PDA

نمايش نسخه نهائي : جشن پوریم یا ایرانی کشی


شهاب*
Saturday 11 April 2009, 07:21PM
باز خوانی پرونده یک جنایت تاریخی ...




پوریم ، یا جشن ایرانی کشی ،

به یقین باید گفت ماجرای پوریم
جز سركوب بیرحمانه و خونین اقوام ایرانی
به جان آمده از حاكمیت و
سلطه اشرافیت یهود بر دستگاه سلطنتی
و نیز ظلم و جور و فساد یهودیان
ساكن در مناطق مختلف
كه تحت حمایت حكومت مركزی،
از آزادی عمل كامل برخوردار بودند، نیست



فهرست :

1- بازخوانی کتاب استر و تفاسیر

2- نظر دانشمندان و محققان در رابطه با
ارتباط قوم یهود و حکومت هخامنشیان

3- سکوت هرودوت در قبال این رویداد

4- توضیحی درباره اضافات کتاب استر




1- خلاصه رویداد +
بازخوانی کتاب استر و تفاسیر





مقدمه

1 برکناری وشتی

2 استر در مقام ملکه؛ نجات پادشاه بدست مردخای

3 توطئه هامان

4 درخواست کمک از استر

5 درخواست استر از پادشاه؛ غضب هامان بر مردخای

6 تکریم مردخای

7 اعدام هامان

8 ابطال حکم هامان

9 استیلای یهودیان بر دشمنان

10 مردخای, وزیر پادشاه

http://www.farsicrc.com/index.php?option=com_content&task=category&sectionid=23&id=84&Itemid=186

همچنانکه از متن تورات بر می آید
یهودیان تمام ایالات امپراتوری ایران
را از غرب تا شرق درنوردیدند
و همه دشمنان را از دم تیغ گذراندند!
و البته تعداد کشته ها را هفتاد و هفت هزار نفر آورده اند!!
که البته با توجه به تجاوز کار بودن
و روایتگر بودن همان قومآوردن تعداد کشته ها میتواند
کمی تخیلی و جعلی باشدچون برای سرکوب
مردم شورشی یک سرزمین با این گستردگی
کشتن 77 هزار نفر کفایت نمیکند و
نمیتوان تصور کرد که با کشتن این تعداد انسان
تمام فتنه ها و آشوبها خاموش شود ...

http://www.payvand.com/news/07/mar/Xerxes-Esther-Story.jpg

اما ماجرا چه بود ؟


برپایه روایت “کتاب استرازکتاب “تورات
خشایارشا، امپراتور پارس، جشنی بزرگ برپانمود
که یکصد و هشتاد روز به درازا کشید و سران و بزرگان
سراسر امپراتوری پهناورهخامنشی در آن شرکت داشتند.
با پایان یافتن این جشن، خشایارشا جشنی هفت روزه نیز
برای باشندگان پایتخت هخامنشی، یعنی شهر شوش برگزار نمود.

http://www.livius.org/a/iran/persepolis/apadana-northstairs-relief/proskynesis07-prince_s.JPG


همزمان با وی،“وَشتی" Vashtiملکه زیباروی هخامنشی نیز
جشنی برای زنان پایتخت برپا کرد.

http://z.hubpages.com/u/204553_f260.jpg


در واپسین روزاین جشن هفت روزه،
خشایارشا که از باده نوشی و میگساری بسیار،
مست گشته و اختیاراز کف داده بود،
فرمان داد که ملکه وشتی را نزد وی آورند تا
زیبایی بیمانندش را به میهمانان نشان دهد.
ملکه وشتی اما، بفرمان نابخردانه همسرش گردن ننهاد
و از آمدن بهبارگاه سر باز زد.
امپراتور مست و ناهشیار هخامنشی که
از نافرمانی همسرش سخت بهخشم آمده بود،
به رایزنی با مشاورانش پرداخت و به توصیه نابخردانه
و مشکوک یکی از آنان، ملکه وشتی را که دل کندن از
امتیازات شهبانویی را به ننگ گردن نهادن به هوسرانی و خواسته
گستاخانه همسرش ترجیح داده بود،
خلع نمود و پس از چندی، زنی یهودی بنام “هداساHadasa را
که نزد پسرعموی خویش بنام “مردخای
در سرزمین پارس بسر میبرد، به همسری برگزید.
و بدینسان، یک زن یهودی، نیمتاج شهبانویی
امپراتوری بزرگ هخامنشی را بر سر نهاد!


