حزب الله
Thursday 21 May 2009, 10:42AM
بسم الله الرحمن الرحيم
علی زادسر (http://www.zadsar.ir/)
مقدمه
این قلم هرگز در انديشهی نگارش آنچه كه در پی میآید فرو نرفته بود و اصلاً ذهن صاحبش به چنین موضوعی نیز نينديشيده بود، اما اخیراً با مواردی مواجه شده است كه احساس میكند جریانی سازمان یافته با سربازانی كاركشته، جنگی روانی و نابرابر، ولی پر كشتار و بدون خونريزی جسمی و بی طبل و شيپور، در فكر و ذهن جوانان ایرانی، بلوا به راه انداخته است كه نگو و نپرس، و متأسفانه برخی از دست اندركاران صدا و سيمای جمهوری اسلامی انشاءالله ناخواسته، در اين دام صيد شده و در هميان خالی آنان، درم میريزند.
بدیهی است كه همگان مستحضر هستند كه صاحب این قلم مورخ نیست و به عنوان يك كارشناس تاريخ سخن نمیگويد، ولی به صحت و سقم مطالب تاریخی توجه جدی دارد و البته بعد از اين مداقهی بيشتری خواهد كرد و جريان سازیهای آنچنانی پانتركيسم و پانعربيسم و ازاين قماش را، تلاشی بيهوده برای رسيدن به مقاصدی شوم و اهدافی شيطانی، دانسته و برائت خود را از آنها اعلام میكند و مطمئن است كه عزيزان سلحشور و متدين آذری زبان، همانند گذشته، دست رد بر سينهی نااهلان كوبيده و مخالفان ايران اسلامی را در ملك، ملت، دين، زبان و فرهنگ خود، جا نخواهند داد.
اين نويسنده آنچه را كه از مطالعهی تاریخ مكتوب و مستند فعلی در رابطه با افسانهی كوروش به دست آورده است در آينده به حضور شریف خوانندگان عزیز در داخل و خارج از كشور تقدیم میدارد و تأكید میكند كه نظری قطعی و حتمی را در رد و یا قبول مطالب راجع به كوروش، ارائه نمیدهد و فقط میخواهد به حضور شریف جوانان ایرانی عرضه بدارد که هیچ سند معتبر و غيرقابل خدشهای بر اثبات درستی 100% افسانهی كوروش در تاریخ وجود ندارد. همهی آنچه كه راجع به كوروش در تاريخ آمده است، حدس، ظن، قلمفرسایی، خیالپردازی و تاریخسازی اين و آن است، و نه قطع و علم و سند و تاریخ نگاری.
ضمن اين كه آرزو داريم كه روزی برسد كه مطالب مورد ادعای جريان «كوروشيسم غيردروغين» با اسناد غيرمخدوش به اثبات برسد، وليكن تاكنون چنين مهمی را كسی به طور جد و یقین ادعا نكرده است. منكران اين مدعی را به ارائه سند معتبر و غیر اختلافی مورخان و دانشمندان ایران و جهان، فرا میخواند و از آنان تقاضا دارد که بدون هرگونه حميت، دشنام، تحریف و خیالپردازی و تاريخسازی چنين بكنند و ما نيز متعهد میشويم كه به وسع خود در انعكاس آنها بكوشيم، زيرا مسلمانی ايرانی هستيم و سربلندی اين سرزمين شهيدان بلندآوازه را آرزومنديم و اگر كوروش همان باشد كه برخیها ادعا كردهاند، ما نيز خرسند شده و بدو افتخار خواهيم كرد.
جريان «كورشيسم غوغاسالار» پاسخ بدهد :
به نام خداوند تبارك وتعالی جلت عظمته
لطفاً جريانی كه اين بندهی كوچك درگاه پروردگار، نام «كوروشيسم غوغاسالار» برآن نهاده است، با صراحت و بدون لفاظی، مغالطه، جدل و تحريف، پرسشهای ذيل را كه برای ميليونها مسلمان ايرانی و غير ايرانی در ايران و جهان به جد مطرح است، پاسخ بدهد و به همه بباوراند كه انتخاب نام «كوروشيسم غوغاسالار» برای آن، از اشتباهات اين نويسنده است :
1-آیا مطالب راجع به كوروش را، افسانه میپنداريد یا واقعیت؟، اگر واقعيت میدانيد اسناد مثبته آن را ارائه كنيد.
