ناناز
Tuesday 22 February 2005, 11:07AM
سلام
تحليل ذيل توسط مهندس شروين شهرياري يكي از تحليلگران بازار سرمايه طي افتهاي شديد شاخصهاي بورس ارائه شده است.
يادآوري ميكنم كه شاخص كل بازار بورس اوراق بهادار تهران ديروز با 142 واحد كاهش يكي از بي سابقه ترين روزهاي خودر را در چند سال گذشته تجربه كرد
منبع : سايت (تالار بزرگ بورس)
تاريخ 30/11/83
« نقدي بر وضعيت جاري بورس طهران »
با عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان
با خود فكر كردم كه شايد اكنون مهمترين وظيفه هر فعال بازار سرمايه اين باشد كه تحليلي دقيق و شفاف براي خود از وضعيت فعلي بورس و استراتزي و طرح خود را در اين وضعيت مشخص نمايد چرا كه سردرگمي شايد بدترين حالتي باشد كه يك سرمايه گذار مي تواند در زمينه فعاليت در بازار سرمايه بدان دچار باشد .
از اين رو سعي نمودم تا مطلبي را كه از ديد شخصي خود در مورد بازار فعلي به نظرم مي رسد با شما در ميان نهم تا شايد فتح بابي باشد تا شما نيز نظرات ارزشمند خود را بفرماييد و به نتيجه گيري مطلوبي در پايان بحث برسيم :
اگر اشتباه نكنم حدودا دو ماهي مي شود كه ركودي علني بازار سرمايه ديگر نقل محافل اكثر فعالان بورس طهران شده است .اگر اين روزها سري به تالار خلوت و اينك منظم و استاندارد حافظ ! بزنيم اظهاراتي از اين قبيل كم نمي شنويم كه :
- شاخص به زير 10000 مي رسد !
- من يادمه سال 75 دقيقا همين طور شروع شد !
- كربن 300 !
- همش تقصير اين ( چند كلمه غير قابل ذكر ) عبده است !
- هر چه زودتر در اين بازار بفروشي جانت را زودتر در برده اي !
- هپكو جوك بزرگ تابلو !
- و ...
خوب اما بنده معتقدم كه اين گونه اظهارات احساسي ما را به جايي رهنمون نمي شود و در هر شرايطي مي توان بورس طهران را تحليل نمود و به نتيجه رسيد و تصميم درست را اتخاذ نمود . در اين مقال تلاش بنده بر اينست كه در حد بضاعت خود در باره وضعيت جاري بازار – عوامل ايجاد ركود چشم انداز ميان مدت بازار و ... مطالبي را خدمتتان عرض نمايم . لازم به توضيح است كه با اجازه شما از پرداختن به نقش تكراري و البته اينك كم رنگ تر تهديدات خارجي در اين مطلب صرفنظر نماييم . اميدوارم كه مقبول افتد .
در بخش اول بررسي نماييم كه چه عواملي بيش از همه در ايجاد ركود فعلي و علي الخصوص كشدار شدن آن موثر بوده است .
الف خير خواهي هاي كارگزارن حاذق بورس طهران !
مدتها پيش يكي از دوستان خاطرم هست كه به من مي گفت كه « هر وقت با كارگزارم مشورت كردم نتيجه اي جز ضرر نديدم . »
اين دوست من مصرانه معتقد است كه كارگزاران از سطحي بيني عجيبي در برخورد با مسايل بازار برخوردارند و به قول او جز دو قدم جلوي پايشان جاي ديگري را نمي بينند و بزرگترين اشتباه يك سرمايه گذار اينست كه به مشورت با كارگزاران براي سرمايه گذاري تكيه نمايد .
گر چه به نظر مي رسد اين دوست ما در قضاوت خود نسبت به كارگزاران بورس طهران دچار غلو شده است اما واقعه اي كه هفته جاري براي بنده اتفاق افتاد و حقيقتا دل من را به درد آورد باعث شد تا بار ديگر به فكر تامل بر سخن اين دوست قديمي بيافتم .
