PDA

نمايش نسخه نهائي : پاسداری از مرقد پیامبران و امامان


یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:02PM
درود:smile07:

1:از توهین بپرهیزید.
2:بدون جهت حق حذف منابع دینی برای احدی از مسلمین وجود ندارد.
3:منابع مورد اتفاق شیعه و سنی : قرآن و سنت است.
4:در این سرنگار نیز با تمسک به دو منبع فوق بحث خواهد شد تا مورد اتفاق تمام مسلمین باشد.




:smile07:سپاس

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:05PM
بسم الله الرحمن الرحيم




پاسداري از مرقد پيامبران و امامان


نقدي بر كتاب زيارت از ديدگاه امامان


جعفر سبحاني




پيش گفتار

جهاني كه ما در آن زندگي مي كنيم ، به صورت دهكده واحدي درآمده كه همگان مي توانند از عقايد و آراي يكديگر به صورت صحيح آگاه شوند و در حقيقت اين نعمت الهي مي تواند وسيله همدلي و همفكري ميان مسلمانان باشد ، ولي جاي تأسّف است كه برخي پيوسته به جاي تأكيد بر مشتركات ، بر اختلافات دامن مي زنند و مانع از آنند كه نوعي يگانگي و همكاري ميان مسلمانان صورت پذيرد و پيوسته عقايد و افكار برادران ديني خود را به صورت غير صحيح نقل مي كنند .
گاهي غرضورزي به جايي مي رسد كه يك مسأله فقهي ( بناي بر قبور ) را به صورت يك مسأله عقيدتي درآورده و آن را مايه تكفير قرار مي دهند .
اخيراً كتابي به نام « المزار عند الأئمّة الأطهار » به قلم دكتر عبدالهادي الحسيني در كشور بحرين چاپ و در كشور سعودي منتشر شده و به آن اكتفا نشده و فرد ديگري به نام « زين العابدين ابراهيمي » آن را به فارسي برگردانده و به نام « زيارت از ديدگاه ائمه » در « دارالقائم ( موهوم ) » چاپ و در مكه و مدينه منتشر گرديده است .
آنان يك مسأله فقهي را آن چنان مطرح مي كنند كه گويا علاقه مندان مراقد انبيا و اوليا از صفوف موحدان بيرون رفته و به خيل مشركان پيوسته اند .
ما كراراً منطق آنان را در تمام موارد بررسي كرده و پاسخ آن را داده ايم ولي براي اين كه حجّت بر نويسنده و مترجم تمام شود و روشن گردد كه منطق وهابيت ، سست و بي پايه است ، و علاقه مندان خاندان رسالت ، از منطق قوي و نيرومندي برخوردارند ، بار ديگر هر دو كتاب را مورد بررسي قرار مي دهيم و در چند فصل به پرسش ها و شبهات آنان پاسخ مي دهيم :
1 . آثار سازنده زيارت از ديدگاه قرآن و سنّت .
2 . بناي بر قبور و صيانت آثار انبياء و اوليا .
3 . بناي مسجد در كنار مرقد پيامبر و اولياي الهي و نماز ( گزاردن ) در چنين مساجد .
4 . سوگواري در فراق عزيزان .
5 . گناهاني بر سر مزار .
با بررسي اين موضوعات پنج گانه بخش اعظم گفته هاي « المزار » مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي گيرد .
ولي نويسنده در آخر كتاب درباره توسّل به ارواح مقدسه سخن گفته كه خود دفتر جداگانه اي مي طلبد و ما در اين مورد در دو كتاب به صورت گسترده سخن گفته ايم . ( 1 )
سخن را كوتاه مي كنيم . اميد است همه مسلمانان جهان در حفظ آثار اسلامي و يادگارهاي پاكان و نياكان و هر چه كه به حفظ ارزش هاي اسلامي كمك مي كند موفق باشند .

مؤسسه امام صادق ( عليه السلام )


