PDA

نمايش نسخه نهائي : سالروز رحلت شيخ بطحاء، عمو و حامي پيامبر اکرم (ص) و پدر اميرالمومنين (ع)


mehrdad_123
Sunday 19 July 2009, 04:44AM
سالروز رحلت شيخ بطحاء، عمو و حامي پيامبر اکرم (ص) و پدر اميرالمومنين (ع)
برخي از نويسندگان سنّي براي اين که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفير کنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر کشانيده و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مومن قلمداد نموده اند.


اتهام کفر به ابوطالب، با هدف طعن به اميرمومنان
!!!
جاي شک نيست که هرگاه يک دهم گواههايي را که بر ايمان و اسلام ابوطالب داريم، درباره يک فرد ديگر دور از گود سياست، کينه و بغض داشتيم، همگي از سني و شيعه بالاتفاق اسلام و ايمان او را تصديق مي کرديم، ولي چطور شده که با بودن دهها گواه محکم بر ايمان او، باز گروهي وي را تکفير کرده و حکم به کفر و عذاب وي نموده اند. گفته اند که برخي آيات که مشعر بر عذاب است، در حق او نازل گرديده است و گروهي در اين باره توقف نموده و عده ي انگشت شماري از دانشمندان سني، حکم به اسلام و ايمان او نموده اند، از آن جمله است "زيني دحلان" مفتي مکه ( متوفي سال 1348) و ...
ولي بايد انصاف داد که هدف از طرح اين مساله، جز طعن در فرزندان ابوطالب و بالاخص اميرمومنان چيز ديگري نيست.
برخي از نويسندگان سنّي براي اين که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفير کنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر کشانيده و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مومن قلمداد نموده اند.
ما فعلا کار نداريم که کافر دانستن پدر و مادر پيامبر با اتفاق اماميه و زيديه و گروهي از علماي سني مخالف است، ولي سخن درباره کساني ست که به آساني قلم برداشته و يگانه حامي و مدافع رسول خدا را متهم به کفر نموده اند.

دلايل ايمان ابوطالب
طرز تفکر و عقيده هر شخص را از سه راه زير مي توان به دست آورد:
1- بررسي آثار علمي و ادبي که از او به يادگار مانده است.
2- طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه.
3- عقيده دوستان و نزديکان بي غرض او در حق وي.
ما مي توانيم عقيده و ايمان ابوطالب را از ساره ياد شده، اثبات کنيم.
اشعار و سروده هاي وي کاملا گواهي بر ايمان و اخلاص او مي دهد. خدمات ذيقيمت او در ده سال آخر عمر خود، گواه محکمي بر ايمان فوق العاده اوست. عقيده نزديکان بي غرض وي نيز اين است که او يک فرد مسلمان و با ايمان بوده است و هرگز کسي از دوستان او اقوام او در حق وي چيز ديگري نگفته است. اينک موضوع را از سه طريق فوق مورد بررسي کامل قرار مي دهيم.


ذخاير علمي و ادبي ابوطالب
ما از ميان قصائد طولاني وي، قطعاتي چند انتخاب نموده و براي روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نيز مي نگاريم.
ليعلم ان خيار الناس محمدا / نبي کموسي و المسيح بن مريم
اتانا بهـدي مثل ما اتيــــا به / فکل بامرالله يهدي و يعصــــم (1)
ترجمه: اشخاص شريف و فهميده بدانند که، محمد بسان موسي و مسيح پيامبر است. همان نور آسماني را که آن دو نفر در اختيار داشتند، او نيز دارد. و تمام پيامبران به فرمان خدا مردم را راهنمايي و از گناه بازمي دارند.
تمنيتم ان تقتـــــلوه و انــــما / امانيـــــکم هذي کاحــــلام نائم
نبي اتاء الوحي من عند ربه / و من قال لا يقرع بها سن نادم (2)
ترجمه: سران قريش! تصور کرده ايد که مي توانيد بر او دست يابيد در صورتي که آرزويي را که در سرمي پرورانيد، کمتر از خواب هاي آشفته نيست! او پيامبر است وحي از ناحيه ي خدا بر او نازل مي گردد و کسي که بگويد نه، انگشت پشيماني به دندان خواهد گرفت.
الم تعلموا انا وجدنا محمدا / رسولا کموسي خط في اول الکتب
و ان عليه في العباد محبـة / ولا حيف فيمن خصــــه الله بالحب (3)
ترجمه: قريش! آيا نمي دانيد که ما او ( محمد) را مانند موسي پيامبر مي دانيم و نام و نشان او در کتاب هاي آسماني قيد گرديده است و بندگان خدا محبت مخصوصي به وي دارند و نبايد درباره کسي که خدا محبت او را در دل ها به وديعت نهاده، تاسف خورد.
والله لن يصــلوا اليک بجمعهـــــم / حتي اوســـد في التراب دفينـــــا
فاصدع بامرک ماعليک غضاضة / و ابشر بذاک و قر منک عيونا
و دعوتنــي و علمت انک ناصحي / و لقد دعوت و کنت ثم امينــــا
و لقــد علمــت ان دين محـــــــــمد / من خيــر اديان البــرية دينــــا (4)
ترجمه: اي برادر زاده ام! هرگز قريش به تو دست نخواهد يافت و تا آن روزي که لحد را بستر کنم و در ميان خاک بخوابم دست از ياري تو برنخواهم داشت. به آنچه ماموري آشکار کن، از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشماني را روشن ساز، مرا به آئين خود خواندي و مي دانم که تو پند دهنده ي من هستي و در دعوت خود امين و درستکاري، حقا که کيش محمد از بهترين آئين هاست.
او تومنوا بکتاب منزل عجب / علي نبي کموسي او کذي النون (5)
ترجمه: يا اين که به قرآن سراپا عجب و شگفتي ايمان بياوريد که بر پيامبري مانند موسي و يونس نازل گرديده است.
هريک از اين قطعات، قسمت کوچکي از قصائد مفصل و سراپا ادب و نغز ابوطالب است که ما به عنوان گواه، برجسته هاي آنها را که صريحا ايمان او را به کيش برادرزاده اش مي رساند، انتخاب نموديم.
و از قصيده ي لاميه ابوطالب که معروف اهل تاريخ و ادب است، تنها ابن هشام در جلد2، صفحه286، نود و چهار بيت آن را نقل نموده است و اين قصيده از نظر فصاحت و بلاغت کمتر از معلقات سبع نيست، طالبان تحقيق به سيره ابن هشام مراجعه فرمايند.