2-اصل و نسب كوروش و تولد و مرگ او را، بدون افسانهی نوشته شده به دست «هرودت» و «كنسیاس» یونانی كه بيش از يكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، قلم فرسايی كردهاند، چگونه معرفی و اثبات میفرماييد؟.
3- خواب افسانهای «جاری شدن سیلاب از بدن «ماندایه» و یا «ماندانا» مادر كوروش را، «آستیاگ» پدربزرگ مادری كوروش، ديده است، و یا خود «ماندایه» قبل از ازدواجش با كمبوجيه؟.
4- ازدواج مادر كوروش با «كمبوجيه» آن پادشاه پارسی را، اختياری میدانيد يا تحمیلی؟.
5- آيا خواب خود «آستیاگ» مبنی بر روییدن تاك از بدن دخترش «ماندایه» و امتداد آن به چهارسوی دنيا، مبنایی غیر از افسانهی «هرودت»، دارد؟.
6- آیا درست است كه «آستیاگ» وزیر خود را جهت كشتن كوروش، مأموريت داده است؟. و هارپاگ مأمور شده، «كوروش» نوزاد را به چوپان دربار میسپارد تا وی را در جنگل رها كند تا طعمهی درندگان بشود!.
7- آيا این عمل قبيح و دور از انسانيت، صحت دارد كه جد مادری كوروش، به جرم اينكه هارپاگ كوروش را نكشته بود، دستور میدهد تا سر پسر 13 سالهی آن وزير نگونبخت را ببرند و گوشت بدن آن نوجوان 13 ساله را، طبخ كرده و به میهمانان خاص خود كه به افتخار پيدا شدن «كوروش»، فراخوان شده بودند، از جمله خود «هارپاگ»، بخورانند؟!.
8- به راستی ماجرای تغذیهی «كوروش» توسط یك سگ ماده را، چگونه توجیه میكنید؟ آیا كوروش شیر سگ خورده را قبول دارید؟. آيا شير سگ خواص خاصی برای انسان دارد؟.
9- به نظر شما حضرات محترم، جریان به قدرت رسیدن «كوروش» به غیر از خیانت «هارپاگ»، يعنی پدر آن پسر 13 سالهای كه جدی مادری «كوروش»، گوشت بدنش را پخت و خورد، چیز دیگری میباشد. به قول آستیاگ، «هارپاگ ماد»، با خیانت به كشور و قبيلهاش، «كوروش پارس» را به قدرت رسانید.
10- مدعیان زرتشتگون بودن «كوروش» توضیح بدهند كه حفاظت جدی و نهايت تكریم كوروش از «آستیاگ» ظالم، خونخوار، آدمپز، جلاد و . و . ، بعد از به اسارت درآوردن او، چگونه قابل توجیه است؟.
11- كسانی كه فوق بشر معمولی بودن كوروش را، تلويحاً به رخ میكشند، پاسخ بدهند كه آیا آنچه را «هرودت» درباره كوروش گفته است به واقعیت نزدیكتر است و یا مطالبی را كه «كنسیاس» آن پزشك یونانی اردشیر دوم كه حدود 17 سال پزشك مخصوص دربار شاه ایران بوده، روایت كرده است؟.
12- راجع به ادعای «پتیاس» مبنی بر شكنجه كردن مردم به دستور شخص «كوروش» جهت اطلاع از مخفيگاه «آستياگ»، بعد از رسیدن به «اكباتان»، چه میفرمایید؟.
13- با توجه به این كه قبل از كوروش صدها سال آریاییها حكومت و شاه داشتهاند و دودمانهای مختلفی همزمان در نقاط مختلف ایران حكمرانی داشتهاند، چگونه میشود كه كوروش را پدر ایران و بنیانگذار شاهنشاهی در ایران باستان، معرفی كرد؟.
