PDA

نمايش نسخه نهائي : مجمع خانوادگي باشگاه


صفحه : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28

navid_k
Friday 6 August 2004, 09:35AM
من از وقتی که عضو این باشگاه شدم علاقه زیادی نسبت به بچه های باشگاه پیدا کردم ، چون همگی بچه های خوب ، با جنبه و دوست داشتنی هستید ( بجز خودم ) و البته فکر میکنم اکثر اعضای باشگاه هم همین احساس رو نسبت به هم داشته باشند .
واسه همین خیلی دوست دارم که یک خانواده کامل توی باشگاه داشته باشم ؟ شما چطور ؟
برای تشکیل این خانواده ، مامان ، بابا، دائی ، خاله ، عمو و عمه باید داشته باشیم ( بقیه هم که برادر و خواهریم ) . هرکس که وارد تاپیک میشه و دوست داره که عضو خانواده باشه ، یا برای یکی از این منصب ها داوطلب بشه و یا یک نفر را برای یکی از این 6 عضو اصلی خانواده معرفی کنه و خودش به جمع خواهر و برادر ها بپیونده .
از همتون متشکرم .

Hamideh
Friday 6 August 2004, 11:57AM
سلام داداش نويد
منم مثل شما همين احساسو دارم واعضاي باشگاهو مثل برادرا و خواهراي خودم ميدونمو دوست دارم همه شاد وسالم باشن .
اقاي صبح بهش ميخوره بابا باشه. :smile07:

صبح
Friday 6 August 2004, 12:23PM
سلام
:eek::smile43:
اول كه دنبال همسر گشتن واسمون حالا هم بابا شديم ... :rolleyes:اينطوري پيش بره دستي دستي فردا ختم هم بايد بگيرين واسم :D :smile37:

arina2
Friday 6 August 2004, 12:40PM
بابا سلام (صبح) خوبي بابا حالا مامان كيه ؟
و برادرهاي و خواهر هاي من كي ؟

صبح
Friday 6 August 2004, 01:15PM
نوشته شده بوسيله arina2
بابا سلام (صبح) خوبي بابا حالا مامان كيه ؟
و برادرهاي و خواهر هاي من كي ؟

سلام ولي من بابا نيستم :smile47: :smile36: :smile22:

دوست ايراني .
Friday 6 August 2004, 03:59PM
:(:mad::(:eek::mad::(:smile60::mad::eek:

نگران نباش آقا صبحي حالا كه شمارو بابا كردن من بيچاره هم شدم مامان بزرگ ديگه يا مامان از دست رفته .............

حرف حرف پول و كادوهه....:smile58::D;)
اينا خيلي كلكن حالا كه يه روز مونده به كادو گرفتن مي خوان حق من بيچاره كه نزديك به چندين ماهه نقش سنگين مامان رو بعهده داشتم رو هلفتي بخورن :( داستان همون نخريدن كادوهست معلوم نيست اين نقشه از فكر بكر كي در اومده ولي با من طرفه ........:mad:

فكر كردن حالا اين ولولها ميان براي من پرشيا مي خرن فكر كردن پول و پله اي در كاره مي خوان از تو باند خودشون يكيو مامان كنن تا كادوهارو ببلعه بعدشم با يه مجمع ديگه قال قضيه كنده ميشه ميره پي كارش آخر سياسته نه بعد من مي مونمو خرابكاريهاي اينا

من كه راضي نيستم گفته باشم خودتون مي دونين روز دادخواهي بعدشم اگه قرار من مامان باشم هيچ بابايي رو قبول نمي كنما بابا خدا رحمتش كنه رفته اون دنيا پيش خدا منم به اين زودي نكشين بفرستين پيشش چون بايد يه چند تا بچه تخس رو تربيت كنم كار دارم

maryam
Saturday 7 August 2004, 02:08AM
:D تاپيك جالبيه
دوست ايراني مامان بايد بمونه:rolleyes: ..مامان من كه هست;)
اينم براي روز مادر تقديم به مامان ايروني خوشگلم http://smilies.sofrayt.com/fdm/two-hearts.gif
روزت مبارك مامان خانومي :smile59:

سینا 555
Saturday 7 August 2004, 03:51AM
بنده هم ميلاد حضرت فاطمه(س) روبه همه شيعيان تبريك عرض ميكنم.

همينطور روز زن روز رو به همه خواهران خودم تبريك ميگم.
اين هم هديه من

http://www.coolwallpapers.org/nature/wild_flowers/Wild_flowers-005.jpg

مونس
Saturday 7 August 2004, 06:25AM
ماماني روزت مبارك .
:D:D:D

آق فري
Saturday 7 August 2004, 08:54AM
سام عليك...خوبيد بچه ها منم روز ميلاد حضرت فاطمه و روز زن رو به همه آبجي هاي گلم تبريك مي گم......(هديه مديه هم نداريم)(نيش)
اگه برو بچز طلبه باشن خب منم ميشم.....عمو فري

مونس
Sunday 8 August 2004, 06:39AM
به نظر من كه خوبه .
بقيه زود باشيد نظر بديد تا زودتر خانوادمون تكميل بشه .
:D:D:D

مونس
Sunday 8 August 2004, 07:01AM
مامان بابا عمو فري خواهرا و برادرا عمه خاله دايي و ... امروز دخترتون برادر زادتون خواهرتون و خواهر زادتون و ...
به
مقام عضو فعال رسيد .
:smile39: :smile39: :smile39:
از تبريكات شما ممنون . نه بابا جشن نمي خواد بگيريد راضي به زحمت نيستم .
:D:D:D

سینا 555
Sunday 8 August 2004, 07:39AM
سلام

تبريكات صميمانه من رو بگيريد كه اومد شيييييييييييييو

:smile45: :smile07:

ضمنا ايا كسي از پدرام خبري داره؟
مدتي رفته ايران ميدونم ولي اصلا پيداش
نيست.حالا كه اينجا كلوپ خانوادگي واكرديد
ياد پدرامي افتادم كه واقعا عضو خانوادس.
اخ اشكم داره درمياد!.جدا جاش خاليه اينجا:(
يه بچه عاشق به تمام معني.اميدوارم صداي برادر
بزرگترش رو بشنوه زودتر بياد اينجا حاضر
بشه و ما رو از احوالات خودش با خبر كنه:)
يا نميدونم پرنده اي قاصدكي خبري ازش برامون
بياره كه من خيلي مخلصش هستم.:smile50:

مونس
Sunday 8 August 2004, 08:23AM
ممنون آقا سينا .
:D:D:D

navid_k
Sunday 8 August 2004, 08:29AM
نوشته شده بوسيله Hamideh
سلام داداش نويد
منم مثل شما همين احساسو دارم واعضاي باشگاهو مثل برادرا و خواهراي خودم ميدونمو دوست دارم همه شاد وسالم باشن .
اقاي صبح بهش ميخوره بابا باشه. :smile07:
مرسي آبجي حميده , نظر خوبيه , بابا صبحي كجائي ؟ قبوله ؟

navid_k
Sunday 8 August 2004, 08:33AM
نوشته شده بوسيله صبح


سلام ولي من بابا نيستم :smile47: :smile36: :smile22:
ببين بابا صبحي قرار نشد ناز كنيا ......
ولي اگه واقعا هيچ علاقه اي نداري , مسئله اي نيست:smile57: . زوركي كه نميشه بابا درست كرد.

صبح
Sunday 8 August 2004, 09:18AM
سلام
من دايي بوده و هستم :D من آخه بابا شم نمي گن تو اين همه بچه قد و نيم قد رو كه بعضياشون يك سال و دو سال باهات اختلاف سن دارن از كجا آوردي ؟ :D نكنه توطئه اي درميونه ؟ :rolleyes: :smile58:

نه نميخونه ... :p من دايي احمد ملقب به صبح :D

صبح
Sunday 8 August 2004, 09:24AM
نوشته شده بوسيله مونس
مامان بابا عمو فري خواهرا و برادرا عمه خاله دايي و ... امروز دخترتون برادر زادتون خواهرتون و خواهر زادتون و ...
به
مقام عضو فعال رسيد .
:smile39: :smile39: :smile39:
از تبريكات شما ممنون . نه بابا جشن نمي خواد بگيريد راضي به زحمت نيستم .
:D:D:D

سلام
خيلي مبارك باشه خيلي مبارك باشه خيلي مبارك باشه :p

navid_k
Sunday 8 August 2004, 09:29AM
نوشته شده بوسيله صبح
سلام
من دايي بوده و هستم :D من آخه بابا شم نمي گن تو اين همه بچه قد و نيم قد رو كه بعضياشون يك سال و دو سال باهات اختلاف سن دارن از كجا آوردي ؟ :D نكنه توطئه اي درميونه ؟ :rolleyes: :smile58:

نه نميخونه ... :p من دايي احمد ملقب به صبح :D

:smile58: باشه , از نظر من كه مسئله اي نيست دائي صبحي ولي بايد ديد نظر ساير اعضاي خانواده چيه ( اصلا من چيكاره بيدم :rolleyes: ) ولي مطمئنم كه دوست ايراني (مامان) موافقه :D

navid_k
Sunday 8 August 2004, 09:32AM
نوشته شده بوسيله مونس
مامان بابا عمو فري خواهرا و برادرا عمه خاله دايي و ... امروز دخترتون برادر زادتون خواهرتون و خواهر زادتون و ...
به
مقام عضو فعال رسيد .
:smile39: :smile39: :smile39:
از تبريكات شما ممنون . نه بابا جشن نمي خواد بگيريد راضي به زحمت نيستم .
:D:D:D
تبريك ميگم خواهر (آبجي) مونس

mahdi1060
Monday 9 August 2004, 12:23AM
جالبه! من چي كاره باشم؟ پدر بزرگ خوبه؟

navid_k
Monday 9 August 2004, 10:21AM
نوشته شده بوسيله mahdi1060
جالبه! من چي كاره باشم؟ پدر بزرگ خوبه؟
هنوز بابا نداريم داداش مهدي اگه دوست داري و سايرين هم موافقن ميتوني بابا باشي البته بابا بزرگم ميتوني باشي :D به شرط اينكه به سن و سالت بخوره ;).

