PDA

نمايش نسخه نهائي : كوروشيسم غوغاسالار پاسخ بدهد


حزب الله
Thursday 21 May 2009, 10:42AM
بسم الله الرحمن الرحيم

علی زادسر (http://www.zadsar.ir/)

مقدمه

این قلم هرگز در انديشه‌ی نگارش آنچه كه در پی می‌آید فرو نرفته بود و اصلاً ذهن صاحبش به چنین موضوعی نیز نينديشيده بود، اما اخیراً با مواردی مواجه شده است كه احساس می‌كند جریانی سازمان یافته با سربازانی كاركشته، جنگی روانی و نابرابر، ولی پر كشتار و بدون خون‌ريزی جسمی و بی طبل و شيپور، در فكر و ذهن جوانان ایرانی، بلوا به راه انداخته ‌است كه نگو و نپرس، و متأسفانه برخی از دست اندركاران صدا و سيمای جمهوری اسلامی ان‌شاءالله ناخواسته، در اين دام صيد شده و در هميان خالی آنان، درم می‌ريزند.

بدیهی است كه همگان مستحضر هستند كه صاحب این قلم مورخ نیست و به عنوان يك كارشناس تاريخ سخن نمی‌گويد، ولی به صحت و سقم مطالب تاریخی توجه جدی دارد و البته بعد از اين مداقه‌ی بيشتری خواهد كرد و جريان سازی‌های آنچنانی پان‌تركيسم و پان‌عربيسم و ازاين قماش را، تلاشی بيهوده برای رسيدن به مقاصدی شوم و اهدافی شيطانی، دانسته و برائت خود را از آن‌ها اعلام می‌كند و مطمئن است كه عزيزان سلحشور و متدين آذری زبان، همانند گذشته، دست رد بر سينه‌ی نااهلان كوبيده و مخالفان ايران اسلامی را در ملك، ملت، دين، زبان و فرهنگ خود، جا نخواهند داد.

اين نويسنده آنچه را كه از مطالعه‌ی تاریخ مكتوب و مستند فعلی در رابطه با افسانه‌ی كوروش به دست آورده است در آينده به حضور شریف خوانندگان عزیز در داخل و خارج از كشور تقدیم می‌دارد و تأكید می‌كند كه نظری قطعی و حتمی را در رد و یا قبول مطالب راجع به كوروش، ارائه نمی‌دهد و فقط می‌خواهد به حضور شریف جوانان ایرانی عرضه بدارد که هیچ سند معتبر و غيرقابل خدشه‌ای بر اثبات درستی 100% افسانه‌ی كوروش در تاریخ وجود ندارد. همه‌ی آنچه كه راجع به كوروش در تاريخ آمده است، حدس، ظن، قلم‌فرسایی، خیال‌پردازی و تاریخ‌سازی اين و آن است، و نه قطع و علم و سند و تاریخ نگاری.

ضمن اين كه آرزو داريم كه روزی برسد كه مطالب مورد ادعای جريان «كوروشيسم غيردروغين» با اسناد غيرمخدوش به اثبات برسد، وليكن تاكنون چنين مهمی را كسی به طور جد و یقین ادعا نكرده است. منكران اين مدعی را به ارائه سند معتبر و غیر اختلافی مورخان و دانشمندان ایران و جهان، فرا می‌خواند و از آنان تقاضا دارد که بدون هرگونه حميت، دشنام، تحریف و خیال‌پردازی و تاريخ‌سازی چنين بكنند و ما نيز متعهد می‌شويم كه به وسع خود در انعكاس آن‌ها بكوشيم، زيرا مسلمانی ايرانی هستيم و سربلندی اين سرزمين شهيدان بلندآوازه را آرزومنديم و اگر كوروش همان باشد كه برخی‌ها ادعا كرده‌اند، ما نيز خرسند شده و بدو افتخار خواهيم كرد.


جريان «كورشيسم غوغاسالار» پاسخ بدهد :

به نام خداوند تبارك وتعالی جلت عظمته

لطفاً جريانی كه اين بنده‌ی كوچك درگاه پروردگار، نام «كوروشيسم غوغاسالار» برآن نهاده است، با صراحت و بدون لفاظی، مغالطه، جدل و تحريف، پرسش‌های ذيل را كه برای ميليون‌ها مسلمان ايرانی و غير ايرانی در ايران و جهان به جد مطرح است، پاسخ بدهد و به همه بباوراند كه انتخاب نام «كوروشيسم غوغاسالار» برای آن، از اشتباهات اين نويسنده است :

1-آیا مطالب راجع به كوروش را، افسانه می‌پنداريد یا واقعیت؟، اگر واقعيت می‌دانيد اسناد مثبته آن را ارائه كنيد.

2-اصل و نسب كوروش و تولد و مرگ او را، بدون افسانه‌ی نوشته شده به دست «هرودت» و «كنسیاس» یونانی كه بيش از يكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، قلم فرسايی كرده‌اند، چگونه معرفی و اثبات می‌فرماييد؟.