14- دلایل شما مریدان كوروش جهت اثبات مصلح بودن كوروش با استناد به لوحهی كوروش چیست؟، آيا آن گل نوشتهای كه به طول 20 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر است كه در سطر بیستم آن نوشته شده ؛ منم كوروش، شاه بزرگ، شاه بابل و . و .، میباشد و یا سند قطعی ديگری داريد كه آن متعلق به كوروش باشد؟!. حتماً میدانید كه بسیاری از مورخین ایرانی و غیر ایرانی، در اين ماجرا نظرات يكديگر را مردود اعلام میكنند.
15- به نظر كوروشيسم غوغاسالار، آیا كوروش پس از ورود بدون مقاومت مردم «بابل» به آن پايتخت بزرگ امپراطوری عصر خود، میبایست چه كار میكرد؟، آيا باز هم باید دستور میداد كه سربازانش بكشند، غارت بكنند، و ویران بسازند كه عادات دیرینهی آنها در كشورگشاییهای همهی شاهان بوده است؟. خوب معلوم است كه بايد به سربازانش راجع به مردمان یك امپراطوری بزرگ كه خودشان، نه اينكه تسلیم شدهاند، بلكه به استقبال كوروش و سپاهش رفتهاند، بگوید، نكشید، غارت نكنید، ویران نسازید. اين كار و يا فرمان كوروش اگر درست هم باشد، كمترين وظيفهی او بوده است و افتخار خاصی ندارد.
16- مطابق كدام سند تاریخی شما كوروش را بانی اولین منشور حقوق بشر معرفی میكنید؟، ظاهرا هیچ كس نمیتواند این مهم را اثبات كند. برابر ادعاهای مستند تاریخی مخالفان افسانهی كوروش حتی در پاسارگاد كه میگویند استخوانهای پوسيدهی كوروش را از محل كشته شدنش در آخرين جنگ خونين او، به دستور داريوش به شيراز منتقل و در پاسارگاد مدفون شده باشند، هیچ نوشتهای در اثبات كوروش وجود ندارد و نام كوروش بر هیچ سنگی حك نشده است به جز سه تكهی یك لوحه كه به خط میخی پیدا شده است و جملهی ؛ «منم كوروش شاه هخامنش» در آن نوشته شده كه احتمالا صدها سال پس از مرگ كوروش و توسط یكی از جانشینان او، انجام گرفته باشد.
17- شما عالی جنابان، با كدام سند تاریخی ادعا دارید كه «كوروش» «ذوالقرنین» است و یا «كوروش» پیامبری از جنس زرتشت و يا كوروش پيامبری به نام ذوالقرنين است. تنها سندی كه وجود دارد «ذوالقرنین» ابوالكلام آزاد هندی است كه ترجمه شدهی جناب آقای دكتر باستانیپاریزی است و نقل قولی از علامه طباطبایی قدس سره، كه آنان نیز فقط و فقط احتمال دادهاند، و ذوالقرنین بودن كوروش را به صورت قطعی ادعا نكردهاند. نگارنده ظرف روزهای اخير حضوری و تلفنی مطلب را از جناب آقای دكتر باستانی پاريزی زيدعزه، جويا شد كه ايشان فرمودند: به غير از آن ترجمه هيچ ادعايی ندارم و كتاب ذوالقرنين هم، فقط ترجمه است و نه نظر و يا چيزی ديگر.
18- لطفاً توضیح بدهید كه چگونه باید باور كرد كه شاه و شاهزادهای به چهارسوی عالم لشكركشی بكند و دهها (52) جنگ خونين را به راه بيندازد، و لفظ خونریز نيز بر او صدق نكند؟!.
19- در خصوص اینكه «هرودت» آن مورخ یونانی كه كوروش هر چه دارد از قلم فرسایی اوست، كورش را در اواخر عمر شاهنشاهی خود خونخوار و ستمگر و كشورگشا مینامد، چه میگویید؟ در رابطه با جملهای كه از قول ملكهی «ماساگت»ها، خطاب به سر بريده شدهی كوروش كه در طشت پراز خون قرارش داده بودند، نقل میكند، چه نظری داريد؟، كه عبارت است از ؛ «ای كورش، من میخواهم تو را از خون سیر بكنم كه یك عمر خون ریختی و سیر نشدی».