مونس
Monday 9 August 2004, 10:34AM
بالاخره اين باباي ما كيه ؟
به نظر من آقا سينا كانديد خوبي براي بابا بودن است . نظر شما چيه ؟
از همه داداشا و خواهراي گلم بخاطر تبريكاتون متشكرم .
:D:D:D

navid_k
Monday 9 August 2004, 10:45AM
سينا هنوز تو ايت تاپيك نيومده , شايد اصلا نخواد كه عضو خانواده باشه .
راستي قابل توجه اعضاي خانواده :
دايي و عمو مشخص شدن ولي هنوز دو تا از خانوما واسه خاله و عمه پا پيش نگذاشتن , آخه اين درسته ؟

navid_k
Monday 9 August 2004, 11:18AM
من مريم رو به عنوان خاله پيشنهاد ميكنم , نظرتون چيه ؟
اوه اوه ......

ملودي
Monday 9 August 2004, 01:33PM
ما استقبال مي كنيم مريم جون كجايي؟

مونس
Monday 9 August 2004, 02:08PM
نويد و ملودي مطمئن هستيد ؟
پس من هم تاييد مي كنم خاله مريم چه جالب .
:D:D:D

دوست ايراني .
Monday 9 August 2004, 02:56PM
سلام

بچه ها ميشه بدون بابا برگزارش كنين :(
چون هر بنده خدايي رو شما اينجا باباش كنين من با هاش بد ميشم
ديگه خودتون مي دونين ديگه مامانا عموماٌ با باباها ميونه خوبي ندارن بعدشم همش مي خوان سر بچه ها درگير بشن كه نميشه
شما لطف كنيد

خودتونو بي بابا فرض كنيد منم هم بابا ميشم براتون هم مامان:p

ديوونه
Monday 9 August 2004, 04:07PM
:D
سلام
خيلي وقته دشمن نداشتم:o
من ميشم بابا:D
ولي مواظب باشيد باباتون ديوونست:cool:
البته خب يه خاصيتي هم كه داره ماه به ماه ماموريت كاري داره...خونه پيداش نميشه..هر شيطوني كه دوست دارين ميتونين انجام بدين;)

معفق باشيد.
بابا ديوونه:D

آق فري
Monday 9 August 2004, 04:33PM
سامبولي بليك....ما هم تاييد مي كنيم.....خاله مريم.....بابا ديوونه....

ديوونه
Monday 9 August 2004, 04:40PM
من اعتراض دارم
چون هيچوقت داداش فر فري نداشتم:mad:
نميخواااااااااااااااااام!!!!

آق فري
Monday 9 August 2004, 04:50PM
خيلي هم دلت بخواد.......همينه كه هست مي توني بابا نشي.....

دوست ايراني .
Monday 9 August 2004, 05:42PM
سلام
گفتم كه اصلاٌ به بابا احتياجي نيست شما هم آقا زحمت نكشين باباي اين بچه ها خيلي وقت پيش عمرشو داد به شما رفت پيش خدا
خدا رحمتش كنه :(

اگه بچه ها خيلي زياد اصرار به بابا داشتنم بكنين من يكي ديگه مامان نمي مونما:mad::mad: چون اصلاٌ از بابا واز اين حرفا خوشم نمياد صميميت اينجا خرا ب ميشه....
بابا بي بابا :smile57::smile57:
والا ديگه خودتون مي دونين يه مامان ديگه پيدا كنين من كه نيستم
من همون مامان مريم و آرزوبمونم كه خيلي هم بهتره خيليم بچه هاي خوبين برا مامانشون حداقل روز مادرو يادشون بود ........:(

mahdi1060
Tuesday 10 August 2004, 12:56AM
بابا اگه بابا مرده منم بابابزرگ نميشم. من طاقته مرگ پسرمو ندارم:( بيخيال من وكيل خانواده!! يا شايدم مشاور ساختماني؟ پزشك خانوادگي نميخواين!:D

مونس
Tuesday 10 August 2004, 07:56AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
من همون مامان مريم و آرزوبمونم كه خيلي هم بهتره خيليم بچه هاي خوبين برا مامانشون :( [/B]
:smile22: :smile22: :smile22:

:D:D:D

maryam
Wednesday 11 August 2004, 03:25AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .

من همون مامان مريم و آرزوبمونم كه خيلي هم بهتره خيليم بچه هاي خوبين برا مامانشون حداقل روز مادرو يادشون بود ........:(
:cool::smile57: ..مامان من يه چيز ميخوامhttp://smilies.sofrayt.com/fdm/blab.gif....گوشتو بيارhttp://smilies.sofrayt.com/fdm/hear-no-evil.gif[Automated by GetSmile] ..بابا:D
http://smilies.sofrayt.com/fdm/bye-bye.gif

navid_k
Wednesday 11 August 2004, 11:08AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام
گفتم كه اصلاٌ به بابا احتياجي نيست شما هم آقا زحمت نكشين باباي اين بچه ها خيلي وقت پيش عمرشو داد به شما رفت پيش خدا
خدا رحمتش كنه :(

اگه بچه ها خيلي زياد اصرار به بابا داشتنم بكنين من يكي ديگه مامان نمي مونما:mad::mad: چون اصلاٌ از بابا واز اين حرفا خوشم نمياد صميميت اينجا خرا ب ميشه....
بابا بي بابا :smile57::smile57:
والا ديگه خودتون مي دونين يه مامان ديگه پيدا كنين من كه نيستم
من همون مامان مريم و آرزوبمونم كه خيلي هم بهتره خيليم بچه هاي خوبين برا مامانشون حداقل روز مادرو يادشون بود ........:(

مامان خانوم ... قرار نشد هنوز هيچي نشده يتيممون كنيا :(
بدون بابا كه نميشه !
شما هر جوري هست يه كاريش بكن ديگه , حالا كه يه باباي ديوونه هم پيدا كرديم ;) اگه دوست داري ميتوني خودت بابارو انتخاب كني ... چطوره؟

navid_k
Wednesday 11 August 2004, 11:42AM
راستي كي گفت منم عمه ميشم ... مثله اينكه يه صدايي شنيدما ...
تا لو ندادم خودتو معرفي كن

مونس
Wednesday 11 August 2004, 01:43PM
اشتباه شنيدي آقا نويد چون من اصلا براي عمه گزينه مناسبي نيستم ملودي . افسانه جون و ... بهترند
اصلا خودت چي مي خواي داداشي بموني ؟ خوب بشو دايي . چطوره ؟
:D:D:D

دوست ايراني .
Wednesday 11 August 2004, 03:49PM
:mad::eek::mad:

مريمممممممممممممممم باز كه ........داري شر ميشي تلافي مي كنما:mad:

راستي كارتتم خيلي خوشگل بود از مونسم ممنونم اونم خيلي قشنگ بود به نوبت هر كدوم تا دو روز وال پي پر بودند ممنوم روز دختر جبران مي كنم
حالا هم دختر خوبي باش به پرو پاي مامانتم نپيچ خيلي كار دارم سرم حسابي شلوغه

اگه ادامه بدين حسابي ناراحت ميشما:( به قول مهران مديري منم كه حسسسساسسسسسس;) بعدشم حسابي تلافي مي كنم
ديگه خود دانيدا .......

mahdi1060
Wednesday 11 August 2004, 04:59PM
بابا اين خونواده فايده نداره ها. فقط يه مامان داره با اين همه بچه. خرجشو كي مي خواد بده؟ بيچاره مامان مجبوره از جوونيش بزنه ازدواجم كه نبايد بكنه ديگه هيچي. بيخيال شين. دوست ايراني همين يه ذره كه مياد اينجا كلي چيز ياد ميگيريم. وقت آزادش رو نگيرين!

maryam
Thursday 12 August 2004, 04:46AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
:mad::eek::mad:

مريمممممممممممممممم باز كه ........داري شر ميشي تلافي مي كنما:mad:

مامان..سر من داد نزن:( ..ميخواستم پابندت كنم به اينجا..اما من بابا ميخوام م م م م

آق فري
Thursday 12 August 2004, 08:44AM
بچه ها ديوونه مثل اينكه با من مشكل داره اگه من برم كنار تا حدودي خانواده جور ميشه آقا ما ديگه عمو نيستيم;))

navid_k
Thursday 12 August 2004, 10:21AM
نوشته شده بوسيله مونس
اشتباه شنيدي آقا نويد چون من اصلا براي عمه گزينه مناسبي نيستم ملودي . افسانه جون و ... بهترند
اصلا خودت چي مي خواي داداشي بموني ؟ خوب بشو دايي . چطوره ؟
:D:D:D

:D ديدي خودتو لو دادي , منكه از كسي اسم نبردم ;) .
خانوما (خواهراي گلم ) ملودي و افسانه و مونس يكي از شما نميخواد عمه باشه ؟؟؟
در ضمن دايي داريم , اونم دايي صبحيه ديگه ...

navid_k
Thursday 12 August 2004, 10:27AM
نوشته شده بوسيله آق فري
بچه ها ديوونه مثل اينكه با من مشكل داره اگه من برم كنار تا حدودي خانواده جور ميشه آقا ما ديگه عمو نيستيم;))

عمو فري فكر نميكنم ديوونه مشكلي داشته باشه باهات , شوخي ميكنه . قرار نشد جا بزنيا , همين جوري برادر زاده هاتو دوست داري ؟؟؟
عمو فري , عمو فريه . اگرم كسي مشكل داره رسما و همراه با دليل اعلام كنه لطفا .

آق فري
Thursday 12 August 2004, 10:47AM
جشم برادر زاده من جا نزدم.... هرچي تو بگي....

بعدي يكي از برادر زاده ها البته از پسرا

navid_k
Thursday 12 August 2004, 11:07AM
:smile04: قربونت برم عمو , ميدونستم جا نميزني :smile06:
راستي عمو فري تاپيك حدس بزن , يكي پايينتره ;)

navid_k
Sunday 15 August 2004, 08:56AM
عجب خانواده پر مهر و محبتي دارم اينجا ....
همه جا زدين ... واقعا براي خودم متاسفم

مونس
Sunday 15 August 2004, 01:51PM
داداش آقا اين زود كه جا نمي زنن .
ببين تا حالا هم خوب پيش رفته
دايي صبحي , عمو فري , خاله مريم , مامان ايراني ( بماند به مريم اصلا نمياد خاله باشه )
و چند تا آخر و برادر .
:D:D:D
تا حالا هم خانواده بدي نداريم ( يكي پاشه اسفند دود كنه چشم نخوريم ) د پاشيد ديگه اگه منتظر هستيد من بلند شم باشه من رفتم .