جعفر سبحاني


22شعبان 1429


برابر با 3شهريور 1387




ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . 1 . آيين وهايت ، 2 . وهابيّت ، مباني فكري و كارنامه عملي .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:11PM
بخش اول
:smile07:آثار سازنده زيارت:smile07:
از ديدگاه قرآن و سنّت
« زيارت » در لغت به معني « قصد » است و در موردي به كار مي رود كه فردي از نقطه اي به نقطه اي براي ديدار شخصي يا مكاني برود و هدفش از اين كار تعظيم و تكريم آن فرد يا آن مكان باشد (مصباح المنير ، ص 354 ) . گاهي نيز زيارت به جمله ها و عباراتي گفته مي شود كه انسان با آنها با فرد سخن مي گويد و اين اصطلاحي ديگر غير از اصطلاح لغوي است .
فطرت و آيين اسلام
آيين اسلام ، آيين فطري است و دستورهاي آن ، با آفرينش انسان ، هماهنگ و همسوست ؛ اين آيين ، از هر نوع تشريع خلاف فطرت ، پيراسته است . قرآن مجيد بر اين اصل تصريح مي كند و مي فرمايد :
( فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ الله ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ ولكِنّ أكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمونَ ) ( لقمان ، 30 )
« پس رو به آيين حق گرا ـ توحيد خالص ـ كن كه خداوند در نهاد انسان ها جاي داده است . دگرگوني در آفرينش الهي نيست . اين است آيين استوار ، ولي بيشتر مردم نمي دانند » .
مثلاً انسان پيوسته عدل و داد را دوست داشته و از ظلم و ستم بيزار بوده است . به زندگي اجتماعي علاقه مند ، و از زندگي در بيغوله ها گريزان مي باشد و همچنين . . . .
اينك مسأله ديدار چهره هاي محبوب را در آرامگاه هاي شان از نظر اسلام بررسي مي كنيم .
علاقه به درگذشتگان فطري است
هر انسان سالمي به پدران و مادران و فرزندان و بستگان و دوستان خود علاقه دارد ، و گاهي هستي خود را فداي آنها مي كند ، و پس از درگذشت آنها نيز به ياد آنها مي باشد ، و در خانه دل ، مهر و محبت آنها را پرورش مي دهد ، و لذا آثار و يادگارهاي آنها را حفظ مي كند . از اين جهت ، پس از خاكسپاري ، علاقه مند است كه مهر جوشان خود را در كنار قبر آنها به نمايش بگذارد ، تا رابطه او با اين از دست رفتگان قطع نشود ، و آرامگاه آنان به صورت خاصي محفوظ بماند . بنابراين جلوگيري از زيارت قبور افراد مورد علاقه ، امري است بر خلاف فطرت و گامي است بر خلاف خواسته هاي آفرينش انسان . از اين جهت شرع مقدس به زيارت قبور دستور داده و آثاري بر آن بيان شده است .
آثار تربيتي زيارت قبور
شكي نيست كه انسان با حرص و ولعِ به مال و جاه آفريده شده ؛ ولي در عين حال عواملي در حيات او هست كه اين خواسته را تعديل مي كند و به اين غريزه سر و سامان مي بخشد و كاري مي كند كه تلاش او براي زندگي و گردآوري اموال و ثروت در مسير سعادت او باشد نه در مسير گردآوري اموال .
يكي از عوامل تعديل كننده اين درخواست ، رفتن به وادي خاموشان است كه در آن بزرگان و قدرتمندان و ثروتمندان جهان با يك لباس سفيد هم شكل آرميده اند و چيزي جز كفن همراه خود نبرده اند . همين ديدار ، سبب مي شود كه انسان ، از حرص و آز خويش بكاهد . در رواياتي كه از پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) نقل شده ، اين نكته تصريح شده است . پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) مي فرمايند :
« كُنتُ نَهَيْتُكُم عن زيارةِ القُبُورِ . ألا فَزُوروها فإنَّها تُرِقُّ القلبَ و تُدْمِعُ العَيْنَ و تُذَكِّرُ الآخِرَة » ( . كنز العُمّال ، ج 15 ، حديث 42555 . ) .
« من شما را از زيارت قبور نهي كرده بودم ـ به خا طر اين كه به زيارت قبور مشركان مي رفتند كه خود ممنوع است ـ اكنون ( كه قبور مسلمانان و شهيدان در برابر شماست ) ، زيارت كنيد ! زيرا زيارت دل ها را نرم مي كند و ديدگان را اشك بار مي سازد و آخرت را به خاطر مي آورد » .
و در حديث ديگر فرمودند :
« زُوروا القُبُورَ فإنّها تُذَكِّر الآخِرةَ » ( صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 671 . ) .
« گور مردگان را زيارت كنيد زيرا آخرت را به ياد شما مي آورد » .
امّ سلمه مي گويد : پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمودند :
« زُوروا القُبُورَ فإنَّ لَكُم فيها عِبْرَة » .
« قبور را زيارت كنيد زيرا براي شما آموزنده است » .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:15PM
زيارت قبور عالمان
آن چه گفته شد مربوط به زيارت قبور مردم عادي است كه كمترين فايده آن ، يادآوري مرگ و روز رستاخيز است ؛ ولي زيارت تربت عالمان ، اثر ديگري دارد ؛ زيرا علاوه بر اين كه از شخص آنان تجليل مي شود ، نوعي ترويج از علم و دانش به شمار مي رود و سبب مي شود كه نسل جوان ، به خاطر احترامي كه عالمان ـ در زندگي و پس از مرگ ـ دارند به علم ، گرايش پيدا كنند و در شمار آنان درآيند .
زيارت تربت شهيدان
زيارت تربت شهيدان كه با خون سرخ خويش از شرف و عزّت ملّتي دفاع كرده اند ، مفهومي فراتر از زيارت قبور افراد عادي دارد . حضور در كنار مرقد آنان نوعي بستن پيمان با آنان است كه راه آن ها را ادامه خواهند داد . براي روشن شدن مطلب ، مثالي را مطرح مي كنيم :
زائر خانه خدا ، در طواف ، « حجرالاسود » را استلام مي كند . هدف از دست گذاردن بر اين سنگ سياه چيست ؟ هدف ، نوعي پيمان بستن با ابراهيم خليل ( عليه السلام ) است كه پيوسته در راه آرمان او ، سعي و كوشش كند وچون دست زائر به قهرمان توحيد نمي رسد ، دست بر چيزي مي گذارد كه بازمانده از اوست .
در احاديث اسلامي وارد شده است كه زائر خانه خدا به هنگام استلام حجر بگويد :
« أمانتي أدَّيْتُها و مِيثاقي تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لي بِالمُوافاة » .
« امانتي كه بر ذمّه ام بود ادا كردم ، و بيعت خود را تجديد نمودم تا به اداي آن گواهي دهي » .
از اين بيان روشن مي شود كه چرا اسلام دستور مي دهد به زيارت شهيدان اُحُد و كربلا و ديگر شهداي عزيز بشتابيم ؛ زيرا حضور در كنار تربت آنان و يا دست گذاردن بر ضريح و قبر آنان نوعي بستن پيمان با روح و هدف آنان است كه زائر راه آنان را تداوم خواهد بخشيد .
پس زيارت قبر شهيد ، گذشته از تكريم و احترام او ، پاسداري از آرمان هاي اوست .
حضور در حرم پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) </B>
حضور در حرم پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) گذشته از اين كه قدرشناسي از جان فشاني ها و فداكاري هاي اوست ، بيعت با آن حضرت و نشان پايداري بر آرمان هاي او به شمار مي رود . اين مطلب از امام هشتم ( عليه السلام ) وارد شده است :
« إنّ لِكُلِّ إمام عَهداً في عُنُقِ أوْلِيائِهِ و شِيعَتِهِ و إنَّ مِنْ تَمامِ الوَفاءِ بِالعَهْدِ زيارةَ قُبُورِهِم » 1 . وسائل الشيعة ، ج 10 ، باب 44 ، از ابواب مزار ، حديث 2 .
« هر امامي بر گردن دوستان و شيعيان خويش پيماني دارد و زيارت قبور پيشوايان ، بخشي از عمل به اين پيمان است » .
تو گويي با اين زيارت ، با پيشواي خود پيمان مي بندد كه جز راه و رسم آنان ، از راه و رسم ديگري پيروي نكند . زائر مرقد رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) با رهبر خويش چنين گفتگو مي كند :
اي رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) ! اگر انصار در « عقبه دوم » با تو بيعت كردند تا از حريم رسالت دفاع كنند ، و يا گروهي از مهاجر و انصار در « حديبيّه » زير شجره با تو بيعت كردند كه از دين خدا دفاع كنند ، من نيز اي شفيع امّت ! با حضور در حرم تو و تماس با تربت پاك تو ، با تو بيعت مي كنم كه پاسدار آرمان هاي تو باشم . گرد شرك و گناه نگردم و از تو مي خواهم كه برايم از درگاه الهي طلب آمرزش كني .
اگر گردشگران عالم براي ديدار آثار باستاني و مناظر زيبا ، رنج سفر بر خود هموار مي كنند ؛ من با دويدن در بيابان و خفتن در كنار خار مغيلان ، خواهان زيارت مرقد تو هستم . از آن جا كه دستم به تو نمي رسد ، تربت تو را مي بويم و مي بوسم .
طلب آمرزش از پيامبر خدا
در قرآن مجيد به گناه كاران دستور داده شده به حضور پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) برسند و از او درخواست آمرزش كنند و پيامبر خدا ( صلّي الله عليه وآله ) هم در حق آنان دعا كند . در اين صورت خدا گناهان آنان را مي بخشد :
( و لَوْ أنَّهُم إذْ ظَلَموا أنْفُسَهُم جآؤوك فاسْتَغْفَروا اللهَ و اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدوا اللهَ تَوّاباً رَّحيماً ) نساء : 64
« اگر آنان كه بر خويش ستم كرده اند نزد تو مي آمدند و از خدا آمرزش مي خواستند و پيامبر نيز براي آنان آمرزش مي خواست ، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند » .
اين آيه هر چند در آغاز نظر ، مربوط به دوران حيات پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) است ، ولي با توجه به اين كه پيامبرِ شهيدان بهتر از شهيدان ، زنده است و پيام هاي زائران را مي شنود و پاسخ درودفرستندگان را نيز مي گويد ؛ مي تواند براي زائران مرقد خويش طلب مغفرت كند .
شگفتا ! همين آيه هم اكنون كه مرقد رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) در اختيار افراد بي مهر و يا كم مهر قرار گرفته است ، بالاي مرقد او نوشته شده است .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:17PM
زيارت قبور و سنّت پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) </B>
نه تنها پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) به طور شفاهي ، ياران را به زيارت قبور مي خواند ، بلكه خود نيز عملا به زيارت آنها مي رفت . مُسلِم در صحيح خود نقل مي كند : عايشه ـ همسر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) ـ مي گويد : پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) در آخرين بخش شب ، خانه را به قصد زيارت بقيع ترك مي كرد و آنگاه وارد اين سرزمين مي شد و با آرميدگان در دل خاك چنين مي گفت :
« اَلسَّلامُ عَلَيكُم دارَ قَوم مُؤمنينَ وَأتاكُم ما تُوعَدوُنَ غَدَاً مُؤَجَّلوُنَ وَإنّا إن شاءَ اللهُ بِكُمْ لاحِقُونَ . ألّلهُمَّ اغْفِرْ لأهلِ البَقيعِ الغَرْقد » 1 . صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 63 ، كتاب جنائز .
« درود بر شما اي ساكنان خانه افراد باايمان ! آن چه كه به وقوع آن در آينده وعده داده مي شديد ، سراغ شما آمد ( و شما ميان مرگ و روز رستاخيز به سر مي بريد . ) ما نيز به شما خواهيم پيوست . پروردگارا ! اهل بقيع غرقد را بيامرز ! » .
نه تنها خود پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) به زيارت آنها مي شتافت ، حتي همسر خود را نيز تعليم و آموزش داد كه آنها را اين چنين زيارت كند :
« اَلسَّلامُ عَلَيكُم أهلَ الدِّيار مِنَ الْمؤمنينَ وَالْمُسلِمينَ وَيَرْحَمُ اللهُ المُستَقدمين مِنّا وَالمُستَأخِرينَ وَإنّا إنْ شاءَاللهُ بِكُم لاحِقُونَ » همان ، ص 64 .
« درود بر ساكنان مؤمن و مسلمان اين سرزمين ! خداوند همه مؤمنان را چه آنها كه قبلا درگذشته اند و چه آنها كه بعداً در خواهند گذشت رحمت كند . ما نيز به خواست خدا به شما خواهيم پيوست » .
همسر رسول خدا و دخت گرامي پيامبر ، فاطمه زهرا ( عليها السلام ) به زيارت قبور مي رفتند و احدي بر آنان ايراد نمي گرفت ، ولي اكنون باب زيارت قبور بقيع به روي زنان بسته است . اين يك نوع تناقض بين سنّت صحابه و رفتار دستگاه هاي ديني برخي كشورهاست . آيا حكم خدا در قرن چهاردهم دگرگون شده است ؟ چرا بايد زنان از آثار سازنده زيارت قبور ، آن هم زيارت شهيدان و اوليا محروم باشند ؟ !

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:24PM
زيارت مرقد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) در احاديث
تقي الدين سبكي شافعي ( م 756 ) از فقيهان چيره دستي است كه عقايد ابن تيميه را در مورد عدم استحباب زيارت قبر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقد كرده و كتابي به نام « شفاء السِّقام في زيارة خَيْرِ الأنام » نوشته است . وي در اين كتاب ، احاديثي را كه محدّثان درباره زيارت قبر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل كرده اند گردآورده است كه مي تواند مسأله را به حد تواتر برساند . حتي مفتي سابق عربستان سعودي ـ عبدالعزيز بن باز ـ به اين خيل پيوسته و صريحاً به استحباب زيارت قبر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فتوا داده است جريدة الجزيرة ، تاريخ 24 ذي القعدة ، سال 1411 ، شماره 6826 .

