PDA

نمايش نسخه نهائي : تازه‌ترين قرباني آلودگي‌هاي نفتي در جنوب تهران


سینا 555
Monday 19 July 2004, 06:01AM
پيرو انتشار گزارش‌هايي درباره آلودگي منابع آبي روستاي اسماعيل‌آباد در جنوب تهران به مواد نفتي، برخي اخبار، از آلوده شدن منابع آبي يكي ديگر از روستاهاي اين منطقه به توليدات حاصل از پالايشگاه تهران حكايت مي‌كند.


به گزارش كانون ديده‌بانان و زمين، روستاي درسون‌آباد نيز با مشكل آلودگي قنات اين روستا به آلودگي‌هاي نفتي روبروست.

شايد بتوان روستاي درسون‌آباد با 234 خانوار و 500 هكتار اراضي كشاورزي مرغوب را از نخستين قربانيان آلودگي‌هاي پالايشگاه تهران دانست. تنها در فاصله كوتاهي از سكونت‌گاه‌ها و اراضي كشاورزي درسون‌آباد، يكي از فجيع‌ترين و هول‌انگيزترين مناظر آلودگي زيست‌محيطي، پسماندهاي خطرناك نفتي را مي‌توان مشاهده كرد. كانون ديده‌بانان زمين، بازديد از اين مناظر تلخ و تكان‌دهنده را به دانشجويان محيط زيست و ديگر تشكل‌هاي زيست‌محيطي تهران پيشنهاد مي‌كند.


روستاي درسون‌آباد در دو كيلومتري جنوب پالايشگاه قرار دارد و مادرچاه قنات اين روستا، در داخل پالايشگاه است. تعداد دو سد نفتي بسيار بزرگ حاوي پسماندهاي بسيار خطرناك با بيش از ده حوضچه تكميلي در ده متري بالادست اراضي كشاورزي روستا و در 300 متري منازل روستايي قرار دارند. شايان ذكر است، سدهاي نفتي نامبرده كه به سد عظيم‌آباد شهرت دارند، حدود 6 سال پيش به دنبال يك بارندگي شديد، شكست و آب همراه با پسماندهاي بسيار خطرناك نفتي، وارد اراضي كشاورزي شد و خسارات زيادي به بار آورد. پس از اين حادثه، پالايشگاه براي تخليه مازاد و سرريز اين دو سد اقدام به تعبيه حوضچه‌هاي كوچك كرد. يادآوري مي‌شود كه اين دو سد نيز مازاد سرريز سد بزرگ اصلي فاضلاب پالايشگاه هستند كه در داخل سايت پالايشگاه قرار دارند و در هر نيم ساعت، يك تانكر از پسماندهاي نفتي به آن اضافه مي‌شود. به گفته اعضاي شوراي اسلامي روستا، هر روز بر تعداد اين حوضچه‌هاي مرگ افزوده مي‌شود و به زودي تمامي اراضي كشاورزي روستاييان تبديل به اين نوع حوضچه‌ها مي‌شود.


بوي نفت، گاز، گوگرد و آلاينده‌هاي ديگر در فضا كاملا احساس مي‌شود. هر ساله در فصل مهاجرت، پرندگاني كه از اين مسير عبور مي‌كنند، فوج فوج با مشاهده سرابي كه از انعكاس نور بر اين درياچه‌هاي مرگ ايجاد مي‌شود، روي سطح آنها فرود مي‌آيند، اما به محض تماس با لايه‌هاي ضخيم و چسبناك نفت و قير، در دام مرگ مي‌افتند.