ماجرا از اين قرار بود كه به واسطه كارم ( يا شايد هم بيكاري !) گهگاه به دفاتر كارگزاري سر مي زنم و ضمن صحبت با دوستان رفتار مراجعين را نيز كم و بيش در نظر دارم .
چند روز پيش در يكي از همين دفاتر بودم كه خانمي تقريبا مسن به دفتر مراجعه كرد كه ادعا مي نمود از شهرستان مجاور آمده و با قسم و آيه مي خواست كه در كارگزاري راهنماييش كنند كه سهمش را بفروشد يا خير .
متصدي كارگزاري قضيه را جويا شد و مشخص شد كه اين خانم مالك تعدادي سهام شركت ايران خودرو ديزل است و گويا به قيمت 400 تومان خريده و چندي قبل با مشاهد قيمت 3500 ريالي سهم در روزنامه وحشت كرده و حالا به كارگزاري آمده است .
متصدي مربوطه تقريبا بدون درنگ گفت : « خانم از من مي شنوي همين فردا بفروش و خودت را راحت كن ... اين بورس فعلا پايين مي آيد و تا كجا و كي هم معلوم نيست .»
خانم مسن كه انگار كمي هم هول شده بود با عجله دستور فروش را پر كرد و سفارش مكرر مي كرد كه هر چه زودتر به فروش رود و سرانجام تشكر كرد و رفت .
بنده تا اين لحظه فقط اين صحنه را نگاه مي كردم . بعد از مراجعت مشتري فرد مورد نظر را صدا زدم و گفتم : « قربان . عذر مي خواهم سهام ايران خودرو ديزل فكر مي كنيد به چه قيمتي فروش رود ؟ »
تقريبا با بي تفاوتي گفت : « نمي دانم . به قيمت روز . هر چه باشد . سيصد و بيست سي ... »
گفتم: « به نظر شما اگر من اين سهام را بفروشم چه سهمي را جايگزين نمايم ؟ »
گفت : « هيچ سهمي ... شما كه بهتر از من مي دانيد . بازار دارد مي ريزد . فعلا فقط بايد فروخت . »
پرسيدم :« خوب پولش را چه كار كنم ؟ »
گفت : « بگذاريد در بانك يا اوراق مشاركت ...»
باز پرسيدم : « اوراق مشاركت چقدر سود مي دهد ؟ »
كاملا مشخص بود كه حوصله اش سر رفته است . گفت : « آقاي شهرياري . گرفتي ما رو ؟ »
پاسخ دادم : « نه قربان . فقط عرض كوچكي داشتم ... مستحضريد كه خاور امسال نزديك به 70 تومان تقسيم مي كند . روي كاغذ هم اگر حوصله داشته باشيد مي توان نشان داد كه سود اين شركت در سال آينده در بدترين حالت همين 70 تومان است و اين يعني يك تفاوت قابل ملاحظه در سود اوراق مشاركت و سود سرمايه گذاري در سهام اين شركت و تازه يك نكته جالب ديگر اينكه خاور هر لحظه ممكن است به 400 تومان برگردد اما اوراق ... »
گفت : « آقاي شهرياري . اين بازار منطق ندارد . شما تضمين مي دهي كه ديزل آخر سال نشود 250 تومان ؟!»
لبخندي زدم و خداحافظي كردم .
در راه با خود فكر مي كردم كه :
1- آيا من به يك مورد استثنا برخورده ام يا خير ؟ و اگر فضاي غالب همه كارگزاريها اين چنين باشد و همه اينطور قاطعانه مشتريان تازه كار را توصيه نمايند و سهامدار از همه جا بيخبر نيز بدون تحقيق به هر توصيه اي تن در دهند واقعا چه انتظاري جز وضعيت فعلي براي بورس مي توان داشت ؟
2- در طهران كه اين گونه است در دفاتر كارگزاري شهرستانها چه مي گذرد ؟
3- چه شد كه كارگزاراني كه كربن يكهزار توماني را براي خريد توصيه مي كردند اينك در كمتر از 400 تومان توصيه به فروش دارند ؟ اين خيرخواهي كارگزاران بورس در نهايت چه نتيجه اي را به دنبال دارد و به نفع چه كسي تمام ميشود ؟
به ياد شعر زيباي زنده ياد ملك الشعراي بهار افتادم :
جان گر به لب ما رسد از غير نناليم .... با كس نسگاليم .