ما در اين جا فقط به نقل چند روايت مي پردازيم .
عبدالله بن عمر از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل مي كند :
« مَنْ زارَ قَبْري وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتي » سنن دارقطني ، ج 2 ، ص 78 ، باب المواقيت . .
« هر كس قبر مرا زيارت كند حتماً او را شفاعت خواهم كرد » .
امام محمد باقر ( عليه السلام ) از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل مي كند :
« مَنْ زارَني حَيّاً و مَيِّتاً كُنْتُ لَهُ شَفيعاً يَومَ القيامةِ » قرب الاسناد ، 3 .
« هر كس مرا زنده يا مرده زيارت كند او را شفاعت خواهم كرد » .
اميرمؤمنان ( عليه السلام ) مي فرمايد :
« أتِمُّوا بِرَسولِ اللهِ حَجَّكُمْ إذا خَرَجْتُم اِلي بيتِ اللهِ فَإنَّ تَرْكَهُ جفاءٌ و بِذلِكَ أُمِرْتُمْ وَأَتِمُّوا بِالقُبُورِ الَّتي ألْزَمَكُمُ اللهُ زِيارَتَها وَحَقَّها » خصال صدوق ، ج 2 ، ص 406 .
« زماني كه آهنگ زيارت خانه خدا كرديد حج خود را با زيارت مرقد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) به پايان برسانيد زيرا ترك زيارت مرقد او جفا بر آن حضرت است و شما به اين كار مأمور شده ايد و نيز با زيارت قبوري كه به زيارت آنها ملزم شده ايد حج خود را به پايان برسانيد » .
روي اين اساس ، همه مسلمانان جهان ، در ايام حج ،
برنامه سفر خود را طوري تنظيم مي كنند كه يا در رفتن و يا به هنگام برگشتن ، به زيارت مرقد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) موفق شوند . چه بسا راه دوري را برمي گزينند تا به اين هدف جامه عمل بپوشانند .
تفسير حديث « لا تُشَدُّ الرّحال . . . »
در اين جا ممكن است سؤالي مطرح شود كه اين روايات ، زيارت پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) را مستحب مي شمارد اما درباره سفر براي زيارت او سخن نمي گويد ، بلكه مي توان گفت كه سفر طبق روايت ابوهريره ، براي زيارت مرقد او جايز نيست ؛ زيرا وي از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل مي كند :
« لا تُشَدُّ الرِّحالُ إلاّ إلي ثَلاثةِ مَساجِدَ : مسجدي هذا و مسجدِ الحرامِ و مَسجدِ الأقصي » صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 126 ، باب لا تشدّ الرّحال .
« جز به سوي سه مسجد ، سفر انجام نمي گيرد : اين مسجد من ، مسجدالحرام و مسجدالاقصي » .
ولي پاسخ اين سؤال روشن است . موضوع در حديث پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) « شدّ رحال » ( سفر ) به مساجد است نه سفر به غير آنها ؛ مثلا زيارت قبور ، زيارت والدين ، سفر براي تجارت و يا تحصيل علم .
علت اين كه فقط براي اين سه مسجد « شدّ رحال » مي شود اين است كه ، غير اين سه مسجد ، در همه جا ثواب يكساني دارد ؛ مثلا آن كس كه در تهران است شايسته
نيست براي درك ثواب مسجد جامع به شهر ديگر برود ؛ زيرا ثواب مسجد جامع تهران و سمنان يكسان است و اين ارتباطي به زيارت قبور ندارد .
زيارت مساجد سبعه
زائران مدينه منوره به زيارت « مساجد سبعه » مي روند و اگر مسجد « ردّ الشمس » ، « بلال » و « اجابة » را بر آنها بيفزاييم ، شمار مساجد به ده مسجد مي رسد . اگر زائران خانه خدا ، به زيارت اين مساجد مي روند نه به خاطر اين كه در آن جا با گزاردن نماز ، اجر بيشتري ببرند ، بلكه هدف ، ياد و خاطره مسلمانان صدر اسلام است كه در سخت ترين شرايط ( جنگ خندق ) برخي از اين مساجد را ساخته و در آن ها نماز گزارده اند . حضور در اين مراكز به خاطر تجديد آن خاطره ها و بستن پيمان با شهيدان آن راه است و در اين مورد هدف ديگري نيز هست ، قصد تبرّك از اين مساجد كه خون شهيدان راه توحيد با آنها عجين شده است . آنگاه كه وارد مسجد شدند ، به مستحبات ورود به مسجد عمل مي كنند نه اين كه براي نمازگزاردن به آن مساجد مي روند .
در پايان آيه اي را يادآور مي شويم كه به صورت آشكار دستور مي دهد كه به زيارت قبور مؤمنان بشتابيم . آن آيه مباركه چنين است :
( وَ لا تُصَلِّ عَلي أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلي قَبْرِهِ ) . توبه : 74 .
در اين آيه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) درباره مشركان از دو چيز نهي
شده است :
1 . ( وَ لا تُصَلِّ عَلي أَحَد مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً ) : بر مرده هيچ يك از آنان نماز نگزار !
:smile07:
2 . ( وَ لا تَقُمْ عَلي قَبْرِهِ ) : در كنار قبر آنها براي دعا توقف نكن !
بخش دوم آيه براي ما اهميت خاصي دارد و آن اين كه آيا مقصود از ايستادن در كنار قبر ، تنها توقف در هنگام دفن است يا مفهومي گسترده تر از اين دارد ؟

مفسّران ، معني دوم را تأييد مي كنند كه به اختصار ، كلام برخي از آنان را يادآور مي شويم :
بيضاوي مي گويد :
لا تقف عند قبره للدّفن أو الزّيارة (تفسير بيضاوي ، ج 1 ، 416 .) :
بر سر قبر منافقان ـ خواه براي دفن و خواه براي زيارت ـ توقف نكن .
همين نظريه را جلال الدين سيوطي ( تفسير جلالين ، سوره توبه ، آيه 84 ) و عارف بورسي ( روح البيان ، ج 3 ، ص 378 ) و آلوسي بغدادي ( روح المعاني ، ج 10 ، ص 155 ) آورده اند . در اين صورت معني چنين خواهد بود :
« بر سر قبر هيچ يك از منافقان ، در هيچ زماني توقف نكن » .
و مفهوم آيه اين است كه توقف بر قبر مؤمنان جايز و بلكه شايسته است ، خواه براي دفن و خواه براي غير آن . بنابر اين ، هر مسلمانِ باايماني مي تواند از اين فيض بهره مند باشد كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) در كنار قبر او توقف و براي او دعا كند ، به جز منافقان كه از اين فيض بي بهره اند .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:27PM
حفظ آثار صالحان در سايه زيارت قبور
آثار سازنده زيارت قبور ، به ويژه زيارت قبور عالمان و شهيدان و اولياي الهي و پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) در گرو حفظ قبور آنان است . زيارت ، سبب بازسازي اين قبور و صيانت آنهاست و اگر امت اسلامي پيوند خود را با اين مراقد متبرّكه قطع كند ؛ طبعاً با گذشت زمان ، اين مراكز به دست فراموشي سپرده مي شوند و اثري از آنها باقي نمي ماند و در نتيجه دو خسارت بزرگ متوجه امت اسلامي مي شود :
1 . آثار سازنده اي كه در زيارت اين مراكز بوده ، از دست مي رود .
2 . مسايل صدر اسلام و سيره و تاريخ اولياي دين به تدريج فراموش مي شود و نسل هاي آينده با ديده شك و ترديد به اصل حادثه مي نگرند ؛ زيرا زيارت قبور آنها مايه تجديد خاطره ها بود و در صورت تحريم اين اعمال ، با گذشت زمان به دست فراموشي سپرده شده و نوشته ها نيز جايگزين مشاهده ها نمي شود و كم كم ديگر مسايل مربوط به اسلام نيز به همين سرنوشت دچار مي شود و شك و ترديد نسبت به خود آيين پيامبر خاتم و شخص شخيص او و برنامه هاي او راه پيدا كرده و با گذشت زمان كم رنگ مي شود ؛ هم چنان كه جريان درباره حضرت مسيح ( عليه السلام ) از اين قرار است .
از خود مسيح و ياران او و كتاب او اثر ملموسي بر جاي نمانده و نسل حاضر كه با محسوسات سر و كار دارد ، نسبت به اصل وجود مسيح و آيين او با ديده ترديد مي نگرد و چه بسا احتمال مي دهد كه اين آيين ساخته و پرداخته مورخان و داستان سرايان باشد . چنان كه سرگذشت ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد به همين سرنوشت مبتلا شده است .
به خاطر اين آرمان است كه قرآن مجيد دستور مي دهد خانه هايي كه در آن جا صبح گاهان و عصرگاهان ، تسبيح خدا گفته مي شود مورد احترام و بزرگداشت قرار گيرد :
( في بيوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرْفَعَ و يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالغُدُوِّ و الآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ و لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ و إقامِ الصلاةِ و ايتاءِ الزَّكوةِ يَخافونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ القُلُوبُ وَالأبْصارُ ) ( نور : 37-36 . )
« اين چراغ پرفروغ در خانه هايي قرار داد كه خداوند اذن داده است كه گرامي داشته شود . خانه هايي كه نام خدا در آنها برده مي شود و صبح و شام در آنها او را تسبيح مي گويند . مرداني كه خريد و فروش و بازرگاني ، آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداي زكات ، غافل
نمي كند . آنها از روزي مي ترسند كه در آن دل ها و چشم ها زير و زبر مي شوند » .
بنابراين ، مقصود از « بيوت » ، مساجد نيستند ؛ زيرا مساجد غير از بيوت است و در قرآن هم بيت الله الحرام غير از مسجدالحرام است . بيت براي خود سقف لازم دارد تا ساكنان را از سرما و گرما حفظ كند در حالي كه در مسجد ، پوشش و سقف شرط نيست و احياناً در مناطقي باز بودن سقف مستحب است .
در اين صورت خانه هاي اولياي الهي ، مانند خانه علي ( عليه السلام ) و فرزندان او كه معبد شب و روز آنها بوده بايد حفظ شود و مورد احترام قرار گيرد . اتفاقاً حرم عسكريّين كه از روي كينه توزي ويران شد ، معبد ائمه بوده و پيوسته در آن جا نماز گزارده و تسبيح گفته اند .
سيوطي مي گويد : وقتي اين آيه نازل شد و پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) آن را در مسجد تلاوت كرد ، مردي برخاست و از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) پرسيد : مقصود از اين بيوت چه خانه هايي است ؟ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : خانه هاي پيامبران . ابوبكر در حالي كه به خانه علي ( عليه السلام ) و فاطمه زهرا ( عليها السلام ) اشاره مي كرد پرسيد : آيا اين هم از همان خانه هاست ؟ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : از برترين آنهاست (الدّر المنثور ، در تفسير آيه يادشده .) .
سخن را كوتاه مي كنيم . اميد است همه مسلمانان جهان در حفظ آثار اسلامي و يادگارهاي پاكان و نياكان و هرچه كه به حفظ ارزش هاي اسلامي كمك مي كند موفق باشند .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:30PM
بخش دوم
حفاظت از قبور اولياي الهي
با آثار سازنده زيارت مرقدهاي بزرگان ، به ويژه قبور پيامبران و امامان آشنا شديم ، هر چند همه گفتني ها درباره موضوع زيارت بازگو نشد ؛ زيرا هدف ، فشرده گويي بود .
آن چه فعلا به توضيح آن مي پردازيم ، موضوع حفاظت از قبور اولياي خدا و بازسازي و ايجاد بنا بر روي آن هاست ؛ و در اين مورد لازم است كتاب خدا و سنت رسول گرامي و احاديث امامان را به سخن آوريم تا حكم اين مسأله ديني روشن شود .
همان طور كه در پيش گفتار يادآور شديم اخيراً كتابچه اي به نام « فقه المزار » به قلم دكتر عبدالهادي الحسيني و ترجمه آن به زبان فارسي ، به قلم زين العابدين ابراهيمي در كشور سعودي منتشر شده است .
نويسنده ، اصل موضوع را در لباس يك فقيه شيعي بررسي كرده است و خواسته است از روايات امامان معصوم ( عليهم السلام ) چنين استنباط كند كه حفاظت و نگهداري قبور اولياي الهي و تعمير و بازسازي آن ها جايز نيست ، تا از اين طريق براي شيعيان ثابت كند كه امامان آن ها با عقايد وهّابيان هم سو مي باشند . او در كتابچه كوچك خود علاوه بر اين موضوع ، موضوعات جانبي مانند توسل و درخواست شفاعت و مانند آن ها را نيز مطرح كرده است .
بررسي هاي آينده ثابت خواهد نمود كه نويسنده نه تنها فقيه نيست ، بلكه شيعه هم نيست و او خواسته با قلمداد كردن خود به عنوان يك فقيه شيعي ، در ميان شيعيان جايي باز كند و از يك وسيله حرام به مقصد خود برسد و از يك اصل « ماكياوليستي » كه مي گويد : « هدف ، وسيله را توجيه مي كند » ؛ بهره بگيرد .
نويسنده ، شاگرد چشم و گوش بسته دو نفر از پيشروان مكتب « وهّابيت » است و آن دو نفر عبارتند از :

