PDA

نمايش نسخه نهائي : يكي بود يكي نبود


jila
Tuesday 15 February 2005, 02:09PM
:(یکی بود یکی نیود

یه آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.:confused:


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.:smile60:


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.:smile57:


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.:cool:


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.:o


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.:smile60:


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.!!:rolleyes:


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.:D


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.:D

پایان

:D

farhad_k25
Wednesday 16 February 2005, 11:46AM
به نظر من خره مشكل نداشته
مشكل از اهو بوده كه اينقدر فهم نداشته كه كبوتر با كبوتر باز با باز
كند همجنس با همجنس پرواز
ولي عوضش اهو يه مهريه خوب به جيب ميزنه ها
جديدا اينجوري خر ها رو سر كيسه ميكنن:D:p

farhad_k25
Wednesday 16 February 2005, 11:58AM
اينا رو ول كنيد
الان من يه چيزي شنيدم خيلي بهم حال داد
براي شما هم مينويسم
يكي بود يكي نبود
زير اين چرخ كبود
تو وفا و تو صفا و تو غيرت
تو محبت تو شجاعت
توي دربار شاه عالم
تو ركاب امير دلها يوسف زهرا اميد دنيا
يكي بود يكي نبود زير اين چرخ كبود
بجز اون مردي كه مرد مردا بود
مثل اون پهلوني كه ميشناسم
جون هرچي مرديه مردي نبود مردي نبود
همه بود و نبودش
تموم يه تار و پودش
به گوشم ميرسيد از عمق وجودش
كه حسين يار منه دينه منه مذهب و ايين منه
وقتي كه خورشيد ميدميد
برق نگاهش رو ميديد
از خجالت رو صورتش
پرده ابري ميكشيد
اخه ماه زينبه نور و نگاه زينبه
يك نفره اما سپاه زينبه
وقتي كه شب تاريك ميشه صورت ماهش
چراغ راه زينبه
قوت زانوي شه كربلا
عباس علم دار حسين
به نقل از نوحه حاج محمود كريمي

ارزو
Wednesday 16 February 2005, 03:24PM
خيلي قشنگ بود داداش فرهاد ممن:)ون

zbjr
Saturday 14 February 2009, 01:04AM
از فرط بيكاري داشتم تالار سرگرمي رو ديد ميزدم
اومدم اخرين صفحه اش كه اخرين تايپيكش اين تايپيك بود قشنگه ارزش يه دور نگاه كردن بهش رو داره
ولي خدايي تالار سرگرمي پر از تايپيكاي مضحكه
ترو خدا يه ذره ادم باشيد تايپيكاي بي خود ديگه نزنيد:D :D