نمايش نسخه نهائي : 29رجب ( زندگي عايشه )
133
Wednesday 22 July 2009, 01:28PM
در شب 29 رجب سال 57 يا 59 هجري، عايشه دختر ابوبکر به دست معاويه کشته شد و به سزاي اعمالش رسيد . چند قول ديگر در اين باره 17 رمضان 10شوال و آخر ذي الحجه است.:استفراغ::smile21::D:smile11:
133
Wednesday 22 July 2009, 01:36PM
زندگي نامه عايشه
عايشه (زاده سال 4 پس از بعثت، سال 9 پيش از هجرت - درگذشته 57 قمري)از همسران پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله و دختر ابوبکر بود. نام کامل وي: عائشه بنت ابي بکر الصديق بن ابة قحافه بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تيم بن مرة بن کعب بن لؤي. مادرش: رومان بنت عمير بن عامر بن دهمان بن الحارث بن غنم بن مالک بن کنانه.
عايشه را مزاجي عصبي و سخت و تند و سرکش بود. حدّت طبع، سرعت درک موقعيت و تصميم گيري، رشک و حسادت شديد، جزء شخصيت بارز عايشه بحساب مي آيد.
عائشه در سال هشتم يا نهم قبل از هجرت در مکه تولد شده*. پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله در سال دوم يا سوم پس از هجرت با او ازدواج کرد. و زماني که آن حضرت درگذشت – بنا به مشهورترين قول – او هيجده ساله بود.
عايشه از آن پس تا هنگام مرگ به شخصيتي موثر تبديل شد که حوادث زيادي را پديد آورد. در زمان پيامبر پس از اينکه پيامبر رازي را به او و همسر ديگرش حفصه گفت، برخلاف آنچه پيامبر گفته بود که آنرا افشا نکنند، آنها راز را بر ملا کردند. خداوند در همين زمينه آياتي را در سرزنش اين دو نازل فرمود. (آيات اوليه سوره تحريم)
در زمان عثمان، عايشه به يکي از سرسخت ترين مخالفان او تبديل گرديد. عثمان دستور داده بود که عطاي او را قطع کنند. يک وقتي عثمان وارد مسجد شد. عايشه صدا زد که اي خيانتگر! در امانت خيانت کردي و رعيت را ضايع نمودي. عثمان در مقابل، آيه مربوط به زن حضرت نوح را بر وي تطبيق کرد.
زماني ديگر عثمان کساني را که به شرابخوري وليد بن عقبه شهادت داده بودند، تهديد به مجازات کرد. عايشه بر او بانگ زد که حدود شرعي را بلا اجرا گذاشته و گواهان را مورد اهانت خود قرار داده اي؟ آن شاهدان از ترس مجازات، به خانه عايشه پناه بردند. عايشه به عثمان مي گفت: چه زود سنت و روش رسول خدا را ترک کردي. وي عثمان را نعثل (مردي يهودي) مي ناميد.
اين سخنان که از دهان همسر پيامبر خارج مي شد. تاثير بسزايي در سقوط عثمان گذاشت اين دشمني تا جايي رسيد که عايشه فتواي قتل عثمان را صادر کرد.
عايشه از زمان خود پيامبر با اميرالمومنين دشمني داشت، لذا پس از خلافت امام علي، طلحه و زبير که به مخالفت با آن حضرت پرداخته بودند، با علم به اين امر نزد عايشه رفته و او را نيز با خود همراه ساختند.
آنها به بصره رفته و تعداد بسياري را کشتند و بيت المال بصره را مصادره و عثمان بن حنيف حاکم بصره را مورد شکنجه قرار دادند. امير المومنين بلافاصله همراه با سپاهي حرکت کردند و جنگ جمل ميان آنها واقع شد. جمل به معناي شتر و حاکي از نقشي است که عايشه در جنگ داشته، چرا که عايشه بر شتر سرخ مويي سوار بود که سپاهيان از آن محافظت مي کردند.
وقتي جنگ با شکست سپاه جمل به پايان رسيد. حضرت علي عليه السلام دستور داد تا عايشه را با احترام به مدينه باز گردانند. خود عايشه هميشه با ياد آوري اين جريان تاسف مي خورد و مي گريست. اما نقش عايشه فراتر از اين امور بود.
