PDA

نمايش نسخه نهائي : قانون اول ترموديناميک


asheghe iran_p
Monday 31 May 2004, 12:24AM
مطالعه ترموديناميک را مهندسين قرن نوزدهم آغاز کردند؛ آنها مي خواستند بدانند قوانين فيزيک چه محدوديتهايي بر عملکرد ماشين هاي بخار و ساير ماشين هاي توليد کننده انرژي مکانيکي تحميل مي کنند. ترموديناميک درباره تبديل يک شکل انرژي به شکلي ديگر، به ويژه تبديل گرما به ساير شکلهاي انرژي بحث مي کند. اين کار با مطالعه روابط بين پارامترهاي صرفا ماکروسکوپي صورت مي گيرد که رفتار سيستمهاي فيزيکي را توصيف مي کنند. اين گونه توصيف ماکروسکوپي (و در مقياس بزرگ)، لزوما تا حدي خام است، چرا که همه جزئيات کوچک مقياس و ميکروسکوپي را ناديده مي گيرد. اما در کاربردهاي عملي، اين جزئيات اغلب مهم نيستند. براي مثال، مهندسي که رفتارهاي گازهاي حاصل از احتراق را در سيلندر يک موتور اتومبيل بررسي مي کند مي تواند با کميتهاي ماکروسکوپي همچون دما، فشار، چگالي و ظرفيت حرارتي کار خود را پيش ببرد.

در واقع دانشمندان به دنبال يافتن پاسخ اين پرسش بودند که آيا مي توان ماشيني به طور دائمي کار مکانيکي انجام دهد. آنها مدتها بر روي اين موضوع تحقيق کردند و تعدادي از محققين نيز طرحهايي براي اين کار پيشنهاد نمودند. شکل زير يکي از اين طرحها را نشان مي دهد. هدف اين بود که ابزار ساخته شده بدون مصرف هيچ گونه سوخت يا هر گونه انرژي ورودي ديگر، کار خروجي بي پاياني را تامين کند. در شکل ميله هاي کوتاه لولا شده، که به ميخ ها تکيه دارند، وزنه ها را به چرخ متصل مي کنند. وقتي ميله ها در وضعيت نشان داده شده هستند، عدم توازني در توزيع وزن وجود دارد که موجب ايجاد يک گشتاور ساعتگرد خواهد شد که چرخ را در جهت نشان داده شده مي چرخاند. طراح مي پنداشت اين گشتاور هميشگي است و نه تنها چرخش چرخ را حفظ مي کند، بلکه به طور دائمي به محور آن انرژي مي دهد. اما آنچه در عمل اتفاق مي افتد اينست که پس از يک دور چرخيدن، جرم ها در يک وضعيت متعادل باقي مي مانند و حرکت متوقف مي شود.
http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo1/images/1.gif
در اين راه کوششهاي فراواني صورت گرفت؛ در شکلهاي زير مي توانيد نمونه هايي از طرحهاي پيشنهادي را ببينيد.
http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo1/images/5.gif
http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo1/images/2.gif
http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo1/images/3.gif
آيا مي توانيد بگوييد چرا اين ماشينها کارايي عملي ندارند؟
‌ يافته هاي حاصل از آزمايشان نشان داد که ساختن چنين ماشيني غير ممکن است. قانون اول ترموديناميک نيز چيزي نيست، مگر بيان همين بقاي انرژي.
اگر تنها راه تغيير دادن انرژي يک دستگاه، انجام دادن کار روي دستگاه و يا واداشتن دستگاه به انجام کار بود، مسئله ساده بود. هر کاري که روي دستگاه انجام مي داديم در نهايت به صورت انرژي مکانيکي پس گرفته مي شد. دادن گرما به دستگاه هم سبب بالا رفتن دماي آن مي شود و وقتي جسم به دماي اوليه اش بازمي گشت، گرمايي را که قبلا گرفته بود عينا پس مي داد. به اين ترتيب مي شد از نوعي انرژي مکانيکي داخلي دستگاه سخن گفت که عبارت بود از جمع جبري کار انجام يافته به وسيله دستگاه و کار انجام شده روي آن؛ در کنار آن دستگاه داراي يک محتواي گرمايي بود، که از جمع جبري گرماي داده شده به دستگاه و گرماي گرفته شده از آن محاسبه مي گرديد.
آزمايش ژول نشان داد که اين تئوري نادرست است. دماي يک جسم را مي شد با انجام دادن کار روي آن تغيير داد؛ يک جسم مي توانست گرما بگيرد (مثلا ماشين بخار) و کار مکانيکي انجام دهد. به اين ترتيب معلوم شد که نمي توان از گرمايي که در مقدار معيني ماده وجود دارد و يا از انرژي مکانيکي آن به صورت جدا از هم سخن گفت. جسم فقط داراي يک مخزن انرژي است، که آن را "انرژي داخلي" مي ناميم.
هم کار مکانيکي و هم گرما در اين مخزن سهيم اند؛ برداشت انرژي از اين مخزن مي تواند به صورت کار مکانيکي و يا گرما باشد. اين، قانون اول ترموديناميک است:

هر گاه فرآيندي را که با گرما و کار سر و کار دارد به کار گيريم تا دستگاهي را از يک حالت آغازين به يک حالت جديد برسانيم، تغيير انرژي دروني سيستم مقدار ثابتي دارد که مستقل از جزئيات فرآيند است.

تغييرات انرژي دروني برابر مجموع کار انجام شده بر روي سيستم و گرماي داده شده به آن مي باشد. به عبارت ديگر اگر تغييرات انرژي دروني را با (Δu)، کار انجام شده بر روي سيستم را با (w) و گرماي داده شده به آن را با (Q) نشان دهيم، خواهيم داشت: Q+W=Δu

اما توجه کنيد که مقدار کار يا ميزان گرما به جزئيات و مسير فرآيند وابسته اند.

قانون اول ترموديناميک
قانون اول به ما اجازه مي دهد که مقدار مجهول گرما يا کار لازم براي يک فرآيند را با استفاده از مقدار گرما و کار لازم براي فرآيندي متفاوت که سيستم را از همان حالت آغازين به حالت نهايي مشابه مي رساند، محاسبه کنيم.
همچنين گاه به کمک آن مي توانيم نتايج کيفي عمومي چندي درباره رفتار يک سيستم به دست آوريم.
براي مثال، آزمايش زير را در نظر بگيريد.
http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo1/images/7.gif
‌يک بطري را که از نظر حرارتي عايق بندي شده با گاز آرماني در دمايي مانند T1 برداريد، و به وسيله يک لوله که شيري دارد، آن را به بطري عايق بندي شده ديگري که خلاء شده است متصل کنيد. (شکل بالا) اگر ناگهان شير را باز کنيد، گاز از بطري اول به درون دومي خواهد شتافت تا فشارها برابر شوند. به طور تجربي، دريافته ايم که اين فرآيند انبساط آزاد، دماي گاز را تغيير نمي دهد- هنگامي که گاز به تعادل دست مي يابد و از شارش باز مي ايستد، دماي نهايي هر دو بطري برابر با دماي آغازين(T1) است. چه چيزي مي توانيم از اين مشاهده تجربي استنتاج کنيم؟ از آنجا که بطريها از نظر حرارتي از محيط پيرامونشان عايق بندي شده اند، فرآيند انبساط نه گرمايي به گاز مي افزايد و نه از آن مي گيرد. يعني Q=0 است. افزون بر اين، فرآيند انبساط متضمن کاري نيست ( به استثناء مقدار ناچيزي که براي چرخاندن شير لازم است)، يعني W=0 است. در نتيجه قانون اول به ما مي گويد که انرژي گاز تغيير نمي کند.
اين نشان مي دهد که تغيير حجم بر انرژي اثر نمي گذارد؛ يعني، انرژي دروني گاز آرماني تابعي از حجم نيست. بنابر قانون اول، فرض شده است انرژي گاز تابعي از پارامترهاي ماکروسکوپي p،V و T است. از آنجا که قانون گاز آرماني به ما اجازه مي دهد که p را بر حسب V و T بيان کنيم، انرژي را مي توان به صورت تابعي از دو متغير V و T انگاشت. ولي مطالب بالا نشان مي دهد که تغيير حجم بر انرژي بي اثر است؛ در نتيجه انرژي دروني گاز آرماني تابعي از دماي تنهاست.
نتايج ترموديناميک فقط براي حالتهاي تعادلي سيستم بکار مي رود، يعني آن حالتهاي ايستايي که سيستم، هنگامي که انتقال جرم، انتقال حرارت، و همه واکنشهاي شيميايي و ديگر واکنشها به پايان مي رسند، در آن آرام مي گيرد. براي گاز درون دو بطري که در شکل نشان داده شده، حالت آغازين (گاز در يک بطري محدود شده و شير بسته است) يک حالت تعادل است، و حالت نهايي (گاز به طور يکنواخت در هر دو بطري توزيع شده) نيز يک حالت تعادل است. اما حالت مياني، هنگامي که بلافاصله پس از اين که شير را باز مي کنيم، و گاز از بطري پر به درون بطري خالي هجوم مي برد، يک حالت تعادل نيست.
بنابراين مجبوريم در اين مورد (و نيز در ساير مسائل ترموديناميک) محاسبات را به تغييرات کند و گام به گام (شبه ايستا و نزديک به حالت تعادل) محدود مي کنيم تا فرمولها در حين تغيير نيز صادق باشند. ممکن است چنين محدوديتي دست و پا گير به نظر برسد، اما در عمل خواهيد ديد که آنقدر هم که تصور مي شود دردسرساز نيست. با استفاده از مدلسازي زير مي توانيد مطالبي را که آموخته ايد تمرين کنيد. براي مشاهده اين مدلسازي به نرم افزار shockwave player نياز داريد.

