نمايش نسخه نهائي : من اسلام را دوست دارم !....چرا...؟
@محدثه@
Sunday 12 July 2009, 06:52PM
به نام خدا
سلام
......من میخوام بگم که اسلام رو دوست دارم چون اسلام ديني هست که تمام اديان الهي اي که انسانها به اون گرايش دارن دران موجوده و علاوه بر ان مسايل وموضوعات گسترده تري هم وجود دارد.......
وپیامبرش حضرت محمد ص هست که هر ادمی با شنیدن رفتار و کردار او دوستدارش میشودو پیامبر اسلام خوشرفتار ترین فرد میباشد.....
.......این دین دین اخلاق نیکوست و در حدیثی از حضرت محمد امده که (من برانگیخته نشدم مگر برای تکامل فضایل اخلاقی)
اسلام کاملترین دین هست .......با داشتن این دین انسان امنیت روحی و جسمی داره....
اسلام ما رو به چگونه بهترزیستن در دنیا رهنمون میشه.....و در اون هیچ افراط و تفریطی نیست و عدالت و برابری در ان وجود داره.... واگه افراط و تفریطی هم دیده میشه از سوی مسئولان و افراد نادان هست....
اگه قران بخونیم با سخنان شگفت انگیزی رو برو میشیم و میتونیم جواب بسیاری از سوالاتمون رو بگیریم........
قران کتابی اسمانیست که حقایق بسیاری در ظاهر و باطن اون وجود داره .......
اگر ما کمی تفکر و تعمق داشته باشیم میفهمیم که همه گفته های قران که برای زندگی ما امده از روی حکمت و مصلحت بشر بوده....و شاید در بعضی جاها به دلخواهمون نباشه اما ایا کسی که ما رو خلق کرده راه رو بهتر میدونه یا خودمون که از حقایق بسیاری نا اگاهیم؟........
...مثلا اگه قران میگه دست دزد قطع بشه شاید در نظر ما کار غیر انسانی بیاد ولی در حقیقت این به صلاح خود ان شخص و دیگران هست چون در ایات متعددی خداوند گفته که (دستورات منو اجرا کنید که به صلاح شماست زیرا چیزهای هست که من میدانم ولی شما از ان نا اگاهید) ....
ودر اخر باید بگم اسلام خیلی حرفا برای گفتن داره که فعلا حضور ذهن ندارم.....
mehrdad_123
Sunday 12 July 2009, 07:31PM
سلام سرنگار زیبایی است...
اسلام را دوست نمی داشتم اگر فقط و فقط می توانستم یک ایراد به آن وارد سازم.....!
اسلام را دوست نمی داشتم اگر نمی توانست در مقابل مکاتب مادی و غیر اسلامی جوابگو باشد و آنها را عاجز و ذلیل نماید....!
اسلام را دوست نداشتم اگر محمد و آل محمد (ص) را از آن جدا می کردند....!
اسلام را شناختم چون توفیق نشستن در محضر فرمایشات اینان را داشته ام....!
اسلام را دوست نداشتم اگر چراغ راه و شفای هر دردی چون قرآن در آن وجود نداشت....!
اسلام را دوست نداشتم اگر وعده ی راستین صلح و صفا را از آن نمی گرفتم....!
خدایا تو را شکر می گویم با زبانی قاصر و عجز از شکرت خدایا تو را بیکران شکر که ما را نجات دادی خدایا تو را قسم به دینت تو را قسم بر محمد و آل محمد تو را قسم به قرآنت تو را قسم به اعظم صفاتت او را برسان گناهان ما را ببخشای و حاجات همه ی مسلمین را عطا کن و با روحی آرام و مطمئن و خشنود از این دنیا ببر! آمین یا رب العالمین
الهی ثبت قلبی علی دینک
@محدثه@
Monday 13 July 2009, 10:51AM
ایاتی در قران که زنان و مردان را از چشم چرانی و بی حجابی منع کرده:
آیه 30 سوره نور: ای رسول ما، به مردان مؤمن بگو تا چشمها بپوشند [نگاههایشان را کوتاه کنند یعنی هنگام نگاه به یکدیگر به صورت خیره به هم نگاه نکنند. از نگاه به گونه وراندازی پرهیز کنند] و فروج و اندامشان را (از کار زشت با زنان) محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است و البته خدا به هر چه می کنید آگاه است.