20- آیا شكل و شمايل مجسمه كوروش به غیر از خواب منسوب به دانیال پیامبر (ع)، مبنای دیگری نیز دارد؟.
21- آیا تعداد كسانی كه از «مغان» به دست كوروش كشته شدند برای شما روشن است، «مغانی» كه فقط به جرم مخالفت با او كشته شدند.
22- به نظر شما و با توجه به ادعاهای مخالفان كوروش، سند آخرین گفتار كوروش كه چهرهای پیامبرگونه را از او به نمایش میگذارد، چقدر مورد اعتبار و اعتماد است، آیا به غیر از نوشتههای «گزنفون» آن تاریخ نویس و یا تاریخ ساز یونانی، مستند دیگری را ارائه می دهید؟. آيا به آن افسانه ساز و مانند او، میشود اعتماد كرد و برای قلم فرسائیهای افسانهای او اعتبار قائل شد؟!.
23- دروغ بزرگ نامگذاری روز جهانی كوروش توسط سازمان ملل را به چه نحوی لاپوشانی میكنید، مطابق كدام سند مدعی هستید كه سازمان ملل روز 29 اكتبر - 7 آبان را «روز جهانی كوروش» نامیده است؟!.
24- مدعیان آریایی و كورش و قوم برتر، چرا در پیامكهای خود در داخل كشور، بیشتر از زبان فینگیلیش استفاده میكنند و در خارج از ايران اسلامی هم از زبان انگليسی در گفتن و نوشتن با يكديگر بهره میبرند، تا آنجا كه شركت مایكروسافت رسماً اعلام كرده است كه استفاده كنندگان از زبان فارسی در جهان و ایران، به مراتب كمتر از كسانی هستند كه در كشورهای دیگر و از زبانهای مادری خودشان استفاده میكنند.
25- به راستی چرا برخی از شما مدعیان «كوروشیسم» و مروجین «ایرانیسم» با تمسك به یك افسانهای كه قلم فرسایان یونانی كه كشورشان در تصرف كوروش قرار گرفته بوده است، آنهم بيش از یكصد و پنجاه سال پس از مرگ كوروش، ساخته و نوشته شده است، اینهمه با جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه و روحانیت مبارز و اصيل اسلام مخالفت میكنید و فرمان احتمالاً خیالی كوروش را در برابر احكام قطعی و نورانی قران قرار میدهید و كوروش افسانهای یونانیها را، با امثال حضرت امام خمینی قدس سره، مقایسه میكنید و میخواهيد به جوانان مام وطن به ناحق بباورانید كه حكومت كوروش هخامنشی و كذایی، عادلتر از جمهوری اسلامی ایران است كه ریشه در عاشورا دارد. اين انصاف و مروت است كه بعضی از نواقص را به اسم اسلام مروج شد و به نام روحانيت متعهد و امام خمينی قدسسره، تبليغ كرد.
26 - آیا «كنسیاس» یونانی در چهارصد سال پیش از میلاد و حدود یكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، اولین كسی است كه افسانهی كوروش را نوشته است؟، و به چه منظوری چنين كرده است؟، احتمال میدهيد كه مثلاً برای سرگرم كردن ايرانيان باستان، اين كار را كرده باشد؟، و اصولاً انگیزهی او از این افسانه پردازیها چه بوده است؟. «كنسیاس» یونانی را كه كشورش در جنگ با كوروش شكست خورده بوده است، دوست كوروش و ايران باستان میدانيد يا دشمن؟.
27- اگر مستندات خود را كه به غیر از نوشتههای«كنسیاس» و «هرودت» كه هر دو یونانی بودهاند و ایبسا كه از دست كوروش افسانهای، دل خوشی هم نداشتهاند، (چون كشورشان از متصرفات كوروش بوده است)، در اختیار داريد، به نشانی :zadsar@zadsar.net، ارسال بفرماييد تا از طريق همين پايگاه اطلاعرسانی به اطلاع و مشاهدهی ديگران نيز برسد.