1 . احمد بن عبدالحميد بن تيميه حرّاني ( 728-662 ) .

2 . محمد بن عبدالوهاب نجدي ( 1206-1115 ) .
از روزي كه انديشه هاي وهابيت از طريق محمد بن عبدالوهاب و به قدرت مالي و نظامي سعودي ها منتشر گشته ، متجاوز از صدها نقد به شيوه هاي گوناگون بر اين مكتب نوشته شده است و بخش اعظم اين ردّيه ها به قلم تواناي دانشمندان مصر ، سوريه ، لبنان و عراق است .
اين كتاب ها در ميان قشر فرهنگي و علمي تأثير به سزايي داشته است ولي آن چه كه اين فكر را در سعودي و اقمار آن زنده نگه داشته ، قدرت مالي يك نظام پادشاهي است كه با درآمد نفت ، به تقويت اين مكتب و در نتيجه به حفظ سلطنت خود مي پردازد .
شرح اين هجران و اين خون جگر * * * اين زمان بگذار تا وقت دگر

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:36PM
بررسي دو اتهام : بدعت و شرك
نويسنده كتابچه « فقه المزار » مسأله را از رهگذر « بدعت » ، كمتر مطرح كرده است ولي همفكران او به اين موضوع بيشتر دامن زده اند و حفظ و نگهداري قبور و تعمير آنها را نوعي بدعت و افزودن بر دين مي دانند و مي گويند كه اين كار در شريعت وارد نشده و مصداق واضح بدعت گذاري در شريعت است .
شما در صفحات آينده به روشني خواهيد ديد كه قرآن مجيد و احاديث امامان بر مشروعيت و بلكه بر استحباب آن دلالت روشني دارند و با وجود چنين ادلّه محكم و گويا ، اين عمل مصداق « عمل مشروع » خواهد بود نه بدعت ! بدعت عملي است كه بر مشروعيت آن دليل خاص و يا عامي در كار نباشد و خوشبختانه در اين مورد ما از هر دو نوع دليل برخورداريم كه از نظر شما خوانندگان عزيز خواهد گذشت .
شرك و پرستش صاحب قبر
گاهي وهابيان تندرو گام فراتر نهاده ، ساختمان سازي بر قبور را نوعي عبادت صاحب قبر و پرستش او مي پندارند . اين گروه پيش از آن كه « شرك در پرستش » را به نحو جامع و مانع تعريف كنند ، هر نوع حركتي را كه به عنوان تقدير و تكريم بزرگان به شمار آيد « پرستش » مي دانند ؛ در حالي كه عبادت اين است كه انسان در مقابل موجودي خضوع و كرنش كند كه به عقيده او يا خداي آفريدگار جهان و انسان باشد و يا مخلوقي كه سرنوشت انسان به نوعي به دست

اوست . بنابراين ، در صدق عبادت دو قيد لازم است : يكي مربوط به عمل او و ديگري مربوط به عقيده و انديشه او .
الف ـ خضوع و كرنش به هر نحوي صورت بگيرد ، يكي از پايه هاي پرستش است كه به وسيله ركوع و سجود و يا دعا و قنوت انجام مي گيرد .
:smile07:
ب ـ اعتقاد به اين كه شخصي كه براي او خضوع مي كند يا خداي جهان است ـ چنان كه موحدان با اين عقيده خدا را مي پرستند ـ و يا خداي آفريدگار نيست اما سرنوشت انسان در دنيا و آخرت در دست اوست ـ هم چنان كه مشركان در مقابل معبودان دروغين خود با چنين اعتقادي خضوع و خشوع مي كردند ـ و عرب عصر جاهليت معبودهاي دروغين خود را آفريدگار و يا مدبّر جهان آفرينش نمي دانستند ولي معتقد بودند بخشي از سرنوشت آن ها از نظر بخشوده شدن گناه ( 1 ) و يا مايه عزت در دنيا ( 2 ) و پيروزي در جنگ ( 3 ) و احياناً فرودآمدن باران ( 4 ) به دست آن هاست و از همين رهگذر در مقابل آن ها خضوع مي كردند .
با توجه به اين تعريف ، هرگاه خضوع و كرنش ، پيراسته از شرط دوم صورت پذيرد ، هرگز پرستش نخواهد بود و لذا قرآن از خضوع ملائكه و سجود آنان براي آدم ( 5 ) و سجود يعقوب و فرزندانش براي يوسف ( 6 ) گزارش مي دهد و ابليس را به خاطر سرپيچي از اين عمل نكوهش مي كند . و اين گواه بر آن است كه هر نوع تقدير و تمجيد و خضوع ، هرچند در حد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . آل عمران/135 .
2 . مريم/81 .
3 . يس/47 .
4 . سيره ابن هشام : 1/79 .
5 . بقره/34 .
6 . يوسف/100 . .

بالا باشد اگر در طرف مقابل انديشه « الوهيت » و « خدايي » و يا « خدانمايي » در كار نباشد ، پرستش به شمار نمي آيد .
قرآن به انسان ها فرمان مي دهد كه نسبت به پدر و مادر ، بيشترين تواضع و فروتني را انجام دهند و مي فرمايد :
( وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً ) ( 1 )
« بال هاي تواضع خويش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو پروردگارا ! آنهارا همان گونه كه مرا در كوچكي تربيت كرده اند ، مشمول رحمت قرار بده » .
با توجه به تعريفي كه براي عبادت و پرستش انجام گرفت ، روشن مي شود كه تكريم انبياي الهي با حفظ آرامگاه و يا تعمير خانه هايي كه در آن ها به خاك سپرده شده اند نه تنها شرك نبوده بلكه عملي است نيكو ؛ زيرا افرادي كه به تعمير قبور اين بزرگواران مي پردازند ، آنان را انسان هاي والا و مبشّران توحيد و مبارزان با شرك و بت پرستي مي دانند و از همين منظر به حفظ آثار آنان مي پردازند . در پايان آيه اي را يادآور مي شويم كه مي تواند بيان گر حد پرستش باشد :
( يا أيُّها النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُم و الَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكم تَتَّقونَ ) ( 2 ) .
« اي مردم ! پروردگار خويش را پرستش كنيد . آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند آفريده تا پرهيزكار شويد » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسراء/24 . .
2 . بقره/ 21 .