آیه 31 سوره نور: ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را از عمل زشت محفوظ دارند و زینت و ارایش خود را جز آنچه قهرا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازندو باید روسری (مقنعه) خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود و پدران و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و خواهران خود و زنان خود (یعنی زنان مسلمه) و کنیزان ملکی خویش و اتباع (خانواده که رغبت به زنان ندارند) از زن و مرد یا طفلی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند) و آن طور پا به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود [بگونه ای راه نروند که جلب توجه کنند] و ای اهل ایمان همه به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
آیه 33 احزاب: و در خانه هایتان بنشینید و آرام بگیرید [و بی حاجت و پرورت از منزل بیرون نروید] و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خود آرایی نکنید و نماز به پا دارید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید.
آیه 59 احزاب: ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که جلبابهای (روسری) خویش را به خود نزدیک سازند [روشن است که وقتی به زن بگویند روسری ات را به خود نزدیک کن مقصود این است آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن و خود را با آن بپوشان] که این کار برای اینکه آنها شناخته شوند تا از تعریض و جسارت آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
شأن نزول آیات حجاب را در ادامه مطلب بخوانید
شأن نزول آیه حجاب: آیاتی از جمله آیه 59 و 33 احزاب و آیه 30 و 31 نور مربوط به حجاب است. در سوره احزاب ابتدا خداوند موقعیت و مسئولیت سنگین دینی، اجتماعی، اخلاقی و رفتاری همسران پیامبر اکرم(ص) را به عنوان این که همسر شخصیت اوّل نظام هستی می باشند، متذکر می شود و هفت دستور مهم به آنان می دهد. نخست در مقدمه کوتاهی می فرماید: شما هم چون زنان عادی نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، زیرا به خاطر انتساب تان به پیامبر (ص) از یک سو و قرار گرفتن تان در کانون وحی و شنیدن آیات از سوی دیگر دارای موقعیت خاصی هستید، که می توانید الگوی همة زنان باشید. به دنبال این مقدمه نخستین دستور در زمینة عفت را صادر می کند و می فرماید: هنگام سخن گفتن با مردان به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند (کیفیت و آهنگ سخنان). سپس به محتوای سخنان آنان اشاره دارد و می فرماید: گفتار نیک و شایسته داشته باشید، مبادا کسی تصور کند برخورد زنان پیامبر(ص) با مردان بیگانه، دور از ادب است. در قسمت بعدی می فرماید: "در خانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین میان جمعیت ظاهر نشوید و اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید". بدون شک این یک حکم عمومی و همگانی است و تکیه آیات بر زنان پیامبر (ص) برای تأکید بیشتر است. شأن نزول آیات حجاب سورة نور:در کتاب کافی از امام محمد باقر(ع) نقل شده که جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد (در آن روز زنان مقنعة خود را پشت گوش ها قرار می دادند و طبعاً گردن و مقدار از سینة آن ها نمایان می شد). چهرة زن نظر جوان را جلب کرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامی که زن گذشت جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد و به راه خود ادامه می داد تا این که وارد کوچة تنگی شد و هم چنان به پشت سر خود نگاه می کرد. ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعة شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت. هنگامی که زن گذشت، جوان به خود آمد و سخت ناراحت شد و با خود گفت: به خدا سوگند! به خدمت پیامبر(ص) می روم و این ماجرا را بازگو می کنم. هنگامی که چشم رسول خدا(ص) به صورت و لباس خون آلود او افتاد، فرمود: چه شده است؟ جوان با صداقت ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیة فوق را آورد.
