نمايش نسخه نهائي : توجه! توجه! توجه! : گپ و گفتی با شیطان!
یا عیسی
Thursday 8 October 2009, 04:35AM
:smile07:اعوذبالله من الشیطان الرجیم:smile07:
:mad::mad::mad:گپ و گفتی با شیطان :mad::mad::mad:
http://img.tebyan.net/big/1386/09/36591712511616716617420014618225485267255.jpg
اشاره:
روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.
روز مصاحبه:
جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:
مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
پیش از انجام مصاحبه گفتم:
با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
گفتم: چه حربه ای؟
جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.
سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
متن مصاحبه:
عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)
عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)
عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟
شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)
با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:
در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)
اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"
تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.
این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.
آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.
این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.
عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟
شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.
عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.
این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)
عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟
شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.
عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟
عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.
عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.
عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟
شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)
عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟
شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)
عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.
عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)
عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟
شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)
عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟
شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.
عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.
عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟
شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)
برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.
عبدالله: حرف آخر؟
شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)
نگارش و تنظیم مصاحبه: ابوالقاسم شکوری، کارشناس دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:
1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه
2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كنندهاى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مىكند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.
3- بقره/30
4- پیشین
5- پیشین
6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.
7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.
8- نور/21
9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63
10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108
11- ابراهیم/22
12- اسراء/24
13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .
14- پیشین
15- پیشین
16- نحل/100ونیزناس/5
17- اعراف/16
منبع مصاحبه (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/miscellaneous/2007/12/5/55098.html):)
یا عیسی
Thursday 8 October 2009, 04:43AM
آخرین نظرات کاربران در سایت تبیان تا به الآن:
Majid_A23
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم مخصوصا وقتی دانستم که شیطان قسم خورده که «انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست»
پاسخ تبیان :
سه شنبه 17/6/1388-23:4
javadazizipour
این مقالات میتواند تاثیر گذار باشد
پاسخ تبیان :
سه شنبه 13/5/1388-11:25
ناشناس
خدا کند که ما جزو غافلان نباشیم
من که تحت تاثیر قرار گرفتم خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
سه شنبه 26/3/1388-0:31
مهسا
خوب بود.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 6/3/1388-13:15
حجت الله اشتری
من واقعا خوشم امد ممنونم و شخصا تحت تاثیر قرارگرفتم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 31/2/1388-11:19
طالب هدایت
عالی بود ...
انشالله بینی شیطان رو به زمین بکوبیم ...
پاسخ تبیان :
سه شنبه 15/2/1388-2:38
مریم خانوم
واقعا دستتون دردنکنه ادمو خیلی به خودش میاره
پاسخ تبیان :
شنبه 15/1/1388-15:3
ناشناس
مرا دگرگون کرد
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 22/12/1387-19:3
ناشناس
عالی بودددددددددددددددددددددددددددددد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-20:49
الیکا
مطالب خیلی کم بود.
پاسخ تبیان :
شنبه 2/9/1387-11:54
MFM
خیلی جالب بود .
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 29/8/1387-13:8
somaye
جالب بود و بهتر از همه اینكه من رو به فكر فرو برد.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 17/7/1387-15:12
ناشناس
خــــــــیِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــلــــــــــی
عـــــــــــــــــــالـــــــــــــــــــی
بـــــــــــــــــــــود.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 9/7/1387-17:41
مهدی
خیلی عالی بود، خیلی واقعا ممنونم
پاسخ تبیان :
شنبه 6/7/1387-23:17
ناشناس
علی از قم . ماه بود ماه!
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 4/7/1387-1:52
R K
جالب بود.
واقعاً چرا ما شیطان رادشمن می داریم ولی فرمانش می بریم و در مقابل،خدا را دوست دوست داریم فرمانش که سعادت ما در دنیا و آخرت در آن نمی بریم.
یک دقیقه به این موضوع فکر کنیم ببینیم به کجا می رویم.
خدایا خودت به دادمان برس. التماس دع
پاسخ تبیان :
سه شنبه 2/7/1387-10:44
mahmoudi
بسیار جالب و عالی بود .
پاسخ تبیان :
يکشنبه 31/6/1387-9:15
faridlotus
خیلی عالی بود ، باز هم ممنونم .
پاسخ تبیان :
شنبه 30/6/1387-13:36
ناشناس
very
good
پاسخ تبیان :
جمعه 29/6/1387-22:22
livhki
خداوند در هدایت ابنائ بشر به شما توفیق دهد . ممنون
پاسخ تبیان :
جمعه 29/6/1387-14:10
صبا خانوم
میشه درباره جن هم مطلب بنویسید؟
پاسخ تبیان :
جمعه 29/6/1387-11:56
ناشناس
خوبه
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-17:39
اسماعیل شکور
دست مریزادعالسیت
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-15:35
اینجانب
خوب بود استفاده کردیم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-11:53
Dark_Ramin
عالی بود
راستی در مورد نسناس هم مطلب بزارید چون فکر کنم خیلی ها از جمله خودم دوست داریم در موردش بدونیم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-8:54
hkaeat
خیلی عالی باخوندن این مطالب بهتر میتوانیم باشیطان مقابله کنیم ((ممنون تبیانت))
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-0:16
ناشناس
بسیار عالی بود. با تشکر از زحمات شما عزیزان
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-23:20
ناشناس
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
خداوند مهربان همه را به راه راست هدایت کند.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-19:4
masoud_ml
بد جور منو تحت تاثیر خودش قرار داد!
بسیار مطلب عالی بود. اگر میشود کمی درباره نسناس و جنگ انان با جنیان بیشتر سخن بگویید.خیلی جالب است و اموزنده برای ما انسانها که جنگ را کنار بگذاریم.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-18:54
ناشناس
خدایا کمک کن از دستش ....
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-16:14
رباني
Friday 9 October 2009, 01:51AM
:smile07:اعوذبالله من الشیطان الرجیم:smile07:
http://img.tebyan.net/big/1386/09/36591712511616716617420014618225485267255.jpg
عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛
سلام
با تامل در آیات قران مشخص میگردد که ابلیس ، ابوالشیاطین میباشد همانطوریکه آدم ، ابوالبشر میباشد ؛ خداوند متعال در آیاتی که اشاره به خلقت انسان و دستور سجده به او را دارد شیطان را با اسم ابلیس معرفی میفرماید دقت کنید :
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ...34 بقره
اما در موارد بعدی از شیطان وذریه او سخن میگوید :
- در آیه 27 سوره اعراف می خوانیم : " انه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم":
شیطان ودار و دسته اش شما را از محلی میبینند که شما آنها را نمی بینید.