براي ساده تر کردن اين مدل سازي مطالب زير را فرض نموده ايم:
1. گاز ايده آل است، پس دما نشان دهنده ميزان انرژي دروني آن مي باشد.
2. فشار اتمسفر در محاسبات منظور نشده است؛ يعني فرض کرده ايم که آزمايش در خلاء انجام مي شود.
3. سطح مقطع پيستون ديسکي به قطر 4/67 سانتي متر است.
4. تعداد مولهاي گاز 3- 10*1/023 مي باشد، که در اين صورت مقدار گردشده nR برابر 0/01 ژول بر درجه کلوين خواهد بود.
5. بازه تغييرات V,P و T محدود است. تغييرات دمايي بايستي در محدوده 2 تا 200 درجه کلوين صورت گيرد و حداکثر فشار مجاز نيز 200 کيلو پاسکال است. حداقل حجم ممکن هم 21cc است. اين مقادير به طور تقريبا اتفاقي انتخاب شده اند، اما نشان مي دهند که حجم يا دما هيچ گاه نمي تواند صفر شود؟ آيا مي توانيد دليل اين امر را توضيح دهيد؟

ما قصد داريم تا در مطلب بعدي با هم به بررسي قانون دوم ترموديناميک و نتايج آن بپردازيم.

سینا 555
Monday 31 May 2004, 10:34PM
عاشق سلام

مقاله جالبي در مورد قانون اول ترموديناميك اينجا گذاشتي عكسها هم جالبتر.قانون دوم هم چاپش كن اقا پدرام كه منتظرم:)

التماس دعا
يا حق

maryam
Monday 31 May 2004, 10:43PM
منم ميخواستم بتشكرم ازت پدرام عاشق!
من شنبه امتحان فيزيك دارم..به دردم ميخوره....مرســـــــــي!

asheghe iran_p
Tuesday 1 June 2004, 02:34AM
نوشته شده بوسيله سينا 555
عاشق سلام

مقاله جالبي در مورد قانون اول ترموديناميك اينجا گذاشتي عكسها هم جالبتر.قانون دوم هم چاپش كن اقا پدرام كه منتظرم:)

التماس دعا
يا حق


سلام آقا سينا چشم حتمآ آقا سينا در اولين فرصت ميگذارم.:)


