PDA

نمايش نسخه نهائي : قران خوانی به روشی دیگر


seratallah
Tuesday 7 July 2009, 06:48PM
با سلام
در این سرنگار به دور از هر گونه تنش سعی می شود جلسه ای قرانی به سبکی کاملا متفاوت برگزار شود
چون مدتی هست که از بحث با دوستان خسته شده ام به همین خاطر این تایپیک برای بحث نیست
لزا آن را به صورت مناظره درست کرده ام تا گفتگویی آرام با برادر عزیزم هادی داشته باشم
لزا خواهشمندم ما را در این تایپیک تنها بگذارید

seratallah
Tuesday 7 July 2009, 07:01PM
در ضمن در مورد آیات مورد گفتگو اگر دیگر دوستان نظری داشتند می توانند سرنگاری تاسیس کنند و لینکش را در این سرنگار قرآر می دهم
در ضمن از مسئولین باشگاه خواهشمندم این سرنگار را حذف نکنند
در این سرنگار به عقاید هیچ مذهب و مسلکی کاری نداریم و فقط گفتگویی قرآنی هست بین من و هادی

seratallah
Tuesday 7 July 2009, 07:02PM
لطفا نظر خود را در مورد آیه 72 سوره ال عمران بفرماید
در ضمن برادر زد ایکس اگر هستند به جمع ما بپیوندند

hady
Tuesday 7 July 2009, 09:26PM
به نام خدا و با سلام خدمت تمام حق جویان

ضمن تشکر از برادر موحدم جناب صراط الله در خصوص آیه 72 سوره آل عمران

وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
‏ جمعي از اهل كتاب ( به همكيشان خود ) گفتند : بدانچه بر مسلمانان نازل شده است ، در آغاز روز ايمان بياوريد ، و در پايان روز بدان كافر شويد ، تا شايد ( از قرآن پيروي نكنند و از آن ) برگردند .‏


‏« أَلَّذِي‌ » : آنچه . « وَجْهَ الْنَّهَارِ » : آغاز روز . مراد از اوّل و آخر روز ، مدّتي از زمان است‌ ؛ نه آغاز و انجام اصطلاحيِ يك روز .

با بررسی آیات قبلی و بعدی متوجه می شویم گروهی از اهل کتاب به انواع گوناگون می خواستند در دل مومنین تزلزل ایجاد کنند برای این کار دست به هر حربه ای می زدند. در این مسیر آنها در ظاهر به این آیین ایمان می آورند و پس از مدتی با عنوان این مطلب که متوجه شدند این آیین نمی تواند از جانب خدا باشد و دروغی بیش نیست سعی می نمودند که مومنین را در ایمانشان سست کنند و در نهایت کاری کنند که از این آیین برگردند.

seratallah
Wednesday 8 July 2009, 09:39AM
با سلام
به یاری الله در این سرنگار فقط در مورد آیات بحث خواهیم کرد و به دور از هر گونه تعصب برداشت خود را از آیات قران بر اساس دیگر آیات مطرح می کنیم
در ضمن سعی می شود در مورد هیچ یک از فرقه های اسلامی بحث و گفتگویی صورت نگیرد و فقط آیات را بررسی می کنیم
از همین جا لازم می دانم تا از مسئولین باشگاه برای اینکه این امکان را در اختیار ما قرار دادند و اقدام به بستن این سرنگار نکردند تشکر می نمایم .

seratallah
Wednesday 8 July 2009, 09:39AM
به نام الله يكتا : وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (69)
جمعى از اهل کتاب (از يهود)، دوست داشتند (و آرزو مى‏کردند) شما را گمراه کنند؛ (امّا آنها بايد بدانند که نمى‏توانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمى‏کنند مگر خودشان را، و نمى‏فهمند!
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ (70)
اى اهل کتاب! چرا به آيات خدا کافر مى‏شويد، در حالى که (به درستى آن) گواهى مى‏دهيد؟!
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (71)
اى اهل کتاب! چرا حق را با باطل (مى‏زميزيد و) مشتبه مى‏کنيد (تا ديگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقيقت را پوشيده مى‏داريد در حالى که مى‏دانيد؟!
وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(72)
و جمعى از اهل کتاب (از يهود) گفتند: «(برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد؛ و در پايان روز، کافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى‏دانند؛ و اين توطئه کافى است که آنها را متزلزل سازد).
وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (73)
و جز به کسى که از آيين شما پيروى مى‏کند، (واقعاً) ايمان نياوريد!» بگو: «هدايت، هدايت الهى است! (و اين توطئه شما، در برابر آن بى اثر است)»! (سپس اضافه کردند: «تصور نکنيد) به کسى همانند شما (کتاب آسمانى) داده مى‏شود، يا اينکه مى‏توانند در پيشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو کنند، (بلکه نبوّت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوّت و عقل و منطق، در انحصار کسى نيست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شايسته بداند،) مى‏دهد؛ و خداوند، واسع [= داراى مواهب گسترده‏] و آگاه (از موارد شايسته آن) است.

با سلام
آيات فوق چند آيه از سوره مبارك آل عمران مي باشد ، آيات به مكرهاي اهل كتاب از جمله يهوديان اشاره دارد كه به كتاب خدا (قرآن ) كافر شده و در صدد دشمني بر آمدند ، الله در اين آيات نيت قلبي آنها را آشكار مي كند به خصوص در آيه 72 ترفند شيطاني آنها را ترسيم مي كند كه عده اي از اين قوم در اول روز به رسول الله و كتابش ايمان مي آوردند ولي در آخر روز به آيات كافر مي شدند تا از اين طريق از قدرت اسلام كم كنند و مردم را از ايمان به اين رسول جديد در شك بيندازند . در واقع آنها اصلا ايمان نداشتند بلكه براي مسخره و لجن مال كردن اسلام تظاهر به ايمان مي كردند .
اگر كمي دقت كنيم خواهيم دانست امروزه اين ترفند در بين اهل كتاب براي ضربه زدن به اسلام نيز به كار مي رود و همچنين در بين اقوام اسلامي نيز عده اي به صورت ناآگاهانه تحت تاثير خرافات يهوديت اسلام را به انحراف و انحطاط كشانده اند .
برادر هادي آياتي كه به گونه اي با اين آيات و مكر هاي اهل كتاب اشاره دارد بياوريد تا استفاده كنيم .
در ضمن ما را از دعاي خيرتان فراموش نكنيد
وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
و کسانى که کافر شدند، و آيات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و هميشه در آن خواهند بود.

hady
Friday 10 July 2009, 11:11AM
به نام خدا و با سلام خدمت برادر موحدم جناب صراط الله

در خصوص اهل کتاب بر اساس برخى آیات، آنان برپایه بشارتهاى آمده در تورات و انجیل، خیلى دقیق و روشن، پیامبر اسلام را مى شناخته اند

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم (20/الاَنعام)
كساني که به آنها کتاب داده ايم پيغمبر را مي‌شناسند.