ملودي
Sunday 15 August 2004, 08:07PM
آخه چرا دعوا مي كنيد؟
دعوا كاره بچه هاي بده.... نه نه دعوا نكنيد بده
همسايه ها چي مي گن مامان جوون شما يه چيزي بگو به اين فاميلا
بخدا آبرو برامون نمونده;):smile58:

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 12:35AM
من یه پیشنهاد دارم! مریم رو از خالگی برداریم یکی دیگه جانشینش بشه. مریم خواهر کوچولوئه باشه مزش بیشتره بدرد خاله بودن نمی خوره نه؟

maryam
Monday 16 August 2004, 02:07AM
نوشته شده بوسيله مونس
( بماند به مريم اصلا نمياد خاله باشه )

من دخمل مامان ايرانيم..چه طوري خاله باشم اصلا..من دخمل كوچولوئه ام...:D
يه بابا هم برام در نظر بگيرين:D ..ماماني اهم اهم:p:cool::D

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 02:12AM
آره همون دخمل لوسه بموني بيشتر بهت مياد!

maryam
Monday 16 August 2004, 02:17AM
ماماني، مهدي گفت دختر لوسه:D:cool::cool: .. اوخ جون:D

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 02:29AM
اوخ اوخ بمیرم!

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 02:31AM
اوخ اوخ بمیرم! من گفتم دخمل لوسه!

maryam
Monday 16 August 2004, 03:00AM
همون..دخمل لوسه:D:smile57:

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 03:07AM
دروغ گفتم؟!

maryam
Monday 16 August 2004, 03:18AM
نه..من كه راضيم

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 03:27AM
مي دونستم:o

maryam
Monday 16 August 2004, 03:40AM
مگه بد بيده؟

دوست ايراني .
Monday 16 August 2004, 08:26AM
ديدي مريم جان ;)

فقط چاشنيش همون صد گر م خ ... يك مشت م ... و از اين حرفهاست تا تو يك كم خ شدي اينقدر اثر داشت :smile58:

فكر كن اگه بيشترش كني چي ميشه :smile58::D:p

بعدشم خوب نظرا متفاوته فعلاٌ همين 5 درصد موفقيت پيشكشت تا بعد :D در ضمن حق الزحمه من يادت نره من به دلار مي خوام :smile58:

mahdi1060
Monday 16 August 2004, 03:40PM
هووووووووووم؟

maryam
Tuesday 17 August 2004, 12:59AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
ديدي مريم جان ;)
فقط چاشنيش همون صد گر م خ ... يك مشت م ... و از اين حرفهاست تا تو يك كم خ شدي اينقدر اثر داشت :smile58:
فكر كن اگه بيشترش كني چي ميشه :smile58::D:p
بعدشم خوب نظرا متفاوته فعلاٌ همين 5 درصد موفقيت پيشكشت تا بعد :D در ضمن حق الزحمه من يادت نره من به دلار مي خوام :smile58:
ماماني باور كن من هيچ تغييري ندادم...هيچي كم و زياد نكردم..مخصوصا" اون "خ" ،داشت منو بيخيال ميكرد:D..نميدونم چطوري موفقيت حاصل شد:D:p ...

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 01:13AM
مريم جون ببخشيدا اون بچه هه همچين ساده ساده هم به نظر نمياد ها! شيطنت از نگاش ميباره آتيش پاره!

maryam
Tuesday 17 August 2004, 01:16AM
نوشته شده بوسيله mahdi1060
مريم جون ببخشيدا اون بچه هه همچين ساده ساده هم به نظر نمياد ها! شيطنت از نگاش ميباره آتيش پاره!
:p:p:p در عين سادگي شيطونه:p:cool: ...يه دخمل نازه شيطونه لوسه ساده:p

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 01:30AM
در عين سادگي شيطونه ...يه دخمل نازه شيطونه لوسه ساده
پيشنهاد مي كنم عكستو عوض كني. مي خواي يه عكس خوشگل واست بفرستم؟

maryam
Tuesday 17 August 2004, 01:37AM
عكس به اين خوشگلي:rolleyes: اين نفسه منه
بي زحمت عكس پيشنهاديتو بذار توي تاپيك فقط صامت:D

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 01:54AM
آخه چيزي واسه گفتن نداره در ضمن نمي خواستم توي تاپيك بذارم مي خواستم برات ميل كنم

maryam
Tuesday 17 August 2004, 02:23AM
مونده تا حرف حساب اون كوچولو رو كسي درك كنه:cool::smile59:
ميخواستم زحمتت زياد نشه....:smile59: ..خوب با هر بلايي دلت ميخواد، اون عكسو بهم برسون:D ..لطفا" البته:D

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 02:42AM
چشم
چه زحمتي؟

maryam
Tuesday 17 August 2004, 02:49AM
:cool: مرسي...ولي اين دخمله خوكشل تره:p

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 03:11AM
بدسليقه! يكي ديگه ميخواي؟

maryam
Tuesday 17 August 2004, 03:24AM
اهه..بد سليقه ديگه چه صيقه ايه؟:p
صحبت ميكنيم:p

navid_k
Tuesday 17 August 2004, 11:19AM
آخه دختر لوسه كه ضايعست , من تهتقاري مامان( يا همون تهتقاري خالي ) رو پيشنهاد ميكنم ( مراجعه شود به سريال پدر سالار )

ملودي
Tuesday 17 August 2004, 05:37PM
ولي دخمل ماماني خيلي با نمكه
مريم كدوم بهتره؟

mahdi1060
Tuesday 17 August 2004, 11:50PM
من كه به نظرم دخمل كوشكولوي مامانيه! به هرحال

maryam
Wednesday 18 August 2004, 04:11AM
نوشته شده بوسيله ملودي
ولي دخمل ماماني خيلي با نمكه
مريم كدوم بهتره؟
هر چه خانواده ي محترمه و مكرمه بگن:D
به توافق برسين ديگه:D

mahdi1060
Wednesday 18 August 2004, 04:19AM
من كه همون مريم صدات ميكنم از همه چي بهتر تره نه؟

maryam
Wednesday 18 August 2004, 04:28AM
اوهوم..حالا با خانواده به توافق برس (نيشمنگولا)

mehraboon
Wednesday 18 August 2004, 07:55AM
بابا ايول مهدي جون اين مريم خانم تا اونجايي كه من ميدونم اونقده ريپ زده كه بهش نگيم مريم حالا...... شما....:(:)

يه منصب تريپ تر بهش بديد :p:smile59:
ببخشيد مهدي جون:p

maryam
Wednesday 18 August 2004, 08:25AM
بابا ايول مهدي جون اين مريم خانم تا اونجايي كه من ميدونم اونقده ريپ زده كه بهش نگيم مريم حالا......
شكسته بندي رو كيف كن::p
اي بابا... ما اين ريپا رو به خاطر لقب و منصب نزديم..همش واسه خاطر دلمون بود:D:p
خب پيشنهاد شما چيه مهربون؟:D

mehraboon
Wednesday 18 August 2004, 09:41AM
اي بابا... ما اين ريپا رو به خاطر لقب و منصب نزديم..همش واسه خاطر دلمون بود

قضاوتو ميسپاريم به برو بچ:p;):)
من زياد فكر نميكنم چون فكرام تموم ميشه:D:smile58:
ولي خاله قزي چطوره:p;):confused:

ملودي
Thursday 19 August 2004, 12:04AM
پس اين مامان ايروني كجات نمي خواد مراشم اسمگذازيه مجدد شركت كنه؟

maryam
Thursday 19 August 2004, 01:57AM
نوشته شده بوسيله mehraboon


قضاوتو ميسپاريم به برو بچ:p;):)
من زياد فكر نميكنم چون فكرام تموم ميشه:D:smile58:
ولي خاله قزي چطوره:p;):confused:
:p
خاله قزي؟:rolleyes: بهم نمياد:smile58::p

mahdi1060
Thursday 19 August 2004, 03:08AM
مگه مريم بهت مياد!!:D

maryam
Thursday 19 August 2004, 03:13AM
يعني نمياد؟:confused:
مريم يعني زن پاكدامن فكر كنم..يا يه چيزايي تو اين مايه ها:D
اتفاقا بهم مياد:smile59::p

mahdi1060
Thursday 19 August 2004, 03:18AM
معنيشو كار ندارم. (البته از نظر معني مياد)

maryam
Thursday 19 August 2004, 03:26AM
:p:p
پس از چه نظر نمياد بهم؟:smile59:

mahdi1060
Thursday 19 August 2004, 03:36AM
چي جوري بگم؟ قيافه اسم و تصور شخصيت تو:eek:

maryam
Thursday 19 August 2004, 03:54AM
:confused::smile58: چه حرفايي آدم ميبينه:p

mahdi1060
Thursday 19 August 2004, 04:23AM
آدم چه كسايي مي بينه!

maryam
Thursday 19 August 2004, 04:27AM
زيارت قبول:p

حالا نقش من اين وسط چي شد؟:p

Hamideh
Thursday 19 August 2004, 10:48AM
بالاخره اين عمه ما كيه؟؟؟
البته من چون عمه خيلي ها هستم اينجا هم ميتونم عمه بشم.;)

navid_k
Thursday 19 August 2004, 10:59AM
نوشته شده بوسيله Hamideh
بالاخره اين عمه ما كيه؟؟؟
البته من چون عمه خيلي ها هستم اينجا هم ميتونم عمه بشم.;)
به به ... عمه دارم شديم .. حميده جان ببخشيد عمه خانوم منكه كاملا موافقم .... شما چي ميگين بچه ها ؟

navid_k
Thursday 19 August 2004, 11:03AM
نوشته شده بوسيله maryam
زيارت قبول:p

حالا نقش من اين وسط چي شد؟:p
هر جور كه خودت دوست داري ... آخه نميشه كه صدات كنيم دختر كوچولوي ماماني ! ميشه ؟ يه چيز جمع و جور تر باشه بهتره فكر كنم
در ضمن خانوادگي هم باشه ديگه . مثلا خواهر كوچولو يا خواهر كوچيكه يا آبجي كوچيكه يا هر چي كه خودت دوست داري

navid_k
Thursday 19 August 2004, 11:07AM
توجه توجه !
مامان , دايي صبحي , عمو فري و عمه حميده لطف كنيد و لقبتون رو به اين اسامي تغيير بديد .

آق فري
Thursday 19 August 2004, 03:40PM
عمه حميده تاييد شد......

اينها را ول كنيد بابا نداريد......