خلاصه سخن
هريک از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها کافي ست و اگر گوينده اين ابيات يک فرد خارج از محيط اغراض و تعصبات بود، همگي بالاتفاق، به ايمان و اسلام سراينده ي آن، حکم مي کرديم ولي از آنجا که سازنده ي آنها "ابوطالب" است و دستگاه هاي تبليغاتي سازمان هاي سياسي اموي و عباسي همواره برضد آل ابي طالب کار مي کرد، از اين نظر گروهي نخواسته اند، يک چنين فضيلت و مزيتي را براي ابوطالب اثبات کنند.
وانگهي وي پدر علي ست و هميشه چرخ هاي سياست، پس از مرگ پيامبر، برضد او گردش مي کرد و اسلام و ايمان پدر وي فضيلت بارزي نسبت به او حساب مي شود و کفر و شرک پدران خلفاي ديگر، منقصتي نسبت به خلفا به حساب مي آمد. براي اين که تمام خلفا در يک صف قرار گيرند، و هيچکدام را بر ديگري مزيتي نباشد، عليرغم تمام اين سروده ها و گفتارها و کردارهاي صادقانه، گروهي به تکفير وي برخاسته حتي به آن اکتفا نکرده و ادعا کرده اند که آياتي درباره ابوطالب که حاکي از کفر اوست، نازل شده است.



راه دوم براي اثبات ايمان او
راه دوم: طرز رفتار او با پيامبر، و نحوه ي فداکاري و دفاع او از ساحت اقدس رسول خداست، و هرکدام از آن خدمات مي تواند آئينه ي فکر و روشنگر روحيات او باشد، زيرا:
ابوطالب شخصيتي ست که راضي نشد، برادرزاده ي او دلشکسته شود و عليرغم تمام موانع و نبود امکانات، زحمت بردن او را به شام همراه خود، پذيرفت.
پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن پايه است که او را همراه خود به مصلي برده و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد.
وي در راه حفظ رسول خدا از پاي ننشست، و سه سال دربدري و زندگي در شکاف کوه و اعماق درّه را بر رياست و سيادت مکه، ترجيح داد، تا آنجا که اين دربدري سه ساله، او را فرسوده ساخت، مزاج خود را از دست داد و پس از چند روزي، پس از مراجعت به مکه، بدرود زندگي گفت.
ايمان او به رسول خدا به قدري قرص و محکم بود که راضي بود تمام فرزندان گرامي وي کشته شوند ولي او زنده بماند، علي را در رختخواب وي مي خوابانيد تا اگر سوء قصدي درکار باشد، به وي اصابت نکند، بالاتر از آن، روزي حاضر شد، تمام سران قريش به عنوان انتقام کشته شوند، و طبعا تمام قبيله بني هاشم نيز کشته مي شدند.