اما به رغم این بشارتها، گروهی از آنها دست به کتمان آنها زده، از تصدیق حقانیت قرآن و پیامبر اسلام خوددارى مى کردند. از این رو، قرآن اهل کتاب را بدان جهت که کتابهاى آسمانى را به صورت ناقص ارائه می دهند سرزنش مى کند:

«تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا» (انعام/91)
شما آن را به صورت پراکنده در کاغذها قرار داده، [قسمتى را] آشکار و بسیارى را کتمان مى کنید

آنها بسیار انسانهای لجوجی بودند و به هر بهانه ایی برای توجیه ایمان نیاوردنشان متمسک می شدند بطوری که حتی گروهی از آنها از پیامبر، فرود آوردن کتابى مستقل را به صورت معجزه از آسمان درخواست مى کردند:

«یسـلک اهل الکتـب ان تنزل علیهم کتـبـا من السماء فقد سالوا موسى اکبر من ذلک... »(نساء/153)
اهل کتاب از تو مى خواهند نوشته اى از آسمان بر آنها نازل کنى، البته از موسى، بزرگتر از این را خواستند

اما به تصریح قرآن اگر هر آیه و معجزه الهى برایشان آورده مى شد تن به ایمان نمى دادند:

«ولـئن اتیت الذین اوتوا الکتـب بکل ءایة ما تبعوا قبلتک» (بقره/145).
و اگر هر گونه حجت و دلیلى براى اهل کتاب بیاورى قبله تو را پیروى نخواهند کرد

آنان چنان در آتش حسادت مسلمانان مى سوختند که از هیچ کوششى براى تضعیف عقیده و ایمان آنان و بازگشت از اسلام فروگذار نمى کردند:

« ودت طائفة من أهل الكتب لو يضلونكم وما يضلون إلا أنفسهم وما يشعرون » (آل عمران/69)
گروهى از اهل کتاب آرزو دارند که شما را گمراه کنند، ولى جز خودشان را گمراه نمى کنند و نمى فهمند

ازاین رو خداوند مؤمنان را از پیروى آنها بر حذر داشته تا مبادا آنان را از اسلام جدا ساخته، به کفر باز گردانند:

«ان تطیعوا فریقـا من الذین اوتوا الکتـب یردوکم بعد ایمـنکم کـفرین»(آل عمران/100)
اى مؤمنان! اگر فرقه اى از اهل کتاب را فرمان برید، شما را بعد از ایمانتان به کفر باز مى گردانند

از دیگر مکر های کافران اهل کتاب این بود که گاه با منافقان براى جنگ با مسلمانان همدست مى شدند تا جایى که منافقان به آنان وعده همراهى در جنگ مى دادند، ازاین رو خداوند این دسته از اهل کتاب را برادران منافقان دانسته است:

«الم تر الى الذین نافقوا یقولون لاخونهم الذین کفروا من اهل الکتـب لـئن اخرجتم لنخرجن معکم ولا نطیع فیکم احدا ابدا وان قوتلتم لننصرنکم... » (حشر/11)
آیا کسانى را که به نفاق برخاستند ندیدى که به برادران کافرشان از اهل کتاب مى گفتند: اگر شما اخراج شدید، حتما با شما بیرون خواهیم آمد و در باره ى شما هرگز از کسى فرمان نخواهیم برد، و اگر با شما جنگیدند حتما شما را یارى خواهیم کرد؟ و خدا گواهى مى دهد که آنها قطعا دروغگویند .

آنان همچنین با شنیدن صداى اذان و دعوت مردم به سوى نماز، آن را به مسخره گرفته، مى خندیدند:

«و اذا نادیتم الى الصلوة اتخذوها هزوا ولعبـا ذلک بانهم قوم لا یعقلون» (مائده/58)
و چون به نماز ندا دهید، آن را به مسخره و بازى مى گیرند. این از آن روست که آنها مردمى نابخردند

یا الله.

seratallah
Sunday 12 July 2009, 05:12PM
سلام
برادر هادي نظرتان در مورد عهد و پيمان چيست ؟! به نظر شما طبق آيه زير كسي كه عهد شكست با روزه و اطعام ده نفر ، از كفاره عهد خود رهايي مي يابد ؟؟!

عهد بستن :
لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (5:89)
خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏کند؛ ولى در برابر سوگندهايى که (از روى اراده) محکم کرده‏ايد، مؤاخذه مى‏نمايد. کفاره اين‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است که به خانواده خود مى‏دهيد؛ يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و يا آزاد کردن يک برده؛ و کسى که هيچ کدام از اينها را نيابد، سه روز روزه مى‏گيرد؛ اين، کفاره سوگندهاى شماست به هنگامى که سوگند ياد مى‏کنيد (و مخالفت مى‏نماييد). و سوگندهاى خود را حفظ کنيد (و نشکنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‏کند، شايد شکر او را بجا آوريد!

إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (3:77)
کسانى که پيمان الهى و سوگندهاى خود را به بهاى ناچيزى مى‏فروشند، آنها بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمى‏گويد و به آنان در قيامت نمى‏نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمى‏سازد؛ و عذاب دردناکى براى آنهاست.

ميثاق :
نظر شما در مورد آيه 81 آل عمران چيست ؟ به نظر شما آيا منظور اين آيه اينست كه الله از محمد عهد و ميثاق گرفته است كه اگر كسي حتي با اينكه الان تو رسول هستي بفرستم بايد به آن رسول ايمان بياوري و او را تصديق كني ؟! زمان اين آيه به نظر شما مربوط به چه زمانيست ؟!( قبل از رسول الله يا در زمان وي)

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ (3:81)
و (به خاطر بياوريد) هنگامى را که خداوند، از پيامبران ،پيمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد که آنچه را با شماست تصديق مى‏کند، به او ايمان بياوريد و او را يارى کنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤکّد بستيد؟» گفتند: «(آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.»

در يكي از وبسايتهاي طرفدار رشاد خليفه خوانده ام، ايشان از اين آيه براي اثبات رسول ميثاق بودن خود استفاده كرده بودند ، نظر شما چيست ؟!

seratallah
Sunday 12 July 2009, 05:14PM
دين تمامي رسولان اسلام است ؟!
منظور الله از اينكه دين نزد الله اسلام است به نظر شما چيست ؟ يعني مسيحيت ، يهوديت ، زرتشتي ، بودايي و ديگر آيين ها مبلغ اسلام بوده اند و اسلام بوده اند و به عبارتي يعني همه مسلمان بودند .
أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (3:83)
آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است؛) و تمام کسانى که در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند.
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (3:84)
بگو: «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقى نمى‏گذاريم؛ و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.»
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (85)
و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.

در آيه 84 الله ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط و موسي و عيسي و محمد را مسلمان و تسليم الله معرفي مي كند آيا اين نشان نمي دهد كه نبايد بين رسولان تفرقه و جدايي بيندازيم يكي را برتر از ديگري بدانيم و اينكه فلسفه اسلام در ايين هاي گذشته مثل يهوديت و مسيحيت چيست كه تفاوت زيادي با آيين و مناسك اسلام قرآني دارد .؟!

اسرائيل كيست ؟! آيا يعقوب است ؟!!

كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (3:93)
همه غذاها(ى پاک) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم کرده بود؛ (مانند گوشت شتر که براى او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست مى‏گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد!

در مورد اينكه اسرائيل همان يعقوب است شك برانگيز است زيرا خداوند در هر آيه اي كه مربوط به يعقوب مي شده است وي را به اسم خودش خطاب مي كند د ر سوره يوسف و سوره بقره و در ديگر سوره ها وي را به اسم يعقوب خطاب مي كند . به نظر من اسرائيل همان يعقوب نيست و يك رسول ديگر بوده كه اسمش اسرائيل بوده است و قوم بني اسرائيل جدا از قوم و فرزندان يعقوب است .؟!
به هر حا به نظر مي رسد اسرائيل پيرو شريعت موسي و كتاب تورات بوده است . از طرفي به نظر مي رسد اسرائيل را همان يعقوب جلوه دادن از كتب حديث و پيروان حديث صادر شده است و گرنه از قرآن دليلي نداريم .
به هر حال خوشحال مي شوم نظر شما را در مورد اين آيه و اسرائيل بدانم .