از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست .... از ماست كه بر ماست .
ب – مجلس رعد آسا !
اين بخش را نيز با اجازه شما با نقل قول يكي از دوستان شوخ طبع آغاز ميكنم كه مي گفت :
« آقا جان ! مملكت جالبي داريم ... شب مي خوابيم صبح بلند مي شويم يكهو در مسير محل كار تابلوهايي تازه نصب شده را مي بينيم كه عكس يك دوربين روسي را نشان مي دهد و زير آن نوشته شده : كنترل سرعت !
خوب كسي نيست بگويد كه عزيزان اين چگونه يك شبه از آسمان بر زمين افتاد ؟تكليف من كه بيسوادم و نمي دانم اين چه معنايي مي دهد چيست ؟ در ژاپن اگر بخواهند سرفه كنند 5 سال فرهنگ سازي و مطالعه و بررسي مي كنند و آموزش از طريق تلويزيون و راديو و روزنامه و ... اما اينجا ؟! ... »
بگذريم . خوب اما شايد به نوعي حق با اين دوستمان باشد و اين شتابزدگي نكته اي است كه وقتي آن را در سطح تصميمات كلان اقتصادي كشور را در نظر مي گيريم بيش از هر چيز تحليل گري در بورس طهران را با چالش مواجه مي سازد .
در نظر بگيريم كه در پاييز سال جاري از اقتصاد نوين به عنوان سهمي با آتيه روشن براي سبد بلند مدت ياد مي كرديم اما اينك با بررسي اوضاع افق مبهمي را در زمينه حفظ پي بر اي سهم پيش رو داريم كه بر مي گردد به حركت توفاني و عجيب مجلس در زمينه تاكيد بر كاهش نرخ بهره . جداي از بررسي بعد اقتصادي اين تصميم و اثرات آن بيش از هر چيز اين عجله و شتابزدگي حركات است كه بازار سرمايه را با چالشهاي اين چنيني مواجه مي سازد .
سوال اينست كه :
1- تصميم گيري هاي خارق العاده مجلس هفتم كه اينك با نوعي همبستگي و وفاق عجيب صورت مي پذيرد تا كي حول مسايل روبنايي اقتصاد اين چنين مصرانه يكي پس از ديگري مطرح خواهد شد ؟
2- اين جنگ رواني به راه آفتاده كه كل بخشهاي اقتصادي اعم از بورس – بازار – صنعت و ... را در حيرت و نوعي اغما فرو برده است تا كي قرار است ادامه يابد ؟
3- تاوان طرح تثبيت قيمتها – تثبيت دلار با توجه به سرازير شدن درآمدهاي نفت به صندوق ذخيره و ... كه صرفا نظريه هاي زيبا بر روي كاغذ هستند و اگر خوش بينانه نگاه كنيم بجز برآوردن اهداف خاص تبليغاتي جناحي كل اقتصاد كشور را متاثر مي سازند را چه كسي مي پردازد ؟
و در اين ميان چه تدبيري براي بقا و رشد صنايع داخلي از قبيل خودرو – برق – پتروشيمي – لوازم خانگي و ... انديشيده شده است ؟
4-بورس طهران تا كي مي تواند اين وقايع را به نظاره بنشيند و اثر سياستهاي عجيب و شتابزده را با افت شاخصهاي خود تحمل نمايد ؟
ج – سازمان بورس اوراق بهادار طهران و ادغام وظايف « نظارت – صيانت – حمايت – شفاعت و ... » !
