!!!http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/31.gif
- ما قضیة الإكرنبج و الاستدخال؟!
ابن القیّم الجوزیة یخبركم قائلاً :
( وإن كانت امرأة لا زوج لها واشتدت غلمتها فقال بعض أصحابنا یجوز لها اتخاذ الاكرنبج وهو شیء یعمل من جلود على صورة الذكر فتستدخله المرأة أو ما أشبه ذلك من قثاء وقرع صغار .. ) .
( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )
****
از دوستان به جهت بیان این مطالب عذر خواهی می کنم:smile07:
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 12:59PM
برای مردان خربزه و... توصیه میکنندhttp://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/38.gifhttp://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/3.gif
ابن قیم در کتاب البدائع و الفوائد ج 4 ص 905 می نویسد:
و اگر در خربزه سوراخی کند - و در آن فرو کند - و یا در عجین (چیزی نرم ، معجون و..) ویا ادیم و سوراخی در مجسمه ( ماکت) ایجاد کند و در آن آلت خود را فرو کند ، بنا بر آنچه که ذکر کردیم این راحت تر از استمناء با دستش میباشد ،...
و احمد بن حنبل گفته است : در باره کسی که شهوت جماع بر او غلبه کند به حدی که نمیتواند خود را نگه دارد و می ترسد که بیضه هایش از شدت بترکد ؛ بچشد( یعنی در ماه رمضان هم اگر باشد...)
... سپس گفته است برای او مباح است که افطار کند، چون او بر نفسش می ترسد و او مثل مریض است که بر جانش از تشنگی و مانند آن میترسد ...
باز هم بگوئید وهابیان و اهل سنت میان زن و مرد حقوق تساوی قائل نیستند !! این عین تساوی حقوق بین زن و مرد است . همانگونه که به مرد خربزه و عجین و ماکت معشوقه توصیه میکنند، به زنان نیز اکرنبج و خیار و بادنجان توصیه میکنند . عجب مذهبی است !!!http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/69.gif
- وهل حقا البطیخ ... للرجال !!
( وإن قور بطیخة أو عجینا أو أدیما أو نجشا فی صنم إلیه فأولج فیه فعلى ما قدمنا من التفصیل قلت وهو أسهل من استمنائه بیده وقد قال أحمد فیمن به شهوة الجماع غالبا لا یملك نفسه ویخاف أن تنشق أنثیاه اطعم وهذا لفظ منا حكاه عنه فی المغنى ثم قال أباح له الفطر لأنه یخاف على نفسه فهو كالمریض یخاف على نفسه من الهلاك لعطش ونحوه وأوجب الإطعام بدلا من الصیام وهذا محمول على من لا یرجو إمكان القضاء فإن رجا ذلك فلا فدیة علیه والواجب انتظار القضاء وفعله إذا قدر علیه لقوله فمن كان منكم مریضا الآیة وإنما یصار إلى الفدیة عند الیأس من القضاء فإن أطعم مع یأسه ثم قدر على الصیام احتمل أن لا یلزمه لأن ذمته قد برئت بأداء الفدیة التی كانت هی الواجب فلم تعد إلى الشغل بما برئت منه واحتمل أن یلزمه القضاء لأن الإطعام بدل إیاس وقد تبینا ذهابه فأشبه المعتدة بالشهور للیأس إذا حاضت فی أثنائها )
( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )
از بیان این مطالب عذر خواهی ما را پذیرا باشید اجبار است.
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 01:00PM
http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/107.gifنزدیکی با مردگان!http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/106.gif
1- استفاده زن از آلت مرد مرده و نزدیکی با زن مرده!
شربینی در الاقناع / ج 2/ ص 638/ چاپ دار الفکر / نوشته است.
و نزدیکی با مرده موجب حد- زنا - نمیشود.
