PDA

نمايش نسخه نهائي : نقدي بر وضعيت جاري بورس طهران


ناناز
Tuesday 22 February 2005, 11:07AM
سلام

تحليل ذيل توسط مهندس شروين شهرياري يكي از تحليلگران بازار سرمايه طي افتهاي شديد شاخصهاي بورس ارائه شده است.
يادآوري ميكنم كه شاخص كل بازار بورس اوراق بهادار تهران ديروز با 142 واحد كاهش يكي از بي سابقه ترين روزهاي خودر را در چند سال گذشته تجربه كرد


منبع : سايت (تالار بزرگ بورس)
تاريخ 30/11/83

« نقدي بر وضعيت جاري بورس طهران »


با عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان


با خود فكر كردم كه شايد اكنون مهمترين وظيفه هر فعال بازار سرمايه اين باشد كه تحليلي دقيق و شفاف براي خود از وضعيت فعلي بورس و استراتزي و طرح خود را در اين وضعيت مشخص نمايد چرا كه سردرگمي شايد بدترين حالتي باشد كه يك سرمايه گذار مي تواند در زمينه فعاليت در بازار سرمايه بدان دچار باشد .

از اين رو سعي نمودم تا مطلبي را كه از ديد شخصي خود در مورد بازار فعلي به نظرم مي رسد با شما در ميان نهم تا شايد فتح بابي باشد تا شما نيز نظرات ارزشمند خود را بفرماييد و به نتيجه گيري مطلوبي در پايان بحث برسيم :

اگر اشتباه نكنم حدودا دو ماهي مي شود كه ركودي علني بازار سرمايه ديگر نقل محافل اكثر فعالان بورس طهران شده است .اگر اين روزها سري به تالار خلوت و اينك منظم و استاندارد حافظ ! بزنيم اظهاراتي از اين قبيل كم نمي شنويم كه :

- شاخص به زير 10000 مي رسد !
- من يادمه سال 75 دقيقا همين طور شروع شد !
- كربن 300 !
- همش تقصير اين ( چند كلمه غير قابل ذكر ) عبده است !
- هر چه زودتر در اين بازار بفروشي جانت را زودتر در برده اي !
- هپكو جوك بزرگ تابلو !
- و ...

خوب اما بنده معتقدم كه اين گونه اظهارات احساسي ما را به جايي رهنمون نمي شود و در هر شرايطي مي توان بورس طهران را تحليل نمود و به نتيجه رسيد و تصميم درست را اتخاذ نمود . در اين مقال تلاش بنده بر اينست كه در حد بضاعت خود در باره وضعيت جاري بازار – عوامل ايجاد ركود چشم انداز ميان مدت بازار و ... مطالبي را خدمتتان عرض نمايم . لازم به توضيح است كه با اجازه شما از پرداختن به نقش تكراري و البته اينك كم رنگ تر تهديدات خارجي در اين مطلب صرفنظر نماييم . اميدوارم كه مقبول افتد .


در بخش اول بررسي نماييم كه چه عواملي بيش از همه در ايجاد ركود فعلي و علي الخصوص كشدار شدن آن موثر بوده است .



الف خير خواهي هاي كارگزارن حاذق بورس طهران !


مدتها پيش يكي از دوستان خاطرم هست كه به من مي گفت كه « هر وقت با كارگزارم مشورت كردم نتيجه اي جز ضرر نديدم . »

اين دوست من مصرانه معتقد است كه كارگزاران از سطحي بيني عجيبي در برخورد با مسايل بازار برخوردارند و به قول او جز دو قدم جلوي پايشان جاي ديگري را نمي بينند و بزرگترين اشتباه يك سرمايه گذار اينست كه به مشورت با كارگزاران براي سرمايه گذاري تكيه نمايد .

گر چه به نظر مي رسد اين دوست ما در قضاوت خود نسبت به كارگزاران بورس طهران دچار غلو شده است اما واقعه اي كه هفته جاري براي بنده اتفاق افتاد و حقيقتا دل من را به درد آورد باعث شد تا بار ديگر به فكر تامل بر سخن اين دوست قديمي بيافتم .