لازم است كه در جمله ( اعبدوا ربّكم ) دقت كنيم . در اين جا ملاك عبادت را ربوبيّت خداوند دانسته و مي فرمايد : چون « ربّ » شماست او را بپرستيد و اين حاكي از آن است كه عبادت بر محور « اعتقاد به ربوبيّت » مي چرخد ؛ خواه اين اعتقاد صحيح باشد ـ مانند عقيده موحدان ـ يا باطل باشد ـ مانند عقيده مشركان درباره بتان ـ .
نتيجه اين كه هر نوع تعظيم و تكريم ، پيراسته از چنين اعتقادي « عبادت » نبوده بلكه احترامي بيش نخواهد بود .
اكنون سؤال مي شود كه آيا مسلمانان و گويندگان « لا اله إلاّ الله » كه به حفظ آثار انبيا در اردن ، سوريه و عراق پرداخته اند ؛ آن ها را « رب » و « پروردگار » خود مي انگاشته اند يا از آن نظر كه معلم توحيد و آموزگاران يكتاپرستي اند به تكريم و تقدير آن ها قيام كرده اند ؟
اين بيان روشن ساخت كه در حفاظت از مراقد انبيا ، مسأله بدعت و پرستش مطرح نيست ولي در عين حال بايد مشروعيت آن را از كتاب و سنت استنباط كنيم ؛ زيرا چه بسا عملي ممكن است از مقوله « بدعت » يا « عبادت » نباشد ولي در عين حال « مباح » و « جايز » نيز نباشد !

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:51PM
اكنون جواز يا استحباب ساختمان سازي بر قبور را از ديدگاه قرآن ، سنّت و سيره مسلمانان بررسي مي كنيم :

1 . بنا ساختن بر قبور در امت هاي پيشين
از برخي از آيات استفاده مي شود كه احترام قبور افراد بزرگوار در ميان ملل پيش از اسلام رايج بوده است . آن جا كه درباره اصحاب كهف مي گويد : هنگامي كه وضع اصحاب

كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند ، درباره مدفن آن ها دو نظر ابراز داشتند :
« ابنوا عليهم بنياناً » : « بر روي قبر آنان بنايي بسازيد » .
« و قال الذين غَلَبوا علي أمرِهم لَنَتَّخِذَنَّ عليهم مسجداً » : « گروه ديگر كه در اين كار پيروز شده بودند گفتند كه بر روي قبور آنان مسجد مي سازيم و مدفن را مسجد انتخاب مي كنيم » .
قرآن اين دو نظر را نقل مي كند بي آن كه انتقاد كند . بنابراين مي توان گفت اگر اين دو نظر خلاف بودند قرآن انتقاد مي كرد ، يا عمل آنان را با لحن اعتراض و انتقادآميز نقل مي نمود . در هر حال اين دو نظر حاكي است كه هر دو كار ، وسيله بزرگداشت اوليا و صالحان مي باشد .
* * *
2 . اظهار مودت به ذي القربي
قرآن مجيد به ما دستور مي دهد كه به بستگان و خويشاوندان پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) مهر بورزيم ، آن جا كه مي فرمايد :
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي ) .
« بگو ! من بر رسالت ، اجري جز علاقه و دوستي خويشاوندانم نمي خواهم » .

بديهي است از نظر مسلمانان ، يكي از طرق ابراز علاقه به خاندان رسالت ، همان حفظ قبور و تعمير آن هاست و اين راه و رسم در ميان ملل جهان نيز وجود دارد و همگي آن را نوعي اظهار مهر و محبت به صاحب قبر مي دانند و لذا شخصيت هاي بزرگ سياسي و علمي را در كليساها يا مقابر معروف ، دفن كرده اطراف آن را گل كاري و درخت كاري مي كنند .
اكنون سؤال مي شود كه آيا بنا ساختن بر مراقد آنان ، اظهار مهر و مودّت نيست ؟ ! و ويران كردن قبّه نبوي و يا ويران كردن آرامگاه بزرگان دين ، اهانت به ساحت مقدس آن ها نيست ؟
نتيجه : جلوگيري از هر نوع بنا و يا ويران كردن بناهاي اين قبور سبب مي شود كه مراقد شريف آنان محل رفت و آمد حيوانات و در نتيجه آلوده شدن آن ها گردد و هيچ انسان خردمندي اين عمل را دوستي با اهل بيت نمي شمرد بلكه آن را نوعي عداوت و بي ادبي تلقي مي كند .
اگر موحدان پيش از اسلام بر روي قبور پيامبران و اوصياي آنان بنايي مي ساختندبه خاطرهمين انگيزه بود كه :
اولا از آنان تكريم و تجليل شود .
ثانياً برهنه گذاشتن مرقد آموزگاران الهي سبب مي شود آرامگاه آنان بر اثر رفت و آمد حيوانات به آلودگي كشيده شود ؛ و اين ، نوعي بي احترامي به آنان به شمار مي رود . از اين جهت قبور پيامبران مانند ابراهيم خليل و ساير پيامبران بني اسراييل تاكنون به وسيله بناهاي ارزشمندي محفوظ مانده و هم اكنون اين بناها در عراق ، سوريه ، اردن ، فلسطين اشغالي و مصر برپاست و هزاران گردشگر مسلمان به زيارت آنان شتافته و اداي احترام مي كنند .
* * *
3 . بيوت اوليا و مزار آنان
خانه هاي پيامبران و صالحان از اعتبار و منزلت خاصي برخوردار است . اين منزلت ارتباطي به جنبه مادي و جسماني آن ها ندارد ؛ زيرا خانه هاي آنان به سان خانه هاي ديگران از خشت و گل و يا آجر و گچ ساخته مي شده ؛ بلكه اين ارزش به خاطر انسان هاي والايي است كه در آن ها سكونت داشته اند .
قرآن در آيه معروف به آيه نور ( 1 ) ، نور خدا را به چراغ پرفروغي تشبيه مي كند كه به سان ستاره فروزان در خانه هايي قرار گرفته كه در آن ها مرداني وارسته ، صبح و شام ، خدا را تسبيح مي گويند :
( في بُيُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ وَيُذْكَرَ فيها اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالغُدُوِّ وَالآصالِ . . . ) ( 2 )
« اين چراغ فروزان در خانه هايي ( روشن است ) كه خدا رخصت داده كه قدر و منزلت آن ها رفعت يابد و نامش در آن ها ياد شود و در آن خانه ها هر بامداد و شامگاهان ( انسان هايي ) به تسبيح خداوند مي پردازند » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . نور : 35 .
2 . نور : 26 .


جمله ( يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالغُدُوِّ ) بيانگر علت رفعت و عظمت اين بيوت است كه در جمله پيش ، ( أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ ) وارد شده است . در آيه بعدي اوصاف عبادت گران آن بيوت را يادآور مي شود و مي فرمايد :
( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَإقامِ الصَّلوةِ وَايتاءِ الزَّكوةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصارُ ) ( 1 ) .
« مرداني كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زكات غافل نمي سازد و از روز رستاخيز كه دل ها و ديده ها در آن روز زير و رو مي شود ، مي هراسند » .
آيه با گويايي خاصي از منزلت بيوتي كه انسان هاي الهي در آن جا ، خدا را پيوسته تسبيح و تنزيه مي كنند خبر مي دهد . براي توضيح بيشتر بايد دو مطلب را روشن كرد :
أ . مقصود از بيوت چيست ؟
به طور مسلّم مقصود از بيوت ، مساجد نيست ؛ بلكه مقصود ، بيوت انبيا و اولياي الهي است ؛ زيرا واژه « بيوت » جمع « بيت » به معناي منزل و مسكن است . ابن منظور در كتاب خود مي گويد : « بيت » ، منزل مرد و خانه اوست ( 2 ) . راغب در مفردات مي گويد : « بيت » پناهگاه انسان است .
افزون بر اين ، روايت ، مفسر آيه مي باشد . جلال الدين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . نور : 37 .
2 . لسان العرب ، ج 4 ، ص 14 ، ماده « بيت » .


سيوطي از اَنَس بن مالك نقل مي كند كه زماني كه رسول گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) آيه ( في بُيُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ . . . ) را در مسجد تلاوت كرد فردي از ياران رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) بلند شد و گفت : مقصود از اين خانه ها چيست ؟ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : خانه هاي پيامبران . در اين موقع ابي بكر در حالي كه اشاره به خانه علي ( عليه السلام ) و فاطمه ( عليها السلام ) مي كرد ، پرسيد : اين خانه نيز از همان خانه هاست كه امر بر رفعت و منزلت آنان داده شده است ؟ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : « آري از برترين آن هاست ( 1 ) » .
روي اين قراين بايد گفت مقصود از بيوت در آيه نور ، خانه هاي انبيا و اولياي الهي است كه به علت تسبيح و تنزيه خداوند در آن ها ، از منزلت خاصي برخوردارند و خداوند امر كرده است كه در رفعت و منزلت آن ها كوشش شود . حالا اگر اين بيوت ، مرقد و مدفن آنان گردد ، بايد به حكم آيه مباركه در ترفيع ظاهري و باطني آن ها كوشيد .
ب . خانه هايي كه آرامگاه شدند
بخشي از مراقد بزرگان دين ، بيوت آنان مي باشد . با چنين تأكيدي ، چگونه برخي به خود جرأت مي دهند كه اين خانه ها را با بيل و كلنگ ويران كنند ؟
1 . مورخان و سيره نويسان اتفاق نظر دارند كه رسول گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) در خانه خود به خاك سپرده شد ؛ خانه اي كه همسر وي ـ عايشه ـ در آن زندگي مي كرد و از آن جا كه اين خانه علاوه بر منزلت دوران حيات پيامبر به سبب خاك سپاري پيامبر خدا ( صلّي الله عليه وآله ) از شرف خاصي برخوردار شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سيوطي ، الدّرّ المنثور ، ج 6 ، ص 203 .