از نکته های جالب و آموزنده در روایت تورات،
یکی هم آن است که هداسا به توصیه
مردخای - که سرپرست او نیز بود
اصلیت یهودی خویش را ازایرانیان،
و حتی از همسرش خشایارشا پنهان نمود
و در راستای همین پنهانکاری شگفت،نام پارسی
استر بمعنای ستاره را برای خویش برگزید.
میگوییم پنهان کاری شگفت،
زیرا حتی به اعتراف مورخین یهود که عادت دارند
زمین و زمان را به “یهود ستیزی متهم کنند،
یهودیان باشنده سرزمین پارس در دوران هخامنشیان،
از آزادی کامل برخوردار بودند و بقاعده نمی بایستی
یهودی بودن خویش را از ایرانیان پنهاندارند!


برپایه روایت تورات، خشایارشا چندی پس از آنکه استریهودی را بزنی گرفت،
یکی از وزیران خویش بنام“هامان را بعنوان صدراعظم خویش برگزید
و به همگان فرمان داد که به او احترام بگذارند.

تورات مینویسد:
“پس هامان به اخشورش پادشاه کٌفت قومی هستند که
در میان قومها در جمیع ولایتهای مملکت تو پراکنده و متفرق می باشند
و شرایع ایشان مخالف همه قومها است
و شرایع پادشاه را بجا نمی آورند
لهذا ایشان را چنین واکٌذاشتن برای پادشاه مفید نیست
اکٌر پادشاه را پسند آید حکمی نوشته شود که
ایشان را هلاک سازند
و من ده هزار وزنه نقره بدست عاملان خواهم داد
تا آن را به خزانه پادشاه بیاورند
(کتاب استر، باب سوم، آیات هشتم و نهم)




اما خشایارشا در برابر خواسته هامان چه واکنشی نشان داد؟

تورات مینویسد:
“ آنگاه پادشاه انگشتر خود را از دستش بیرون کرده
آنرا به هامان بن همداتای اَجاجی که دشمن یهود بود داد
و پادشاه به هامان کٌفت هم نقره و هم قوم را به تو دادم
تا هرچه در نظرت پسند آید به ایشان بکنی
(همانجا، باب سوم، آیات دهم و یازدهم)

اما مردخای و استر یهودی که از متن فرمان آگاهی یافته بودند،
بیکار ننشستند و به تکاپو پرداختند.
استر یهودی، ضمن دعوت از خشایارشا و هامان
به مجلس شام و مجلس شراب،
و در حالی که خشایارشا-همچون زمانی که
بر ملکه وشتی خشم گرفته بود
از فرط می گساری ، هوش از کف داده بود
و سر از پا نمی شناخت،
راز یهودی بودنش را بر وی آشکار ساخت
و او را واداشت که هامان را بر دار بکشد

http://wpcontent.answers.com/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Punishment_of_Haman.jpg/250px-Punishment_of_Haman.jpg




و سپس فرمان کشتار همگانی “دشمنان یهود را
که همانا میهن دوستان ایران و خانواده هایشان بودند،
صادر نماید و مردخای یهودی را به جای هامان،
بر جایگاه وزیر اعظم دربار هخامنشی بنشاند!

http://www.payvand.com/news/07/mar/Esther-Haman-GustavDore.jpg


“و در آنها پادشاه به یهودیانی که در همه شهرها بودند
اجازت داد که
جمع شده به جهت جانهای خود مقاومت نمایند
و تمامی قفوّت قومها و ولایتها را که قصد اذیت ایشان میداشتند
با اطفال و زنان ایشان هلاک سازند
و بکشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج کنند
(همانجا، باب هشتم، آیه یازدهم)





http://www3.telus.net/public/kstam/en/images/purim.gif












[size=2][b]