ارزو
Thursday 19 August 2004, 04:23PM
اااااااا
پس من چي نقشي دارم

آق فري
Thursday 19 August 2004, 05:26PM
سلام..خودتو لو دادي....
خاله آرزو

خيلي باحاله مياد بهت

mahdi1060
Thursday 19 August 2004, 11:43PM
مريم ته طغاري (تغاري؟) خوبه؟

navid_k
Friday 20 August 2004, 02:24AM
عمو فري جون ... بابا هنوز كه لقبت داش فريه عوضش كن ديگه ... شما اينجا يدونه داداشم نداري:D , فقط برادر زاده داري :smile59:. پس سه سوته بكنش عمو فري . قربون دستت :cool:;)

آق فري
Saturday 21 August 2004, 09:11AM
چشم...

navid_k
Saturday 21 August 2004, 09:22AM
عينكي نشي ( معادل : چشمت بي بلا )

navid_k
Sunday 22 August 2004, 02:49AM
آبجی مریم , چی شد ؟ منسبت رو انتخاب کن دیگه ( هر چی باشه حق آب و گل داری)
آرزو جان شما هم همینطور .
از همه مهمتر اینکه تازه این داداش پدرام رو هم گیر آوردیم ... یالا داداشی , بیا ببینیم چکاره ای !!!

maryam
Sunday 22 August 2004, 02:56AM
چي بگم والله..نميدونم...يه چيزي خودتون انتخاب كنين منم ميگم موافقم يا نه:D

navid_k
Sunday 22 August 2004, 03:04AM
او .. صحیح
اطاعت میشه ! ( شرمنده شدی ؟)
آخه تا حالا 4-5 تا منسب بهت پیشنهاد شده ، هیچ کدوم باب طبع نبود ؟؟؟

maryam
Sunday 22 August 2004, 03:16AM
اطاعت میشه ! ( شرمنده شدی ؟)
از چي شرمنده بشم؟:smile58:
آخه تا حالا 4-5 تا منسب بهت پیشنهاد شده ، هیچ کدوم باب طبع نبود ؟؟؟
شما اگه ممكنه ليست كن..من انتخاب كنم:D

navid_k
Sunday 22 August 2004, 03:24AM
خاله
ته طغاری
آبجی (خواهر) کوچیکه
کوچولوی مامانی ( پیشنهاد نمیشه , چون منسب خانوادگی نیست )
و....

maryam
Sunday 22 August 2004, 03:31AM
خاله كه بهم نمياد
ته طغاري هم كه نه:D
آبجي كوچيكه هم بد نيست:smile59:
پيشنهاد ديگه اي نبود؟

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 06:14AM
مريم به تو مياد ريش سفيد فاميل باشي:D

maryam
Sunday 22 August 2004, 06:40AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
مريم به تو مياد ريش سفيد فاميل باشي:D
:D نه كه ريشام سفيده..يا سنم خيلي زياده..خيلي هم بهم مياد:D:smile58:

مونس
Sunday 22 August 2004, 06:40AM
آرزو جون خوب بيا و تاييد كن خاله بشي .
بچه ها بياين يواشكي بهتون يه چيز بگم
بياين مامان رو راضي كنيم پدرام بشه بابا .;)
:D:D:D

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 06:46AM
آبجي مونس تو رو خدا برا من حرف در نياريد نكه خيلي شرايطم براي ازدواج مورد قبوله همين كه بفهمن من بابا شدم و بچه هم دارم ديگه عمرآ اگر بتونم حرف ازدواج و بزنم.

حالا بابا ميشيم ولي تو رو خدا اگه از بيرون يكي اومد تو من و همون داداشي صدا كنيد شايد براي تحقيق اينورها بيان يادتون نره اونجا داداشي ميشم:D

نه كه ريشام سفيده..يا سنم خيلي زياده..خيلي هم بهم مياد

چون بهت مياد گفتم

maryam
Sunday 22 August 2004, 06:49AM
:p:p پدرام اگه بشي بابا، باباي منم ميشيا:D:D

اصلا" هم بهم نمياد:( ..من به ني ني كوچولو ها شبيه م..نه به ريپ سفيدا:(:D

mehraboon
Sunday 22 August 2004, 07:03AM
:D
مريم جون چون از زير اين بار سنگين:smile60: بيرون بياي بيا يكي از اينارو انتخاب كن افرين دخمل خوف;):p:)
1-مادر بزرگ
2-خاله قزي
3-زن عمو
4-زن دايي
5-ابجي بزرگه
6-ابجي كوچيكه
7-دختر خاله
8-دختر بابا
9-دختر عمو
10-دختر عمه
11-(((ني ني)))
لازم به ذكر است در صورت هر گونه مخالفت اعضا خود يك طرفه به قاضي خواهند رفت:eek::smile60:;)

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:10AM
:D گزينه ي 6:D

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:10AM
از سرش هم زياده

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:13AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
از سرش هم زياده
:mad::mad::mad:درست صحبت كن ببينم:mad::(:smile59:

mehraboon
Sunday 22 August 2004, 07:22AM
اخيش خدا عمرم بده يه بار بزرگ و جا به جا كردم:p;)
مستر ايران كلوبز:( ها كوه كندي):p
خوب مباركه ابجي كوچيكه:):p

مونس
Sunday 22 August 2004, 07:23AM
آبجي كوچيكه كدوم دختر رو ديدي با باباش اينجوري صحبت كنه ؟واي واي واي .
:D:D:D

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:25AM
مامانش بيا و اين دختر و تربيت كن وگرنه با كمر ميوفتم به جونش و لهش ميكنم:mad::o

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:32AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
مامانش بيا و اين دختر و تربيت كن وگرنه با كمر ميوفتم به جونش و لهش ميكنم:mad::o
اهه..قرار نشد از اون باباهاي خشن و بد بشي كه من اصلا دوستشون ندارما:mad::p
خوب مباركه ابجي كوچيكه
ملسي:p
آبجي كوچيكه كدوم دختر رو ديدي با باباش اينجوري صحبت كنه ؟واي واي واي
كدوم بابا رو ديدي با دخملش اينطوري صحبت كنه؟:(

mehraboon
Sunday 22 August 2004, 07:32AM
بابا بي خيال ؟ تازه از نظر روانشناسي هم بخواي بري جلو اخرش به مهربوني ميرسي؟
((ابجي كوچيكه ديگه با بابا اينطوري صحبت نكنيا )) افرين دخمل بابا
بابا شما هم قول بده اين ابجي كوچيكه مارو اينقده تنش رو نلرزون!

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:36AM
هر چي به اين زن ميگن گوش نميده ميگم اين دخمل و يه كم كتك بزن يا اگر نميزني اجازه بده من اين كار و بكنم اعصاب من و خورد كرده اين خانم.

بقيه دخملام كجا اينقدر بلبل زبون هستن كه اين هست نميدونم اين بچه چي شد يه دفعه افتاد پيش ما:p

مونس دخملم تو يه چيزي به اين آبجيت بگو من از سر كار اومدم به جاي اينكه يه چاي جلوم بگذاره با من كل كل ميكنه:D

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:36AM
اين بابايي ما ابهت نداره..با يه لشكر ميام سراغش..خودش كه ميدونه:D:D:p:p

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:38AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
هر چي به اين زن ميگن گوش نميده ميگم اين دخمل و يه كم كتك بزن يا اگر نميزني اجازه بده من اين كار و بكنم اعصاب من و خورد كرده اين خانم.
بقيه دخملام كجا اينقدر بلبل زبون هستن كه اين هست نميدونم اين بچه چي شد يه دفعه افتاد پيش ما:p
مونس دخملم تو يه چيزي به اين آبجيت بگو من از سر كار اومدم به جاي اينكه يه چاي جلوم بگذاره با من كل كل ميكنه:D
مامان ايراني بيا ببين اين بابا پدرام چي ميگه:mad: من رو كتك بزني موكوشمت:D
من چايي جلو شوورم نميذارم..جلو شوما بذارم؟:D:p:smile59::smile58:

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:38AM
من اعتراض دارم

چرا اين دخمل اينقدر باباش و ميترسونه؟:smile46: :smile02:

من و تهديد ميكني

mehraboon
Sunday 22 August 2004, 07:42AM
اعتراض وارد نيست
چون يه بچه اس!!!

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:43AM
خوب بدجوري تهديد ميكنه

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:44AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
من اعتراض دارم

چرا اين دخمل اينقدر باباش و ميترسونه؟:smile46: :smile02:

من و تهديد ميكني
:smile58::smile58: عجب باباييه ترسويي داريما:D
من پس فردا با شوورم دعوام شد پس به كي بگم بياد كتك كاري؟:confused::p

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:48AM
شوورت و سوسك ميكنم همون اول:smile46: تو خودت همين الان اينقدر خط و نشون ميكشي چه شووري ميخواد قسمت تو بشه:D

دفعه آخرته از اين حرفها پيش من ميزني شوور شوور ميكنه برا من بزنم لهت كنه؟:mad:

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:52AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
شوورت و سوسك ميكنم همون اول:smile46: تو خودت همين الان اينقدر خط و نشون ميكشي چه شووري ميخواد قسمت تو بشه:D

دفعه آخرته از اين حرفها پيش من ميزني شوور شوور ميكنه برا من بزنم لهت كنه؟:mad:
بابايي چرا ترسيدي؟ اصلا باهاش دعوا نميكنم كه تو مجبور نشي بياي كتك بخوري:smile58:
خوش به سعادت اون كسي كه من بشم زنش (بيچاره من:( ):D

اهه..هي ميگه ميزنم..بذار يكيشونو بفرستم سراغت كه آش و لاشت كنه ديگه هي هوس له مه نكني:smile58::mad::p
مگه شوور بده؟:confused::D ..اونم نه يكي..نه دو تا..هوار تا:D

mehraboon
Sunday 22 August 2004, 07:53AM
بابايي اينا همش تقصير همون شوورشه ديگه اگه مي خواي له كني از شوورش شروع كن

maryam
Sunday 22 August 2004, 07:55AM
نوشته شده بوسيله mehraboon
بابايي اينا همش تقصير همون شوورشه ديگه اگه مي خواي له كني از شوورش شروع كن
حريف من نميشه..چه برسه به شوورم:p:smile58::smile59:

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 08:05AM
سوسكتون ميكنم حريفتون نميشم؟

maryam
Sunday 22 August 2004, 08:10AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
سوسكتون ميكنم حريفتون نميشم؟
:smile58::smile58::smile58::smile58::smile58::smile58:كار به خشانت كشيد چرا؟:p

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 08:14AM
بله ديگه موضوع ناموسي شد:D

آق فري
Sunday 22 August 2004, 08:15AM
سام عليك خوبيد برو بچز

دخمل كوچولو خوبه....اين زن داداش ما چرا نمياد اينجا تاييد كنه ..... يكي بهش يه پيغام بده كه بياد اينجا....
در ضمن داداش جون اگه با اين دختره مشكل داري بسپارش به من با يه دست كتك حله
.....
:D

فعلاَ خفافظ

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 08:17AM
مشكل كه چي بگم
ايشون چشم ندارن من و ببينن زماني كه داداشش بوديم جاي خود
الان كه باباش شديم كه اصلآ

maryam
Sunday 22 August 2004, 08:17AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
بله ديگه موضوع ناموسي شد:D
:p:p:p گيرت داريا
دخمل كوچولو خوبه....اين زن داداش ما چرا نمياد اينجا تاييد كنه ..... يكي بهش يه پيغام بده كه بياد اينجا....