وصيت ابوطالب هنگام مرگ

وي در هنگام مرگ خود، به فرزندان خود چنين گفت: من "محمد" را به شما توصيه مي کنم، زيرا او امين قريش و راستگوي عرب، و حائز تمام کمالات است؛ آئيني آورده که دل ها بدان ايمان آورده، اما زبان ها از ترس شماتت، به انکار آن برخاسته است؛ من دارم مي بينم که افتادگان و ضعيفان عرب، به حمايت او برخاسته و به او ايمان آورده اند و محمد به کمک آنها بر شکستن صفوف قريش، قيام نموده است، سران قريش را خوار، خانه هاي آنان را ويران، و بي پناهان آنها را قوي و نيرومند و مصدر کار نموده است. سپس گفته هاي خود را به جمله هاي زير پايان داد:
اي خويشاوندان من، از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) گرديد، هرکسي پيروي او نمايد، سعادتمند مي گردد، هرگاه اجل مرا مهلت داد، من از او حوادث و مکاره روزگار را دفع مي نمودم (5).
ما شک نداريم که وي در اين آرزو راستگو بوده، زيرا خدمات و جان فشاني هاي خصوص ده ساله او گواه صدق گفتار اوست، چنان که گواه صدق وعده اي ست که وي در آغاز بعثت به محمد (ص) داد؛ زيرا روزي که پيامبر (ص) تمام اعمام و خويشاوندان خود را دور خود جمع کرد و آئين اسلام را به آنها معروض داشت، ابوطالب به او گفت: برادرزاده ام! قيام کن، تو والامقامي، حزب تو از گرامي ترين حزب هاست، تو فرزند مرد بزرگي هستي، هرگاه زباني تو را آزار دهند، زبان هاي تيزي به دفاع تو برمي خيزند، شمشير هاي برنده اي آنها را مي ربايند، به خدا سوگند اعراب مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش، در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.


آخرين راه

خوبست ايمان و اخلاص ابوطالب را از نزديکان بي غرض او بپرسيم، زيرا "اهل خانه بهتر مي دانند که د رخانه چيست"
1- وقتي علي خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر داد، وي سخت گريست و به علي دستور غسل و کفن و دفن صادر نمود و از خدا براي او طلب مغفرت نمود (6).
2- در محضر امام چهارم سخن از ايمان ابوطالب به ميان آمد، وي فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتي که هيچ زن مسلماني نبايست بعد از اسلام آوردن، در حباله ي نکاح شوهر کافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از سابقات در اسلام است و از آن زناني ست که خيلي جلوتر به پيامبر ايمان آورد، و همين زن مسلمان در نکاح ابوطالب بود که رخ در نقاب خاک کشيد.
3- امام باقر مي فرمايد: ايمان "ابوطالب" برايمان بسياري از مردم ترجيح دارد و اميرمومنان دستور مي داد از طرف وي حج به جا آورند (7).
4- امام صادق فرمود: حضرت ابوطالب بسان اصحاب کهف است، در دل ايمان داشتند و تظاهر به شرک مي نمودند. از اين جهت دوبار ماجور خواهند بود (8).

نظر دانشمندان شيعه

علماء اماميه به پيروي از اهل بيت، همگي اتفاق نظر دارند که ابوطالب يکي از افراد برجسته ي اسلام بوده و روزي که جان از بدنش خارج گرديد، دلي مالامال از ايمان و اخلاص به اسلام و مسلمانان داشت و در اين باره کتاب ها و رساله هاي زيادي نوشته اند.


منبع : فروغ ابديت، جلد 1 ص298 الي 304


پاورقي

1- درک حاکم نيشابوري، جلد2، صفحه623
2- ديوان ابوطالب، صفحه 32 و از منابع اهل سنت: سيره ابن هشام، جلد1، صفحه373
3- همان
4- تاريخ ابن کثير، جلد2، صفحه42
5- سيره حلبي، جلد1، صفحه390
6- شرح حديدي، جلد14، صفحه76
7- شرح نهج البلاغه، جلد14، صفحه68
8-اصول کافي، ص 244

آيت الله سبحاني


ذکر شده در سایت بسیار بسیار بسیار مفید موئسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) (http://valiasr-aj.com/fa/)
:smile07:کلیک کنید:smile07:

mehrdad_123
Sunday 19 July 2009, 05:04AM
در ادامه مقالاتی دیگر در خصوص حضرت ابوطالب (ع) نقل خواهیم کرد ان شاا...تعالی

ايمان حضرت ابوطالب (ع)

الاصبغ بن نباته قال: سمعت أمير المؤمنين صلوات الله عليه يقول: والله ما عبد أبي ولاجدي عبدالمطلب ولاهاشم ولا عبد مناف صنما قط، قيل له: فما کانوا يعبدون؟ قال: کانوا يصلون إلي البيت علي دين إبراهيم عليه السلام متمسکين به. (1)کما ل الدين ج1 ص174-175 باب 12 –ح32

اصبغ بن نباته مي گويد: أميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند.» گفتند: «پس چه را عبادت مي کردند؟ فرمودند: به سوي کعبه نماز مي خواندند و بر دين ابراهيم و به آن متمسک بودند.