وقتي امام حسن مجتبي به شهادت رسيد، خواستند آن حضرت را در جوار مرقد پيامبر دفن کنند. اما عايشه بار ديگر کينه خود را به اهل بيت نشان داد و گفت: "چنين چيزي هرگز انجام نخواهد شد." مروان بن حکم و ديگر بني اميه نيز با دفن حضرت در آنجا مخالفت کردند بنابراين امام حسين که بنا به وصيت خود حضرت مجتبي نمي خواست خوني ريخته شود، آن حضرت را در بقيع دفن فرمود.
معاويه وقتي که به مدينه آمد با عايشه ديدار کرد نظر او را درباره ولايتعهدي يزيد پرسيد. عايشه مخالف آن بود. اما معاويه گفت که اين قضاي الهي است و مردم بيعت کرده اند. وي هداياي زيادي را براي عايشه مي فرستاد و حتي زماني قرض هاي او را نيز پرداخت.
در بحارالانوار ج28 ، صفحه194 و ج32 ، صفحه341 و کتب ديگر آمده است : از مشخص ترين نشانه هاي بغض و کينه او نسبت به اميرالمومنين عليه السلام اين بود که غلامش را «عبدالرحمن» نام نهاد و گفت : اين نام گذاري را به خاطر محبتم به قاتل علي بن ابي طالب يعني «عبدالرحمن بن ملجم» انجام دادم
ابن ابي حديد در «شرح ابن ابي الحديد ج17 ، صفحه254» آورده است : اگر خليفه دوم به جاي علي(ع) بود هر آينه عايشه را قطعه قطعه مي کرد .
محمد بن سعد صاحب کتاب الطبقات الکبري نقل کرده است که ابن عباس قبل از مرگ عايشه روزي به ديدار وي رفت. و او را در آن ملاقات ستايش کرد. پس از خروج او عايشه به عبدالله بن زبير گفت: فرزند عباس از من ستايش کرد. من اينک هيچ دوست ندارم کسي از من به نيکي نام برد. چقدر علاقمند بودم که مردم مرا فراموش مي کردند. يا اينکه اصلا به جهان پاي ننهاده بودم.(1)
در کتاب کهن و معتبر بلاغات النساء مي خوانيم: هنگامي که عائشه به حال احتضار افتاد. سخت ناراحت و پريشان بود. به او گفتند: اين قدر پريشاني و ناراحتي چرا؟ تو فرزند ابوبکر صديق !! و مادر همه مومنان هستي!
در جواب گفت: به راستي که جنگ جمل مانند استخواني در گلويم مانده است! اي کاش قبل از آن روز مرده بودم. يا در شمار فراموش شدگان قرار داشتم.(2)
بار ديگري گفته بود:
به خدا سوگند! دوست داشتم که درختي بودم!
به خدا سوگند! دوست داشتم پاره سنگي بودم!
به خدا سوگند! دوست داشتم که خداوند مرا اصلا خلق نکرده بود! (3)
عايشه هنگام وفات با تحسر و تأسف چنين گفت: من پس از رسول خدا صلي الله عليه و اله حوادثي به وجود آورده ام. اينک که از جهان رفتم مرا با ساير زنان پيامبر دفن کنيد. ذهبي دانشمند بزرگ اهل سنت مي نويسد: مقصود عائشه از حادثه اي که از آن نام مي برد، همان جنگ جمل و نقش بزرگي که در بپا کردن آن داشته است، مي باشد.(4)
معاويه براى گرفتن بيعت مردم مدينه با پسرش يزيد به آن شهر سفر كرده بود، ولى بسيارى از صحابه با اومخالفت كردند; چرا كه يزيد را شخصى فاسق و نادان مى دانستند.
در اين شرايط معاويه تصميم گرفت از مخالفان اين بيعت، به خصوص كسانى كه عثمان را كشته بودند انتقام بگيرد; لذا دستور قتل عبدالرحمان بن ابى بكر و خواهرش عايشه را صادر كرده و هر دو را ترور نمود.
عبدالرحمان مسموم شد و برخى نيز گفته اند زنده به گور شد،(5) و به نظر مى رسد هر دو روايت درست باشد و معاويه او را پس از مسموم كردن زنده به گور كرده باشد.
عايشه به سبب جنايت جديد معاويه ترور عبدالرحمان بن ابى بكر، بر معاويه شوريد و به طور علنى با مروان بن حكم كه فرماندار مدينه از جانب معاويه بود در افتاد و بالاخره معاويه او را نيز به دو برادرش محمد و عبدالرحمان ملحق كرد.