والسلام علی من اتبعالهدی
علی زادسرجيرفتی 12/02/1388
علی زادسر (http://www.zadsar.ir/)
مقدمه
این قلم هرگز در انديشهی نگارش آنچه كه در پی میآید فرو نرفته بود و اصلاً ذهن صاحبش به چنین موضوعی نیز نينديشيده بود، اما اخیراً با مواردی مواجه شده است كه احساس میكند جریانی سازمان یافته با سربازانی كاركشته، جنگی روانی و نابرابر، ولی پر كشتار و بدون خونريزی جسمی و بی طبل و شيپور، در فكر و ذهن جوانان ایرانی، بلوا به راه انداخته است كه نگو و نپرس، و متأسفانه برخی از دست اندركاران صدا و سيمای جمهوری اسلامی انشاءالله ناخواسته، در اين دام صيد شده و در هميان خالی آنان، درم میريزند.
بدیهی است كه همگان مستحضر هستند كه صاحب این قلم مورخ نیست و به عنوان يك كارشناس تاريخ سخن نمیگويد، ولی به صحت و سقم مطالب تاریخی توجه جدی دارد و البته بعد از اين مداقهی بيشتری خواهد كرد و جريان سازیهای آنچنانی پانتركيسم و پانعربيسم و ازاين قماش را، تلاشی بيهوده برای رسيدن به مقاصدی شوم و اهدافی شيطانی، دانسته و برائت خود را از آنها اعلام میكند و مطمئن است كه عزيزان سلحشور و متدين آذری زبان، همانند گذشته، دست رد بر سينهی نااهلان كوبيده و مخالفان ايران اسلامی را در ملك، ملت، دين، زبان و فرهنگ خود، جا نخواهند داد.
اين نويسنده آنچه را كه از مطالعهی تاریخ مكتوب و مستند فعلی در رابطه با افسانهی كوروش به دست آورده است در آينده به حضور شریف خوانندگان عزیز در داخل و خارج از كشور تقدیم میدارد و تأكید میكند كه نظری قطعی و حتمی را در رد و یا قبول مطالب راجع به كوروش، ارائه نمیدهد و فقط میخواهد به حضور شریف جوانان ایرانی عرضه بدارد که هیچ سند معتبر و غيرقابل خدشهای بر اثبات درستی 100% افسانهی كوروش در تاریخ وجود ندارد. همهی آنچه كه راجع به كوروش در تاريخ آمده است، حدس، ظن، قلمفرسایی، خیالپردازی و تاریخسازی اين و آن است، و نه قطع و علم و سند و تاریخ نگاری.
ضمن اين كه آرزو داريم كه روزی برسد كه مطالب مورد ادعای جريان «كوروشيسم غيردروغين» با اسناد غيرمخدوش به اثبات برسد، وليكن تاكنون چنين مهمی را كسی به طور جد و یقین ادعا نكرده است. منكران اين مدعی را به ارائه سند معتبر و غیر اختلافی مورخان و دانشمندان ایران و جهان، فرا میخواند و از آنان تقاضا دارد که بدون هرگونه حميت، دشنام، تحریف و خیالپردازی و تاريخسازی چنين بكنند و ما نيز متعهد میشويم كه به وسع خود در انعكاس آنها بكوشيم، زيرا مسلمانی ايرانی هستيم و سربلندی اين سرزمين شهيدان بلندآوازه را آرزومنديم و اگر كوروش همان باشد كه برخیها ادعا كردهاند، ما نيز خرسند شده و بدو افتخار خواهيم كرد.
جريان «كورشيسم غوغاسالار» پاسخ بدهد :
به نام خداوند تبارك وتعالی جلت عظمته
لطفاً جريانی كه اين بندهی كوچك درگاه پروردگار، نام «كوروشيسم غوغاسالار» برآن نهاده است، با صراحت و بدون لفاظی، مغالطه، جدل و تحريف، پرسشهای ذيل را كه برای ميليونها مسلمان ايرانی و غير ايرانی در ايران و جهان به جد مطرح است، پاسخ بدهد و به همه بباوراند كه انتخاب نام «كوروشيسم غوغاسالار» برای آن، از اشتباهات اين نويسنده است :
1-آیا مطالب راجع به كوروش را، افسانه میپنداريد یا واقعیت؟، اگر واقعيت میدانيد اسناد مثبته آن را ارائه كنيد.