در برخي از کتب اهل تسنن (2) جملاتي در مورد حضرت ابوطالب ديده مي شود که حکايت از کم لطفي يا کينه نويسندگان آن کتاب ها نسبت به شخصيت حضرت ابو طالب عليه السلام دارد. جاي شک نيست که اگر يک دهم گواه هايي که بر ايمان و اسلام ابوطالب آمده است، درباره هر فرد ديگري آمده بود، همگي بالاتفاق اسلام و ايمان او را تصديق مي کردند؛ ولي چگونه است که با وجود ده ها شاهد محکم بر ايمان او، باز گروهي وي را تکفير کرده اند و حکم به کفر و عذاب او نموده اند و گفته اند که برخي از آيات که درباره عذاب است، در حق ابوطالب نازل گرديده است؟!

به راحتي مي توان فهميد که هدف از طرح اين مسأله، جز طعن فرزندان ابوطالب، به ويژه اميرمؤمنان علي عليه السلام چيز ديگري نيست. برخي از نويسندگان اهل تسنن براي اين که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفير کنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر صلي الله عليه و آله کشانيده اند و پدر و مادر آن حضرت را نيز غير مؤمن قلمداد نموده اند.(3)

مسلم است که در موضوع نسب و نژاد، بعد از شخص خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله کسي به شرافت علي عليه السلام نمي رسد. به قدري نسبت و نژاد آن حضرت پاک و درخشان است که برخي از متعصبين، مانند: علاءالدين قوشچي، جاحظ و سعدالدين تفتازاني گفته اند: ما از کلمات علي عليه السلام که فرموده است: «نحن اهل البيت لايقاس بنا احد»؛ ما اهل بيت رسول اللّه هستيم که احدي را نتوان به ما قياس کرد، حيرانيم.
احمدبن محمدکرزي بغدادي مي گويد: از عبداللّه بن احمد بن حنبل شنيدم که گفت:«وقتي در مورد فضيلت صحابه از پدرم، احمدبن حنبل سؤال کردم، گفت: ابوبکر، عمر و عثمان.
گفتم: پس جايگاه علي ابن ابي طالب عليه السلام کجاست؟
پدرم گفت: «هو من اهل البيت لايقاس به هؤلاء»؛
علي عليه السلام ازاهل بيت پيامبر است وصحابه را نبايد با او قياس کرد.

امام احمدبن حنبل در کتاب مسند خود، ميرسيدعلي همداني شافعي در کتاب مودة القربي ابن مغازلي شافعي در مناقب و محمدبن طلحه شافعي در کتاب مطالب السؤل نقل کرده اند که:
پيامبراکرم صلي الله عليه و آله فرمود: من و علي نوري بوديم در اختيار قدرت خداي تعالي، چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم. پس چون خداوند آدم را خلق نمود، ما را که نور بوديم، در صلب آدم قرار داد و ما در صلب آدم پيوسته باهم بوديم، تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شديم. پس در من، نبوت و در علي، خلافت را ظاهر ساخت. (4)
اين حديث را بسياري از علماي اهل تسنن از جمله خوارزمي در فصل چهارم مناقب. ـ ابن جوزي در تذکره، ابن صباغ مالکي در فصول المهمة، گنجي شافعي در کفاية الطالب، ابن ابي الحديد در جلد دوم شرح نهج البلاغه، شيخ سليمان بلخي حنفي در ينابيع المودة، حمويني درکتاب فرائدالسّمطين.نقل کرده اند .
از طرف ديگر، طبق آنچه که از کتب تاريخي و انساب استخراج مي شود، نياکان حضرت علي عليه السلام برخلاف ديگران، همگي تا آدم ابوالبشر عليه السلام موحد و خدا پرست بودند و در صلب و رحم ناپاکي قرار نگرفتند.طرز تفکر و عقيده هرشخصي راازچند راه مي توان به دست آورد:
1 ـ بررسي آثار علمي و ادبي که از او مانده است.
2 ـ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه.
3 ـ عقيده دوستان و نزديکان او.(5)
عقيده و ايمان ابوطالب را از سه راه ياد شده مي توان اثبات کرد.