شخصا معتقدم كه كارنامه آقاي عبده تبريزي از شش همتاي گذشته خود كه از ابتداي تاسيس بورس طهران سكان هدايت اين مجموعه را بر عهده داشتند روشن تر بوده است . ايشان با معرفي ابزارهاي جديد به بازار از قبيل حجم مبنا از ريسك بازار و قدرت بلامنازع حقوقيها كاستند و همچنين در زمينه ارايه اطلاعات از شركتهاي بورسي و منظم كردن اين روند گامهاي بسيار موثري برداشتند به طوريكه به جرات مي توان گفت آنچه از آن تحت عنوان رانت اطلاعاتي در گذشته ياد مي شد اكنون بسيار به ندرت در بازار ديده مي شود .
يادمان نرفته روزهايي را كه كارتن مشهد يك سال گزارش نمي داد و ناگهان با يك گزارش عجيب به قيمت اسمي باز مي شد يا كاشي سعدي كه هيچ كس بالاخره نمي دانست سودش چقدر هست اما از 600 تا 1500 ده بار نوسان مي كرد و آخرش هم مشخص مي شد كه همه اش بازي بوده و ارزش سهم با توجه به سود نهايي آن 300 تومان هم نيست !
خوب اين روزها اطلاعات بسيار شفاف شده و اين را اگر بي انصافي نكنيم به نفس اقدامات و پيگيري هاي دبير كل فعلي بورس مرتبط مي شود . همچنين اشان سعي نمودند تا در زمينه فرهنگ سازي بازار و توسعه شبكه كارگزاري و بسياري موارد ديگر هم تلاشهاي شايسته نمايند كه شرحش در اين مختصر نمي گنجد .
اما از آنجا كه بحث ما مربوط به بحث ركود فعلي هست به بررسي نقش بورس در اين زمينه بپردازيم و هدف از اين يادآوري اوليه هم صرفا تاكيدي بر اين نكته بود كه خوبست همه چيز را به عنوان جريان ببينيم نه سياه و سفيد .
تحليل ذيل توسط مهندس شروين شهرياري يكي از تحليلگران بازار سرمايه طي افتهاي شديد شاخصهاي بورس ارائه شده است.
يادآوري ميكنم كه شاخص كل بازار بورس اوراق بهادار تهران ديروز با 142 واحد كاهش يكي از بي سابقه ترين روزهاي خودر را در چند سال گذشته تجربه كرد
منبع : سايت (تالار بزرگ بورس)
تاريخ 30/11/83
« نقدي بر وضعيت جاري بورس طهران »
با عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان
با خود فكر كردم كه شايد اكنون مهمترين وظيفه هر فعال بازار سرمايه اين باشد كه تحليلي دقيق و شفاف براي خود از وضعيت فعلي بورس و استراتزي و طرح خود را در اين وضعيت مشخص نمايد چرا كه سردرگمي شايد بدترين حالتي باشد كه يك سرمايه گذار مي تواند در زمينه فعاليت در بازار سرمايه بدان دچار باشد .
از اين رو سعي نمودم تا مطلبي را كه از ديد شخصي خود در مورد بازار فعلي به نظرم مي رسد با شما در ميان نهم تا شايد فتح بابي باشد تا شما نيز نظرات ارزشمند خود را بفرماييد و به نتيجه گيري مطلوبي در پايان بحث برسيم :
اگر اشتباه نكنم حدودا دو ماهي مي شود كه ركودي علني بازار سرمايه ديگر نقل محافل اكثر فعالان بورس طهران شده است .اگر اين روزها سري به تالار خلوت و اينك منظم و استاندارد حافظ ! بزنيم اظهاراتي از اين قبيل كم نمي شنويم كه :
- شاخص به زير 10000 مي رسد !
- من يادمه سال 75 دقيقا همين طور شروع شد !
- كربن 300 !
- همش تقصير اين ( چند كلمه غير قابل ذكر ) عبده است !