Teshneh
Monday 13 July 2009, 08:31PM
سلام
حقيقتش من بيشتر ااز هر چیزی به محدود نبودن اهمیت می دم........
اسلام هم محدودیت مکان و نژاد و حتا زمان رو کلا برداشت
بخاطر همینه که بنده طرف اسلامم تا مکتبهای من در اوردی روز که اصلا قابل مقایسه با اسلام نیستن
البته یه پیش شرط می خواد که احکام اسلام رو به عنوان محدودیت نبینیم(کما اینکه در حقیقت هم نیست )بخصوص مسئله حجاب در مورد خانمها ضمن اینکه حدود انسان و انسانیت رو هم لحاظ کنیم......
jacob
Monday 13 July 2009, 08:46PM
به نظر من کلا دین(هر دینی)برای انسان در یک سری چیز ها محدودیت بوجود می آورد.مثلا میگوید شراب نخور و فلان کار را نکن،دزدی نکن و ... .
و هرچه دین گسترده تر باشد طبعا باید ها و نباید هایش هم بیشتر میشود.
پس محدودیت بیشتری برای انسان میآورد.
پس فکر نکنم دین اسلام به علت گسترده تر بودنش و اینکه در همه قسمتی یک چیزی گفته محدودیت بیشتری برای پیروانش بوجود میآورد.
پس دین اسلام بیشتر باعث محدود شدن انسان میشود نه کمتر...
Teshneh
Monday 13 July 2009, 08:49PM
نظر شما به جای خودش محترم
اما ما که گفتیم این دید ما هم یه پیش شرطی داره
که احکام اسلام رو به عنوان محدودیت نبینیم(کما اینکه در حقیقت هم نیست )بخصوص مسئله حجاب در مورد خانمها ضمن اینکه حدود انسان و انسانیت رو هم لحاظ کنیم
صبح
Monday 13 July 2009, 09:16PM
به نظر من کلا دین(هر دینی)برای انسان در یک سری چیز ها محدودیت بوجود می آورد.مثلا میگوید شراب نخور و فلان کار را نکن،دزدی نکن و ... .
و هرچه دین گسترده تر باشد طبعا باید ها و نباید هایش هم بیشتر میشود.
پس محدودیت بیشتری برای انسان میآورد.
پس فکر نکنم دین اسلام به علت گسترده تر بودنش و اینکه در همه قسمتی یک چیزی گفته محدودیت بیشتری برای پیروانش بوجود میآورد.
پس دین اسلام بیشتر باعث محدود شدن انسان میشود نه کمتر...
عجب ، پس شما لباس هم نپوشید ، چون وقت شما را گرفته و برای شما یک سری محدودیت بوجود می آورد ! ;) تازه برخی لباس ها هر چه شیک تر باشد وقت گیر ترند و انسان را بیشتر تحت مشغولیت خود می گیرند.
یا عیسی
Wednesday 15 July 2009, 04:51PM
زندگی حیوانات در جنگل نیز باید و نباید دارد و حیوانات هم این باید و نباید را رعایت می کنند!
jacob
Wednesday 15 July 2009, 05:26PM
صبح گرامی،بحث من در رابطه با دین است نه لباس پوشیدن.
گلک
Thursday 16 July 2009, 01:51AM
صبح گرامی،بحث من در رابطه با دین است نه لباس پوشیدن.
دین را خودت برای خودت تعریف کن .
فکر کن کودکی داری و می خواهی کلمه ی دین را برای او معنی کنی . چی میگویی و از کجا شروع می کنی ؟
کتاب آنگاه که هدایت شدم را خواندی ؟
من خیلی دوستش داشتم . مسلمانی که سنی است کاملن به بی دینی میرسد و خودش شروع به جلو آمدن در ادیان میکند .
