نمايش نسخه نهائي : فرهنگ كار.. كم كارترين مردم جهانيم
سینا 555
Sunday 1 August 2004, 04:55AM
گزارش از نصرالله دادار
فرهنگ كار در جامعه ما چه جايگاهي دارد و بهره وري نيروي انساني ايران در مقايسه با ساير كشورهاي جهان چقدر است؟
آيا ما جزء ملتهاي پركار و فعال، يا بالعكس جزء ملتهاي تنبل و كم كار جهان هستيم، سهم منابع انساني ما در توليد ناخالص داخلي چقدر است؟ چه درصدي از ثروت ما ناشي از منابع انساني، چه درصد ناشي از سهم ثروت فيزيكي و چه درصد ناشي از سهم ثروت طبيعي است؟
متاسفانه گزارش هاي گوناگون داخلي و خارجي نشان مي دهد كه سهم منابع انساني ايران در توليد ناخالص داخلي بسيار ناچيز و در رديف كشورهاي آخر جهان است و به عبارت ديگر بهره وري نيروي انساني ما خيلي پايين است اين در شرايطي است كه 78 تا 80 درصد درآمد و ثروت كشورهايي مانند ژاپن، آلمان، اسپانيا ناشي از منابع انساني اين كشورهاست.
محققان و متخصصان امور اقتصادي جهان، ثروت مولد كشورهاي گوناگون جهان را ناشي از سه نوع ثروت مي دانند: ذخاير و ثروت هاي طبيعي، ذخاير و ثروت هاي فيزيكي و ذخاير و ثروت هاي انساني.
آنها مي گويند: امروز مهمترين منابع ثروت جهاني، منابع انساني است كه نقش تعيين كننده و غالب يافته و حفظ و گسترش ثروت ملي را ممكن مي سازد.
جايگاه منابع انساني در ثروت ملي
به گزارش بانك جهاني، در سال 1998 ميلادي، سهم منابع انساني ايران در برآورد ثروت سرانه اين كشور، 34 درصد بوده است، در صورتي كه سهم منابع انساني كشوري مانند تركيه 72 درصد ثروت سرانه اين كشور بوده است و اين نشان دهنده يك حقيقت تلخ و تاسف آور است كه كارايي نيروي انساني يك ملتي كه مدعي رهبري جهان اسلام و تمدن سازي است 50 درصد كارايي نيروي انساني كشوري مانند تركيه مي باشد.
براساس همين گزارش در شرايطي كه برآورد ثروت سرانه كشوري مانند ژاپن 565 هزار دلار است كه 80 درصد آن ناشي از منابع انساني و تنها دو درصد از منابع طبيعي است، ثروت سرانه كشور ما 38 هزار دلار (كمتر از 7 درصد ثروت سرانه ژاپن) مي باشد كه 34 درصد آن ناشي از منابع انساني و 29 درصد از منابع طبيعي است.
به عبارت ديگر، در شرايطي كه كشورها و ملتهاي جهان روز به روز به ذخاير و ثروت ملي خود، با رشد منابع انساني مي افزايند، ما از ثروت ملي خود مي كاهيم و آن را صرف تنبلي، ناكارآمدي و پرتوقعي و پرمصرفي نيروي انساني خودمان مي كنيم.
ذكر اين نكته ضروري است كه در حال حاضر 6/79 درصد ثروت جهاني متعلق به 29 كشور صنعتي با درآمد بالا مانندژاپن و آلمان و انگليس، آمريكا و... است، درصورتي كه 9/15 درصد ثروت جهاني متعلق به 100 كشور در حال توسعه و تنها 6/4 ثروت جهاني متعلق به 63 كشور صادركننده مواد خام مانند ايران است. با اين وجود، باز اين كشورهاي صنعتي جهان هستند كه بيشترين بهره وري نيروي انساني را در جهان به خود اختصاص داده اند و دارايي ها و ثروت هاي بي حد و اندازه آنها مانع از تنبلي نيروي انساني اين كشورها نشده است، به قول برخي از كارشناسان اگر ايران جاي يكي از 29 كشور بزرگ صنعتي جهان كه 6/79 درصد ثروت جهان را در اختيار دارند، مي بود شايد مردم ما حتي همين جزيي كاري را هم كه اكنون انجام مي دهند، انجام نمي دادند و ترجيح مي دادند كه همه اوقات خود را به خوشي و شادي و استراحت اختصاص دهند. براي اينكه به عمق فاجعه ناكارآمدي نيروي انساني كشورمان بهتر و بيشتر پي ببريم، در زير توجه شما را به جداول شكاف توسعه منابع انساني كه از سوي بانك جهاني منتشر شده است، جلب مي كنيم.
بهره وري نيروي كار در ايران
به منظور آگاهي بيشتر از وضعيت بهره وري نيروي كار در ايران سري به سازمان ملي بهره وري ايران مي زنيم و از نزديك با دكتر قاسم انصاري رناني قائم مقام مديرعامل اين سازمان، متخصص مديريت رفتار سازماني و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي به گفت وگو مي نشينيم.
دكتر قاسم انصاري در ابتداي اين گفت وگو براي اينكه اهميت نقش نيروي كار در رشد بهره وري و درآمد ملي را به خوبي نشان دهد، به رشد درآمد ملي چين در دهه اخير اشاره مي كند و مي گويد: «چيني ها از سال 1991 تا سال 2001ميلادي يعني ظرف مدت ده سال، درآمد ملي خودشان را دو برابر كردند، در صورتي كه اين دو برابر شدن براي انگلستان 50سال طول كشيد و براي آمريكا در قرن 18، 30سال طول كشيد تا بتوانند درآمد ملي خود را دوبرابر كنند و اين نشان دهنده اين حقيقت است كه مي توان نيروي كار را با زمينه سازي و آموزش و ايجاد انگيزه هاي لازم به بهره وري بالا رساند.»
قائم مقام سازمان ملي بهره وري ايران مي افزايد: «بهره وري نيروي كار در ايران از جمله پايين ترين سطوح بهره وري و رشد بهره وري در حوزه نيروي كار در سطح كشورهاي جهان است.»
وي در ادامه مي گويد: «اعداد و ارقام نشان مي دهد كه رشد بهره وري نيروي كار در سال 2002 و 2003 حدود 5/1درصد است درحالي كه اين رقم براي برنامه چهارم توسعه 5/3درصد به طور متوسط درنظر گرفته شده است. يعني اگر ما نتوانيم در طول پنج سال برنامه چهارم توسعه رشد متوسط سالانه 5/3درصد در بهره وري نيروي كار و يك درصد در بهره وري سرمايه و در مجموع 5/2درصد در بهره وري كل عوامل توليد برسيم، امكان رسيدن به هدف هاي توسعه در برنامه چهارم ميسر نخواهد بود.»