راه اول؛ بررسي آثار علمي
اشعار و سروده هاي ابوطالب کاملاً بر ايمان و اخلاص او گواهي مي دهد. اشعار ابوطالب گنجينه اي علمي و ادبي است که داراي مضامين عالي توحيدي مي باشد. براي نمونه به چند بيت آن اشاره مي شود:
1 ـ وقتي علي عليه السلام خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر صلي الله عليه و آله داد، وي سخت گريست و به علي عليه السلام دستور غسل و کفن و دفن داد و از خداوند براي او طلب مغفرت نمود.
نبيّ کموسي والمسيح بن مريم ليعلم خيارالناس انّ محمداً
فکل بأمراللّه يهدي و يعصم.(6) اتانابهدي مثل ما اتيابه
اشخاص شريف و فهميده بدانند که محمد صلي الله عليه و آله بسان موسي و مسيح، پيامبر است. او هدايت را براي ما به ارمغان آورد، همان گونه که مسيح و موسي و تمام پيامبران به فرمان خدا مردم را راهنمايي و از گناه باز مي دارند.
امانيکم هذي کاحلام نائم تمنيتم ان تقتلوه و انما
و من قال لايقرع بها من نادم نبيّ اتاه الوحي من عند ربّه
اي سران قريش! تصور کرده ايد که مي توانيد بر او دست يابيد، در صورتي که آرزويي را که در سر مي پرورانيد، کم تر از خواب هاي آشفته نيست. او پيامبر است و از ناحيه خداوند بر او وحي نازل مي شود و کسي که جواب منفي بدهد، انگشت پشيماني به دندان خواهد گرفت.
رسولاً کموسي خطّ في اوّل الکتب الم تعلموا انّا وجدنا محمداً
و لاحيف فيمن خصّه اللّه بالحبّ و انّ عليه في العباد محبّة
اي قريش! آيا نمي دانيد که ما او را مانند موسي، پيامبر مي دانيم و نام و نشان او در کتاب هاي آسماني قيد گرديده است. و بندگان خدا محبت مخصوص به وي دارند و نبايد درباره کسي که خدا محبت او را در دل ها به وديعت گذارده است، تأسف خورد.
حتي اوسد في التراب دفينا واللّه لن يضلوا اليک بجمعهم
وابشربذاک وقر منک عيونا فاصدع بامرک ماعليک غضاضة
ولقد دعوت و کنت ثم امينا ودعوتني و علمت انّک ناصحي
من خير اديان البرية دينا و لقد علمت انّ دين محمد صلي الله عليه و آله
اي برادر زاده ام هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزي که لحد را بستر کنم و در ميان خاک بخوابم، دست از ياري تو برنخواهم داشت.
آنچه را مأموري، آشکار کن و از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشماني را روشن ساز. مرا به آئين خود خواندي و مي دانم تو پند دهنده من هستي و در دعوت خود امين و درستکاري. حقا که کيش محمد صلي الله عليه و آله از بهترين آيين هاست!(6)
از اشعار معروف ابوطالب که دلالت بر ايمان او دارد، قصيده هاي «لاميه» و «ميمنه» او مي باشد:
واحببته حبّ الحبيب المواصل لعمري لقد کلّفت وجداً باحمد
ودافعت عنه بالذري والکواهل وجدت بنفسي دونه فحميته
واظهر ديناً حقاً غير باطل(8) وايّده ربّ العباد بنصره