معاويه براى ترور عايشه نيز چاهى حفر كرد و آن را از ديده افراد پنهان داشت. (6)
دشمنى بين عايشه و بنى اميه در بالاترين حدّ ممكن بود، ليكن بنى اميه با ترور پدرش ابابكر و برادرانش و عموزاده اش طلحه، او را تضعيف كردند.
ابن كثير در «البدايه والنهايه» نوشته است كه عايشه و عبدالرحمن در يك سال مردند (7) و سنّ عايشه 67 سال بود. (8)
در كتاب «الصراط المستقيم» آمده است:
معاويه روى منبر نشسته بود و مى خواست براى پسرش يزيد بيعت بگيرد ولى عايشه گفت: آيا سه خليفه بيش از تو براى پسرانشان بيعت گرفتند؟
گفت: نه.
عايشه گفت: پس تو به كدام يك از آنها اقتدا مى كنى؟ معاويه از اين سخن شرمسار شد و چاهى بر سر راه عايشه حفر كرد و عايشه در آن افتاد و مرد. (9)
عبدالله بن زبير در اعتراض به معاويه گفت:
مى دانيم كه خر، ام عمرو را برد ولى نه ام عمرو برگشت و نه خرش! (10)
عايشه در شب سه شنبه دهم ماه شوال سال 57 يا 59 هجري در مدينه مرد. و ابوهريره جانشين مروان حکم که فرماندار مدينه بود بر جنازه اش نماز خواند و بنا به وصيتش او را در بقيع وکنار ساير بانوان رسول خدا به خاک سپردند. (11)
-----------------------------------------------------------------------------------
اسناد:
(1) طبقات 8/51 – صحيح بخاري 3/11 در تفسير سوره نور – حلية الاولياء 2/45 در شرح حال عائشه – مسند احمد 1/276 و 349
(2) بلاغات النساء ص8 – در تذکرة الخواص داستان با تفصيل بيشتري وارد است.
(3) نقش عايشه در تاريخ اسلام 3/211
(4) سير اعلام النبلاء 2/135-134 – المستدرک 4/6
(5) البداية والنهاية، ابن كثير، ج 8، ص 123، المستدرك الحاكم، ج 3، ص 476
(6) كتاب حبيب السير، غياث الدين بن همام الدين حسينى، ص 425
(7) البداية والنهاية، ابن كثير، چاپ دار احياء التراث العربى، ج 8، ص 96
(8) البداية والنهاية، ابن كثير، چاپ دار احياء التراث العربى، ج 8، ص 101
(9) الصراط المستقيم، ج 3 / باب 12 / 45
(10) الصراط المستقيم، ج 3 / باب 12 / 45
(11) نقش عايشه ج1ص47
اين روز برهمه مسلمانان مبارك
133
Thursday 23 July 2009, 12:13AM
توهين هاي عايشه به پيامبر اکرم
احترام به رسول خدا صلىاللهعليهوآله و رعايت ادب در مقابل آن حضرت، بلكه در مقابل بزرگان، مسألهاى است كه هر انسان عاقلى آن را مىفهمد و نياز به تعليم ندارد. اما متاسفانه در زندگاني عايشه مي بينيم که بارها به پيامبر اکرم صلىاللهعليهوآله توهين و بي احترامي کرده است. به عنوان مثال: روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله بر عايشه غضبناک شد و از چشم ايشان افتاد. در آن حال عايشه به پيغمبر گفت : تو هستى كه گمان مى كنند پيغمبرى ؟!!! (1)
بلندکردن صدا بر پيامبر اکرم صلىاللهعليهوآله
نعمان بن بشير مىگويد: ابوبكر اجازه خواست كه بر پيامبر صلىاللهعليهوآله وارد شود. صداى عايشه را شنيد كه بلند است. چون داخل شد خواست او را بزند و گفت: چرا بر سر رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرياد مىزنى؟ پيامبر صلىاللهعليهوآله مانع از كتك خوردن عايشه شد. ابوبكر با غضب خارج شد. (2)