دكتر انصاري در ادامه با مقايسه نيروي انساني شاغل در بخش دولتي ايران و مالزي مي گويد: در مالزي با جمعيتي حدود يك سوم كشور ما(24ميليون نفر)، كل نيروهاي دولتي حدود 60هزارنفر مي باشد كه اين نيرو با كيفيت بسيار بالا مي باشد و در مقابل حقوق مناسبي كه دريافت مي كنند خود را ملزم مي دانند كه بهترين بهره وري و موثرترين عملكرد را در جامعه خودشان ارائه دهند. اما در كشور ما نيروي انساني شاغل در بخش دولتي حدود دو ميليون و230هزارنفر (تقريبا 40برابر نيروي شاغل در بخش دولتي مالزي) است كه با احتساب خانواده هاي آنها بيش از 10ميليون از جمعيت ايران تعلق حقوقي نسبت به دولت دارند. در كنار اين نيروها، نيروهاي مسلح، نيروي انتظامي كه با رعايت ضرورت وجودي آنها در يك منطقه پرخطر، حضور سازمان هاي غيردولتي غيرخصوصي با حجم اقتصادي بسيار بالا، حضور حوزه روحانيت و ساير نيروهاي منسجم در مملكت نشان دهنده اين واقعيت است كه درصد اندكي از نيروي انساني ايران به توليد كالا و خدمات اصلي مي پردازند، مثل كارگران كارخانجات، كشاورزان و كارگران حوزه هاي كشاورزي و كاركنان برخي از واحدهاي خدماتي مورد نياز مثل شهرداري ها و تعداد كثيري از مردم از دسترنج اين تعداد اندك استفاده مي كنند.
قائم مقام مديرعامل سازمان ملي بهره وري مي افزايد: «اگرچه وجود درآمدهاي نفتي و درآمدهاي حاصل از فروش معادن درپوشي براي اين واقعيت تلخ بوده است اما بايد اذعان داشت كه تا تركيب نيروهاي كار به اين شكل است، بهره وري نيروي كار نمي تواند خيلي بيش از آنچه كه هست، رشد كند.»
حقيقت اين است كه امروز همه كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه و حتي عقب مانده هم به اين موضوع اساسي پي برده اند كه نيروي انساني مهمترين نقش را در افزايش بهره وري و ثروت ملي كشورها ايفا مي كند. بر همين اساس اكثر كشورها تلاش مي كنند كه فرهنگ كار و بهره وري نيروي انساني خود را ارتقاء بخشند. آنها خوب مي دانند كه بدون منابع انساني كارآمد، حتي در بهترين وضع ذخاير فيزيكي و ذخاير طبيعي، نمي توان به رشد و توسعه مناسب اقتصادي و اجتماعي دست يافت. بر همين اساس تلاش هاي گسترده اي جهت رشد منابع انساني خود انجام مي دهند. و همواره مي كوشند كه با روش هاي گوناگون، مانند آموزش، افزايش دستمزد، انتصاب مديران كارآمد و... بهره وري نيروي انساني خود را بالا ببرند.
متأسفانه در كشور ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و بخصوص پس از خاتمه دفاع مقدس، به جاي اينكه فرهنگ كار رشد پيدا كند و ارزش و قداست كار كردن افزايش يابد، شرايطي فراهم شده است كه اكثر افراد جامعه از كار كردن فرار مي كنند و همواره دنبال اين هستند كه از راههاي سهل الوصول و بدون اينكه خود را به زحمت و مشقت بيندازند، درآمدهاي بالايي كسب كنند.
به گفته ابوالقاسم سرحدي زاده وزير سابق كار و امور اجتماعي امروز شرايطي در كشور حاكم شده است كه وقتي از فرزندان كارگران سؤال مي شود كه شغل پدرتان چيست، آنها دوست ندارند بگويند كه پدر آنها كارگر است و به عبارت ديگر آنها احساس شرم مي كنند از اينكه پدر آنها كارگر است و طبيعي است كه در چنين جامعه اي بحث كاروكارگر و بهره وري نيروي انساني هيچ جايگاهي ندارد، زيرا عده زيادي در همين جامعه توانسته اند بدون اينكه كار و كوششي داشته باشند، از روش هاي ديگر مانند دلالي، ربا و سوء استفاده از امكانات دولتي و... به سرمايه هاي كلاني دست يابند.
طبيعي است كه در چنين شرايطي فرهنگ كار و توليد در جامعه ما رشد پيدا نخواهد كرد و روز به روز بهره وري نيروي انساني ما كاهش پيدا خواهد كرد، همان طور كه بهره وري نيروي انساني ما از متوسط جهاني نيز خيلي پايين تر است.
سینا 555
Sunday 1 August 2004, 04:59AM
نگرشي به فرهنگ كار در ايران
ارزش كار ما 40سنت ديگران 50دلار
اگر برخي از سازمان ها و مؤسسات دولتي ما تعطيل شود و حتي حقوق كاركنان آنها بدون مراجعه به سازمان هاي مربوطه در منزل به آنها پرداخت شود،ضرر و زيان اقتصادي ناشي از بيكاري آنها به مراتب كمتر از وضع موجود خواهد بود.
به گفته مرحوم دكتر حسين عظيمي ارزش نيروي كار در ايران حدود 40 سنت در هر ساعت است، در حالي كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته بيش از 50 دلار است. به عبارت ديگر ارزش كار يك صنعت گر در يك كشور پيشرفته 125برابر ارزش كار يك صنعت گر ايراني است. متأسفانه اين نماي كلي بهره وري نيروي انساني و فرهنگ كار ما ايراني ها در سطح جهان است. تأسف بارتر اين است كه فرهنگ كار و بهره وري نيروي انساني ما در شرايطي به پايين ترين سطح خود در جهان رسيده است كه داراي بزرگترين پشتوانه ديني و ملي براي ارتقاي فرهنگ كار در جامعه هستيم، اما گوش هيچ كسي بدهكار اين حرفها نيست.