3- خواب افسانه‌ای «جاری شدن سیلاب از بدن «ماندایه» و یا «ماندانا» مادر كوروش را، «آستیاگ» پدربزرگ مادری كوروش، ديده است، و یا خود «ماندایه» قبل از ازدواجش با كمبوجيه؟.

4- ازدواج مادر كوروش با «كمبوجيه» آن پادشاه پارسی را، اختياری می‌دانيد يا تحمیلی؟.

5- آيا خواب خود «آستیاگ» مبنی بر روییدن تاك از بدن دخترش «ماندایه» و امتداد آن به چهارسوی دنيا، مبنایی غیر از افسانه‌ی «هرودت»، دارد؟.

6- آیا درست است كه «آستیاگ» وزیر خود را جهت كشتن كوروش، مأموريت داده است؟. و هارپاگ مأمور شده، «كوروش» نوزاد را به چوپان دربار می‌سپارد تا وی را در جنگل رها كند تا طعمه‌ی درندگان بشود!.

7- آيا این عمل قبيح و دور از انسانيت، صحت دارد كه جد مادری كوروش، به جرم اين‌كه هارپاگ كوروش را نكشته بود، دستور می‌دهد تا سر پسر 13 ساله‌ی آن وزير نگون‌بخت را ببرند و گوشت بدن آن نوجوان 13 ساله را، طبخ كرده و به میهمانان خاص خود كه به افتخار پيدا شدن «كوروش»، فراخوان شده بودند، از جمله خود «هارپاگ»، بخورانند؟!.

8- به راستی ماجرای تغذیه‌ی «كوروش» توسط یك سگ ماده را، چگونه توجیه می‌كنید؟ آیا كوروش شیر سگ خورده را قبول دارید؟. آيا شير سگ خواص خاصی برای انسان دارد؟.

9- به نظر شما حضرات محترم، جریان به قدرت رسیدن «كوروش» به غیر از خیانت «هارپاگ»، يعنی پدر آن پسر 13 ساله‌ای كه جدی مادری «كوروش»، گوشت بدنش را پخت و خورد، چیز دیگری می‌باشد. به قول آستیاگ، «هارپاگ ماد»، با خیانت به كشور و قبيله‌اش، «كوروش پارس» را به قدرت رسانید.

10- مدعیان زرتشت‌گون بودن «كوروش» توضیح بدهند كه حفاظت جدی و نهايت تكریم كوروش از «آستیاگ» ظالم، خونخوار، آدم‌پز، جلاد و . و . ، بعد از به اسارت درآوردن او، چگونه قابل توجیه است؟.

11- كسانی كه فوق بشر معمولی بودن كوروش را، تلويحاً به رخ می‌كشند، پاسخ بدهند كه آیا آنچه را «هرودت» درباره كوروش گفته است به واقعیت نزدیك‌تر است و یا مطالبی را كه «كنسیاس» آن پزشك یونانی اردشیر دوم كه حدود 17 سال پزشك مخصوص دربار شاه ایران بوده، روایت كرده است؟.

12- راجع به ادعای «پتیاس» مبنی بر شكنجه كردن مردم به دستور شخص «كوروش» جهت اطلاع از مخفيگاه «آستياگ»، بعد از رسیدن به «اكباتان»، چه می‌فرمایید؟.

13- با توجه به این كه قبل از كوروش صدها سال آریایی‌ها حكومت و شاه داشته‌اند و دودمان‌های مختلفی همزمان در نقاط مختلف ایران حكمرانی داشته‌اند، چگونه می‌شود كه كوروش را پدر ایران و بنیانگذار شاهنشاهی در ایران باستان، معرفی كرد؟.

14- دلایل شما مریدان كوروش جهت اثبات مصلح بودن كوروش با استناد به لوحه‌ی كوروش چیست؟، آيا آن گل نوشته‌ای كه به طول 20 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر است كه در سطر بیستم آن نوشته شده ؛ منم كوروش، شاه بزرگ، شاه بابل و . و .، می‌باشد و یا سند قطعی ديگری داريد كه آن متعلق به كوروش باشد؟!. حتماً می‌دانید كه بسیاری از مورخین ایرانی و غیر ایرانی، در اين ماجرا نظرات يكديگر را مردود اعلام می‌كنند.

15- به نظر كوروشيسم غوغاسالار، آیا كوروش پس از ورود بدون مقاومت مردم «بابل» به آن پايتخت بزرگ امپراطوری عصر خود، می‌بایست چه كار می‌كرد؟، آيا باز هم باید دستور می‌داد كه سربازانش بكشند، غارت بكنند، و ویران بسازند كه عادات دیرینه‌ی آن‌ها در كشورگشایی‌های همه‌ی شاهان بوده است؟. خوب معلوم است كه بايد به سربازانش راجع به مردمان یك امپراطوری بزرگ كه خودشان، نه اين‌كه تسلیم شده‌اند، بلكه به استقبال كوروش و سپاهش رفته‌اند، بگوید، نكشید، غارت نكنید، ویران نسازید. اين‌ كار و يا فرمان كوروش اگر درست هم باشد، كمترين وظيفه‌ی او بوده است و افتخار خاصی ندارد.