بهت پیشنهاد می کنم اگر نخواندی , بخوان .
دین محدودیت و معذوریت دارد . قرآن دایم توصیه می کند خود را حفظ کن و خود را نگهدار . دینداری یعنی عبد بودن . یعنی بندگی . بنده گی هم یعنی اسیر بودن . منتها این عبد بودن را انسان با آزادگی روح و روان به دست میاورد . برای همین هم هست که در آن محدودیت نمیبیند و آن را دوست دارد .
:smile07:
:smile28:
امیر
Thursday 16 July 2009, 12:47PM
کتاب آنگاه که هدایت شدم را خواندی ؟
من خیلی دوستش داشتم .
پیشنهاد میشه پاسخی که به این کتاب نوشته شده رو هم بخونید :
یعنی کتاب : بل ضللت ( بلکه گمراه شدی )
البته ربطی به بحث اصلی نداشت ببخشید :smile07:
سپهران
Thursday 16 July 2009, 02:12PM
پیشنهاد میشه پاسخی که به این کتاب نوشته شده رو هم بخونید :
یعنی کتاب : بل ضللت ( بلکه گمراه شدی )
البته ربطی به بحث اصلی نداشت ببخشید :smile07:
امثال این افکار(وهابیت )مدتهاست که گمراه شده اند.
ولی دکتر تیجانی هدایت شده.
البته ربطی به بحث اصلی نداشت ببخشید.
mehrdad_123
Friday 17 July 2009, 05:49AM
پیشنهاد میشه پاسخی که به این کتاب نوشته شده رو هم بخونید :
یعنی کتاب : بل ضللت ( بلکه گمراه شدی )
البته ربطی به بحث اصلی نداشت ببخشید :smile07:
با این کتاب وقتی دیدند نمی توانند جواب دکتر را بدهند از در اخراج و تبعید و زندان و... وارد شدند:o
ضمنا دکتر تیجانی بیش از دوازده کتاب نوشته اند نه یک کتاب!
البته ربطی به بحث اصلی نداشت ببخشید:smile07:
@محدثه@
Sunday 19 July 2009, 10:32AM
سوره حج
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اى مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسيد، كه زلزله رستاخيز امر عظيمى است! (1)روزى كه آن را مىبينيد، (آنچنان وحشت سراپاى همه را فرامىگيرد كه) هر مادر شيردهى، كودك شيرخوارش را فراموش مىكند; و هر باردارى جنين خود را بر زمين مىنهد; و مردم را مست مىبينى، در حالى كه مست نيستند; ولى عذاب خدا شديد است!(2) گروهى از مردم، بدون هيچ علم و دانشى، به مجادله درباره خدا برمىخيزند; و از هر شيطان سركشى پيروى مىكنند. (3) بر او نوشته شده كه هر كس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش مىسازد، و به آتش سوزان راهنماييش مىكند!(4) اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، (به اين نكته توجه كنيد كه: ) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از«مضغه» ( چيزى شبيه گوشت جويده شده)، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل; تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)! و جنينهايى را كه بخواهيم تا مدت معينى در رحم (مادران) قرارمىدهيم; (و آنچه را بخواهيم ساقظ مىكنيم بعد شما را بصورت طفل بيرون مىآوريم; سپس هدف اين است كه به حد رشد وبلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مىميرند; و بعضى آن قدر عمر مىكنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مىرسند; آنچنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمىدانند! (از سوى ديگر،) زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مىبينى، اما هنگامى كه آب باران بر آن فرو مىفرستيم، به حركت درمىآيد و مىرويد; و از هر نوع گياهان زيبا مىروياند! (5) اين بخاطر آن است كه (بدانيد) خداوند حق است; و اوست كه مردگان را زنده مىكند; و بر هر چيزى تواناست. (6) و اينكه رستاخيز آمدنى است، و شكى در آن نيست; و خداوند تمام كسانى را كه در قبرها هستند زنده مىكند. (7) و گروهى از مردم، بدون هيچ دانش و هيچ هدايت و كتاب روشنى بخشى، درباره خدا مجادله مىكنند! (8) آنها با تكبر و بىاعتنايى (نسبت به سخنان الهى)، مىخواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! براى آنان در دنيا رسوايى است; و در قيامت، عذاب سوزان به آنها مىچشانيم! (9) (و به آنان