تعطيلي ادارات
شايد شما نظر كارشناسان را اغراق آميز بدانيد و باور نكنيد كه تعطيلي برخي از سازمان هاي دولتي و حتي بخشي از واحدهاي خصوصي اقتصادي تر و كارآمدتر از فعال بودن آنهاست، ولي وقتي كه شما از ساعت 8 صبح كه در سازمان ها و مؤسسات دولتي باز و تا عصر كه بسته مي شود توجه به ميزان كار مفيد اين نيروي انساني عظيم بخش دولتي بيندازيد و دقت كنيد كه آنها چند ساعت از وقت كاري خود را صرف خوردن صبحانه، ناهار، نماز، چايي، تلفن، صحبت هاي گوناگون با همكاران، خريد از تعاوني مصرف، پيگيري حقوق و اضافه كار، مسابقات فوتبال در داخل و خارج و... مي كنند و چند ساعت كار مفيد انجام مي دهند، به چنين كارشناساني حق خواهيد داد، زيرا در آن صورت براي شما روشن مي شود كه آنها در مقابل حداكثر يك ساعت كار مفيد، چقدر حقوق و هزينه آب، برق، تلفن، ناهار و سرويس رفت و آمد و اضافه كار به اين سازمان ها تحميل مي كنند و خدا نكند كه يك مدير جدي گرفتار اين نوع كاركنان شود و از آنها بخواهد كه به جاي يك ساعت كار مفيد يك مقدار بيشتر كار كنند و به فكر مملكت باشند كه در آن صورت كاركنان مي خواهند سر آن مدير را ببرند و كف دستشان بگذارند. خلاصه اينكه امروز در اكثر سازمان ها و ادارات دولتي ما، علاوه بر اينكه كاركنان از بهره وري مناسبي برخوردار نيستند، به شدت طلب كار هم هستند و هزاران دليل براي انگيزه كاري نداشتن خود مي آورند. دلايلي مانند كمبود حقوق، بالا بودن هزينه هاي معيشت، مديران ناكارآمد، رواج بي عدالتي و تبعيض در نظام كاري و...
دلايل پايين بودن فرهنگ كار
ما هم معتقديم كه پايين بودن فرهنگ كار در ايران دلايل زيادي دارد و نمي توان آن را گردن مردم انداخت، زيرا همين مردم در دوران پيروزي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس كارهاي بزرگي انجام دادند چون انگيزه كاري آنها بسيار قوي بود. براي نمونه جهاد وزارت راه و ترابري در سال 1361 بعد از فتح خرمشهر، خط آهن 140 كيلومتري اهواز- خرمشهر كه توسط نيروهاي رژيم پليد صدام به كلي منهدم شده بود را ظرف سه ماه بازسازي و آماده بهره برداري كرد، اما امروز احداث يك خط آهن 40 كيلومتري بين تهران تا كرج، چند سال طول مي كشد و اين نشان مي دهد كه انگيزه هاي كاري نيروي انساني جامعه ما به شدت افت كرده است و به مرحله خطرناكي رسيده است. حقيقت اين است اگر بخواهيم با اين وضع كشور را اداره كنيم و هركسي بخواهد به دلايلي حتي منطقي كار نكند و بهره وري نيروي انساني افزايش نيابد، اوضاع از وضع موجود بدتر خواهد شد و نه تنها مسئله گراني، تورم، بيكاري، كمبود حقوق و مشكلات معيشتي حل نخواهد شد، بلكه با بحران هاي جدي ديگري روبرو خواهيم شد كه عمدتاً گريبان گير خود ما يعني مردم و ملت خواهد شد. در آن صورت ديگر نمي توان روي فروش نفت حتي به بالاترين قيمت حساب كرد، زيرا ملتي كه نتواند با كار وتلاش و كوشش، ارزش افزوده خود را بالا ببرد، بزرگترين ذخاير طبيعي هم جوابگوي آنها نخواهد بود و سرانجام به پايان خواهد رسيد.
ارزش كار در جامعه
آنچه كه باعث تأسف است اين كه ما در شرايطي از پايين تر سطح بهره وري نيروي انساني برخوردار هستيم و در حالي پايين ترين فرهنگ كار در جهان را به خود اختصاص داده ايم كه فرهنگ ديني، مذهبي و ملي ما به شدت مشوق كار و كوشش و تلاش است. در فرهنگ ديني ما كار و كوشش به اندازه جهاد در راه خدا ارزش دارد و پيغمبر عظيم الشان اسلام(ص) بر دست كارگر بوسه مي زند، اما امروز كار كردن و كارگر بودن در كشور ما ننگ و عار است و در شرايطي كه بسياري از جوانان كشور بيكار هستند، حاضر نيستند در خيلي از كارها مانند كارهاي كشاورزي، دامداري، عمراني، ساختماني و ... مشغول كار شوند و به همين دليل در حال حاضر بخش زيادي از كارهاي عمراني و كشاورزي ما توسط كارگران افغاني انجام مي شود و اگر موضوع خروج افغاني ها از كشور جدي تر گرفته شود، حداقل بخشي از كارهاي ساختماني ما مي خوابد. ما امروز در شرايطي قرار گرفته ايم كه جوانان كشور و به قول معروف نسل سومي ها به هيچ عنوان زير بار كار نمي روند و مي خواهند كه يك شبه ميليونر و ميلياردر شوند. آنها مي گويند: «ما تجربه گذشته پدرانمان را تكرار نمي كنيم كه بخواهيم مثل آنها يك عمر كارگري يا كشاورزي كنيم و بعد از سالها كار و كوشش در تامين نيازهاي اوليه زندگي خود مشكل داشته باشيم.»
اشتباه پدرانمان را تكرار نمي كنيم
حسين تقي زاده يكي از جوانان بيكار كشور در پاسخ به اين سؤال كه چرا علي رغم اين كه بيكار هستيد، در برخي از زمينه ها مانند كارهاي ساختماني، كارهاي كشاورزي و خدماتي مشغول كار نمي شويد، مي گويد: «پدر من كارگر ساختماني است و با چندين سال سابقه كار قادر نيست زندگي ما را اداره كند. او با وجود اين كه يك كار سنگين انجام مي دهد، حداقل حقوق را دريافت مي كند و اضافه بر اين هيچ امنيت شغلي ندارد و هر وقت كه كار نباشد، يا روزهاي زمستان كه كار بنايي كساد است، او بايد در خانه بدون دستمزد بماند. بنابراين طبيعي است كه من راه او را دامه نخواهم داد.»
وي مي افزايد: «اگر من ده ميليون تومان پول داشتم، به هيچ عنوان دنبال كار نبودم. چرا كه اين پول را به هر كسي مي دادم ماهي حداقل 003 هزار تومان به من مي داد و امروز يك ليسانسيه هم در ادارات دولتي نمي تواند اين حقوق را دريافت كند، تا چه برسد به اين كه سطح تحصيلات او مثل من زير ديپلم باشد.»
