PDA

نمايش نسخه نهائي : توضيحات فيزيكدان 33 ساله ايراني درباره نظريه جديد نور


صبح
Tuesday 27 July 2004, 08:58PM
پروفسور شهريار صديق افشار، فيزيكدان 33 ساله ايراني مقيم آمريكا و استاد دانشگاه «روئن»، اواخر هفته گذشته با انتشار نتايج آزمايش‌هاي خود درباره ماهيت نور در دانشگاه «هاروارد»، يكي از پذيرفته‌شده‌ترين نظريه‌هاي فيزيك كوانتوم را پس از هشتاد سال با چالشي جدي مواجه كرد.

بر اساس يافته‌هاي پروفسور صديق افشار نور مي‌تواند در هر لحظه به دو شكل موجي و ذره‌اي مشاهده شود. در صورت قبول اين فرضيه جديد بر بخش مهمي از نظريه «تعبير كپنهاك» نيلرز بوهر، فيزيكدان مشهور دانماركي خط بطلان كشيده مي‌شود.

پرفسور صديق افشار در گفت‌وگوي تلفني با ايسنا، درباره چگونگي دستيابي به اين يافته علمي گفت: تحقيقات علمي من كه از زمان نوجواني يعني از حدود 18 سال پيش آغاز شد، در راستاي طرح يك تئوري جديد با عنوان «هم آفرينش»(OMNIGENESIES) است كه هدف آن يافتن منشأ اينرسي در اجسام مي‌باشد.

وي كه در دوران نوجواني از برگزيدگان يكي از نخستين دوره‌هاي جشنواره بين‌المللي «خوارزمي» بوده است، خاطرنشان كرد: بر اساس اين تئوري ذرات بنيادي به عنوان منبع تابش امواج الكترومغناطيس در نظر گرفته مي‌شوند و بدين ترتيب مي‌توان اينرسي را بدون استفاده از قانون «ماخ» كه در نسبيت عمومي انيشتين به كار رفته، توضيح داد.

به گفته پروفسور صديق افشار اين نظريه توانايي توضيح برخي مفاهيم مهم فيزيك از جمله ماده تاريك، انرژي تاريك، جهت زمان و ساختار فضا زمان و مباحثي در كيهان‌شناسي را دارد. پژوهشگر ايراني دانشگاه «هاروارد» كه به عنوان دانشمند محقق در دانشكده فيزيك آن دانشگاه فعاليت دارد، خاطرنشان كرد: براي آزمايش اين تئوري بايد نحوه بر هم كنش دو جرم را كه منبع تشعشع الكترومغناطيس تلقي مي‌شوند بررسي مي‌كردم كه طبق اين تئوري امواج حاصل از آنها با هم تداخل دارند. در حل اين مساله كه به two body problem موسوم است براي من بسيار مهم بود كه ماهيت موجي (پيوسته) يا ذره‌اي پرتوهاي تابش شده از آنها را مشخص كنم كه با انجام آزمايش اخير ثابت شد كه ميدان تابشي ذرات بنيادي به صورت موجي است.

محقق دانشگاه «روئن» در نيوجرسي در پاسخ به اين سؤال كه آيا نظريات وي در رد بخشي از تئوري «بوهر» را مي‌توان يك تئوري جديد در فيزيك كوانتوم دانست يا نه، اظهار داشت: آنچه به عنوان رهيافت‌هاي علمي جديد مبني بر امكان مشاهده همزمان پديده‌هاي ذره‌اي و موجي نور در يك سيستم آزمايش در شماره اخير هفته‌نامه «نيوساينتيست» منتشر شده نتايج يك آزمايش عملي است كه اين نظر را اثبات مي‌كند. البته اينكه اين آزمايش دقيقا چه مفهومي دارد، مي‌تواند مورد بحث قرار گيرد ولي همان‌طور كه گفتم اين آزمايش در واقع بخشي از تحقيقات تئوري «هم‌آفرينش» من است كه با بسياري از تئوري‌هاي مهم فيزيك و اخترفيزيك از جمله نظريه «بيگ بنگ» ارتباط دارد.