همچنين انس مىگويد كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله 9 زن داشت... هر كه نوبتش بود در آن شب همه زنها آنجا جمع مىشدند يك شب كه نوبت عايشه بود زينب وارد شد. پيامبر دستش را به سوى او دراز كرد. عايشه گفت: اين زينب است! (يعنى شبى كه نوبت من است چرا به زنى ديگر دست مىزنى!) حضرت دست باز داشت. گفتگوى آن دو (پيامبر و عايشه) بالا گرفت و صدا بلند شد. ابوبكر از آنجا گذشت و صداى آن دو را شنيد سپس وارد شد و سخن تندى به عايشه گفت و (در ضمن آن) گفت: آيا اينگونه (با پيامبر) رفتار مىكنى؟! (3)
پادرازي به سمت پيامبر اکرم صلىاللهعليهوآله
عايشه مىگويد: من در مقابل رسول خدا صلىاللهعليهوآله دراز مىكشيدم (يعنى آنگاه كه آن حضرت به نماز شب مشغول بود) هرگاه به سجده مىرفت پايم را فشار مىداد من آن را جمع مىكردم و چون برمىخاست دراز مىكردم. (4)
سؤال ما اين است كه آيا اين از مصاديق رعايت ادب است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در حال نماز باشد و عايشه پايش را به طرفش دراز كند به طورى كه اگر او پايش را جمع نمىكرد نمىشد سجده كند؟ آيا محل ديگرى نبود كه دراز بكشد؟
عايشه: يا رسول الله عدالت پيشه کن !
همچنين روزي عائشه به پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله گفت:
يا رسول الله عدالت پيشه کن !
اين سخن اين قدر توهين و بي احترامي بزرگي بود که حتي ابوبکر که خود از بزرگترين دشمنان اهل بيت عليهم السلام محسوب مي شد پس از اين ماجرا عائشه (دختر خود را) سيلي مي زند! (5)
جالب اينجاست که تنها دو نفر جرات کردند که به پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله اينگونه توهين کنند. يکي عائشه و ديگري ذوالثدية. ذوالثدية از خوارج بود و در جنگ نهروان اميرالمومنين عليه السلام او را به درک واصل کرد.
ذوالثدية نيز به پيامبر اکرم صلي الله عليه واله چنين گفت:
به خدا قسم که عادل نيستي (والله ماتعدل)
پيامبر اکرم صلي الله عليه واله در جواب او گفتند:
پس چه کسي عادل است اگر من را عادل نمي داني؟ (يحک فمن يعدل اذا لم اعدل) (6)
هر دو (عائشه و ذوالثدية) با مولا علي عليه السلام جنگيدند و با بغض مولا علي عليه السلام مردند. و هردوي آنها دو فتنه عظيم را به راه انداختند= جمل و نهروان.
-----------------------------------------------------------------------
اسناد:
(1) اين روايت در كتاب آداب نكاح ، جلد دوم احياء العلوم غزالى ، صفحه 35، و در باب 94 كتاب مكاشفة القلوب صفحه 238 آمده است.
(2) سنن أبى داود، ج 4، ص 300، كتاب الأدب، باب ما جاء في المزاح.
(3) صحيح مسلم، ج 2، ص 1084، كتاب الرضاع، باب 13، ح 46.
(4) صحيح بخارى 1/107 و 137 كتاب الصلاة بابهاى: «الصلاة على الفراش» و «التطوع خلف المرأة»، و ج 2، ص 81، كتاب الجمعة، باب إستعانة اليد في الصلاة...، باب ما يجوز من العمل في الصلاة. سنن أبى داود، ج 1، ص 189، كتاب الصلاة، باب من قال المرأة لاتقطع الصلاة، ح 712 و 713. سنن نسائى، ج 1، ص 126، كتاب الطهارة، باب 120، ح 167 و 168.
(5) تفسير القرطبي 18/202 - کنزالعمال 7/294 - الطبقات ابن سعد 8/161 - فتح القدير شوکاني 5/255
(6) تاريخ الطبري 4/76 - الاصابة 2/44ح1666 - صحيح بخاري 3/1321ح3414 - صحيح مسلم 2/744ح472 - اسدالغابة 1/714ح1127 و 2/214ح1541
سپهران
Thursday 23 July 2009, 01:48PM
یاعلی (ع)
مطالب جالبی بود
ضمن تشکر وخسته نباشی منتظر باقی مطلب هستیم.