-در آیه 50 سوره کهف نیز می خوانیم : " افتتّخذنه و ذریّته اولیا من دونی و هم لکم عدوّ " :
آیا او -شیطان-و ذریه اش را دوستان غیر از من میکیرید حال آنکه آنها به شما دشمن اند".
لذا همانطوریکه دو فرشته " کراما کاتبین" مامور ثبت وضبط اعمال انسان میباشند ، شیطانی نیز از طایفه ابلیس مامور اغفال و گمراهی وی در نظر گرفته شده است ( والله اعلم ).
وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(200/الاَعَراف)
zxcv
Friday 9 October 2009, 02:08AM
عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
شیطان: با روش منحصر به فرد و " گام به گام". من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ ابتدا به این روش آغاز می کنم که تمامی احادیث و سخنان خود را به هر نحو ممکن به الله وابسته می کنم و به دین خدا ربطش می دهم و اینجاست که حق را با باطل در هم می آمیزم تا تلبیس کار خود را انجام دهد من از این طریق اکثریت مردم روی زمین را گمراه می سازم و از مسیر مستقیم منحرفشان می کنم .
من دقیقاً بر سر راه مستقیم نشسته ام و با آدرسهای اشتباهی مسیر خلق الله را عوض می کنم در این راه رهبران مذهبی و احبار و رهبان و منبریان و مفتیان به خاطر منافع مشترکی که با من دارند کمک شایانی می کنند آنها هر فاحشه ای را که انجام می دهند به دین نسبت می دهند و در اذهان طوطی صفتان و مستضعفین فکری موجه می سازند . من از همین طریق امت واحد اسلامی را تکه تکه می کنم ومذهبیون را به جنگ یگدیگر می اندازم تا هر فرقه ایی گمان کند که حق با اوست و در تصور اینکه فرقه اش تنها گروه نجات یافته است به دیگران فخر بفروشد .
من پشت نام صالحین پنهان می شوم و با نسبت دادن اکاذیب خود به آنان حدیث جعل می کنم و اجازه نمی دهم که مردم تنها متوجه کتاب خداوند شوند و جز به حکم خدا گردن نهند من کاری می کنم که انسانها تتوانند خدا را به تنهایی بخواهند تا از ذکر خالصانه خدا قلوبشان مشمئز گردد
من آنقدر از فراز منابر ، بر سر قبرستانها و پشت تریبونها در گوش این موجودات بی خرد و مقلد می خوانم تا برای خداوند فرزند و آل و خانواده ای دیگر بتراشند و شرکایی را که بدین شکل بوجود آورده اند را دست اندر کار خلقت و امور دین جلوه دهند برای آنان حق وحی در گوشی و غیر مبین قائل می شوم وسپس تا می توانم احکام و روش های خود را در قالب سنتهای آنان به مردم قالب می کنم .
من می دانم که اینان از کلام پروردگار و دین خالص بیزارند و احساس کراهت می کنند به همین خاطر آنان را به پیروی از منابع دیگر دعوت می کنم تا در جهت تعبد ، شریک برای خداوند قائل شوند و احکام کسی غیر از خدا را فرمانبرداری کنند . من به درستی می دانم که خداوند عهد شکن نیست پس طبق عهدی که با انسانها دارد اعمال هر کسی که به خدا شرک بورزد را تباه می سازد پس من بهترین روش را برای سرنگونی انسانها به سوی آتش انتخاب کرده ام تا با دعوت آنها به سوی پیروی از حکم غیر خدا، شرک به خدا بیاورند و من هم بتوانم مطابق با عهدی که در بدو خلقت انسان بسته ام در گمراه کردن اکثریت آنها موفق شوم ..
ولی شما با وجود آدرس هایی که قران داده تا دچار حیله من نشوید باز هم همچنان در خواب خرگوشی و منجلابی که من برایتان درست کرده ام فرو می روید و به چیزی غیر از کلام الله خود را مشغول می کنید . برای همین من کاری می کنم که هر فرقه لجن زار عقاید خود را مدینه فاضله اسلام بنامد و بدان خرسند باشد .
[47:9] ذلك بانهم كرهوا ما انزل الله فاحبطاعملهم
آری آنها کافر شدند و اعمالشان بر باد رفت چرا که نسبت به قرآن و ما انزل الله کراهت داشتند.
من از عقبه به انسان حمله میکنم و به قلب سپاه می زنم . شما را دائماً به سنتهای پیشنیان و مناسک آباء و اجدادی رجوع می دهم و به وسیله کثرت مردمان فریب خورده و قدمت سنتهای غلط و باطل فریبتان می دهم .
ان الذين ارتدواعلى ادبرهم من بعد ما تبين لهم الهدى الشيطن سول لهم واملى لهم
مطمئنا، كساني كه پس از آنكه هدايت براي آنها آشكار شده است به عقب بازگردند، شيطان آنها را اغواکرده است و آنها را به آن سو سوق داده است.
من گوشهای انسانها را برای شنیدن کلام حق سنگین می کنم و قلوبشان را قفل می کنم تا دست من برای خلق قرآن غیر مبین باز گذاشته شود من بوسیله اکاذیب و سنتهای گذشتگان ، قرآن مبین را تلبیس کنم و چهره قرآن آشکار را با اوراق سیاه مزخرفات فرقه و مذهب می پوشانم .
47:24] افلا يتدبرون القرءانام على قلوب اقفاله
اآيا در آيات قرآن فكر نميكنند يا بر دلهايشان قفل زده شده؟
عبد الله : لعنت خدا بر تو که از درگاه خدا بر اثر نافرمانی و تکبر طرد و مردود شدی .
بدان که من به خوبی می دانم که در عالم وجود هیچ حکم وحاکمی جز آنچه پروردگام بر من نازل کرده وجود ندارد. من دنبال اهواء توو دیگران را نمی گیرم و کلام غیر خدا مفتونم نمی سازد من هرگز به جای الله به الهه ایی دیگر گرایش پیدانمی کنم . خداوند مرا را از خودم بهتر می شناسد و بر لغزشهای من آگاه است پس برای خودم و ایمان آورندگان طلب بخشش می نمایم
می دانم که دسیسه های شیطان بامدادان وشامگاهان می خواهند مرا فریب دهند تا گوشهایم را سنگین کرده بگونه ای که حتی صداهای بلند را هم نشنوم ، ولی صدای بانگ پروردگارم فوق اصوات است و من به وضوح می شنوم که خداوند صدایم می زند و تذکر می دهد که هیچ الاهه ایی بجز الله وجودندارد.( لا اله الا الله ) پس من هرگز به گذشته تاریک خود بر نمی گردم چون صاحب اختیارم به من بینه ایی داده تا تنها از آن پیروی کنم .