در ضمن در مورد آيه 113 نظرتان چيست ؟ به نظر شما ترجمه در ست اين آيه چيست؟!
لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ (3:113)
آنها همه يکسان نيستند؛ از اهل کتاب، جمعيّتى هستند که (به حق و ايمان) قيام مى‏کنند؛ و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى‏خوانند؛ در حالى که سجده مى‏نمايند.

به نظرم گروهي از اهل كتاب بر كتاب آسماني قبل از قرآن استوار و راسخ بوده اند و نشانه ايمانشان هم اين است كه در اوقات شب آيات خدا را مي خوانند و سجده وي مي كنند . مثلا ممكن است در بين يهوديان و مسيحيان گروهي هستند كه به واقع مسلمان هستند و از تحريفات و احاديث وارده به تورات و انجيل دوري مي كنند و الله را مي پرستند نه عزيز و مسيح را .
به هر حال فرق است بین یهودیان و مسیحیانی که اکنون وجود دارند یا اهل کتاب واقعی

seratallah
Sunday 12 July 2009, 05:51PM
در ضمن
عرض سلام خدمت دیگر دوستان در باشگاه
جناب پویان سرنگاری تاسیس کرده اند به اسم : برخی انتقادات به تایپیک قرآن خوانی به روشی دیگر (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=25237)

به هر حال از اینکه این سرنگار را دنبال می کنید جای بسی خوشحالی دارد .
با هم به بررسی آیات می پردازیم و به تمامی انتقادات شما در حد توان جواب داده خواهد شد

hady
Friday 17 July 2009, 09:51PM
سلام
برادر هادي نظرتان در مورد عهد و پيمان چيست ؟! به نظر شما طبق آيه زير كسي كه عهد شكست با روزه و اطعام ده نفر ، از كفاره عهد خود رهايي مي يابد ؟؟!

عهد بستن :
لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (5:89)
خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏کند؛ ولى در برابر سوگندهايى که (از روى اراده) محکم کرده‏ايد، مؤاخذه مى‏نمايد. کفاره اين‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است که به خانواده خود مى‏دهيد؛ يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و يا آزاد کردن يک برده؛ و کسى که هيچ کدام از اينها را نيابد، سه روز روزه مى‏گيرد؛ اين، کفاره سوگندهاى شماست به هنگامى که سوگند ياد مى‏کنيد (و مخالفت مى‏نماييد). و سوگندهاى خود را حفظ کنيد (و نشکنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‏کند، شايد شکر او را بجا آوريد!

با سلام
جناب صراط الله

خداوند متعال یكی از ویژگیها و خصوصیات افراد با ایمان را وفای به عهد ذکر می کند و می فرماید:

وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ. (مؤمنون / 8، معارج / 32)
مؤمنان آنها هستند كه امانتها و عهد خود را مراعات می كنند.

و در جای دیگری می فرماید:

... الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا... . (بقره / 177)
... نیكوكاران كسانی هستند كه به عهد خود (هنگامی كه عهد بستند) وفا می كنند... .

همانگونه که در آیه 77 سوره آل عمران بدان اشاره شده پیمان شکنی یکی از گناهان بسیار بزرگ محسوب می شود و خداوند متعال به پیمان شکنان وعده جهنم را می دهد.

إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
کسانى که پيمان الهى و سوگندهاى خود را به بهاى ناچيزى مى‏فروشند، آنها بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمى‏گويد و به آنان در قيامت نمى‏نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمى‏سازد؛ و عذاب دردناکى براى آنهاست.

بعقیده بنده عهد و پیمان هایی با دادن کفاره بنوعی از انسان ساقط می شوند که هنگام ادای نذر از عهده شخص عهد کننده خارج شده باشد وگرنه با توجه به مذمت عهد شکنان در قرآن، انسان بسته به نوع عهد باید به گونه ایی به جبران آن بپردازد.


ميثاق :
نظر شما در مورد آيه 81 آل عمران چيست ؟ به نظر شما آيا منظور اين آيه اينست كه الله از محمد عهد و ميثاق گرفته است كه اگر كسي حتي با اينكه الان تو رسول هستي بفرستم بايد به آن رسول ايمان بياوري و او را تصديق كني ؟! زمان اين آيه به نظر شما مربوط به چه زمانيست ؟!( قبل از رسول الله يا در زمان وي)

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ (3:81)
و (به خاطر بياوريد) هنگامى را که خداوند، از پيامبران ،پيمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد که آنچه را با شماست تصديق مى‏کند، به او ايمان بياوريد و او را يارى کنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤکّد بستيد؟» گفتند: «(آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم.»

در يكي از وبسايتهاي طرفدار رشاد خليفه خوانده ام، ايشان از اين آيه براي اثبات رسول ميثاق بودن خود استفاده كرده بودند ، نظر شما چيست ؟!

جناب صراط الله
در آيه فوق كه به سوره مباركه آل عمران تعلق دارد ، خداوند سبحان بیان مي كند كه از پیامبران عهدی گرفته که اگر رسولی بسویشان آمد که کتاب خدا تصدیق کند باید او را یاری کنند. اینکه اين آيه مربوط به چه زمانيست ؟ ( قبل از رسول الله يا در زمان وي) بعقیده بنده با توجه به اینکه محمد رسول و فرستاده ایی از جانب خداوند سبحان بوده می توان از آن جریان بعنوان یکی از نمونه ها یاد کرد. هنگامی که عیسی مسیح نبی و رسول خداوند سبحان بیان می کند:


(وَإِذْ قِالَ عِیسی ابْنُ مَرْیَمَ یِابَنِی إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمِا بَیْنَ یَدَىَّ مِنَ التَّوْراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جائَهُمْ بِالْبَیِّنِاتِ قِالُوا هِذا سِحْر مُبِین؛.
بیاد آر زمانی را که عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت: من فرستاده خدا به سوی شما هستم و توراتی را که در برابر من قرار دارد تصدیق می کنم و بشارت دهنده ام به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است. اما هنگامی که آن (پیامبر موعود) آمد (به تکذیب او برخاستند) و گفتند: معجزات او سحری آشکار است).

و بدینگونه نبی خدا عیسی مسیح با بشارت آمدن رسولی بعداز خود از محمد پشتیبانی و او را یاری می کند.

hady
Friday 17 July 2009, 11:43PM
دين تمامي رسولان اسلام است ؟!
منظور الله از اينكه دين نزد الله اسلام است به نظر شما چيست ؟ يعني مسيحيت ، يهوديت ، زرتشتي ، بودايي و ديگر آيين ها مبلغ اسلام بوده اند و اسلام بوده اند و به عبارتي يعني همه مسلمان بودند .
أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (3:83)
آيا آنها غير از آيين خدا مى‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است؛) و تمام کسانى که در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى‏شوند.
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (3:84)
بگو: «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقى نمى‏گذاريم؛ و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.»
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (85)
و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.