هرکه ولایــــش نکــند زیب دل
به که رود زنده تــــنش زیر گل
خوار وسر افکنده وزار وخجل
روز جـــــــزا خصم ظلام علی
یاعلی (ع)
133
Friday 24 July 2009, 02:30PM
حسادت عايشه به حضرت ام المؤمنين خديجه (سلام الله عليها)
عايشه مي گويد: با آنکه خديجه را نديده بودم، هيچيک از زنان پيغمبر چون خديجه مورد رشک و حسادتم قرار نگرفته است. زيرا بسيار اتفاق مي افتاد که رسول خدا از خديجه به نيکي ياد مي کرد و از او تعريف و تمجيد مي نمود. (1)
و نيز حکايت کرده است: روزي هاله، خواهر خديجه از پيغمبر خدا اجازه خواست تا وارد شده آن حضرت را ديدار کند. رسول خدا که گوئي با شنيدن صداي هاله بياد صداي خديجه افتاده بود حالش به شدت دگرگون گرديد و بي اختيار گفت: آه خدايا! هاله.
من که از رفتار پيغمبر رشک و حسادتم نسبت به خديجه سخت تحريک شده بود بلافاصله گفتم: چه قدر از آن پيرزن بي دندان قرشي ياد مي کني ؟!!! مدتهاست که او مرده و خدا بهتر از او را به تو ارزاني داشته است !!!
عايشه مي گويد پس از اين اعتراض ديدم چهره رسول خدا برافروخت و آن چنان تغيير کرد که مانندش را تنها به هنگام فرود آمدن وحي بر آن حضرت ديده بودم که نگران دستورهاي آسماني است تا پيام رحمت نازل شود يا عذاب.
رسول خدا صلي الله عليه و اله در اين حالت فرمودند: نه! هرگز خداوند نيکوتر از او را به من عوض نداده است... (2)
رسول خدا هميشه از خديجه نخستين همسر خود به نيکي ياد ميکرد. و با تجديد خاطران و يادگارهاي او، با احسان و نيکوئي هائي که درباره خويشان و دوستان او مي کرد و آنها را بر ديگران مقدم مي داشت، خاطره اش را در خود زنده نگه مي داشت. و همين ها بود که سينه عايشه را از خشم و نفرت، و حسد و رشک بر خديجه مالامال کرده بود و نيز همين حالت بود که او را وامي داشت تا بارها روي نام خديجه، يادگارهاي خديجه و خاطرات خديجه به رسول خدا اعتراض و پرخاش نمايد. و بدتر از همه اينکه با ستايشي که گاه و بي گاه درباره خديجه از همسر خود مي شنيد و او را تا سر حد جنون رنج مي داد، خود را در مقابل، سرزنش و نکوهش مي ديد و همين موضوع بود که باعث گرديد تا اثر بسيار بدي در روابط بين او و حضرت زهرا سلام الله عليها و همسر و فرزندانش که سخت مورد توجه و علاقه همسرش رسول خدا بودند به جاي بگذارد.
---------------------------------------------
(1) صحيح بخاري 2/277 و 210
(2) مسند احمد 6/150 و 154 و 117 و 58 و 102 و 202 و 279 – سنن ترمذي ص247 باب ما جاء في حسن العهد – سنن ابن ماجه باب الغيره من ابواب النکاح 1/315 – بخاري 2/177 و 4 و 36 و195 – استيعاب در شرح حال خديجه – تاريخ ابن کثير 3/128، و کنزالعمال 6/224 حديث شماره 3973 و 3974
GOLESTANE
Sunday 26 July 2009, 10:34PM
کثافت . امثال تو فقط برای تفرقه و نفاق آفریده شدن . خدا لعنتت کنه 133 . بهتر بود چشم باز می کردی و وقتی اینها رو می نوشتی رفتارهای نیک ایشان را هم می نوشتی . کار تو همیشه یک طرفه به قاضی رفتنه . بهتره کمتر به اصحاب و یاران و بزرگان دین توهین کنی .
133
Monday 27 July 2009, 12:01AM
کثافت . امثال تو فقط برای تفرقه و نفاق آفریده شدن . خدا لعنتت کنه 133 . بهتر بود چشم باز می کردی و وقتی اینها رو می نوشتی رفتارهای نیک ایشان را هم می نوشتی . کار تو همیشه یک طرفه به قاضی رفتنه . بهتره کمتر به اصحاب و یاران و بزرگان دین توهین کنی .