شهاب*
Saturday 11 April 2009, 07:21PM
2- سخن دانشمندان و محققان در مورد
ارتباط هخامنشیان و یهود:







الف )
اگر چه کوروش نسبت به تمام ملل رئوف بود ،
ولی از توریه او دیده میشود
که او توجه خاصی به یهودی ها داشته
این نکته دقت محققین را به خود جلب کرده
و هر کدام جهتی برای آن پنداشته اند :
برخی گفته اند که چون این قوم در موقع
تسخیر بابل خدماتی کردند ، کوروش خواست
قدردانی خود را نشان دهد
پیرنیا – تاریخ ایران باستان –ص397


فراموش نکنیم این تازه شروع آشنایی یهود و هخامنشیان
در عصر کوروش است ...
و خوش خدمتی احتمالی کوروش و یهودیان برای همدیگر ...

شاهان پس از کوروش ارتباط بسیار نزدیکتری با
یهودیان داشته اند که همین مقدمه پوریم شد...
چون مخالفت عمومی مردم ایران را در پی داشت ...

ب)

شاپور شهبازی- کوروش بزرگ !!- ص319-320
(( آنها (یهودیان ) تنها در ایران از یاوری و پشتیبانی
فرمان روایان برخوردار بوده اند .
بنابراین می توان گفت که ایشان آزادی خود را از هخامنشیان دارند
و این هخامنشیان بودند که تورات را " قانون نامه رسمی " یهودیان کردند.))







قومی که کتاب های یک قوم دیگر را تایید میکند و
به نوعی قانون نامه رسمی آن قوم قرار می دهد
آیا از مضمون آن کتاب آگاهی نداشته اند ؟

همین چند سطر و نظر دیگر محققان بخوبی نشان میدهد
که هخامنشیان از متن این کتاب آگاه بوده اند و
نمیتوان آن را داستانی بی اساس خواند ...


ج ) این رویداد چندان دور از ذهن هم نمی تواند باشد
چون پیش از خشایارشا ، داریوش حرکتی مشابه انجام داد
و مردم بسیاری را در سرتاسر ایران
از دم تیغ گذراند ...
در کتیبه بیستون شرح این جنایات آورده شده است ...


د) دین خشایارشا نیز اجازه کشتن را براحتی صادر می نموده
و خود خشایارشا نیز از کشتن ترسی نداشته
ویل دورانت :
((کسانی که از دین بازمیگشتند ، بدون سستی اعدام می کردند ))
(تاریخ تمدن- ج اول –ص 554)

((زرتشتی گری کینه و نفرت نسبت به اقوام غیر آریایی را به پیروان خود تلقین می کند . بیگانگان از نظر گاه این کیش غیر آریایی « دوپا » و « آدمهای حشره صفت »
و خرفستره نامیه می شدند . کلمات مرسومی که درباره آدم ها بکار برده می شود درباره ایشان (غیرآریایی ها) استعمال نمی شود . مثلا آنها متولد نمی شوند بلکه « می افتند» نمی میرند بلکه « میترکند» و راه نمیروند بل که « میغلتند» و...و اهورامزدا از نابود کردن آنها خوشنود می شود .))
(دیاکونوف – تاریخ ماد- ص357 با نقل از منابع زرتشتی همان صفحه و 599)




هـ )

سایت باستان شناسی .livius.org هم
کتاب استر را در لیست آثار تاریخی و کتب تاریخی
مربوط به ایران می آورد ..

http://www.livius.org/es-ez/esther/esther01.html
و این خود مهر تاییدی بر این کتاب بعنوان یک کتاب تاریخی است

و همین طور در ادامه تاریخ پوریم و نجات یهودیان توسط استر
و مردخای را می آورد ...

deeds:
• Accession between 17 November and 1 December 486
• 484: Suppression of the revolts of Šamaš-eriba and Bêl-šimânni in Babylonia and a rebellion in Egypt
• 481: in Sardes
• 480: Greek war: victories at Thermopylae and Artemisium, sack of Athens, setback at Salamis
• 480/479: in Sardes (probably to keep an eye on unquiet Babylon)
• 479: Mardonius defeated at Plataea
• On his return from the west, Xerxes captures Babylon again (?)