حسين تقي زاده در پاسخ به اين سؤال كه مگر شما نمي دانيد كه سود پول رباست و ربا در اسلام حرام است، مي گويد: «من هم از طريق گوناگون شنيده ام كه سود پول حرام است ولي از آن طرف هم شنيده ام كه راه هاي گوناگوني وجود دارد كه بتوان آن را حلال كرد. امروز عده زيادي از طريق سود پول و ربا زندگي خود را اداره مي كنند و اتفاقا مذهبي هم هستند يعني هم نماز مي خوانند و هم روزه مي گيرند و هم به مكه مي روند و اگر اين كار حرام بود كه مسئولان كشور جلوي آن را مي گرفتند.»
ادامه.........
سینا 555
Sunday 1 August 2004, 05:00AM
06 هزار تومان حقوق براي ليسانسيه پرستاري
يكي از كاركنان بيمارستان الزهرا اصفهان مي گويد: «در اين بيمارستان حقوق پرستاران با مدرك ليسانس و با گذراندن دو سال دوره طرح براي 291 ساعت كار، 06 هزار تومان در ماه است. مضافا اين كه هيچ كدام از اين پرستاران استخدام رسمي و بيمه نيستند. سؤال من اين است كه اگر شما جاي اين پرستاران مي بوديد، انگيزه كار سختي مانند پرستاري را داشتيد؟ آيا با حقوقي كه 04 درصد پايين تر از حداقل دستمزد قانوني كارگران در كشور است، مي توان كار كرد و احساس مفيد بودن نمود؟ شما هر اندازه هم به اين پرستاران بگوييد كه شما بهترين انسان ها، اشرف مخلوقات و فرشته روي زمين هستيد، فايده اي ندارد، زيرا او مي داند كه عملا كسي براي كار او ارزشي قائل نيست، در شرايطي كه كار مهمي مانند مراقبت از سلامت مردم را به آنها سپرده ايم.»
فرهنگ كار در كارخانه ها
فرهنگ كار نه تنها در ادارات و سازمان ها و موسسات دولتي بسيار ضعيف است بلكه در كارخانه ها و واحدهاي صنعتي هم چنين است. متاسفانه بهره وري نيروي انساني ما در بخش صنعت و كشاورزي هم تعريف چنداني ندارد، اگر چه بهتر از ادارات است. در حال حاضر انگيزه كاري بسيار از كارگران كارخانجات و واحدهاي صنعتي ما به دلايل گوناگوني پايين است و همين امر موجب شده كه بهره وري كار آنها افت كند و قيمت تمام شده يك محصول توليدي افزايش يابد. اين كار تا آنجا پيش رفته است كه در واحدهاي صنعتي كساني كه داراي يك مقدار تحصيلات هستند، دوست ندارند عنوان كارگر را به آنها نسبت دهند.به عبارت ديگر عنوان كارگر، ارزشي مثبت در جامعه كارگري ما ندارد.
فرار از عنوان كارگر
حسين كمالي وزير سابق كار و امور اجتماعي در اين رابطه مي گويد: «طبق قانون كار، كليه كساني كه كار مي كنند و مزد مي گيرند، اگر تابع قوانين استخدام كشوري يا لشكري و يا قوانين خاص نباشند، كارگر شناخته مي شوند، اما در بين همين كارگران، كساني كه داراي تحصيلات بالاتري هستند، يا يك سري فعاليت هاي تخصصي انجام مي دهند، ترجيح مي دهند كه از واژه كارگر براي آنها استفاده نشود و از عنوان كارمند يا كلمات ديگري استفاده شود.»
وي مي افزايد: «برخي از مسئولان كشور هم با توجه به همين نكته و براي رضايت آنها، به جاي حل اين مسئله فرهنگي، از به كار بردن كلمه كارگر در مورد آنان خودداري مي كنند، در حالي كه كارگر يعني كننده كار، فاعل كار، و كسي كه يك حركت مثبت و مفيدي در جامعه انجام مي دهد و اگر يك انسان را به عنوان كارگر بشناسند براي او احترام قائل شده اند. نبايد با به كارگيري واژه ها و پسوندهاي نابجا شرايطي به وجود آورد كه كارگر بودن به عنوان يك صفت منفي يا شناخت منفي مطرح گردد به شكلي كه انسان ها از اين كلمه زيبا و عبادي فرار كنند. همان طوري كه مي بينيد در محيط كار ما اين حالت هست، حتي كارگرهايي كه در حال تحصيل هستند و يا كارهاي فني انجام مي دهند سعي مي كنند از اين كلمه دور باشند، و دليل آن اين است كه در محيط كار، فرهنگ كار و كارگري و عنوان كارگري مورد محبت و ملاطفت قرار نگرفته است.
وي مي افزايد: «مي بايست شرايطي را به وجود بياوريم كه هر گاه كسي خود را كارگر معرفي مي كند خود به خود جامعه به او احترام بگذارد و بگويد اين شخص از كار خودش بهره مند مي شود و سوار گردن ديگران نيست يا از كار ديگران ارتزاق نمي كند و به عبارت ديگر انگل نيست و چون انگل نيست و براي جامعه كار مي كند قابل احترام است. به اين ترتيب مي بينيم كه بر همه انسان هاي فهيم واجب است تا با احترام به كار و نيروي كار، فرهنگ كار را در جامعه ترويج نمايند. لازمست حاصل كار فرد را به او برگردانيم. اگر فردي كار خود را انجام داد و به وظيفه خودش عمل كرد، سعي كنيم از حقوق او دفاع كنيم. اگر از حقوقش دفاع نكنيم نه تنها فرهنگ كار رواج پيدا نمي كند بلكه انسان ها از كار و تلاش روي گردان مي شوند.
به نظر من مشاغل كاذب و غيرمفيدي هست كه درآمد هم دارد. اين مشاغل و درآمدها را بايد محدود كرد و درآمدها را به بخش مفيد و مولد جامعه سوق داد. اگر به اين سمت حركت بكنيم فكر مي كنم كه فرهنگ كار را تا حدي در جامعه توسعه و رواج خواهيم داد.»
كمالي در ادامه مي گويد: «مساله فرهنگ كار مساله اي نيست كه فقط به جامعه كارگري محدود شود و ما بخواهيم كارگران كشور را در ارتباط با اين موضوع فعال كنيم يا فرهنگ كار را برايشان بازگو و ترويج نماييم بلكه اين مساله «فرهنگ كار» شامل همه افراد جامعه مي شود. اگر چه امروز ميزان بازدهي جامعه كارگري بيشتر از ساير بخش هاست، اما ما به اين قانع نيستيم كه بخش كارگري كشور و بخش توليدي كشور نسبت به بقيه بازدهي مفيد بيشتري دارد و همچنين اينكه ميزان بهره وري كشور مثلا 5 درصد يا 6 درصد به نسبت يك يا دو سال قبل افزايش پيدا كرده است. اين رقمي نيست كه مايه خوشحالي ما شود، ما در دستيابي به بهره وري لازم عقب ماندگي زيادي داريم.»