اسلام یعنی تسلیم بی قید و شرط بنده آگاه در برابر خواست ورضای پروردگار خود . خداوند متعال در هیچ برهه ایی از زمان ابلاغ دینی را غیر از اسلام بر پیامبران محول نکرده است. یهودی مسیحی اینها نام هایست بظاهر نیکو اما در اصل صحنه گردان همه آنها شیطان است. وقتی که از مسیحیان علت نامگذاری این نام را جویا می شوید در جواب می گویند بدلیل اینکه محب و پیرو عیسی مسیح هستیم این نام را برای خود انتخاب کردیم. این در حالیست که بگفته قرآن هیچ کدام از رسولان الهی بسوی خود دعوت نمی کردند


ما كان لبشر أن يؤتيه الله الكتب والحكم والنبوة ثم يقول للناس كونوا عبادا لي من دون الله ولكن كونوا ربنين بما كنتم تعلمون الكتب وبما كنتم تدرسون(79/آل عِمران)
هيچ بشري نبوده كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبري بدهد، بعد او بمردم بگويد غير از خدا بنده من باشيد. بلكه ميگفتند خداپرست باشيد بدليل همان كتابي كه درس ميدهيد و درس ميگيريد.

ولا يأمركم أن تتخذوا الملئكة والنبين أربابا أيأمركم بالكفر بعد إذ أنتم مسلمون(80/آل عِمران)
و بشما دستور نميدهد كه فرشتگان و پيغمبران را ارباب خود بگيريد. آيا شما را به كفر دستور ميدهد آنهم بعد از اينكه تسليم خدا (مسلمان) شديد؟!

حال چگونه و بر اساس چه معیاری این نام ها برای خود می گذارند؟
آیا نام اسلام برایشان کافی نیست؟
و آیا خدا برای آنها کافی نیست؟
سوالی که باید اهل کتاب پاسخگوی آن باشند.

در آيه 84 الله ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط و موسي و عيسي و محمد را مسلمان و تسليم الله معرفي مي كند آيا اين نشان نمي دهد كه نبايد بين رسولان تفرقه و جدايي بيندازيم يكي را برتر از ديگري بدانيم و اينكه فلسفه اسلام در ايين هاي گذشته مثل يهوديت و مسيحيت چيست كه تفاوت زيادي با آيين و مناسك اسلام قرآني دارد .؟!

خداوند متعال در آیه 79 سوره بقره بیان می کند که گروهی از اهل کتاب سخنانی را بدروغ بخدا نسبت می دهند.

فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت أيديهم وويل لهم مما يكسبون(79/البقره)
پس واي بر كساني كه با دست خود كتاب مي ‌نويسند و مي ‌گويند اينها از جانب خدا است براي آنكه آنرا به بهاي ناچيزي بفروشند. پس واي بر آنها به سبب چيزهايي كه با دستشان نوشتند و واي بر آنها از آنچه بدست مي ‌آورند.

در آیه بعدی خداوند سبحان اضافه می کند که آنان بوسیله آن سخنان کذب به خود وعده بهشت می دهند و بیان می کنند که آتش جهنم به ما نمی رسد مگر مدت محدودی.


وقالوا لن تمسنا النار إلا أياما معدودة قل أتخذتم عند الله عهدا فلن يخلف الله عهده أم تقولون على الله ما لا تعلمون(80/البقره)
گفتند هرگز آتش جهنم جز چند روزي بما نميرسد. بگو آيا از خدا تعهدي گرفته‌ايد؟ اگر گرفته‌ايد خدا هرگز خلاف تعهد خود كاري نميكند، يا ندانسته از طرف خدا حرف ميزنيد؟

و این گونه است که هر فرقه ایی از اهل کتاب با سخنان دروغی که بخداوند سبحان نسبت می دهند بذر اختلاف و دوگانه پرستی در بین خود می کارند.

اسرائيل كيست ؟! آيا يعقوب است ؟!!

كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (3:93)

همه غذاها(ى پاک) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم کرده بود؛ (مانند گوشت شتر که براى او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست مى‏گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد!

در مورد اينكه اسرائيل همان يعقوب است شك برانگيز است زيرا خداوند در هر آيه اي كه مربوط به يعقوب مي شده است وي را به اسم خودش خطاب مي كند د ر سوره يوسف و سوره بقره و در ديگر سوره ها وي را به اسم يعقوب خطاب مي كند . به نظر من اسرائيل همان يعقوب نيست و يك رسول ديگر بوده كه اسمش اسرائيل بوده است و قوم بني اسرائيل جدا از قوم و فرزندان يعقوب است .؟!
به هر حا به نظر مي رسد اسرائيل پيرو شريعت موسي و كتاب تورات بوده است . از طرفي به نظر مي رسد اسرائيل را همان يعقوب جلوه دادن از كتب حديث و پيروان حديث صادر شده است و گرنه از قرآن دليلي نداريم .
به هر حال خوشحال مي شوم نظر شما را در مورد اين آيه و اسرائيل بدانم .

بنده هم با شما کاملا موافقم ما از قرآن هیچ دلیلی نداریم اسرائیل همان یعقوب باشد. البته به عقیده بنده این آیه نیاز به بررسی بیشتری دارد که ان شاء الله در فرصت مناسب به آن خواهیم پرداخت


در ضمن در مورد آيه 113 نظرتان چيست ؟ به نظر شما ترجمه در ست اين آيه چيست؟!
لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ (3:113)
آنها همه يکسان نيستند؛ از اهل کتاب، جمعيّتى هستند که (به حق و ايمان) قيام مى‏کنند؛ و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى‏خوانند؛ در حالى که سجده مى‏نمايند.

به نظرم گروهي از اهل كتاب بر كتاب آسماني قبل از قرآن استوار و راسخ بوده اند و نشانه ايمانشان هم اين است كه در اوقات شب آيات خدا را مي خوانند و سجده وي مي كنند . مثلا ممكن است در بين يهوديان و مسيحيان گروهي هستند كه به واقع مسلمان هستند و از تحريفات و احاديث وارده به تورات و انجيل دوري مي كنند و الله را مي پرستند نه عزيز و مسيح را .
به هر حال فرق است بین یهودیان و مسیحیانی که اکنون وجود دارند یا اهل کتاب واقعی


خداوند متعال هنگام هبوط آدم پیام خیلی مهمی خطاب به بنی آدم عنوان می کند


يبني ءادم إما يأتينكم رسل منكم يقصون عليكم ءايتي فمن اتقى وأصلح فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون(35/الاَعَراف)
اى فرزندان آدم! اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند، كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى شوند.

مسلما کسانی که این پیام پروردگار را با دل جان گوش فرا دهند و به آن عمل کنند از هر گروه و قبیله ایی باشند بنا به وعده خداوند سبحان اهل نجات خواهند بود.

امید است خداوند متعال ما را زمره آنان قرار دهد. انشاء الله

یا الله

seratallah
Saturday 1 August 2009, 07:23PM
بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام
برادر هادي و زد ايكس نظرتان در مورد آيات مربوط به ربا چيست ؟ ! اصولا تعريف جامع و كاملي كه مي توان از ربا داشت چيست ؟
نظرتان در مورد بانك ها ي كشورمان چيست ؟! آيا سيستم سود بانكي و كارمزده هاي كه مي گيرند به گو نه اي ربا نمي باشد . حساب هاي قرض الحسنه و سپرده و طرح هاي سرمايه گذاري بلند مدت و كوتاه مدت بانكها به نظرتان اسلامي است ؟!!.