• 8 March 473: Date of Esther and Mordecai's saving of the Jews, according to Esther


• Murdered between 4 and 8 August 465

بنا براین طبق این نوشته استر و مردخای
در 473 پیش از میلاد یهودیان را نجات میدهند ...

این خود سند و برگی دیگر که تاریخی بودن این رویداد را
کاملا تایید میکند ...
و خود همین و نقل قولهای دیگر
نشان خواهند داد که چرا فردی مثل هرودوت از این جریان بی خبرماند...

شهاب*
Saturday 11 April 2009, 07:22PM
ESTHER SAVES MORDECAI


http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E3.gif

Ruins of the Hadish Palace at Persepolis, built by Xerxes (King Ahasuerus)

http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E5.jpg

Esther accuses Haman

http://www.womeninthebible.net/images/1.8-6_ESTHER_Esther_accuses_Haman.jpg

http://prayerfoundation.org/movies/movie_51.jpg


3- چرا هرودوت این داستان را نیاورد ؟

آیا هرودوت با آنهمه افسانه
اینقدر مهم شده که اگر رویدادی را نقل نکرده
اتفاق نیافتاده و اگر نقل کرده به یقین اتفاق افتاده ؟

کسی که میگوید قاطر در فلان جا بچه زاییده
یا اسبها ریختند در مزرعه و مارها را خوردند ،
یا فلانی سوار نهنگ شده ،
و هزار و یک چرندیات دیگر که فقط بدرد پای منقل
دوستداران هخامنشی میخورد و بس...
آیا سخنش علمی و مورد تایید است ؟!!

هرودوت خود از فردی از دربار خشایارشا روایاتش را میگرفته
چرا آن فرد بایست روایت درست را میگفته نه روایت مورد
علاقه خودش یا خشایارشا را ؟؟؟!!

آیا ممکن نیست این فرد پیش از پوریم ایران را ترک کرده
و اصلا از پوریم بی اطلاع بوده باشد ؟!

"دی اچ کار " در کتاب تاریخ چیست صفحه 145 می نویسد :
(( هرودوت به عنوان پدر تاریخ فرزندان چندانی نداشت . چرا که نگاه مورخان پس از او نیز چون خود او به آینده بی اعتنا و به گذشته غیر دقیق بود .
مثلا توسیدید می نویسد که قبل و بعد از جنگهای پلوپونز هیچ حادثه ی مهمی در جهان روی نداده و نخواهد داد ))

این فرض که هرودوت با دانشمندانی آگاه
از اوضاع و احوال ایران ارتباط داشته
و نیز تصور دیگر مبنی بر اینکه
اطلاعات مزبور را در حین مسافرت به شرق تحصیل نکرده است
موجب این استنباط می شود که وی لابد با افرادی
آگاه و دانا در همسایگی یونان
و یا خود آن سرزمین مربوط شده و بدین وسیله
امکان یافته بود درباره تاریخ و اوضاع
ایران دست کم با یک نفر ایرانی برجسته ارتباط حاصل کند
و در تایید همین نظر است که مورخ در خاتمه کتاب سوم تاریخ خود
نوشته است : « زوپوروس (زوپیر) پسر مگابوزوشپس (بغابوخش)
پس از جلای وطن در شهر آتن رحل اقامت افکند.»
بطوری که میدانیم این زوپیر در پادشاهی خشایارشا
یکی از مقربان درباری بوده و به احتمال قوی قسمتی
از مندرجات تاریخ هرودوت را او در اختیار مورخ گذاشته است
(هرودوت ، تواریخ ، ترجمه وحید مازندرانی، صفحه 4)


پرسش اینست که آیا این فرد درباری
میتوانسته حقیقت را به هرودوت بگوید ؟
((سر انجام در ماه بیستم .. واقعه حیرت انگیزی برای ژوپیر فرزند مگابیز ،...، اتفاق افتاد و یکی از قاطران بارکش هنگ او بچه زایید )) تواریخ – ص 48

مضحک نیست ؟
این است راوی هرودوت درباره خشایارشا !!!