ماجرا از اين قرار بود كه به واسطه كارم ( يا شايد هم بيكاري !) گهگاه به دفاتر كارگزاري سر مي زنم و ضمن صحبت با دوستان رفتار مراجعين را نيز كم و بيش در نظر دارم .
چند روز پيش در يكي از همين دفاتر بودم كه خانمي تقريبا مسن به دفتر مراجعه كرد كه ادعا مي نمود از شهرستان مجاور آمده و با قسم و آيه مي خواست كه در كارگزاري راهنماييش كنند كه سهمش را بفروشد يا خير .
متصدي كارگزاري قضيه را جويا شد و مشخص شد كه اين خانم مالك تعدادي سهام شركت ايران خودرو ديزل است و گويا به قيمت 400 تومان خريده و چندي قبل با مشاهد قيمت 3500 ريالي سهم در روزنامه وحشت كرده و حالا به كارگزاري آمده است .
متصدي مربوطه تقريبا بدون درنگ گفت : « خانم از من مي شنوي همين فردا بفروش و خودت را راحت كن ... اين بورس فعلا پايين مي آيد و تا كجا و كي هم معلوم نيست .»
خانم مسن كه انگار كمي هم هول شده بود با عجله دستور فروش را پر كرد و سفارش مكرر مي كرد كه هر چه زودتر به فروش رود و سرانجام تشكر كرد و رفت .

بنده تا اين لحظه فقط اين صحنه را نگاه مي كردم . بعد از مراجعت مشتري فرد مورد نظر را صدا زدم و گفتم : « قربان . عذر مي خواهم سهام ايران خودرو ديزل فكر مي كنيد به چه قيمتي فروش رود ؟ »
تقريبا با بي تفاوتي گفت : « نمي دانم . به قيمت روز . هر چه باشد . سيصد و بيست سي ... »
گفتم: « به نظر شما اگر من اين سهام را بفروشم چه سهمي را جايگزين نمايم ؟ »
گفت : « هيچ سهمي ... شما كه بهتر از من مي دانيد . بازار دارد مي ريزد . فعلا فقط بايد فروخت . »
پرسيدم :« خوب پولش را چه كار كنم ؟ »
گفت : « بگذاريد در بانك يا اوراق مشاركت ...»
باز پرسيدم : « اوراق مشاركت چقدر سود مي دهد ؟ »
كاملا مشخص بود كه حوصله اش سر رفته است . گفت : « آقاي شهرياري . گرفتي ما رو ؟ »
پاسخ دادم : « نه قربان . فقط عرض كوچكي داشتم ... مستحضريد كه خاور امسال نزديك به 70 تومان تقسيم مي كند . روي كاغذ هم اگر حوصله داشته باشيد مي توان نشان داد كه سود اين شركت در سال آينده در بدترين حالت همين 70 تومان است و اين يعني يك تفاوت قابل ملاحظه در سود اوراق مشاركت و سود سرمايه گذاري در سهام اين شركت و تازه يك نكته جالب ديگر اينكه خاور هر لحظه ممكن است به 400 تومان برگردد اما اوراق ... »
گفت : « آقاي شهرياري . اين بازار منطق ندارد . شما تضمين مي دهي كه ديزل آخر سال نشود 250 تومان ؟!»

لبخندي زدم و خداحافظي كردم .

در راه با خود فكر مي كردم كه :

1- آيا من به يك مورد استثنا برخورده ام يا خير ؟ و اگر فضاي غالب همه كارگزاريها اين چنين باشد و همه اينطور قاطعانه مشتريان تازه كار را توصيه نمايند و سهامدار از همه جا بيخبر نيز بدون تحقيق به هر توصيه اي تن در دهند واقعا چه انتظاري جز وضعيت فعلي براي بورس مي توان داشت ؟
2- در طهران كه اين گونه است در دفاتر كارگزاري شهرستانها چه مي گذرد ؟
3- چه شد كه كارگزاراني كه كربن يكهزار توماني را براي خريد توصيه مي كردند اينك در كمتر از 400 تومان توصيه به فروش دارند ؟ اين خيرخواهي كارگزاران بورس در نهايت چه نتيجه اي را به دنبال دارد و به نفع چه كسي تمام ميشود ؟

به ياد شعر زيباي زنده ياد ملك الشعراي بهار افتادم :

جان گر به لب ما رسد از غير نناليم .... با كس نسگاليم .
از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست .... از ماست كه بر ماست .



ب – مجلس رعد آسا !