آل عمران آيه 130 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! ربا (و سود پول) را چند برابر نخوريد! از خدا بپرهيزيد، تا رستگار شويد!

بقره آيه 275 : الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
آنها كه مي خورند سود بر سود را بر نخيزند مگر همچنانكه برمي خيزد آنكه مصروع مي كندش شيطان از جنون ، آن به اين است كه انها گفتند نيست بيع مگر مثل ربا و حلال كرده خدا بيع را و حرام كرده ربا را پس آنكه آمد او را پندي از پروردگارش ، پس باز ايستاد مراو راست آنچه گذاشت و كارش با خداست و كسيكه عود كرد پس ايشان اهل آتشند ، ايشان در آن جاويدانند .

بقره آيه 276 : يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ
خداوند، ربا را نابود مى‏کند؛ و صدقات را افزايش مى‏دهد! و خداوند، هيچ انسانِ ناسپاسِ گنهکارى را دوست نمى‏دارد.

بقره آيه 278 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! ازخدا بپرهيزيد، و آنچه از ربا باقى مانده، رها کنيد؛ اگر ايمان داريد!

روم آيه 30 : وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
آنچه بعنوان ربا مى‏پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت؛ و آنچه را بعنوان زکات مى‏پردازيد و تنها رضاى خدا را مى‏طلبيد (مايه برکت است؛ و) کسانى که چنين مى‏کنند داراى پاداش مضاعفند.

سعي كردم با جستجو در قرآن آياتي كه كلمه ربا در آنها هست بياورم . به هر حال نظر شما در مورد سيستم بانكي و كلا ربا بفرمائيد ؟!.

seratallah
Saturday 1 August 2009, 07:24PM
با سلام
چند روز پيش به يك موضوع پي بردم و به نظرم اين نظريه درست تر باشد ، به هر حال نظر شما برايم جالب است .
به نظر شما يهود و نصاري كه خداوند از آنها در قران نام برده است ، نام هاي است ، خداوند متعال نام نهاده يا خود پيروان موسي و عيسي ساخته اند ، به نظر من خداوند آنها را هم مسلمان خطاب مي كرده است و نام هاي يهودي و نصاري ساخته بشر مي باشد و ربطي به دين مبين اسلام ندارد ، مثل همين نام هاي حنفي ، مالكي ، شافعي ، زيديه و شيعه و ... در فرقه هاي اسلام رواج يافته است .
در اينجا آيات و دلايلي ارائه مي كنم منتظر نظر شما هستم ؟!
خداوند مي فرمايد هيچ ديني از شما نمي پذيرم به جز اسلام ؟! آيا اين به ان معنا نيست، ديگر اديان هم اسلام بوده اند اما اين پيروان بعد از رسولانشان با تفرقه شيطان شعبه شعبه و نام و اسمي براي خودشان ساختند :
آل عمران آيه 19 : إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ
دين در نزد خدا، اسلام است. و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نکردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود؛ و هر کس به آيات خدا کفر ورزد ، خداوند سريع الحساب است.

آل عمران آيه 85 : وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.

از طرفي خداوند در قران موسي ، عيسي ، ابراهيم و نوح را مسلمان خطاب مي كند ، اين يعني مسلماني ، تنها نامي است كه از زمانيكه حضرت ابراهيم خانه كعبه را بنا نهاد ترويج يافت و همه خود را مسلمان به معني تسليم فرمان الله در هر كدام از كتب آسمانيش مي دانستند .
مثلا به اين آيات توجه كنيد :
آل عمران آيه 52 : فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
هنگامى که عيسى از آنان احساس کفرکرد، گفت: «کيست که ياور من به سوى خدا ، حواريان گفتند: «ما ياوران خداييم؛ به خدا ايمان آورديم؛ و تو (نيز) گواه باش که ما اسلام آورده‏ايم.

مائده آيه 111 : وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ
و (به ياد آور) زمانى را که به حواريون وحى فرستادم که: «به من و فرستاده من، ايمان بياوريد!» آنها گفتند: «ايمان آورديم، و گواه باش که ما مسلمانيم!»
اين آيات عيسي و حواريون را مسلمان خطاب مي كند در حالي كه الان به مسيحيت و يا همان نصاري معروف است و شامل فرقه هاي مثل كاتوليك ، پروتستان و ... مي باشد .

آل عمران آيه 67 : مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.
در اين آيه به صراحت به اختلاف و مناقشه اي كه يهود و نصاري را انداخته بود و مي خواست ابراهيم را پيرو خود نشان دهد ، الله مي فرمايد او حق گرايي مسلم ، يعني مسلمان بود .

در سوره يونس آيه 72 در ادامه خبر نوح در آيه 71 ، خداوند از زبان نوح د رآيه 72 مي فرمايد : فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
اگر از قبول دعوتم روى بگردانيد، من از شما مزدى نمى‏خواهم؛ مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم که از مسلمين باشم .!!

در سوره يونس آيه 84 موسي قومش را مورد خطاب قرار مي دهد و مي گويد :
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ
موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده‏ايد، بر او توکّل کنيد اگر تسليم فرمان او هستيد!»
حتي در ادامه آيات سوره يونس در آيه 90 به نكته جالبي برخوردم نشان مي دهد ، فرعون در زماني كه مي خواست غرق بشود ، ايمان مي آورد و كلمه "مسلمين" را مي گويد اما ايمانش سودي برايش ندارد : وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم؛ و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند؛ هنگامى که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم که هيچ معبودى، جز کسى که بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمين هستم!»

در مورد رسول قرآن حضرت محمد به كرات و بسيار تاكيد كرده است ، مسلمانم و دينم اسلام است ، حال به نظر شما با اين همه آيه وآدرس نشان نمي دهد يهود و نصاري اسمهاي نيست كه مورد تائيد خداوند و از جانب خداوندآمده باشد ، بلكه ساخته بشر مي باشد و..؟! .

آنعام آيه 14 : قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ
بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب کنم؟! (خدايى) که آفريننده آسمانها و زمين است؛ اوست که روزى مى‏دهد، و از کسى روزى نمى‏گيرد.» بگو: «من مأمورم که اول مسلمان باشم؛ و از مشرکان نباش!»

دعاي يوسف براي اينكه مسلمان بميرد و همه شواهد نشان مي دهد مسلماني درجه برتري است و مسلمان مردن واقعا افتخار بزرگي است . ( سوره يوسف آيه 101)
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
پروردگارا! بخشى (عظيم) از حکومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

يك ديدگاه ديگر به نظرم مي آيد ، اما فكر مي كنم اين ديدگاه غلط است ، مثلا كلمه " مسلمان و اسلام" در عربي به اين شكل نوشته مي شود و به همين خاطر در قران به اين رسم و خط آمده است و مترادف و هم معني اين كلمات در زبان هاي عبري و غيره ، زبان قوم موسي ، نوح و ابراهيم و ديگر رسولان چيزي ديگر است ،اما وقتي مي بينم از كلمات يهود و نصاري نام مي برد و در مقابل انها را رد مي كند و در تناقض با مسلماني خطاب مي كند و در بسياري از موارد ، يهود و نصاري را به خاطر سخناني مي گفتند سرزنش مي كند ، نشان مي دهد اين نامها را خداوند نام ننهاده است .
سوره توبه آيه 30 : وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى کفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است که با زبان خود مى‏گويند، که همانند گفتار کافران پيشين است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟!