با توسعه پالايشگاه و ديگر شركت‌هاي نفتي، به تدريج ميزان آلودگي‌هاي منطقه اعم از آب، هوا، خاك، به شدت بالا مي‌رود و كشاورزان كه هنوز از زير بار خسارات شكستن سدها كمر راست نكرده بودند، بار ديگر با فاجعه آلودگي شديد آب قنات ـ تنها منبع حياتي روستا ـ‌ مواجه شدند. به علاوه آلودگي زياد آب به نفت و ديگر مواد اشتغال‌زا، سبب بروز چندين فقره آتش‌سوزي‌ بزرگ مي‌شود كه به نوبه خود خسارات فراواني به بار آورد كه آمار جزييات آن در ايستگاه آتش‌نشاني باقرشهر موجود است. به دنبال اين خسارات، شكايت به فرمانداري شهرستان ري و ديگر مسؤولان ذيربط و همچنين دادگستري مي‌رسد. مسؤولان منطقه (مديرعامل پالايشگاه، بخشداري كهريزك، مسؤولان حقوقي پالايشگاه دادگستري كهريزك، شهرداري باقرشهر، اداره محيط زيست شهرستان ري و...) جلسه پشت جلسه برگزار مي‌كنند و سرانجام طبق صورتجلسه مورخ 5/3/82، نماينده پالايشگاه تهران، خسارات وارده را پذيرفته و قرار مي‌شود بدون قيد و شرط نسبت به پرداخت خسارات اقدام كند. به علاوه مقرر مي‌شود كه در عوض آب قنات براي كشاورزان روستا آب جايگزين بدهند و نيز براي جلوگيري از هرگونه حادثه احتمالي و نيز بهبود نسبي كيفيت آب قنات با ايجاد و نصب سپريتور جهت جداسازي مشتقات نفتي از آب، تسهيلات لازم ديگر معمول شود.


امروز مشكل همچنان باقي است، هرچند با نصب سپريتور، روزانه حدود دو تانكر روغن و نفت از آب قنات جدا مي‌شود، كه درواقع حق آب كشاورزي روستاييان نيز از اين طريق روزانه به هدر مي‌رود و اين مسأله از موارد بسيار بارزي است كه پالايشگاه بايد جبران خسارت كند، به علاوه آنكه بايد توجه داشت روغن و نفت جدا شده، جاي زياد دوري نمي‌رود. يعني در حوضچه‌هاي بالادست اراضي كشاورزي تخليه شده و مجددا وارد منابع آب زيرزميني مي‌شود!


و حالا درسون‌آباد نظير بسياري ديگر از روستاهاي جنوب تهران كه روزگاري يكي از مراكز مهم كشاورزي منطقه جنوب تهران به شمار مي‌رفت و به بركت آب و خاك خوب (سياه‌خاك) و با پشتكار و تجربه كشاورزان ماهر، قادر بود از هر هكتار زمين چغندر كاري، 80 تن و از هر هكتار گندم‌كاري، 9 تن برداشت كند و بهترين پنبه را به بازار عرضه مي‌كرد و صيفي‌جات و سبزي و پياز در آن كشت مي‌شد، باغات پرمحصول و دام بسيار داشت، امروز به لطف و موهبت توسعه صنعتي فله‌اي پالايشگاه و شركت‌هاي وابسته ديگر! بسياري از اين محصولات در آن ديگر به عمل نمي‌آيد. به گونه‌اي كه محصولات گندم به كمتر از 4 تن در هكتار و قيمت پنبه آن نيز كه به رنگ سياه به دست مي‌آيد، در بازار به نصف قيمت واقعي رسيده است.

خساراتي كه پالايشگاه به روستا وارد كرده عبارت است از:

ـ تخريب خاك كشاورزي، از دست رفتن پتانسيل خاك براي كشت محصولات چغندر، سبزيجات، پياز، صيفي و به حداقل رسيدن پتانسيل خاك و آب براي توليد گندم و پنبه و باغات ميوه.


ـ تخريب آب قنات كه تنها منبع آب شرب و كشاورزي روستا بوده و جايگزين كردن آب آلوده چاه «قلعه نو چمن» كه سبب بروز بيماري‌هاي مهلك پوستي، چشمي، ريزش مو، دستگاه تناسلي، گوارشي و... شده (به گفته بهورز روستا، تنها در سه ماهه اول سال جاري، چهل مورد بيماري پوستي ثبت شده كه برخي از آنها به مراكز بزرگ‌تر درماني تهران ارجاع داده شده‌اند و از اين طريق نيز خسارات جبران‌ناپذير ديگري را بر دوش روستاييان تحميل كرده است.