بر اساس نظريه افشار صديق، تابش امواج از ذرات بنيادي پديده‌اي دائمي است كه انفجار بزرگ يا «بيگ‌بنگ» نقطه اوج آن بوده كه در اثر نزديكي فوق‌العاده ذرات بنيادي و برهم كنش شديد امواج گسيل شده از آنها به وقوع پيوسته است. اين فيزيكدان ايراني ساكن «بوستون» با تاكيد بر اينكه يافته‌هاي اخير وي بطلان بخشي از نظريه بوهر درباره چگونگي نمود ماهيت دوگانه نور را پس از هشت دهه پذيرش آن از سوي جامعه فيزيك به اثبات رسانده است، خاطرنشان كرد: براساس بخشي از نظريه بوهر كه به اصل «مكمليت» موسوم است، ماهيت دو گانه موجي ذره‌اي نور در هيچ سيستمي به طور همزمان قابل مشاهده نيست و با توجه به نحوه طراحي آزمايش، تنها يكي از دو پديده موجي يا ذره‌اي بودن نور نمود مي‌يابد. پرفسور صديق افشار خاطرنشان كرد: اساس تحقيقات من مبتني بر يك آزمايش مشهور درباره پديده «تداخل» است كه طي آن به صفحه‌اي كه شكاف يا سوراخ ريزي روي آن قرار دارد، نور تابانده مي‌شود. در مقابل اين صفحه، صفحه ديگري قرار دارد كه بر روي آن دو سوراخ ريز ايجاد شده است. نوري كه از شكاف اول عبور مي‌كند به اين دو شكاف تابانده مي‌شود و پس از خروج از اين دو شكاف به صورت دو پرتو بر روي يك صفحه عكاسي مي‌افتد كه در فاصله معيني در برابر صفحه دوم قرار دارد. از آنجا كه نور به صورت موج عمل مي‌كند اين دو پرتو نور بر روي صفحه بايكديگر برخورد كرده و پديده «تداخل» رخ مي‌دهد. به گفته وي، اگر پرتوهاي تابانده شده در حالي كه هر دو در نقطه حداكثر يا حداقل خود قرار دارند با يكديگر تلاقي كنند، نقطه‌اي نوراني‌تر روي صفحه عكاسي ظاهر مي‌شود و اگر دو پرتو در حالتي متفاوت با يكديگر تلاقي كنند، اثر يكديگر را خنثي كرده و به صورت نقطه‌اي تاريك بر روي صفحه ظاهر مي‌شوند. پرفسور صديق افشار درباره آزمايش ابداعي خود كه به گفته وي نخستين‌بار در موسسه خصوصي «مطالعات ازدياد جرم بر اثر تابش» در بوستون انجام شده اظهار داشت: در اين آزمايش كه اساس بسيار ساده‌اي دارد، يك پرتو ليزري به صفحه‌اي تيره كه داراي دو سوراخ است تابانده مي‌شود. از آنجا كه به جاي نور معمولي از ليزر استفاده مي‌شود نيازي به صفحه اول كه داراي يك سوراخ است نيست.