- هر چه زودتر در اين بازار بفروشي جانت را زودتر در برده اي !
- هپكو جوك بزرگ تابلو !
- و ...
خوب اما بنده معتقدم كه اين گونه اظهارات احساسي ما را به جايي رهنمون نمي شود و در هر شرايطي مي توان بورس طهران را تحليل نمود و به نتيجه رسيد و تصميم درست را اتخاذ نمود . در اين مقال تلاش بنده بر اينست كه در حد بضاعت خود در باره وضعيت جاري بازار – عوامل ايجاد ركود چشم انداز ميان مدت بازار و ... مطالبي را خدمتتان عرض نمايم . لازم به توضيح است كه با اجازه شما از پرداختن به نقش تكراري و البته اينك كم رنگ تر تهديدات خارجي در اين مطلب صرفنظر نماييم . اميدوارم كه مقبول افتد .
در بخش اول بررسي نماييم كه چه عواملي بيش از همه در ايجاد ركود فعلي و علي الخصوص كشدار شدن آن موثر بوده است .
الف خير خواهي هاي كارگزارن حاذق بورس طهران !
مدتها پيش يكي از دوستان خاطرم هست كه به من مي گفت كه « هر وقت با كارگزارم مشورت كردم نتيجه اي جز ضرر نديدم . »
اين دوست من مصرانه معتقد است كه كارگزاران از سطحي بيني عجيبي در برخورد با مسايل بازار برخوردارند و به قول او جز دو قدم جلوي پايشان جاي ديگري را نمي بينند و بزرگترين اشتباه يك سرمايه گذار اينست كه به مشورت با كارگزاران براي سرمايه گذاري تكيه نمايد .
گر چه به نظر مي رسد اين دوست ما در قضاوت خود نسبت به كارگزاران بورس طهران دچار غلو شده است اما واقعه اي كه هفته جاري براي بنده اتفاق افتاد و حقيقتا دل من را به درد آورد باعث شد تا بار ديگر به فكر تامل بر سخن اين دوست قديمي بيافتم .
ماجرا از اين قرار بود كه به واسطه كارم ( يا شايد هم بيكاري !) گهگاه به دفاتر كارگزاري سر مي زنم و ضمن صحبت با دوستان رفتار مراجعين را نيز كم و بيش در نظر دارم .
چند روز پيش در يكي از همين دفاتر بودم كه خانمي تقريبا مسن به دفتر مراجعه كرد كه ادعا مي نمود از شهرستان مجاور آمده و با قسم و آيه مي خواست كه در كارگزاري راهنماييش كنند كه سهمش را بفروشد يا خير .
متصدي كارگزاري قضيه را جويا شد و مشخص شد كه اين خانم مالك تعدادي سهام شركت ايران خودرو ديزل است و گويا به قيمت 400 تومان خريده و چندي قبل با مشاهد قيمت 3500 ريالي سهم در روزنامه وحشت كرده و حالا به كارگزاري آمده است .
متصدي مربوطه تقريبا بدون درنگ گفت : « خانم از من مي شنوي همين فردا بفروش و خودت را راحت كن ... اين بورس فعلا پايين مي آيد و تا كجا و كي هم معلوم نيست .»
خانم مسن كه انگار كمي هم هول شده بود با عجله دستور فروش را پر كرد و سفارش مكرر مي كرد كه هر چه زودتر به فروش رود و سرانجام تشكر كرد و رفت .
بنده تا اين لحظه فقط اين صحنه را نگاه مي كردم . بعد از مراجعت مشتري فرد مورد نظر را صدا زدم و گفتم : « قربان . عذر مي خواهم سهام ايران خودرو ديزل فكر مي كنيد به چه قيمتي فروش رود ؟ »
تقريبا با بي تفاوتي گفت : « نمي دانم . به قيمت روز . هر چه باشد . سيصد و بيست سي ... »
گفتم: « به نظر شما اگر من اين سهام را بفروشم چه سهمي را جايگزين نمايم ؟ »
گفت : « هيچ سهمي ... شما كه بهتر از من مي دانيد . بازار دارد مي ريزد . فعلا فقط بايد فروخت . »
پرسيدم :« خوب پولش را چه كار كنم ؟ »
گفت : « بگذاريد در بانك يا اوراق مشاركت ...»