2-اصل و نسب كوروش و تولد و مرگ او را، بدون افسانهی نوشته شده به دست «هرودت» و «كنسیاس» یونانی كه بيش از يكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، قلم فرسايی كردهاند، چگونه معرفی و اثبات میفرماييد؟.
3- خواب افسانهای «جاری شدن سیلاب از بدن «ماندایه» و یا «ماندانا» مادر كوروش را، «آستیاگ» پدربزرگ مادری كوروش، ديده است، و یا خود «ماندایه» قبل از ازدواجش با كمبوجيه؟.
4- ازدواج مادر كوروش با «كمبوجيه» آن پادشاه پارسی را، اختياری میدانيد يا تحمیلی؟.
5- آيا خواب خود «آستیاگ» مبنی بر روییدن تاك از بدن دخترش «ماندایه» و امتداد آن به چهارسوی دنيا، مبنایی غیر از افسانهی «هرودت»، دارد؟.
6- آیا درست است كه «آستیاگ» وزیر خود را جهت كشتن كوروش، مأموريت داده است؟. و هارپاگ مأمور شده، «كوروش» نوزاد را به چوپان دربار میسپارد تا وی را در جنگل رها كند تا طعمهی درندگان بشود!.
7- آيا این عمل قبيح و دور از انسانيت، صحت دارد كه جد مادری كوروش، به جرم اينكه هارپاگ كوروش را نكشته بود، دستور میدهد تا سر پسر 13 سالهی آن وزير نگونبخت را ببرند و گوشت بدن آن نوجوان 13 ساله را، طبخ كرده و به میهمانان خاص خود كه به افتخار پيدا شدن «كوروش»، فراخوان شده بودند، از جمله خود «هارپاگ»، بخورانند؟!.
8- به راستی ماجرای تغذیهی «كوروش» توسط یك سگ ماده را، چگونه توجیه میكنید؟ آیا كوروش شیر سگ خورده را قبول دارید؟. آيا شير سگ خواص خاصی برای انسان دارد؟.
9- به نظر شما حضرات محترم، جریان به قدرت رسیدن «كوروش» به غیر از خیانت «هارپاگ»، يعنی پدر آن پسر 13 سالهای كه جدی مادری «كوروش»، گوشت بدنش را پخت و خورد، چیز دیگری میباشد. به قول آستیاگ، «هارپاگ ماد»، با خیانت به كشور و قبيلهاش، «كوروش پارس» را به قدرت رسانید.
10- مدعیان زرتشتگون بودن «كوروش» توضیح بدهند كه حفاظت جدی و نهايت تكریم كوروش از «آستیاگ» ظالم، خونخوار، آدمپز، جلاد و . و . ، بعد از به اسارت درآوردن او، چگونه قابل توجیه است؟.
11- كسانی كه فوق بشر معمولی بودن كوروش را، تلويحاً به رخ میكشند، پاسخ بدهند كه آیا آنچه را «هرودت» درباره كوروش گفته است به واقعیت نزدیكتر است و یا مطالبی را كه «كنسیاس» آن پزشك یونانی اردشیر دوم كه حدود 17 سال پزشك مخصوص دربار شاه ایران بوده، روایت كرده است؟.
12- راجع به ادعای «پتیاس» مبنی بر شكنجه كردن مردم به دستور شخص «كوروش» جهت اطلاع از مخفيگاه «آستياگ»، بعد از رسیدن به «اكباتان»، چه میفرمایید؟.
13- با توجه به این كه قبل از كوروش صدها سال آریاییها حكومت و شاه داشتهاند و دودمانهای مختلفی همزمان در نقاط مختلف ایران حكمرانی داشتهاند، چگونه میشود كه كوروش را پدر ایران و بنیانگذار شاهنشاهی در ایران باستان، معرفی كرد؟.