به جان خودم! به قدري به واسطه وجود احمد صلي الله عليه و آله در وجد و سرور غوطه ورم که وجد را به زحمت آورده ام؛ زيرا او را به قدري دوست مي دارم مانند کسي که دوست خود را به سينه گرفته باشد. جان خود را نثار او کنم و حمايت از او نمايم به اعضاي رئيسه و غير رئيسه خود. خداوند او را پاينده بدارد که جمال اهل دنيا است و نقمت دشمنان و زينت هر کوي و محفل است. پروردگار بندگان او را با توفيقات خود تأييد و ياري نمود و ظاهر و محقق کرد دين حقي را که باطل در او راه نداشت.
از ديگر اشعار او که صراحت بر ايمان ابوطالب دارد، شعري است که ابن ابي الحديد در جلد سوم شرح نهج البلاغه آورده است:
انّي علي دين النّبيّ احمد يا شاهد اللّه عليّ فاشهد
من ضلّ في الدّين فانّي مهتد
«اي گواهان! شاهد باشيد که من بر دين پيغمبر خدا احمد صلي الله عليه و آله استوارم. هرکس از آن خارج است، باشد. من به او هدايت شدم.»
هريک از اين قطعات، قسمت کوچکي از عقائد مفصل و نغز ابوطالب است که هريک به تنهايي در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آن کافي است.
راه دوم؛ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه
راه دوم، نوع رفتار ابوطالب با پيامبر صلي الله عليه و آله و نحوه فداکاري ودفاع او از ساحت اقدس رسول خداست. هر کدام از آن خدمات مي تواند آيينه فکر و روشنگر روحيات او باشد، زيرا ابوطالب شخصيتي است که راضي نشد برادر زاده او دل شکسته شود و علي رغم تمام موانع و نبود امکانات، زحمت بردن او را به شام پذيرفت.
پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن حد است که او را همراه خود به مصلّي برد و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد. وي در راه حفظ رسول خدا صلي الله عليه و آله از پاي ننشست و سه سال زندگي در شکاف کوه و اعماق دره را بر رياست و سيادت مکه ترجيح داد، تا آن جا که اين وضعيت او را فرسوده ساخت و باعث رحلت او گرديد.
ايمان او به رسول خدا صلي الله عليه و آله به قدري محکم بود که راضي شد تمام فرزندانش کشته شوند، ولي پيامبر صلي الله عليه و آله زنده بماند.
ابوطالب شب ها علي را در رختخواب پيامبر صلي الله عليه و آله مي خوابانيد تا اگر سوء قصيدي درکار باشد، به پيامبر صلي الله عليه و آله اصابت نکند. او حاضر شد تمام سران قريش به عنوان انتقام کشته شوند و طبعاً تمام قبيله بني هاشم نيز کشته مي شد.(9)
موضع ابوطالب در آغاز بعثت
روزي که پيامبر صلي الله عليه و آله تمام خويشاوندان خود را جمع کرد و آيين اسلام را بر آنان عرضه نمود، ابوطالب به او گفت: «برادر زاده ام! قيام کن! تو والامقامي! حزب تو گرامي ترين حزب هاست! تو فرزند مرد بزرگي هستي! هرگاه زباني تو را آزار دهد، زبان هاي تيزي به دفاع تو برمي خيزد. به خدا سوگند! اعراب مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.»(10)
راه سوم؛ عقيده دوستان و نزديکان
از آن جا که اهل خانه بهتر مي دانند که درخانه چيست و چه مي گذرد، ايمان ابوطالب را بايد از زبان اهل بيت عليهم السلام شنيد:
.ـ يا عم ربّيت صغيرا و کفّلت يتيما و نصرت کبيرا فجزاک الله عني خيرا.(11) (ابوطالب مظلوم تاريخ، ص 1.)
اي عمو در کوچکي مرا تربيت نمودي و در يتيمي مرا کفالت کردي و در بزرگي ام مرا ياري نمودي پس خداوند بهترين پاداشها رابه تو عنايت کند.
و همچنين فرمودند: 2 ـ من در قيامت شفيع پدر، مادر و عمويم ابوطالب هستم.(12)(الصبوح من السيرة، ج 1، ص 134 تا 142. )
1 ـ وقتي علي عليه السلام خبر مرگ ابوطالب را به پيامبر صلي الله عليه و آله داد، وي سخت گريست و به علي عليه السلام دستور غسل و کفن و دفن داد و از خداوند براي او طلب مغفرت نمود.
امام علي(ع):
3 ـ والذي بعث محمدا بالحق نبيا لو شفع ابي في کل مذنب علي وجه الارض لشفّعه الله. (13( الحجة، ص 24).
قسم به کسي که محمد را به حق به پيامبري برگزيد اگر پدرم در حق تمام گناهکاران روي زمين شفاعت کند، خداوند مي پذيرد.
5 ـ اگر ايمان ابوطالب را در يک کفه ترازو و ايمان اين مردم را در کفه ديگر قرار دهند ايمان ابوطالب فزوني خواهد داشت.(14)
( الغدير، ج 7، ص 380؛ نهج البلاغه، ج 14، ص 68.)
2 ـ در محضر امام سجاد عليه السلام از ايمان ابوطالب سخن به ميان آمد. آن حضرت فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتي که هيچ زن مسلماني نبايست بعد از اسلام آوردن در حباله شوهر کافر خود بماند و فاطمه بنت اسد که از سابقين در اسلام است، تا هنگام مرگ ابوطالب در نکاح او بود.»
3 ـ امام باقر عليه السلام فرمود: «ايمان ابوطالب بر ايمان بسياري از مردم ترجيح دارد و اميرمؤمنان دستور مي داد از طرف وي حج به جا آورند. (15)
4 ـ امام صادق عليه السلام فرمود:
ان اصحاب الکهف اسروا الايمان و اظهروا الکفر فاتاهم الله اجرهم مرتين و ان اباطالب اسروا الايمان واظهر الشرک فاتاه الله اجره مرتين.

«حضرت ابوطالب بسان اصحاب کهف است که در دل ايمان داشتند و تظاهر به شرک مي نمودند. از اين جهت دوبار مأجور خواهند بود.»(16) شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 70؛ الحجة، ص 17 و 15؛ اصول کافي، ص 244.
5 ـ حضرت عبدالعظيم حسني در نامه اي از محضر امام رضا عليه السلام در مورد ايمان ابوطالب سؤال نمود. امام رضا عليه السلام در جواب فرمود:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. اگر در ايمان ابوطالب شک کني، سرنوشت تو آتش جهنّم است.»(16)
6 ـ عن ابي عبداللّه الصادق عليه السلام قال: نزل جبرئيل عليه السلام علي النبي صلي الله عليه و آله فقال: يا محمد! انّ ربّک يقرئک السلام و يقول: انّي قد حرّمت النّار علي صلب اَنزلک و بطن حملک و حجرکفلک فالصلب صلب ابيک ابيه عبداللّه بن عبدالمطلب و البطن الذي حملک آمنة بنت وهب و اما حجر کفلک فحجر ابي طالب. (18)
امام صادق عليه السلام فرمود: جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: اي محمد! خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: «من حرام کردم آتش را بر صلبي که تو را حمل کرد و شکمي که تورا پروراند و دامني که تو را متکّفل شد؛ پس صلب يعني پدرت عبداللّه و شکم يعني مادرت آمنه و دامن يعني عمويت ابوطالب.» (19)
ابوطالب در واپسين لحظات - وصيت ابوطالب هنگام مرگ