خوشحالم بااين نوشته بي منطق بودن خودت نشان دادي وثابت كردي تويك وهابي هستي وكه خودت پشت اهل سنت مخفي كردي اين همه اهل سنت دراين باشگاه هستن هيچ كدام اعتراض نكردن ولي تو بي ادب اين جسارت كردي جاي تعجب نيست چون شما وهابيها همه كافر هستيد :smile21: توچون منطق نداري وسواد نداري اين توهين به من كردي تمام روايات كه تاحالا آوردم ازكتب اهل سنت بوده اگر بنا به تفرقه باشد برو به علماي اهل سنت بگو چرااين روايات آوردن مكتب من مكتب علي (ع) آل پاكش است كه با منطق دليل است منطق توهم وهابيت كه جز بي منطقي وخشونت توهين چيز ديگر نيست بازهم خداراشكر مي كنم كه همه دراين باشگاه فهميدن تويك وهابي كافرهستي مانند مولازاده وخيرشاهي و. . .حساب شماها از مسلمانان جدا مي باشد
GOLESTANE
Monday 27 July 2009, 12:15AM
خوشحالم بااين نوشته بي منطق بودن خودت نشان دادي وثابت كردي تويك وهابي هستي وكه خودت پشت اهل سنت مخفي كردي اين همه اهل سنت دراين باشگاه هستن هيچ كدام اعتراض نكردن ولي تو بي ادب اين جسارت كردي جاي تعجب نيست چون شما وهابيها همه كافر هستيد :smile21: توچون منطق نداري وسواد نداري اين توهين به من كردي تمام روايات كه تاحالا آوردم ازكتب اهل سنت بوده اگر بنا به تفرقه باشد برو به علماي اهل سنت بگو چرااين روايات آوردن مكتب من مكتب علي (ع) آل پاكش است كه با منطق دليل است منطق توهم وهابيت كه جز بي منطقي وخشونت توهين چيز ديگر نيست بازهم خداراشكر مي كنم كه همه دراين باشگاه فهميدن تويك وهابي كافرهستي مانند مولازاده وخيرشاهي و. . .حساب شماها از مسلمانان جدا مي باشد
بی منطق تویی که وقتی یه حرفی علیه خودت می شنوی فوراً انگ وهابیت رو به بقیه می چسبونی . علی (رض) اونقدر مقامش نزد من و امثال من والا و قابل احترام هست که نخوام دربارش با تو بحث کنم . من سنی ام و هیچ وقت نخواستم روی این موضوع کلید کنم و تعصب زیاد داشته باشم ولی مثل اینکه از نظر تو همه سنی ها وهابی محسوب می شن . من هیچ وقت وارد مسایل سیاسی و دینی و بحث در مورد اون نمی شم ولی یه جاهایی وقتی افراد ابلهی مثل تو می خواد تفرقه بندازن و تو ی این سایت همه رو به جون هم بندازن نمی تونم ساکت بشینم .
تو لازم نیست جای خدا حکم بدی و حساب منو جدا کنی . اگه این کارای تو نشون دهنده ی مسلمون بودن توئه همون بهتر که من اصلاً مسلمون محسوب نشم .
yaaliasghar
Monday 27 July 2009, 12:27AM
لعن علی عدوک یا علی و فاطمه
اولی و دومی و سومی و عایشه
133
Monday 27 July 2009, 12:39AM
اگر وهابي نيستي پس چرا دفاعي ازروايت نداري دروغ مي گويي من بااهلسنت زيادبحث كردم هيچ كدام انقدر بي منطق وبي ادب نيستند باز مي گويم تومثل اون مردك مولازاده خيرشاهي و... يك وهابي كافر هستي كه هيچ ارزشي نداريد وقتي دراين مملكت جنگ بود بهترين جوانهاي اين مملكت شهيد مي شدن شما مفت خورها توخانه مخفي شده بوديد حالا كه وضيعيت آرام ديد به اعنوان روشن فكر صاحب نظر داريد از وهابيت وضد انقلابها دفاع مي كنيد ونظري جز تخريب اين مملكت وبالاتردين اسلام نداريد نمونه افكار تورا ازاين مردك مولازاده باراها درشبكه هاي ماهواره اي ديده ايم
133
Monday 27 July 2009, 12:46AM
اتهام عايشه به خداوند تبارک و تعالي
هنگامي که آيه : "از همسران خويش هر کدام را که مي خواهي از خود دور کن، و هر کدام را که خواهي بپذير و نگه دار، و بر تو گناهي نيست تا از آنها که بر کنارشان داشته اي، ديگر بارش بخود بخواني." (احزاب/50 و 51) نازل شد، عايشه روي به رسول خدا صلي الله عليه و اله کرد و گفت: ما أري ربک الا يسارع في هواک. يعني: مي بينم که خدا هم در بر آوردن خواسته هاي دلت روي موافق نشان مي دهد !! (1)
و اين توهين و تهمتي است بسيار بزرگ توسط عايشه به خداوند تبارک و تعالي که در حقيقت نشان دهنده آن است که عايشه حتي الله جل جلاله را قبول نداشته است. زيرا خداوند عادل و حکيم است و هرگز کار لهو و بيهوده و بدون حکمت انجام نمي دهد.