اين بخش را نيز با اجازه شما با نقل قول يكي از دوستان شوخ طبع آغاز ميكنم كه مي گفت :

« آقا جان ! مملكت جالبي داريم ... شب مي خوابيم صبح بلند مي شويم يكهو در مسير محل كار تابلوهايي تازه نصب شده را مي بينيم كه عكس يك دوربين روسي را نشان مي دهد و زير آن نوشته شده : كنترل سرعت !
خوب كسي نيست بگويد كه عزيزان اين چگونه يك شبه از آسمان بر زمين افتاد ؟تكليف من كه بيسوادم و نمي دانم اين چه معنايي مي دهد چيست ؟ در ژاپن اگر بخواهند سرفه كنند 5 سال فرهنگ سازي و مطالعه و بررسي مي كنند و آموزش از طريق تلويزيون و راديو و روزنامه و ... اما اينجا ؟! ... »

بگذريم . خوب اما شايد به نوعي حق با اين دوستمان باشد و اين شتابزدگي نكته اي است كه وقتي آن را در سطح تصميمات كلان اقتصادي كشور را در نظر مي گيريم بيش از هر چيز تحليل گري در بورس طهران را با چالش مواجه مي سازد .

در نظر بگيريم كه در پاييز سال جاري از اقتصاد نوين به عنوان سهمي با آتيه روشن براي سبد بلند مدت ياد مي كرديم اما اينك با بررسي اوضاع افق مبهمي را در زمينه حفظ پي بر اي سهم پيش رو داريم كه بر مي گردد به حركت توفاني و عجيب مجلس در زمينه تاكيد بر كاهش نرخ بهره . جداي از بررسي بعد اقتصادي اين تصميم و اثرات آن بيش از هر چيز اين عجله و شتابزدگي حركات است كه بازار سرمايه را با چالشهاي اين چنيني مواجه مي سازد .

سوال اينست كه :

1- تصميم گيري هاي خارق العاده مجلس هفتم كه اينك با نوعي همبستگي و وفاق عجيب صورت مي پذيرد تا كي حول مسايل روبنايي اقتصاد اين چنين مصرانه يكي پس از ديگري مطرح خواهد شد ؟
2- اين جنگ رواني به راه آفتاده كه كل بخشهاي اقتصادي اعم از بورس – بازار – صنعت و ... را در حيرت و نوعي اغما فرو برده است تا كي قرار است ادامه يابد ؟
3- تاوان طرح تثبيت قيمتها – تثبيت دلار با توجه به سرازير شدن درآمدهاي نفت به صندوق ذخيره و ... كه صرفا نظريه هاي زيبا بر روي كاغذ هستند و اگر خوش بينانه نگاه كنيم بجز برآوردن اهداف خاص تبليغاتي جناحي كل اقتصاد كشور را متاثر مي سازند را چه كسي مي پردازد ؟
و در اين ميان چه تدبيري براي بقا و رشد صنايع داخلي از قبيل خودرو – برق – پتروشيمي – لوازم خانگي و ... انديشيده شده است ؟
4-بورس طهران تا كي مي تواند اين وقايع را به نظاره بنشيند و اثر سياستهاي عجيب و شتابزده را با افت شاخصهاي خود تحمل نمايد ؟

ج – سازمان بورس اوراق بهادار طهران و ادغام وظايف « نظارت – صيانت – حمايت – شفاعت و ... » !


شخصا معتقدم كه كارنامه آقاي عبده تبريزي از شش همتاي گذشته خود كه از ابتداي تاسيس بورس طهران سكان هدايت اين مجموعه را بر عهده داشتند روشن تر بوده است . ايشان با معرفي ابزارهاي جديد به بازار از قبيل حجم مبنا از ريسك بازار و قدرت بلامنازع حقوقيها كاستند و همچنين در زمينه ارايه اطلاعات از شركتهاي بورسي و منظم كردن اين روند گامهاي بسيار موثري برداشتند به طوريكه به جرات مي توان گفت آنچه از آن تحت عنوان رانت اطلاعاتي در گذشته ياد مي شد اكنون بسيار به ندرت در بازار ديده مي شود .

يادمان نرفته روزهايي را كه كارتن مشهد يك سال گزارش نمي داد و ناگهان با يك گزارش عجيب به قيمت اسمي باز مي شد يا كاشي سعدي كه هيچ كس بالاخره نمي دانست سودش چقدر هست اما از 600 تا 1500 ده بار نوسان مي كرد و آخرش هم مشخص مي شد كه همه اش بازي بوده و ارزش سهم با توجه به سود نهايي آن 300 تومان هم نيست !

