PDA

نمايش نسخه نهائي : هر آنچه از وهابیت باید بدانید


دل آرام
Saturday 31 October 2009, 02:08PM
سلام
در این سرنگار در نظر دارم کلیه ابعاد فرقه وهابیت و وهابیون را بیان کنم . سعی میکنم به اختصار به توضیحات لازم اشاره کنم و در انتها مراجعی برای تکمیل این توضیحات معرفی خواهم کرد .
به امید اینکه این سرنگار در ریشه کن کردن این فرقه گامی هر چند کوچک بردارد .

یاعلی

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 02:25PM
توحيد از منظر وهابيت(1)

اعتقاد به جسمانيت خداوند و رؤيت حسّي او

اساسي ترين محورهاي اعتقادي وهابيت درباره توحيد و خداشناسي كه با ما شيعيان و اهل سنت تفاوت فاحش و اساسي دارند ، عبارتند از :


ابن تيميه ، با استدلال به ظاهر آيات و روايات رساله « عقيدة الحمويه » مي گويد :
« خداوند مي شنود . آگاه است . سخن مي گويد . خشنود و غضبناك مي شود . مي خندد و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّي مي كند و هر شب هر طور كه بخواهد ، به آسمان دنيا فرود مي آيد و مي گويد : آيا كسي هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم ؟ آيا آمرزش خواهي هست كه او را ببخشم ؟ آيا توبه كننده اي هست كه توبه او را بپذيرم ؟ خداوند اين كار را تا طلوع فجر انجام مي دهد . هر كس فرود آمدن خدا را بر آسمان دنيا انكار يا تأويل كند ، بدعت گذار و گمراه است . ( 1 )
ابن بطوطه از عالمان هم عصر ابن تيميّه هم مي گويد : « من در دمشق بودم ، روز جمعه بود . ابن تيميّه در مسجد جامع اين شهر براي مردم موعظه مي كرد كه من نيز در مسجد حضور يافتم . وي در بين سخنانش گفت : خداوند همچنان كه من از پله اين منبر فرود مي آيم ، به آسمان دنيا فرود مي آيد . اين بگفت و يك پله از منبر فرود آمد . چون اين سخن بر زبان جاري كرد ، فقيهي مالكي به نام ابن الزهرا به او اعتراض و سخنش را انكار كرد .
سخنان ابن تيميّه را در نوشته اي به اطلاع ملك ناصر رساندند . ملك ناصر فرمان داد ابن تيميّه را به زندان انداختند و او در زندن از دنيا رفت . » ( 2 )
وهابي ها در پيروي از ابن تيميّه و با استدلال به ظاهر بعضي از آيات و روايات ، براي باري تعالي اعضا و جوارح اثبات مي كنند .
آلوسي از طرفداران سرسخت وهابيت مي گويد :
« وهابي ها مي گويند : روز قيامت ، خدا به صحراي محشر مي آيد ؛ زيرا خود او فرموده است : ( وَ جَآءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ) ( 3 ) و خداوند به هر يك از آفريده هاي خود هر طور كه بخواهد نزديك مي شود . همچنان كه فرموده است : ( . . . وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) ( 4 ) آنان به موجب آيه ( بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ) ( 5 ) ، دو دست و از ظاهر آيه ( وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا ) ( 6 ) ، دو چشم و از آيه ( فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ) ( 7 ) ، صورت و چهره براي خدا اثبات مي كنند ! ( 8 )
يكي از نكته هايي كه از سخنراني استاد فيّاض برداشت كرده ام ، اين بود كه ابن عبدالوهاب هم در كتاب التوحيد ، براي اثبات انگشتان براي خدا ، اين روايت را از ابن مسعود نقل مي كند :
« دانشمندي يهودي به حضور پيامبر عرض كرد : اي محمد ! ( ما در كتاب هاي خويش ) دريافتيم كه ( روز قيامت ) خداوند تمام آسمان ها را بر يك انگشت ، زمين ها را بر يك انگشت و درخت ها را بر يك انگشت ، آب را بر يك انگشت ، خاك را بر يك انگشت و ديگر آفريده ها را بر يك انگشت قرار مي دهد و مي فرمايد : تنها من پادشاهم .
پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) با تصديق اين گفته خنديد ، به گونه اي كه دندان مباركشان نمايان گشت .
سپس اين دو آيه مباركه را تلاوت فرمود : ( وَ مَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِي وَالاَْرْضُ جَمِيعًا ) ( 9 ) و خدا را آن چنان كه بايد ، به بزرگي نشناخته اند و حال آنكه روز قيامت زمين يك سره در قبضه( قدرت ) اوست . ( 10 )
وي پس از نقل روايت هاي متعدد براي اثبات اعضا و جهت براي خداوند از مجموع آن نتيجه مي گيرد كه رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) گفته هاي دانشمند يهودي را با تبسم تأييد كرد و اين حديث بر اثبات دست براي خداوند صراحت دارد ! » ( 11 )
البته محمد بن عبدالوهاب نظر خود را بر اساس ديدگاه اسلاف خود به ويژه ابن تيميّه پايه گذاري كرده است . يكي از مسائلي كه « ابن تيميّه » ، بنيان گذار فكري وهابيت به نشر آن پرداخت ، جسمانيت خداوند متعال و اثبات لوازم جسمانيت مانند قرار گرفتن بر كرسي و خنديدن و راه رفتن و مانند اينها بود . وي مي گويد :
« در كتاب خدا و سنّت رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) و همچنين در گفتار سلف امّت ( صحابه ) و پيشوايان ديني نيامده است كه خداوند جسم نيست و صفات او از جسمانيت و عرض بودن منزّه است و انكار معنايي كه شرع و عقل آن را نفي نكرده ، نوعي ناداني و گمراهي است ! » ( 12 )
وي همچنين مي گويد :
« و ليس في كتاب الله و سنّة رسوله و لا قول احدٌ من سلف الأمة و ائمّتها أنّه ليس بجسم ( 13 ) ؛
در كتاب خدا و سنّت رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) و همچنين در گفتار سلف امت ( صحابه ) و پيشوايان ديني نيامده است كه خداوند جسم نيست . »



منابع :

1. العقيدة الحموية ، ص 451 .
2 . ابن بطوطه ، رحلة ، ص 113 .
3 . فجر ، 22 .
4 . ق ، 16 .
5 . مائده ، 64 .
6 . هود ، 37 .
7 . بقره ، 115 .
8 . سيد محمود آلوسي ، تاريخ نجد ، صص 91 و 90 .
9 . زمر ، 67 .
10 . كتاب التوحيد ، محمد بن عبدالوهاب ، ص 157 .
11 . همان ، صص 158 ـ 160 .
12 . التأسيس في ردّ أساس التقديس ، ج 1 ، ص 101 .
13 . التأسيس في ردّ أساس التقديس ، ج 1 ، ص 101 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 02:33PM
توحيد از منظر وهابيت(2)


خنده خدا



استاد فيّاض فرمود :
« خداي وهابيت به عقيده ابن تيميّه در رساله عقيدة الحمويّة چنين است : خداوند مي خندد و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّي مي كند . » ( 14 )

منابع :
14 . مجموعه الرسائل الكبري ، رساله يازدهم ، ص 451 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:02PM
توحيد از منظر وهابيت(3)


پايين آمدن خدا از عرش


استاد بزرگوار از قول ابن تيميّه مي گويد :
« هر شب هر گونه كه بخواهد ، به آسمان دنيا فرود مي آيد و مي گويد : آيا كسي هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم و آمرزش خواهي هست كه او را ببخشم . . . خدا اين كار را تا طلوع فجر انجام مي دهد . وي پس از نقل اين مطلب مي نويسد : "فمن أنكر النّزول أو تأوّل فهو
مبتدعٌ ضالٌّ" ؛ هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنيا انكار يا توجيه كند ، بدعت گذار و گمراه است . » ( 15 )

منابع :
15 . مجموعه الرسائل الكبري ، رساله يازدهم ، ص 451 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:03PM
توحيد از منظر وهابيت(4)

قابل رؤيت بودن خدا



ابن تيميّه در كتاب « منهاج السنّة » كه در ردّ كتاب « منهاج الكرامة » علاّمه حلّي نوشته است ، مي نويسد :
« عموم منسوبين به اهل سنت براي اثبات رؤيت خدا اتفاق دارند و اجماع سلف بر اين است كه ذات احديّت را در آخرت ، با چشم مي تواند ديد ، ولي در دنيا نمي توان ديد . » ( 16 )



منابع:
16 . مختصر منهاج السنّة ، ج 2 ، ص 420 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:05PM
توحيد از منظر وهابيت(5)

ناله كرسي به دليل سنگيني خدا


نكته ديگر در سخنان استاد اين بود كه از قول سيوطي در اين باره گفت :
« زني خدمت رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) رسيد و عرض كرد دعا كن خداوند مرا وارد بهشت سازد . رسول گرامي اسلام خدا را به عظمت ياد كرد و فرمود : كرسي خداوند سراسر آسمان و زمين را فراگرفته است و هنگامي كه خداوند روي كرسي قرار مي گيرد ، به دليل سنگيني حق ، ناله اي همانند ناله بچه شتر از كرسي خارج مي شود . » ( 17 )



منابع:
17 . الدرّ المنثور ، ج 1 ، ص 328 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:07PM
توحيد از منظر وهابيت(6)

نشستن پيامبر وهابيت در كنار خدا



« ابن قيّم » شاگرد ابن تيميّه مي نويسد :
« خداوند روي عرش مي نشيند و رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) نيز در كنار او مي نشيند و اين همان مقام محمود و شايسته اي است كه قرآن وعده داده است . » ( 18 )



منابع:
18 . بدايع الفوائد ، ج 4 ، ص 39 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:08PM
توحيد از منظر وهابيت(7)

دويدن خداي وهابيت



لجنه افتاي سعودي درباره صفت هروله گفته اند كه صفت هروله ( دويدن ) خدا در حديث قدسي كه بخاري و مسلم نقل كرده اند ، آمده است . خداوند فرموده است :
« اگر بنده اي يك وجب به من نزديك شود ، من يك ذراع ( نيم متر ) به او نزديك خواهم شد و اگر او يك ذراع به طرف من بيايد ، من به قدر فاصله دو كف دست ( بيش از يك متر ) به او نزديك خواهم شد . اگر او قدم زنان به طرف من بيايد ، من دوان دوان به طرف او خواهم رفت . » ( 19 )



منابع :

19 . فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء ، ج 3 ، ص 196 .

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:35PM
معرفی و دانلود كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع


http://img.tebyan.net/big/1387/07/14611975137187333491662131911719515776127.jpg



«وهابیت از منظر عقل و شرع» كتابی است جامع در شناخت فرقه‌ی وهابیت كه از پیدایش آن آغاز و به بیان اعتقادات و تاریخ آنان پرداخته است.
این كتاب ارزشمند در بخشی از خود دیدگاه عالمان و مراجع شیعه را درباره این گروه جای داده و در فصلی دیگر برخی از جنبشهای و جنایات آنان در جهان اسلام را به بیان نشسته است.
حتما این كتاب خواندنی را ببینید. حتی اگر شده فقط فهرست آن باشد!


:smile07: دانلود كتاب (PDF):smile07: (http://dnl.tebyan.net/1387/07/20081007131926827.zip)

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:49PM
این هم کتاب تاریخچه وهابیت(خاطرات مستر هنفر.)
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:JbYrsXSgWtohfM:http://dl.sialkhost.com/wp-content/uploads/2009/04/ebook.jpg (http://images.google.com/imgres?imgurl=http://dl.sialkhost.com/wp-content/uploads/2009/04/ebook.jpg&imgrefurl=http://dl.sialkhost.com/&usg=__CC5ruVys_a5-dqdyNH78tYfAlzI=&h=310&w=310&sz=27&hl=en&start=2&um=1&tbnid=JbYrsXSgWtohfM:&tbnh=117&tbnw=117&prev=/images%3Fq%3D%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8%26hl%3Den%26um%3D1)
کتاب ارزشمند و خیلی جالبی برای شناخت وهابیت و سلفی گری است.
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید

:smile07:دانلود کتاب (http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://talebeyar.persiangig.com/ketab/Hamfar.pdf) :smile07:




:smile59:
(http://talebeyar.persiangig.ir/ketab/Hamfar.pdf)

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 03:56PM
جهت دانلود كتاب همراه تبئين کلیلک کنید : اینجا (http://www.4shared.com/file/129372054/f084a094/tabein.html)





:smile28:

دل آرام
Saturday 31 October 2009, 04:00PM
معرفی سه کتاب در این زمینه :

ابن تیمیه موسس افكار وهابیت (http://www.lib.ir/LibView/DocView.aspx?th=%D8%A7%D8%A8%D9%86%20%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87%20%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%20%D8%A7%D9%81%D9%83%D8%A7%D8%B1%20%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA&sub=%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87&thecreator=%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%B1%D8%B6%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&id=APWwABWwKNnWwZHPAMmHzXBHPWwBANnHBFDWwWwPHPH)

خدا از دیدگاه وهابیان = سلسله مباحث (وهابیت) (http://www.lib.ir/LibView/DocView.aspx?th=%D8%AE%D8%AF%D8%A7%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%20=%20%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%20%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB%20%28%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA%29&sub=%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87-%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF&thecreator=%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%B1%D8%B6%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&id=APWwAzXNnAPWwHBKNnZAMmKBFDHNnHzXBWwPHBKNnHPHNn)

سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات (http://www.lib.ir/LibView/DocView.aspx?th=%D8%B3%D9%84%D9%81%DB%8C%20%DA%AF%D8%B1%DB%8C%20%28%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA%29%20%D9%88%20%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%20%D8%A8%D9%87%20%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA&sub=%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%20-%20%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%87%20%D9%87%D8%A7&cr=%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%B1%D8%B6%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&id=APWwAPZANnWwHPHNnZABZKMmPHPHPWwBWwPZWwWwPHPH)

متاسفانه لینک دانلود کتابهای فوق را پیدا نکردم .