در مورد اهل كتاب هم نظراتي دارم به زودي بعد از دريافت نظرات شما برادران ارجمند
مي نويسم ، دعاي خيرتان را از برادر كوچكتان دريغ نفرمائيد.
به اميد روزي كه همه ما جهانيان مسلمان واقعي و پيرو واقعي كلام حق باشيم .
الحمدلله رب العالمين .

zxcv
Sunday 2 August 2009, 12:53AM
به نظر شما يهود و نصاري كه خداوند از آنها در قران نام برده است ، نام هاي است ، خداوند متعال نام نهاده يا خود پيروان موسي و عيسي ساخته اند ، به نظر من خداوند آنها را هم مسلمان خطاب مي كرده است و نام هاي يهودي و نصاري ساخته بشر مي باشد و ربطي به دين مبين اسلام ندارد ، مثل همين نام هاي حنفي ، مالكي ، شافعي ، زيديه و شيعه و ... در فرقه هاي اسلام رواج يافته است .

برادرم صراط الله . سلام علیکم

من با نظر جنابعالی کاملا موافقم و اینجانب هم در چندین مقاله در وبلاگم به این واقعیت اشاره کرده ام .

نظرتان در مورد بانك ها ي كشورمان چيست ؟! آيا سيستم سود بانكي و كارمزده هاي كه مي گيرند به گو نه اي ربا نمي باشد . حساب هاي قرض الحسنه و سپرده و طرح هاي سرمايه گذاري بلند مدت و كوتاه مدت بانكها به نظرتان اسلامي است ؟!!.


ان شاء الله مطلب مفصلی در این زمینه می نویسم ولی به طور خلاصه اینکه در سیستم بانکداری ایران ، گناه ربا خواری و نزول خوری موج می زند و این را حتی علمای شیعه هم به ان معترف هستند . همچنین کارمزد هم یک نوع کلاه شرعی است که انها بر روی ربا گذارده اند .
بانکداران در مقابل هر گونه اصلاح در این سیستم بانکداری غیر اسلامی مقاومت به خرج می دهند و حتی وقتی رئیس جمهور قصد کرد که سود بانکی را متعادل کند به بهانه های واهی به مخالفت با او پرداختند . این نشان می دهد که ایران از یک بانکداری ناسالم و غیر کارامد استفاده می برد که حیات و دوام خود را به جای کار در عرصه تولید در ربا و نزول خواری می بیند .

وسلام یا الله

hady
Sunday 9 August 2009, 09:51PM
بسم الله الرحمن الرحيم







با سلام
برادر هادي و زد ايكس نظرتان در مورد آيات مربوط به ربا چيست ؟ ! اصولا تعريف جامع و كاملي كه مي توان از ربا داشت چيست ؟
نظرتان در مورد بانك ها ي كشورمان چيست ؟! آيا سيستم سود بانكي و كارمزده هاي كه مي گيرند به گو نه اي ربا نمي باشد . حساب هاي قرض الحسنه و سپرده و طرح هاي سرمايه گذاري بلند مدت و كوتاه مدت بانكها به نظرتان اسلامي است ؟!!.

آل عمران آيه 130 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! ربا (و سود پول) را چند برابر نخوريد! از خدا بپرهيزيد، تا رستگار شويد!

بقره آيه 275 : الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
آنها كه مي خورند سود بر سود را بر نخيزند مگر همچنانكه برمي خيزد آنكه مصروع مي كندش شيطان از جنون ، آن به اين است كه انها گفتند نيست بيع مگر مثل ربا و حلال كرده خدا بيع را و حرام كرده ربا را پس آنكه آمد او را پندي از پروردگارش ، پس باز ايستاد مراو راست آنچه گذاشت و كارش با خداست و كسيكه عود كرد پس ايشان اهل آتشند ، ايشان در آن جاويدانند .

بقره آيه 276 : يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ
خداوند، ربا را نابود مى‏کند؛ و صدقات را افزايش مى‏دهد! و خداوند، هيچ انسانِ ناسپاسِ گنهکارى را دوست نمى‏دارد.

بقره آيه 278 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! ازخدا بپرهيزيد، و آنچه از ربا باقى مانده، رها کنيد؛ اگر ايمان داريد!

روم آيه 30 : وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
آنچه بعنوان ربا مى‏پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت؛ و آنچه را بعنوان زکات مى‏پردازيد و تنها رضاى خدا را مى‏طلبيد (مايه برکت است؛ و) کسانى که چنين مى‏کنند داراى پاداش مضاعفند.


سعي كردم با جستجو در قرآن آياتي كه كلمه ربا در آنها هست بياورم . به هر حال نظر شما در مورد سيستم بانكي و كلا ربا بفرمائيد ؟!.

با سلام
جناب صراط الله
ربا به معنی: بخش زیاد شده، فزونی یافته، فزونی، زیادی، افزوده است، و معادل « بهره» در زبان فارسی است. وقتی چیزی به کسی می دهیم و زیـاده از آنچه بوی داده ایم از وی پس میگیریم، آن بخش زیادی ربا نامیده می شود.
طبق آیاتی که اشاره نمودید بهره ای که بانک ها می گیرد مسلماً ربا است و حرام است. و بهره ای که ميدهد نيز ربا و حرام است. سود بانکی یا کارمزد فرقی نمی کند این فقط نوعی بازی با کلمات است همه اینها به نوعی ربا بحساب می آیند.

و اما در خصوص ربا دهنده
تا انجا که اطلاع دارم در قرآن فقط از ربا خورنده و ربا خوردن صحبت شده و تحریم شده است. ولی از ربا دهنده صحبتی نشده است.
نظر شما در خصوص ربا دهنده چیست؟ آیا ایشان هم در فعل حرام شخص ربا خورنده شریک هستند؟ یا خیر؟

hady
Sunday 9 August 2009, 11:29PM
با سلام




چند روز پيش به يك موضوع پي بردم و به نظرم اين نظريه درست تر باشد ، به هر حال نظر شما برايم جالب است .
به نظر شما يهود و نصاري كه خداوند از آنها در قران نام برده است ، نام هاي است ، خداوند متعال نام نهاده يا خود پيروان موسي و عيسي ساخته اند ، به نظر من خداوند آنها را هم مسلمان خطاب مي كرده است و نام هاي يهودي و نصاري ساخته بشر مي باشد و ربطي به دين مبين اسلام ندارد ، مثل همين نام هاي حنفي ، مالكي ، شافعي ، زيديه و شيعه و ... در فرقه هاي اسلام رواج يافته است .
در اينجا آيات و دلايلي ارائه مي كنم منتظر نظر شما هستم ؟!
خداوند مي فرمايد هيچ ديني از شما نمي پذيرم به جز اسلام ؟! آيا اين به ان معنا نيست، ديگر اديان هم اسلام بوده اند اما اين پيروان بعد از رسولانشان با تفرقه شيطان شعبه شعبه و نام و اسمي براي خودشان ساختند :
آل عمران آيه 19 : إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ
دين در نزد خدا، اسلام است. و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نکردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود؛ و هر کس به آيات خدا کفر ورزد ، خداوند سريع الحساب است.

آل عمران آيه 85 : وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.