خوب اين روزها اطلاعات بسيار شفاف شده و اين را اگر بي انصافي نكنيم به نفس اقدامات و پيگيري هاي دبير كل فعلي بورس مرتبط مي شود . همچنين اشان سعي نمودند تا در زمينه فرهنگ سازي بازار و توسعه شبكه كارگزاري و بسياري موارد ديگر هم تلاشهاي شايسته نمايند كه شرحش در اين مختصر نمي گنجد .

اما از آنجا كه بحث ما مربوط به بحث ركود فعلي هست به بررسي نقش بورس در اين زمينه بپردازيم و هدف از اين يادآوري اوليه هم صرفا تاكيدي بر اين نكته بود كه خوبست همه چيز را به عنوان جريان ببينيم نه سياه و سفيد .

ناناز
Tuesday 22 February 2005, 11:10AM
ادامه

اما مختصرا ذيلا برخي موارد كه به نظر بنده مي رسد در ايجاد ركود فعلي با اقدامات سازمان بورس مرتبط بوده اند را فهرست نماييم :

1- توسعه فيزيكي بازار بدون فرهنگ سازي مناسب و ايجاد زيرساخت ها :

اين مهم سيل سرمايه گذاران غير حرفه اي را به بازار جلب نمود و شتابزدگي و انتظارات عجيب و غريب اين گروه از سرمايه گذاران در خصوص كسب سود عملا سيستم عرضه و تقاضا و تحليل گري در بورس را با چالش مواجه ساخت . كم نبودند سرمايه گذاران شهرستاني كه طوطيوار آزمايش 200 توماني را در صف مي خريدند ( بدون مشخص كردن هدف قيمتي فروش ) و يا سهامداران كروي كه به دنبال يك منفي جزيي سهام خود را كه قبلا براي فروش آن نياز به مراجعه به طهران داشتند را در تالار نزديك محل زندگي خود چوب حراج زدند ...

2- ورود شركتهاي جديد :

درج نام شركتهاي جديد به همراه معضل هميشگي IPO ها مطلبي بود كه باز هم بدون مطالعه دقيق زيرساختهاي نقدينگي موجود در بازار انجام شد و در ميان مدت اثرات مخرب خود را بر بازار نمايان ساخت .

3- خصوصي سازي بي محابا :

وقتي هدف تامين كسري بودجه باشد و استراتژي ريختن سهم در بازار مشخص است كه چه چالشي در بازار ايجاد مي گردد و البته شايد بورس در اين مورد اجازه نداشت كه هيچ گاه تذكري دهد يا دخالتي نمايد اما نمي توان از اثرات مخرب اين روش خصوصي سازي چشم پوشيد كه اثرات آن را بر وضعيت فعلي سهامي چون هپكو – پارس خودرو – فاراك و ... شاهد هستيم .

4- مقابله با پديده اي تحت عنوان « سفته بازي » :

همه واقفيم كه مكانيزم بازار هاي سرمايه و فلسفه وجودي آنها عرضه و تقاضاست و سازمان كارگزاران بورس طهران نيز يك نهاد نظارتي بر بازار است كه روند حقيقي بودن عرضه و تقاضا و گزارش دهي و وضعيت حسابرسي و افزايش سرمايه و كلا انعكاس و شفاف سازي وضعيت عمومي شركتها را تحت نظر دارد و بازار را از تغييرات احتمالي مطلع مي سازد .

اما نقشي كه اخيرا بورس طهران به عهده گرفت يك نقش حمايتي – صيانتي بود كه بنا به تشخيص ناظران بازار مقرر گرديد كه نماد برخي سهام به منظور مقابله با سفته بازي و گزارش ويژه متوقف گردد .

اين مهم در نوع خود نقطه عطفي در زمينه اقدامات نهاد نظارت بورس به شمار مي رفت .