16- مطابق كدام سند تاریخی شما كوروش را بانی اولین منشور حقوق بشر معرفی می‌كنید؟، ظاهرا هیچ كس نمی‌تواند این مهم را اثبات كند. برابر ادعاهای مستند تاریخی مخالفان افسانه‌ی كوروش حتی در پاسارگاد كه می‌گویند استخوان‌های پوسيده‌ی كوروش را از محل كشته شدنش در آخرين جنگ خونين او، به دستور داريوش به شيراز منتقل و در پاسارگاد مدفون شده باشند، هیچ نوشته‌ای در اثبات كوروش وجود ندارد و نام كوروش بر هیچ سنگی حك نشده است به جز سه تكه‌ی یك لوحه كه به خط میخی پیدا شده است و جمله‌ی ؛ «منم كوروش شاه هخامنش» در آن نوشته شده كه احتمالا صدها سال پس از مرگ كوروش و توسط یكی از جانشینان او، انجام گرفته باشد.


17- شما عالی جنابان، با كدام سند تاریخی ادعا دارید كه «كوروش» «ذوالقرنین» است و یا «كوروش» پیامبری از جنس زرتشت و يا كوروش پيامبری به نام ذوالقرنين است. تنها سندی كه وجود دارد «ذوالقرنین» ابوالكلام آزاد هندی است كه ترجمه شده‌ی جناب آقای دكتر باستانی‌پاریزی است و نقل قولی از علامه طباطبایی قدس سره، كه آنان نیز فقط و فقط احتمال داده‌اند، و ذوالقرنین بودن كوروش را به صورت قطعی ادعا نكرده‌اند. نگارنده ظرف روزهای اخير حضوری و تلفنی مطلب را از جناب آقای دكتر باستانی پاريزی زيدعزه، جويا شد كه ايشان فرمودند: به غير از آن ترجمه هيچ ادعايی ندارم و كتاب ذوالقرنين هم، فقط ترجمه است و نه نظر و يا چيزی ديگر.

18- لطفاً توضیح بدهید كه چگونه باید باور كرد كه شاه و شاه‌زاده‌ای به چهارسوی عالم لشكركشی بكند و ده‌ها (52) جنگ خونين را به راه بيندازد، و لفظ خون‌ریز نيز بر او صدق نكند؟!.

19- در خصوص این‌كه «هرودت» آن مورخ یونانی كه كوروش هر چه دارد از قلم فرسایی اوست، كورش را در اواخر عمر شاهنشاهی خود خونخوار و ستمگر و كشورگشا می‌نامد، چه می‌گویید؟ در رابطه با جمله‌ای كه از قول ملكه‌ی «ماساگت»ها، خطاب به سر بريده شده‌ی كوروش كه در طشت پراز خون قرارش داده بودند، نقل می‌كند، چه نظری داريد؟، كه عبارت است از ؛ «ای كورش، من می‌خواهم تو را از خون سیر بكنم كه یك عمر خون ریختی و سیر نشدی».

20- آیا شكل و شمايل مجسمه كوروش به غیر از خواب منسوب به دانیال پیامبر (ع)، مبنای دیگری نیز دارد؟.

21- آیا تعداد كسانی كه از «مغان» به دست كوروش كشته شدند برای شما روشن است، «مغانی» كه فقط به جرم مخالفت با او كشته شدند.

22- به نظر شما و با توجه به ادعاهای مخالفان كوروش، سند آخرین گفتار كوروش كه چهره‌ای پیامبرگونه را از او به نمایش می‌گذارد، چقدر مورد اعتبار و اعتماد است، آیا به غیر از نوشته‌های «گزنفون» آن تاریخ نویس و یا تاریخ ساز یونانی، مستند دیگری را ارائه می دهید؟. آيا به آن افسانه ساز و مانند او، می‌شود اعتماد كرد و برای قلم فرسائی‌های افسانه‌ای او اعتبار قائل شد؟!.

23- دروغ بزرگ نامگذاری روز جهانی كوروش توسط سازمان ملل را به چه نحوی لاپوشانی می‌كنید، مطابق كدام سند مدعی هستید كه سازمان ملل روز 29 اكتبر - 7 آبان را «روز جهانی كوروش» نامیده است؟!.

24- مدعیان آریایی و كورش و قوم برتر، چرا در پیامك‌های خود در داخل كشور، بیشتر از زبان فینگیلیش استفاده می‌كنند و در خارج از ايران اسلامی هم از زبان انگليسی در گفتن و نوشتن با يكديگر بهره می‌برند، تا آنجا كه شركت مایكروسافت رسماً اعلام كرده است كه استفاده كنندگان از زبان فارسی در جهان و ایران، به مراتب كمتر از كسانی هستند كه در كشورهای دیگر و از زبان‌های مادری خودشان استفاده می‌كنند.