مىگوييم: ) اين در برابر چيزى است كه دستهايتان از پيش براى شما فرستاده; و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمىكند! (10) بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مىپرستند (و ايمان قلبيشان بسيار ضعيف است); همين كه (دنيا به آنها رو كند و نفع و) خيرى به آنان برسد، حالت اطمينان پيدا مىكنند; اما اگر مصيبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مىشوند (و به كفر رومىآورند)! (به اين ترتيب) هم دنيا را از دست دادهاند، و هم آخرت را; و اين همان خسران و زيان آشكار است! (11)او جز خدا كسى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند، و نه سودى; اين همان گمراهى بسيار عميق است. (12) او كسى را مىخواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است; چه بد مولا و ياورى، و چه بد مونس و معاشرى! (13) خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، در باغهايى از بهشت وارد مىكند كه نهرها زير درختانش جارى است; (آرى،) خدا هر چه را اراده كند انجام مىدهد! (14) هر كس گمان مىكند كه خدا پيامبرش را در دنيا و آخرت يارى نخواهد كرد (و از اين نظر عصبانى است، هر كارى از دستش ساخته است بكند)، ريسمانى به سقف خانه خود بياويزد، و خود را حلق آويز و نفس خود را قطع كند (و تا لبه پرتگاه مرگ پيش رود); ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مىنشاند؟! (15) اين گونه ما آن ( قرآن) را بصورت آيات روشنى نازل كرديم; و خداوند هر كس را بخواهد هدايت مىكند. (16)مسلما كسانى كه ايمان آوردهاند، و يهود و صابئان ( ستارهپرستان) و نصارى و مجوس و مشركان، خداوند در ميان آنان روز قيامت داورى مىكند; (و حق را از باطل جدا مىسازد خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است. (17) آيا نديدى كه تمام كسانى كه در آسمانها و كسانى كه در زمينند براى خدا سجده مىكنند؟! و (همچنين) خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان، و بسيارى از مردم! اما بسيارى (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمى است; و هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام مىدهد! (18)اينان دو گروهند كه درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند; كسانى كه كافر شدند، لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مىشود; (19) آنچنان كه هم درونشان با آن آب مىشود، و هم پوستهايشان.(20)و براى آنان گرزهايى از آهن (سوزان) است. (21)هر گاه بخواهند از غم و اندوههاى دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمىگردانند; و (به آنان گفته مىشود: ) بچشيد عذاب سوزان را!(22)خداوند كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، در باغهايى از بهشت وارد مىكند كه از زير درختانش نهرها جارى است; آنان با دستبندهايى از طلا و مرواريد زينت مىشوند; و در آنجا لباسهايشان از حرير است. (23) و بسوى سخنان پاكيزه هدايت مىشوند، و به راه خداوند شايسته ستايش، راهنمايى مىگردند. (24) كسانى كه كافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنين) از مسجد الحرام، كه آن را براى همه مردم، برابر قرار داديم، چه كسانى كه در آنجا زندگى مىكنند يا از نقاط دور وارد مىشوند (،مستحق عذابى دردناكند); و هر كس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناك به او مىچشانيم! (25)(به خاطر بياور) زمانى را كه جاى خانه (كعبه) را براى ابراهيم آماده ساختيم (تا خانه را بنا كند; و به او گفتيم: ) چيزى را همتاى من قرار مده! و خانهام را براى طوافكنندگان و قيامكنندگان و ركوعكنندگان و سجودكنندگان (از آلودگى بتها و از هر گونه آلودگى) پاك ساز! (26) و مردم را دعوت عمومى به حج كن; تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دورى بسوى تو بيايند... (27) تا شاهد منافع