بعد از نسل ما اين كار به فراموشي سپرده مي شود
سري به چند كارگاه توليدي كفش دست دوز مي زنيم تا ببينيم استقبال جوانان در اين نوع كارها چگونه است. اكثر افرادي كه در اين كارگاه ها مشغول كار هستند افراد بالاي 50سال هستند و به جز يكي دومورد جواناني كه در اين كارگاه ها كار مي كنند كه آن هم فرزندان صاحب كارگاه هستند، خبري از جوانان در اين نوع كارها نيست.
غلامحسين موذن فردوسي رويه ساز كفاش مي گويد: «من 62سال دارم و روزي 12ساعت كار مي كنم، دستانم ديگر توان كاركردن ندارند، يك جوان پيدا نمي شود كه بيايد اينجا كار كند و به من كمك كند. تاحالا چند جوان آورده ام كه اينجا كار كنند روزي چهار تا پنج هزارتومان هم به آنها مزد داده ام، ولي بعداز چندروز رفته اند. جوانانم ي گويند اين كار براي ما مناسب نيست. به نظر من بعد از نسل ما اين كار خاتمه پيدا مي كند.
هراند سركيسيان يكي ديگر از رويه سازهاي كفاشي هم مي گويد: مقصر اصلي والدين و بخصوص ما دران هستند كه فرزندان خود را لوس كرده اند و انتظار دارند كه همه دكتر و مهندس بشوند. ما كوچك كه بوديم پدرمان ما را دنبال كار فرستاد، يادم هست دوچرخه سوار مي شديم كلي كيف مي كرديم، اما جوانان امروز به كمتر از پژو 206 قانع نيستند البته مسئولان كشور هم مسئول هستند زيرا آنها به رفاه طلبي مردم دامن زده اند.
ادامه.....
سینا 555
Sunday 1 August 2004, 05:03AM
كار چه جايگاهي در مباني ديني و اعتقادي ما دارد؟ جايگاه كار در فرهنگ ملي ايران كجاست؟ آيا فرهنگ موجود كار در جامعه ما با فرهنگ ديني و ملي مان هماهنگ و همخوان است؟ آيا دين اسلام ما را به كار و كوشش و تلاش دعوت كرده است يا به تن پروري؟
حقيقت اين است كه هم فرهنگ ديني ما و هم فرهنگ ملي ما مشوق كار و كوشش است و فرهنگ كار فعلي ما با باورهاي ديني و ملي متضاد است.
پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) دست كارگر را مي بوسيد و از افراد بيكار و تنبل خشنود و راضي نبود و همواره در كاركردن از ديگران پيشي مي گرفت، اما وضعيت امروز جامعه ما به جايي رسيده است كه كاركردن عيب است و بچه هاي كارگران و كشاورزان ترجيح مي دهند كه عنوان كار پدر خود را جايي اعلام نكنند. اين در شرايطي است كه ساير ملتها بخصوص ملت هاي اروپايي و مردم غيرمسلمان جهان به شدت براي كار ارزش قائل هستند و در كار و كوشش و عمل به دستورات و توصيه هاي قرآن مجيد و روايات پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) در زمينه كار از ما پيشي گرفته اند. ميانگين بهره وري نيروي انساني جهان 68 درصد است، در صورتي كه بهره وري نيروي انساني ما نصف آن يعني 34 درصد مي باشد.
حدود 80درصد درآمد ملي كشورهاي غيرمسلمان مانند ژاپن و آلمان از طريق نيروي انساني فعال آن تأمين مي شود و محصول دسترنج مردم مسئول اين كشورهاست، اما بهره وري نيروي انساني ما با احتساب درآمدهاي نفت حدود 34درصد است.
چرا فرهنگ كار در جامعه ما
پايين است؟
سؤالي كه امروز پيش روي بسياري از دلسوزان مملكت قرار گرفته، اين است كه چرا فرهنگ كار در جامعه ما با وجود داشتن بهترين باورهاي ديني و ملي در اين زمينه پايين است و چه شده است كه كشوري كه روزي يك منطقه كوچك آن (سيستان وبلوچستان) انبار غله خاورميانه بود، امروز به چنين جايگاهي رسيده است كه كاركردن در آن عيب به شمار مي رود و مفت خوري، تنبلي، رفاه طلبي و كسب درآمد از كارهاي حرام مانند ربا، رشوه، و... زرنگي و باهوشي به حساب مي آيد.
بدون شك عوامل گوناگوني موجب شرايط فعلي فرهنگ كار در جامعه است و شرايط فعلي معلول يك سري دلايل اساسي مانند گسترش كارهاي تجاري، واردات، درآمدهاي نفتي، ربا، سوءمديريت ها، پايين بودن حقوق و دستمزد، تبعيض و بي عدالتي در محيط هاي كار، نظري بودن نظام آموزشي كشور، تربيت غلط خانواده ها و... است كه انشاء الله در گزارشي ديگر باعنوان «آسيب شناسي فرهنگ كار در ايران» به تفصيل به آن خواهيم پرداخت.
فرهنگ كار در اسلام
فرهنگ كار چه جايگاهي در دين اسلام دارد؟
حجت الاسلام والمسلمين احمد مشكيني يكي از كارشناسان فرهنگي در پاسخ به اين سؤال مي گويد: «يكي از موضوع هايي كه به شدت مورد تأكيد دين اسلام قرار گرفته و واژگان متنوعي هم براي آن در فرهنگ ديني وجود دارد، بحث كار و كوشش و پرهيز از بطالت و مبنا قرار دادن كار براي شكوفايي استعدادهاي انسان و تربيت اوست و اين امر هم در قرآن و هم در سنت قابل مشاهده است.»