[47:14] افمن كان على بينة منربه كمن زين له سوء عمله واتبعوا اهواءهم
آيا کساني که بینه پروردگارشان را پیروی می کنند مانند کساني هستند که شیطان اعمال پليدشان در نظرشان زيبا جلوه داده است و از عقايد خود و آباء و اجدادشان پيروي ميکنند؟
رباني
Friday 9 October 2009, 03:01AM
سلام
دوستان بی ارتباط به سرنگار ندانستم که عکسهایی را از شیطان پرستان ( حیوانات انسان نما) را در اینجا بیاورم تا بیش از پیش به نتایج دوری از معنویت و خدا محوری پی برده شود . انشاء الله ...
اما یک خواهش ؛
اولاً ،بعد از رویت به در گاه خدای خود شکر وسپاسگزاری نمایید که شما را از این دسته قرار نداد .
ثانیاً ،به کسانی که زیاد حساس هستند توصیه میشود که این تصاویر را نبینند :
mehrdad_123
Friday 9 October 2009, 03:46PM
گپ و گفتی با یکی از پیروان سید موحدان شکمی!!!
عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
zxcv: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.
عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
zxcv: با روش منحصر به فرد " گام به گام". من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق شعارهای زیبای دفاع از قرآن و دفاع از اسلام و فقط خدا عده ای بی سواد سطحی نگر را دور خود جمع می کنم و سپس با استناد سطحی به انبوه آیات قرآن به جماعت سطحی نگر اینگونه القا می کنم که عقاید و افکار اسلام ستیزی و قرآن ستیزی من قرآنی است و آن جماعت ابله چقدر ساده گول مرا می خورند!!! حال آنکه قرآن خود دست مرا رو کرده است و امثال مرا و پیروان مرا بخاطر ترک سنت رسول خدا(ص) جزو دسته ی منافقین قرار داده است!! خط بطلان (1) (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=15871):smile07:خط بطلان (2) (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=17117)
و در نهایت با تهمت های فراوان به پیروانم اینگونه القا می کنم که عقاید پایبندان به اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر علیهم السلام غیر اسلامی است و آنها چقدر ساده لوحانه باور می کنند!!!
من در ذهن مردم لایعقل سطحی نگر بی سواد اندیشه زشت و عقاید کفر حذف رسول (ص) و اولی الامر (ع) را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای اسلام ستیزی و خدا ستیزی برمی انگیزم.و درنهایت همه آنها تبدیل به یک اسلام ستیز حقیقی می شوند که در نوع خوب آن مثل اکبر ادعای وحی و الهام و هدایت بشری می کنند!!!
این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم. البته هنرمندیهای دیگری هم دارم که آنها را فعلا رو نمی کنم!
عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟
zxcv: من دشمن کسی نیستم من فقط پیرو سید موحدان استکباری هستم و نمی خواهم در مقابل بندگان و آفریدگان مکرم خداوند سجده کرده و آنها را تکریم نمایم و از آنها طلب دعا نمایم من نمیدانم چگونه باید به شما بفهمانم که من موحدم من فقط مسلمانم من من من من من من منم من نه منم!!!
نکته:
خداوند متعال در قرآن مي فرمايد:‹‹و اذ قلنا للملائكه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس ابي واستكبر و كان من الكافرين
و چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند همه سجده كردند مگر شيطان(وجز zxcvو دیگر معاندین اهل البیت(ع) ) كه ابا و تكبر ورزيد و از فرقه كافران بود››
(بقره , آيه 34)
براستی که پیروان سید موحدان(توحید من در آوردی) چقدر خود پرست و مستکبر هستند که خود را بی نیاز از دعای مقربین می دانند؟!؟!؟!
وَ إذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسوُلُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِروُنَ .
و آن هنگام که به آنها (منافقين) گفته شود به نزد رسول خدا آييد تا از در گاه خداوند برايتان طلب مغفرت نمايد، سر ميپيچيدند و ميبيني که از روي تکّبر و نخوت روي بر ميتابند.
عبدالله: بزرگترین آرزوی زیسوی چیست؟
zxcv: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم امید که بتوانم یک روز اسلام محمدی را حذف کرده و اسلام زیسیوی را جایگزین آن کنم.
عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
zxcv: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها با آگاهیشان از اسلام حقیقی دست مرا و پیروان و همکارانم را رو می کنند و برخی هم برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند و من در این قشر نمی توانم رسوخ کنم!!!
عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
zxcv: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی بی سواد و جاهل و سطحی نگر باشد!! مانند بیان - اکبر - ربانی وووو برای من خیلی خوب است اگر عده ای تربیت بشوند که پایبند به شریعت نباشند و با پولسی گری من آنها به من بپیوندند و پشت سر هم گناه کنند. آری با این روش می توانم اسلامی بسازم آنگونه که می خواهم!!!
عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
zxcv: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند و عرض کردم عدم سواد دین و اگاهی از بطن دین به من این اجازه را می دهد تا آنها را با استناد ظاهری و نادرستم به آیات کلام خداوند آنها را فریب دهم و چهره ی مزورانه ی خود را پنهان سازم عدم پایبندی به شریعت محمدی و دلخستگی جوانان و مردمان از شریعت به من کمک می کند تا آنها را به دین شیطانی خود که شریعت را حذف کرده ام نزدیک تر سازم لذا نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.
عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
zxcv: ما به آنگونه ای که شما فکر می کنید ازدواج نمی کنیم و طلاق اسلامی هم نداریم ما مدل اروپایی از نوع زندگی بدون ازدواج را می پذیریم چرا که اعتقاد داریم صیغه ی ازدواج به جهت ساده بودنش نمی تواند محرمیت ایجاد کند و همان شرط گذاشتن بعضی مدلای اروپایی به عقاید ما نزدیک است!!!
البته یک خبر خوشحال کننده نیز به شما بدهم چندی بعد قرار است نیکمنش با استناد به ریاضیات اثبات نماید که پیامبرمان رشاد خلیفه چون خودش آدم همجنس باز و کودک آزاری بود من بعد ما هم می توانیم همنجس بازی کرده و ازدواج های دسته جمعی نیز داشته باشیم...و اصلا حلال و حرام محمدی را رفته رفته حذف خواهیم کرد!!!
عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
zxcv: من در میان تمامی مردمان ناآگاه به دین و کسانی که نمی خواهند پایبند شریعت محمدی باشند هواخواه دارم.
عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
zxcv: تا اندازه ی قلمروی جهل شما
عبدالله: حرف آخر؟
zxcv(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا به پیروی از مولایم شیطان و هوای نفسم انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
عبدالله: فاخرج منها،فانك رجيم برو بيرون،تو رانده شدهاى!
و ان عليك اللعنة الى يوم الدين . تا رستاخيز،بر تو لعنتباد!