پرسش دیگر اینست که
آیا زوپیر اصلا در زمان پوریم در ایران بوده ؟
یا پیش از آن از ایران رفته است /؟؟!!



هرودوت که پلوتارخ اورا بیگانه پرست (Philobarbaro) مینامد
چقدر میتواند برای تاریخ نویسی معتبر باشد و دچار تحریف و جعل نشود ؟


*******************************************************



4- توضیحی درباره اضافات کتاب استر:

کتاب استر شامل اضافاتی است که به 2 دلیل به آن اضافه شده
الف ) جنبه الهی به آن داده شود
ب) جنبه دفاعی به آن داده شود !


گفته می‏شود این اضافات بین سال‏های 114 ق‏م و 90 م، در اصل به زبان یونانی و به دست افراد مختلفی نوشته شده و بعدا به ترجمه سبعینیه افزوده شده‏اند


این نوشته خود به تنهایی اثبات میکند
که قضیه غیر از آنیست که در استر آمده و
دفاع در کار نبوده ...
و تطئه ای شیطانی بوده
وگرنه اگر تنها دفاع بوده نیاز به اضافات
یا به نوعی سرپوشانی نداشته اند ....

. حبیب سعید، المدخل الی کتاب المقدس (دارالتألیف و النشر للکنیسة الاسقفیه، قاهره، بی تا) ص 192؛ و 282.«~ .HBD., P ~»
؛«~ . NIDB. P.68; HBD., P.282; OCB., P .201 ~»
«~. ER. ME., V2, P.176 ~»

رفیق
Wednesday 7 October 2009, 08:57AM
ESTHER SAVES MORDECAI


http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E3.gif

Ruins of the Hadish Palace at Persepolis, built by Xerxes (King Ahasuerus)

http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E5.jpg

Esther accuses Haman

http://www.womeninthebible.net/images/1.8-6_ESTHER_Esther_accuses_Haman.jpg

http://prayerfoundation.org/movies/movie_51.jpg


3- چرا هرودوت این داستان را نیاورد ؟

آیا هرودوت با آنهمه افسانه
اینقدر مهم شده که اگر رویدادی را نقل نکرده
اتفاق نیافتاده و اگر نقل کرده به یقین اتفاق افتاده ؟

کسی که میگوید قاطر در فلان جا بچه زاییده
یا اسبها ریختند در مزرعه و مارها را خوردند ،
یا فلانی سوار نهنگ شده ،
و هزار و یک چرندیات دیگر که فقط بدرد پای منقل
دوستداران هخامنشی میخورد و بس...
آیا سخنش علمی و مورد تایید است ؟!!

هرودوت خود از فردی از دربار خشایارشا روایاتش را میگرفته
چرا آن فرد بایست روایت درست را میگفته نه روایت مورد
علاقه خودش یا خشایارشا را ؟؟؟!!

آیا ممکن نیست این فرد پیش از پوریم ایران را ترک کرده
و اصلا از پوریم بی اطلاع بوده باشد ؟!

"دی اچ کار " در کتاب تاریخ چیست صفحه 145 می نویسد :
(( هرودوت به عنوان پدر تاریخ فرزندان چندانی نداشت . چرا که نگاه مورخان پس از او نیز چون خود او به آینده بی اعتنا و به گذشته غیر دقیق بود .
مثلا توسیدید می نویسد که قبل و بعد از جنگهای پلوپونز هیچ حادثه ی مهمی در جهان روی نداده و نخواهد داد ))