25- به راستی چرا برخی از شما مدعیان «كوروشیسم» و مروجین «ایرانیسم» با تمسك به یك افسانه‌ای كه قلم فرسایان یونانی كه كشورشان در تصرف كوروش قرار گرفته بوده است، آن‌هم بيش از یكصد و پنجاه سال پس از مرگ كوروش، ساخته و نوشته شده است، این‌همه با جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه و روحانیت مبارز و اصيل اسلام مخالفت می‌كنید و فرمان احتمالاً خیالی كوروش را در برابر احكام قطعی و نورانی قران قرار می‌دهید و كوروش افسانه‌ای یونانی‌ها را، با امثال حضرت امام خمینی قدس سره، مقایسه می‌كنید و می‌خواهيد به جوانان مام وطن به ناحق بباورانید كه حكومت كوروش هخامنشی و كذایی، عادل‌تر از جمهوری اسلامی ایران است كه ریشه در عاشورا دارد. اين انصاف و مروت است كه بعضی از نواقص را به اسم اسلام مروج شد و به نام روحانيت متعهد و امام خمينی قدس‌سره، تبليغ كرد.

26 - آیا «كنسیاس» یونانی در چهارصد سال پیش از میلاد و حدود یكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، اولین كسی است كه افسانه‌ی كوروش را نوشته است؟، و به چه منظوری چنين كرده است؟، احتمال می‌دهيد كه مثلاً برای سرگرم كردن ايرانيان باستان، اين كار را كرده باشد؟، و اصولاً انگیزه‌ی او از این افسانه پردازی‌ها چه بوده است؟. «كنسیاس» یونانی را كه كشورش در جنگ با كوروش شكست خورده بوده است، دوست كوروش و ايران باستان می‌دانيد يا دشمن؟.

27- اگر مستندات خود را كه به غیر از نوشته‌های«كنسیاس» و «هرودت» كه هر دو یونانی بوده‌اند و ای‌بسا كه از دست كوروش افسانه‌ای، دل خوشی هم نداشته‌اند، (چون كشورشان از متصرفات كوروش بوده است)، در اختیار داريد، به نشانی :zadsar@zadsar.net، ارسال بفرماييد تا از طريق همين پايگاه اطلاع‌رسانی به اطلاع و مشاهده‌ی ديگران نيز برسد.

والسلام علی من اتبع‌الهدی

علی زادسرجيرفتی 12/02/1388

حزب الله
Thursday 21 May 2009, 10:53AM
اين بار «كوروش» را وسيله‌ی بهانه‌جويی قرار داده‌اند

قسمت اول : مقدمه :

بعد از قرار گرفتن مقاله‌ای با عنوان «كوروشيسم غوغاسالار پاسخ بدهد»، بر روی خروجی اين پایگاه اطلاع رسانی، مديريتش با واكنش‌های مختلف مواجه شد. به فضل الهی و از باب دفاع، دگرباره قلم را به مركب مسلح كرده و آن را بر مركب سه‌پايه‌ ‌نشانديم و با فراز و فرود و پيچ و خم آن، اغراض و مقاصد خود را در الفاظ تقديمی گنجانيده و به اوراق تسليمی سپرديم. خاضعانه و با التماس از درگاه ذات اقدس احديت مسألت داريم تا اغراض مذكور را مقدس، و مقاصد مزبور را مبارك بگرداند، و حاصل اين دو را برای اهل ايمان و اسلام و مردم شريف ايران اسلامی، مفيد فايده قرار بدهد و محتوايش را قرين صواب، و حاصلش را پر از ثواب، و بر نتيجه‌اش نيز ثمری شيرين مترتب بفرمايد، بمنه و كرمه.

بدين وسيله اين ايرانی متعصب به اسلام، و متوجه به ايران كهن و پهناور، و حافظ مواريث فرهنگی دينی و ملی، با استفاده‌ی خداپسندانه از فضای مجازی سايبر، پاسخ اجمالی و نه تفصيلی خود را، برای استحضار هم‌وطنان عزيز ايرانی، در ايران و جهان، پيشكش می‌كند و استدعا دارد كه اين دفاعيه را، با دقت از نظر تيز بين خود گذرانيده و آنگاه با شفقت، صداقت و منطق، راهنما باشند.

مخفی نماند كه تعصب اين مسلمان ايرانی به دين، و توجه خاصش به ايران اسلامی، و حفاظتش از آثار باستانی در ايران و جيرفت، و صيانت وی از نام مبارك جيرفت در مقابل اسم من درآوردی "حوزه‌ی هليل‌رود"، و پاسداری او از زبان فارسی در برابر هجوم بی‌رحمانه و شديد و گستاخانه‌ی "فينگليش"(يعنی فارسی را با حروف لاتين نوشتن)، مورد اذعان كسانی كه منصف هستند، می‌باشد.