از طرفي خداوند در قران موسي ، عيسي ، ابراهيم و نوح را مسلمان خطاب مي كند ، اين يعني مسلماني ، تنها نامي است كه از زمانيكه حضرت ابراهيم خانه كعبه را بنا نهاد ترويج يافت و همه خود را مسلمان به معني تسليم فرمان الله در هر كدام از كتب آسمانيش مي دانستند .
مثلا به اين آيات توجه كنيد :
آل عمران آيه 52 : فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
هنگامى که عيسى از آنان احساس کفرکرد، گفت: «کيست که ياور من به سوى خدا ، حواريان گفتند: «ما ياوران خداييم؛ به خدا ايمان آورديم؛ و تو (نيز) گواه باش که ما اسلام آورده‏ايم.

مائده آيه 111 : وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ
و (به ياد آور) زمانى را که به حواريون وحى فرستادم که: «به من و فرستاده من، ايمان بياوريد!» آنها گفتند: «ايمان آورديم، و گواه باش که ما مسلمانيم!»
اين آيات عيسي و حواريون را مسلمان خطاب مي كند در حالي كه الان به مسيحيت و يا همان نصاري معروف است و شامل فرقه هاي مثل كاتوليك ، پروتستان و ... مي باشد .

آل عمران آيه 67 : مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.
در اين آيه به صراحت به اختلاف و مناقشه اي كه يهود و نصاري را انداخته بود و مي خواست ابراهيم را پيرو خود نشان دهد ، الله مي فرمايد او حق گرايي مسلم ، يعني مسلمان بود .

در سوره يونس آيه 72 در ادامه خبر نوح در آيه 71 ، خداوند از زبان نوح د رآيه 72 مي فرمايد : فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
اگر از قبول دعوتم روى بگردانيد، من از شما مزدى نمى‏خواهم؛ مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم که از مسلمين باشم .!!

در سوره يونس آيه 84 موسي قومش را مورد خطاب قرار مي دهد و مي گويد :
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ
موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده‏ايد، بر او توکّل کنيد اگر تسليم فرمان او هستيد!»
حتي در ادامه آيات سوره يونس در آيه 90 به نكته جالبي برخوردم نشان مي دهد ، فرعون در زماني كه مي خواست غرق بشود ، ايمان مي آورد و كلمه "مسلمين" را مي گويد اما ايمانش سودي برايش ندارد : وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم؛ و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند؛ هنگامى که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم که هيچ معبودى، جز کسى که بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمين هستم!»

در مورد رسول قرآن حضرت محمد به كرات و بسيار تاكيد كرده است ، مسلمانم و دينم اسلام است ، حال به نظر شما با اين همه آيه وآدرس نشان نمي دهد يهود و نصاري اسمهاي نيست كه مورد تائيد خداوند و از جانب خداوندآمده باشد ، بلكه ساخته بشر مي باشد و..؟! .

آنعام آيه 14 : قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ
بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب کنم؟! (خدايى) که آفريننده آسمانها و زمين است؛ اوست که روزى مى‏دهد، و از کسى روزى نمى‏گيرد.» بگو: «من مأمورم که اول مسلمان باشم؛ و از مشرکان نباش!»

دعاي يوسف براي اينكه مسلمان بميرد و همه شواهد نشان مي دهد مسلماني درجه برتري است و مسلمان مردن واقعا افتخار بزرگي است . ( سوره يوسف آيه 101)
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
پروردگارا! بخشى (عظيم) از حکومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

يك ديدگاه ديگر به نظرم مي آيد ، اما فكر مي كنم اين ديدگاه غلط است ، مثلا كلمه " مسلمان و اسلام" در عربي به اين شكل نوشته مي شود و به همين خاطر در قران به اين رسم و خط آمده است و مترادف و هم معني اين كلمات در زبان هاي عبري و غيره ، زبان قوم موسي ، نوح و ابراهيم و ديگر رسولان چيزي ديگر است ،اما وقتي مي بينم از كلمات يهود و نصاري نام مي برد و در مقابل انها را رد مي كند و در تناقض با مسلماني خطاب مي كند و در بسياري از موارد ، يهود و نصاري را به خاطر سخناني مي گفتند سرزنش مي كند ، نشان مي دهد اين نامها را خداوند نام ننهاده است .
سوره توبه آيه 30 : وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى کفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است که با زبان خود مى‏گويند، که همانند گفتار کافران پيشين است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟!

در مورد اهل كتاب هم نظراتي دارم به زودي بعد از دريافت نظرات شما برادران ارجمند
مي نويسم ، دعاي خيرتان را از برادر كوچكتان دريغ نفرمائيد.
به اميد روزي كه همه ما جهانيان مسلمان واقعي و پيرو واقعي كلام حق باشيم .

الحمدلله رب العالمين .

جناب صراط الله
بیان شیوا و دلنشین شما دیگر مجالی برای اظهار نظر بنده باقی نمی گذارد. خداوند سبحان در این راهی که پیش گرفته ایید یار و نگهدار شما باشد ان شاء الله
یا حق

seratallah
Wednesday 12 August 2009, 05:19PM
با سلام
وجود شما دوستان باعث دلگرمی من می شود تا به نوشتن خود ادامه بدهم .
نوشته های شما تا به حال راه گشایی بسیاری از مسائلم بوده است و اصولا بحث در مورد ایات باعث روشن شدن حقایقی برایم می شود
از برادر زد ایکس در مورد سیستم بانکی مطلبی ارسال نشده
منتظر نظر و دیدگاه شما هستم
در ادامه یک سوال در مورد نماز در حالت جنگ مطرح می کنم
منتظر شما در موارد و موضوعات دیگر هستم
اگر نظر و برداشتی دارید بفرمایید تا نقد و بررسی کنیم
ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید

seratallah
Wednesday 12 August 2009, 05:20PM
بسم الله الرحمن الرحيم

نماز در حالت جنگ

با سلام
برادر هادي و زد ايكس نظرتان در مورد مطالب مربوط به نماز در حالت جنگ چيست؟!

خداوند در تمامي حالات و شرايط به نماز اشاره داشته و ترك نماز را به هر دليلي رد مي كند به گونه اي كه حتي در حالت جنگ نيز مي بايست نماز را به پا داشت .
اما يك سوال پيش مي آيد و آن اينكه : پيامبر در زمان جنگ چگونه نماز را به جماعت مي خوانده است ؟! در ايه نساء102 اشاراتي به آن شده است اما نحوه و چگونگي اين نماز سوال برانگيز است ، به نظر شما چگونه اين نماز را مي خوانده است ؟!
مثلا وقت نماز ظهر در حالت جنگ بوده اند و رسول به اقامه نماز مي پردازد عده اي پشت سر وي با سلاح و وسايل جنگ به وي اقتدا مي كنند و رسول مشغول نماز مي گردد ،و همين كه رسول به سجده رفت ، اين گروه نماز خود را تمام مي كنند و گروه ديگر كه نماز نخوانده اند مي آيد و آينها به ميدان جنگ مي روند و گروه دوم به حالت آماده باش و جنگي پشت سر رسول به وي اقتدا مي كنند و نماز مي گذارند.( 2ركعت گروه اول با رسول مي خوانند و 2 ركعت گروه دوم ؟!)

آيه مورد بحث آيه 102 سوره نساء مي باشد :
وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا
و هنگامى که در ميان آنها باشى، و (در ميدان جنگ) براى آنها نماز را برپا کنى، بايد دستهاى از آنها با تو (به نماز) برخيزند، و سلاحهايشان را با خود برگيرند؛ و هنگامى که سجده کردند ، بايد به پشتِ سرِ شما (به ميدان نبرد) بروند، و آن دسته ديگر که نماز نخواندهاند (و مشغول پيکار بودهاند)، بيايند و با تو نماز بخوانند؛ آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان (را در حال نماز) با خود حمل کنند؛ (زيرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهاى خود غافل شويد و يکباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار (و مجروح )هستيد، مانعى ندارد که سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد؛ ولى وسايل دفاعى (مانند زره و خود را) با خود برداريد خداوند عذاب خوارکنندهاى براى کافران فراهم ساخته است.