و خداوند فرموده است:«هر آينه جهنم را از تو و بندگاني كه از تو پيروي كنند پر خواهم كرد.»
فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس!!!
:smile07:قال رسول ا...(ص): علی و شیعته هم الفائزون:smile07:
:smile07:یاحق:smile07:
mehrdad_123
Friday 9 October 2009, 04:13PM
مناظره ی zxcv:smile21: با خداوند!!!
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه در اينجا مي خوانيد مناظره اي است فرضي ميان خداوند متعال و پیروان شیطان که سخنان خداوند از قرآن کريم اخذ و سخنان این شخص از افکار و بیاناتش گرفته شده است
.
- خداوند متعال : و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابي و استکبر و کان من الکافرين (بقره /34) ؛ هنگامي که به ملائکه گفتيم براي آدم سجده کنيد , همه سجده کردند جز ابليس که امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافرين بود.
- zxcv: خدايا اين شرک است که تو به ملائکه فرمان داده اي آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار مي کني ؟
- خداوند متعال : و رفع ابويه علي العرش و خرُّوا له سُجدا و قال يا ابت هذا تأويل روياي من قبل قدجعلها ربي حقا (يوسف/100) ؛ يوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران يوسف پيش او به سجده افتادند . يوسف گفت : اي پدر! اين تأويل خواب من است که پيش از اين ديده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.
- zxcv: خدا يا چرا پيامبرت يعقوب و يوسف بايد اجازه دهند که برادرانش پيش او سجده کنند . برادران يوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . يعقوب و يوسف بايد آن ها را مي کشتند.
- خداوند متعال : و إذ جعلنا البيت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي (بقره/125) ؛ [به ياد بياوريد] هنگامي که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلي امن قرار داديم. [براي تجديد خاطره] مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد .
- zxcv: خدايا چرا گفته اي مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد . چرا مکان يک بشر را محل عبادت خود قرار مي دهي ؟ اين شرک است . هيچ بشري به هيچ وجهي نبايد دخلي در عبادت تو پيدا کند. چرا يک بيابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادي که مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دادي ؟ اين باعث مي شود مردم ياد بگيرند و محل اولياي ديگري چون رسول خدا(ص) و علي (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . اين ها همه شرک است .
- خداوند متعال : في بيوت أذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛ خانه هايي که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که براي او صبح و شب تسبيح بگويند .
- zxcv: خدايا ! چرا تو اذن داده اي که خانه هايي محل عبادت قرار گيرند؟ در آن صورت مردم مي آيند در قبر رسول الله (ص) نماز مي گذارند که اين خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسير اين آيه گفته اين خانه ها خانه هاي پيامبر است و خانه هاي علي و فاطمه هم از افضل ترين اين خانه ها است . مردم مي آيند در اين خانه ها عبادت مي کنند و مشغول نماز مي شوند . محل قبر علي و فاطمه را هم چون پيامبرت گفته که خانه هاي آن ها هم از خانه هاي مأذون است , محل عبادت قرار مي دهند. اين ها همه شرک است .
- خداوند متعال : ما من شفيع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(يونس/3)؛ هيچ شفاعت کننده اي وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . اين خداي شما است آن را پرستش کنيد . آيا به ياد نمي آوريد؟ .
- خداوند متعال : و کم من مَلَک في السماوات لاتغني شفاعتهم شيئا الا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء و يرضي (نجم/26) ؛ چه بسيارند فرشتگاني در آسمان که شفاعت شان هيچ سودي ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد براي کساني بخواهد و راضي گردد.
- خداوند متعال : و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛ شفاعت سودي ندارد جز براي کسي که اذن داده شده باشد .
- zxcv: خدا چرا استثنا کرده اي که جز براي کسيکه اذن شفاعت داده شود . بايد بگويي به هيچ وجه شفاعتي در کار نيست و هيچ کسي نمي تواند شفيع باشد . اينکه تو استثنا کرده اي سبب مي شود برخي از پيامبر و اوليايت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . اين شرک است که از غير خدا شفاعت بخواهي .
- خداوند متعال : قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين (يوسف /97) قال ساستغفر لکم ربي انه هو الغفور الرحيم (يوسف/98) ؛ برادران يوسف گفتند : اي پدر براي گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. يعقوب گفت : بزودي براي شما طلب آمرزش مي کنم از خداي خود که او بخشنده مهربان است.
- zxcv: ديدي گفتم اگر اجازه بدهي مردم بلافاصله طلب شفاعت مي کنند . اين برادران يوسف پدر خود را شفيع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. اين شرک است .
- خداوند متعال : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛ اي مومنان از خدا بترسيد و بسوي او وسيله اي بجوييد و در راه خدا کوشش کنيد باشد که به رستگاري برسيد.
- zxcv: خدايا ! چرا امر کرده اي که مومنان به نزد تو وسيله بجويند. آنان بايد مستقيما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفيعي رفته او را وسيله اي جهت تقرب به تو قرار دهند. اين شرک است که مردم به غير تو مراجعه کنند.
- خداوند متعال : اذهبوا بقميصي هذا فألقوه علي وجه ابي يأت بصيرا وأتوني باهلکم اجمعين(يوسف/93) فلما أن جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا قال الم اقل لکم اني اعلم مالا تعلمون (يوسف96) ؛ يوسف گفت : اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود و تمام اهل خود را بياوريد. وقتي قاصد رسيد پيراهن را به صورت يعقوب انداخت و يعقوب بينا شد. و يعقوب گفت مگر من نگفتم من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد.
- zxcv: خدا يا ! چرا اين آيه را آورده اي . پيراهن که هيچ تأثيري ندارد . اينکه پيراهني بتواند چشم نابينا را بينا کند نادرست است و اين باعث خواهد شد مردم به ضريح پيامبر و اولياي تو چشم بمالند و از پيامبر و اوليا شفاطلب کنند چون فکر مي کنند وقتي پيراهن يوسف بتواند چشم يعقوب را بينا کند , ضريح رسول خدا(ص) که افضل انبياء است حتما اين کار را مي تواند انجام دهد. درحاليکه درخواست شفا از غير خدا شرک است و مشرک واجب القتل .
- خداوند متعال : و کذالک اعثرنا عليهم ليعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ريب فيها إذ يتنازعون بينهم أمرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم . قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا(کهف/21) ؛ و اين چنين مردم را متوجه حال آن ها کرديم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخيز حق است. و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست . در آن هنگام که ميان خود نزاع داشتند ؛ گروهي مي گفتند: بنايي بر آنان بسازيد(تابراي هميشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگوييد که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولي آن ها که از راز شان آگاهي يافتند (و آن را دليلي بر رستاخيز ديدند) گفتند : مامسجدي در کنار مدفن آن ها مي سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود).