قبل از شروع متن دفاعيه، مطالبی چند را يادآور می‌گردد :

1، برخی از كسانی كه به باطل گمان می‌كنند كه بيشتر از ما دوستدار ايران و فرهنگ باستانی آن هستند، در داوری پيرامون پرسش‌هايی بيست‌وهفت‌گانه‌ای كه از متن و منابع تاريخی تهيه و توليد شده‌ بودند، از مهماتی قابل توجه، غفلت ورزيده‌اند، از جمله : خلط كردن مبحث «كوروشيسم غوغاسالار پاسخ بدهد» را، با نفی «كوروش‌شاه»، و بدين سبب، به اشتباه، «پان عربيسم» جاهل و تبهكار و «پان‌تركيسم» مغرض و تجزيه‌طلب را، در مقابل خود توهم كرده‌اند و خود را با «پان‌ايرانيسم» كم‌شمار و بعضاً بی منطق و ضد اسلام، همراه يافته‌اند و با عصبيت و عصبانيت، به دشنام روی آورده‌ و به ناسزاگويی پناه برده‌اند، و تا اين تاريخ 30/02/1388، يعنی بعد از گذشت چند هفته، هيچ‌كس حتی يك مورد پاسخ مستند و مدلل را، برای اين پايگاه اطلاع‌رسانی ارسال نكرده است.

2 - ما در ابتدای آن سؤالاتی كه از متون تاريخی توليد شده‌اند، پان عربيسم پرحميت و متأثر از جاهليت را همراه با پان تركيسم كج‌انديش و ناموجه، به شدت محكوم كرده و از آن‌ها برائت جسته‌ايم. ما هرگز تاريخ و فرهنگ خود را انكار نكرده‌ايم، ما به خوبی‌های تاريخ سراسر افتخار و فردوسی‌پرور و شاهنامه‌ساز، ايرانی خود مباهات كرده و بدی‌های آن را نيز در مقايسه با بدی‌های بدتر و زشت‌تر تاريخ ملل ديگر، توجيه كرده و با استقبال پرشور، مثال‌زدنی و تاريخی ايرانيان با اصالت و پاك‌سرشت از اسلام عزيز و علی عليه‌السلام، و دست رد زدن ملت فرهيخته‌ی ايران بزرگ و متمدن به سينه‌ی پركينه‌ی بنی‌اميه و بنی‌العباس، و . و . . ، و يا همانند صيانت كردن ايرانی‌های طبيعت دوست، از مراسم خوب و باستانی "نوروز"، و شرك نورزيدن آنان به خدای احد و واحد، و مردود دانستن ثنويت برخی از زرتشتی‌ها و نادرست خواندن بودائيسم، خود را بر ديگران ترجيح داده و می‌دهيم و اين ادعا را شهيد مطهری رضوان‌الله‌تعالی عليه در كتاب "خدمات متقابل اسلام و ايران"، به اثبات رسانيده است.

ما نه اين‌كه «كوروش» را منكر نشده‌ و نمی‌شويم، بلكه بلاتشبيه، رضاخان ميرپنج كه به ناحق فاميل پهلوی را بعد از شاه شدنش توسط انگليس، برای خود برگزيد، و تيمور، چنگيز، و همچنين شاه‌عباس صفوی، نادرشاه افشار، و حتی محمدرضاخان پهلوی و شعبان بی‌مخ و امثالهم را، جزو تاريخ مسلم خود می‌دانيم و هرچه را كه مربوط به دوران هر كدام باشد، بخشی از ميراث فرهنگی كشور دانسته و صيانت و حفاظت از آن‌ها و حتی قصور و قبورشان را، از وظايف اصلی و ملی خود دانسته و می‌دانيم.

مخاطب ما كسانی بوده و هستند كه با تمسك به كوروش‌شاه، كه مطابق با تاريخ‌نگاری هرودت و افسانه‌سازی گزنفون، از ديگر شاهان تاريخ ايران يك سر و گردن بالاتر بوده است، اسلام و مسلمانی را، مردود می‌دانند و محكوم می‌كنند، و اين كار خبيثانه در حالی انجام می‌گيرد كه جمله‌ی آنان می‌دانند كه اسلام و مسلمانی، جغرافيا ندارند و عشق و آيين ايرانی‌ها، لبنانی‌ها، پاكستانی‌ها، چينی‌ها، هندی‌ها، افغانی‌ها، عراقی‌ها و اروپائی‌ها، و ديگر اقوام، ملل و نحل، بوده و می‌باشند، و همه‌ی گروندگان به اسلام ظلم‌ستيز و ظالم‌سوز، كه قريب به دوميليارد نفر از حدود هفت ميليارد نفر ساكن اين كره‌ی خاكی هستند، خودشان با عشق و علاقه به استقبال اسلام رفته‌اند و احكام و دستوراتش را اطاعت كرده‌اند و در اين ميان ملت مسلمان ايران بزرگ، باستانی و اسلامی، از برجستگی خاصی برخوردار است كه نمونه‌ی روشن آن داستان پر راز و رمز امام خمينی نورالله مرقده‌الشريف، و ملت مبارز ايران و انقلاب اسلامی ايران است.

اينان در حقيقت عقده‌ی سی‌ساله‌ی خود را كه از اسلام و روحانيت متعهد و متقی كه در سينه‌ی تنگشان سرطان ايجاد كرده است می‌گشايند و تشفی می‌دهند و كار را بدانجا رسانيده‌اند كه «كوروش‌شاه» را به عنوان پيامبری مظلوم تبليغ می‌كنند و پرچم جمهوری اسلامی ايران را كه هميشه برافراشته باد، در كنار قبر احتمالی «كوروش‌شاه»، بر روی زمين پهن كرده و برخی از آدم‌های ساده‌لوح و ناآشنا با تاريخ را، به سجده كردن در برابر قبر «كوروش»، واداشته‌اند، و باستان‌گرايی را با اسلام‌خواهی، در تضاد می‌دانند.