در کتاب الحاشیة الدسوقی ج 4 ص 314 چاپ دار الفکر نوشته است:
...به خلاف اینکه زنی آلت مرد مرده ای غیر از شوهرش را در خود فرو کند پس حدی بر او نیست در آنچه که ظاهر است چون زن لذتی نمیبرد (مثل جایی که زن با کودکی نزدیکی کند )
توجه: گفته اند چون لذتی ندارد حد ندارد !!؟:smile21:
حالا اگر کسی معتاد به این گناه کبیره شد مانند زنانی که به فاحشه گری اعتیاد پیدا کرده اند و شاید هر روز با بیشتر از ده مرد همخوابی کنند و فقط هدفشان پول است طبق این قیاس ( اگرچه ابو حنیفه برای زنا در ازاء پول - حد - و مجازاتی قائل نیست)تمام فاحشه ها و جنایت کاران بدون ترس از خوردن حد آزادانه به جنایات خود ادامه میدهند . کافی است در دادگاه بگویند که ما لذت نبردیم تا طبق فتوای مفتیان بی دین، حدّ ، از آنان بر طرف شود چون« الحدود تدرأ بالشبهات »http://eslaami.mihanblog.com/public/public/mihan_files/Smileys/106.gif
- إدخال ذكر الأجنبی المیت و وطء المرأة المیتة :
( قال البلقینی ووطء المیتة لا یوجب الحد على الأصح... )
( الإقناع للشربینی / ج 2 / ص 638 / ط دار الفكر 1415هـ )
(... وبخلاف إدخال امرأة ذكر میت غیر زوج فی فرجها فلا تحد فیما یظهر لعدم اللذة كالصبی )
( حاشیة الدسوقی / ج4 / ص 314 / ط دار الفكر )
باز هم از دوستان به سبب آوردن این مطالب عذر خواهی می کنیم:smile07:
خیرالبریه
Thursday 5 March 2009, 01:00PM
با سلام
اولا جالب اینست که خود جناب حجت الإسلام مرتضى رادمهرمیگه من دیوانه ام !
ثانیا در تمام این کتاب هیچ برهان ودلیل محکمی از قرآن وسنت صحیح اقامه نکرده حتی در آیه تطهیر میگه که در مورد زنان رسول خداست که مخالف صحاح و حتی خود قرآنه
یا در مورد صیغه هم همینطور مخالف قرآن کریم وسنت صحیح نوشته است .
دیگر نمیدانم چه دلیل محکمی دارد ؟؟؟؟
وچطور میخواد دیگران را سنی کنه ؟ البته سنت رسول الله (ص) نه سنت معاویه !!
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 01:00PM
لواط یا همجنس بازی:smile27:
محی الدین نووی مینوسد
عده ای از اهل ظاهر(حنبلی ها) گفته اند که بر مرتکب این عمل زشت چیزی نیست (حدی بر و جاری نمیشود)
- و كذا اللواط
( وقال بعض أهل الظاهر لا شئ على من فعل هذا الصنیع )
( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص23 / ط دار الفكر )
در کتاب الجواب الكافی لمن سأل عن الدواء الشافی ابن قیم چنین مینویسد:
و چون مفسده لواط از بزرگترین مفاسد است عقوبت دنیوی و اخروی آن نیز از عقوبات بزرگ است ؛
و در بین علماء اختلاف است که کدام آیا لواط عقوبت اش بیشتر است یا زنا و یا هردو مساوی اند ،سه قول است :
اما قول سوم
حاکم و ابوحنیفه فتوا داده اند که عقوبت لواط کمتر از زنا میباشد و تنها مجازات آن تعزیر است (کمتر از ده شلاق )
مدارس دینی یا مکان های همجنس بازی
وای بر این اسلام و این مولوی ها حالا معلوم میشود دلیل اینکه در مدارس دینی اهل سنت این همه لواط و تجاوزات به محصلین خورد سال زیاد است و چند سال پیش در پاکستان گند رسوایی های آنها بالا زد چیست؟! آنها به فتوای ابو حنیفه عمل میکنند و اگر هم گرفتار شدند کمتر از ده شلاق خلاص میشوند.
( ولما كانت مفسدة اللواط من أعظم المفاسد كانت عقوبته فی الدنیا والآخرة من اعظم العقوبات وقد أختلف الناس هل هو أغلظ عقوبة من الزنا أو الزنا أغلظ عقوبة منه أو عقوبتهما سواء على ثلاثة أقوال فذهب أبو بكر الصدیق وعلى بن أبی طالب وخالد بن الولید وعبد الله بن الزبیر وعبد الله بن عباس وخالد بن زید وعبد الله بن معمر والزهری و ربیعة بن أبی عبد الرحمن ومالك وإسحق بن راهویه والإمام أحمد فی أصح الروایتین عنه والشافعی فی أحد قولیه إلى أن عقوبته أغلظ من عقوبة الزنا وعقوبته القتل على كل حال محصنا كان أو غیر محصن وذهب عطاء بن أبی رباح والحسن البصری وسعید بن المسیب وإبراهیم النخعى و قتادة و الأوزاعى والشافعی فی ظاهر مذهبه والإمام أحمد فى الروایة الثانیة عنه وأبو یوسف ومحمد إلى عقوبته وعقوبة الزانی سواء .
