behkamiyan
Wednesday 3 June 2009, 06:54PM
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
يك جامعه مدني از چند بُعد قابل جناح بندي و بررسي مي باشد و از گروه هاي مختلفي تشكيل مي گردد كه هر گروه بر جامعه تأثير خاص خود را مي گذارد . در جوامع معمولاً طبقه بندي براساس گروه شغلي افراد بيشترين كارائي را براي برنامه ريزان و سياست گذاران جامعه دارد . كاركنان و كارمندان دولت ـ كارگران ـ فرهنگيان ـ نظاميان ـ بازاريان و كسبه ـ كشاورزان ـ توليدكنندگان و صنعت گران ـ بازنشستگان ـ محصلين ـ زيرمجموعه هاي انجمن هاي حمايتي كه هر كدام از اينان چون داراي شخصيت حقوقي و جمعي گرديده اند ، به فراخور نفوذ خود در اركان قدرت اجتماع از مزايا و امكانات برخوردارند . هر فردي در جامعه داراي نيازهاي متعددي مي باشد كه اولين نياز و مهمترين نياز شغل و درآمد مستمر مي باشد و كسي كه بتواند اين نياز را مرتفع نمايند راه براي رسيدن به ساير نيازها بر وي گشوده مي شود . ولي چنانچه نتواند ، مشكلات بر او تا حد فلاكت و بدبختي چيره مي گردند . اگر به گروههاي بالا نظري دقيق بيندازيم از دسته هاي چندميليوني تا چند هزار نفري تشكيل گرديده اند و هر زمان هر كدام از اين گروهها احساس نمايند مي توانند از حاكمان و جامعه مطالبه اي داشته باشند ، در يك حركت جمعي اقدام ، و معمولاً به نتيجه دلخواه مي رسند . قشر شاغل داراي درآمد ، بواسطه اشتغال آبرومند در جامعه از ساير امكانات از قبيل اعتبار ـ مسكن ـ اتومبيل ـ تفريحات ـ وامهاي مختلف و تسهيلات و خريدهاي اقساطي و در بخشهايي ، بخصوص بخش دولتي از بيمه ـ خانه سازماني ـ بن كالا و ملزومات ـ پاداش ـ و عيدي حق استفاده از مكانهاي توريستي و تفريحي ـ حمايتهاي آموزشي و پژوهشي و تحصيلي ـ حقوق بازنشستگي و تأمين آتيه و غيره برخوردار مي باشند چرا ؟ چون به حساب مي آيند و دولتها خود را موظف به ارائه خدمت به اين گروه ها مي دانند و هركس كه داراي امكانات و موقعيت بهتري باشد . بهره بيشتري نيز بدست مي آورد . در موقع تخصيص درآمدهاي ملي نمايندگان اين اقشار آبرومند بلافاصله در صحنه حاضر مي شوند و بسته به نفوذ و قدرت ادعاي طلب مي كنند و هرچه است منصفانه يا غير منصفانه بين اين گروهها تقسيم مي شود اما در درون جامعه ايران امروز عده اي هستند شايد بتوان گفت بيش از هفت ميليون نفر كه از نعمت اشتغال آبرومند بي بهره اند و به همين جرم هميشه از ساير حقوق اجتماعي ساقط مي گردند . چون اعتبار آنان زير سئوال است و هيچ كس به آنان اهميت نمي دهد چون به چشم سربار اجتماع به آنها نگاه مي كنند و قرابت با آنان يعني دردسر . درآمدهاي ملي مي آيند و مي روند و حتي يك ريال وارد زندگي اين قشر نمي شود چرا ؟ زيرا به حساب نمي آيند زيرا كسي نيست از آنان حمايت كند في المثل در زمان توزيع سهام عدالت ايشان داراي شغل آزاد محسوب مي شوند . و در انتهاي ليست قرار مي گيرند يعني پس از تمام شاغلين و بازنشستگان دولتي . چرا ؟! چون ثبتي از آنان در جامعه وجود ندارد ، اين دسته در تمام دولت ها فقط بدرد رأي جمع كردن مي خوردند كه كانديدي بيايد و هزاران وعده سرخرمن به ايشان بدهد و چون تشكلي وجود ندارد كسي پيگر نشود . اما يك نكته اي كه بسيار جالب است اين كه بسياري از شاغلين امروز ديروز در اين گروه بيكاران بوده اند و آرزومند حمايت كسي كه آنان را نجات دهد ، ولي بمحض اينكه از اين طبقه خارج مي شوند يادشان مي رود بيكاري چه بلاي خانمان سوزي است و چه دردناك مي باشد . ايجاد كار و اشتغال از وعده هايي است كه مي توان داد و عمل نكرد ؛ چرا ؟! چون كسي آن را مطالبه نمي كند و اين قشر معمولاً از طبقه ضعيف جامعه تشكيل مي شوند و حتي در خريد تمبر و پاكت هم براي ارسال نامه مشكل دارند تا چه رسد به اعاده حقوقشان ؛ زيرا بيكاران متفرق هستند .