داداش كيه؟ زن داداش كيه؟
در ضمن داداش جون اگه با اين دختره مشكل داري بسپارش به من با يه دست كتك حله
:smile58: اتفاقا" صحبتش بود...اگه جرئت داري بازم بگو...بابامون كه جرئت نداره:p

آق فري
Sunday 22 August 2004, 08:45AM
:D
عموي بزرگي گفتم چيزي گفتن اصلا انگار نه انگار يادش بخير ما بچه بوديم بابامون يه اخم مي كرد تا 2 روز دور و برش پيدامون نمي شد

بازم مي گم يه دس كتك حله

آق فري
Sunday 22 August 2004, 08:45AM
:D
عموي بزرگي گفتم چيزي گفتن اصلا انگار نه انگار يادش بخير ما بچه بوديم بابامون يه اخم مي كرد تا 2 روز دور و برش پيدامون نمي شد

بازم مي گم يه دس كتك حله
انقدر گفتم اين دختررو لوسش نكن:D

maryam
Sunday 22 August 2004, 08:50AM
ديگه كار از كار گذشت..اين دختر (اشاره به خودم) هم لوس شده هم كتك نميخوره:smile58::p

آق فري
Sunday 22 August 2004, 09:14AM
لوس كه مي تونه بمونه ولي كتك نمي تونه نخوره فقط به خاطر داداشه كه تا الان تحمل كردم

Hamideh
Sunday 22 August 2004, 10:53AM
اينقدر پشت سر اين برادر زاده من حرف نزنين !:o
لوس كه هست اما عزيز عمه ست.:D

آق فري
Sunday 22 August 2004, 11:23AM
نوكرتم آبجي فقط به خاطر تو من كوتاه ميام ديگه يه دونه خواهر كه بيشتر نداريم......

(

Hamideh
Sunday 22 August 2004, 11:29AM
كوچيك داش فري هم هستم.;)
اما داداشي اسمت چه ابهتي داره ها

آق فري
Sunday 22 August 2004, 11:52AM
داداش تو هم ديگه......

هديه
Sunday 22 August 2004, 03:42PM
من میتونم خاله باشم؟ البته خیلی فعال نیستم ولی خاله کم پیدا هم برای خودش نعمتیه.نیش

شيدا
Sunday 22 August 2004, 03:47PM
يه فاميل درست كردينا !!
يه جك بگم :
يه بار يه بابايي ميره ساندويچ فروشي ميگه اقا مرغ دارين؟
يارو ميگه : اره
اونم ميگه پس دون بريز جلوش نميره (غش غش غشينا)

آق فري
Sunday 22 August 2004, 04:16PM
عرضم به حضور هديه خانم....(يعني همون خواهر زن داداش من)
تاييد شد ولي بايد سعي كنيد بيشتر به ما سر بزنيد

هديه
Sunday 22 August 2004, 05:44PM
انشالله سعی میکنم بیشتر سر بزنم .

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 06:56PM
به من نمياد بابا باشم

چون 2 ساله دارم به دخملاي اين تالار ميگم آبجي

من و عوض كنيد;)

آق فري
Sunday 22 August 2004, 07:04PM
نميشه جا بزنيا آق داداش

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 07:13PM
نه خدا نكنه من كه جا نميزنم ولي اگر بابا باشم خيلي سختگير ميشم بعد اين دخملا از دست من ناراحت ميشن آخه نميشه كه ولشون كرد به امان خدا بايد چهار چشمي مواظبشون باشم كسي بهشون نگاه نكنه;)

asheghe iran_p
Sunday 22 August 2004, 10:26PM
يه متن جالب هر چي توي اين تالار دنبال يه تاپيك باحال گشتم كه اين و توش بنويسم بهتر از اينجا جايي رو نديدم

اگه تيپ بزنيم بريم سر کار يا دانشگاه يا مدرسه ، مي گن با کي قرار داري ؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشي مي گن تو اصلاً سليقه نداري .

اگه زياد بگيم دوست دارم مي گن باز چه نقشه اي توي سرش هست .

اگه نگيم دوست دارم مي گن پاي کس ديگه اي دروسط هست .

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم مي گن به من اعتماد نداري ؟

اگه زنگ نزنيم مي گن سرت خيلي شلوغه .

اگه تو خونه زياد بخنديم مي گن ديوونه شدي .

اگه کم بخنديم مي گن بختتون نحصه .

اگه شام بخوايم ميگن فقط به فکر شکمش هست .

اگه شام نخوايم مي گن ذليل مرده معلوم نيست با کي شام کوفت کردي .

mahdi1060
Sunday 22 August 2004, 11:38PM
آهان باباي خوبي پيدا كردين ها! داريم يه خونواده مي شيم ذره ذره. انگاري منم شده داداش بزرگه نه؟ اين داداش بزرگي دست از سر من يكي بر نمي داره انگار.

maryam
Monday 23 August 2004, 12:06AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
نه خدا نكنه من كه جا نميزنم ولي اگر بابا باشم خيلي سختگير ميشم بعد اين دخملا از دست من ناراحت ميشن آخه نميشه كه ولشون كرد به امان خدا بايد چهار چشمي مواظبشون باشم كسي بهشون نگاه نكنه;)
جا نزن..خودم درستت ميكنم:p

ملودي
Monday 23 August 2004, 01:34AM
منم خواهر وسطيه تاييد شد؟

mahdi1060
Monday 23 August 2004, 02:01AM
من كه موافقم

navid_k
Monday 23 August 2004, 02:40AM
نوشته شده بوسيله maryam
خاله كه بهم نمياد
ته طغاري هم كه نه:D
آبجي كوچيكه هم بد نيست:smile59:
پيشنهاد ديگه اي نبود؟
خوب دیگه ناز نکن :p
همون آبجی کوچیکه تایید شد ، البته با اجازه بزرگترا ( این مامان ما کو ؟)و کوچیکترا ( من که همینجا بیدم ) .

maryam
Monday 23 August 2004, 02:40AM
نوشته شده بوسيله Hamideh
اينقدر پشت سر اين برادر زاده من حرف نزنين !:o
لوس كه هست اما عزيز عمه ست.:D
آ قولبون عمه:smile58::p:smile59:

navid_k
Monday 23 August 2004, 02:49AM
نوشته شده بوسيله هديه
من میتونم خاله باشم؟ البته خیلی فعال نیستم ولی خاله کم پیدا هم برای خودش نعمتیه.نیش
هدیه خانوم سلام عرض شد :)
راستش افتخار آشنایی نداشتیم :(
خاله بودنش مسئله ای نداره ولی کم پیدا بودنش چرا
آخه راستش من که خاله رو خیلی دوست دارم واسه همین دوست دارم هر روز ببینمش ... بقیه رو نمیدونم
ولی اکثرا خاله خیلی محبوبه پیش همه .

navid_k
Monday 23 August 2004, 02:54AM
نوشته شده بوسيله ملودي
منم خواهر وسطيه تاييد شد؟
من هم که موافقم .
مبارکه خواهر وسطی ( تعویض لقب یادت نره ... آبجی وسطی بانمک تر نیست ؟ )

maryam
Monday 23 August 2004, 02:56AM
اکثرا خاله خیلی محبوبه پیش همه .
:( نخيرم..كي ميگه خاله محبوبه؟:( ..نه خاله خوبه نه عمه نه عمو نه دايي...فقط مامان و بابا و خواهر برادر:D:p

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:00AM
عمه جون ... خیلی مخلصیم
این عمه گل ما مسئولیت پذیر ترین عضو خانواده است .
3 سوت لقبش رو عوض کرد و بدین ترتیب رسماً عمه ما شد .:smile57:

mahdi1060
Monday 23 August 2004, 03:01AM
منم با كم پيدا بودنش مشكل دارم.

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:07AM
نوشته شده بوسيله maryam

:( نخيرم..كي ميگه خاله محبوبه؟:( ..نه خاله خوبه نه عمه نه عمو نه دايي...فقط مامان و بابا و خواهر برادر:D:p
کدوم دیوونه ای گفته بود این آبجی مریم ما IQ اش بالاست ( كي بود كي بود ؟ من نبودم :D )
آخه آي كيو منظورم بعد از اونا بود ديگه ... يعني متوجه نشدي ؟ :smile41:

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:10AM
نوشته شده بوسيله mahdi1060
منم با كم پيدا بودنش مشكل دارم.
آ.. قربون داداش .

maryam
Monday 23 August 2004, 03:13AM
نوشته شده بوسيله نويد.ك

کدوم دیوونه ای گفته بود این آبجی مریم ما IQ اش بالاست ( كي بود كي بود ؟ من نبودم :D )
آخه آي كيو منظورم بعد از اونا بود ديگه ... يعني متوجه نشدي ؟ :smile41:
بهتره بگی دیوونه ها:p چون یکی دو تا نبودن که:p
آی کیو منجمد:D...من گفتم "فقط"..یعنی نه قبل از اونا نه بعد از اونا:smile59:

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:26AM
آخه آيكيو ميگو سخاري ( اين به اون در! )... خودت خاله و عمه و دايي و عموت رو دوست نداري دليلي نداره كه بقيه هم دوست نداشته باشن

maryam
Monday 23 August 2004, 03:32AM
شیر برنج:smile28: مگه من گفتم دیگران دوست ندارن؟:smile58::smile55: :smile55: شماها حرف تو دهن آدم میذارینا


مامان ایرانی کجاست؟:smile59:

maryam
Monday 23 August 2004, 03:33AM
راستی نوید..من و تو چه نسبتی با هم داریم؟

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:47AM
نوشته شده بوسيله maryam
شیر برنج:smile28: مگه من گفتم دیگران دوست ندارن؟:smile58::smile55: :smile55: شماها حرف تو دهن آدم میذارینا


مامان ایرانی کجاست؟:smile59:
آش رشته ..( آخه ميونه خوبي با آش رشته ندارم ).. مفهوم حرفت همون بود ديگه ....
اين چه جور مامانيه !!! مامانم ماماناي قديم ...

navid_k
Monday 23 August 2004, 03:49AM
نوشته شده بوسيله maryam
راستی نوید..من و تو چه نسبتی با هم داریم؟
خودت چي فكر ميكني ؟

maryam
Monday 23 August 2004, 04:00AM
قرمه سبزی...اصلا" هم مضمون حرفم اونی که تو گفتی نبود

پشت سر مامان من بد نگو هان!