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 08:44AM
بعضی از عقاید وهابیون

یكي از عقايد وهابيان عادي جلوه دادن مقامات پيامبران و اولياي الهي و كاستن از جايگاه و مقام آنان است . از نظر ابن تيميّه ، پيامبران و اولياي الهي پس از مرگ ، كوچك ترين تفاوتي با افراد عادي ندارند . به گفته وي : « لَيْسَ في وجود القبور اَمانٌ ؛ قبرها نمي تواند پناهي براي امت باشد . » ( 33 ) حتي وي مشاهده قبر پيامبر را نيز ممنوع مي دانست . ( 34 ) با بهره گيري از همين عقيده خاص است كه مأموران ، اطراف قبر مطهّر نبوي حضور دارند و نمي گذارند كسي آن جا بايستد . بر اساس ديدگاه ابن تيميه ، هر گونه مسافرت به قصد زيارت قبور انبيا ، صالحان و نذر كردن ، سوگند خوردن و بوسيدن و مسح كردن مزار آنان حرام و مايه شرك است . به نظر اين تيميّه ، هر كس به قصد زيارت قبر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) مسافرت كند و هدف اصلي سفر او ، رفتن به مسجد آن حضرت نباشد ، از اجماع مسلمانان مخالفت كرده و از شريعت سيدالمرسلين خارج است . ( 35 ) به نظر او ، هر گونه زيارت قبور ، چه قبر پيامبر و غير آن شرك و حرام است . ( 36 ) وي مي نويسد :
« مسح و بوسيدن هر قبري و لو قبر پيامبران شرك است . ( 37 ) دست گذاشتن روي قبر پيامبر و بوسيدن قبر ، جايز نيست و مخالف توحيد است . » ( 38 )
به دليل همين عقايد بدعت آميز ، اهل سنت بر ( ابن تيميّه ) شوريدند . او بارها دستگير شد و به زندان افتاد و ده ها كتاب بر ردّ انديشه هاي وي نگاشته شد . با وجود اين همه مخالفت ها ، بعدها محمد بن عبدالوهاب به تأييد نظريه ابن تيميّه پرداخت و يكي از علماي آنان حتي ادعاي اجماع كرد و گفت :
« به اجماع علما ، استلام ( دست ماليدن ) قبور انبيا و غير اين ها ( يعني اوليا و ائمه معصومين ( عليهم السلام ) و مسح ( تبرّك ) آن و نماز خواندن و دعا كردن نزد اين قبور جايز نيست ؛ زيرا اين عمل ، شرك و عبادت بت هاست . » ( 39 )
به نظر او ، عبدالوهاب هم مي گفت كه هر گونه نذر كردن براي غير خدا و پناه بردن و استغاثه به غير خدا و خواندن غير خدا شرك است . ( 40 ) توسل به ميت و طلب حاجت از او همان چيزي است كه بت پرستان در زمان جاهليت انجام مي دادند . ( 41 )
محمد بن عبدالوهاب در نظريه ديگري گفت :
« نماز خواندن در مساجدي كه بر قبور انبيا و صالحان بنا شده است ، جايز نيست و بناي مسجد بر قبور حرام است . » ( 42 )
همين عقيده محمد بن عبدالوهاب پايه اي شد تا وهابيت براي تخريب بناي قبرهاي ائمه بقيع دست به كار شوند . حتي بعضي از آنها انديشه تخريب گنبد خضرا را در سر مي پروراندند كه اگر ترس از مسلمانان سراسر جهان اسلامي نبود ، نه تنها از اين كار خودداري نمي كردند ، بلكه آن را بالاترين ثواب براي خود مي شمردند .
جاي سؤال است كه چرا وهابيون با توجه به خشم و اندوه فراوان شيعيان ، دست به تخريب بقعه هاي ائمه بقيع و ديگر ابنيه مذهبي زدند ؟ شايد نظريه بعدي آنان ، پاسخ اين پرسش را در دل خود داشته باشد .



منابع:

33 . احمد بن تيميّه ، كتاب الردّ علي الاخنايي ، ص 54 .
34 . همان ، ص 99 .
35 . همان ، ص18
36 . همان ، ص 52 .
37 . ابن تيميّه ، الجامع الفريد ، ص 438 .
38 . كتاب الردّ علي الاخنايي ، ص 31 .
39 . محمد بن ابراهيم النعمان ، الجامع الفريد ، ص 383 .
40 . كتاب التوحيد ، ص 157 .
41 . محمد بن ابراهيم بن النعمان ، الجامع الفريد ، ص 501 .
42 . محمد بن ابراهيم بن النعمان ، الجامع الفريد ، كتاب الزياره ، ص 383 .

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 08:47AM
انكار فضايل اهل بيت ( عليهم السلام ) توسط وهابیون

يكي از باورهاي سلفي ها و وهابيان ، انكار فضايل مسلّم اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) است كه در صحاح و مسانيد اهل سنت بر اين فضايل تأكيد شده است . با اين همه ، ابن تيميّه در كتاب « منهاج السنّة » ، احاديث مربوط به فضايل و مناقب اميرالمؤمنين علي ( عليه السلام ) و خاندان وي را كه بسياري از محدثان به آنها تصريح كرده اند ، بدون هيچ مدركي انكار مي كند و همه را مجعول مي داند . براي نمونه به باور وي :
الف : به اتفاق اهل علم نزول آيه ( إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُو ) ( 43 ) درباره علي ( عليه السلام ) دروغ است . ( 44 )
اين در حالي است كه بيش از 64 محدث و دانشمند مسلمان به نزول آن درباره امام علي ( عليه السلام ) تصريح كرده اند . ( 45 )
ب : نزول آيه ( قُل لاَّ أَسْـَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي ) ( 46 ) درباره خاندان رسالت دروغ است . ( 47 ) در حالي است كه بيش از 45 محدث و دانشمند مسلمان همين آيه را نقل كرده اند . ( 48 )


مهم ترين تكيه كلام وهابيان چهار چيز است :
1 ـ كفر
2 ـ شرك
3 ـ كذب
4 ـ بدعت
هر جا كه مسلمانان در پاسخ به آنها با تأكيد بر روايتي ، استدلالشان را محكوم مي كنند ، بي درنگ از واژه « كذب » مدد مي گيرند .
محمد بن عبد الوهاب در رساله « كشف الشبهات » بارها مسلمانان را مشرك ، كافر ، بت پرست ، مرتد ، منافق ، منكر توحيد ، دشمن توحيد ، دشمنان خدا ، اهل باطل ، نادان و شياطين خوانده است و تصريح كرده است كه مشركان زمان ما ( مسلمانان ) غليظ تر از مشركان و بت پرستان گذشته اند ؛ چون مشركان گذشته در حال رفاه ، شرك ميورزيدند و هنگام گرفتاري اخلاص ميورزيدند ، ولي مشركان زمان ما در هر دو حالت به خدا شرك ميورزند . ( 49 )



منابع :
44 . احمد بن تيميّه ، مختصر منهاج السنّة ، ج 2 ، ص 611 .
45 . الغدير ، اميني ، ج 3 ، ص156 ـ 172 .
46 . شوري ، 23 .
47 . مختصر منهاج السنّة ، ج 1 ، ص 352 .
48 . الغدير ، ج3 ، ص156 ـ 172
49 . كشف الشبهات في التوحيد ، محمد بن عبدالوهاب ، ص 23 و 24 .

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 08:49AM
مفهوم عبادت و معيار شرك در عبادت

همه مي دانيم كه يكي از مراتب توحيد ، توحيد در عبادت است ؛ يعني عبادت و پرستش مخصوص خداست . عبادت در لغت هم به معناي فروتني و خاكساري است . و در اصطلاح به معناي كرنش در برابر موجودي است كه او را اله ، ربّ و خالق هستي مي دانيم . خالقي كه امور تكويني ( خلق ) رزق ، زنده كردن و ميراندن و امور تشريعي ( قانون گذاري ، شفاعت و مغفرت ) همه به دست اوست .
بنابراين ، عبادت براي كسي است كه اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت و قدرت مطلقه او داشته باشيم . اگر كرنش بدون اين قصد و اعتقاد باشد و تنها براي تعظيم و بزرگداشت باشد ، در اين حالت ، انسان خاضع ، نه مشرك است و نه عملش ، شرك آميز . و همين نكته ظريف ، اساسي ترين تفاوت ميان وهابيت و شيعيان و ديگر فرقه هاي اسلامي در مسأله توحيد عبادي است .
مسلمانان در تعريف توحيد عبادي مي گويند : « توحيد عبارت است از منحصر دانستن خداوند سبحان به عبادت . » ( 50 ) آن گاه در تعريف عبادت مي گويند : « عبادت ، نهايت خضوع و خاكساري است و اين كلمه تنها در مورد خضوع براي خداوند به كار مي رود . » ( 51 )
بايد بدانيم كه تفاوت ما با وهابيان در اختلاط معناي لغوي و اصطلاحي عبادت است . آنان عبادت را به معناي لغوي ؛ يعني مطلق خضوع و خاكساري گرفته اند و با اين تعريف ، دايره شرك از منظر آنان خيلي گسترده شده است . بر اساس اين تعريف ، آنان هر گونه زيارت قبور ، توسل ، شفاعت از پيامبران و اوليا را شرك مي شمارند و اصلاً به معناي اصطلاحي عبادت ؛ يعني اعتقاد به اولوهيت و ربوبيت كاري ندارند .
اين در حالي است كه شيعيان و ديگر فرقه هاي اسلامي ، نيّت عمل در عبادت را شرط درستي و نادرستي آن مي شمارند . اگر كرنش در دايره اعتقاد به الوهيت و استقلال نباشد ، شرك نيست ، بلكه نوعي تعظيم و تكريم است ، مانند خضوع در مقابل اولياي الهي يا فرزند در برابر پدر . در كريمه قرآني هم آمده است :
( وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـلـِكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ ) ( 52 ) ؛ و ( ياد كن ) زماني كه به فرشتگان گفتيم : « براي آدم سجده و خضوع كنيد . » پس همگي سجده كرده ، جز ابليس .
البته اين آيه ، دليل محكمي است بر اينكه هر تعظيمي در برابر غير خدا ، عبادت شمرده نمي شود . در آيه ديگري آمده است :
( وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُو سُجَّدًا وَقَالَ يَـأَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُءْيَـيَ ) ( 53 ) ؛ پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگي در مقابل او به سجده افتادند . گفت : پدر ! اين تعبير خوابي است كه پيش تر ديدم .
در اين آيه هم صرف سجده كردن عبادت شمرده نشده است . همه مي دانيم كه اين سجده براي عبادت يوسف نبود ؛ زيرا در ميان سجده كنندگان ، حضرت يعقوب ( عليه السلام ) نيز حضور داشت كه در توحيد ، با اخلاص بود . همچنين اگر به يوسف سجده مي شود ، خود او نيز به اين كار راضي نبود و آنان را از اين كار باز مي داشت .
از آنچه گذشت ، درمي يابيم كه صرف خضوع ، خاكساري ، تكريم و احترام به انبيا و اولياي الهي ، عبادت نيست تا انجام دهنده آن را مشرك بدانيم .
اگر ابن تيميّه راه احتياط را در پيش مي گرفت و به كفر و شرك توسل جوينده حكم نمي كرد ، امروزه وهابيت با پيروي از او ، مسلمانان را تكفير نمي كردند و خون و مال و آبروي آنان را حلال نمي شمردند . آن هم به بهانه جرمي ( ! ) كه خداوند آن را موجب خروج از دين و كافر شدن نمي داند ، بلكه آن را حلال و جايز مي داند . چگونه مي توان با تحكّم به افرادي نسبت كفر داد و از نيّت آنان پرده بر داشت و با مكابره نيتشان را از خودشان بهتر دريافت .