این فرض که هرودوت با دانشمندانی آگاه
از اوضاع و احوال ایران ارتباط داشته
و نیز تصور دیگر مبنی بر اینکه
اطلاعات مزبور را در حین مسافرت به شرق تحصیل نکرده است
موجب این استنباط می شود که وی لابد با افرادی
آگاه و دانا در همسایگی یونان
و یا خود آن سرزمین مربوط شده و بدین وسیله
امکان یافته بود درباره تاریخ و اوضاع
ایران دست کم با یک نفر ایرانی برجسته ارتباط حاصل کند
و در تایید همین نظر است که مورخ در خاتمه کتاب سوم تاریخ خود
نوشته است : « زوپوروس (زوپیر) پسر مگابوزوشپس (بغابوخش)
پس از جلای وطن در شهر آتن رحل اقامت افکند.»
بطوری که میدانیم این زوپیر در پادشاهی خشایارشا
یکی از مقربان درباری بوده و به احتمال قوی قسمتی
از مندرجات تاریخ هرودوت را او در اختیار مورخ گذاشته است
(هرودوت ، تواریخ ، ترجمه وحید مازندرانی، صفحه 4)


پرسش اینست که آیا این فرد درباری
میتوانسته حقیقت را به هرودوت بگوید ؟
((سر انجام در ماه بیستم .. واقعه حیرت انگیزی برای ژوپیر فرزند مگابیز ،...، اتفاق افتاد و یکی از قاطران بارکش هنگ او بچه زایید )) تواریخ – ص 48

مضحک نیست ؟
این است راوی هرودوت درباره خشایارشا !!!

پرسش دیگر اینست که
آیا زوپیر اصلا در زمان پوریم در ایران بوده ؟
یا پیش از آن از ایران رفته است /؟؟!!



هرودوت که پلوتارخ اورا بیگانه پرست (Philobarbaro) مینامد
چقدر میتواند برای تاریخ نویسی معتبر باشد و دچار تحریف و جعل نشود ؟


*******************************************************



4- توضیحی درباره اضافات کتاب استر:

کتاب استر شامل اضافاتی است که به 2 دلیل به آن اضافه شده
الف ) جنبه الهی به آن داده شود
ب) جنبه دفاعی به آن داده شود !


گفته می‏شود این اضافات بین سال‏های 114 ق‏م و 90 م، در اصل به زبان یونانی و به دست افراد مختلفی نوشته شده و بعدا به ترجمه سبعینیه افزوده شده‏اند


این نوشته خود به تنهایی اثبات میکند
که قضیه غیر از آنیست که در استر آمده و
دفاع در کار نبوده ...
و تطئه ای شیطانی بوده
وگرنه اگر تنها دفاع بوده نیاز به اضافات
یا به نوعی سرپوشانی نداشته اند ....

. حبیب سعید، المدخل الی کتاب المقدس (دارالتألیف و النشر للکنیسة الاسقفیه، قاهره، بی تا) ص 192؛ و 282.«~ .HBD., P ~»
؛«~ . NIDB. P.68; HBD., P.282; OCB., P .201 ~»
«~. ER. ME., V2, P.176 ~»



صد حیف که چشمها بسته گوشها کر وزبانها لال هستند

رفیق
Wednesday 7 October 2009, 08:57AM
ESTHER SAVES MORDECAI


http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E3.gif

Ruins of the Hadish Palace at Persepolis, built by Xerxes (King Ahasuerus)

http://www.womeninthebible.net/images/1.14.E5.jpg

Esther accuses Haman

http://www.womeninthebible.net/images/1.8-6_ESTHER_Esther_accuses_Haman.jpg

http://prayerfoundation.org/movies/movie_51.jpg


3- چرا هرودوت این داستان را نیاورد ؟

آیا هرودوت با آنهمه افسانه
اینقدر مهم شده که اگر رویدادی را نقل نکرده
اتفاق نیافتاده و اگر نقل کرده به یقین اتفاق افتاده ؟

کسی که میگوید قاطر در فلان جا بچه زاییده
یا اسبها ریختند در مزرعه و مارها را خوردند ،
یا فلانی سوار نهنگ شده ،
و هزار و یک چرندیات دیگر که فقط بدرد پای منقل
دوستداران هخامنشی میخورد و بس...
آیا سخنش علمی و مورد تایید است ؟!!