توجه نماييم كه اين نوع توقف نماد متفاوت از قضاياي سهامي چون گاز لوله بود چرا كه در نمونه هاي قبلي با نوعي دستكاري در زمينه تغييرات سود شركت و به اصطلاح باد كردن گزارشات سهم مواجه بوديم كه مي بايست براي همه بازار به ويژه قشر عام بازار شفاف مي شد اما در نمونه هاي اخير روند عرضه و تقاضا و رشد قيمتي سهام توجيه بسته شدن نمادها بود .
اين عمل باعث شد كه برخي لابي هاي حقيقي و حقوقي كوچك كه تحت عنوان سفته بازان از آن ها ياد مي شد نيز شمشير ها را غلاف كنند و در كنار بزرگان حقوقي دست از تحرك در بازار بكشند و به نظاره بازار بنشينند .

عنايت بفرماييد كه اينكه سفته بازي عملي ناپسند است يك بحث است و اينكه بورس جلوي آن را بگيرد بحث ديگري است . شخصا معتقدم كه وظيفه بورس در شديد ترين حالت خود مي توانست مطلع كردن بازار از آخرين وضعيت مالي شركتها و گزارشات واصله آن ها ( بدون توقف نماد ) و ارايه گزارش خاص بود و در نهايت اعتماد به خرد بازار و واگذار نمودن تصميم گيري بر عهده خود فعالان بازار ...

چرا كه ذات بازار همينست و اين اتفاق غريبي حتي در سطح بازارهاي مالي معتبر جهان نيست . به عنوان مثال مي توان به دستكاري چند ساله قيمتها در روند معاملاتي انرون در شاخص داو جونز اشاره نمود كه بورس نيويورك صرفا به ارايه گزارشات متناوب از وضعيت شركت اكتفا نمود و عاقبت سرمايه گذاران خود متوجه اشتباه خود شدند و در نهايت بازيگران اصلي ناكام ماندند . و يا بيمه آليانس در شاخص داكس و ...

بگذريم كه مبحث چگونگي انتخاب 7 شركتهم موضوع بحثهاي جنجالي شد .

در نهايت به اعتقااد بنده ادغام نقشهاي نظارت بر بازار و صيانت و حمايت از سرمايه گذار جز بدين شكل كه انجام شد اتفاق جالبي در بازار نبود و شايد مي توانست به نحو بهتري اين قضيه حل و فصل گردد .



د – سرويس هاي خبري بي طرف !


تيترهاي مطبوعات كشور در دو ماهه اخير در خصوص پديده ركود بازار سرمايه در نوع خود جالب توجه مي باشد . جايي كه روزنامه هايي كه مخاطب عام دارند ( اگر اجازه دهيد نام نبريم ) از تيترهايي از قبيل :

-« 80 روز منفي در بورس طهران »
-« بورس دولتي »
-« داو جونز مثبت – تپيكس منفي »
و ....

در صفحات اقتصادي خود با درشت ترين فونت استفاده مي نمايند و جايي كه شبكه تلويزيوني نيز تنها رسالت اطلاع رساني خود را با انعكاس گزارش هاي پي در پي افت بازار به انجام مي رساند چه انتظاري از قشر عام جامعه و سرمايه گذاران جز مي توان داشت ؟

-اين وضعيت به نفع چه كسي تمام مي شود در حاليكه همه لااقل در حرف و آرمان صحبت از سازندگي كشور و بالندگي صنعت و .... مي نمايند ؟

-آيا واقعا دامن زدن به روند تضعف بازار سرمايه منجر به شكوفايي اقتصاد كشور مي شود ؟

-روزنامه هايي را كه حتي در روزهاي خوب بورس طهران صحبت از سوگيري و لمپنيسم در اين بازار مي كنند را چه كسي پيگير است و آيا وقت آن نرسيده كه به جاي مسايل جناحي و يا تهييج جامعه در خريد يك روزنامه به برخي نكات عميق تر نيز بيانديشيم ؟ و آيا ادامه اين اقدامات در نهايت حكايت همان بر شاخ نشستن و بن بريدن نيست ؟



ه – حقوقيهاي دست به سينه !


اگر از سرمايه گذاران حقيقي انتظار داشته باشيم كه در روند منفي بازار به حفظ سهام خود بپردازند و به جو بازار دامن نزنند شايد به زعم برخي انتظار نامعقولي باشد چرا كه اولا روند قيمتي سهام براي سرمايه گذار حقيقي به عنوان يكي از كانال هاي كسب سود در بازار بسيار حساس و مهم است و از سوي ديگر سرمايه گذاران حقيقي با سابقه زماني متفاوت در بازار فعاليت مي كنند و عده اي از تازه وارد ها به اصطلاح هنوز سودي نبرده اند كه بخواهند ضرر كنند !