14- دلایل شما مریدان كوروش جهت اثبات مصلح بودن كوروش با استناد به لوحهی كوروش چیست؟، آيا آن گل نوشتهای كه به طول 20 سانتی متر و عرض 10 سانتی متر است كه در سطر بیستم آن نوشته شده ؛ منم كوروش، شاه بزرگ، شاه بابل و . و .، میباشد و یا سند قطعی ديگری داريد كه آن متعلق به كوروش باشد؟!. حتماً میدانید كه بسیاری از مورخین ایرانی و غیر ایرانی، در اين ماجرا نظرات يكديگر را مردود اعلام میكنند.
15- به نظر كوروشيسم غوغاسالار، آیا كوروش پس از ورود بدون مقاومت مردم «بابل» به آن پايتخت بزرگ امپراطوری عصر خود، میبایست چه كار میكرد؟، آيا باز هم باید دستور میداد كه سربازانش بكشند، غارت بكنند، و ویران بسازند كه عادات دیرینهی آنها در كشورگشاییهای همهی شاهان بوده است؟. خوب معلوم است كه بايد به سربازانش راجع به مردمان یك امپراطوری بزرگ كه خودشان، نه اينكه تسلیم شدهاند، بلكه به استقبال كوروش و سپاهش رفتهاند، بگوید، نكشید، غارت نكنید، ویران نسازید. اين كار و يا فرمان كوروش اگر درست هم باشد، كمترين وظيفهی او بوده است و افتخار خاصی ندارد.
16- مطابق كدام سند تاریخی شما كوروش را بانی اولین منشور حقوق بشر معرفی میكنید؟، ظاهرا هیچ كس نمیتواند این مهم را اثبات كند. برابر ادعاهای مستند تاریخی مخالفان افسانهی كوروش حتی در پاسارگاد كه میگویند استخوانهای پوسيدهی كوروش را از محل كشته شدنش در آخرين جنگ خونين او، به دستور داريوش به شيراز منتقل و در پاسارگاد مدفون شده باشند، هیچ نوشتهای در اثبات كوروش وجود ندارد و نام كوروش بر هیچ سنگی حك نشده است به جز سه تكهی یك لوحه كه به خط میخی پیدا شده است و جملهی ؛ «منم كوروش شاه هخامنش» در آن نوشته شده كه احتمالا صدها سال پس از مرگ كوروش و توسط یكی از جانشینان او، انجام گرفته باشد.
17- شما عالی جنابان، با كدام سند تاریخی ادعا دارید كه «كوروش» «ذوالقرنین» است و یا «كوروش» پیامبری از جنس زرتشت و يا كوروش پيامبری به نام ذوالقرنين است. تنها سندی كه وجود دارد «ذوالقرنین» ابوالكلام آزاد هندی است كه ترجمه شدهی جناب آقای دكتر باستانیپاریزی است و نقل قولی از علامه طباطبایی قدس سره، كه آنان نیز فقط و فقط احتمال دادهاند، و ذوالقرنین بودن كوروش را به صورت قطعی ادعا نكردهاند. نگارنده ظرف روزهای اخير حضوری و تلفنی مطلب را از جناب آقای دكتر باستانی پاريزی زيدعزه، جويا شد كه ايشان فرمودند: به غير از آن ترجمه هيچ ادعايی ندارم و كتاب ذوالقرنين هم، فقط ترجمه است و نه نظر و يا چيزی ديگر.
18- لطفاً توضیح بدهید كه چگونه باید باور كرد كه شاه و شاهزادهای به چهارسوی عالم لشكركشی بكند و دهها (52) جنگ خونين را به راه بيندازد، و لفظ خونریز نيز بر او صدق نكند؟!.
19- در خصوص اینكه «هرودت» آن مورخ یونانی كه كوروش هر چه دارد از قلم فرسایی اوست، كورش را در اواخر عمر شاهنشاهی خود خونخوار و ستمگر و كشورگشا مینامد، چه میگویید؟ در رابطه با جملهای كه از قول ملكهی «ماساگت»ها، خطاب به سر بريده شدهی كوروش كه در طشت پراز خون قرارش داده بودند، نقل میكند، چه نظری داريد؟، كه عبارت است از ؛ «ای كورش، من میخواهم تو را از خون سیر بكنم كه یك عمر خون ریختی و سیر نشدی».