وذهب الحاكم والإمام أبو حنیفة إلى أن عقوبته دون عقوبة الزانی وهى التعزیر قالوا لأنه معصیة من المعاصی لم یقدر الله ولا رسوله فیه حدا مقدرا ... )
( الجواب الكافی لمن سأل عن الدواء الشافی لابن القیم / ج1 / ص118 / ط دار الكتب العلمیة بیروت )
از بیان مطالب عذر خواهی می کنیم:smile07:
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 01:04PM
در طبقات الشافعیه مینویسد
- لواط با برادر خانم بجای خود همسر
(احمد بن علی ابوسهل البیوردی :یکی از ائمه بزرگ دنیا از حیث علم و عمل .که ادیب ابو المظفر محمد بن احمد أبیوردی در مختصر لطیف از او با نام نزهة الحفاظ ذکر مینماید ...(بعد از ذکر این همه فضیلت در باره او به فتوایش در باره لواط توجه نمائید)
- لواط با غلام مملوک
قاضی حسین در تعلیقه نوشته است که نقل شده است از شیخ ابن سهل که همان ابیوردی است چنانچه در بعض نسخه های تعلیقه به آن تصریح شده است و در کتاب الکفایه ابن رفعة به ان تصریح نموده است :
حدی واجب نمیشود بر کسی که با مملوک خود لواط نماید .
قاضی گفته است که شاید قیاس کرده است به نزدیکی با کنیز مجوسی اش ویا خواهر رضاعی که در این زمینه دو قول است (انتهی)
- لا حد على من لاط غلامه قیاساً على أخته !
( أحمد بن علی أبو سهل الأبیوردی : أحد أئمة الدنیا علما وعملا . ذكره الأدیب أبو المظفر محمد بن أحمد الأبیوردی فی مختصر لطیف سماه نـهزة الحفاظ ذكر فیه أنه عزم على أن یضع تاریخ لنسا وكوفان وجیران وغیرها من أمهات القرى بتلك النواحی ، وأنه سئل فی عمل هذا المختصر لیفرد فیه ذكر الأئمة الأعلام ممن كان فی العلم مفزوعا إلیه وفی الروایة موثوقا به وقد طنت بذكره البلدان وغنت بمدحه الركبان كفضیل بن عیاض ومنصور بن عمار وزهیر بن حرب وذكر فیه جماعة من الأئمة وأورد شیئا من حدیثهم وقال فی الشیخ أبی سهل إذ ذكره : كان من أئمة الفقهاء . سمعت جماعة من أصحابه یقولون : كان أبو زید الدبوسی یقول : لولا أبو سهل الأبیوردی لما تركت للشافعیة بما وراء النهر مكشف رأس وحدثنی أبو الحسن علی بن عبد الرحمن الحدیثی وكان من أصحابه المبرزین فی الفقه أنه سمعه یقول : كنت أتبزز فی عنفوان شبابی فبینا أنا فی سوق البزازین بمرو ، رأیت شیخین لا أعرفهما فقال أحدهما لصاحبه : لو اشتغل هذا بالفقه لكان إماما للمسلمین . فاشتغلت حتى بلغت فیه ما ترى .
التلوط بالغلام المملوك : ذكر القاضی الحسین فی التعلیقة أنه حكی عن الشیخ ابن سهل وهو الأبیوردی كما هو مصرح به فی بعض نسخ التعلیقة وصرح به ابن الرفعة فی الكفایة :
أن الحد لا یلزم من یلوط مملوك له بخلاف مملوك الغیر .
قال القاضی : وربما قاسه على وطء أمته المجوسیة أو أخته من الرضاع وفیه قولان انتهى .
و این دیدگاه در کتاب البحر و الذخائر و دیگر کتابها نقل شده است اما مساله به گوینده مشخصی نسبت داده نشده است .ودر توجیه این فتوا صاحب البحر گفته است که شبهه ملک حد لواط را ساقط میکند .
ولی آنچه را که رافعی به پیروی از اصحاب ما تاکید نموده است اینست که تفاوتی بین مملوک و غیرش نیست ؛
بله در اصل در لواط یک قول اینست که موجب تعزیر است
وهذا الوجه محكی فی البحر والذخائر وغیرهما من كتب الأصحاب لكن غیر مضاف إلى قائل معین . وعلله صاحب البحر بأن ملكه فیه یصیر شبهة فی سقوط الحد . والذی جزم به الرافعی تبعا لأكثر الأصحاب أنه لا فرق بین مملوكه وغیره ، نعم فی اللواط من أصله قول أن موجبه التعزیز . قال الرافعی : إنه مخرج من القول بنظیره فی إتیان البهیمة ، قال : ومنهم من لم یثبته ).
( طبقات الشافعیة الكبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانیة 1992 )
از آوردن این مطالب عذر خواهی می کنیم:smile07:
mehrdad_123
Thursday 5 March 2009, 01:07PM
آیا باز هم از تبعات بدعت جناب عمر در دین خدا بیاوریم؟!؟!؟!
یاحق
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.