اما نكته اين جاست كه توجيه رفتار كلان حقوقيهاي بازار در اين وضعيت چيست ؟

كنار كشيدن حقوقيها از روند معاملات و صرفا به نظاره نشستن بازار و بسنده كردن به حملات پارتيزاني و غير سيستماتيك و مقطعي به برخي سهام محدود توسط اين گروه را چگونه مي توان پذيرفت ؟

شركتهاي سرمايه گذاري كه در روزهاي طلايي بازار در چند سال گذشته به سودهاي نجومي از طريق رشد ارزش پرتفوي – فروش سرمايه گذاريها – بورس بازي و ... دست يافته اند آيا اكنون قابل قبول است كه در ركود بازار خود را كنار بكشند و پولهاي افزايش سرمايه را بجاي حمايت از سهام خود به سوي بازار اوليه سرازير كنند ؟

واقعا ده ها ميليارد تومان پول افزايش سرمايه غدير – بانك ملي – توسعه بهشهر – مجموعه بهمن – صندوق و ... اكنون كجاست و به چه صرفي رسيده يا مي رسد و آيا در جريان سرازير شدن بي رويه اين پولها به سوي بيمه ها – طرحهاي پتروشيمي – ليزينگ ها – تاسيس زير مجموعه و .... تازه تاسيس كه هر يك از لحاظ نرخ زماني بازگشت بلند مدتي دارند اصلا وضعيت بازار ثانويه مد نظر قرار گرفته است ؟

جالب است كه حقوقيها حتما مي دانند كه گسترده شدن ابد ركود در بازر ثانويه منجر به بي ثمر ماندن همه تلاشها در بازار اوليه خواهد شد اما كماكان مي بينيم كه « سياست انتظار در بورس طهران » خلاصه ترين عبارتي است كه مي توان استراتژي هاي كلان حقوقي هاي بازار را با آن تعريف نمود .



خوب اين 5 مورد را به عنوان عوامل ايجاد ركود فعلي بر شمرديم اما اينجا يك سوال اساسي پيش مي آيد كه در نهايت ...
« پول ها به كجا خواهد رفت ؟ »


در غياب بازار اوليه فعال و در كنار بازار پول مهار شده و بازار سرمايه اي كه دورنماي ركود را بر بسياري القا نموده است اين سوال به ذهن متبادر مي شود كه نقدينگي جذب كدام بخش مي شود ؟ وقتي صحبت از تثبيت نرخهاي كالا نيز مطرح است تنها گزينه اي كه به ذهن متبادر مي شود و حافظه تاريخي اقتصادي كشور نيز بر آن صحه مي گذارد بخش مسكن است .
بخشي كه جولانگاه بخش خصوصي است و فعاليت توليد مسكن را به عنوان فعاليتي سود زا با پشتوانه يك پنجم نقدينگي كشور معرفي مي نمايد . اين در حاليست به ركود چند ساله اخير اين بخش نيز نين نگاهي داشته باشيم .

به نظر مي رسد در اين برهه اين مهم خطري بالقوه براي اقتصاد كشور باشد . جايي كه انتظارات قيمتي در بازار هاي مولد سرمايه گذاري در جهت ثبات قيمتها باشد با سرازير شدن پولها به بخش مسكن با تقاضاي سوداگرانه براي اين محصول مواجه خواهيم گشت و احتمالا بار ديگر شاهد تازه شدن تحليلهاي طرفداران پروپاقرص زمين و ملك و محاسبات خسته كننده اين گروه خواهيم بود كه مساله تقاضاي موثر مسكن را مطرح مي نمايند و البته همگان مي دانند كه در پس چنين تحليلهايي در نهايت هدفي جز بالا بردن كاذب شاخص رشد مركب سالانه تورم نرخ مسكن وجود ندارد .

نگراني از از سر گرفتن رشد قيمت مسكن وقتي تشديد مي شود كه اولا به مساله كسري بودجه در سال آينده توجه نماييم و از آن مهم تر به مستثني نمودن تلويحي مسكن توسط سياست گذاران اقتصادي از طرح تثبيت قيمتها در سال آينده توجه نماييم .