منم ميخواستم بتشكرم ازت پدرام عاشق!
من شنبه امتحان فيزيك دارم..به دردم ميخوره....مرســـــــــي!
:eek:حالا كه اينطوري شد پاكش ميكنم:D:eek:(شوخي بود)

asheghe iran_p
Sunday 6 June 2004, 04:57PM
دوستان اين هم ادامه بحث

http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo2/images/004.jpg

در مطلب پيشين گفتيم که مي توان انرژي دروني يک جسم را به صورت گرما يا انرژي مکانيکي استخراج کرد.
دانشمندان در صدد بودند که ماشيني بسازند که بتواند با دريافت انرژي کمتر، کار ( يا گرماي ) بيشتري تحويل دهد. اگر بتوان تمام انرژي دروني يک جسم را به کار تبديل کرد، تا حد زيادي به اين هدف نزديک مي شويم. مي خواهيم ماشيني بسازيم که قادر باشد پس از انجام مقدار معيني کار به نقطه ابتدايي خود باز گردد؛ در اين صورت اين ماشين مي تواند به طور دائمي کار توليد کند. اين فرآيند را يک "چرخه" مي ناميم. حال اگر منبع انرژي اين چرخه، انرژي دروني ماده باشد، مي توان تا پايان يافتن اين انرژي دروني، دماي جسم را کاهش داد و در عوض کار توليد کرد.
در عمل هيچ گاه نمي توان چنين ماشيني ساخت. هيچ ماشيني نيست که فقط با يک منبع گرمايي کار کند. براي آنکه در يک چرخه، مقداري کار انجام گيرد و مقداري گرما استخراج شود، بايد قسمتي از چرخه در دمايي پايين تر از دماي منبع عمل کند. قانون دوم ترموديناميک در واقع همين مطلب را آشکار مي سازد.
توجه کنيد که قوانين ترموديناميک به ما نشان مي دهند که چه چيز امکان پذير نيست. از اين رو هيچ تجربه يا آزمايشي به تنهايي نمي تواند آدمي را متقاعد کند که اين قوانين صحيح هستند. تنها چيزي که مي توان گفت اين است که ترموديناميک تاکنون در تفسير و پيش بيني همه پديده هاي گرمايي موفق بوده و هنوز هم هست.

ماشين گرمايي
گرما را مي توان با سوخت توليد نمود، امّا معمولاً آنچه نياز داريم کار مکانيکي است. ماشيني که در يک فرآيند چرخه اي انرژي گرمايي را به کار مکانيکي تبديل کند، ماشين گرمايي ناميده مي شود.
ماشينهاي گرمايي اوليه بازده بسيار کمي داشتند. تنها بخش کوچکي از گرماي گرفته شده از منبع گرمايي مي توانست به کار مفيد تبديل شود. حتّي پس از تکامل طراحي فني اين ماشين ها، باز هم کسر قابل ملاحظه اي از گرما هدر مي رفت و به انرژي مکانيکي تبديل نمي شد. آرزوي ابداع ماشيني که بتواند گرما را از يک منبع بي انتها، مثلاً آب اقيانوس، بگيرد و آن را به طور کامل به کار مفيد تبديل کند، هيچ وقت عملي نشد. اگر مي شد، ما ديگر نيازي به سوزاندن سوخت نداشتيم. مي توان ثابت کرد که اگر چنين مي شد، حتي امکان اين را داشتيم که ماشيني بسازيم که بدون نياز به کار خارجي، گرما را از جسم سرد به جسم گرم منتقل کند ( يعني يک يخچال که انرژي مصرف نمي کند! ). هيچ يک از اين آرزوهاي بلند پروازانه منافاتي با قانون اول ترموديناميک ندارد. ماشين گرمايي، انرژي حرارتي را به انرژي مکانيکي تبديل مي کرد، امّا ميزان کل انرژي در اين فرآيند ثابت بود. با وجود اين، هيچکدام از اين آرزوها هرگز تحقق نيافته اند.
قانون دوم ترموديناميک نيز - که همان طور که گفتيم از تعميم تجربه هاي متعدد ما حاصل شده است - مؤيد آن است که چنين ماشين هايي وجود ندارند. اين قانون به چندين صورت مختلف بيان مي شود که مي توان نشان داد همگي آنها معادل يکديگر هستند؛ يعني اگر هر يک از اين بيان ها نادرست فرض شود، مي توان نشان داد بيان هاي ديگر نيز نادرست است. ما در اين جا دو صورت از بيان اين قانون را مي آوريم. در صورت اول بر بازده تبديل گرما به کار تأکيد مي شود و صورت دوم به برگشت ناپذيري طبيعت توجه دارد.
صورت اول، بيان کلوين: فرآيندي که تنها نتيجه آن تبديل کامل گرما به کار باشد، به هيچ وجه ممکن نيست.
صورت دوم، بيان کلاوسيوس: انتقال گرما از يک جسم سرد به يک جسم گرمتر، بدون انجام کار، ممکن نيست.
بيان کلوين مي گويد که در تبديل گرما به کار نمي توان به بازده صد درصد دست يافت؛ و بيان کلاوسيوس، امکان معکوس شدن تمايل طبيعي گرما به جاري شدن از جسم گرم به جسم سرد، بدون دخالت عامل خارجي ( مثلاً به صورت کار ) را نفي مي کند. به عبارت ديگر، بيان اول امکان ساختن ماشين گرمايي ايده آل و بيان دوم امکان ساختن يخچال ايده آل را نفي مي کند.