مرحوم برقعي در كتاب "تابشي از قران " ، صفحه 313 برداشت خود را از آيه اينگونه بيان مي دارد : در حالت جنگ نبايد نماز را ترك كرد و در اين حالت مجاهدين دو قسمت ميشوند ، عده اي در مقابل دشمن ايستاده و عده اي رفته و به امام اقتدا كرده و ركعت اول را با امام مي خوانند و چون سجده ركعت اول را تمام كردند ، برخاسته و جلوي دشمن مي روند و عده اي ديگر كه نماز نخوانده اند مي آيند و به امام اقتدا مي كنندو ركعت دوم را با پيش نماز به جا مي آورند ، و هر مقدار از نمازشان باقي مانده در بين راه و يا در مقابل دشمن تمام مي كنند .

به نظرم برداشت برقعي نزديكتر به حقيقت مي باشد زيرا در آيه 103 خداوند نماز در حالت خوابيده و بر پهلو افتاده و... تجويز كرده است نشان مي دهد در هر حالت ، به فرض اينكه ، مثلا من در تاكسي باشم و وقت نماز شده باشد و در اين حالت من مي توانم در حالت نشسته داخل تاكسي نمازم را با ذكر و ياد خدا به پا دارم تا وقتي به منزل و يا مسجدي رسيدم نمازم را كامل به جا آورم .
فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا (4:103)
و هنگامى که نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد کنيد؛ ايستاده، و نشسته، و در حالى که به پهلو خوابيدهايد! و هرگاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهيد، زيرا نماز، در وقتي معيّن براى مؤمنان واجب شده است .
در پايان همين آيه تاكيد الله را بر نماز در وقت معين نشان مي دهد اينكه ما نمازمان در وقت خودش نخوانيم وبگوييم قضاي نماز را به جا مي آوريم صحيح نيست و اصلا نماز قضايي وجود ندارد .

در سوره بقره آيه 239 هم اشاراتي به نماز در حالت ترس و ذكر الله بعد از امنيت اشاراتي داشته است :
فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ
و اگر (به خاطر جنگ، يا خطر ديگرى) بترسيد، (نماز را) در حال پياده يا سواره انجام دهيد! اما هنگامى که امنيت خود را بازيافتيد، خدا را ياد کنيد، همانگونه که خداوند، چيزهايى را که نمىدانستيد، به شما تعليم داد.

اياتي ديگر نيز وجود دارد ، اما نظر شما در مورد آيه 103 برايم مهم است كه اين اقتدا و پيش نمازي به چه حالت مي توانسته باشد ؟!

seratallah
Saturday 15 August 2009, 06:14PM
با سلام
در مورد سیستم بانکی کشور و همچنین ربا خواری بانک ها مطالبی دارم منتظرم شما مطالب خود را ارسال کنید تا نظر خود را بیان کنم
منتظرم

hady
Tuesday 18 August 2009, 11:35AM
مرحوم برقعي در كتاب "تابشي از قران " ، صفحه 313 برداشت خود را از آيه اينگونه بيان مي دارد : در حالت جنگ نبايد نماز را ترك كرد و در اين حالت مجاهدين دو قسمت ميشوند ، عده اي در مقابل دشمن ايستاده و عده اي رفته و به امام اقتدا كرده و ركعت اول را با امام مي خوانند و چون سجده ركعت اول را تمام كردند ، برخاسته و جلوي دشمن مي روند و عده اي ديگر كه نماز نخوانده اند مي آيند و به امام اقتدا مي كنندو ركعت دوم را با پيش نماز به جا مي آورند ، و هر مقدار از نمازشان باقي مانده در بين راه و يا در مقابل دشمن تمام مي كنند

به نام خداوند سبحان و با سلام
جناب صراط الله
هر چند روشی که جناب برقعی برای اقامه نماز توضیح دادند را مخالف کلام خدا نمی بینم اما بعقیده بنده معنای سجدو در جمله فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ انجام عمل سجده نیست بلکه در اینجا بمعنای انجام فریضه نماز با لحاظ نمودن شرایطی که خداوند سبحان در آیه قبلی بیان نمودند می باشد.
به آیه زیر دقت کنید
ورفعنا فوقهم الطور بميثقهم وقلنا لهم ادخلوا الباب سجدا وقلنا لهم لا تعدوا في السبت وأخذنا منهم ميثقا غليظا(154/الِنساء)
و كوه طور را به يادبود پيمان [با] آنان بالاى سرشان افراشته داشتيم و به آنان گفتيم سجده‏كنان از در درآييد و [نيز] به آنان گفتيم در روز شنبه تجاوز مكنيد و از ايشان پيمانى استوار گرفتيم

خداوند متعال در این آیه به بنی اسرائیل امر فرموده که سجده کنان وارد شهر شوید. مسلما در اینجا نیز منظور از "سجدا" انجام عمل سجده نیست بلکه بمعنای تسلیم شدن برابر امر خدا است .
نظر شما در این خصوص چیست؟
یا الله

seratallah
Tuesday 18 August 2009, 06:15PM
با سلام
نوشته شما جالب است به نظرم سخن شما که فرمودید :
خداوند متعال در این آیه به بنی اسرائیل امر فرموده که سجده کنان وارد شهر شوید. مسلما در اینجا نیز منظور از "سجدا" انجام عمل سجده نیست بلکه بمعنای تسلیم شدن برابر امر خدا است .
در ست می باشد اما در آیه مورد بحث می گوید عده ای سلاح به دست بگیرند و پشت سر رسول به نماز به ایستند این مورد نیاز به بررسی بیشتر دارد انشا الله زوایایی دیگر این موضوع را با تفکر و تعقل و هدایت الله خواهیم دانست .
یا الله


به نام خداوند سبحان و با سلام
جناب صراط الله
هر چند روشی که جناب برقعی برای اقامه نماز توضیح دادند را مخالف کلام خدا نمی بینم اما بعقیده بنده معنای سجدو در جمله فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ انجام عمل سجده نیست بلکه در اینجا بمعنای انجام فریضه نماز با لحاظ نمودن شرایطی که خداوند سبحان در آیه قبلی بیان نمودند می باشد.
به آیه زیر دقت کنید
ورفعنا فوقهم الطور بميثقهم وقلنا لهم ادخلوا الباب سجدا وقلنا لهم لا تعدوا في السبت وأخذنا منهم ميثقا غليظا(154/الِنساء)
و كوه طور را به يادبود پيمان [با] آنان بالاى سرشان افراشته داشتيم و به آنان گفتيم سجده‏كنان از در درآييد و [نيز] به آنان گفتيم در روز شنبه تجاوز مكنيد و از ايشان پيمانى استوار گرفتيم

خداوند متعال در این آیه به بنی اسرائیل امر فرموده که سجده کنان وارد شهر شوید. مسلما در اینجا نیز منظور از "سجدا" انجام عمل سجده نیست بلکه بمعنای تسلیم شدن برابر امر خدا است .
نظر شما در این خصوص چیست؟
یا الله