اظهارات اخير وزر مسكن را حتما مطالعه فرموده ايد :

« توليد ساختمان در كشور بر عهده بخش خصوصي است و دولت نقشي در اين زمينه ندارد و خود نيز قيمت گذاري را با نرخ روز هماهنگ مي كند .... ما انتظار داريم كه رشد قيمت مسكن در سال 84 پا به پاي تورم پيش رود .... »

در نهايت به نظر مي رسد كه بار ديگر در سال 84 با چالش تكراري موضوع مسكن و عرض اندام اين سرمايه گذاري بيمار گونه در اقتصاد ايران مواجه باشيم .

جايي كه ضريب اطمينان پايين بازار هاي رقيب – سياستها و تصميم گيري هاي كلان اقتصادي كشور – ثبات نرخ ارز – نقطه سر به سري در عرضه و تقضاي خودرو – ركود بازار تلفن همراه – به همراه طرح تثبيت قيمتهاي اقلام كالا همه و همه افق بلند مدت افزايش قيمتها و جذب نقدينگي در اين بخش را نويد مي دهد ...

و البته مطالعه رفتارشناسي سياستگذاران جديد فعلي نيز شايد منجر به اين نتيجه براي ما شود كه از رشد قيمت مسكن اين گروه با توجه به ديدگاه هاي اقتصادي خود و سوابق موجود چندان هم بي ميل به موضوع افزايش نرخ مسكن نباشند كه اين مو ضوعي است كه با اجازه شما بدان نمي پردازيم ...

ناناز
Tuesday 22 February 2005, 11:13AM
ادامه (بخش پاياني)


نتيجه گيري ها : ( كاملا نظر شخصي مي باشد . )

1- بورس طهران : با توجه به همه موارد مذكور نظر شخصي بنده اينست كه تا پايان فصل بهار شاخص كل بازار با وضعيت نوساني در محدوده 12000- 13000 باقي بماند .

اين بدين معناست كه با احتمال افت و خيز ها و نوسانات مكرر بازار و با توجه به عدم انتظار رشد پايدار براي بازار عملا گروهي از فعالان بازار كه بسيار نزديك به روند بازار و نمودار حركت مي نمايند در اين برهه زماني موفق تر خواهند بود .

2- رياست جمهوري : تغيير اساسي و بسيار مهم رياست جمهوري با آينده بازار گره خورده است و بايد آن را به دقت به نظاره نشست چرا كه بايد ديد در نهايت آيا جرياني تند رويهاي عجيب و غريب و سليقه اي فعلي را در سطوح تصميمات اقتصادي مهار خواهد نمود يا خير . و لازم است در آن برهه تحليل جديدي از وضعيت كلي بازار براي خود داشته باشيم.

3- در مورد بخش بلند مدت سبد سهام خريد سهامي با پرداخت سود بالا و پي بر اي پايين كاملا توجيه پذير و معقول است . همچنين بايد توجه داشت كه اگر صحبت از بازدهي بالاي 100 درصدي در رشد قيمتي سهام باشد باشد بايد قويا ( اگر نگوييم انحصارا ) از سهام گروه ساختماني بورس ياد نمود .

يكي از تيزبيني هاي قابل تقدير آقاي عبده نيز معرفي اين صنعت به بازار بورس با تنوع قابل قبول شركتها در اين صنعت مي باشد كه در مقطعي كه اين گروه قابليت جهش در بلند مدت و تبديل شدن به يك قطب در بورس طهران را دارند آنها را به بورس معرفي نموده است .



در پايان مي خواهم اولا از اينكه با اطاله كلام موجب خستگي شما شدم پوزش بخواهم و ثانيا تجربه اي شخصي را با شما دوستان در ميان بگذارم كه البته صرفا يك دلداري يا سخن زيبا نيست بلكه تجربه اي است كه لا اقل در مدت محدود فعاليت خود در بازار سرمايه و مشاهده رفتارهاي گوناگون بازار به آن رسيده ام. با داستان زيربه نقل از يكي از بزرگان كه در حقيقت زبان گوياي منظور بنده است مطلب را به پايان مي برم :



« روزي پادشاهي به دنبال وزيرش فرستاد و به او گفت : حلقه مخصوصي وجود دارد كه من دوست دارم آن را داشته باشم . اين حلقه قدرت جادويي دارد به اين شكل كه اگر خوشحال باشي و به آن نگاه كني غمگين مي شوي و اگر غمگين باشي و به آن نگاه كني شاد مي شوي .