- zxcv: خدا يا چرا اين داستان را نقل کردي . وقتي هم نقل کرده بودي بايد آن را شديدا رد مي کردي . چرا از کنار بناي مسجد بر قبر بدون هيچ انکار و ردي گذشتي در حاليکه در آيه بعدي که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده اي : فلاتمار فيهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دليل در مورد آن ها حرف نزنيد. اينجا کار جدال کنندگان را تقبيح کرده اي اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبيح نکرده اي . در حاليکه بناي مسجد بر قبر ها شرک است .
- خداوند متعال : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه (بينه /7) ؛ کساني به خدا و رسولش ايمان آورده و اعمال صالح انجام مي دهند , آن ها بهترين مخلوقاتند.
- zxcv: خدا يا پيامبرت گفته : منظور از خير البريه در اين آيه علي و شيعيانش هستند . چرا تو اين آيه را فرموده اي در حاليکه شيعيان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حاليکه تو آن ها را بهترين مخلوقات دانسته اي .
اساتید و مومنین لطفا این مناظره را از جهات دیگر نیز ادامه بدهند...جالب خواهد بود. ان شاا...الرحمن.
zxcv
Saturday 10 October 2009, 02:01AM
اولاً ،بعد از رویت به در گاه خدای خود شکر وسپاسگزاری نمایید که شما را از این دسته قرار نداد .
ربانی جان من عکس هایی دیگری هم از شیطان پرستان دارم که با عکسهای ارسالی شما کلی فرق می کنند در این تصاویر دیگر اثری از رنگ و لعابهای آن چنانی نیست اینها هرگز گوشواره به گوش و قلاده به گردن نمی اندازند و موهای خود را مدل های شیطانی آرایش نمی کنند هیچ جا هم اعتراف نمی کنند که شیطان پرستند بلکه اینانی که من می گویم قیافه هایشان کلی متفاوت است . ریش می گذارند تسبیح بدست می گیرند زیر لب ذکر هم می گویند . معلم اخلاق می شوند و درس تفسیر قران آنان هم همیشه براه است اما باور کنید که آنان از شیطان پرستان ظاهری ، شیطان پرست ترند
اینان مردم را به جای حکم الله به حکم شیطان راهنمایی می کنند و راه او را در قالبی دینی به مردم تلقین می کنند شاید مابین شیطان پرستان عکسهای من با عکسهای تو فرق ظاهری زیادی باشد اما هر دو گروه یک راه می روند و آن دور نمودن انسانها از حق و یقین و دعوت آنان به وهم و خرافات .
آنکه مانند عکسهای ارسالی تو شیطان پرستی می کند در بازی ها و احمقی های خود سرگردان است و احمق چه بخواهد و چه نخواهد شیطان را مولای و ارباب خود نموده است اما آنکه در عکسهای من شیطان پرستی می کند بزرگی از جمع مذهبیون است که در هیبت و ظاهری دینی و اسلامی شیطان پرستی را مسلک خود نموده و اربابش را با ردا و انگشتری عقیق به دست خدمت می کند
او خود را مومن و متدین معرفی می کند و به همه می گوید که راه شیطان راهی غیر از روشی است که او تبلیغ می کند ولی این حیله گر عاملی ست نفوذی و ستون پنجمی است که شیطان در بین ما گماشته است
بنابر این شیطان پرست واقعی آن دیوانه ایی نیست که شکل خودمانند عکسهای ارسالی تو تغییر می دهد تا خود را از دیگران متمایز کند و دیده شود بلکه خادم راستین شیطان ملعون آن شغال انسان نمایی ست که ریش و پشم خود را ابزاری نموده تا هر چه بیشتر به اربابش خدمت کند .
رباني
Saturday 10 October 2009, 02:47AM
بنابر این شیطان پرست واقعی آن دیوانه ایی نیست که شکل خودمانند عکسهای ارسالی تو تغییر می دهد تا خود را از دیگران متمایز کند و دیده شود بلکه خادم راستین شیطان ملعون آن شغال انسان نمایی ست که ریش و پشم خود را ابزاری نموده تا هر چه بیشتر به اربابش خدمت کند .
درست است ، قبول دارم ؛ اما یکی علناً میگوید که من شیطان پرستم و آن دیگری غافل است ، غفلت دارد نمیداند که تفسیر قران به وسیله احادیث ، استحاله ایی است که توسط همین شیطان راه اندازی شده است ، ببینید سال به سال ، قرن به قرن چگونه دین الهی را تغییر میدهند تا جایی که خود هم قبول دارند که بعد از ظهور امام زمان دینی را معرفی مینماید که همه میگویند این شخص امام زمان نیست ، بلکه دروغگویی است که به خدا دروغ میبندد و دینی که او معرفی مینماید ، دین رسول الله نیست !
لذا برادر فرق است بین غافل و آگاه ، درست است هر دو فرامین شیطان را اجرا میکنند اما یکی ادعا دارد که خداپرست است و آن دیگری علناً میگوید که شیطان پرستم !
بیایید از درگاه سرورمان برای هدایت غافلین دعا کنیم .
در ضمن اگر مقدور است آن عکسهایی که فرمودید برایم ارسال نمایید ... تشکر میکنم .
پندار نیک
Saturday 10 October 2009, 04:03AM
من یک کمی به این نظر معتقدم که شیطانی وجود ندارد!!
یعنی قضیه خدا و شیطان مثل قضیه نور و تاریکی است! هر جا که خدا باشد , شیطان نیست!!!مثل هر جا نور باشد تاریکی نیست!!
mehrdad_123
Saturday 10 October 2009, 04:26AM
من یک کمی به این نظر معتقدم که شیطانی وجود ندارد!!
یعنی قضیه خدا و شیطان مثل قضیه نور و تاریکی است! هر جا که خدا باشد , شیطان نیست!!!مثل هر جا نور باشد تاریکی نیست!!
ما براساس یکسری مجذوبیت های خاص یافت شده در یک دین به آن معتقد می شویم و ایمان می آوریم این مسائل را آن دین به ما می گوید!
اگر به دینی معتقد هستیم باید به آنچه که دستور می دهد شاید در وهله ی اول باورش برایمان سخت باشد اما پذیرا باشیم!
ما نمی توانیم مجذوبیت های اعجازی یک دین را که سبب شده است بدان بگرویم را نادیده بگیریم و نظر خود را بر آن دینی که به ما ثابت شده است اعجازیست تحمیل نماییم! این با عقل تنافی دارد که ما عقل اولیه ی خود را حاکم بر دین کنیم! در آنصورت اساس آن دین زیر سئوال است!
دینی که عقل من از آن بیشتر و بهتر می بیند دین نیست! و اصلا دیگر چنین شخصی نباید دنبال پیروی از دین باشد از نظر من!