نمیدونم...فکر کنم داداشمی..آره؟ خودت اینهمه میگی عنوانتونو عوض کنیدن خودت که هنوز تغییر ندادی

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 04:01AM
نوشته شده بوسيله maryam

جا نزن..خودم درستت ميكنم:p

دخمله اگر بلد بودي درست كني كه زبونت و درست ميكردي:p

maryam
Monday 23 August 2004, 04:11AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p


دخمله اگر بلد بودي درست كني كه زبونت و درست ميكردي:p
سلام آقا بابا:D
زبونم هیچ طوریش نیست...رفتم تو نخ شما فعلا:D

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 04:14AM
چون رفتي تو نخ ما اينقدر حال گيري ميكني:D

maryam
Monday 23 August 2004, 04:21AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
چون رفتي تو نخ ما اينقدر حال گيري ميكني:D
من حالگیری نکرداهه:D شما قصد جان ما کرداهه..ما مبارزه کرداهه:D

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 04:22AM
ما هميشه قصد جان فضولا رو كرداهه.
بخاطر اينكه فضولا هميشه جواب باباي خود را دادهه:D
شايد فضولا كتك هوس كرداهه.:D

mahdi1060
Monday 23 August 2004, 04:23AM
مگه تو نخم ميشه رفت؟ اونم تو نخي كه ماله بابائه. اقتدار بابايي چي ميشه؟

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 04:25AM
بچه است ديگه چه ميشه كرد مثل اينكه كتكهاي ديشب تاثير نداشته:D

maryam
Monday 23 August 2004, 04:29AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
ما هميشه قصد جان فضولا رو كرداهه.
بخاطر اينكه فضولا هميشه جواب باباي خود را دادهه:D
شايد فضولا كتك هوس كرداهه.:D
پس من که فضول نیستم رو ول کرداهه
بابا بدا دخترشونو کتک زدن کرداهه
من که کتک نخواستن کرداهه کتک هم نخورداهه:p
بچه است ديگه چه ميشه كرد مثل اينكه كتكهاي ديشب تاثير نداشته
تو کی منو کتک زدی بابایی؟:confused::smile58:

navid_k
Monday 23 August 2004, 04:36AM
نوشته شده بوسيله maryam
قرمه سبزی...اصلا" هم مضمون حرفم اونی که تو گفتی نبود

پشت سر مامان من بد نگو هان!

نمیدونم...فکر کنم داداشمی..آره؟ خودت اینهمه میگی عنوانتونو عوض کنیدن خودت که هنوز تغییر ندادی
1 . چرا اين مريم هميشه يك پا داره ( ببخشيد منظورم مرغش بود )
2 . كي جرئت داره پشت مامان حرف بزنه ... ولي آخه مامان كه بچه هاشو ول نميكنه به امون خدا !!!
3 . منكه منسب خاصي ندارم كه لقبم رو عوض كنم ... منظورم اونايي بود كه منسب پيدا كردن ... از جمله اين عمو فري جونم كه خوب حرف ما رو انداخت زمين :(

navid_k
Monday 23 August 2004, 04:37AM
مريم جان ممكنه بگي داري چيكار ميكني ؟؟ :
http://www.niksalehi.net/fun3/baby13.jpg
:D

navid_k
Monday 23 August 2004, 04:40AM
اين بيچاره رو هم عاصي كردي :
http://www.niksalehi.net/fun3/baby04.jpg
بابا جون يه چيزي بگو به اين دخترت ديگه ... مامانش كه نتونست تربيتش كنه .. شما لا اقل يه كاري بكن

maryam
Monday 23 August 2004, 04:56AM
نوشته شده بوسيله نويد.ك

1 . چرا اين مريم هميشه يك پا داره ( ببخشيد منظورم مرغش بود )
2 . كي جرئت داره پشت مامان حرف بزنه ... ولي آخه مامان كه بچه هاشو ول نميكنه به امون خدا !!!
3 . منكه منسب خاصي ندارم كه لقبم رو عوض كنم ... منظورم اونايي بود كه منسب پيدا كردن ... از جمله اين عمو فري جونم كه خوب حرف ما رو انداخت زمين :(
1- چون وسعمون نرسید دو پاش کنیم:smile58:
2- مامانم دورادور هوامونو داره
3- پیدا کن

maryam
Monday 23 August 2004, 04:57AM
نوشته شده بوسيله نويد.ك
مريم جان ممكنه بگي داري چيكار ميكني ؟؟ :
http://www.niksalehi.net/fun3/baby13.jpg
:D
دارم دنبال تو میگردم نوید:smile58:

maryam
Monday 23 August 2004, 05:03AM
نوشته شده بوسيله نويد.ك
اين بيچاره رو هم عاصي كردي :
http://www.niksalehi.net/fun3/baby04.jpg
بابا جون يه چيزي بگو به اين دخترت ديگه ... مامانش كه نتونست تربيتش كنه .. شما لا اقل يه كاري بكن
:smile58::smile58: این بابایی زن ذلیله..کار از کار گذشت...من دیگه همینم:p

هديه
Monday 23 August 2004, 02:33PM
نوشته شده بوسيله نويد.ك

هدیه خانوم سلام عرض شد :)
راستش افتخار آشنایی نداشتیم :(
خاله بودنش مسئله ای نداره ولی کم پیدا بودنش چرا
آخه راستش من که خاله رو خیلی دوست دارم واسه همین دوست دارم هر روز ببینمش ... بقیه رو نمیدونم
ولی اکثرا خاله خیلی محبوبه پیش همه .
سلام جناب نوید خان پسرخواهر عزیز
خدمتتون عرض کنم که کم سعادتی از ماست که افتخاز اشنایی نداشتیم:)
من بیشتر خواننده موضوعات سایت هستم تا نویسنده یعنی از محضر اساتید استفاده میکنم.
ولی حالا که شماها خاله رو دوست دارید میایم خدمتتون
:smile05:

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 03:25PM
تو کی منو کتک زدی بابایی؟
حالا بماند من بابايي نيستم كه آبروي دخملم و همه جا ببرم:D

پس من که فضول نیستم رو ول کرداهه
بابا بدا دخترشونو کتک زدن کرداهه
من که کتک نخواستن کرداهه کتک هم نخورداهه

شما كتك خواستهه ولي خود خبر نداشتهه


سلام جناب نوید خان پسرخواهر عزیز
خدمتتون عرض کنم که کم سعادتی از ماست که افتخاز اشنایی نداشتیم
من بیشتر خواننده موضوعات سایت هستم تا نویسنده یعنی از محضر اساتید استفاده میکنم.
ولی حالا که شماها خاله رو دوست دارید میایم خدمتتون

ااااااااااااا سلام عليكم شما خواهر خانم بنده هستيد بفرماييد تو دم در بده زن ما رو كجا برديد از بس تو گوشش حرف خونديد كه ديگه اين طرفها نمياد چي چي بهش گفتي؟
وقتي كه 24 ساعت پاي تلفن باشيد نتيجش همينه ديگه.


حالا بفرماييد تو خوبيت نداره جلو در و همسايه بيرون جيغ بزنيد:D

ملودي
Monday 23 August 2004, 03:41PM
چرا نويد جون فكر بدي نيست
خودم و معرفي مي كنم آبجي وسطي....حالا بهتر شدپس نويد و مهدي هم خودشون و معرفي كنن يعني ما با همخواهر برادريم حالا نويد داداش بزرگست يا كوچيك؟ چه طوره اعضا رو يه بار از بزرگ به كوچيك با منصباشون بنويسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 03:43PM
بزرگ فاميل
پدر خانواده
ريش سفيد محله
پدرام بيدم:D

ملودي
Monday 23 August 2004, 03:47PM
سلام پدر:p
بعدي

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 03:48PM
سلام دخمله;)

ملودي
Monday 23 August 2004, 03:54PM
سلام بابايي چرا اين خواهر برادرا اينقده تنيلن؟
چرا خودشمونو معرفي نمي كنن

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 04:19PM
دخمله بعضي هاشون هنوز آنلاين نيستن
نميدونن آبجي ملوديشون چي چي نوشته

دوست ايراني .
Monday 23 August 2004, 06:38PM
سلام

لا الله الا الله

:mad::mad::mad::mad::mad:

آهاي دخترا مگه من نگفتم شما بابا لازم ندارين
پدرام:mad: مگه اينجا خاله بازيه هرروز يكي بابا ميشه :mad: دهه

اولاً من مامان چند تا از دخترام علي الخصوص مريم (هر كي هم به دخترام خصوصاً مريم چيزي بگه با من طرفه:mad::D ) بعدشم خدا رحمت كنه بابا رو كه عمرشو داده به شما ها مامان ايرانيم يك تنه با رخت شوري و زحمت و نداري بچه هاشو بزرگ كرده واسه همينم اجازه نميده هر كسي از راه برسه بگه من باباي اين دخترام :eek::(:mad:;)
در ضمن پدرام جون دير رسيدي مادر:rolleyes: خاله بازي تموم شد ديگه شب شده بساطتتونو از كوچه جمع كنينن برين خونه ها تون خوب بخوابينن تا فردا دوباره بياين يه بازي ديگه....... خببببببببب باريكلاً پسراي خوب:D

asheghe iran_p
Monday 23 August 2004, 07:15PM
سلام آبجي اولآ ما هيچ كاره بيديم و برامون تصميم گرفته شد خدا نكرده سوء تفاهمي چيزي پيش نياد شما هميشه آبجي ما بودي و هستي و خواهي بود حالا من هم دل اين برو بچ و نشكستم و باباشون بودم شما به دل نگيريد اگر ميدونستم ناراحت ميشيد هرگز باباشون نميشدم:(

ملودي
Monday 23 August 2004, 09:39PM
مامان ايروني چرا مامان چندتاشون يعني مامان من نيستي:confused:...آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من مامان مي خوام ؟

maryam
Tuesday 24 August 2004, 12:33AM
حالا بماند من بابايي نيستم كه آبروي دخملم و همه جا ببرم:D
بگو از اون باباهايي نيستم كه جرئت داشته باشم با دخملم در بيفتم:p