در فاصله دور از صفحه، لنزي قرار دارد كه نوري را كه از داخل هر روزنه مي‌آيد جذب مي‌كند و مجددا پرتوهاي منتشر شده را بر روي يك آينه متمركز مي‌كند كه هر كدام را به يك آشكار ساز فوتون جداگانه باز مي‌تاباند. بدين ترتيب مي‌توان با توجه به شدت و ضعف پرتو ليزري، تعداد فوتونهايي را كه از هر سوراخ بيرون مي‌آيند ثبت كرد. پرفسور افشار با اذعان به اينكه ثبت مقدار فوتون‌هايي كه به سمت هر روزنه مي‌روند به مفهوم ماهيت ذره‌اي نورست، درباره چگونگي اثبات نمود همزمان دو پديده ذره‌اي و موجي بودن نور در اين آزمايش گفت: در آزمايش پيشنهادي الگوي تداخل به صورت مستقيم مشاهده نمي‌شود بلكه به شكل غيرمستقيم به اثبات مي‌رسد. بدين منظور تعدادي سيم‌هاي نازك درست در جايي كه بايد فريزهاي تاريك از الگوي تداخلي وجود داشته باشند، قرار داده مي‌شوند. سپس يكي از روزنه‌ها بسته مي‌شوند در اين حالت از تشكيل الگوي تداخلي جلوگيري مي‌شود و نور به راحتي همزمان با خروج از يك روزنه تكي، منتشر مي‌شود، به اين ترتيب بخشي از نور كه به سيم‌هاي فلزي برخورد مي‌كند در تمام راستاها متفرق مي‌كند و اينكه نور به آشكار ساز فوتون‌هاي مربوط به آن روزنه برسد بي مفهوم مي‌شود.اما هنگامي كه روزنه بسته، كامل باز شد، شدت نور در هر آشكار ساز به مقدار اوليه (زماني كه سيم‌ها در محل قرار داده نشده بودند) باز مي‌گردد چون سيم‌ها در فريزهاي تاريك از الگوي تداخلي قرار دارند كه نور حاصل از دو شكاف يكديگر را خنثي مي‌كنند و در نتيجه هيچ نوري به آنها برخورد نكرده و بنابراين هيچ يك از فوتون‌ها منتشر نمي‌شوند. به اعتقاد اين دانشمند، اين امر حاكي از وجود الگوي تداخلي يعني حالتي است كه شكل موجي نور نمود مي‌يابد، در حالي كه مي‌توان شدت نور خارج شده از هر شكاف را نيز با يك آشكار ساز فوتون اندازه‌گيري كرد و تعداد فوتون عبوري از ميان هر شكاف را تعيين كرد؛ بدين ترتيب اين آزمايش بطلان اصل مكمليت را اثبات مي‌كند.



پرفسور صديق افشار با اشاره به اينكه كريستوفر استابز از دانشگاه هاروارد نيز اين آزمايش را در آزمايشگاه دانشگاه و با حضور خود وي بررسي كرده و به نتيجه مشابهي دست يافته است، درباره تأثيرات يافته‌هاي اخير خود گفت: اظهارنظر درباره تاثيرات يافته‌هاي آزمايش اخير مستلزم مطالعات و تحقيقات بيشتر است. به هر حال اين يافته نظريه جهان‌هاي موازي را كاملا زير سؤال مي‌برد و بطلان برخي نظريات منبعث از تئوري بوهر از جمله «تفسير كپنهاكي» را اثبات مي‌كند. وي خاطرنشان كرد: براساس تفسير كپنهاگي، قوانين حاكم بر جهان ذرات با جهان بزرگ كاملا متفاوت است و در آن جهان هر چيز تا زماني كه در معرض اندازه گيري قرار نگرفته باشد واقعيت ندارد. آلبرت انيشتين كه خود از پيشگامان مكانيك كوانتوم بود، با تفسير كپنهاكي موافق نبود و معتقد بود كه ذرات بنيادي خود داراي وجود مستقل از اندازه گيري هستند، با اين حال، استدلال‌هاي بوهر در دفاع از اين نظريه كه مبتني بر اصل «عدم قطعيت هايزنبرگ» است از چنان قدرتي برخوردار بود كه اينشتين با وجود همه تلاشي كه كرد، نتوانست ديدگاه‌هاي بوهر را رد كند و اين ديدگاه‌ها كم و بيش در قرن بيستم به عنوان تلقي رسمي از مكانيك كوانتومي پذيرفته شدند.



پرفسور صديق افشار در عين حال، مسأله اساسي در صورت اثبات نظريه خود را ريشه‌يابي اين نكته عنوان كرد كه چرا طي هشتاد سال گذشته جامعه فيزيك متوجه اين اشتباه نشده‌ و دانشمندان به صرف شناخته شده بودن اين نظريه بدون هرگونه بررسي و آزمايش آن را پذيرفته‌اند.