http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo2/images/002.gif

چرخه کارنو
يکي از مهمترين چرخه هاي بازگشت پذير، چرخه کارنو است که توسط سعدي کارنو معرفي شد. اين سيستم شامل يک ماده است که انتقال گرما را به عهده دارد و اصطلاحاً " ماده کار " ناميده مي شود. چرخه از دو فرآيند هم دماي بازگشت پذير ( ISOTHERMAL )و دو فرآيند بي در روي بازگشت پذير ( ADIABIATIC ) تشکيل شده است. مي توانيد در مدلسازي بالا، مراحل مختلف کار اين چرخه را مشاهده کنيد. براي سادگي، مي توان ماده کار را يک گاز ايده آل فرض کرد که در استوانه اي قرار دارد که قاعده آن رساناي گرماست، ولي ديواره هاي آن و پيستون عايق گرما هستند. نتيجه اين چرخه آن است که گرما توسط سيستم به کار تبديل شده است.


اگر چه ماشينهاي گرمايي واقعي بر پايه يک چرخه بازگشت پذير کار نمي کنند، ولي چرخه کارنو ( که بازگشت پذير است ) اطلاعات مفيدي درباره رفتار هر ماشين گرمايي به دست مي دهد و اهميت خاصي دارد؛ زيرا مي توان اثبات کرد چرخه کارنو تعيين کننده حد بالاي بازده ماشينهاي حقيقي است و بنابر اين هدفي را که بايد به آن برسيم مشخص مي کند.
بازده يک ماشين گرمايي (e) عبارتست از نسبت کار انجام شده توسط ماشين (w) در يک چرخه، به گرماي گرفته

http://tebyan.net/vs/Physics/Thermo2/images/001.gif

اين معادله نشان مي دهد که بازده ماشين گرمايي تا وقتي گرماي خارج شده از سيستم صفر نشود، به يک نمي رسد. تجربه نشان مي دهد که ماشين در موقع تخليه دود مقداري گرما از دست مي دهد. اين، همان مقدار از گرماي جذب شده است که هدر مي رود و در طي فرآيند به کار تبديل نمي شود.
چرخه کارنو را مي توان با معکوس کردن جهت فرآيند ها انجام داد ( توجه کنيد که تمامي مراحل اين چرخه بازگشت پذيرند. ). در چنين چرخه اي، بايد کار روي سيستم انجام شود تا گرما از منبعي با دماي پايين به منبعي با دماي بالا ( يعني در جهت عکس فرآيندهاي خود بخود طبيعت ) منتقل گردد. بنابر اين، سيستم مانند يخچال عمل مي کند. يعني با کاري که به آن داده مي شود ( توان الکتريکي ورودي ) گرما را از جايي که دماي پايين قرار دارد ( درون يخچال ) به جايي با دماي بالاتر ( اتاق ) منتقل مي کند.
کارنو نخستين کسي بود که مطالبي علمي در مورد ماشينهاي گرمايي منتشر کرد. او در سال 1824 مقاله اي با عنوان " انديشه هايي درباره قدرت محرکه گرما " منتشر کرد. در آن هنگام استفاده از ماشين بخار که يک ماشين گرمايي است، در صنعت متداول بود. کارنو توجه خود را به اين واقعيت معطوف کرد که اختلاف دماي دو منبع سر چشمه حقيقي قدرت محرکه است و نوع ماده کار از لحاظ نظري اهميتي ندارد. او هم چنين اين قضيه را - که اهميت عملي زيادي دارد - بيان کرد:
بازده تمام ماشين هاي بازگشت پذيري که بين دماهاي يکساني کار مي کنند با هم برابر است و بازده هيچ ماشين بازگشت ناپذيري، که بين همان دو دما کار مي کند، نمي تواند بيشتر از اين باشد.
توجه داشته باشيد که در اين قضيه هيچ اشاره اي به ماده کار نشده است. يعني بازده يک ماشين بازگشت پذير مستقل از ماده کار است و تنها به دما بستگي دارد. علاوه بر اين، بازده يک ماشين برگشت پذير حداکثر مقدار ممکن براي هر ماشيني است که در بين همان دو حدّ دمايي کار مي کند.
اين واقعيت از آن جا ناشي مي شود که مي توان نشان داد که در چرخه کارنو Q1/Q2=T1/T2 و در نتيجه:

e=1-Q1/Q2=1-T1/T2

براي دست يابي به حداکثر بازده ممکن، دماي T2 بايد صفر مطلق باشد. تنها هنگامي که منبع سرد در صفر مطلق (1/273- درجه سانتي گراد ) قرار گيرد، تمامي گرماي جذب شده از منبع گرم به کار تبديل خواهد شد.
امّا چون نمي توانيم يک منبع سرد با دماي صفر مطلق داشته باشيم، ساختن يک ماشين گرمايي با بازده صد درصد نيز عملاً غير ممکن است. اين تجربه منجر به قانون سوم، ترموديناميک شده است که مي توان آن را به صورت ساده چنين بيان کرد: با هيچ روشي، هر قدر هم ايده آل باشد، امکان ندارد بتوان دماي يک سيستم را با انجام عملياتي به تعداد محدود، تا صفر مطلق کاهش داد.

اين مطلب ادامه دارد كه بعدآ ميگذارمش:)

ansar
Sunday 6 June 2004, 05:32PM
سلام:eek:
زيبا بود مرسي:confused:;).

ثبت نشده
Friday 20 October 2006, 11:06PM
سلام:eek:
زيبا بود مرسي:confused:;).

سلام من اولين باره که تو اين باشگاه ميام ولي امشب انگار قسمت نيست من هيچ مطلبي براي کنفرانس فردا م پيدا کنم به هر حال مقاله خوبي بود ولي قبلا همشو ميدونستم مرسي باي

erfan.2f
Friday 30 November 2007, 11:36AM
lotfan bego kare ghaire mofid yani sathe mostatil shekle nemodar mashine garmai be koja raft

BESHARAT
Monday 17 March 2008, 08:47PM
سلام به همه می خواستم بپرسم (جنس بارهای الکتریکی از چیست؟) با تشکر:smile34:

physician
Monday 21 April 2008, 10:28AM
سلام
مطالبی که درباره ترمو دینامیک داده بودید عالی بود البته حتماً میدانید که این بحث مفصل تر از این حرف هاست:smile39:

physician
Monday 21 April 2008, 10:44AM
برای بشارت عزیز
باید بگویم که تو وارد بحث ذرات بنیادی شده ای.بارهای الکتریکی از دسته کوارک هاست و این بحث به شدت هر چه تمام مفصل است.باید در باره آشکار سازی صحبت کرد و همین طور رزونانس و اینکه مثلا 2 الکترون هم شکل به ندرت پیدا میشه.اگر بخواهی بیشتر بدانی می توانی کتاب" ذرات بنیادی" نوشته "کریشهف" را بخوانی که ترجمه هم شده و البته بخواهی بازش می کنم.

master00
Tuesday 29 April 2008, 07:28PM
سلام ..ممنون از عاشق ایران(جناب پدرام)...بحث جالبی بود ولی شاید بهتر بود که از قانون صفرم ترمودینامیک شروع می کردید...در هر حال متشکرم...:smile07:

persepolis52616
Sunday 25 May 2008, 02:12PM
برادرها و خواهرها
بعنوان يك مهندس مكانيك درب و داغون وقتي يك مبحث را شروع مي كنيد اول تعرف خلاصه داشته باشي بعد مثل انيشتين افاضات كنيد