يك عضو شوراي اين روستا، خسارات ديگر را اينچنين نام مي‌برد:

ـ 200 تا 300 رأس گوسفند و گاو مردند و يا مردم مجبور شدند، آنها را بفروشند.

ـ 30 درخت توت داشتيم كه خشك شدند.

ـ‌500 اصله درختان كهنسال از بين رفت.

ـ 300 اصله درخت ميوه (انار، انگور، انجير و...) كه خشك شد.

ـ 15 اصله درخت كاج كه آتش گرفت.

ـ بيش از 100 هكتار از اراضي كشاورزي ما ديگر به هيچ درد نمي‌خورد.


در مجموع به بيش از 40 كشاورز، ميليون‌ها تومان خسارت وارد شده و تاكنون بيش از 130 هكتار از اراضي كشور مرده است. خسارت‌هاي يادشده، سواي هزينه درماني سرسام‌آوري است كه آب آلوده انتقالي منتقل از چاه قلعه نو به همه مردم روستا تحميل كرده است. اگر فكري جدي براي تخريب شتابنده در آبخيزهاي شمالي نشود و اگر روند آلودگي آب‌هاي جنوب با اين بي‌بندوباري و شتاب به ورطه نابودي كامل بيفتد، خيانت بزرگي به آب و خاك تهران در حال انجام است كه با هيچ توجيهي، بخشودني نيست. زنگ‌هاي خطر بسيار رسا و جدي به صدا درآمده‌اند و عاملان اين جرايم بايد به ملت پاسخ‌ دهند:


وزارت نفت پاسخ دهد كه چگونه اين خسارت هنگفت و نابخشودني را كه بر ميراث آب و خاك بخش وسيعي از تهران وارد كرده، جبران خواهد كرد.


وزارت نيرو و شركت‌هاي آب و فاضلاب وابسته به آن، پاسخ دهند كه چرا پس از آلودگي چاه عميق كشاورزي روستاي اسماعيل‌آباد به نفت (از حدود 14 سال پيش)، زمين‌هاي كشاورزي اين روستا با فاضلاب بسيار خطرناك تهران آبياري مي‌شود و آب جايگزين به آنها داده نشده است؟


وزارت بهداشت و درمان پاسخ دهد كه آيا محصولات كشاورزي آلوده به نفت و فاضلاب بسيار خطرناك تهران از نظر آلودگي‌هاي سمي، فلزات سنگين و ميكروبي آزمايش مي‌شود و يا بدون هيچ گونه آزمايشي وارد ميادين تره‌بار مي‌شود؟؟

سازمان حفاظت محيط زيست پاسخ دهد كه نقش آن سازمان در كنترل آلودگي سه عنصر حياتي آب، خاك و هوا در اين منطقه تاكنون چه بوده است؟ همچنين پاسخ دهد كه توسعه‌ پالايشگاه تهران و شركت هاي نفتي ديگر در جوار آن، با چه مجوز و با چه ارزيابي زيست‌محيطي انجام شده است: نظير تأسيس كارخانه سولفور سديم، ساخت مخازن عظيم ذخيره بنزين هواپيما و بنزين بدون سرب در اراضي كشاورزي منطقه (روستاي اسماعيل‌آباد).

به علاوه سازمان حفاظت محيط زيست، پاسخ دهد صنعتي كه تا اين حد به سلامت، معيشت و زندگي مردم بي‌اهميت است و ابتدايي‌ترين استانداردهاي زيست‌محيطي را زير پا گذاشته و مي‌گذارد، ايزوهاي متعدد خود را از كجا دريافت كرده است و چگونه در نمايشگاه‌هاي زيست محيطي كه تاكنون برگزار شده به عنوان صنعت سبز، معرفي و تبليغ مي‌شود؟؟!