وزير براي جستجوي حلقه به راه افتاد . ماه ها گذشت اما آن را نيافت . ديگر داشت ناميد مي شد كه در آخرين روز مهلت خود به پير فرزانه اي برخورد كه كمي جواهرات بدلي را روي حصيري پهن كرده بود و مي فروخت .
از او با نااميدي در مورد حلقه مورد نظر سوال كرو و در كمال ناباوري فرزانه حلقه اي را از جيب بيرون كشيد و به وزير گفت آنچه در جستجويش بوده اي اينست .

وزير نزد پادشاه بازگشت و حلقه را به او داد .
پادشاه كه شادمان بود و قتي حلقه را بررسي كرد و كلمات روي آن را خواند غمگين شد . سپس براي مدتي به فكر فرو رفت و دوباره كلمات را خواند و ناراحتيش برطرف شد با صداي بلند خنديد و از وزير خود قدرداني كرد .

حدس بزنيد روي آن حلقه چه چيزي نوشته شده بود ؟ در حقيقت كلماتي بسيار ساده .

روي حلقه نوشته شده بود : « اين نيز بگذرد . »




شاديتان افزون – شروين شهرياري .

سینا 555
Wednesday 23 February 2005, 09:23PM
سلام

من همه نوشته شما را نخواندم ولي تا جايي كه خواندم خواستم چيزي را بدانيد.در همين سوئد سال 2001 همه كارگزاران به مردم خرير سهام تكنيك را پيشنهاد ميكردند و از جمله سهمي با نام framfab انوقت اين سهم در اوج خود 300 كرون بود.الان چهار سال گذشته ميداني قيمتش چقدر است؟

نيم كرون:D

البته اين تنها سهمي نبوده كه در اين جهار سال افت شديد كرده و مردم زيادي را با خود با خود به قعر برد.سهام فراوان ديگري از اين دست هستند.

شركت دولتي مخابرات سوئد را همين سال با هزار سلام و صلوات به مردم فروختند سهمي 90 كرون.ميداني الان بعد از چهار سال چقدر است؟!

38 كرون:D البته تا مرز 20 هم رفت!
تازه اين يك شركت قوي و پيشرو در تمر تكنيك بود.
600000 سوئدي پس اندازهاي خود را روي اين سهم
خصوصي شده دولتي گذاشتند و سرمايه هاي خود را باختند!
البته عده اي زيادي هم هستند كه هنوز گير كرده اند:p

نمونه فراوان فراوان فراوان است.
سرمايه داري لجام گسييخته يعني همين.
پول كوچيك تر ها را بزرگتر ها گاه و بيگاه بخورند
اينو من نميگم خود تلويزيون سوئد گفت!:D

به نظرم اقاي نازناز شما بايد از طرح مجلس براي پايين اوردن
بهره هاي بانكي حمايت بكنيد چون با اين وضع بهر ها كسي به توليد و بورس روي نمياورد و مردم نقدينگي خود را در بانك انبار ميكنند و اين بانك ها هستند كه سود ميبرند نه بخش توليد كه بورس مظهر اون هست.

ببينيد سود پايين همه چيز يك اقتصاد سالم است
و ما در دراز مدت مجبوريم تمام تلاشمون رو بكنيم كه اين
امر تحقق پيدا كند.اين موضوع براي همه ي بخش هاي جامعه
مفيد است حتي براي شما سرمايه داران و سرمايه گذاران كه در بورس هستيد.

بخش توليد ما يا بايد از بانك منابع تامين كنه يا از طريق مشاركت مردم.
خب وقتي بانك ها بر اساس مشخص و اصول معيني سود دهي و سود گيري خود را تنظيم نميكند و خودش ميشود رقيب بورس.و با گرفتن بهره هاي بالا دست بخش توليد را كوتاه ميكند معلوم است بورس هم تحمل
اين را نخواهد داشت.

در واقع پايين رفتن سهام دقيقا اين را نشان ميدهد كه بازار سرمايه از اين سود هاي بانكي بالا رنج ميبرد و طرح مجلس هفتم اگر درست انجام شود دقيقا در راستاي كمك به همين بازار بورس نيز هست.


فعلا تا بعد
يا حق