ضمن آنکه آن نظر منسوب به انیشتین ناصحیح است و ایشان دچار خلط در استنباط شده اند.خود شیطان با شیطانی شدن تفاوت دارد! که ایشان توجه نکرده اند!
باتشکر
یاحق
پندار نیک
Saturday 10 October 2009, 04:31AM
من میگم شیطان یک شخص نیست!!مثل خدا که یک شخص نیست! چیزی شبیه نیرو!!
mehrdad_123
Saturday 10 October 2009, 04:36AM
چرا شیطان بوجود آمد؟
پاسخ:ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدتهاى طولانى خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانى از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مىشود. شیطان بر هر موجودى گفته مىشود که انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسانها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاک بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یک دستور الهی که سجده و تعظیم در مقابل انسان بود ، لغزید (1) و از درگاه الهى رانده شد.(2) شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد.
شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسانها را بفریبد مگر کسانى را که مؤمن باشند.(3) و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد .
اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت ، مىتوان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس اماره درون انسان است که انسانها را به سوى بدى و دور شدن ا ز خدا امر مىکنند. از طرف دیگر گرایش به سوى کمال و نیکى و خرد و رسولان و پیامبران الهى، در مقابل آنها قرار مىگیرند تا انسانها را به کمال و خوشبختى سوق دهند. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است که وى مىتواند با اختیار خود، یکى از دو راه را انتخاب کند تا به سعادت یا شقاوت برسد. بنابراین اگر نفس اماره و نیروهاى سرکش و شیطانها نبودند، انسان نمىتوانست در معرض آزمون الهى قرار گیرد و با نفى و طرد و مبارزه با آنها، موجب شکوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى و سیر در مسیر کمال و خوشبختى و سعادت ابدى شود، پس شیطان شر مطلق نیست.
"علامه طباطبایى" فرموده است: "اگر شیطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود، و وجود شیطانى که انسان را به شر و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله کناره و لبه جاده است و معلوم است که تا دو طرفى براى جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمىشود".(4)
به تجریه و تحقیق ثابت شده است که فلزات براى آن که از ناخالصى و زوائد پاک شوند، باید در کورههاى داغ قرار گیرند تا پس از آن به شکل فلزى با ارزش درآیند. انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود که در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارقالعاده خود را شکوفا کند.
بنابراین ماهیت وجود انسانی ، ماهیت موجود دارای اختیارو انتخاب است و چون مسئله انتخاب به میان آید ، باید دو طرف نیک و بد فرض شود تا انتخاب و اختیار معنا داشته باشد.
پس خداوند چون انسان را موجود دارای اختیار آفرید ، نمی توان گفت چرا راههای گناه ( و از جمله وجود شیطان ) بسته نشد و چون راههای گناه بسته نشد ،راه دوزخ هم بسته نیست.
بله خداوند انسان را آفرید و هدف این است که او به بهشت دست یابد ، اما با اختیار و انتخاب خود او و طبعا انسان هائی وجود دارند که با سوء اختیار خود راه بهشت و رحمت الهی را انتخاب نمی کنند ، بلکه جایگاه دوزخ را انتخاب می کنند.
بنابراین وجود بهشت و دوزخ ، بنابر انتخاب و اختیار انسان ها است و انتخاب و اختیار انسان ها ، لازمه وجود موجود دارای اختیار است. پس نمی توان گفت چرا خداوند فقط بهشت را نیافرید .
هم چنین باید دانست که شیطان (چه شیطان جنی و چه شیطان انسی) با انواع حیلهها و القاها و زینت دادنها به زمینه گناه که در نفس انسان است، ترغیب میکند، امّا شیطان، علّت تامه گناه نیست به این معنا که غرائز نفسانی در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شیطان هم با ترفندهای خود به آن کمک میکند. بنابراین، اگر شیطان هم خلق نمیشد، انسان به وسیله همان غریزی که در وجودش هست، گناه میکرد، بله اگر شیطان نبود، انسان، کمتر گناه میکرد، چون تحریکات شیطانی نبود. قلمرو قدرت شیطان در حد وسوسه است. "یوسوس فی صدور النّاس" لذا پیامبر(ص) در خطبه آخر شعبان فرمود: "یغلّ فیه الشیاطین؛ یعنی در ماه مبارک رمضان شیاطین در غل و زنجیرند و قدرت بر وسوسه ندارند". اما معصیت و گناه انسان ها در این ماه بسته و ختم نمی شود ، اگر چه کمتر می شود.
در مقابله وجود شیطان و نفس اماره در جود انسان ، عقل و خرد وی و فطرت خداجوی و پیامبران الهی قرار دارند .
پس در یک طرف نیروهای خیر و در طرف دیگر نیروهای شر وجود دارند .
حدیثی را از امام صادق(ع) نقل میکنیم که فرمود: "اصول الکفر ثلاثة: الحرص و الاستکابر و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم(ع) حین نهی عن الشجرة حمله الحرص علی أن أکل منها و امّا الاستکبار فابلیس حیث امر بالسجود لآدم(ع) فأبی و امّا الحسد فابنا آدم حیث قتل احدهما صاحبه؛ امام صادق(ع) فرمود: ریشههای کفر سه چیز است: حرص و استکبار و حسد، امّا حرص، باعث شد که آدم از درختی که خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد و اما استکابر، باعث شد که ابلیس وقتی که خدا به او امر کرد که بر آدم سجده کن، سجده نکرد و باعث کفر او شد و امّا حسد باعث شد که قابیل، برادرش هابیل را بکشد.(5)
در این روایت ریشههای گناه را همان غرایز موجود در نفس انسان دانسته است. فریب شیطان از طریق همین نیروها در وجود انسان است و اگر کسی بتواند نیروهای وجود خود را در کنترل خود قرار دهد و عقل و خرد بر هواهای نفسانی غالب کند ، فریب شیطان را نخواهد خورد.
پینوشتها:
1 - ر. ک : سوره بقره، آیه 34
2 - ر. ک: سوره حجر (15) آیه 34.
3 - ر. ک: سوره ص (38) آیات 83 و 82.
4 - تفسیر المیزان، ترجمه فارسى، ج 8، ص 50.
5- . اصول کافی، ج 2، ص 289.
پندار نیک
Saturday 10 October 2009, 04:40AM
دینی که عقل من از آن بیشتر و بهتر می بیند دین نیست! و اصلا دیگر چنین شخصی نباید دنبال پیروی از دین باشد از نظر من!
من نمیگم که عقلم از دینم بیشتر می رسه!
اما فکر هم نمی کنم که باید همون برداشتایی رو از قرآن بکنم که مردم 1300 سال پیش می کردن!