ابوطالب هنگام مرگ به فرزندانش چنين گفت:
من محمد را به شما توصيه مي کنم؛ زيرا او امين قريش و راستگوي عرب و حائز تمام کمالات است. آييني آورده است که دل ها بدان ايمان دارند، اما زبان ها از ترس شماتت به انکار آن برخاسته است. من مي بينم که افتادگان و ضعيفان عرب به حمايت او برخاسته، به او ايمان آورده اند و محمد به کمک آن ها برشکستن صفوف قريش قيام نموده است.

اي خويشاوندان من! از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) باشيد. هرکس او را پيروي کند، سعادتمند مي گردد و اگر اجل مرا مهلت مي داد، من حوادث و مکاره روزگار را از او دفع مي نمودم.(20)
ابوطالب در واپسين لحظه هاي عمر خود نيز دست از ياري پيامبر اکرم برنداشت. بزرگان خانواده را مخاطب ساخته چنين گفت:
چهار تن را به ياري پيامبر سفارش مي کنم فرزندم علي و بزرگ قبيله عباس و شير خدا حمزه که هماره از پيامبر حمايت کرده و فرزندم جعفر تا او را ياور باشيد و شما که عزيزان من به فدايتان باد هميشه براي رسول خدا در برابر دشمنان چون سپرها محافظ باشيد.(21) ـ متشابهات القرآن از ابن شهرآشوب در تفسير سوره حج ذيل آيه ولينصرون مي باشد.
علامه اميني آخرين سخنان او را چنين بازگو مي کند:

يا معشر بني هاشم اطيعوا محمدا و صدّقوه تفلحوا و ترشدوا(22)
اي جماعت بني هاشم محمد را اطاعت و تصديق کنيد رستگار و هدايت مي شويد.
و نيز گفت: محمد امين قريش است، راستگوي عرب است، داراي همه کمالات است، دلها به او ايمان دارد ولي زبانها از ترس به افکار برخاسته اند. من مي بينم که در آينده مستضعفان را خواهد شکست. و بزرگان آن را خوار و خانه هايشان را خراب و بي پناهان را نيرومند خواهد کرد. و در آخر گفت: به او مهر ورزيد و از حمايت کنندگان حزب محمد باشيد.(23) ابوطالب بعد از چهل و چند سال تلاش در بستر مرگ افتاد و با هشتاد و اندي سال درگذشت.(24) طبري، ج 2، ص 277.
او را در سال 10 بعثت در کنار قبر پدرش عبدالمطلب در قبرستان حجون به خاک سپردند.
مزار او در سال 1325 ق همراه گنبد عبدالمطلب تجديد بنا شد. (25)
نکته قابل توجه اين است که بحث مربوط به ايمان ابو طالب وتشکيک در اسلام آن بزرگوار از ابتدا
جريان داشته است و بد خواهان همواره در مقام اين بوده اند که او را بي ايمان ونا مسلمان معرفي نمايند و حتي اين امر را منافقان در محضر امير المو منين علي عليه السلام نيز اظهار داشته اند و حضرت بدان جواب داده اند در روايتي از امام صادق آمده است:
عن الصادق عن آبائه عليهم السلام ان امير المؤمنين کان ذات يوم جالسا في الرحبة، والناس حوله مجتمعون، فقام اليه رجل فقال: ياامير المؤمنين انت بالمکان الذي أنزلک الله به وأبوک معذب في النار؟ فقال له علي بن أبي طالب: مه فض الله فاک، والذي بعث محمدا بالحق نبيا لو شفع أبي في کل مذنب علي وجه الارض لشفعه الله فيهم، أبي معذب في النار وابنه قسيم الجنة والنار؟ ! والذي بعث محمدا بالحق نبيا ان نور أبي يوم القيامة ليطفئ أنوار الخلايق کلهم الا خمسة أنوار: نور محمد صلي الله عليه واله، ونوري، ونور الحسن، ونور الحسين، ونور تسعة من ولد الحسين، فان نوره من نورنا خلقه الله تعالي قبل ان يخلق آدم عليه السلام بالفي عام
امام صادق از پدر گراميشان نقل کرد که روزي امير المومنين در فضاي مسجد نشسته بود ومردم گرد او جمع بودند که مردي برخاسته و گفت : اي امير المو منين چگونه است که شما در مکاني هستي که خداوند شما را در آن مکان قرار داده ، در حاليکه پدرت به آتش دوزخ در غذاب است؟
حضرت فرمود: خدا زبانت را ببرد ! به خدايي که محمد را به پيامبري مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمين را شفاعت کند خداوند آن را بپذيرد، مگر مي شود پدرم در آتش عذاب باشد و پسرش تقسم کنند بهشت وجهنم باشد؟قسم به آنکه محمد را به پيامبري مبعوث فرمود بي شک نور پدرم در روز قيامت همه انوار خلائق جز نور پنج نور: نور محمد ، نور من ونور حسن ونور حسين و نور نه فرزند از اولاد حسين را خاموش وبي اثر مي کند، زيرا نور او از نور ماست و خداوند آن را دوهزار سال قبل از خلق آدم آفريده است.(26)