كار بهترين وسيله تربيتي است
وي مي افزايد: «دانشمندان ديني در مطالعات و تحقيقات خود به موضوع كار خيلي زياد پرداخته اند، از جمله مرحوم استاد مرتضي مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام، يكي از بهترين راه هاي تربيت افراد را كار مي داند و حديث شريفي از نبي اكرم(ص) نقل مي كند كه «النفس ان لم تشغله شغلك» يعني اگر تو خودت را متوجه كاري نكني، نفس تو را مشغول به خودش مي كند. بنابراين ازنظر مبنايي، ما آموزه هاي گرانسنگي درباره كار داريم كه متأسفانه مانند بسياري از آموزه هاي ديگر ديني ما در كتابخانه ها مضبوط و كمتر در ميدان عمل به آن توجه شده است. رهبر معظم انقلاب در يكي از بياناتشان به اين مضمون فرمودند كه غربي ها در عمل به قرآن از ما پيش افتاده اند. اين سخن تلخ به معناي آن است كه آنها توانسته اند اين حكمت ها را متدولوژيك كنند و در قالب يك مهندسي اجتماعي تحقق بخشند.»
ارزش كار در قرآن
در قرآن مجيد، آيات زيادي درباره ارزش كار و تاكيد بر عمل صالح وجود دارد. قرآن به شدت انسان را از حرف زدن هاي بي عمل منع و همواره تاكيد مي كند كه فضل خدا نصيب كساني خواهد شد كه اهل جهد و كوشش و تلاش باشند.
در آيات 39 تا 41 سوره نجم آمده است: و اينكه براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش او نيست و سعي او به زودي ديده مي شود و سپس به او جزاي كافي داده خواهد شد.
در يكي ديگر از آيات آمده است: آن كسي كه سراي آخرت را بطلبد و سعي و كوشش خود رابراي آن انجام دهد، در حالي كه ايمان داشته باشد، سعي و تلاش او پاداش داده خواهد شد.
(سوره اسراء، آيه 19)
براساس يكي ديگر از آيات قرآن، هر كسي مسئول كاري است، كه انجام داده و بايد عكس العمل آن را چه خوب و چه بد پذيرا باشد. در آيه 38 سوره مدثر به صراحت اين موضوع مطرح شده است كه هر كسي در گرو اعمال خويش است.
آيه 97 سوره نحل بيانگر اين مطلب است كه هر كس عمل صالح كند، خواه مرد باشد، خواه زن، به او حيات پاكيزه مي بخشيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام داده اند، خواهيم داد.
در سوره كهف، آيه 30، خداوند تبارك و تعالي به صراحت مي فرمايد كه ما پاداش كار نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد. همچنين در آيه 7 سوره عنكبوت آمده است: و كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، گناهان آنها را مي پوشانيم و مي بخشيم و آنها را به بهترين اعمالي كه انجام داده اند، پاداش مي دهيم. همان طور كه آيه صراحت دارد، كار و عمل صالح آن قدر نزد خدا ارزش دارد كه خداوند مي فرمايد گناهان شما را به واسطه كار نيكتان مي بخشيم و به شما پاداش مي دهيم.
براساس برخي از آيات قرآن يكي از وظايف مردم در طول عمر و حيات مادي خود، عمران و آبادي است كه اين موضوع هم در قالب كار كشاورزي و هم در قالب ساخت و ساز بناهاي مسكوني و تجاري و ايجاد شهرها و ديارها مي باشد و اين مهم در سايه كار و تلاش مردم محقق شد. يكي از اين آيات درباره عمران و آبادي آيه 61 سوره هود است كه مي فرمايد: اوست كه شما را از زمين آفريد و آبادي آن رابه شما واگذار كرد.
ارزش كار در سنت
در روايات است وقتي كه پيغمبر اكرم (ص) از جنگ تبوك برمي گشتند، سعد يكي از انصار به استقبال ايشان آمد و با وي مصافحه كرد. حضرت ديدند كه دست هاي او زبر و خشن شده و پينه بسته است، از وي سؤال فرمودند چه كار كردي كه دست هايت اين قدر خشن شده است؟
سعد عرض كرد يا رسول الله زياد بيل زده ام. چون مجبور بودم براي نان زن و بچه ام كار كنم. حضرت دست هاي سعد را گرفتند و بوسيدند و فرمودند: اين دستي است كه در آتش نخواهد سوخت.
نظير اين مطالب در زندگي پيامبر و ائمه اطهار زياد است. اين نشان مي دهد كه كار و كارگري در نزد اوليا خدا چقدر ارزش و عظمت دارد.
به گفته آيت الله مصباح يزدي، انبياء عظام عمدتاً و اكثراً كارهاي بدني داشته اند و در روايات است كه خداوند متعال هيچ پيغمبري را مبعوث نفرمود مگر او را واداشت كه مدتي شباني و گوسفندچراني كند.
آيت الله مصباح يزدي مي گويد: «درباره حضرت داوود(ص) داريم كه خداوند متعال وحي كرد به ايشان كه (انك عبدالصالح لولا انك تاكل من بيت المال) تو خيلي بنده خوبي هستي فقط يك عيب داري و آن اينكه از بيت المال استفاده مي كني. حضرت داوود به گريه افتاد و عرض كرد چه كنم كه اين عيب من رفع شود؟ خداوند متعال زره سازي را به او تعليم داد (و علمناه صنعه لبوس لكم) اين فوايدي داشت براي خود حضرت داوود و فايده اش اين بود كه او از دسترنج خودش ارتزاق مي كرد.»
آن قدر در فرهنگ ديني ما به موضوع كار و ارزش كار عنايت شده كه امكان و مجال ذكر همه آنها نيست و در زير فقط به بيان چند نمونه از آنها اكتفا مي كنيم:
ادامه...
سینا 555
Sunday 1 August 2004, 05:03AM
¤ حضرت رسول اكرم(ص): كسي كه براي تامين زندگي خانواده اش زحمت مي كشد، همچون كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند- بر امت خويش، بيش از هر چيز از شكم پرستي و پرخوابي و بيكاري بيمناكم- از رحمت خدا دور است هر كس كه بار زندگي خويش را به روي دوش مردم افكند- خداوند متعال دوست دارد هنگامي كه يكي از شما مسلمانان كاري را انجام مي دهد با دقت لازم كارش را ارائه دهد- آن كس كه از زحمت و تلاش و دسترنج خويش خورد، در روز قيامت مثل برق از پل صراط مي گذرد.