مگه این نیست که فقط مردم آخرالزمان می تونن که مفاهیم قرآن رو کامل درک کنند؟ ما مردم آخرالزمان نیستیم , اما دلیلیم نداره که سعی نکنیم که مثل اونا باشیم و برداشتمون رو از داستانهای قرآن بروزتر نکنیم!
mehrdad_123
Saturday 10 October 2009, 04:40AM
من میگم شیطان یک شخص نیست!!مثل خدا که یک شخص نیست! چیزی شبیه نیرو!!
شیطان مخلوق است! خدا خالق است!
جنسش را خداوند معرفی می کند و بر همه ی ما نامعین است و نمی شود به طور حدسی گفت جنسش نیروست یا چه...
mehrdad_123
Saturday 10 October 2009, 04:44AM
من نمیگم که عقلم از دینم بیشتر می رسه!
اما فکر هم نمی کنم که باید همون برداشتایی رو از قرآن بکنم که مردم 1300 سال پیش می کردن!
مگه این نیست که فقط مردم آخرالزمان می تونن که مفاهیم قرآن رو کامل درک کنند؟ ما مردم آخرالزمان نیستیم , اما دلیلیم نداره که سعی نکنیم که مثل اونا باشیم و برداشتمون رو از داستانهای قرآن بروزتر نکنیم!
جدای از فرمایشاتتان عرض می کنم بروز تر کردن تفسیرهایمان از کلام خداوند فرق می کند یا تغییر دادن آن! و تحمیل نظر خود به آن!
این تحمیل همان معنی می دهد که ما عقل خود را حاکم بر قرآن بدانیم به جای آنکه قرآن را حاکم بر خود کنیم!
ببینید عقل ما در حد فهم قرآن جواز دارد نه در حد تحمیل نظر به قرآن کریم و یا احیانا تغییر معنای آن! ما هیچ جوازی نداریم که در طی قرون هر گونه که بخواهیم معنی کلمات را تغییر بدهیم! مثلا جنی که می گوید مخلوق خداوند است آن را از نوع خدا بدانیم! حال آنکه این تفسیر تفسیر غلط شرک آلودی است! بین خالق و مخلوق تباین کامل است!
پندار نیک
Saturday 10 October 2009, 04:50AM
ببخشید مثل اینکه منظورم رو اشتباه رسوندم
من نگفتم از نظر جنس یکی هستن!!نه نیستن!
منظورم این بود که واسه شیطان یک شخصیت مجزا قائل نیستم!!
من کی حرفمو بر اساس قرآن گفتم که شما میگید به قرآن چیزیو تحمیل کردم:)
و منظورم از عوض کردن برداشت , عوض کردن معنی نبود! منظورم برداشتهای معناگرایانه تر بود!!!
مثلا اونجا که در مورد نیریی گرانش زمین حرف میزنه!!در لفافه میگه یا مستقیم؟؟
mehrdad_123
Saturday 10 October 2009, 05:00AM
ببخشید مثل اینکه منظورم رو اشتباه رسوندم
من نگفتم از نظر جنس یکی هستن!!نه نیستن!
منظورم این بود که واسه شیطان یک شخصیت مجزا قائل نیستم!!
من کی حرفمو بر اساس قرآن گفتم که شما میگید به قرآن چیزیو تحمیل کردم:)
و منظورم از عوض کردن برداشت , عوض کردن معنی نبود! منظورم برداشتهای معناگرایانه تر بود!!!
مثلا اونجا که در مورد نیریی گرانش زمین حرف میزنه!!در لفافه میگه یا مستقیم؟؟
خواهش می کنم..
ببینید این تحمیل نظر عقلی حدسی و یا هر چه که اسمش را بگذاریم به قرآن کریم است!
چون قرآن کریم جنس شیطان را نیرو معرفی نمی کند و بلکه خلاف آن مطرح می شود!
و اما در مورد نیروی گرانشی! این اساسا با انچه که شما می فرمایید تفاوت دارد! در این مورد مسئله روشن است و اما در مورد شیطان مسئله ی نیرو نبودن آن اظهر من الشمس است!
و اما اینکه فرمودید شخصیت مجزا قائل نیستم! من متوجهش نمی شوم می شود کمی شفاف سازی بفرمایید!
باتشکر
پندار نیک
Saturday 10 October 2009, 12:30PM
خواهش می کنم..
ببینید این تحمیل نظر عقلی حدسی و یا هر چه که اسمش را بگذاریم به قرآن کریم است!
چون قرآن کریم جنس شیطان را نیرو معرفی نمی کند و بلکه خلاف آن مطرح می شود!
و اما در مورد نیروی گرانشی! این اساسا با انچه که شما می فرمایید تفاوت دارد! در این مورد مسئله روشن است و اما در مورد شیطان مسئله ی نیرو نبودن آن اظهر من الشمس است!
و اما اینکه فرمودید شخصیت مجزا قائل نیستم! من متوجهش نمی شوم می شود کمی شفاف سازی بفرمایید!
باتشکر
من هم نگفتم نیرو هستش!! راستش رو بخواید نمی تونم دقیقا چیزی رو که مدنظرم هست توضیح بدم!!
منظورم از اینکه گفتم شخصیت مجزا قائل نیستم , یعنی شیطان مثل انسان دارای قالب نیست!
چطوری بگم:confused::)مثل یک جور ویروس هوشمند ذهنی!
رباني
Saturday 10 October 2009, 02:51PM
من هم نگفتم نیرو هستش!! راستش رو بخواید نمی تونم دقیقا چیزی رو که مدنظرم هست توضیح بدم!!
منظورم از اینکه گفتم شخصیت مجزا قائل نیستم , یعنی شیطان مثل انسان دارای قالب نیست!
چطوری بگم:confused::)مثل یک جور ویروس هوشمند ذهنی!
سلام
چرا در مورد چیزی که جز اندکی از علم آن به ما داده نشده است ، بحث وجدل کنیم ؟
بهتر است در مورد علوم ماوراء الطبیعه تنها در حدی که از کتاب الله میتوان استخراج نمود صحبت کرد بیشتر از آن میشود حدس وگمان .
عقل انسان تا حدی مشخص برنامه ریزی دارد که بیشتر از آن را نمیتوان از آن توقع داشت چرا که در نهایت به بن بست میرسد .
اینکه در مورد خداوند جدل کنیم که از کجا آمده است وچه جنسی دارد و از این قبیل تفکرات ، ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند !
در مورد شیطان و روح وملائک وجن و... اینها را ما بیشتر از علمی که به ما داده شده است نمیتوانیم درک وفهم نماییم .
" از تو (ای پیامبر) راجع به روح میپرسند، بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكی از علم داده نشده است"
zxcv
Sunday 11 October 2009, 01:09AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجباً
بگو، «به من وحي شد که گروهي از جنها گوش دادند، سپس گفتند، "ما قرآني شگفت انگيز شنيده ايم.