اسناد:
(1) طبقات ابن سعد 7/154-156، مسند احمد 6/134 و 261، سنن بخاري 4/164، الاستيعاب 2/782، الاصابة 4/362 و784، السنن الکبري النسائي 3/359.
puyan
Monday 27 July 2009, 12:53AM
سلام
کثافت .
جناب golestane
حق با شماست ! شما سنی هستید و این از آداب شما کاملا مشخص است .
خدمت دوستان هم عرض میکنم حال که خود ایشان دوست ندارند اصراری بر وهابیت ایشان نداشته باشید ، چون چندان تفاوتی نمیکند !!
میان وهابیت و سنیان در این موضوع اتفاق نظر وجود دارد که آداب و منش خود را از بعضی صحابه خاص بگیرند و همین موضوع که در نوشته این جناب سنی کاملا آشکار است ( و من نقل قول کردم ) برای جدایی خط ایشان از خط حقیقت جوی شیعه کافیست .
متشکرم
GOLESTANE
Monday 27 July 2009, 01:02AM
اگر وهابي نيستي پس چرا دفاعي ازروايت نداري دروغ مي گويي من بااهلسنت زيادبحث كردم هيچ كدام انقدر بي منطق وبي ادب نيستند باز مي گويم تومثل اون مردك مولازاده خيرشاهي و... يك وهابي كافر هستي كه هيچ ارزشي نداريد وقتي دراين مملكت جنگ بود بهترين جوانهاي اين مملكت شهيد مي شدن شما مفت خورها توخانه مخفي شده بوديد حالا كه وضيعيت آرام ديد به اعنوان روشن فكر صاحب نظر داريد از وهابيت وضد انقلابها دفاع مي كنيد ونظري جز تخريب اين مملكت وبالاتردين اسلام نداريد نمونه افكار تورا ازاين مردك مولازاده باراها درشبكه هاي ماهواره اي ديده ايم
ببین برادر من . تو چرا اینقدر تند مزاجی و دید منفی داری . این افکار تیره رو از ذهنت پاک کن . به همون علی که من تو عمل باورش دارم و بهش یقین دارم و تو فقط براش زبون می ریزی قسم که من تا الان با اینکه به راحتی می تونم توی خونه، این ملا زاده ی احمق را تو ماهواره ببینم حتی برای یک بار هم برنامشو ندیدم و فقط دربارش از بقیه شنیدم و بارها به دوستام و اطرافیان توصیه کردم که این برنامه رو نبینن .
امثال ملازاده فقط باعث ایجاد تفرقه ان
در مورد خیرشاهی هم باید بگم من تا الان هیچ وقت تو نوارهایی که از ایشون پخش شده و من شنیدم ، از شیعه و مذهب شما بد نگفته. بیشتر در مورد مشکلات دینی و اوضاع جامعه و زندگی و مشکلات روزمره صحبت می کنه .و مثل خیلی از علمای شما فقط مذهبش رو تبلیغ می کنه. شاید شما چیزی دیگه ای دربارش شنیدین ولی من نه شنیدم و نه دیدم . تا وقتی در مورد حرفای شما مطمئن نشم هیچی نمی گم .
شهدای این مملکت شهدای ما هم هستند . من هم بچه ی این مملکتم .پاش بیفته و خطری وطنمون رو تهدید کنه ما سنی ها تو خط مقدم هستیم . توی عمل نه توی حرف .سنی ها مرد میدون عملن و هیچ وقت فقط شعار نمی دیم که از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن . رهبر عشق منم هست . و من واقعاً بعد از امام راحل فقط اونو قبول دارم .