باز پرسيدم : « اوراق مشاركت چقدر سود مي دهد ؟ »
كاملا مشخص بود كه حوصله اش سر رفته است . گفت : « آقاي شهرياري . گرفتي ما رو ؟ »
پاسخ دادم : « نه قربان . فقط عرض كوچكي داشتم ... مستحضريد كه خاور امسال نزديك به 70 تومان تقسيم مي كند . روي كاغذ هم اگر حوصله داشته باشيد مي توان نشان داد كه سود اين شركت در سال آينده در بدترين حالت همين 70 تومان است و اين يعني يك تفاوت قابل ملاحظه در سود اوراق مشاركت و سود سرمايه گذاري در سهام اين شركت و تازه يك نكته جالب ديگر اينكه خاور هر لحظه ممكن است به 400 تومان برگردد اما اوراق ... »
گفت : « آقاي شهرياري . اين بازار منطق ندارد . شما تضمين مي دهي كه ديزل آخر سال نشود 250 تومان ؟!»
لبخندي زدم و خداحافظي كردم .
در راه با خود فكر مي كردم كه :
1- آيا من به يك مورد استثنا برخورده ام يا خير ؟ و اگر فضاي غالب همه كارگزاريها اين چنين باشد و همه اينطور قاطعانه مشتريان تازه كار را توصيه نمايند و سهامدار از همه جا بيخبر نيز بدون تحقيق به هر توصيه اي تن در دهند واقعا چه انتظاري جز وضعيت فعلي براي بورس مي توان داشت ؟
2- در طهران كه اين گونه است در دفاتر كارگزاري شهرستانها چه مي گذرد ؟
3- چه شد كه كارگزاراني كه كربن يكهزار توماني را براي خريد توصيه مي كردند اينك در كمتر از 400 تومان توصيه به فروش دارند ؟ اين خيرخواهي كارگزاران بورس در نهايت چه نتيجه اي را به دنبال دارد و به نفع چه كسي تمام ميشود ؟
به ياد شعر زيباي زنده ياد ملك الشعراي بهار افتادم :
جان گر به لب ما رسد از غير نناليم .... با كس نسگاليم .
از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست .... از ماست كه بر ماست .
ب – مجلس رعد آسا !
اين بخش را نيز با اجازه شما با نقل قول يكي از دوستان شوخ طبع آغاز ميكنم كه مي گفت :
« آقا جان ! مملكت جالبي داريم ... شب مي خوابيم صبح بلند مي شويم يكهو در مسير محل كار تابلوهايي تازه نصب شده را مي بينيم كه عكس يك دوربين روسي را نشان مي دهد و زير آن نوشته شده : كنترل سرعت !
خوب كسي نيست بگويد كه عزيزان اين چگونه يك شبه از آسمان بر زمين افتاد ؟تكليف من كه بيسوادم و نمي دانم اين چه معنايي مي دهد چيست ؟ در ژاپن اگر بخواهند سرفه كنند 5 سال فرهنگ سازي و مطالعه و بررسي مي كنند و آموزش از طريق تلويزيون و راديو و روزنامه و ... اما اينجا ؟! ... »
بگذريم . خوب اما شايد به نوعي حق با اين دوستمان باشد و اين شتابزدگي نكته اي است كه وقتي آن را در سطح تصميمات كلان اقتصادي كشور را در نظر مي گيريم بيش از هر چيز تحليل گري در بورس طهران را با چالش مواجه مي سازد .