همان بار اولي كه قرآن را شنيدند دريافتند كه اين كتاب به سوي رشد و كمال هدايت مي كند و به آن ايمان آوردند و التزام دادند كه احدي را شريك پروردگارشان قرار ندهند ولی تو که از جنس بنی آدمی ندا نستی و درک نکردی !
يهدي الى الرشد فءامنا به ولن نشرك بربنااحدا
به سوي رشد و كمال هدايت مي كند و ما به آن ايمان آورده ايم؛ ماهرگز هيچ معبودي در كنار پروردگارمان قرار نخواهيم داد.
مگر جن ها چه چيزي شنيده بودند كه عهد بستند كسي را با خدا شريك نسازند؟
آيا اين بدان مفهوم نيست كه حرف اول و آخر قرآن جلو گيري از دوگانه روي و شرك ورزي نسبت به پروردگاراست؟
آري كل قرآن حول همين محور« اياك نعبد»و عدم تعبد غير خدا مي گردد.
چرا نمي خواهيد بشنويد؟!
مگر گوشتان سنگين است؟!
نكند حديث لغو و لهو غير گوشهايتان را پر كرده است كه ديگر توانايي شنيدن حديث پروردگارتان را نداريد؟!
نكند آنهايي كه حديثشان را بدون علم پيروي مي كنيدغير خدا نيستند؟!
خوب گوش كنيد ببينيد جنيان چه مي گويند :
وانا ظننا ان لن تقول الانس والجن على الله كذبا
ما فكر مي كرديم كه امكان ندارد انسان ها و جن ها بتوانند درباره خدا دروغ بگويند.
آنها نيز درست مثل ما فكر مي كردند و باورشان اين بود كه كسي به خدايش دروغ نمي بندد و شرك ديگر به گورستان تاريخ پيوسته است!
اين حديث از آن پيامبر است و تعبد آن واجب است آخر پيامبر رسول الله است مگر ممكن است رسول الله خلاف خواست خداوند حكم كند؟!
اين احاديث مربوط به آل الله هستند مگر ممكن است آل الله بر خلاف خواسته خداوند حكم كنند؟!
مگرممكن است حديث پيامبر و ائمه دروغ باشند؟
اي كساني كه با بيان« لا اله الا الله» خود را از شرك بري مي دانيد شما داريد اشتباه مي كنيد!
اين احاديثي كه داريد به اسم پيامبر و امام تعبد مي كنيد و احكام الهي را به وسیله آن دگرگون مي سازيد به آنها تعلق ندارند و گوينده شان كسي جز شيطان نيست .
شما باپيروي از اين احاديث راه دوگانه پرستي را پيش گرفته ايد و خود نمي دانيد چون تصورمي كنيد شرك يعني تنها راز و نياز با مجسمه ها ( بت ها ) كه آنهم ديگر تاريخش سپري شده است!
ولی بدانید که شرك يعني به دنبال حرف و حديث غير(سنت پيشينيان) رفتن .
يعني تعبد شيطان ؛ يعني تعبد حكم احاديث بجاي حكم قرآن.
شرك يعني حرام كردن آنچه پروردگارمان حلال كرده است .
شرک یعنی دروغ بستن به خدا به اسم دین خدا .
يعني حلال دانستن آنچه که او حرام نموده است.
شرك يعني اينكه به خاطر يك حديث شيطاني ومسخره ، قسمت اعظم آبزيان را بر خود حرام كني
يعني اينكه بخاطر يك سنت اهريمني وديرين انسانها را ببندي به سنگ .
شرك يعني اينكه مقيد شوي حتماً با پاي راست وارد مستراح شوي و با پاي چپ از آن خارج گردي .
يعني اينكه قالبي براي صلات درست كني وبعد قلاده تقليد عده اي از خود گمراهتر را به گردن بيندازي تا آنها تكليفت را در عالم شك بين سه و چهار مشخص كنند!
آنهایی كه اینچنین می کنند!
اینهایی که انسانها را سنگسار مي كنند با تكيه بركدامين علم چنين مي كنند؟
علم الهي يا علم شيطاني ؟
فنعم المولی
Sunday 11 October 2009, 02:39PM
شیطان گاهی آنقدر ظریف وارد رفتارها وباور انسان می شود که سالها می گذرد و تو باور نداری که گمراهی . یکی از حربه های شیطان دور کردن انسان است از آسمان . اینکه حد ما همین محدوده اندک است . اینکه ما کودکیم برای مفاهیم بزرگ . بدانیم که درهای آسمان بروی انسانها بسته نشده و هرکسی می تواند تا مقام ابراهیم بالا رود. هرکسی می تواند کلیم الله شود موسی وار. و این دگر بستگی به تهذیب نفس انسانها دارد . و اصولا گناه بزرگیست تحقیرکردن روح کمال گرای بشر . این فسلفه که به تو می گوید تو بی آبرویی و همیشه باید چشم بدوزی به کرم کسانی که نزد خدا وجهه ای داشته اند انسان را در تعارضی می برد که اگر عمیقا به دنبال این تعارض برویم درهای حقیقت برویمان باز می شود . قطره درون دریا جز لذت بردن از تنفس حضرت حق چه کار دیگری دارد؟ دیگر چه واسطه ای میان او و دریا خواهد ماند که اصولا او خودش جزئی از دریاست . اگر من اکنون بی آبرو باشم و قرار باشد تا آخر عمر آنقدر پلید گردم که خدا مایل نباشد حتی صدای مرا بشنود مگر با واسطه دگر اصولا رشد و تعالی روح چه محلی از اعراب خواهد داشت ؟ دگر برای چه تلاش کنم ابراهیم گونه شوم ؟ من که در هر صورت گدای در این و آن خواهم بود ؟ و این همان ناامیدی از روح پذیرای حضرت حق است که شیطان دنبال آن می گردد در بشر.
نه دوستان می توان تا حد بالاترین انسانها رسید و از آنجا همدم و همصحبت خدا شد . می توان از سطح این روح های کسل سطح پائین گذشت یوسف بودن را تجربه کرد . چرا فکر می کنید همیشه باید آنقدر کم باشیم که خدا مگر به آبروی کسی صدای ما را بشنود ؟ خدایی که حتی صدای خود شیطان را هم بی پاسخ نگذاشت و مهلتش داد.
خلیفه الله بودن یعنی جانشینی خدا برزمین . جانشین خدا که ذلیل و بی آبرو نمی شود .
فطرت ما خدایی ست چرا به شکل خودش نمی شویم .وسیع و بزرگ و سربلند . دلمان گرفت از این حالهای حقیر و سطح پائین. ما با حضرتش حالهایی والا را تجربه کرده ایم پیش از این در روز الست . یادمان رفته گویا آن عهد قدیم .
و من الله توفیق
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.