شما كتك خواستهه ولي خود خبر نداشتهه
يعني ادم از خواسته هاي خودش خبر نداشتهه؟:o:p

maryam
Tuesday 24 August 2004, 12:36AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام

لا الله الا الله

:mad::mad::mad::mad::mad:

آهاي دخترا مگه من نگفتم شما بابا لازم ندارين
پدرام:mad: مگه اينجا خاله بازيه هرروز يكي بابا ميشه :mad: دهه

اولاً من مامان چند تا از دخترام علي الخصوص مريم (هر كي هم به دخترام خصوصاً مريم چيزي بگه با من طرفه:mad::D ) بعدشم خدا رحمت كنه بابا رو كه عمرشو داده به شما ها مامان ايرانيم يك تنه با رخت شوري و زحمت و نداري بچه هاشو بزرگ كرده واسه همينم اجازه نميده هر كسي از راه برسه بگه من باباي اين دخترام :eek::(:mad:;)
در ضمن پدرام جون دير رسيدي مادر:rolleyes: خاله بازي تموم شد ديگه شب شده بساطتتونو از كوچه جمع كنينن برين خونه ها تون خوب بخوابينن تا فردا دوباره بياين يه بازي ديگه....... خببببببببب باريكلاً پسراي خوب:D
:(:(:( دلم شيكست:(:(:( ..دختر گل باباشه...مگه نشنيدي مامان؟:( من ميرم معتاد ميشم :(:( من بابا ميخوام :smile22: :smile22:
:D الهي قولبونت بشم ماماني جونم...حالا بيا پدرام رو به غلامي:D نه، به بابايي قبول كن بذار خودتم لااقل كمتر زحمت بكشي:D:p

navid_k
Tuesday 24 August 2004, 09:36AM
نوشته شده بوسيله هديه

سلام جناب نوید خان پسرخواهر عزیز
خدمتتون عرض کنم که کم سعادتی از ماست که افتخاز اشنایی نداشتیم:)
من بیشتر خواننده موضوعات سایت هستم تا نویسنده یعنی از محضر اساتید استفاده میکنم.
ولی حالا که شماها خاله رو دوست دارید میایم خدمتتون
:smile05:

شما لطف داري خاله جون
خيلي خوشحالمون كردي , راستي پسر خاله چطوره ؟ ;)

navid_k
Tuesday 24 August 2004, 09:45AM
نوشته شده بوسيله دوست ايراني .
سلام

لا الله الا الله

:mad::mad::mad::mad::mad:

آهاي دخترا مگه من نگفتم شما بابا لازم ندارين
پدرام:mad: مگه اينجا خاله بازيه هرروز يكي بابا ميشه :mad: دهه

اولاً من مامان چند تا از دخترام علي الخصوص مريم (هر كي هم به دخترام خصوصاً مريم چيزي بگه با من طرفه:mad::D ) بعدشم خدا رحمت كنه بابا رو كه عمرشو داده به شما ها مامان ايرانيم يك تنه با رخت شوري و زحمت و نداري بچه هاشو بزرگ كرده واسه همينم اجازه نميده هر كسي از راه برسه بگه من باباي اين دخترام :eek::(:mad:;)
در ضمن پدرام جون دير رسيدي مادر:rolleyes: خاله بازي تموم شد ديگه شب شده بساطتتونو از كوچه جمع كنينن برين خونه ها تون خوب بخوابينن تا فردا دوباره بياين يه بازي ديگه....... خببببببببب باريكلاً پسراي خوب:D

اي داد بيداد ... يعني ما پسرا مامان نداريم ؟ يتيم ؟
آخه ماماني دلت مياد بچه هات يتيم باشن ؟
در ضمن اين آبجي مريم ما كه نيازي به حمايت شما نداره خودش واسه 7 پشت ما كافيه :D

navid_k
Tuesday 24 August 2004, 09:51AM
نوشته شده بوسيله ملودي
چرا نويد جون فكر بدي نيست
خودم و معرفي مي كنم آبجي وسطي....حالا بهتر شدپس نويد و مهدي هم خودشون و معرفي كنن يعني ما با همخواهر برادريم حالا نويد داداش بزرگست يا كوچيك؟ چه طوره اعضا رو يه بار از بزرگ به كوچيك با منصباشون بنويسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرسي خواهر گلم
من والا 21 سالمه , من از سن مهدي خبر ندارم ولي از اونجايي كه امسال دومين كنكورش رو داده فكر كنم 20 سالش باشه , ولي در هر صورت من كوچيكه همتون هستم .

آق فري
Tuesday 24 August 2004, 10:10AM
بچه ها من درخواست تعويض زن داداش (همون مامان) رو دارم

navid_k
Tuesday 24 August 2004, 10:31AM
عمو فري سخت نگير .. ان شا الله درست ميشه , راضيش ميكنيم .
ولي خدائيش ديگه خيلي داريم ناز ميكشيم , من يكي كه جز مامان خودم تا به حال ناز كسي رو اينطوري نكشيده بودم . ولي اشكالي نداره آخه قراره مامان دوممون باشه ديگه .

asheghe iran_p
Tuesday 24 August 2004, 02:49PM
بگو از اون باباهايي نيستم كه جرئت داشته باشم با دخملم در بيفتم:p

كي من؟
من دخملم و سوسك ميكنم بعد تو ميگي جرات ندارم:eek::p
يعني ادم از خواسته هاي خودش خبر نداشتهه؟

داشتهه ولي به فضولها نگفتهه

asheghe iran_p
Tuesday 24 August 2004, 02:51PM
نوشته شده بوسيله maryam

:(:(:( دلم شيكست:(:(:( ..دختر گل باباشه...مگه نشنيدي مامان؟:( من ميرم معتاد ميشم :(:( من بابا ميخوام :smile22: :smile22:
:D الهي قولبونت بشم ماماني جونم...حالا بيا پدرام رو به غلامي:D نه، به بابايي قبول كن بذار خودتم لااقل كمتر زحمت بكشي:D:p

اي بابا يكي بياد صداي اين و ببره:mad: تو 6 خونه اونور تر صداش ميره خجالت بكش صدات و نبايد نامحرما بشنوند;)

maryam
Tuesday 24 August 2004, 11:31PM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p


اي بابا يكي بياد صداي اين و ببره:mad: تو 6 خونه اونور تر صداش ميره خجالت بكش صدات و نبايد نامحرما بشنوند;)
اه اه اه..بابا قحط بود اينو كردين بابا؟ :smile49: از ابن ملجم بدتره:smile41: بشنون صدامو..چه گلطي (غلطي) ميخوان بكنن؟:smile57:

mahdi1060
Wednesday 25 August 2004, 12:13AM
آبجي كوچيكه و بابا لطفا الآن دعوا نكنين. موضوع مامان مهم تره ها. هم جورشو ديده بوديم غير از دعواي دختر كوشولوئه با باباش!
خدا رو شكر داداش بزرگي رو رد كرديم رفت. من دوم شدم انگاري.
براي 1682 بار ميگم كه من 19 سال تمام دارم و 25 تيرماه امسال رفتم توي 20 سالگي. جون من ديگه نپرسين.

maryam
Wednesday 25 August 2004, 01:53AM
مظلوم گير آوردن http://smilies.sofrayt.com/fdm/hush.gif

asheghe iran_p
Wednesday 25 August 2004, 04:19AM
من حساب اين مريم رو بايد برسم فكر كرده الكي الكي ميتونه واسه من صداش و بلند كنه:D و هي جيغ ميزنه كه صداش و همه بشنون من راضي نيستم صداي دخملم و همه بشنون حالا ميخواستي دخمل من نشي;)

maryam
Wednesday 25 August 2004, 06:32AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
من حساب اين مريم رو بايد برسم فكر كرده الكي الكي ميتونه واسه من صداش و بلند كنه:D و هي جيغ ميزنه كه صداش و همه بشنون من راضي نيستم صداي دخملم و همه بشنون حالا ميخواستي دخمل من نشي;)
:smile58::smile58::smile58: بلند ميكنم خوبم بلند ميكنم..كي جرئت داره حرف بزنه:p ..شما راضي نيستي صدامو بشنون اما من كه راضيم:p

asheghe iran_p
Wednesday 25 August 2004, 06:51AM
مريم با بابات اينطوري صوبت نكن بابا قاطي ميكنه ها حالا از ما گفتن

navid_k
Wednesday 25 August 2004, 07:31AM
آ...............ي , سرم رفت , اين آبجي كوچيكه كه همش جيغ ميكشه پدر جان شما هم كه به جاي ساكت كردن خودتم سرش داد ميكشي , البته من حق رو به شما ميدم اصلا چه معني داره دختر اينقدر زبون دراز !!!! بابا جون شمام اگه از بچگي اونقد ليلي به لالاش نميذاشتي و يكم از ك.م استفاده ميكردي . الان اينجوري رو حرفت حرف نميزد .

asheghe iran_p
Wednesday 25 August 2004, 07:34AM
پسرم من ديگه پير شدم اين خونه رو ميگذارم به عهده تو و برادرات اين دخملا كه اين چيزها سرشون نميشه من از سركار ميام بجاي اينكه يه چاي بيارن برا من صداشون و بلند ميكنن من هم ديگه از پا افتادم بايد سرم و بگذارم رو زمين اميدم به شما جوانان است.