گوناگون خويش (در اين برنامه حياتبخش) باشند; و در ايام معينى نام خدا را، بر چهارپايانى كه به آنان داده است، (به هنگام قربانىكردن) ببرند; پس از گوشت آنها بخوريد; و بينواى فقير را نيز اطعام نماييد! (28) سپس، بايد آلودگيهايشان را برطرف سازند; و به نذرهاى خود وفا كنند; و بر گرد خانه گرامى كعبه، طواف كنند. (29) (مناسك حج) اين است! و هر كس برنامههاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است! و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مىشود. از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد! (30) (برنامه و مناسك حج را انجام دهيد) در حالى كه همگى خالص براى خدا باشد!هيچ گونه همتايى براى او قائل نشويد! و هر كس همتايى براى خدا قرار دهد، گويى از آسمان سقوط كرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را مىربايند; و يا تندباد او را به جاى دوردستى پرتاب مىكند! (31) اين است (مناسك حج)! و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، اين كار نشانه تقواى دلهاست. (32) در آن (حيوانات قربانى)، منافعى براى شماست تا زمان معينى( روز ذبح آنها) سپس محل آن، خانه قديمى و گرامى (كعبه) است. (33)براى هر امتى قربانگاهى قرار داديم، تا نام خدا را (به هنگام قربانى) بر چهارپايانى كه به آنان روزى دادهايم ببرند، و خداى شما معبود واحدى است; در برابر (فرمان) او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليمشوندگان را. (34) همانها كه چون نام خدا برده مىشود، دلهايشان پر از خوف (پروردگار) مىگردد; و شكيبايان در برابر مصيبتهايى كه به آنان مىرسد; و آنها كه نماز را برپا مىدارند، و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند. (35) و شترهاى چاق و فربه را (در مراسم حج) براى شما از شعائر الهى قرار داديم; در آنها براى شما خير و بركت است; نام خدا را (هنگام قربانى كردن) در حالى كه به صف ايستادهاند بر آنها ببريد; و هنگامى كه پهلوهايشان آرام گرفت (و جان دادند)، از گوشت آنها بخوريد، و مستمندان قانع و فقيران را نيز از آن اطعام كنيد! اين گونه ما آنها را مسخرتان ساختيم، تا شكر خدا را بجا آوريد. (36) نه گوشتها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمىرسد. آنچه به او مىرسد، تقوا و پرهيزگارى شماست. اين گونه خداوند آنها را مسخر شما ساخته، تا او را بخاطر آنكه شما را هدايت كرده است بزرگ بشمريد; و بشارت ده نيكوكاران را! (37) خداوند از كسانى كه ايمان آوردهاند دفاع مىكند; خداوند هيچ خيانتكار ناسپاسى را دوست ندارد! (38) به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است; چرا كه مورد ستم قرار گرفتهاند; و خدا بر يارى آنها تواناست. (39) همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مىگفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعهها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مىشود، ويران مىگردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مىكند; خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40) همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مىدارند، و زكات مىدهند، و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، و پايان همه كارها از آن خداست! (41) اگر تو را تكذيب كنند، (امر تازهاى نيست پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود (پيامبرانشان را) تكذيب كردند. (42) و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط; (43) و اصحاب مدين (قوم شعيب); و نيز موسى (از سوى فرعونيان) تكذيب شد; اما من به كافران مهلت دادم، سپس آنها را مجازات كردم. ديدى چگونه (عمل آنها را)انكار نمودم (و چگونه به آنان پاسخ گفتم)؟! (44) چه بسيار شهرها و آباديهايى كه آنها را نابود و هلاك كرديم در حالى كه (مردمش) ستمگر