بود ، دو خليفه نخست وصيت كردند جسد آن ها نيز در آن جا دفن شود و اين خانه در طول سال ها ، تعمير و مرمت و احياناً بازسازي شده و هم اكنون به فضل الهي برپاست . ولي وهابيان از ترس مسلمانان دست به تركيب آن نزده اند و اميران سعودي نيز پيوسته مراقب وضع حرم نبوي اند كه مبادا دست شيطاني دراز شود و حجره پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) آسيب ببيند . اينك نمونه هاي ديگري از اين بيوت رفيعي كه بعدها مدفن افراد شده است :
2 . قبر عباس بن عبدالمطلّب كه در خانه عقيل به خاك سپرده شد . ( 1 )
3 . عسكريين ، امام هادي و امام حسن عسكري ( عليهما السلام ) در خانه خود به خاك سپرده شدند و خانه اين بزرگواران مصداق آيه ( في بُيُوت أذِنَ اللهُ أنْ تُرفَعَ . . . ) به شمار مي رود .
بنابراين ، كليه خانه هاي اولياي الهي كه از احترام برخوردار مي باشد ؛ هرگاه مدفن آنان گردد ، ترفيع و تكريم ظاهري و مواظبت از آن ها از وظايف اسلامي است .
* * *
4 . خلفا و قبور پيامبران پيشين
روزي كه خورشيد اسلام بر بخش عمده اي از معموره جهان تابيد ، در آن روز قبور پيامبران در سرزمين هاي فتح شده بنا و بارگاهي داشت و مسلمانان دست به بناها نزده و آن ها را به همان حالت تا به امروز حفظ كرده اند و در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . ابن شبّه ، تاريخ المدينة المنوّرة ، ج 1 ، ص 127 .


طول سال ها به مرمت آنها پرداخته اند . هم اكنون قبور پيامبران مانند ابراهيم خليل و فرزندان او : اسحاق و يعقوب و يوسف در قدس اشغالي قرار گرفته و همگي داراي علامت و نشانه و بنا مي باشد .
قبر حوّا در جدّه داراي بنا و ساختماني بود كه پس از تسلط وهابيان با خاك يكسان شد و هم اكنون در كشور اردن قبور برخي از پيامبران بني اسرائيل بر پاست و جهان گردان به زيارت آن ها مي شتابند .
روزي كه مسلمانان اين بلاد را فتح كردند ، هرگز از مشاهده اين آثار ناراحت نشدند و آن ها را تخريب نكردند . اگر به راستي تعمير قبور و دفن ميت در مقابر سرپوشيده از نظر اسلام حرام بود ، مسلمانان پيش از هر چيز بر خود لازم مي دانستند اين مقابر را كه اردن و فلسطين و عراق را فراگرفته اند ، ويران كنند و از تجديد بناي آنها در تمام ادوار به شدت جلوگيري نمايند ، در صورتي كه نه تنها آن ها را ويران نكردند ، بلكه در مدت چهارده قرن ، در تعمير و حفظ آثار پيامبران سلف كوشيدند . آنان با عقل خدادادي ، حفظ آثار پيامبران را نوعي اداي احترام به آنان دانسته و خود را با انجام اين كار در شمار افراد مأجور و نيكوكار قرار داده اند .
ابن تيميه در كتاب « الصراط المستقيم » مي گويد : هنگام فتح بيت المقدس ، قبور پيامبران ، بنا داشت ولي درب آن تا سال چهارصد هجري بسته بود ( 1 ) . فرض كنيد گفتار ابن تيميه صحيح باشد ؛ در حالي كه ادعايي بيش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كشف الارتياب ، ص 384 ، چاپ دوم ، به نقل از « الصراط المستقيم » ابن تيميه .


نيست . اگر به راستي ساختن بنا بر قبر حرام بود ، طبعاً بايد ويران كردن آن واجب باشد و مسدود بودن آن مجوز بقاي آن نمي باشد ، بلكه بايد هرچه زودتر سقف و بنا با بيل و كلنگ ويران گردد .
خلاصه : وجود اين ابنيه و قبه ها در طول اين مدت در برابر انظار علما و سران اسلام ، خود نشانه بارزي بر جواز آن در آيين اسلام مي باشد و سپاه اسلام در فتح شامات نه تنها دست به تخريب قبور پيامبران نزد بلكه خادمان آن ها را در مأموريت خود ابقا نمود و كوچك ترين حساسيت و يا عمل منفي در برابر آن ها نشان نداد .
5 . سيره مسلمانان و بناي بر قبور
سيره مسلمانان در طول سال ها تا روزي كه وهابيان بر حرمين شريفين مسلط شدند بر اين بود كه گنبد و بارگاه پيامبران و اولياي الهي و وابستگان آن ها را تعمير و مرمت كنند و يا روي قبور آنان گنبد و سايه باني بسازند و اين سيره در اين چهارده قرن مي تواند كاشف از حكم شرعي باشد .
فقيهان اسلام اتفاق امت اسلامي يا فقها را بر امري در يك زمان ، دليل قطعي بر جواز آن مي شمارند و از اين جهت اجماع را يكي از منابع حكم اسلامي مي دانند . اكنون سؤال مي شود چرا اجماع امت اسلامي در يك قرن ، كاشف حكم شرعي بوده و براي همه « لازم الاتّباع » مي باشد ولي اتفاق عموم مسلمانان جهان و سيره عملي آنان بر بنا روي قبور ، كاشف از حكم شرعي نمي باشد ؟ !
بررسي كتب تاريخي و سفرنامه هاي مسلمانان گواه بر وجود صدها آرامگاه و مرقد باشكوه در سرزمين وحي و كشورهاي اسلامي است . اينك ما از جهان گردان اسلامي و مورخان مورد اعتماد ـ مانند « مسعودي » در « مروج الذهب » و « ابن جبير » و « ابن نجّار » و « ابن حجاج » ـ فرازهايي را نقل مي كنيم تا روشن شود در طول زمان ها امت اسلامي بر اين بناها و مقبره ها با ديده تكريم و تقدير مي نگريستند .
1 . مسعودي در كتاب ارزشمند خود قبور امامان را در قبرستان بقيع چنين توصيف مي كند :
« روي قبر آنان سنگي است كه بر آن نوشته شده است : به نام خداي رحمن و رحيم ، سپاس خداي را كه امت ها را نابود و مردگان را زنده مي كند . اين قبر فاطمه بنت پيامبر ، سرور زنان جهان ، و قبر حسن بن علي بن ابي طالب و قبر علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب و قبر محمد بن علي و قبر جعفر بن محمد است ( 1 ) » .
مسعودي از مورخان قرن چهارم است . سلفي هاي متعصب ، اين قرن و قرن هاي پيش از آن را به عنوان بهترين قرون تاريخ اسلام ياد مي كنند و اعمال رايج در ميان مسلمانان آن زمان را نشانه مشروعيت آن ها مي دانند . متأسفانه اين سنگ بزرگ كه مسعودي از آن ياد كرده است ، در اثر سلطه وهابيان ، زير خروارها خاك پنهان گشته و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مسعودي ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 288 . از نظر مسعودي قبر معروف به قبر فاطمه ، به دخت پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) تعلق دارد ، در حالي كه از نظر ما متعلق به فاطمه بنت اسد است .
44

امروزه اين قبور اساساً به صورت مشخص از هم شناخته نمي شوند .
2 . ابن جبير ( 1 ) ( 614-540 ) جهان گرد معروف ، مشاهد انبيا و صالحان و ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) را در مصر ، مكه معظمه ، مدينه منوره ، عراق و شام مشاهده كرده و خصوصيات هريك را در سفرنامه خود به تفصيل آورده است . از آن چه كه وي در سفرنامه مشهور خود نقل مي كند به دست مي آيد كه : تاريخ ساختن بناهاي عظيم بر قبر امامان و اوليا و شهيدان ، به عصر صحابه و تابعان بازمي گردد و در آن روزگار ، مسلمانان به انگيزه اظهار ارادت و مودت به رهبران و بزرگان ديني ، دست به ساختن قبه و بارگاه زده اند و احدي از صحابه و تابعان نيز اين عمل را با اصل توحيد مغاير نشمرده است . ما گزيده اي از گزارش وي درباره آثار و ابنيه اسلامي را در زير مي آوريم .
وي مي گويد :
از مشاهد عظيم در قاهره ، رأس الحسين است . محل دفن سر آن حضرت ، با ضريحي از نقره پوشانده شده و بناي عظيمي كه زبان از وصف ، و خرد از درك آن عاجز است بر روي آن قرار دارد و بر ديوارِ مقام ، سنگ بسيار شفاف و برّاقي است كه به سان آيينه هاي هندي حالت صيقلي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . محمد بن احمد بن جبير اندلسي ، از جهان گردان معروف قرن ششم است . او سه بار به جهان گردي پرداخته است . يكي از سفرهاي او در سال 578 هـ . ق آغاز و در سال 581 به پايان رسيده است : ( الاعلام ، خيرالدين زركلي ، ج 5 ، ص 319 ) .
45