اما راه حل : در يك برنامه كارشناسي و طراحي شده ، حاميان مهندس ميرحسين موسوي به ايشان پيشنهاد مي نمايند كه پس از احراز مقام رياست جمهوري ايشان ، بتوانند جامعه اي قدرتمند و با صلابت به استفاده از امكانات دولتي به نام جامعه بيكاران ايران با تشكيلات و امكانات كارآمد به استعداد هفت ميليون نفر تشكيل دهند كه تمامي بيكاران كشور در اين جامعه عضويت پيدا نمايند ، اين قشر هفت ميليوني گروهي خواهند شد به معناي هفت ميليون رأي و قوي ترين اهرم قدرت در جامعه يعني چنانچه كسي بخواهد به مقام خادم ملت دست يابد بايد بداند اين جامعه از او تعهداتي براي بهبود اوضاع بيكاران خواهد گرفت و پيگيري خواهد نمود . دولت ها موظف خواهند بود . در جهت رفع مشكلات اين قشر نهايت تلاش خود را انجام دهند تا اين جمعيت هفت ميليوني از پس اشتغال مناسب به حداقل برسند و نگراني دولت را در تأثيرگذاري خود نسبت به اوضاع سياسي جامعه كم نمايند . تا دولتها موظف شوند در زمان تقسيم درآمدهاي ملي اوّل به فكر دادن امكانات به اين قشر باشند و رفع مشكل آنان را در اوليت قرار دهند . صادق بهكاميان
behkamiyan@Yahoo.com (behkamiyan@Yahoo.com)
يك جامعه مدني از چند بُعد قابل جناح بندي و بررسي مي باشد و از گروه هاي مختلفي تشكيل مي گردد كه هر گروه بر جامعه تأثير خاص خود را مي گذارد . در جوامع معمولاً طبقه بندي براساس گروه شغلي افراد بيشترين كارائي را براي برنامه ريزان و سياست گذاران جامعه دارد . كاركنان و كارمندان دولت ـ كارگران ـ فرهنگيان ـ نظاميان ـ بازاريان و كسبه ـ كشاورزان ـ توليدكنندگان و صنعت گران ـ بازنشستگان ـ محصلين ـ زيرمجموعه هاي انجمن هاي حمايتي كه هر كدام از اينان چون داراي شخصيت حقوقي و جمعي گرديده اند ، به فراخور نفوذ خود در اركان قدرت اجتماع از مزايا و امكانات برخوردارند . هر فردي در جامعه داراي نيازهاي متعددي مي باشد كه اولين نياز و مهمترين نياز شغل و درآمد مستمر مي باشد و كسي كه بتواند اين نياز را مرتفع نمايند راه براي رسيدن به ساير نيازها بر وي گشوده مي شود . ولي چنانچه نتواند ، مشكلات بر او تا حد فلاكت و بدبختي چيره مي گردند . اگر به گروههاي بالا نظري دقيق بيندازيم از دسته هاي چندميليوني تا چند هزار نفري تشكيل گرديده اند و هر زمان هر كدام از اين گروهها احساس نمايند مي توانند از حاكمان و جامعه مطالبه اي داشته باشند ، در يك حركت جمعي اقدام ، و معمولاً به نتيجه دلخواه مي رسند . قشر شاغل داراي درآمد ، بواسطه اشتغال آبرومند در جامعه از ساير امكانات از قبيل اعتبار ـ مسكن ـ اتومبيل ـ تفريحات ـ وامهاي مختلف و تسهيلات و خريدهاي اقساطي و در بخشهايي ، بخصوص بخش دولتي از بيمه ـ خانه سازماني ـ بن كالا و ملزومات ـ پاداش ـ و عيدي حق استفاده از مكانهاي توريستي و تفريحي ـ حمايتهاي آموزشي و پژوهشي و تحصيلي ـ حقوق بازنشستگي و تأمين آتيه و غيره برخوردار مي باشند چرا ؟ چون به حساب مي آيند و دولتها خود را موظف به ارائه خدمت به اين گروه ها مي دانند و هركس كه داراي امكانات و موقعيت بهتري باشد . بهره بيشتري نيز بدست مي آورد . در موقع تخصيص درآمدهاي ملي نمايندگان اين اقشار آبرومند بلافاصله در صحنه حاضر مي شوند و بسته به نفوذ و قدرت ادعاي طلب مي كنند و هرچه است منصفانه يا غير منصفانه بين اين گروهها تقسيم مي شود اما در درون جامعه ايران امروز عده اي هستند شايد بتوان گفت بيش از هفت ميليون نفر كه از نعمت اشتغال آبرومند بي بهره اند و به همين جرم هميشه از ساير حقوق اجتماعي ساقط مي گردند . چون اعتبار آنان زير سئوال است و هيچ كس به آنان اهميت نمي دهد چون به چشم سربار اجتماع به آنها نگاه مي كنند و قرابت با آنان يعني دردسر . درآمدهاي ملي مي آيند و مي روند و حتي يك ريال وارد زندگي اين قشر نمي شود چرا ؟ زيرا به حساب نمي آيند زيرا كسي نيست از آنان حمايت كند في المثل در زمان توزيع سهام عدالت ايشان داراي شغل آزاد محسوب مي شوند . و در انتهاي ليست قرار مي گيرند يعني پس از تمام شاغلين و بازنشستگان دولتي . چرا ؟! چون ثبتي از آنان در جامعه وجود ندارد ، اين دسته در تمام دولت ها فقط بدرد رأي جمع كردن مي خوردند كه كانديدي بيايد و هزاران وعده سرخرمن به ايشان بدهد و چون تشكلي وجود ندارد كسي پيگر نشود . اما يك نكته اي كه بسيار جالب است اين كه بسياري از شاغلين امروز ديروز در اين گروه بيكاران بوده اند و آرزومند حمايت كسي كه آنان را نجات دهد ، ولي بمحض اينكه از اين طبقه خارج مي شوند يادشان مي رود بيكاري چه بلاي خانمان سوزي است و چه دردناك مي باشد . ايجاد كار و اشتغال از وعده هايي است كه مي توان داد و عمل نكرد ؛ چرا ؟! چون كسي آن را مطالبه نمي كند و اين قشر معمولاً از طبقه ضعيف جامعه تشكيل مي شوند و حتي در خريد تمبر و پاكت هم براي ارسال نامه مشكل دارند تا چه رسد به اعاده حقوقشان ؛ زيرا بيكاران متفرق هستند .
اما راه حل : در يك برنامه كارشناسي و طراحي شده ، حاميان مهندس ميرحسين موسوي به ايشان پيشنهاد مي نمايند كه پس از احراز مقام رياست جمهوري ايشان ، بتوانند جامعه اي قدرتمند و با صلابت به استفاده از امكانات دولتي به نام جامعه بيكاران ايران با تشكيلات و امكانات كارآمد به استعداد هفت ميليون نفر تشكيل دهند كه تمامي بيكاران كشور در اين جامعه عضويت پيدا نمايند ، اين قشر هفت ميليوني گروهي خواهند شد به معناي هفت ميليون رأي و قوي ترين اهرم قدرت در جامعه يعني چنانچه كسي بخواهد به مقام خادم ملت دست يابد بايد بداند اين جامعه از او تعهداتي براي بهبود اوضاع بيكاران خواهد گرفت و پيگيري خواهد نمود . دولت ها موظف خواهند بود . در جهت رفع مشكلات اين قشر نهايت تلاش خود را انجام دهند تا اين جمعيت هفت ميليوني از پس اشتغال مناسب به حداقل برسند و نگراني دولت را در تأثيرگذاري خود نسبت به اوضاع سياسي جامعه كم نمايند . تا دولتها موظف شوند در زمان تقسيم درآمدهاي ملي اوّل به فكر دادن امكانات به اين قشر باشند و رفع مشكل آنان را در اوليت قرار دهند . صادق بهكاميان
behkamiyan@Yahoo.com (behkamiyan@Yahoo.com)