منابع :

50 . الجامع الفريد ، ص 219 .
51 . همان ، ص 218 .
52 . بقره ، 34 .
53 . يوسف ، 100 .

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 09:43AM
توسل از دیدگاه وهابیون

توسل را به سه دسته مي توان تقسيم كرد :
الف : توسل به اعمال صالح
جلال الدين سيوطي در ذيل آيه ( يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَـهِدُواْ فِي سَبِيلِهِي لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) ( 1 ) ؛ اي مؤمنان ، پرهيزكار باشيد و به سوي خداي بزرگ وسيله فراهم سازيد و در راه او مبارزه كنيد . باشد كه رستگار شويد ، چنين روايت كرده است :
« عن قَتادة في قوله تعالي « وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ : قال : تقربوا إلي الله بِطاعته و العمل بما يرضيه ( 2 ) ؛ قتاده در مورد آيه ( وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ) مي گويد : با اطاعت خدا و عملي كه مورد خشنودي وي باشد ، به پروردگار نزديك شويد . »
ب : توسل به دعاي بندگان شايسته
خداوند در قرآن كريم از زبان برادران يوسف مي فرمايد :
( قَالُواْ يَـأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَـطِـِينَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُو هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) ( 3 )
( فرزندان يعقوب به پدر خويش ) گفتند : اي پدر ، از خداي بزرگ بخشايش گناهان ما را بخواه كه ما در اشتباه به سر مي برديم . ( يعقوب ) گفت : به زودي ، از پروردگار خود براي شما بخشايش مي خواهم كه او بسيار آمرزنده و مهربان است .
از اين آيه به روشني درمي يابيم كه فرزندان يعقوب به دعا و استغفار پدر خويش متوسل شدند و آن را وسيله بخشودگي خود دانستند . حضرت يعقوب نيز نه تنها به توسّل آنان اعتراض نكرد ، بلكه به آن ها وعده دعا و استغفار هم داد .
ج : توسل به شخصيت هاي معنوي آبرومند نزد خدا
احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنيف چنين روايت مي كند :
« اِنَّ رَجُلاً ضريرَ الْبَصَرِ أتي النبي ( صلّي الله عليه وآله ) فقال ادع الله أن يعافيني ، قال إن شئت دعوت لك و ان شئت أخّرت ذاكَ فهو خير ، فقال أدعه فأمره أن يتوضّأ فيحسن وضوئه فيصلي ركعتين و يدعو بهذا الدّعاء اللهمّ إنّي أسئلك و أتوجّه إليك بنبيّك محمد نبيّ الرّحمة يا محمّد إنّي توجّهت بك إلي ربّي في حاجتي هذه ، فتقضي لي اللهمّ شفعه فيّ . ( 4 )
مردي نابينا نزد پيامبر گرامي اسلام ( صلّي الله عليه وآله ) آمد و عرض كرد : از خدا بخواه تا مرا عافيت بخشد .
پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمود : اگر مي خواهي دعا كنم و اگر مايل هستي ، به تأخير مي اندازم و اين بهتر است .
مرد نابينا عرض كرد : دعا بفرما .
پيامبر گرامي او را فرمان داد تا وضو بگيرد و در وضوي خود دقت كند و دو ركعت نماز بگزارد و اين چنين دعا كند :
پروردگارا ! من از تو درخواست مي كنم و به وسيله محمد ، پيامبر رحمت به تو روي مي آورم . اي محمّد ، من در مورد نيازم به وسيله تو به پروردگار خويش متوجّه مي شوم تا حاجتم را برآورده فرمايي . خدايا ! او را شفيع من گردان .



ابن تيميّه ، بنيان گذار مكتب وهابيت مي گويد :
« هر كس كنار قبر پيامبر يا يكي از افراد صالح بيايد و از آنان بخواهد كه بيماري او را شفا دهد يا قرض او را ادا كند ، مشرك است ؛ زيرا هيچ كس جز خداوند ، قدرت انجام چنين اعمالي را ندارد . پس واجب است چنين شخصي را به توبه وادار كند و اگر توبه نكرد ، بايد كشته شود . » ( 16 )
محمد بن عبدالوهاب هم اعلام كرد :
« هركس به پيامبران و صالحان توسل جويد و آنان را شفيع خود سازد ، خونش حلال و قتل آن جايز است . » ( 17 )
به گفته شيخ عبدالعزيز عبدالله آل شيخ ، يكي از دلايل مخالفت وهابيان اين است كه ارتباط پيامبر پس از مرگ با اين دنيا قطع مي شود و ديگر بر هيچ كاري توانايي ندارد و حتي نمي تواند براي كسي دعا كند . بنابراين ، از نظر عقلي توسل به عاجز باطل و شرك است . ( 18 )
اين در حالي است كه بسياري از علماي اهل سنت ، حيات پيامبران را پذيرفته اند .



منابع :

1 . مائده ، 34 .
2 . درالمنثور ، ج 2 ، ص 280 .
3 . يوسف ، 97 ـ 98 .
4 . مسند احمد بن حنبل ، ص 138 .
5 . التوصل الي حقيقة التوسل ، ص 158 .
6 . صحيح بخاري ، جزء 2 ، كتاب الجمعه ، باب الاستسقاء ، ص 27 .
7 . الصواعق المحرقه ( ابن حجر عسقلاني ) ، ص 178 .
8 . وفاء الوفاء ، ج 4 ، ص 1372 .
9 . المواهب اللدنية ، ج 4 ، ص 593 .
10 . المدخل ، ج 1 ، ص 254 .
11 . ذيني دحلان ، الدرر السنيّة ، ص 31 .
12 . احزاب : 69 .
13 . البدعة في مفهومها الاسلامي ، ص 45 .
14 . المفردات في غريب القرآن ، ص 523 .
15 . لسان العرب ، ج 15 ، ص 301 .
16 . زيارة القبور و الاستنجاد بالمقبور ، ص 156 .
17 . كشف الشبهات ، ص 58 .
18 . valiasr-aj . com

دل آرام
Sunday 1 November 2009, 09:49AM
برخی از عقاید وهابیون در خصوص حیات بعد از مرگ

ادّعاي وهابيان در قطع ارتباط افراد پس از مرگ با زندگي دنيا صحيح نيست . خداوند به صراحت به زندگي شهيدان پس از مرگ اشاره مي كند و مي فرمايد : ( وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تَام بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَـلـهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِي وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ * يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَة مِّنَ اللَّهِ وَفَضْل وَأَنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ) ( 24 )
هرگز كساني را كه در راه خدا كشته شده اند ، مرده مپنداريد ، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند . به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است ، شادمانند و براي كساني كه از پي ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند ، شادي مي كنند كه نه بيمي بر ايشان است و نه اندوهگين مي شوند . بر نعمت و فضل خدا و اينكه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمي گرداند ، شادي مي كنند .
در اين آيات ، بهره مندي شهيدان از نعمت هاي الهي و خشنودي از آنچه به دست آورده اند ، دليل بر زندگي دوباره آنان است . به راستي چگونه مي توان پذيرفت كساني كه در راه دين به شهادت رسيده اند ، پس از شهادت زنده باشند ، ولي پيامبر كه آورنده دين و پيشواي شهيدان است ، زندگي پس از مرگ نداشته باشد .
همچنين در آيه ديگر بر زندگي سردمداران كفر و نفاق پس از مرگ تأكيد شده است :
( وَحَاقَ بِـَالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ * النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ) ( 25 )
و فرعونيان را عذاب سخت فرو گرفت . هر صبح و شام بر آتش عرضه مي شوند و روزي كه رستاخيز بر پا شود ، ( فرياد مي رسد كه ) فرعونيان را در سخت ترين ( انواع ) عذاب درآوريد .
استغاثه به پيامبران در دوران زندگي آنان نيز ريشه قرآني دارد . خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ) ( 26 )
اگر آنان وقتي بر خود ستم كرده بودند ، پيش تو مي آمدند و از خدا آمرزش مي خواستند و پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) نيز براي آنان آمرزش مي خواست ، همانا خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند .
يكي از ادله علماي اهل سنت هم آيه شريفه ( وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ) ( 27 ) است كه خداوند در آن مي فرمايد : « وسيله اي براي تقرّب به سوي خداوند بجوييد . »
در مقابل ، وهابيان معتقدند رفتگان از دنيا ناتوانند . پس نبايد به آنان توسل بجوييم . ما هم مي گوييم ، توسل جستن به ناتوان حتي اگر زنده هم باشد ، خلاف عقل است ، نه معيار شرك . با اين حال ، اگر متوسل ، معتقد باشد كسي نزد خداوند آبرو دارد و مي تواند براي قضاي حاجاتش ، واسطه شود يا درخواست او را به اذن خداوند انجام دهد ، شرك نيست .
از آنچه گذشت ، درمي يابيم كه با توجه به ريشه هاي قرآني ، روايي و جواز توسل نزد علماي اهل سنت ، توسل مجاز است . حتي نظر فقيهان حنابله هم بر جواز توسل است . براي مثال ، ابن قدامه از فقيهان بزرگ حنبلي مي نويسد : « مستحب است هنگام ورود به مسجد پيامبر ، با پاي راست داخل شود . آن گاه نزد قبر حضرت بيايد و بگويد : اينك نزد تو آمده ام و از گناهان خويش استغفار مي كنم . پس تو را نزد خداوند متعال شفيع خود قرار مي دهم . » ( 30 )
ابن تيميّه گفته است : « هر كس سفرش را به قصد زيارت قبر رسول اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) انجام دهد ، مثل كساني كه به قصد زيارت قبور پيشوايانشان در مدينه و مساجدي كه اطراف آن است ، سفر مي كنند ، با اجماع مسلمانان مخالفت كرده و از شريعت پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) خارج شده است . ( 34 ) زيارت قبر پيامبر يا غير او و غير خدا را خواندن و شريك كردن آنان در كارهاي خدايي ، حرام و شرك است . » ( 35 )
وهابيت پس از برداشت جمودگرايانه خود مبني بر جواز نداشتن توسل بر قبور انبيا ، در گام ديگر ، به انكار فضايل اهل بيت ( عليهم السلام ) مي پردازند .


منابع :

24 . آل عمران ، 169 ـ 171 .
25 . غافر ، 45 و 46 .
26 . نساء ، 64 .
27 . مائده ، 35 .
30 . كشاف القناع ، ج 2 ، ص 68 و المبدع ، ج 2 ، ص 204 .
34 . الردّ علي الأخنائي ، ص 18 .
35 . همان ، ص 25 .