فقط وقتي كه من مردم از اون دنيا برات ايميل ميزنم كه كي اين دخمل رو له كني:D

mahdi1060
Wednesday 25 August 2004, 04:02PM
خدا نكنه. شما هنوز تازه باباي ما شدين. در ضمن اگه از من مي پرسين. اين مريم داره خودشو لوس ميكنه يكم بهش توجه كنين و از بعد روانشناسي باهاش بحث كنين خوبه. سينمايي. پاركي. يكم منتشو بكشين! :D:smile43: :smile43: :smile43:

asheghe iran_p
Wednesday 25 August 2004, 04:10PM
پسرم اين دخمل و به هر دكتري كه نشون دادم از من خواستن كه اين و زندوني كنم دكترا قطع اميد كردن.
بعد من منتشو بكشم:eek:

maryam
Thursday 26 August 2004, 01:56AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
مريم با بابات اينطوري صوبت نكن بابا قاطي ميكنه ها حالا از ما گفتن
:smile40: :smile40: :smile40: خب بكنه! چي ميشه؟:p

maryam
Thursday 26 August 2004, 01:59AM
نوشته شده بوسيله mahdi1060
خدا نكنه. شما هنوز تازه باباي ما شدين. در ضمن اگه از من مي پرسين. اين مريم داره خودشو لوس ميكنه يكم بهش توجه كنين و از بعد روانشناسي باهاش بحث كنين خوبه. سينمايي. پاركي. يكم منتشو بكشين! :D:smile43: :smile43: :smile43:
1- از تو نپرسيديم اما خوب گفتي:p
2- خب دختر كوچولوها لوي هم ميشن ديگه:p
3- بايد ناز بخريد به همون شييوه هايي كه مهدي گفت:smile40: :p

maryam
Thursday 26 August 2004, 02:01AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
پسرم اين دخمل و به هر دكتري كه نشون دادم از من خواستن كه اين و زندوني كنم دكترا قطع اميد كردن.
بعد من منتشو بكشم:eek:
بابا جون..اون دكتري كه رفتيم براي شما بودا..به من گفته بودن بهت نگم اما ديدم نميشه ساكت بود:p

navid_k
Thursday 26 August 2004, 02:08AM
نوشته شده بوسيله maryam

بابا جون..اون دكتري كه رفتيم براي شما بودا..به من گفته بودن بهت نگم اما ديدم نميشه ساكت بود:p

اوي .... آبجي كوچيكه , مواظب حرف زدنت باش:mad: ... چند بار بايد بهت بگم همينطوريش واسه زن دادن بابا مشكل داريم , با اين حرفاي تو ديگه آبرو نذاشتي واسمون جلو در و همسايه .... تازه تو اين سايت بغلي يكي رو نشون كرده بوديما

maryam
Thursday 26 August 2004, 02:28AM
به من اخم نكنا:mad::p
بابايي زن داره اونم مامانه منه..اي كيو:p

navid_k
Thursday 26 August 2004, 02:43AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
پسرم من ديگه پير شدم اين خونه رو ميگذارم به عهده تو و برادرات اين دخملا كه اين چيزها سرشون نميشه من از سركار ميام بجاي اينكه يه چاي بيارن برا من صداشون و بلند ميكنن من هم ديگه از پا افتادم بايد سرم و بگذارم رو زمين اميدم به شما جوانان است.

فقط وقتي كه من مردم از اون دنيا برات ايميل ميزنم كه كي اين دخمل رو له كني:D

بابا جون , جون نويد از اين حرفا نزن كه اشكم در ميادا .
حق داري والا ...آخه دختراي اين دوره زمونه كه رحم و انصاف ندارن ( كسي به خودش نگيره ) من كه خودم هميشه چايي برات دم ميذارم , از اين به بعد نوكرتم هستم خودم ميارم ميذارم جلوت .
اين آبجي كوچيكه كه انقدر ضعيفه كه هميو جوريشم له و لورده بنظر مياد .... آدم دلش نمياد خشونت به خرج بده

navid_k
Thursday 26 August 2004, 02:47AM
نوشته شده بوسيله maryam
به من اخم نكنا:mad::p
بابايي زن داره اونم مامانه منه..اي كيو:p
مامانه تو ؟؟؟
ممن و تو نداريم كه ... همه بايد يك مامان داشته باشيم , مگه اينكه بخواي بابامون دو زنه بشه كه خلاف اون عقايدته كه تو عروسي خونه گفتي .
پس حالا چي ؟؟؟

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:15AM
آي كيو..مگه من گفتم دو تا مامان داريم؟ اينطوري گفتم كه بشناسيدش

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:16AM
بابا جون..اون دكتري كه رفتيم براي شما بودا..به من گفته بودن بهت نگم اما ديدم نميشه ساكت بود

عجب بدجنسي تو دخمل من دارم ميبينم هر روز تو 6 كيلو قرص ميخوري بعد ميگي مال من بود:D

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:17AM
نوشته شده بوسيله نويد.ك


بابا جون , جون نويد از اين حرفا نزن كه اشكم در ميادا .
حق داري والا ...آخه دختراي اين دوره زمونه كه رحم و انصاف ندارن ( كسي به خودش نگيره ) من كه خودم هميشه چايي برات دم ميذارم , از اين به بعد نوكرتم هستم خودم ميارم ميذارم جلوت .
اين آبجي كوچيكه كه انقدر ضعيفه كه هميو جوريشم له و لورده بنظر مياد .... آدم دلش نمياد خشونت به خرج بده

پسرم دمت گرم تو فقط به فكر بابا هستي بقيه من و قبول ندارن كه براشون يه نقشه اي دارم:Dحسابشون و ميرسم

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:18AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p


عجب بدجنسي تو دخمل من دارم ميبينم هر روز تو 6 كيلو قرص ميخوري بعد ميگي مال من بود:D
عجب باباييه بي خبريه:( اون قرصا مال معده و پامه:( نميدونستي حالا بدون:p

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:22AM
اختيار داريد ميخواي ما رو فيلم كني؟
قرص اعصاب بود خودم ديدم:D

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:26AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
اختيار داريد ميخواي ما رو فيلم كني؟
قرص اعصاب بود خودم ديدم:D
آي كيوت رو بده خروس قندي بخر بابايي:p
گفتم كه اون قرصا مال شما بود همونايي كه اون دكترا كه خودت گفتي، برات تجويز كردن:p
اون قرص سبز كوچمولوها مال منه با قرص سفيدا با شربت المينيوم ام جي فلان:D اينا هم كه مال معده ست :pبقيه ش هر چي هست مال خودته:D:p

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:34AM
تو كه آي كيوت زير ده هست دخمل من كه قرص نميخورم چي برا خودت الكي حرف ميزني:D

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:38AM
بابايي پس فكر كردي من ميذارم/ ميذاشتم تو بفهمي كه قرص ميخوري؟ نصفه شبا خودم ميارم به خوردت ميدم..كه هم كسي نفهمه هم خودت متوجه نشي چي به چيه:p

بابايي خدافظ فعلا":smile59:

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:40AM
دخمله واستا ببينم كجا زود در ميري كم آوردي ديدي رسوا شدي داداشات كه همه شاهدن كه من قرص نميخورم بعدش مگه من از شماها ميترسم كه قرص بخورم؟:p

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:45AM
بابايي ترس ربطي به قرص نداره..اعصاب كه داغون باشه اين چيزا حاليش نميشه..تازه مامان خودش ميدونه اول امين اباد بوديا!!


در ضمن عمرا من كم بيارم
دارم ميرم پيش خواهرم..اينقدر گفت مريم بيا بشين پيشم كه سرم رفت..برم بشينم پيشش و انتظار بكشم..باي باي بابايي!

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 03:46AM
اااااااااااا حالا كه ديدي كم آوردي

تازه همه ميدونن تو هنوز بچه اي كسي بهت چيزي نميگه:D:p كه من تو عمرآ يك قرص حتي يك قرص نخوردم بعد تو فينگيلي ميگي من ديوونه ام؟:D

maryam
Thursday 26 August 2004, 03:53AM
بابايي جواب نده بذار من برم بعد جواب بده..الان دوباره خواهرم مياد بالاسرما

بابايي دكتره كه نميدونست من بچه م..قيافه م به آدما ميخوره (نيش) ..
بابايي گفتم كه طوري بهت قرص ميدم كه خودتم تا حالا نفهميده بودي قرص ميخوري كه سر پايي وگرنه همون ديوونه خونه جات بود (نيش×

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 04:02AM
دخمل خودت دوست داري با من كل كل كني من هم بخاطر تو چند دقيقه صبر ميكنم البته نه به خاطر تو:D

در ضمن بچه جون تاتا تي تي كن ياد بگير چطوري بايد راه بري بعد بيا اينجا بگو كي قرصاشو خورده.

نويد جان پسرم اين آبجيت و نصيحت كن حرف حاليش نيست يك دنده است گوش به حرف باباش نميده به من ميگه ديوونه:(

mahdi1060
Thursday 26 August 2004, 05:27AM
بابايي من اگه همچين دختري داشتم قرصي كه چه عرض كنم. ديوونه زنجيري مي شدم!:D

asheghe iran_p
Thursday 26 August 2004, 05:40PM
پس چي پسرم تو من و درك ميكني اين دخمل كه اين چيزا حاليش نيست

ملودي
Thursday 26 August 2004, 10:28PM
بابايي مريم اينقده دوست داره كه دوست داره اذيتت كنه يعني سر به سرت بزاره اينم يه چشمهاز شيطوني هاشه فعلن فكر ماماني رو كنيد
ماماني كجايي ؟بلاخره نگفتي مامان من هستي يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟:(:rolleyes:

mahdi1060
Thursday 26 August 2004, 11:12PM
همش تقصيره اين مريمه. انقدر عيب روي بابايي گذاشت. مامانم حق داره قبول نكنه. من كه اگه جاش بودم عمرا قبول نمي كردم. بابايي يه بار حال ميدم يه بارم حال ميگيرم!:D

asheghe iran_p
Friday 27 August 2004, 01:26AM
اين مريم پدر من و در آورد ميترسيدم بگه كه من ديوونه ام كه گفت حالا ميگيد من از دستش چه كار كنم درستش ميكنم:smile59:

maryam
Friday 27 August 2004, 02:29AM
:p:p:pبابايي من كي گفتم ديوونه؟ لو داديا:p من نميخواستم صريح بگم خودت گفتي:p
خب حالا مامانم كوووووووووووووو؟:confused: دلم تنگ شده براش:(

هديه
Friday 27 August 2004, 11:21AM
مريم جون خاله! زشته با بابات اینطوری صحبت میکنی.!
احترام پردت رو نگه دار ؟ خوب گل دختر خاله.چشمک

دوست ايراني .
Friday 27 August 2004, 02:31PM
سلام

مريم جون من همينجام :D:cool: اينقدرم سر به سر پدارم نذار آخه اين بچه داره تمرين مي كنه ببينه مي تونه از پس بچه داري بر بياد تو هم با اين كارات نا اميدش نكن بچه رو خب :p

asheghe iran_p
Friday 27 August 2004, 04:20PM
آبجي راست ميگي به خدا اين كه پدر من و در آورد من نااميد شدم حالا نميدونم با اين فسقلي چيكار كنم.



بابايي من كي گفتم ديوونه؟ لو داديا من نميخواستم صريح بگم خودت گفتي
خب حالا مامانم كوووووووووووووو؟ دلم تنگ شده براش

تو به چه حقي به من ميگي ديوونه ديگ به ديگ ميگه روت سياه.:p

همه بهش ميگن با بابات اينطوري صحبت نكن انگار نه انگار