ما سجده كردن بر غير خدا، ولو قبور حضرات معصومين عليهم‌السلام را، حرام و ممنوع می‌دانيم، چه رسد به قبر كسی مثل كوروش‌شاه.

اين جماعت فرصت‌طلب، زراندوز، مرفه و بی‌درد، غافل از آنند كه خدا فرموده است: "انا نحن نزلناالذكر و انا له لحافظون"، بقا و پيشرفت اسلام ضمانت‌نامه‌ی خدواند سبحان است. مطمئناً جوانان مسلمان ايرانی باهوش‌تر از آن هستند كه در دام آنان گرفتار آيند و به راهی بروند كه آن‌ها می‌خواهند. هرگز چنين مباد.

3 - ما با طرح آن پرسش‌ها، هدف مقدسی را تعقيب و غرض مباركی را دنبال می‌كرديم كه آن هدف عبارت است از روشن شدن ذهن جوانان مام وطن كه بدانند كه تاريخ موجود راجع به «كوروش‌شاه» ابهامات بسيار دارد و به جز نوشته‌های هرودت، كنسياس و گزنفون يونانی كه ای بسا با ايرانيان دشمنی هم داشته‌اند، مؤيدی ديگر وجود ندارد. غرض مبارك ما نيز، واداشتن مورخان و فرهيختگان متدين و امين خصوصاً نسل جوان، به كنكاش بيشتر در متون تاريخی، بوده است، كه الحمدلله هر دو حاصل شده است.

گفتن ندارد كه كسی نمی‌تواند گذشته‌ی خويش را نفی بكند، و نوشتن ندارد كه تاريخ بی‌رحم‌تر از اين حرف‌هاست، تاريخ بی‌رحمانه و همه‌جانبه، خوبی‌ها را ثبت می‌كند و بدی‌ها را به تصوير می‌كشاند. ما گذشته‌ی خود را انكار نكرده و نافی كوروش نيز نيستيم، ما با دليل، منطق و خوب دانستن‌ خوبی‌ها و بد دانستن بدی‌ها، تاريخ را بررسی كرده و می‌پرسيم كه چرا «كوروشيسم غوغاسالار»، با چنگ انداختن به اسم كسی كه فقط بيش از يكصدوچهل‌هزار (140.000)، مطلب و عنوان را با اين دو كلمه «افسانه كوروش» در گوگل به خود اختصاص داده است، 100% واقعيت دانسته و به عنوان گذشته‌ی تمام عيار و مسلم ايرانيان تبليغ می‌كنند و از بخش ديگر تاريخ سراسر ماجرا، حادثه و پر شخصيت ايران قبل و بعد از اسلام، ، تغافل كرده و حتی بعضاً آن‌ها را تحريف نيز می‌كنند.

اين جماعت عقده‌ای حول زندگی بزرگان و ماجراهای تاريخی آنان، مانند سلمان فارسی كه افتخار عجم و عرب است، و فردوسی كم نظير و شاهنامه‌ی بی‌نظير و تاريخ پردازش سخنی نمی‌پراكنند و مباهاتی ندارند و نسل جوان با امثال رستم آن يل سيستانی و آرش كمانگير و . و . . ، آشنا نمی‌سازند و حتی فردوسی بزرگ را هم ای بسا كه تخطئه بكنند كه چرا حتی يك مورد به ماجرا و يا افسانه‌ی كوروش، در شاهنامه كه تاريخ ايران را به تصوير كشيده است، اشاره‌ای نكرده است. احتمال اين‌كه اينان هيچ اعتقادی به كوروش هم نداشته باشند زياد است، وليكن اينك و در اين مقطع از تاريخ انقلاب اسلامی ايران، با خيال خام خود می‌خواهند با سپر قرار دادن اسم و افسانه‌ی كوروش، از مردم انقلاب كرده ايران علوی، انتقام بگيرند و عقده‌گشايی بكنند.

ما می‌پرسيم كه چرا «كوروشيسم غوغاسالار»، تاريخ را تحريف كرده و ذهن مبارك جوانان ما را نسبت به اسلام و جمهوری اسلامی بدبين می‌سازد. خوب، معلوم است كه ما دفاع از اسلام، مسلمين و حريم مسلمانی و كيان جمهوری اسلامی ايران را، وظيفه‌ی دينی و ملی خود می‌دانيم و در تمام صحنه‌های زندگی از اسلام و مسلمانان، در حد وسع خويش، دفاع می‌كنيم، ولو اين‌كه در اين راه مقدس كشته بشويم.