دارد و تصوير اشيايي را كه در برابر آن قرار گيرد نشان مي دهد . من زائران رأس الحسين را مشاهده كردم . آنان با ازدحام عجيبي رو به قبر آورده چشم بر آن مي دوختند و پيوسته با پارچه روي ضريح تبرك مي كردند .
« ابن جبير » از محلي به نام « قرافه » در مصر ياد كرده و آن را از عجايب جهان مي شمارد . به گفته او بسياري از پيامبران و نزديكان پيامبر و صحابه و تابعان و عالمان و زاهدان را در آن جا به خاك سپرده اند .
فرزند « صالح » پيامبر و « روبيل » فرزند يعقوب بن اسحاق و آسيه ـ همسر فرعون ـ در آن جا مدفون اند و از خاندان رسالت نيز قبر دو تن از فرزندان جعفر بن محمد الصادق ( عليه السلام ) . . . و نيز قبر قاسم بن محمد بن جعفر الصادق و قبر فرزندش ، عبدالله بن قاسم و فرزند او ، يحيي بن قاسم و هم چنين مزار علي بن عبدالله بن قاسم و برادر وي ، يحيي ابن عبدالله در آن جاست .
ابن جبير از آرامگاه صحابه و تابعان و نيز امام شافعي و عظمت حرم او و وسعت مكانش سخن مي گويد و يادآور مي شود كه صلاح الدين ايّوبي هزينه برپايي مراسم در حرم شافعي را مي پردازد . نيز وي از وجود ابنيه اي در مكه و قبه هايي بر فراز قبور خبر مي دهد كه ذكر آن به طول مي انجامد : مانند مولد النبي ( صلّي الله عليه وآله ) ، مولد الزهرا ( عليها السلام ) و دارالخيزران ( محل عبادت سرّي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) ) . و نيز از مشاهد رفيع صحابه و تابعان مدينه نام برده و در ضمن آن به روضه عباس و حسن بن علي اشاره مي كند كه بناي
46

مرتفعي دارند و سپس به ذكر خصوصيات ضريح آن ها مي پردازد .
اگر بخواهيم آن چه را كه ابن جبير از مقامات شهدا ، علما و صالحان در عراق و شام ديده و ثبت كرده متذكر شويم ، سخن به درازا مي كشد از اين رو ، به همين مقدار اكتفا مي كنيم . علاقه مندان براي آگاهي بيشتر ، به اين كتاب مراجعه كنند .
3 . ابن نجّار ( 1 ) ( 643-578 هـ . ق ) . محمد بن محمود معروف به « ابن النّجّار » ، جهان گرد معروف مسلمان در كتاب « اخبار مدينة الرسول » مي نويسد :
گنبد بسيار بلندي كه از قدمت خاصي برخوردار است در اولِ بقيع موجود است كه دو در دارد . هر روز يكي از آن ها براي زيارت باز مي شود .
4 . ابن حجاج بغدادي ( 392-262 هـ . ق ) . از شعراي بزرگ عراق مي باشد كه در قصيده اي به مدح اميرمؤمنان ( عليه السلام ) پرداخته و در حرم آن حضرت در محضر جمعي ايراد كرده است . در آغاز قصيده مي گويد :
يا صاحب القبّة البيضاء في النجف * * * من زار قبرك و استشفي لديك شُفِي
« اي صاحب گنبد سپيد و روشن در سرزمين نجف ! هركس قبر تو را زيارت كند و نزد تو ( از خدا ) شفا بطلبد خدا او را شفا خواهد داد » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وي جهان گرد معروفي است كه در بغداد متولد شد و سفر خود را از عراق آغاز كرد و تا شام ، مصر ، حجاز و فارس ادامه داد . سفر او 27 سال طول كشيد .
47

اين بيت حاكي از آن است كه در اواخر قرن چهارم ، قبر امير مؤمنان ( عليه السلام ) داراي قبّه و بارگاهي بوده است .
* * *

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:53PM
6 . صيانت قبور در احاديث امامان
رواياتي كه در مورد حفظ قبور و بناي بر آن وارد شده است به چند گروه تقسيم مي شود . اينك همه را از نظر خوانندگان مي گذرانيم تا روشن شود بناي بر قبور نزد ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) امري مسلّم بوده و فقيهان شيعه نيز از اين روايات پيروي كرده اند :
گروه نخست : استحباب تعمير قبور
در جوامع حديثي مانند « تهذيب » شيخ طوسي و غيره در استحباب تعمير قبور امامان معصوم ، روايت مفصلي وارد شده است كه از نظر خوانندگان مي گذرد :
شيخ طوسي به سند خود از ابوعامر واعظ اهل حجاز چنين نقل مي كند :
« من به خانه جعفر بن محمد ( عليه السلام ) رفتم و به او گفتم كسي كه به زيارت اميرمؤمنان برود و قبر او را آباد كند چه پاداشي دارد ؟
امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : پدرم از پدرش و او از حسين بن علي و او از علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) نقل كرد كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : اي علي ! تو را در سرزمين عراق مي كشند و در آنجا به خاك سپرده مي شوي ، علي ( عليه السلام ) مي گويد : به پيامبر ( صلّي الله عليه وآله )
گفتم : كساني كه قبرهاي ما را زيارت كنند و در آبادي آن بكوشند و پيوسته به آنجا رفت و آمد كنند چه پاداشي دارند ؟
پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : اي اباالحسن ! خدا مرقد تو را و مرقد فرزندان تو را بخشي از سرزمين بهشت و قسمتي از خاك آن قرار داده است و خدا دل هاي انسان هاي بزرگوار و برگزيده از بندگان خود را به شما علاقه مند ساخته است . آنان براي تقرب به خدا و اظهار دوستي با پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) ، اذيت و آزار را در راه شما پذيرا مي شوند و قبور شما را آباد مي كنند ، آنگاه افزود :
علي جان ! آنان كساني هستند كه مورد شفاعت من قرار مي گيرند و در حوض ( كوثر ) بر من وارد مي شوند .
علي جان ! هر كس قبور شما را آباد سازد و به آنجا رفت و آمد كند ، به سان آن است كه سليمان بن داود را در ساختن بيت المقدس ياري كرده باشد ، و هر كس قبور شما را زيارت كند پاداش هفتاد حج به جز حجة الاسلام دارد . هر كس از زيارت شما باز گردد ، از گناهان پاك مي گردد و به سان كسي است كه تازه به دنيا آمده باشد .
علي جان ! دوستداران خود را به نعمت هايي كه نمونه آنها را نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده است و نه به خاطر كسي آمده است مژده ده ! البته انسان هاي بي ارزش ، زائران قبور شما را نكوهش مي كنند . آنان شروران امت من اند و شفاعت من به آنان نمي رسد و در حوض بر من وارد نمي شوند . » ( 1 )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شيخ طوسي ، تهذيب الأحكام ، ج6 ، ص 450 ؛ وسائل الشيعه ، ج10 ، باب26 ، از ابواب المزار ، حديث1 .
49

گروه دوم : كيفيت زيارت ، حاكي از وجود بناست
برخي از رواياتي كه در كيفيت زيارت معصومان وارد شده است حاكي از آن است كه مزار آنان داراي بنا و در بوده است .
1 . در شيوه زيارت حسين بن علي چنين وارد شده است :
« با آب فرات غسل كن و پاك ترين جامه هاي خود را بپوش آنگاه پا برهنه برو زيرا تو در حرمي از حرم هاي خدا و رسول او هستي و پيوسته تهليل وتكبير بگو و خدا را تعظيم كن ، بر محمد و اهل بيت او درود بفرست تا به « باب » حائر برسي . ( 1 )
حائر به نقطه اي مي گويند كه امام حسين ( عليه السلام ) در آنجا به خاك سپرده شده و تقريباً 12متر از هر طرف را حائر مي نامند و اين حاكي است كه در زمان صدور روايت مدفن سيدالشهداء ( عليه السلام ) داراي بنا و در بوده است .
2 . در برخي از روايات « باب المشهد » وارد شده ، مي فرمايد :
« إذا انْتَهيتَ إلي بابِ المَشْهدِ فَقِفْ عليه وكَبِّرْ أربعاً » ( 2 ) .
« آنگاه كه به باب مشهد ( نقطه اي كه حضرت به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تهذيب شيخ طوسي ، ج6 ، ص 62 ، باب18 ، ح1 .
2 . همان .
50

شهادت رسيده ) وارد شدي بايست و چهار مرتبه تكبير بگو . . . » .
3 . در زيارت عباس بن علي ( عليه السلام ) چنين وارد شده است :
« ثُمَّ امْشِ تأتي مشهدَ العبّاسِ بنِ عليٍّ فإذا أتيتَهُ فَقِفْ علي بابِ السَّقيفةِ وقلْ . . . » .
و سپس به سوي جايگاه شهادت عباس بن علي برو و آنگاه كه به نقطه سرپوشيده رسيدي بايست و بگو . . .
4 . مردي خدمت امام هادي ( عليه السلام ) رسيد و از ايشان درخواست كرد كه به وي زيارتي را بياموزد تا او بتواند با آن ، هر امامي را خواست ، زيارت كند . امام هادي ( عليه السلام ) به او فرمود :
« إذا صِرْتَ إلي البابِ فَقِفْ واشْهَدِ الشَّهادَتينِ » .
« هر موقع به درب جايگاهي كه امام در آنجا به خاك سپرده شده رسيدي شهادتين را بگو » . ( 1 )
5 . از برخي روايات استفاده مي شود كه دعا زير قبه حسين بن علي ( عليه السلام ) مستجاب است .
ابن عباس از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل مي كند كه آن حضرت از كشته شدن حسين بن علي ( عليهما السلام ) گزارش داد و آنگاه فرمود : هر كس تحت قبه او دعا كند ، دعاي او مستجاب مي شود و در تربت او شفا است . ( 2 )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . التهذيب ، ج6 ، باب 46 ، از ابواب المزار ، حديث1 .
2 . وسائل الشيعه ، ج14 ، باب45 ، از ابواب مزار ، حديث16 .
51