هرودوت خود از فردی از دربار خشایارشا روایاتش را میگرفته
چرا آن فرد بایست روایت درست را میگفته نه روایت مورد
علاقه خودش یا خشایارشا را ؟؟؟!!

آیا ممکن نیست این فرد پیش از پوریم ایران را ترک کرده
و اصلا از پوریم بی اطلاع بوده باشد ؟!

"دی اچ کار " در کتاب تاریخ چیست صفحه 145 می نویسد :
(( هرودوت به عنوان پدر تاریخ فرزندان چندانی نداشت . چرا که نگاه مورخان پس از او نیز چون خود او به آینده بی اعتنا و به گذشته غیر دقیق بود .
مثلا توسیدید می نویسد که قبل و بعد از جنگهای پلوپونز هیچ حادثه ی مهمی در جهان روی نداده و نخواهد داد ))

این فرض که هرودوت با دانشمندانی آگاه
از اوضاع و احوال ایران ارتباط داشته
و نیز تصور دیگر مبنی بر اینکه
اطلاعات مزبور را در حین مسافرت به شرق تحصیل نکرده است
موجب این استنباط می شود که وی لابد با افرادی
آگاه و دانا در همسایگی یونان
و یا خود آن سرزمین مربوط شده و بدین وسیله
امکان یافته بود درباره تاریخ و اوضاع
ایران دست کم با یک نفر ایرانی برجسته ارتباط حاصل کند
و در تایید همین نظر است که مورخ در خاتمه کتاب سوم تاریخ خود
نوشته است : « زوپوروس (زوپیر) پسر مگابوزوشپس (بغابوخش)
پس از جلای وطن در شهر آتن رحل اقامت افکند.»
بطوری که میدانیم این زوپیر در پادشاهی خشایارشا
یکی از مقربان درباری بوده و به احتمال قوی قسمتی
از مندرجات تاریخ هرودوت را او در اختیار مورخ گذاشته است
(هرودوت ، تواریخ ، ترجمه وحید مازندرانی، صفحه 4)


پرسش اینست که آیا این فرد درباری
میتوانسته حقیقت را به هرودوت بگوید ؟
((سر انجام در ماه بیستم .. واقعه حیرت انگیزی برای ژوپیر فرزند مگابیز ،...، اتفاق افتاد و یکی از قاطران بارکش هنگ او بچه زایید )) تواریخ – ص 48

مضحک نیست ؟
این است راوی هرودوت درباره خشایارشا !!!

پرسش دیگر اینست که
آیا زوپیر اصلا در زمان پوریم در ایران بوده ؟
یا پیش از آن از ایران رفته است /؟؟!!



هرودوت که پلوتارخ اورا بیگانه پرست (Philobarbaro) مینامد
چقدر میتواند برای تاریخ نویسی معتبر باشد و دچار تحریف و جعل نشود ؟


*******************************************************



4- توضیحی درباره اضافات کتاب استر:

کتاب استر شامل اضافاتی است که به 2 دلیل به آن اضافه شده
الف ) جنبه الهی به آن داده شود
ب) جنبه دفاعی به آن داده شود !


گفته می‏شود این اضافات بین سال‏های 114 ق‏م و 90 م، در اصل به زبان یونانی و به دست افراد مختلفی نوشته شده و بعدا به ترجمه سبعینیه افزوده شده‏اند


این نوشته خود به تنهایی اثبات میکند
که قضیه غیر از آنیست که در استر آمده و
دفاع در کار نبوده ...
و تطئه ای شیطانی بوده
وگرنه اگر تنها دفاع بوده نیاز به اضافات
یا به نوعی سرپوشانی نداشته اند ....

. حبیب سعید، المدخل الی کتاب المقدس (دارالتألیف و النشر للکنیسة الاسقفیه، قاهره، بی تا) ص 192؛ و 282.«~ .HBD., P ~»
؛«~ . NIDB. P.68; HBD., P.282; OCB., P .201 ~»
«~. ER. ME., V2, P.176 ~»



صد حیف که چشمها بسته گوشها کر و زبانها لال هستند