دل آرام
Monday 2 November 2009, 12:53PM
زنان و زیارت قبور از دیدگاه وهابیون

وهابيان زيارت قبور را براي مردان بدون شدّ رحال ( 19 ) اجازه مي دهند ، ولي به زنان به طور مطلق اجازه زيارت قبرها را نمي دهند . اعضاي دايمي وهابيون در استفتاي خود مي گويند : « زيارت قبور تنها براي مردان مشروع است . آن هم بدون شدّ رحال و در شهر خود ، ولي براي زنان به طور مطلق مشروع نيست . » ( 20 )
ناگفته نماند كه وهابيت به دليل روايتي كه از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) از سه طريق ضعيف نقل شده است ، زنها را از زيارت منع مي كنند ، در حالي كه در طريق اوّل نقل روايت ، ابن خثيم است كه به احاديث او احتجاج نمي شود . در آن حديث آمده است : « لَعَنَ اللهُ زائرات القُبُور . » ( 21 )
در طريق دوم ، باذان است كه او هم مورد احتجاج نيست . ( 22 )
در طريق سوم ، عمر بن ابي سلمه است كه او هم ضعيف است . ( 23 ) بنابراين ، به اين روايت نمي توان عمل كرد .
در مقابل ، رواياتي داريم كه همگي در مقابل اين روايت هستند ، مانند :
« إنّ فاطِمَةَ كانَتْ تَزوُر قَبْرَ عَمِّها حَمْزَة كُلّ جُمُعَة فَتُصَلّي وَتَبكي عِنْدَهُ ( 24 ) ؛ فاطمه زهرا ( عليها السلام ) هر جمعه به زيارت قبر عمويش حمزه مي رفت و آن جا نماز مي خواند و گريه مي كرد . »
همچنين ابن أبي مليكه مي گويد :
« رَأَيْتُ عائِشَةَ تَزُورُ قَبْرَ أَخيها عَبْدُ الرَّحْمن وَماتَ بالْحُبشي وَقُبر بمكة ( 25 ) ؛ عايشه به زيارت قبر برادرش ، عبدالرحمان در مكه مي رفت . او در منطقه اي به نام حُبشي كه در نزديكي مكه است ، مُرد و به مكه انتقال يافت . »
حديث بُريده ، روايت ديگري است كه در منابع اهل سنت آمده است كه حديث « لعن الله زائرات القبور » را نسخ مي كند يا با آن معارض است ، چنان كه حاكم نيشابوري و ذهبي به آن تصريح كرده اند . بُريده مي گويد :
« نَهي رَسوُل الله ( صلّي الله عليه وآله ) عَنْ زِيارَةِ القُبُورِ ثُمَّ أَمَرَ بِزِيارَتِها ( 26 ) ؛ رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) ابتدا زنان را از
زيارت قبور منع كرد ، ولي بعدها دستور به زيارت زنان داد . »
ناگفته نماند كه حتي در پاره اي از موارد ، علماي اهل سنت به استحباب زيارت قبور براي زنان هم فتوا داده اند .
ابن عابدين مي گويد :
« هل تستحبُّ زيارة قبره للنساء ؟ الصحيح : نعم بلا كراهة ، بشروطها علي ما صرّح به بعض العلماء أما علي الأصحّ من مذهبنا و هو قول الكرخي و غيره : من أنّ الرّخصة في زيارة القبور ثابتة للرجال والنساء جميعاً فلا إشكال و أما علي غيره فذلك نقول بالاستحباب لاطلاق الأصحاب بل قيل واجبةٌ » . ( 27 )
« آيا زيارت قبور براي زنها استحباب دارد ؟ آري ، هيچ كراهتي هم ندارد . البته بر اساس ضوابط و شرايطي كه بعضي از علما بدان اشاره كرده اند ، صحيح تر نزد ما و كرخي و ديگران اين است كه جواز زيارت قبور براي مردان و زنان ثابت است و هيچ اشكالي در آن نيست ، ولي بنابر غير مذهب و مبناي ما باز هم قائل به استحباب هستيم ، چون اصحاب به طور مطلق به استحباب فتوا داده و ويژه مردها ندانسته اند ، بلكه بعضي قائل به وجوب آن شده اند . »
منابع :
19 . « شدّ رحال » كنايه از مسافرت كردن است . به عقيده وهابيان ، مسافرت جهت زيارت قبور ممنوع است .
20 . اللجنة الدائمة ، ج 1 ، ص 288 .
21 . ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 459 .
22 . تهذيب الكمال ، ج 4 ، ص 6 .
23 . سير أعلام النبلاء ، ج 6 ، ص 33 .
24 . سنن الكبري ، ج 4 ، ص 132 و مصنف ، عبدالرزاق ، ج 4 ، ص 572 .
25 . مصنف ، عبدالرزاق ، ج 3 ، ص 570 و معجم البلدان ، ج 2 ، ص 214 .
26 . السنن الكبري ، ج 4 ، ص 131 ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 374 .
27 . ردّ المختار ، ج 2 ، ص 263 ؛ المواهب اللدنيّة ، ج 3 ، ص 405 .

دل آرام
Monday 2 November 2009, 03:34PM
خواندن دعا و نماز كنار قبوراز نظر وهابیون


استاد فياض گفت : گاهي در سفرها مشاهده مي شود كه مسافران در مقابر و امامزاده ها در كنار قبور نماز مي خوانند كه وهابيان به شدت اعتراض مي كنند يا براي زيارت اماكن مقدسه مكه و مدينه مي روند و در كنار قبوري كه مسجد نباشد ، نماز مي خوانند ، لذا اين مسأله را هم بررسي مي كنيم .
بسياري از علماي اهل سنت به جواز نماز خواندن در مقبره ها فتوا داده اند كه مالك بن انس از جمله آنها است :
« كان مالك لايري بأس بالصلاة في المقابر و هو اذا صلّي في المقبرة كانت القبور بين يديه و خلفه و عن يمينه و شماله ؛ مالك مي گويد : نماز خواندن در قبرستان اشكال ندارد و چنين مي پنداشت كه اگر در اطراف نماز گزار قبرهايي باشد ، باز هم مشكلي به نظر نمي رسد .
همچنين از مالك نقل شده است :
« لا بأس بالصلاة في المقابر و قال بلغني إنّ بعض اصحاب النبي كانوا يصلّون في المقبرة ( 28 ) ؛ نماز خواندن در قبرستان اشكال ندارد . وارد شده كه بعضي از اصحاب پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) در قبرستان ، نماز مي خواندند . »
عبدالغني نابلسي هم مي گويد :
« اگر قبري ، مسجد شود يا در راه واقع شود و يا قبر يكي از اولياي الهي باشد يا عالمي از محققان باشد براي تعظيم روان تابناك او - براي اعلام و آگاهي دادن به اينكه او يكي از اولياءالله است - مي شود در آنجا نماز و دعا خواند ، تا براي استجابت دعا مردم به او تبرّك جويند و دعا كنند ؛ البته اين كار جايز است و منعي ندارد . » ( 29 )
بنابراين نمازگزاردن در كنار قبور اوليا و صالحان يا قبر پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) اشكال ندارد .
آمده است كه فاطمه زهرا ( عليها السلام ) هر هفته ـ روز جمعه ـ كنار قبر حضرت حمزه حضور مي يافت و در آنجا نماز مي گزارد و گريه مي كرد . حاكم نيشابوري براي تأييد اين حديث گفته است كه راويان اين حديث همگي ثقه هستند . ( 30 )
ناگفته نماند كه سيره مسلمانان نيز بر اين امر استوار بوده است . براي مثال ، ابن خلكان مي گويد :
« سيده نفيسه ، دختر حسن بن زيد بن الحسن بن علي ( عليه السلام ) در محله اي به نام « درب السباع » به خاك سپرده شده و قبر او ـ در مصر ـ معروف به استجابت كننده دعا است و بسيار هم مجرّب است . » ( 31 )
شافعي هم هميشه به زيارت قبر ابوحنيفه مي رفت و دو ركعت نماز مي گزارد . ( 32 )
درباره حديث « لَعَنَ اللهُ الْيَهُودَ اتَّخَذوا قُبُورَ انبيائِهِمْ مَساجِدَ » ( 33 ) و حديث « اللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ قَبْري وَثَناً » ( 34 ) بايد گفت : اولاً افرادي كه در سند اين حديث آمده اند ، يا ضعيف اند يا مجهول . براي مثال عبدالوارث نزد علماي رجال اهل سنت مردود است ؛ چون قَدَري مسلك بوده است . ابوصالح مردّد بين ضعاف و ثقات است . عبدالله بن عثمان نيز منكر حديث و ابن بهمان هم ناشناخته است . پس حديث از نظر سند مشكل دارد . از سوي ديگر ، حديث هيچ دلالتي بر حرمت نمازگزاري و دعا كردن در جوار قبور ندارد ؛ زيرا به روايت كنيسه حبشه اشاره دارد كه هنگام مرگ فردي از صالحان خود ، مسجدي بر روي قبرش بنا ميكردند و عكس هايي روي آن مي گذاشتند و به سوي آن عكس ها و قبر سجده مي كردند . اين معنا به خواندن نماز براي خداوند و رو به كعبه ايستادن در كنار قبور صالحان ارتباطي ندارد . پس چگونه مي توان از اين روايت ، حكم به
حرمت نماز در كنار قبور براي مسلمانان كرد ؟
قرطبي در اين باره توضيح مي دهد كه :
نياكان آنان عكس هايي از مردگان خود ترسيم كردند تا به آن انس گيرند و به ياد افراد صالحشان باشند . هم چنين تلاش كنند و در كنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند ، ولي بازماندگان آن ها به اهداف نياكان خود جاهل بودند . شيطان هم وسوسه كرد و به آنان چنين القا كرد كه نياكان شما اين عكس ها را مي پرستيدند و آن را تعظيم مي كردند . پس پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) مردم را از اين انحراف برحذر داشت . » ( 35 )
بيضاوي در ردّ رويه يهود و نصاري مي گويد :
« لمّا كانت اليهود و النصاري يسجدون القبور الأنبياء تعظيماً لشأنهم و يجعلونها قبلة يتوجّهون في الصّلاة نحوها و اتّخذوها اوثاناً لعنهم النّبي ( صلّي الله عليه وآله ) . » ( 36 )
چون يهود و نصارا بر قبور پيامبران سجده مي كردند و آن را قبله ـ و جهت ـ نماز قرار مي دادند و همانند بت با آنان رفتار مي كردند ، به لعن پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) دچار شدند .
بايد دانست اين مفهوم با زيارت قبر پيامبر اعظم ( صلّي الله عليه وآله ) و ائمه طاهرين و اولياي الهي و نماز خواندن براي خداوند در آنجا هيچ ارتباطي ندارد . مسلمانان هر جا بخواهند نماز بخوانند ، قبله آنان خانه خداست ، نه قبور افراد . حتي در كنار قبر رسول الله ( صلّي الله عليه وآله ) نيز رو به قبله نماز مي گزارند .


منابع:

28 . المدونة الكبري ، ج 1 ، ص 90 .
29 . الحديقة الندية ، ج 2 ، ص 630 .
30 . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 377 .
31 . وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 424 .
32 . تاريخ بغداد ، ج1 ، ص 124 .
33 . خداوند ، يهود را لعنت كند ؛ چون قبور پيامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند .
34 . بار خدايا ! قبر مرا بت قرار مده ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 246 و المؤطّا ، ج 1 ، 172 .
35 . ارشاد الساري ، ج 3 ، ص 497 .
36 . همان

دل آرام
Tuesday 3 November 2009, 09:23AM
نمونه ای از فتواهای عجیب وهابیون

در فتوایی از یک مفتی عربستانی برگزاری جشن‌ تولد و سالگرد ازدواج باطل‌ و حرام اعلام شده است.
در همین راستا شيخ عبدالعزيز آل شيخ، افزود جشن تولد خلاف حق است. اگر فرزند انسان سالم به دنیا آمد و یا زندگی زناشویی سالها ادامه پیدا کرد مسلمان بايد تنها خدا را شكر كند.
وي كه در پاسخ به سوال يك روزنامه درباره جواز برگزاري جشن تولد و سالگرد ازدواج سخن مي گفت ادامه داد: مسلمانان تنها دو عيد دارند عيد فطر و عيد قربان، كه از پايه هاي اسلام هستند و همچنين روز جمعه كه عيد هفته محسوب مي شود. اما به جز اينها عيد ديگري در اسلام نيست.
عبدالعزیز آل شیخ البته اشاره اي به عيد غدير در بين شيعيان و سيره مسلمانان در برگزاري و بزرگداشت ايام مبارك سال نكرد.
وی در ادامه گفت: این مسيحيان هستند که اعياد زيادي دارند. عيد مادر، عيد شجره، عيد براي هر چيز ديگر، هرسال هم عيدي به مناسبت سالروز تولد فلان شخص دارند و در اين روزها شمع روشن مي‌كنند و غذا پخش مي‌كنند.
این در حالی است که اندكي پيش يكي از علماي عربستان در تلویزيون اين كشور گفته بود اگر جشنهاي تولد بدون اطلاق اسم عيد بر آنها باشد جايز است.

منابع :
برگرفته شده از سایت مکتب وحی

دل آرام
Tuesday 3 November 2009, 10:42AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

مجاز بودن نوشيدن مشروبات حاوي مقدار اندكي الكل

روزنامه العرب چاپ قطر نيز به نقل از "قرضاوي" نوشت‏:‏ نوشيدن مشروبات حاوي مقادير اندكي الكل كه از طريق تخمير طبيعي بدست آمده باشد، اشكالي ندارد‏.‏
"قرضاوي" گفته است‏:‏ وجود الكل به ميزان پنج در هزارم نوشيدني حرام نيست زيرا اين مقدار بسيار اندك است به ويژه اينكه الكل آن از تخمير طبيعي بدست آيد، بنابراين مشكلي در نوشيدن آن نمي بينم.‏
"آل محمود" در سرمقاله خود افزود‏:‏ ما و شيخ "قرضاوي" نيازي به اين فتوا نداشتيم و بي ترديد اين فتوا زمينه نوشيدن مشروباتي كه حاوي مقداراندكي الكل است فراهم مي كند و دليل كساني كه آن را مي نوشند نيز اين است كه ميزان الكل در قرآن و در سنت تعيين نشده است و اعلام مي دارند وقتي عالم و دانشمندي در موقعيت و جايگاه "قرضاوي" فتواي مجاز بودن آن را صادر كرده است چرا آن را ننوشيم؟
"آل محمود" افزود: به فرض اينكه الكل با تخمير طبيعي بدست آيد و به ميزان اندك باشد و موجب مستي نشود، عمليات تخمير مستمر است و متوقف نمي شود و اندازه گيري آن دشوار مي باشد بنابراين چه زماني مي توان خط قرمزي براي تحريم بودن ميزان آن تعيين كرد‏.
شيخ "قرضاوي" در اعلام موضع خود نسبت به انتقاداتي كه به وي وارد شده است گفت: اين انتقادات ناشي از عدم درك فتوا است و آنچه وي در اين باره گفته است پاسخ به درخواست توضيح در مورد نوشیدنی نيروزاي موجود در بازار است‏.‏
اين مبلغ قطري مصري الاصل گفت: مردم مي خواهند حكم شرعي در مورد مشروبات نيروزاي موجود در بازار را بدانند بنابراين هنگامي كه از من در اين مورد سوال كردند چاره اي جز توضيح اين موضوع براي مسلمانان نداشتم تا آنان خود را به ناحق در تنگنا و سختي قرار ندهند‏.‏

