PDA

نمايش نسخه نهائي : ایده تولدهای به یاد موندنی


مهساM
Monday 14 September 2009, 03:41PM
منتظر ایده ها و نظرهای جذابو جالبتون برا ی تولدهای خاطره انگیز هستیم :)

boosal
Tuesday 6 October 2009, 10:40PM
يه خاطره ميگم واسه خالي نبودن عريضه :Dالبته واسه تولد نيستا :D
چند سال پيش با دوستانم رفته بوديم جايي كه پسر دايي مامانم كه با پسر خالم با هم بودن به خاطر سهل انگاري در رانندگي پسر خالم تصادف ميكنن و پسر دايي مامانم كه از قضا يخورده تيتيش مامانيه م تشريف داره يخورده جراحات سطحي بر ميداره و اينقد اه و ناله ميكرد كه انگار زخم شمشير داشت .خلاصه با كلي ناز خريدن مياريمش خونه و ميچپونيمش زير پتو تا استراحت كنه و خودمون ميريم دنبال كارهاي معوقه .در حال برگشتن بوديم كه يه توله سگ كوچولوي ناز نازي بغل جاده ميبينيم
دستور توقف صادر ميشه و ماييم پايين و جناب توله سگ رو ميگيريم و همسفر خودمون ميكنيم :D
بعد از ساعتي دستور توقف دوباره صادر ميشه و اينجانب يه كارتون كوچولو از يه مغازه ميگيرم و سركار خوشكله رو ميفرستمش توي خونه جديدش و در بدر به دنبال به كادور فروشي ميگرديم :D
خلاصه بعد از يافتن مكان مورد نظر جعبه جادويي رو برداشته و به محل مورد نظر وارد ميشويم و بعد از كلي پول حروم كردن يه كادوي حسابي درست ميشه و بعد.....
تخته گاز دم خونه مصدوم مورد نظر توقف ميكنيم و از مغازه بغلي چند تا كمپوت هم براش ميگيريم و ميريم عيادت اقاي زخم شمشير خورده:D

با چهره هايي سر شار از غم پا به درون اتاقش ميزاريم و در كنار وي جاي ميگيريم و با دوكيلو ناز از خواب بيدارش ميكنيم و كادو رو ميديم دستش
بنده خداكلي تشكر ميكنه و با صد اميد و ارزو در كادور رو باز ميكنه و :D
از اين به بعدشو ديگه ميتونيد تصور كنيد كه خونه چجوري با صداي خنده ها منفجر شد:D