بودند، بگونهاى كه بر سقفهاى خود فروريخت! (نخست سقفها ويران گشت; و بعد ديوارها بر روى سقفها!) و چه بسيار چاه پر آب كه بىصاحب ماند; و چه بسيار قصرهاى محكم و مرتفع! (45) آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دلهايى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند; يا گوشهاى شنوايى كه با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا كه چشمهاى ظاهر نابينا نمىشود، بلكه دلهايى كه در سينههاست كور مىشود. (46) آنان از تو تقاضاى شتاب در عذاب مىكنند; در حالى كه خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد كرد! و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد! (47) و چه بسيار شهرها و آباديهايى كه به آنها مهلت دادم، در حالى كه ستمگر بودند; (اما از اين مهلت براى اصلاح خويش استفاده نكردند.) سپس آنها را مجازات كردم; و بازگشت، تنها بسوى من است! (48) بگو: «اى مردم! من براى شما بيمدهنده آشكارى هستم!(49) آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزى پر ارزشى براى آنهاست! (50) و آنها كه در (محو) آيات ما تلاش كردند، و چنين مىپنداشتند كه مىتوانند بر اراده حتمى ما غالب شوند، اصحاب دوزخند!» (51) هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هرگاه آرزو مىكرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مىريخت)، شيطان القائاتى در آن مىكرد; اما خداوند القائات شيطان را از ميان مىبرد، سپس آيات خود را استحكام مىبخشيد; و خداوند عليم و حكيم است. (52)هدف اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و آنها كه سنگدلند; و ظالمان در عداوت شديد دور از حق قرار گرفتهاند! (53) و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد; و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، بسوى صراط مستقيم هدايت مىكند. (54)كافران همواره در باره قرآن در شك هستند، تا آنكه روز قيامت بطور ناگهانى فرارسد، يا عذاب روز عقيم ( روزى كه قادر بر جبران گذشته نيستند) به سراغشان آيد! (55) حكومت و فرمانروايى در آن روز از آن خداست; و ميان آنها داورى مىكند: كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، در باغهاى پرنعمت بهشتند;(56) و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، عذاب خواركنندهاى براى آنهاست!(57) و كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، سپس كشته شدند يا به مرگ طبيعى از دنيا رفتند، خداوند به آنها روزى نيكويى مىدهد; كه او بهترين روزىدهندگان است!(58) خداوند آنان را در محلى وارد مىكند كه از آن خشنود خواهند بود; و خداوند دانا و بردبار است. (59) (آرى،) مطلب چنين است! و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند، سپس مورد تعدى قرار گيرد، خدا او را يارى خواهد كرد; يقينا خداوند بخشنده و آمرزنده است! (60) اين (وعده نصرت الهى) بخاطر آن است (كه او بر هر چيز قادر است; خداوندى) كه شب را در روز، و روز را در شب داخل مىكند; و خداوند شنوا و بيناست! (61) اين بخاطر آن است كه خداوند حق است; و آنچه را غير از او مىخوانند باطل است; و خداوند بلندمقام و بزرگ است! (62) آيا نديدى خداوند از آسمان، آبى فرستاد، و زمين (بر اثر آن) سرسبز و خرم مىگردد؟! و خداوند لطيف و آگاه است. (63) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست; و خداوند بىنياز، و شايسته هر گونه ستايش است! (64) آيا نديدى كه خداوند آنچه را در زمين است مسخر شما كرد; و (نيز) كشتيهايى را كه به فرمان او بر صفحه اقيانوسها حركت مىكنند; و آسمان ( كرات و سنگهاى آسمانى) را نگه مىدارد، تا جز بفرمان او، بر زمين فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است! (65) و او كسى است كه شما را زنده كرد، سپس مىميراند، بار ديگر زنده مىكند، اما اين انسان بسيار ناسپاس