¤ حضرت علي(ع): برترين كار آن است كه رضاي خدا در آن خواسته شود- انسان مؤمن هميشه اوقات مشغول كار است- كسي كه كار كند، نيرويش افزون گردد. روزي ها داراي وسيعه و سببي هستند، بنابراين در به دست آوردن روزي، به روش خوب و پسنديده عمل كنيد و نيكويي را بكار بريد- خداوند انسان داراي شغل و حرفه كه امانتدار باشد را دوست مي دارد- بر شما باد كه دست از كار و تلاش برنداريد چه در حال نشاط و چه در حال كسالت- به وسيله كار و كوشش، ثواب و پاداش بدست مي آيد نه با كسالت و تنبلي- به وسيله كارهاي شايسته و نيك، درجات و ارزش هاي انسان ها بالا مي رود- عمل و كار معرف انسان مؤمن است- هيچ كس از شما در راه خدا شب را به صبح نرسانيد كه با ارزشتر از كسي كه براي رفع نيازهاي خود و خانواده اش تلاش مي كند- هر كسي به استقبال كارها رود، داراي بصيرت مي شود- از تاخير در كارها بپرهيزيد، همچنين از دست دادن فرصت انجام كارهاي خوب، زيرا آن موجب پشيماني خواهد بود- كسالت و تنبلي آخرت را نابود مي كند.
امام جعفرصادق(ع) -ملعون است، ملعون است كسي كه بار زندگي خود را بر دوش ديگران افكنده باشد. در طلب روزي خود سستي نورزيد، زيرا پدران شما زحمت مي كشيدند و تلاش مي كردند تا آن را به دست آورند. با اعمال خود دعوت كننده مردم باشيد و نه با زبانتان.
¤ امام باقر(ع): هرگز به آنچه نزد خداوند متعال است دست پيدا نمي كنيد مگر به وسيله عمل.
ارزش كار در فرهنگ ملي ما
كار در فرهنگ ملي ما نيز جايگاه بسيار باارزشي دارد. ادبيات ما مملو از مطالبي است كه مشوق و مويد پركاربودن انسان است. تعليم و تربيت، اخلاق و فرهنگ ايراني نيز همواره بر اين نكته تاكيد داشته است كه كار سرمايه جاوداني انسان است.
تا همين چند سال پيش اكثر خانواده ها وقتي بچه هايشان به سن و سال نوجواني مي رسيدند، آنها را با كار و كارگري آشنا مي كردند و اكثر دانش آموزان و حتي دانشجويان تا دو دهه پيش در ضمن تحصيل كار مي كردند و اين يك افتخار بزرگ براي جوانان و نوجوانان بود كه خودشان به مرحله اي از زندگي رسيده اند كه مي توانند با كار كردن سر پاي خود بايستند و استقلال پيدا كنند. اما متاسفانه در سال هاي اخير با رواج فرهنگ سرمايه داري در كشور آن هم از كثيف ترين نوع سرمايه داري يعني سرمايه داري تجاري (نه سرمايه داري صنعتي) كه متكي بر دلالي و واسطه گري و ربا و نزول خوري و زندگي انگلي است، شرايطي پيش آمد كه كار و كارگري در اذهان عمومي ننگ و عار قلمداد شد.
نصرالله كوهي يكي از كفاشان دست دوز قديمي در اين رابطه مي گويد: «زماني كه ما وارد اين كار شديم هم درآمد اين كار كفاف زندگي ما را مي كرد و هم اينكه اعتبار و منزلت اجتماعي اين كار بالا بود، اما متاسفانه امروز شرايطي حاكم شده است كه نه درآمد كاري اين نوع كارها خوب است و نه اعتبار و منزلت آن و به همين دليل جوانان زيربار اين نوع كارها نمي روند. امروز جوانان مي خواهند كه دركمترين مدت به بيشترين درآمد برسند و اين هم نمي شود مگر از راه هاي دلالي و واسطه گري و نزول خوري.»
در پايان اين گزارش توجه شما را به چند شعر كه نشان دهنده ادبيات و فرهنگ اصيل ايراني و مويد و مشوق فرهنگ كار در جامعه است و مردم را از كاهل كوشي و تنبلي برحذر مي دارد، جلب مي كنيم:
چو كوشش نباشد تن زورمند
نيابد سر از آرزوها بلند
كه چون كاهلي پيشه گيرد جوان
بماند تنش پست و تيره روان
ندانسته در كار تندي مكن
بينديش و بنگر زسر تا به بن
يقين دان كه كاري كه دارد دوام
بلندي پذيرد از آن كار، نام
از امروز كاري به فردا ممان
كه داند كه فردا چه گردد زمان
تن آسايي و كاهلي دور كن
بكوش و زرنج تنت سور كن
كه اندر جهان گنج بي رنج نيست
كسي را كه كاهل بود گنج نيست
همه كالبد مرد را كوشش است
اگر بخت بيدار در جوشش است
(حكيم ابوالقاسم فردوسي)
اي بسا تيز طبع كامل هوش
كه شد از كاهلي سفال فروش
(نظامي)
افشا
Wednesday 4 August 2004, 06:03AM
نوشته شده بوسيله سينا 555
گزارش از نصرالله دادار
فرهنگ كار در جامعه ما چه جايگاهي دارد و بهره وري نيروي انساني ايران در مقايسه با ساير كشورهاي جهان چقدر است؟
آيا ما جزء ملتهاي پركار و فعال، يا بالعكس جزء ملتهاي تنبل و كم كار جهان هستيم، سهم منابع انساني ما در توليد ناخالص داخلي چقدر است؟ چه درصدي از ثروت ما ناشي از منابع انساني، چه درصد ناشي از سهم ثروت فيزيكي و چه درصد ناشي از سهم ثروت طبيعي است؟
متاسفانه گزارش هاي گوناگون داخلي و خارجي نشان مي دهد كه سهم منابع انساني ايران در توليد ناخالص داخلي بسيار ناچيز و در رديف كشورهاي آخر جهان است و به عبارت ديگر بهره وري نيروي انساني ما خيلي پايين است اين در شرايطي است كه 78 تا 80 درصد درآمد و ثروت كشورهايي مانند ژاپن، آلمان، اسپانيا ناشي از منابع انساني اين كشورهاست.
محققان و متخصصان امور اقتصادي جهان، ثروت مولد كشورهاي گوناگون جهان را ناشي از سه نوع ثروت مي دانند: ذخاير و ثروت هاي طبيعي، ذخاير و ثروت هاي فيزيكي و ذخاير و ثروت هاي انساني.
آنها مي گويند: امروز مهمترين منابع ثروت جهاني، منابع انساني است كه نقش تعيين كننده و غالب يافته و حفظ و گسترش ثروت ملي را ممكن ...................
با سلام
موضوع بسيار جالب و مورد نيازي را انتخاب كرده ايد.اگر همين موضوع را ريشه يابي فرمائيد ، عوامل فساد را خواهيد يافت.