«كوروشيسم غوغاسالار»، يك احتمال ضعيف امثال علامه‌ی طباطبائی قدس‌الله نفسه‌الزكيه را بهانه قرار داده و آن كلمه‌ی محتمل‌الصدق را به دست گرفته‌ و ذوالقرنين بودن كوروش را به صورت قطعی و حتمی به خورد نسل جوان می‌دهيد، و همزمان با استفاده‌ی ابزاری از "الميزان»"، با قرآن می‌جنگيد. مسلم است كه ما نيز تاريخ را كاويده و ثابت می‌كنيم كه كوروش پيامبر نيست، و او نمی‌تواند ذوالقرنين قرآن باشد. و بسياری از مطالب راجع به او خيال‌پردازی «پان‌ايرانيست‌ها» بوده است.

4 - نگارنده، از هفده‌سالگی تا كنون كه بيش‌از سی‌وچند سال است، بدون هيچ چشم‌داشتی برای مراحل مختلف جمهوری اسلامی ايران، جان‌فشانی كرده است و هيچ خورده و برده‌ای هم از كسی و به كسی نداشته و ندارد و برای صيانت از ايران اسلامی و آقايی بيشتر جمهوری اسلامی ايران، تا پای جان ايستاده است و معتقد است كه اگر دراين راه بميرد، ان‌شاءالله كه شهيد است. صاحب اين سطور، برای ايران عزيز اسلامی كه چون جان شيرين خاطرش را می‌خواهد، در بيش‌از دوازده عمليات جنگی همراه مردان نبرد، جنگيده است، و قريب به سی‌ سال است كه از جراحت ناشی از گلوله‌ی دشمنان جمهوری اسلامی ايران است، رنج می‌برد و درد تحمل می‌كند، و تا زنده است و جمهوری اسلامی ايران رهبری حكيم و فرزانه چون امام قدس سره و رهبر فرزانه و معظم انقلاب اسلامی مدظله، داشته باشد، با اعتقاد راسخ از اين موهبت الهی دفاع خواهد كرد، زيرا همه‌ی امور را نسبی می‌بيند و می‌داند. آری، ناملايمت‌های بسيار و ناهنجاری‌های فراوان كه ناشی از عملكرد برخی از دست‌اندركاران می‌باشند، وجود دارد، ولی ما می‌سراييم كه "اسلام به ذات خود ندارد عيبی"، ما مدعی هستيم كه نواقص و عيوب از ندانم كاری برخی از مقامات است و هيچ ربطی به اسلام عزيز ندارد و ما آن‌ها را، نه اين‌كه تأييد نكرده بلكه هميشه منتقد بوده و خواهيم هم بوده‌ايم.

ما با وجود كج و معوج بودن‌ برخی از عملكردها، جمهوری اسلامی ايران را از هر حكومت و رژيمی ديگر، در ابعاد مختلف، بهتر می‌دانيم. همه می‌دانند كه زادسرجيرفتی چهارسال تمام جهت پاسداری از زبان پارسی و مقابله با زبان فينگليش كه زبان پيامكی امثال بعضی‌ها می‌باشد، در مجلس شورای اسلامی، با مقامات مربوط در حقيقت مبارزه كرده است و برای صيانت از ميراث فرهنگی ايران و تمدن به دست آمده در جيرفت كه قبل از به قدرت رسيدن «كوروش»، شكل گرفته‌ است، چه خطرها كه نكرده است و چه زجرها كه نكشيده است و چه رنج‌ها كه نبرده است. از مقامات وزارت ارتباطات و ميراث فرهنگی سؤال كنيد. بلی، اگر مبارزات زادسر در چندسال گذشته نبود، اكنون كلمه‌ی مجعول و من‌درآوردی "هليل‌رود"، جايگزين نام مبارك "جيرفت"، شده بود.

5- فرق هم‌فكران اين قلم و عده‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی ايران، در اولويت‌های ديدگاه‌ها است. اولويت‌هاي ديدگاه‌ اينان با استمداد از قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت صلوات‌الله عليهم اجمعين و راهنمايی بزرگان دين و صحنه‌ی تجربی زندگی، تنظيم شده است، و ايرانی را جان‌فشان هستند كه جمهوری عزيز اسلامی، بر تارك بلندش بدرخشد. نه ايرانی را كه «اوباما» و ديگر استعمارگران می‌خواهند.

امثال زادسر می‌گويند خدا ، اسلام و قرآن، و در پرتو آن‌ها، ايران اسلامی و علوی و حسينی. آن‌ها چه می‌گويند؟، خودشان بگويند. زادسرها «كوروش»ی را احترام می‌گذارند كه صاحب الميزان، فقط احتمال داده است، و نه «كوروش»ی را كه محمدرضاشاه جلاد پسر رضاشاه خون‌آشام، تبليغ و ترويج می‌كردند. آنان خود بگويند كدام «كوروش» را؟.

اگر خدای ناكرده بازهم كسانی هستند كه از سر عناد، و در پناه «كوروشيسم»، غوغاسالاری را دامن می‌زنند، و به نام او قصد عقده‌گشايی و غرض اسلام‌زدايی دارند، برای آنان يك دعا می‌كنيم و از آنان می‌خواهيم تا اگر واقعاً به كوروش ايمان دارند و غوغاسالاری نمی‌كنند، از سر صدق آمين بگويند.