منابع :
سایت شیعه

دل آرام
Tuesday 3 November 2009, 10:46AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

روزه کله گنجشکی آتش نشانان

یک مفتی وهابی در فتوایی اعلام کرد آتش‏نشانان می‏توانند روزه خود را در هنگام ظهر افطار کنند.
به نقل از ابنا، عبدالمحسن العبیکان، از مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان در فتوایی که روز گذشته صادر کرد اعلام نمود: آتش‏نشانانی که به دلیل مشقت کاری و اطفای حریق مجبورند به محل ماموریت اعزام شوند می‏توانند روزه خود را افطار کنند.
مشاور دیوان پادشاهی عربستان تاکید کرد: کسانی که این شغل و دیگر کارهای مشقت‏بار دارند، می‏توانند روزه خود را هنگام ظهر افطار کنند.
وی در ادامه با استدلال به آیه قرآنی(وما جعل علیکم فی الدین من حرج) و اصل فقهی(عند الضرورة تباح المحرمات) افطار را برای این افراد جایز اعلام کرد.
گفتنی است این مفتی وهابی پیش چندی پیش در همین رابطه روزه نگرفتن هنگام قطع برق را مباح اعلام کرده بود.
این در حالی است که مطابق فقه اصیل اسلامی، روزه بر کسی که به مشقت واقعی می‏افتد یا اساساً قادر به روزه‏داری نیست واجب نبوده، و چنین فردی تنها باید کفاره عذر بدهد، یا روزه‏اش را در زمان توانایی قضا نماید. اما رویگردانی علمای وهابی از فقه اصیل و مکتب اهل‏بیت(علیهم السلام) آنان را به این فتواهای بی‏ربط گرفتار ساخته و موجبات وهن احکام و تمسخر دین را نیز فراهم کرده‏اند.

دل آرام
Tuesday 3 November 2009, 10:48AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

زنان میتوانند شوهران خود را کتک بزنند

رییس شورای فتوای مصر در دانشگاه الازهر مصر گفت زنان در دفاع از خود می توانند شوهرانشان را کتک بزنند.
به گزارش شیعه آنلاین، روزنامه اشتاندارد چاپ اتریش در این باره نوشت: روحانی اهل تسنن در مصر با تاکید بر حمایت از زنان در برابر خشونتهای خانوادگی گفت زنان نیز حق دارند در مقابل شوهرانشان از خود دفاع نمایند. "شیخ عبدالحمید الاطرش" رییس کمیته استفتاء دانشگاه الازهر مصر که بالاترین نهاد صدور فتوا در این کشور است افزود زنان حتی می توانند برای دفاع از خود دست به خشونت علیه همسران خود بزنند.
به گفته وی: کتک زدن شوهر برای دفاع از خود حق مسلم هر زن است. به اعتقاد این روحانی برجسته هر فرد بدون توجه به جنسیتش حق دفاع از خود را دارد. در همین حال روزنامه "المصر الیوم" گزارش داد صدور این فتوا از جانب الاطرش واکنشهای مختلفی را در میان کارشناسان مسائل اجتماعی و خانوادگی موجب شده است.
در همین حال "فتح الله گولن" روحانی و نویسنده ترکیه ای حتی یک گام هم از مفتی مصری فراتر رفته و گفته است هر زن که مورد خشونت از جانب شوهرش قرار می گیرد در برابر هر ضربه می تواند دو ضربه به او وارد کند.

دل آرام
Wednesday 4 November 2009, 08:38AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

فروش خانه به شیعیان عربستان حرام شد

تعدادی از سایت‌های وهابی، فتوایی را از سوی «عبد الله السعد المطیری» منتشر ساخته‌اند که در آن فروش مسکن و زمین به شیعیان عربستانی حرام اعلام شده است.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از برنا،این عالم وهابی ـ که به سازمان القاعدة نیز وابستگی دارد ـ در فتوای خود با تأکید بر حرمت فروش ملک و زمین به شیعیان، دلیل صدور این فتوا را "جلوگیری از تاسیس دولت شیعی در عربستان" و در نهایت "ایستادگی در مقابل ازبین بردن دین اسلام" اعلام کرد!
این فتوا که با عنوان "پاسخی به مسلمانان و خصوصا تاجران"منتشر شده در پاسخ به سؤالی مبنی بر استفتا پیرامون حکم فروش زمین و مسکن به شیعیان در عربستان صادر شده است.
در ابتدای این فتوا آمده است،"بر مسلمانان جایز نیست که به رافضیان، ملک یا زمین فروخته و یا در این زمینه به آنها کمک شود چون این کمک به منزله همکاری با آنها در ارائه دین فاسدشان است."
گفتنی است در ماههای اخیر علاوه بر صدور فتواهای ضد شیعه در عربستان از سوی علمای وهابی، ده‌ها تن از شیعیان این کشور بر اثر این فتواهای تکفیری یا به دلایل واهی دیگر به دلایل مختلف بازداشت شده اند.


منابع :
برگرفته شده از سایت "هر آنچه شیعیان باید بدانند"

دل آرام
Wednesday 4 November 2009, 11:00AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

فتوا در خصوص بازی فوتبال
سوال ؟ جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب:
به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ...، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست...
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.

منابع :
به قلم: عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول1423هـ

دل آرام
Wednesday 4 November 2009, 03:14PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

استعمال دخانيات براي ثروتمندان حلال و براي فقيران حرام است!



شيخ الازهر، (محمد الطنطاوي) مشروعيت استعمال دخانيات را منحصر به ثرمايه داران و افرادي كه توانايي مالي دارند، دانست، و تأكيد كرد استعمال دخانيات براي قشر كم درآمد و كارمندان و فقرا حرام مي باشد.

اين فتوا در گردهم آيي با موضوع: "ادبيات گفتگو در اسلام" كه از سوي دانشكده ادبيات دانشگاه الازهر برگزار شده بود، در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان در مورد موضع شريعت اسلام در رابطه با استعمال دخانيات و ميزان حرمت آن اعلام شد، و شيخ الطنطاوي پاسخ داد: او نمي تواند استعمال دخانيات را به طور كلّي حرام اعلام كند.

وي افزود: اگر كارمندي 2000 جنيه در ماه حقوق بگيرد و از اين مقدار 20 يا 30 جنيه را براي دخانيات خرج كند، استعمال دخانيات براي او شرعاً حرام است. ولي اگر يك كارخانه دار ثرمايه دار دخانيات استعمال كند، مباح است!

آنگاه يكي از دانشجويان متن فتواي مفتي سابق مصر (نصر فريد) را در تحريم قطعي استعمال دخانيات براي طنطاوي فرستاد، ولي او در جواب گفت: تعميم در احكام را رها كنيد، ‌چگونه مي توانيم بين كسي كه يك سيگار را قبل از خواب مي كشد و كسي كه در طول روز دهها سيگار مي كشد و كسي كه فقط يك كارمند است و كسي كه كارخانه دار است، تساوي قائل شويم؟!


منابع :

رزونامه كويتي القبس

دل آرام
Wednesday 4 November 2009, 08:57PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

احداث باشگاه‌های ورزشی زنانه حرام است

سرویس جهان اسلام : شیخ "عبدالرحمن براک" از چهره‌های دینی سرشناس وهابیت در عربستان سعودی در جدیدترین فتوای خود که 3 روز پیش صادر شد،‌ احداث باشگاه‌های ورزشی مخصوص زنان را اقدامی حرام اعلام کرد.
به گزارش شیعه آنلاین، شیخ "عبدالرحمن براک" در پاسخ به پرسش جوانی در مورد احداث ورزشگاه‌های مخصوص برای زنان گفت: احداث وزرشگاه مخصوص برای زنان حرام است زیرا موجب فساد واقعی در جامعه می‌شود.
وی در ادامه افزود:‌ احداث کنندگان چنین اماکنی، با این کار خود فضا را برای اعمال فساد فراهم می‌کنند. این کار فتح بابی است برای خروج از عادات و تقالید موجود در عربستان سعودی. پولی که برای احداث چنین اماکنی هزینه می‌شود نیز اسراف به شمار می‌رود.
گفتنی است احداث ورزشگاه‌های ویژه برای زنان و یا حضور زنان در ورزشگاه‌ها از جمله مباحثی است که طی چند سال اخیر به شدت در عربستان سعودی جنجال بر انگیز بوده و علمای وهابی همواره با این مسأله به شدت مخالفت کرده‌اند.

دل آرام
Wednesday 4 November 2009, 09:03PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون


فتواي جديد سلفي‏ها: خوردن زولبيا حرام است!


نشريه "الخبرالاسبوعي"، با اعلام اين خبر، نوشت: شيخ «محمدعلي فرکوس المکني» معروف به ابي‏عبدالعزيز، در فتوايي حکم حرمت الطمينه و شيريني‏هاي ديگري که در ماه رمضان استفاده مي‏شود را صادر کرد.
بدين ترتيب بسياري از مريدان و پيروان وي خود را از خوردن اين شيريني لذيذ که به گفته ابي‏عبدالعزيز از بدعت‏هايي محسوب مي‏شود که در دين وارد شده است، محروم کردند.
وي دليل ديگر حرمت خوردن اين شيريني را وجود بخشي صليبي‏مانند در ميان اين شيريني ذکر مي‏کند و براي تناول اين شيريني وجود دليل شرعي را ذکر مي‏کند که در آن وجود ندارد.
شايان ذکر است فتاواي مضحک و عجيب زيادي از سوي مفتيان سلفي و وهابي صادر مي‏گردد که يکي از مهم‏ترين دلايل آن، دوري لجوجانه آنها از معارف و تعليمات مفسران وافعي قرآن و سنت ـ يعني اهل‏بيت عليهم‏السلام ـ است.

منبع: ابنا

دل آرام
Thursday 5 November 2009, 10:54AM
فتوای وهابیت در مورد اهدای گل


تحریم اهداء گل ـ هیئت علمای ارشد


بسم الله وحده و الصّلاة علی خیر خلقه محمد صلّی الله علیه و سلّم،
و بعد ... : فتوای کمیته دائم علمای ارشد کشور توحید (که خدا ایشان را یاری نموده و عزّت داده و دشمنانشان را ذلیل گردانده است).
این فتوا در تحریم این گلهای خبیث به دلیل بوهای تحریک آمیزی که دارند و به سبب اینکه این کار تقلید از غرب ملعون و مسخ هویّت اسلامی ناب شمرده می شود، است. از خدا می خواهیم که امّت اسلام را از این فتوا بهره مند سازد و حجت را بر آنها تمام کند، والله المستعان!

متن فتوا:
شماره فتوا:21409
تاریخ:21/3/1421
الحمد لله و الصلاة و السلام علی من لا نبیّ بعده.
و بعد ... ، کمیته دائم پژوهشها و فتواهای علمی از سؤال مستفتی محمد عبد الرحمن العمر از حضر ت مفتی کلّ آگاه شد که از سوی دبیرکلّ هیئت علمای ارشد با شماره 1330 و در تاریخ 21/3/1420 به این کمیته ارائه شده است.
متن سؤال:

در بعضی از بیمارستانها، اماکنی برای فروش گل وجود دارد، و ما عیادت کنندگانی را می بینیم که دسته های گل را به بیماران تقدیم می کنند، این کار چه حکمی دارد؟

جواب:
در طول قرون متمادی اهداء گل (طبیعی یا مصنوعی) هیچگاه جزء سنّت عیادت از بیماران نبوده و این عادتی است که از بلاد کفر وارد شده و عدّه ای که ایمان ضعیفی داشته اند، از آنها تأثیر گرفته و این عادت را انتقال داده اند. حقیقت این است که بردن گل نفعی برای بیمار ندارد، بلکه تشبّه و تقلید محض از کفّار محسوب می شود و نه هیچ چیز دیگر، و فقط خرج کردن پول در غیر راه درست است که این اعتقاد فاسد را به دنبال دارد که این گلها باعث شفا می شود! بر این اساس نباید از گل در مورد مذکور استفاده کرد، نه به صورت فروش و نه خرید و نه اهدا...