20- آیا شكل و شمايل مجسمه كوروش به غیر از خواب منسوب به دانیال پیامبر (ع)، مبنای دیگری نیز دارد؟.
21- آیا تعداد كسانی كه از «مغان» به دست كوروش كشته شدند برای شما روشن است، «مغانی» كه فقط به جرم مخالفت با او كشته شدند.
22- به نظر شما و با توجه به ادعاهای مخالفان كوروش، سند آخرین گفتار كوروش كه چهرهای پیامبرگونه را از او به نمایش میگذارد، چقدر مورد اعتبار و اعتماد است، آیا به غیر از نوشتههای «گزنفون» آن تاریخ نویس و یا تاریخ ساز یونانی، مستند دیگری را ارائه می دهید؟. آيا به آن افسانه ساز و مانند او، میشود اعتماد كرد و برای قلم فرسائیهای افسانهای او اعتبار قائل شد؟!.
23- دروغ بزرگ نامگذاری روز جهانی كوروش توسط سازمان ملل را به چه نحوی لاپوشانی میكنید، مطابق كدام سند مدعی هستید كه سازمان ملل روز 29 اكتبر - 7 آبان را «روز جهانی كوروش» نامیده است؟!.
24- مدعیان آریایی و كورش و قوم برتر، چرا در پیامكهای خود در داخل كشور، بیشتر از زبان فینگیلیش استفاده میكنند و در خارج از ايران اسلامی هم از زبان انگليسی در گفتن و نوشتن با يكديگر بهره میبرند، تا آنجا كه شركت مایكروسافت رسماً اعلام كرده است كه استفاده كنندگان از زبان فارسی در جهان و ایران، به مراتب كمتر از كسانی هستند كه در كشورهای دیگر و از زبانهای مادری خودشان استفاده میكنند.
25- به راستی چرا برخی از شما مدعیان «كوروشیسم» و مروجین «ایرانیسم» با تمسك به یك افسانهای كه قلم فرسایان یونانی كه كشورشان در تصرف كوروش قرار گرفته بوده است، آنهم بيش از یكصد و پنجاه سال پس از مرگ كوروش، ساخته و نوشته شده است، اینهمه با جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه و روحانیت مبارز و اصيل اسلام مخالفت میكنید و فرمان احتمالاً خیالی كوروش را در برابر احكام قطعی و نورانی قران قرار میدهید و كوروش افسانهای یونانیها را، با امثال حضرت امام خمینی قدس سره، مقایسه میكنید و میخواهيد به جوانان مام وطن به ناحق بباورانید كه حكومت كوروش هخامنشی و كذایی، عادلتر از جمهوری اسلامی ایران است كه ریشه در عاشورا دارد. اين انصاف و مروت است كه بعضی از نواقص را به اسم اسلام مروج شد و به نام روحانيت متعهد و امام خمينی قدسسره، تبليغ كرد.
26 - آیا «كنسیاس» یونانی در چهارصد سال پیش از میلاد و حدود یكصدوپنجاه سال بعد از مرگ كوروش، اولین كسی است كه افسانهی كوروش را نوشته است؟، و به چه منظوری چنين كرده است؟، احتمال میدهيد كه مثلاً برای سرگرم كردن ايرانيان باستان، اين كار را كرده باشد؟، و اصولاً انگیزهی او از این افسانه پردازیها چه بوده است؟. «كنسیاس» یونانی را كه كشورش در جنگ با كوروش شكست خورده بوده است، دوست كوروش و ايران باستان میدانيد يا دشمن؟.
27- اگر مستندات خود را كه به غیر از نوشتههای«كنسیاس» و «هرودت» كه هر دو یونانی بودهاند و ایبسا كه از دست كوروش افسانهای، دل خوشی هم نداشتهاند، (چون كشورشان از متصرفات كوروش بوده است)، در اختیار داريد، به نشانی :zadsar@zadsar.net، ارسال بفرماييد تا از طريق همين پايگاه اطلاعرسانی به اطلاع و مشاهدهی ديگران نيز برسد.
والسلام علی من اتبعالهدی
علی زادسرجيرفتی 12/02/1388