در نظر بگيريم كه در پاييز سال جاري از اقتصاد نوين به عنوان سهمي با آتيه روشن براي سبد بلند مدت ياد مي كرديم اما اينك با بررسي اوضاع افق مبهمي را در زمينه حفظ پي بر اي سهم پيش رو داريم كه بر مي گردد به حركت توفاني و عجيب مجلس در زمينه تاكيد بر كاهش نرخ بهره . جداي از بررسي بعد اقتصادي اين تصميم و اثرات آن بيش از هر چيز اين عجله و شتابزدگي حركات است كه بازار سرمايه را با چالشهاي اين چنيني مواجه مي سازد .
سوال اينست كه :
1- تصميم گيري هاي خارق العاده مجلس هفتم كه اينك با نوعي همبستگي و وفاق عجيب صورت مي پذيرد تا كي حول مسايل روبنايي اقتصاد اين چنين مصرانه يكي پس از ديگري مطرح خواهد شد ؟
2- اين جنگ رواني به راه آفتاده كه كل بخشهاي اقتصادي اعم از بورس – بازار – صنعت و ... را در حيرت و نوعي اغما فرو برده است تا كي قرار است ادامه يابد ؟
3- تاوان طرح تثبيت قيمتها – تثبيت دلار با توجه به سرازير شدن درآمدهاي نفت به صندوق ذخيره و ... كه صرفا نظريه هاي زيبا بر روي كاغذ هستند و اگر خوش بينانه نگاه كنيم بجز برآوردن اهداف خاص تبليغاتي جناحي كل اقتصاد كشور را متاثر مي سازند را چه كسي مي پردازد ؟
و در اين ميان چه تدبيري براي بقا و رشد صنايع داخلي از قبيل خودرو – برق – پتروشيمي – لوازم خانگي و ... انديشيده شده است ؟
4-بورس طهران تا كي مي تواند اين وقايع را به نظاره بنشيند و اثر سياستهاي عجيب و شتابزده را با افت شاخصهاي خود تحمل نمايد ؟
ج – سازمان بورس اوراق بهادار طهران و ادغام وظايف « نظارت – صيانت – حمايت – شفاعت و ... » !
شخصا معتقدم كه كارنامه آقاي عبده تبريزي از شش همتاي گذشته خود كه از ابتداي تاسيس بورس طهران سكان هدايت اين مجموعه را بر عهده داشتند روشن تر بوده است . ايشان با معرفي ابزارهاي جديد به بازار از قبيل حجم مبنا از ريسك بازار و قدرت بلامنازع حقوقيها كاستند و همچنين در زمينه ارايه اطلاعات از شركتهاي بورسي و منظم كردن اين روند گامهاي بسيار موثري برداشتند به طوريكه به جرات مي توان گفت آنچه از آن تحت عنوان رانت اطلاعاتي در گذشته ياد مي شد اكنون بسيار به ندرت در بازار ديده مي شود .
يادمان نرفته روزهايي را كه كارتن مشهد يك سال گزارش نمي داد و ناگهان با يك گزارش عجيب به قيمت اسمي باز مي شد يا كاشي سعدي كه هيچ كس بالاخره نمي دانست سودش چقدر هست اما از 600 تا 1500 ده بار نوسان مي كرد و آخرش هم مشخص مي شد كه همه اش بازي بوده و ارزش سهم با توجه به سود نهايي آن 300 تومان هم نيست !
خوب اين روزها اطلاعات بسيار شفاف شده و اين را اگر بي انصافي نكنيم به نفس اقدامات و پيگيري هاي دبير كل فعلي بورس مرتبط مي شود . همچنين اشان سعي نمودند تا در زمينه فرهنگ سازي بازار و توسعه شبكه كارگزاري و بسياري موارد ديگر هم تلاشهاي شايسته نمايند كه شرحش در اين مختصر نمي گنجد .
اما از آنجا كه بحث ما مربوط به بحث ركود فعلي هست به بررسي نقش بورس در اين زمينه بپردازيم و هدف از اين يادآوري اوليه هم صرفا تاكيدي بر اين نكته بود كه خوبست همه چيز را به عنوان جريان ببينيم نه سياه و سفيد .