بنده با توجه به ارزش نيروي انساني در پيامي براي برادري نوشتم كه آقا در حكومت فعلي 4 ميليون ايراني كه اكثرا تحصيلات دانشگاهي دارند ايران را ترك كرده اند، ولي جواب ايشان اين بود كه 68 ميليون در ايران باقي مانده اند.
براي افرادي نظير ايشان اگر يك ميليون نفر هم در ايران بمانند، كافي است زيرا اينان رياست ميخواهند و نه اعتلاي ايران.
توسعه نيروي انساني در ايران نه تنها فراموش شده است بلكه عليه آن توسعه نيروهاي بسيار فعالي در جامعه وجود دارد.
موفق باشيد
فربد
Tuesday 24 August 2004, 08:31AM
باز خوبه در يك زمينه ركورد داريم
kiamehr
Thursday 10 May 2007, 03:15AM
چون ايمان به كاري كه مي كنيم نداريم
چون ما ملت ايران حسوديم
چون ديگي كه براي ما نميجوشه بايد سر سگ رو بندازيم توش
چون كهنه شديم از بس كه به خاطر ..... دويديم و هرگز نرسيديم
Teshneh
Tuesday 21 August 2007, 03:52PM
زمان كار مفيد پرسنل در دستگاههاي دولتي فقط 22 دقيقه است
يك كارشناس مديريت و برنامه ريزي معتقد است: بررسي جامعه جهاني كار نشان ميدهد زمان كار مفيد كارمندان در دستگاههاي دولتي فقط 22 دقيقه است.
دكتر اسماعيل محمدي درگفتگو با خبرنگار مهر گفت : در حالي بر اساس اعلام جامعه جهاني كار در ايران زمان كار مفيد پرسنل فقط 22 دقيقه است كه در آلمان اين ميزان 7 ساعت و 20 دقيقه و در ژاپن در حدود 8 ساعت است .
وي تصريح كرد : اغلب كارمندان دستگاههاي مختلف كشور تعصب كاري ندارند و بيشتر ساعت كاري آنان غير مفيد است و اين در حالي است كه نظارت خاصي نيز بر مدت زمان كار مفيد افراد در ادارت و دستگاهها اعمال نمي شود .
محمدي همچنين گفت : اغلب كاركنان در كشور ما در مشاغلي فعاليت مي كنند كه مورد علاقه و انتخاب آنان نيست و به اجبار و فقط به منظور كسب درآمد و گذران زندگي مشغول به كار شده اند. لذا ، اين امر باعث شده تا ميل و رغبت چنداني براي تلاش در كار نداشته باشند.
اين استاد دانشگاه تهران ، عدم تشويق و همچنين عدم نظارت بر نحوه فعاليت كارمندان را يكي از عوامل كاهش زمان كار مفيد در ادارت و دستگاهها عنوان كرد و افزود: در كشور ما توجه چنداني به جلب رضايت كارمندان نمي شود و همين امر باعث مي شود تا كارمند نيز تمايلي براي جلب رضايتمندي ارباب رجوع نداشته باشد.
وي تامين مادي كاركنان را تضميني در جهت كاهش تخلفات در دستگاه ها و سازمان هاي دولتي دانست و افزود: به طور حتم جلب رضايت كاركنان و رفع مشكلات مادي آنان در كاهش تخلفات به خصوص رشوه در سازمان ها بسيار تاثير گذار است و دولت بايد از اين طريق سعي در كاهش تخلفات و بالا رفتن كارايي كارمندان داشته باشد.
setare tanha
Saturday 25 August 2007, 07:25PM
منم متاسفم چون اين واقعا فرهنگ اصيل ايراني نيست اما ما عادت كرديم به تنبلي شايد بتونيم واسه 100 سال آينده برنامه ريزي كنيم اما بازهم اين جوونا هستند كه ضرر ميكنند
EBO320
Monday 15 October 2007, 05:33PM
من هم با نظرات اعضاء موافقم
چون من هم به نوعی در کار آزاد مشغولم و واقعا" چیزهایی رو می بینم که باور کردنش سخته
من در بازار آهن مشغول به کار هستم . البته کارمن دفتری هست
هاتف
Tuesday 27 November 2007, 05:28PM
فرهنگ تنبلی وتن پروری یکی از آفات جامعه ماست والبته به نظر من دلیل عمده آن به مدیریت جامعه وساختارهای بیمار اقتصادی ما هم برمی گردد.
یکی از اشکالات اقتصاد ما این است که هنوز نتوانسته ایم از حاکمیت دولت بر اقتصاد رها شویم وبه سوی خصوصی سازی حرکت کنیم. در نظام دولتی(یا همان سوسیالیستی) همه مردم خود را از دولت طلبکار می دانند لذا وجدان کاری از میان می رود ونتیجه آن همان تنبلی واز زیرکار دررفتن است.
به نظرم باید از کشورهای توسعه یافته الگو بگیریم. اما نمی دانم چرا برخی مقامات نسبت به این موضوع حساسند ومی گویند مدل های توسعه جهانی به درد ما نمی خورد! آیا مگر ما مدل توسعه بومی داریم؟ وبالاخره آیا پیامبر نفرمود:اطلبوا العلم ولو بالصین؟
به نظر من آفت این غرور وخودباوری کاذب کمتر از تنبلی نیست. آیا با این رویکرد می توان به قله های رفیع علم وتوسعه دست یافت وبه ادعای مسئولان ما رتبه اول خاورمیانه ودنیا را کسب کنیم؟ شاید در خواب بتوانیم!!!
manofsky
Wednesday 12 December 2007, 08:14AM
دوست من همش به این خاطره که فرهنگ رایج در جامعه فرهنگ ضعیفیه.
اعمال ما نشان دهنده افکار ما است.
عمل اجتماعی هم نشان دهنده فرهنگ جامعه است.
مهمترین چیزی که برای سلامت جسمی و ذهنی انسان و سعادت دنیوی و اخروی اون لازمه ،سعی و تلاشه.
"لیس لاانسان الا ما سعی".آیه ای از قران کریم
در آمریکا کسی رو که زیاد کار کنه یه عنوان یک انسان خوب می شناسن.
این شدیدا تو فرهنگشونه و ...
حالا می دونین در آمد ناخالص ایالت کالیفرنیای آمریکا در سال چقدره؟؟؟!!!
در آمد این ایالت به تنهایی 5 برابر کل درآمد اروپاست.
می دونین برا چی؟
برا اینکه:
در آمریکا کسی رو که زیاد کار کنه یه عنوان یک انسان خوب می شناسن.
و باور کنید اکثر اهل بهشت کسانی هستند که زیاد کار می کنن و تو زندگیشون هدف دارن.
شاد باشید.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.