است. (66) براى هر امتى عبادتى قرار داديم، تا آن عبادت را (در پيشگاه خدا) انجام دهند; پس نبايد در اين امر با تو به نزاع برخيزند! بسوى پروردگارت دعوت كن، كه بر هدايت مستقيم قرار دارى (و راه راست همين است كه تو مىپويى). (67)و اگر آنان با تو به جدال برخيزند، بگو: «خدا از كارهايى كه شما انجام مىدهيد آگاهتر است! (68) و خداوند در روز قيامت، ميان شما در آنچه اختلاف مىكرديد، داورى مىكند!» (69) آيا نمىدانستى خداوند آنچه را در آسمان و زمين است مىداند؟! همه اينها در كتابى ثبت است (همان كتاب علم بىپايان پروردگار); و اين بر خداوند آسان است! (70) آنها غير از خداوند، چيزهايى را مىپرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است، و چيزهايى را كه علم و آگاهى به آن ندارند! و براى ستمگران، ياور و راهنمايى نيست! (71) و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مىشود، در چهره كافران آثار انكار مشاهده مىكنى، آنچنان كه نزديك است برخيزند و با مشت به كسانى كه آيات ما را بر آنها ميخوانند حمله كنند! بگو: «آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؟ همان آتش سوزنده ( دوزخ) كه خدا به كافران وعده داده; و بد سرانجامى است!» (72) اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مىخوانيد، هرگز نمىتوانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمىتوانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلبكنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)! (73) خدا را آن گونه كه بايد بشناسند نشناختند; خداوند قوى و شكستناپذير است!(74) خداوند از فرشتگان رسولانى برمىگزيند، و همچنين از مردم; خداوند شنوا و بيناست! (75) آنچه را در پيش روى آنها و پشت سر آنهاست مىداند; و همه امور بسوى خدا بازمىگردد. (76) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ركوع كنيد، و سجود بجا آوريد، و پروردگارتان را عبادت كنيد، و كار نيك انجام دهيد، شايد رستگار شويد! (77) و در راه خدا جهاد كنيد، و حق جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد; از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد; خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايستهاى! (78)
صدق الله العلی العظیم
راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگوار
MBL
Sunday 19 July 2009, 11:01AM
من اسلام را دوست دارم چون خودم انتخابش کردم و می گوید:لا اکراه فی الدین
من اسلام را دوست دارم چون پاک است و به پاکی دعوت می کند...
من اسلام را دوست دارم چون یک مسلمان واقعی،یک مسیحی واقعی و یک یهودی واقعی و ... نیز هست
من اسلام را دوست دارم چون دین ابراهیم خلیل الله (ع) آن بت شکن معروف است ...
من اسلام را دوست دارم چون محمد( صل الله علیه و سلم) را دوست دارم...
عبد من عبادالله
Wednesday 22 July 2009, 06:25PM
من اسلام را میجویم چون دین و راهنمای من است.
و دوستش دارم چون محبوبم برایم آن را قرار داده است و چیزی جز لطف و رحمت نیست.
و می خواهمش چون بدون آن نمی دانم در این دنیای هزار رنگ و هزار اسرار چه باید بکنم و در این تاریکیها به کدام سو باید رو کنم.
من بنده ام، پیامبرم(ص) بنده بود...ابراهیم(ع) بنده بود، موسی و مسیح(علی نبینا و آله و علیهما السلام) بنده بودند
و بنده، بدون دستور مولایش چگونه می تواند روز را به شب بگذارند...:rolleyes:
آیا تا کنون هر شب که به خواب می رویم این سوال را از خود کرده ایم که آیا اکنون خدایم از من راضی است...
و آیا اگر از این خشنودی مطمئن نباشیم خواب می تواند چشمهایمان را برباید؟
آری! من اسلام را دوست دارم.
چون خدا را دوست دارم
خدایی که به من آموخت تا ستایشش کنم و بر من منت گذاشت تا بندگیش کنم.:smile07::smile07::smile07:
یا حق
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.