سخن آخر اينکه:
ابن ابي الحديد در ضمن اشعاري مي گويد: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دين اثري نبود که اينچنين استوار شود. ابوطالب در مکه از پيامبر (ص) حمايت کرد و پسرش در مدينه بي دريغ از پيامبر (ص) حمايت و دفاع مي نمود.

پاورقيها:
1- کما ل الدين ج1 ص174-175 باب 12 –ح32
2- از جمله اين کتابها ، فصوص الحکم ماحي الدين ابن عربي عارف نماي منحرف اهل سنت است که ابوطالب پدر امير المومنين را کافر مي داند.
3- الغدير، ج 7، ص 330.
4 ـ مودة القربي، (المودة الثانيه.)
5 ـ الغدير، ج 7، ص 331.
6 و 7 ـ فروغ ابديت، ج 1، ص 300.
8 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ص 316
9 ـ بايد گفت در اين موقعيت از تاريخ اسلام معاويه وپدرش در کجا بودند .
سيره حلبي، ج 1، ص 389.
10 ـ فروغ ابديت، ج 1، ص 303.
11-ابوطالب مظلوم تاريخ، ص 1.)
12- الصبوح من السيرة، ج 1، ص 134 تا 142.
13- الحجة، ص 24.
14- الغدير، ج 7، ص 380؛ نهج البلاغه، ج 14، ص 68.)
15- الغدير، ج 7، ص 390
16- شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 70؛ الحجة، ص 17 و 15؛ اصول کافي، ص 244.
17 ـ - الغدير، ج 7، ص 395.
18 ـ - الغدير، ج 7، ص 392.
19- دلايلي بر ايمان ابو طالب – شمس الله صفر لکي با مقداري تلخيص واضافه
20- سيره حلبي، ج 1، ص 389.
21 ـ متشابهات القرآن از ابن شهرآشوب در تفسير سوره حج ذيل آيه ولينصرون مي باشد.
22- الغدير، ج 7، ص 367
23- ـ همان، ص 366؛ نيز در سيره حلبي، ج 1، ص 291 رجوع کنيد.
24- طبري، ج 2، ص 277.
25- لبيب البيتوني، الرحلة الحجازيه، ص 95.
26- احتجاج شيخ طوسي ج1 ص546





مهدي دقيقي

ذکر شده در سایت بسیار بسیار بسیار مفید موئسسه ی تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) (http://valiasr-aj.com/fa/)
:smile07:کلیک کنید:smile07:


در ادامه ان شاا... تعالی پرسش و پاسخ استاد دکتر قزوینی در شبکه ی سلام را که در خصوص حضرت ابوطالب (ع) بود نقل خواهیم کرد ان شاا... تعالی
البته دوستان می توانند خودشان هم استفاده کنند:
حضرت ابوطالب (ع) - 1 (http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=121)
:smile07::smile07::smile07:
حضرت ابوطالب (ع) - 2 (http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=122)

کلیک کنید و بهره ببرید. ان شاا...تعالی:smile07:




ا...هم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم و العن اعدائهم اجمعین
علی و شیعته هم الفائزون
یاحق

mehrdad_123
Sunday 19 July 2009, 05:06AM
در ادامه ان شاا... تعالی پرسش و پاسخ استاد دکتر قزوینی در شبکه ی سلام را که در خصوص حضرت ابوطالب (ع) بود نقل خواهیم کرد ان شاا... تعالی
البته دوستان می توانند خودشان هم استفاده کنند:
حضرت ابوطالب (ع) - 1 (http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=121)
:smile07::smile07::smile07:
حضرت ابوطالب (ع) - 2 (http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=122)

کلیک کنید و بهره ببرید. ان شاا...تعالی:smile07:




ا...هم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم و العن اعدائهم اجمعین
علی و شیعته هم الفائزون
یاحق