دل آرام
Thursday 5 November 2009, 06:49PM
محکومیت صدور فتاوای تکفیری
یکی از اعضای کویتی سازمان حقوق بشر، فتاوای تکفیری که برخی از علمای سعودی صادر می کنند را محکوم نمود.
به گزارش«سلام شیعه» عمران قراشی در گفتگو با شبکه خبری "العالم" اظهار داشت: این فتاوا که در تکفیر شیعیان پیرو اهلبیت (علیهم السلام) و مباح دانستن خون ایشان حتی از سوی امام جماعت مسجد الحرام صادر می شود دخالت در امور دولتهای منطقه است.
وی افزود: فتاوای تکفیری کلاً مردود و غیر قابل تحمل و صدور این فتاوا باعث برانگیخته شدن فتنه های بسیاری در منطقه شده است، چنانکه ملّت کویت نیز از این فتاوای تکفیری دچار صدمات بسیاری شده اند.
قراشی ادامه داد: در نتیجه همین فتاوای تکفیری 16 تن از اتباع کویتی پیرو مذهب اهل بیت (علیهم السلام) که در سال 1989 برای ادای مناسک حج به سعودی رفته بودند در کنار بیت الله الحرام خونشان ریخته شد! این افراد به اتهامات واهی و دروغین گردن زده شدند، در حالی کاملاً بیگناه بودند و هیچ عملی را که باعث هتک حرمت مکه مکرمه شده باشد، مرتکب نشده بودند.
وی تصریح کرد که اجساد این حجاج بی گناه و قربانی فتاوای تکفیری تاکنون به خانواده هایشان تحویل داده نشده است.

دل آرام
Thursday 5 November 2009, 06:59PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

حکم شرعی کشتن مگس!


در صحیح بخاری روایتی نقل شده مبنی بر اینکه؛ عدّه ای از حجاج عراقی نزد عبدالله بن عمر آمده و از او درباره کشتن مگس قبل از خروج از احرام پرسیدند! عبدالله بن عمر بشدّت خشمگین شده و جواب می دهد: وای بر شما! پسر دختر رسول خدا را به شهادت می رسانید و آنگاه از من در مورد کشتن مگس در حال احرام و حرام یا حلال بودن آن سوال می کنید؟!
به گزارش «سلام شیعه» به نقل از روزنامه سعودی المدینه، وهابیت متحجر در بیشتر موارد (اگر نگوییم در تمام موارد) بر ظواهر دین تأکید دارند و همان تعقل و تفکر حجاج عراقی که از عبدالله بن عمر درباره کشتن مگس استفتاء کردند را دنبال می کنند. این ظاهربینان دنیا را به خاطر احکام و فتاوایی چون رنگ کردن مو با مواد شیمیایی ساخت کشورهای کفار زیر و رو می کنند، در حالی که هیچ اعتنایی به پدیده فقر و گسترش آن در جهان اسلام ندارند.
همین تفکر است که باعث می شود به سوی شیوخ منسوخ وهابی روان شوند تا از آنها درباره مبطلات روزه مثل نظافت دندانها با مسواک یا چسب زدن روی پوست و ... استفتاء نمایند!
این چه اندیشه ای است که از دین برای کشتن مگس استفتاء می کند، ولیکن در قبال کشتار بشریت هیچ اعتنایی از خود نشان نمی دهد؟

منابع:
سایت سلام شیعه

3Reza
Thursday 5 November 2009, 08:59PM
سلام
واقعا ممنونم از این سرنگار زیبا.
با این فتوا من خیلی حال کردم!!
آدم اینجا متوجه میشه که این "مفتی" که میگن، به معنیه "قاضی و فتوا دهنده" نیست و به معنای همون "رایگان" است:smile21: الکی که نمیگن مفتی:D
نمونه ای از فتواهای وهابیون

فتوا در خصوص بازی فوتبال
سوال ؟ جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب:
به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ...، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست...
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.

منابع :
به قلم: عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول1423هـ

دل آرام
Friday 6 November 2009, 09:49AM
ریشه‏هاى تاریخى وهّابیّت
ریشه‏هاى وهّابیّت در قرون اولیه اسلامى
اگر امروز مى‏بینیم که یکى از شاخص‏ترین مبانى اعتقادى وهّابیّت حرمت زیارت قبر پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و ائمه اطهار علیهم‏السلام مى‏باشد، با نگاهى به گذشته درمى‏یابیم که این موضوع یک پدیده جدیدى نیست؛ بلکه این تفکر انحرافى مخالف اسلام اصیل و سیره مسلمانان، در تاریخ سابقه داشته که به برخى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم:
1. معاویه بن ابو سفیان متوفاى ۶۰:
در ملاقاتى که مغیره بن شعبه با معاویه داشت، به وى گفت: بنى هاشم دیگر اقتدار خود را از دست داده و از ناحیه آنان خطرى حکومت تو را تهدید نمى‏کند، چه بهتر که نسبت به آنان سخت‏گیرى نکنى و آنان را مورد بذل و محبت قرار دهى.معاویه پاسخ داد:ابوبکر، عمر و عثمان آمدند و رفتند و از آنان جز نامى نمانده است ولى هر روز پنج مرتبه فریاد «أشهد أن محمدا رسول اللّه» به گوش مى‏رسد، «فأیّ عمل یبقى مع هذا لا أم لک!؟ لا واللّه إلا دفنا دفنا»؛ با این وضع دیگر چه چیزى براى ما بنى امیّه باقى مانده است به خدا سوگند تا نام پیامبر را دفن نکنم و از زبان‏ها نیندازم، آرام نخواهم گرفت(۱). روزى معاویه همین که صداى مؤذن را که شهادت به رسالت پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏داد شنید، به صورت اعتراض گفت:
للّه أبوک یا ابن عبد اللّه ، لقد کنت عالی الهمه ، ما رضیت لنفسک إلا أن یقرن إسمک باسم ربّ العالمین(۲)؛ اى فرزند عبد اللّه، همّت بلندى داشتى، از کمتر از این که نامت کنار نام خدا بیاید، رضایت ندادى.
از این رو بود که محمد رشید رضا از علماى بزرگ اهل سنّت، مى‏نویسد:
یکى از دانشمندان بزرگ غربى گفته بود که: «شایسته است که ما مجسمه معاویه را از طلا بسازیم و در میدان پایتخت کشور قرار دهیم.» از وى علت این سخن را پرسیدند، پاسخ داد: لأنّه هو الذى حوّل نظام الحکم الإسلامى عن قاعدته الدیمقراطیّه إلى عصبیّه الغلب، ولو لا ذلک لعمّ الإسلام العالم کلّه، ولکنّا نحن الألمان وسائر شعوب أروبه عربا مسلمین(۳)؛ زیرا معاویه بود که سیستم حکومت اسلامى را از نظام دموکراسى به نظام استبدادى تبدیل کرد؛ اگر معاویه این کار را نکرده بود اسلام سراسر جهان را فرا گرفته بود و مردم آلمان و سایر کشورهاى اروپایى همه مسلمان عربى بودیم.
2. مروان بن حکم متوفاى ۶۱:
حاکم نیشابورى و احمد بن حنبل نقل مى‏کنند:
مروان، در مسجد نبوى، ابو ایوب انصارى، صحابه پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را مى‏بیند که روى قبر حضرت نشسته و با ایشان راز دل مى‏گوید و اظهار عشق و ارادت مى‏کند، گردن او را گرفت و گفت: أتدری ما تصنع؟؛ مى‏فهمى دارى چه کار مى‏کنى؟
ابو ایّوب انصارى به او جواب مى‏دهد: «جئت رسول اللّه [ صلى‏الله‏علیه ‏و‏آله ] ولم آت الحجر، سمعت رسول اللّه [ صلى‏الله‏علیه ‏و‏آله ] یقول: لا تبکوا على الدین إذا ولیه أهله، ولکن ابکوا علیه إذا ولیه غیر أهله(۴)؛ اینجا براى زیارت پیامبر اکرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] آمده‏ام، براى دیدار خاک و سنگ نیامده‏ام.
از پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] شنیدم که مى‏فرمود: زمانى که انسان‏هاى شایسته، در مسند حکومت نشستند، غصه ندارد؛ غصه و گریه روزى است که مثل تو نااهلى در مسند قدرت قرار گرفته باشد.
.3 حجاج بن یوسف متوفاى ۹۵:
ابن ابى الحدید معتزلى شافعى(۵) متوفاى ۶۵۵، مى‏نویسد: حجاج بن یوسف ثقفى وقتى به مدینه آمد و مشاهده کرد که مردم اطراف قبر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله پروانه‏وار مى‏چرخند، گفت: تبّا لهم! إنّما یطوفون بأعواد ورمه بالیه ، هَلاّ طافوا بقصر أمیر الموءمنین عبدالملک؟ ألا یعلمون أنّ خلیفه المرء خیر من رسوله؟!(۶)؛ مرگ بر این‏ها که بر اطراف استخوان‏هاى پوسیده پیامبر مى‏چرخند ـ نستجیر باللّه ـ چرا این‏ها نمى‏روند اطراف قصر عبدالملک بگردند، مگر نمى‏دانند که عبدالملک خلیفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خدا است.
مبرد، از پیشوایان ادبیات عرب متوفاى ۲۸۶، مى‏نویسد:
إنّ ذلک ممّا کفّرت به الفقهاء الحجاج ، وأنّه إنّما قال ذلک والناس یطوفون بالقبر؛(۷) از این رو، فقهاء حجاج را کافر مى‏دانند، زیرا این سخن را در حالى گفت: که مردم مشغول طواف قبر پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بودند.
4. بَرْبَهارى متوفاى ۳۲۹:
حسن بن على بَرْبَهارى، عالم معروف حنبلى زیارت قبور، نوحه‏گرى و مرثیه‏خوانى بر امام حسین علیه‏السلام را براى اولین بار منع کرد و زیارت حضرت را قدغن ساخت و دستور کشتن نوحه خوانان را صادر کرد(۸).
5. ابن بَطَّه متوفاى ۳۸۷:
عبیداللّه بن محمد بن حمدان عکبرى، معروف به ابن بَطَّه، از فقهاى حنبلى است. بنا به نقل ابن تیمیّه، وى زیارت و شفاعت پیغمبر [صلى‏الله‏علیه‏و‏آله] را انکار کرد و معتقد بود که سفر براى زیارت قبر پیغمبر [صلى‏الله‏علیه‏و‏آله] سفر معصیت مى‏باشد و باید نماز را در این سفر تمام خواند(۹).

6. ابن تیمیه متوفاى ۷۲۸:
تقى الدین احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه، نظریّه پرداز وهّابیّت در قرن هشتم، همین حرف‏ها را با اسلوب جدید مطرح کرد و موجب تفرقه شدید میان امّت اسلامى گردید.
7. محمّد بن عبد الوهاب متوفاى ۱۲۰۵:
محمّد بن عبد الوهاب، بنیانگذار و رهبر وهّابیّت در قرن دوازدهم هجرى با همکارى تنگاتنگ «محمّد بن سعود» جدّ اعلاى فهد و با استفاده از مستشاران نظامى انگلیسى در منطقه نجد و دِرعیّه عربستان، همان افکار ابن‏تیمیه یا به تعبیر خیلى رساتر، افکار بنى‏اُمیّه را نشر داد.
منابع:
1-موفقیات زبیر بن بکار، ص ۵۷۶؛ مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۵۴، شرح حوادث سال ۲۱۲؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۵، ص ۱۳۰ و النصائح الکافیه، ص ۱۲۴.
2-شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۰، ص ۱۰۱.
3-تفسیر المنار، ج ۱۱، ص ۲۶۰؛ الوحى المحمدى، ص ۲۳۲، محمود أبو ریه، ص ۱۸۵ و مع رجال الفکر، ج ۱، ص ۲۹۹.
4-مستدرک على الصحیحین، ج ۴، ص ۵۱۵؛ مسند أحمد، ج ۵، ص ۲۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۵۷، ص ۲۴۹، و مجمع الزوائد، ج ۵، ص ۲۴۵.
5-جهت آگاهى از مذهب ابن ابى الحدید رجوع شود به کتاب: وفیات الأعیان ابن خلکان، ج ۷ ، ص ۳۴۲ و فوات الوفیات ابن شاکر، ج۲، ص ۲۵۹.
6-شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۲۴۲، النصائح الکافیه، ص ۱۰۶.
7- الکامل فى‏اللغه والأدب، ج ۱، ص ۲۲۲ چاپ نهضت مصر.
8- نشوار المحاضره، ج ۲، ص ۱۳۴.
9-الردّ على الاخنایى ابن تیمیه، ص ۲۷ و شفاء السقام سبکى، ص ۲۶۳.