6 . روشن ترين گواه بر اين كه در نيمه اول قرن سوم هجري ، قبر حسين بن علي ( عليه السلام ) داراي بنا و قبه و بارگاه بوده ، اين كه متوكل عباسي كه به عداوت نسبت به خاندان رسالت معروف بوده در سال 236 فرمان داد قبر حسين بن علي ( عليه السلام ) ويران گردد و خانه هايي كه اطراف آن قرار داشت با خاك يكسان شود و اطراف قبر را براي زراعت شخم كنند . اين عمل شنيع آن چنان خشم مسلمانان را برانگيخت كه مردم بغداد بر ديوار و مساجد شهر اشعاري در هجو متوكل نوشتند كه نقل آنها به طول مي انجامد . ( 1 ) مسعودي مي نويسد كه متوكل مبالغ زيادي را در اختيار كارگران و ويرانگران قرار داد . بسياري از مردم از اين كار خودداري كردند . در اين موقع خشمگين شد و خود بيل و كلنگ برداشت و سقف قبر حسين بن علي ( عليهما السلام ) را ويران كرد و آنگاه كارگران كار او را ادامه دادند و قبر حضرت به همين حالت تا دوران منتصر باقي بود .
گروه سوم : حرمت مشاهد و دعوت به زيارت
روايات فراواني كه شمار آن از صدها تجاوز مي كند همه به زيارت قبر پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله ) و فرزندان او دعوت كرده و از احترام اين قبور ياد مي كنند . اين روايات به اندازه اي است كه يك صدم آنها را نمي توان در اين جا آورد . فقط نمونه هايي را يادآور مي شويم :
1 . اميرمؤمنان ( عليه السلام ) كمال حج را در اين مي داند كه زائر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كشف الارتياب ، ص 309 ، به نقل از مسعودي ، مروج الذهب و تاريخ الخلفاي سيوطي ، ص 407 ، چاپ دارالجيل ، بيروت .
52

خانه ، حج خود را با زيارت قبر رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) به پايان برساند . چنان كه مي فرمايد :
« أتمّوا حَجَّكُم برسولِ الله إذا خرجتُم إلي بيتِ الله فإنّ تركَه جفاءٌ وبذلكَ أُمِرتُمْ » ( 1 ) .
« حج خود را با زيارت قبر پيامبر خدا ( صلّي الله عليه وآله ) به كمال برسانيد ، زيرا ترك زيارت او جفاست و به اين كار مأمور شده ايد » .
2 . ابن قولويه در كامل الزيارات از فردي به نام « وشّاء » نقل مي كند كه از امام رضا ( عليه السلام ) شنيدم مي فرمود :
« إنّ لكلِ إمام عَهداً في عُنُقِ أوليائهِ وَشيعتهِ وإنّ مِنْ تَمامِ الوفاءِ بالعهد زيارةَ قُبُورهم » ( 2 ) .
« هر امامي بر گردن دوستان و شيعيان خود عهد و پيماني دارد و زيارت قبور پيشوايان بخشي از عمل به اين پيمان است » .
با توجه به دعوت اكيد به زيارت قبور امامان و اولياي الهي ، مي توان قاطعانه گفت كه دعوت همه مسلمانان بر اين عمل مستحب ، در صورتي انجام مي گيرد كه مدفن آنان به گونه اي محفوظ باشد و افراد بتوانند به صورت روشن آن را بيابند و زيارت كنند . هرگاه مراقد آنان فاقد هر نوع حفاظت و بنا باشد مسلماً باد و باران و عوامل طبيعي آثار مراقد را از بين برده و چيزي باقي نمي ماند ، تا مردم به زيارت آنها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خصال صدوق ، ج2 ، ص 406 .
2 . وسائل الشيعه ، ج10 ، باب 49 از ابواب مزار ، ح2 ؛ كامل الزيارات ، ص 150 .
53

بشتابند .
اين نوع روايات كه بر زيارت قبور خاندان رسالت تأكيد مي كند مستلزم آن است كه مراقد آنان به شيوه اي باشد كه از حوادث زمان محفوظ بمانند .
نتيجه مي گيريم :
صيانت قبور اولياي الهي امري مرغوب و سنتي اسلامي ( است ) و قرآن و اجماع و سيره مسلمانان و روايت ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) بر آن دلالت دارد و هر كس بخواهد با كلنگ ظلم مدفن آنان را ويران كند ، خشم خدا را بر خود خريده و جايگاه او جايگاه دشمنان اهل بيت ( عليهم السلام ) است .

یا عیسی
Wednesday 21 October 2009, 02:57PM
تتمه می آید:
دست آویز های سست.
بخش سوم : مسجدسازي در كنار مشاهد مشرّفه
بخش چهارم : سوگواري در فراق عزيزان
بخش پنجم : گناهاني در كنار مزار
موضوعات جانبي


منتظر باشید.


:smile07:سپاس

دل آرام
Wednesday 21 October 2009, 09:24PM
یک روز افسوس خواهی‌ خورد ولی‌ این حرف بنده را اکنون باور نخواهی کرد!

باتشکر از سرنگار پر محتوای کابر یاعیسی :smile07:

mehrdad_123
Thursday 22 October 2009, 01:42AM
ای ول
میبینم ترکوندییییی بابا:smile28:


یاحق

mehrdad_123
Thursday 22 October 2009, 01:44AM
راتسی این پست shaahin خان کوووووو؟؟؟؟

به قول سید علی این شاهین حساسه زود تغییر میکنه حذف میکنه..

واقعا این غیر شیعه چرا انقدر حساسن ؟؟؟:confused:

دل آرام
Thursday 22 October 2009, 07:02AM
راتسی این پست shaahin خان کوووووو؟؟؟؟

به قول سید علی این شاهین حساسه زود تغییر میکنه حذف میکنه..

واقعا این غیر شیعه چرا انقدر حساسن ؟؟؟:confused:

سلام بر برادر بزرگوار

کار من در این روزهای اخیر شده نقل قول پست های افرداد متزلزل و منافق و کفار و ... .

من یک نسخه را ذخیره کردم
یک روز افسوس خواهی‌ خورد ولی‌ این حرف بنده را اکنون باور نخواهی کرد!

التماس دعا

یا عیسی
Thursday 22 October 2009, 07:07AM
با درود


خب این نشان از بیماری شخصیتی و همچنین ناتوانی از حضور آزادانه در بحث و مناظره است! که علتش واضح است!

جدای از بیماری توهم اساسا در بین این جماعت جرات و شجاعت هم ندیده ام.


سپاس

دل آرام
Thursday 22 October 2009, 07:20PM
آن‌ پست برای تو بود نه دیگران تو هم که آن‌ را دیدی.
شاهد باش که یک روز این را که" یک روز افسوس خواهی‌ خورد" به تو گفتم.

یک بخشی هست به اسم پیغامهای خصوصی و یا پیغام های بیننده !!!

یا عیسی
Thursday 22 October 2009, 08:56PM
آن‌ پست برای تو بود نه دیگران تو هم که آن‌ را دیدی.
شاهد باش که یک روز این را که" یک روز افسوس خواهی‌ خورد" به تو گفتم.
درود بر شما

از طرف وحی و الهامات اکبر خان بود برای شخص بنده ؟!:)

خجالت آور است این منش کودکانه یتان که بی هیچ دلیلی بی هیچ منطقی فقط تهدید می کنید از آخر و عاقبت می ترسانیدمان!
اگر واقعا فکر می کنید حرفی برای گفتن دارید چرا آزادانه از زبان منطق و گفت و گو استفاده نمی کنید؟!:)

البته در خلاء روانی شما همین بس که در پستهایتان نمایان شده است و پستهایتان ثبات ندارند!

این اولین بار شما نیست من این رفتار بیمارگونه ی افرادی چون شما را زیر نظر دارم و چه بسیار از پستهای شما که بعد از ساعت و ساعتی یا حذف می کنید یا تغییر می دهید!

یا مثلا همین رفتار شما در پاک کردن اول و آخر مطالب طرف مقابتان به هنگام نقل قول است!!!:)

نتیجه ی اینها فقط شخصیت بیمار گونه ی شما جماعت را نشان می دهد! که اگر به آن فرار از مناظرات و تکرار شبهات پوچ اندر پوچتان را به امید اینکه یک ضعیف تر از خود را گمراه سازید اضافه نماییم علاوه بر اثبات شدت بیماری روحیتان صفت نفاقتان را نیز واضح تر میسازد!


سپاس

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 10:21AM
تتمه می آید:
دست آویز های سست.
بخش سوم : مسجدسازي در كنار مشاهد مشرّفه
بخش چهارم : سوگواري در فراق عزيزان
بخش پنجم : گناهاني در كنار مزار
موضوعات جانبي


منتظر باشید.


:smile07:سپاس


منتظر ادامه نوشته های شما هستیم :)