در ضمن ما مفت خور نیستیم . پدر من سالها زحمت کشیده و الان با 56 سال سن چهره ی یه پیرمرد 70 ساله رو تو ذهن تداعی می کنه . خواهش می کنم به صحبتهایی که اینجا مطرح می کنی فکر کن .
133
Tuesday 28 July 2009, 01:27AM
کثافت . . .
خدا لعنتت کنه 133 ...
اين حرف زدنت چي بود
ببین برادر من . . .
خواهش می کنم به صحبتهایی که اینجا مطرح می کنی فکر کن .
اين حرف زدت چيه
شما مي گويي مولازااده ملعون قبول نداري ولي رفتار بالاي شما مثل اون ملعون بود
درباره خيرشاهي ملعون من خودم از او كليپ فيلمي دارم كه شيعيان لعن مي كند
شما يا وهابيي هستي يا از انسانهاي كم اطلاع اهل سنت كه تحت تاثير وهابييت قرار گرفتي اگر دسته اولي كه كافري تكليفت مشخص ولي اگر دسته دومي انشالله تكليفت فرق مي كند
كه اميد وارم ازدسته دوم باشي به شما ديگه حجت تمام شده نمي تواني بگي سني ناآگاهم چون كلي روايت ديدي درباره كتب خودتان دراين باشگاه بايد بروي درباره دينت تحقيق كني نمي گويم حرفهاي من قبول كن ولي حداقل رد هم نكن بروتحقيق كن بشين فكر كن 20يا30سال ازعمرت گذشته هنوز دين مذهب درستي نداري اطلاعاتي درباره مذهبت نداري پس فردا كه ازدنيامي روي چي جواب خدا ميدهي چراعمرت الكي مصرف كردي بروتحيق كن راه درست پيدا كن توچگونه مي گويي حضرت علي (ع) دوست داري ولي از عايشه كه دشمن اهل بيت دفاع مي كني چگونه از عمربن خطاب كه قاتل حضرت زهرا(ع) دفاع مي كني كمي فكر كن اين همه روايت توكتب خودتان درباره عظمت حضرت زهرا (ع) است واين همه روايات درباره اين كه عمر بن خطاب خانه حضرت زهرا (ع) آتش زده وايشان به شهادت رسانده باعقل جور درمي آيد هم حضرت علي(ع) دوست داري هم عمر را باز مي گم برو روي دينت تحقيق كن انشالله خدا تو وهمه اهل سنت كه ناآگاه هستند هدايت كند راه درست پيدا كني اين آدرس ببين اسنادشهادت:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=22411[/URL]
خواهش مي كنم اين كتاب حتما بخوان:
[URL]http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=126 (http://www.shiatube.com/Index_Fa.asp)
لينک دان لود اصل فايل کتاب شبهاي پيشاور بصورت پي دي اف (http://www.valiasr-aj.com/lib/pdf/shabhaye_pishavar.pdf)
yaaliasghar
Tuesday 28 July 2009, 03:56PM
لعن علی عدوک یا علی و فاطمه
اولی و دومی و سومی و عایشه
yaaliasghar
Tuesday 28 July 2009, 04:04PM
در اصل توسط GOLESTANE نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=1042952#post1042952)
کثافت . . .
خدا لعنتت کنه 133 ...
و
در اصل توسط GOLESTANE نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=1042952#post1042952)
به همون علی که من تو عمل باورش دارم و بهش یقین دارم و تو فقط براش زبون می ریزی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینست علی را درعمل باور داشتن؟
mehrdad_123
Tuesday 28 July 2009, 04:15PM
کثافت . امثال تو فقط برای تفرقه و نفاق آفریده شدن . خدا لعنتت کنه 133 . بهتر بود چشم باز می کردی و وقتی اینها رو می نوشتی رفتارهای نیک ایشان را هم می نوشتی . کار تو همیشه یک طرفه به قاضی رفتنه . بهتره کمتر به اصحاب و یاران و بزرگان دین توهین کنی .
مطالب از کتب اهل تسنن هست.
شما مراقب باش!!!
مراقب باش که این مذهب تشیع به همین راحتی به دست من و تو نرسیده که به همین راحتی از دست بدهی!
چشمان خود را باز کن!!!
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.