آن دعا اين است: بارپروردگارا ار درگاه كبريايی و با عظمتت مسألت داريم تا جمله‌ی اين گروه به ظاهر كوروش‌دوست را در جهان پس از مرگ، با همان كوروش‌شاه كه او را پدر خود می‌دانند محشور بفرما و اينان را با كوروش و داريوش و كيخسرو و امثالهم، همنشين بگردان.

البته برای خودمان نيز آرزو داريم كه با امام خمينی بزرگ و همام و امثال حضرتش، مصاحب بشويم. زيرا آن عبد صالح خدا را پدر معنوی و معلم روحانی خود می‌پنداريم. امام ما، خمينی كبير قد‌س‌ره، به حق معتقد بودند كه حتی يك شاه عادل و درستكار در تاريخ وجود ندارد. آری هزاران جنايت و خيانت از عملكرد ننگين و افكار شيطانی و اعتقادات فاسد شاهان، بر سينه‌ی ستبر و سترگ تاريخ، سنگينی می‌كند.

«كوروشيسم غوغاسالار»، پاسخ بدهد كه آيا، "خودش" را آريايی تر می‌داند و يا "هيتلر" را؟. چرا به غلط و جفا سرنوشت قوم آريائی و فرهنگ متمدن ايرانيان را كه بعد از اسلام، غنی نيز شده است، به سرنوشت كوروش حتی اگر افسانه نباشد، پيوند می‌زنيد؟!. كوروش، به قول شما خوب، خوبِ خوب، اما انديشمندان و مورخان ايران و عالم كه ماجراهای كوروش را می‌دانند، بنابراين شعری نگوييم كه قافيه‌اش تنگ آيد. كدام باستان‌شناس و دانشمند خارجی اين ادعاهای كذايی را قبول دارد، مواريث فرهنگی ما را كه متعلق به ايرانيان هستند به موزه‌های تاريخی خود برده‌اند كه آخرينشان آثار باستانی جيرفت است و موزه‌های اروپايی را زينت داده‌اند و ما را به افسانه‌هایی همانند خواب "آستياگ"(آژی‌دهاك)، مشغول ساخته‌اند كه نوشته‌اند او خواب می‌بيند كه از ميان بدن دخترش (مادر كوروش) آب‌مانندی جاری شد و جهان را فرا گرفت و معبرين تعبير كردند كه پسری از دخترت زاده می‌شود كه ترا سرنگون می‌كند و پادشاهی می‌كند و بقيه‌ی اين افسانه‌ی عجيب و غريب، و يا خواب افسانه‌ای ديگر آژی‌دهاك كه می‌گويد: خواب ديدم از ميان پای دخترم ماندانا (مادر كوروش)، تاكی روييد و تا چهارسوی عالم امتداد پيدا كرد . . ..

اين بار «كوروش» را وسيله‌ی بهانه‌جويی قرار داده‌اند

قسمت دوم : آغاز ماجرا

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

داستان از اينجا شروع شد كه جوانی ايرانی كه عزيز است و وطن‌دوست، و هر از چندگاهی پایگاه اطلاع رسانی زادسرجیرفتی را ملاحظه فرموده و نظراتی را نیز ارائه می‌دهند. اخیراً، طی دو نظر،(كامنت) از مدیریت پایگاه مذکور گله كرده است كه چرا زادسر، از «كوروش»، تبليغ نكرده است و اسم او را از متن نظر(كامنت) ايشان، حذف ساخته است؟، پاسخی را قرائت فرمود كه از اين قرار بود كه ما به استناد سخن اماممان كه فرمود "حتی يك شاه غير ظالم در تاريخ وجود ندارد" آن نام را حذف كرديم و مروج آن نشديم، جواب نوشت كه «كوروش» شاه نبوده است. با توجه به پيامك‌های تلفنی و وبلاگ‌های متعدد و حال و هوای مروجين دروغين فعلی «كوروش»، ما برآن شديم تا در تاريخ جستجو كرده و بيشتر از «كوروش» بدانيم كه نتيجه‌ی آن فحص و مداقه در متون تاريخی، پرسش‌هايی بود كه ملاحظه فرموديد.

و اينك در پاسخ به آن واكنش‌ها، عرضه می‌دارد كه بدين وسيله پاسخ اجمالی و نه تفصيلی خود را، برای استحضار همگان، بعد از اعلام نتیجه‌ی جستجو در «گوگل» حول کلمات ؛1- افسانه‌ی کورش، 2- کورش، 3- کورش‌کبیر، 4- آیا کورش همان ذوالقرنین است، 5- جنگ‌های «كوروش»، 6- كوروش افسانه‌اي، 7 - مخالفان كوروش، 8 - موافقان كوروش، 9- آيا كوروش افسانه است يا واقعيت، 10 - كوروش واقعيت ندارد، 11- كوروش واقعيت دارد، و خدمات متقابل ايران و اسلام، تقديم می‌دارد :

ادامه اين مطلب را در آينده ملاحظه بفرماييد . . .