دل آرام
Friday 6 November 2009, 10:07AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

گفتن بسم ا... الرّحمن الرّحيم بدعت است (تصویر)


شیخ الباني: ذکر «بسم ا... الرّحمن الرّحيم» قبل از خوردن غذا بدعت و حرام است! زيرا در سنّت فقط لفظ (بسم ا...) آمده است!


http://salam-shia.com/images/stories/news/AT/MOTAFAREGE/000101.jpg
............

http://salam-shia.com/images/stories/news/AT/MOTAFAREGE/0002.jpg


(ترجمه قسمت منتخب به نقل از البانی): "در اين حديث؛ تسميه در اول غذا با لفظ «بسم ا...» آمده و هيچ كلمه اضافه ای در آن نيست، و تمام احاديث صحيحي كه در اين باب وارد شده (مانند اين حديث) كلمه اضافه ای در آنها وجود ندارد، و من هيچ حديثي نمي شناسم كه كلمه ای اضافه تر در آن وارد شده باشد، و اين بدعتي از سوي فقهاست، و امّا مقلّدان آنها، جوابشان مشخص است: آيا نمي بينيد؟ "
بله اي شيخ! لفظ «الرّحمن الرّحيم» در صحاح نيامده، و چقدر تو باهوش بودی، اي شيخ جليل! الحق که از ما، به صحيح و غير صحيح داناتري، وليکن بر این اساس تو و امثال تو يك بدعتی آورديد كه در هیچ جای صحاح نيامده، اينكه؛ رسول ا... (صلّي ا... عليه و آله) با دلار معامله نمي كرد که پیروان شما امروز با دلار معامله می کنند! و رسول ا... از ذكر اسم «الرّحمان و اسماء حسني الهي» نهي نمي كرد، لابدّ صحاح تو، همان صحاح قرضاوي و شاه حسين و سادات و صدّام است كه همانا لایق هر سلطان و مفتي و دجّالی است...
همچنين در روايت معصومین حصري وجود ندارد كه مستلزم توقف بر آن باشد، آنچه در این حديث آمده؛ اسم «ا...» است كه مي توان آن را با همان صفاتي كه خداوند خود را با آنها وصف كرده، وصف كنيم؛ چون هيچ حصري قرار داده نشده است و بنابر آنچه گفته شد اين اضافه از باب اضافه استحساني قرار مي گيرد.


منبع: البرهان
ترجمه: سلام شیعه

دل آرام
Friday 6 November 2009, 11:59AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

همسایه میتواند زن وشوهر همسایه را طلاق دهد!


رییس سابق کمیته فتوای الازهر در فتوایی اعلام کرد: "همسایه ها و اهل محل اگر شاهد جر و بحث زوجین باشند و تشخیص دهند زن و شوهر همسايه نمی توانند باهم زندگی کنند، می توانند برای آنها درخواست طلاق کنند.همانطور که شوهر حق طلاق دارد و یا زن حق خلع دارد، جامعه همین حقوق را دارد. اسلام برای زن مرد حقوق برابری قائل شده و به مرد حق طلاق و به زن حق خلع را داده است. حال اگر همسایه ها درخواست طلاق دو نفر را داده باشند اما یکی یا هردو نفر آنها مایل نباشند از هم جدا شوند ...
رییس سابق کمیته فتوای الازهر در فتوایی اعلام کرد: "همسایه ها و اهل محل اگر شاهد جر و بحث زوجین باشند و تشخیص دهند زن و شوهر همسايه نمی توانند باهم زندگی کنند، می توانند برای آنها درخواست طلاق کنند.
به گزارش «سلام شيعه» به نقل از فردا ، شیخ جمال قطب که در جمع اتحادیه روزنامه نگاران مصری سخن می گفت اضافه کرد: همانطور که شوهر حق طلاق دارد و یا زن حق خلع دارد، جامعه همین حقوق را دارد. اسلام برای زن مرد حقوق برابری قائل شده و به مرد حق طلاق و به زن حق خلع را داده است.
وی ادامه داد: جامعه که شاهد وقوع ازدواج بین زن و مرد بوده است در صورت مشاهده بروز مشکل بین زوجین به حدی که امکان تفاهم بین آنها وجود نداشته باشد، حق دارد این پیوند زناشویی را پایان دهد! در این خصوص همسایه ها و با فامیل زن وشوهر می توانند با مراجعه به قاضی درخواست برای زوج همسایه در خواست طلاق کنند.
وی در پاسخ به این سوال که اگر همسایه ها درخواست طلاق دو نفر را داده باشند اما یکی یا هردو نفر آنها مایل نباشند از هم جدا شوند در اینصورت قاضی چه تصمیمی باید بگیرد؟پاسخ داد: اگر قاضی تشخیص دهد ادامه زندگی آنها باعث ادامه مشکل می شود حکم به طلاق می دهد و زن وشوهر هم باید آنرا بپذیرند!
وی در بیان دلیل این استدلال خود آورده است: در غیر این صورت ممکن است عدم درخواست طلاق از سوی مرد با خلع از طرف زن به خاطر فرار از مسولیت و یا ترس از محروم شدن از حقوق باشد. بنابراین وثتی همسایه ها درخواست طلا دهند قاضی آنها را ملزم به طلاق میکند.
منابع :
سایت سلام شیعه

ظاهرا\" این مفتی . چشمش ناموس همسایه هایش را گرفته است و میخواهد بدون دردسر و به طریق شرع شیطانی خود . صاحب آنان شود !!!
بنابر این لازم است که تذکری اصولی به همسایه های بیچاره ایشان داده شود تا پیشاپیش به فکر ناموس خود باشند !!!

دل آرام
Saturday 7 November 2009, 07:55AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

مفتي عربستان: مرگ به سبب طاعون، شهادت است!


شيخ عبدالعزيز آل شيخ مفتي کشور عربستان سعودي بر حرام بودن سفر به کشورهايي که در آن انفولانزاي خوکي شايع شده است تاکيد کرد. زيرا اين مساله مخالف شرع است که يک انسان خود را در معرض هلاکت قرار دهد.
به گزارش «سلام شيعه» به نقل از پرس.تي.وي - بيروت و به نقل از گزارشات رسانه‌اي عربستان، آل شيخ گفت: «رسول‌الله (ص) به ما نصيحت کردند که به سرزميني که در آن طاعون آمده است مسافرت نکنيم و اگر مسافرت کرديم و گرفتار آن مرض شديم از آنجا خارج نشويم، زيرا مرگي که از طاعون موجب شود شهادت است».
وي افزود:‌ «اگر متوجه شديم که در کشوري بيماري آنفولانزاي خوکي مشاهده شده است سفر کردن به آن حرام است. زيرا ما خود را با اين کار در معرض هلاکت قرار مي‌دهيم».

وي در يک محاضره با عنوان حکم سياحت در اسلام و بيان اداب و شروط آن در مسجد امام ترکي بن عبدالله گفت: «نتيجه ي اين نوع بيماري‌ها گناهان و معصيت‌ها و اصرار در انجام مکروهات است». وي همچنين از مسلمانان به سبب فراموشي دين خود و ناديده گرفتن اخلاق و غرق شدن در شهوات انتقاد کرد.

در گزارشي که روزنامه‌ي الحياة آن را منتشر کرده است آل شيخ در سخنان روز دوشنبه‌ي خود تصريح کرده است که تعلل بعضي از مردان در زدن و ضرب و شتم زن‌ها و بچه‌هايشان باعث جهل و حماقت و وارد شدن شر در نفس‌هاي آنها شده است. وي تاکيد کرد که خشونت‌هاي خانوادگي باعث خشونت، فساد و ارتکاب به جرائم مي‌شود.
اين در حاليست که کشور عربستان روز دوشنبه اعلام کرد که سه نفر ديگر که به آنفولانزاي خوکي مبتلا شده‌اند در اين کشور شناسايي شده‌اند. بدين ترتيب تعداد افرادي که در عربستان به اين ويروس مبتلا شد‌ه اند به 14 نفر مي‌رسد.

سلام شيعه: خداوند چنين شهادتي را نصيب اين شيخ و پيروان ايشان گرداند.

منابع :
سایت سلام شیعه

دل آرام
Saturday 7 November 2009, 10:00PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

عنوان فتوى : حكم خوردن زعفران
سؤال : ميگويند كه زعفران جزء مواد مخدر است وحرام ميباشد , آيا اين خبر صحت دارد ؟
جواب : الحمد لله رب العالمين , درود بر حضرت خاتم انبيا و رسل محمد وبر آل وتمامي اصحابش وتابعين , وكساني كه به احسان تابع آنها هستند تا روز قيامت , واما بعد :
زعفران مواد مخدر است , خوردنش جايز نيست و همجنين مخلوط كردنش با غذا نزد أكثر فقهاء , و بعضي از آنها كمي از زعفران را كه مخدر كننده نباشد جايز ميدانند . وخداي بزرگ داناتر است .
منبع: سايت فتاواي شرعية تابع هيئت افتاء كويت http://www.islamic-fatwa.com
شماره فتوى : 7081
مفتي : أ.د.أحمد الحجي الكردي
عالم موسوعه فقهيه .. و يكي از اعضاء هيئت افتاء كويت
تاريخ نشر فتوى : 2006-09-21

مردی رهگذر
Saturday 7 November 2009, 10:45PM
خدا این وهابیهای جاهل رو به راه راست هدایت کند
و اگر هدایت نمیشوند هلاک کند :smile34: :smile34: :smile34:

دل آرام
Sunday 8 November 2009, 10:09AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...

مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم ...این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!


متن سوال: بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت! شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.
اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.

جواب استفتاء:
و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته
و بعد ... مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم و گوشت قربانی او را نمی خورم ؛ زیرا این رافضیان غالبا مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند ، یا دلیلی برای آنچه که می گویند ، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد. ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست الخ... عقیده آنان نفاق است.
خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!
22/3/1412 هجری.

منابع
سایت سلام شیعه

دل آرام
Thursday 12 November 2009, 07:06PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

نقاب شرعی آن است که ابن عباس میگفت

به گزارش شيعه آنلاين، شيخ "محمد هبدان" طي اظهارات خود ابتدا نسبت به خروج زنان از خانه و رفتن به بازار بدون فردي از محارم خود، هشدار داد و گفت: بهتر است براي دور ماندن از گناه و فتنه، زنان و دختران با يكي از محارم خود مانند شوهر، پدر، برادر و غيره از خانه خارج شوند مگر در حالت بسيار ضروري و فوق العاده كه نياز باشد.
شيخ "هبدان" در ادامه افزود: زني كه به دنبال عفاف است، با ظاهري بدحجاب و آرايش كرده به بازار نمي‌رود زيرا اين كار مردان را به فتنه مي‌اندازد.
وي همچنين افزود: زني كه در پي عفاف است همچنين نبايد پول بپردازد تا چشم خود و اطراف آنرا آرايش كنند تا بدين شكل به بازار برود و در ديدگان جوانان قرار بگيرد زيرا چنين كاري فاجعه به بار مي‌آورد به ويژه اينكه گاهي اين زنان در حاليكه به همراه همسرانشان هستند چنين آرايشي كرده‌اند.
شيخ "محمد هبدان" در ادامه با انتقاد از حجاب و نقاب فعلي موجود در بازارهاي عربستان گفت: اولا بهتر است مردان زنان خود را به پوشيدن عبا به جاي مانتو ملزم كنند و دوما اينكه به نظر من نقاب فعلي موجود در بازارها كه دو چشم زن را نمايان مي‌كند و او را زيبا نشان مي‌دهد، جايز نيست بلكه نقاب شرعي آنست كه إبن عباس (از صحابه) هنگام خواندن آيه حجاب، آنرا نشان مي‌داد به گونه‌اي كه تمام صورت و يك چشم خود را پوشاند و تنها يك چشم ديده مي‌شد.
"هبدان" گفت: ما نيز به خواهران گرامي خود مي‌گوئيم اگر مي‌خواهند نقاب بپوشند، پس بهتر است اينگونه باشد. آيا ايجاد فتنه توسط دختران، كار درستي است؟ اين درحاليست كه جوانان ازدواج نكرده ما سرشار از شهوت هستند و با نگاه‌هاي خود فتنه ايجاد كرده و به گناه مي‌افتند. خواهران بايد بدانند كه هر فتنه‌اي كه به وجود آيد، آنها مسئولند و بايد مسئوليت آنرا بر عهده بگيرند.
وي در پايان افزود: گاهي برخي حوادث و ارتباطات از طريق نگاه در حالي ميان دختران و پسران نامحرم در بازار ايجاد مي‌شود كه آنان با خانواده و محارم خود هستند، پس فرض كنيد اگر آنان با محارم نباشند چه خواهد شد و چه اتفاقي خواهد افتاد؟!
منابع :
سایت شیعه آنلاین

دل آرام
Friday 13 November 2009, 07:22AM
وهابی ها و تخریب آثار تاریخی و باستانی اسلام

اینک جهـت اختصـارفهـرست برخی ازآثار واماکن تاریخی اسلام که بیانگرفـرهـنگ وتمدن اسلامی بود وبه واسطۀ تحجر وکوته فکری فرقۀ منالۀ وهابیت ویران شده، بیان می کنیم:

1- بارگاه ومسجد حضرت حمزه سیدالشهداء دراحد
2- بارگاه ام المؤمنین حضرت خدیجۀ کبری بنت خولید علیها السلام
3- بارگاه آمنه بنت وهب، مادرپیامبرگرامی اسلام
4- بارگاه حضرت ابوطالب پدرگرامی امیرالمؤمنین علی(ع)
5- بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پیامبرگرامی اسلام وامیرالمؤمنین
6- بارگاه حضرت حوا درجده
7- بارگاه حضرت عبدالله پدرپیامبر(ص) درمدینه
8- بیت الاحزان (خانه ای که حضرت زهرا(س) درآنجا درسوگ پدرش می گریست.)
9- مسجد سلمان درمدینۀ منوره
10- خانۀ حضرت زهرا (س) درکوچۀ حجردرمکۀ مکرمه
11- جایگاه نفس الزکیّه درمدینۀ منوره
12- خانۀ رسول الله درمدینه(خانه ای که حضرت هنگام هجرت به مدینه درآنجا مستقرشد.)
13- خندقی که مسلمانان درجنگ خندق حفرنمودند
14- بارگاه پیامبرخدا،یسع علیه السلام درروستای اوجام درقطیف
15- مسجد جوانان دراحساءِ ، دومین مسجدی که پس ازمسجد رسول الله درآن نمازجمعه برگزارشد
16- مسجد عباس بن علی درروستای مطیرفی دراحساءِ
17- زادگاه پیامبراسلام (خانه ای که درآن پیامبرگرامی اسلام درشعب هواشم درمکۀ مکرمه متولدشد)
18- خانۀ ام المؤمنین حضرت خدیجه بنت خولید درمکۀ مکرمه
19- مسجد الشمس درمدینۀ منوره، محل یکی ازمعجزات بزرگ رسول خدا(ص)
20- خانۀ حمزه بن عبدالمطلب ، عموی گرامی پیامبراسلام
21- خانۀ ارقم، که پیامبرویارانش درآغازبعثت درآن گردمی آمدند
22- بارگاه شهدای بدر وجایگاهی که برای پیامبردرغزوه به درنصب نمودند
23- خانۀ حضرت علی(ع) که امام حسن وامام حسین علیهم السلام درآن متولد شدند
24- دیواراطراف شهرمدینه
25- خانۀ امام صادق (ع) درمدینۀ منوره
26- محلۀ بنی هاشم درمدینۀ منوره
27- مسجد تنبه الوداع
28- مسجد البغله وبسیاری دیگرازبقاع متبرکه واماکن مقدسه
29- بارگاههای متعدد درقبرستان بقیع و...

دل آرام
Friday 13 November 2009, 01:25PM
منابعی برای پاسخ به شبهات وهابیون



1. پاسخ به پرسشها از ديدگاه تشيع و تسنن در 3 مجلّد، دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در امور اهل سنت بلوچستان، محل تهيه: دورشهر مؤسسه آموزشي و پژوهشي مذاهب اسلامي.
2. الفقه المقارن، سازمان مدارس خارج از كشور.
3. تشيع در تسنن، سيد محمد رضا مدرسي يزدي.
4. سلامة القرآن من التحريف، فتح الله محمدي.
5. عقايد تطبيقي، حسين رجبي.
6. وهابيت مباني فكري و كارنامه عملي، آيت الله سبحاني.
7. پرسشها و پاسخ ها، دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها.
8. في رحاب اهل بيت، المجمع العالمي لاهل البيت، لجنة البحوث و الدرسات، قم.
9. الانتصار، عاملي، 6 جلد.
10 معالم المدرستين، علامه مرتضي عسكري.
11. پرسشها و پاسخ ها، آيت الله سبحاني.
12. كلام المقارن، علي رباني گلپايگاني.
13. الرّد علي كتاب اصول مذهب الشيعة الامامية الاثني عشرية، دكتر عبدالقادر عبدالصمد.
14. بسوي تفاهم، آشنائي با ديدگاه مذاهب اسلامي، دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در امور اهل سنت.
15. شيعه و زمامداران خودسر، جواد معينه.
16. كشف الارتياب، سيد محسن اميني.
17. آئين وهابيت، آيت الله جعفر سبحاني.
18. الوهابيه دعاوي و ردود، نجم الدين طبسي.
19. نگاهي به پندارهاي وهابيت، محمد حسين كاشف الغطا.
20. شبهات، و ردودٌ، سيد سامي البدري، در سه جلد.
21. مرزهاي توحيد و شرك در قرآن، آيت الله سبحاني.

دل آرام
Saturday 14 November 2009, 04:33PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

جديدترين فتواي جناب مفتي! در خصوص حج



بر اساس فتواي يک مفتي مصري اگر فردي که به حج رفته بعد از ايام حج نسبت به قبل اين ايام اضافه وزن پيدا کند مرتکب فعل حرام شده است.

به گزارش«سلام شيعه» به نقل از ابنا، اين فتوا در حالي مطرح شده که به صورت معمول زائران در سفر به مدينه منوره و مکه مکرمه فارغ از فعاليتهاي کاري روزمراه خود به عبادت، زيارت و استراحت مي پردازند و طبيعي است که در مقايسه با کار روزمره از تحرک کمتري برخوردارند و امکان اضافه وزن در ميان آنها وجود دارد.

پزشکان عقيده دارند زائران در ايام حضور در عربستان بايد از تغذيه مناسب، استراحت و خواب مرتب برخوردار باشند چرا که ضعيف شدن بدن آنها امکان بيماري و تشديد آن وجود دارد.

منابع
سایت سلام شیعه

دل آرام
Saturday 14 November 2009, 08:08PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون


حلال بودن ازدواج پدر با دخترش


به گزارش شیعه آنلاین به نقل از سلام شیعه، فتواى امام مالك و به تبع او شافعى در حلال بودن ازدواج پدر با دخترش كه از طريق غير مشروع يعنى زنا به دنيا آمده باشد و همچنين با خواهر و دختر پسر و دختر دخترش كه به همين روش به دنيا آمده باشند از فتواهاى نادر روزگار است و دليلى كه بر جواز آن نيز آورده است نادر تر از خود حكم و شنيدنى است. وى مى گويد: به اين دليل نكاح جايز است كه اين پدر و دختر شرعاً با يكديگر نسبتى ندارند و بيگانه هستند و چون از راه غير مشروع متولّد شده است ارث نمى برد و نفقه او هم واجب نيست.

متن عربی:

حلية الزواج مع البنت من الزنا

(أفتى المالك) بحلية الزواج من بنته من الزنا، ومن أخته وبنت ابنه، وبنت بنته، وبنت أخيه وأخته من الزنا، مستدلا بأنها أجنبية منه، ولا تنتسب إليه شرعا، ولا يجري التوارث بينهما، ولا تعتق عليه إذا ملكها، ولا تلزمه نفقتها، فلا يحرم عليه نكاحها كسائر الأجانب.

المغني لابن قدامة 7 / 485. و أفتى الشافعي بحلية الزواج من بنته من الزنا، ومن أخته وبنت ابنه، وبنت بنته، وبنت أخيه وأخته من الزنا، مستدلا بنفس دليل الإمام مالك في هذه المسألة كما مر آنفا. المغني لابن قدامة 7 / 485. وهذه المسألة ذكرها الفخر الرازي في مناقب الشافعي مسلما بها ومدافعا فيها عنه. مناقب الإمام الشافعي، ص 532. إليها أشار الزمخشري في الأبيات المتقدمة بقوله: فإن شافعيا قلت قالوا بأنني أبيح نكاح البنت والبنت تحرم. المغني لابن قدامة 11/34، المحلى 6/87

منابع
شیعه آنلاین
ارسال: پنج شنبه12 شهریور 1388/ 16:56ب.ض

دل آرام
Sunday 15 November 2009, 08:05AM
وحشت شدید وهابیون سعودی از زیارت قبور ائمه بقیع !

شيوخ وهابي و ماموران امر به معروف مستقر در حرم نبوي و قبرستان بقيع که نماز خواندن، زيارت و اساسا حضور زائران شيعي در اين مکان هاي مقدس همواره دغدغه خاطرشان بوده است به تازگي باب نصيحت را بازکرده اند و شيعيان را از دعا کردن و شفاعت قرار دادن ائمه پرهيز مي دارند.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از ابنا، با باز شدن در قبرستان بقيع پس از نماز صبح و قرار گرفتن اين شيوخ و ماموران در اين مکان مقدس، برخي از آنان که فارسي صحبت مي کنند زائران اهل قبور متبرک بقيع را اندرز مي دهند.
يکي از اين ماموران سعودي امروز به تعبيري در مقابل قبر منور حضرت ام البنين لب به سخن گشوده و زائران شيعي و بخصوص ايراني را با استناد به آيات قرآني و تفسيرهاي شخصي تلاش مي کرد به هر نحو آن را به دين ربط دهد، از دعا و شفيع قرار دادن حضرت رسول(صلی الله علیه واله وسلم) و ائمه (علیهم السلام) در اجابت دعا منع مي کرد.
اين شيخ عربستاني که با هيجان صحبت مي کرد، دائما مي گفت معني ندارد که شما براي اجابت دعاي خود افراد را واسطه قرار دهيد و مثلا بگوئيد "يا علي مدد"، "يا حسين" و يا فاطمه.
به عقيده اين شيخ نبايد از مردگان طلب شفاعت کرد بلکه بايد از خدا بي واسطه در صورتيکه درخواستتان معقول است ، درخواست کنيد!.
سخنان اين شيخ سعودي با انزجار زائران ايراني و نگاه تمسخر آميز روحانيون حاضر در بقيع روبه رو شد.
مامور سعودي که در کنارش ماموران انتظامي قرار داشتند به رغم مشاهده فضاي انزجار شيعيان از سخنان وي، تا ساعاتي به ايراد عقايد و تفسيرهاي شخصي خود به زبان هاي فارسي و عربي پرداخت.
روحانيون در هنگام سخنراني اين فرد، زائران را به حفظ آرامش و عبور از نقطه مقابل اين مامور سعودي و ادامه زيارت بقيع ترغيب کردند.
سخنان وهن آميز اين فرد در حالي در بقيع و در مقابل قبور متبرک ائمه (علیهم السلام) ايراد مي شد که زائران شيعي از خواندن هر گونه دعا و زيارت منع مي شوند و حتي در بسياري از موارد ذکر مصيبت به صورت زمزمه و يا گريستن ممنوع است .


منابع :
سایت قطره
کد خبر 15065
تاريخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۸۸

دل آرام
Sunday 15 November 2009, 07:15PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

فتواى مفتى وهابى بر حرمت دفاع و دعا براى حزب اللّه

در جريان حمله وحشيانه اسرائيل به لبنان و دفاع شجاعانه حزب اللّه، شيخ عبد اللّه بن جبرين، مفتى مزدور وهابى، براى اثبات همسو بودن خود با امريكا و صهيونيزم، دشمنان قسم خورده اسلام، فتوى داد كه هر گونه پشتيبانى و دفاع از حزب اللّه جايز نيست و دعاى براى پيروزى آنان حرام است و همه اهل سنت بايد از اين حزب بيزارى بجويند و كسانى را كه به فكر پيوستن به آنان باشند ذليل شمارند و براى مردم بيان كنند كه شيعيان از قديم دشمن اسلام بوده و همواره تلاش مى كردند كه به اهل سنت ضربه بزنند
(( السؤال: هل يجوز نصرة (ما يسمّى) حزب اللّه الرافضي ؟ وهل يجوز الانضواء تحت إمرتهم ؟ وهل يجوز الدعاء لهم بالنصر والتمكين ؟ وما نصيحتكم للمخدوعين بهم من أهل السنة؟ الإجابة: لا يجوز نصرة هذا الحزب الرافضي ، ولا يجوز الإنضواء تحت إمرتهم ، ولا يجوز الدعاء لهم بالنصر والتمكين ، ونصيحتنا لأهل السنّة أن يتبرؤا منهم ، وأن يخذلوا من ينضموا اليهم ، وأن يبينوا عداوتهم للإسلام والمسلمين وضررهم قديماً وحديثاً على أهل السنة ، فإن الرافضة دائماً يضمرون العداء لأهل السنة ، ويحاولون بقدر الاستطاعة إظهار عيوب أهل السنة والطعن فيهم والمكر بهم ، وإذا كان كذلك فإن كل من والاهم دخل في حكمهم لقول الله تعالى ( وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ).
الشيخ / عبد الله بن جبرين. رقم الفتوى: 15903 تاريخ الفتوى: 21/6/1427هـ (26/5/85) - 17-07-2006 شبكه نور الإسلام، www.islamlight.net )).
به گزارش سرويس بين الملل «بازتاب»، به نقل از آسوشيتدپرس، شيخ صفر الحوالي، مفتي وهابي در وب سايت خود اعلام كرد: حزب الله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و همچنين گفته كه براي حزب الله دعا نكنيد.

منبع
سایت وهابی

دل آرام
Monday 16 November 2009, 11:53AM
عقاید و اعتقادات وهابیون

در حرم حضرت محمد(ص) جمعا شش شبكه فولادي است كه روي آنها تا سه سال قبل نوشته بود

يا الله يا محمد


نام الله همراه نام پيامبر




http://www.askquran.ir/gallery/images/2/1_a001.JPG

اما از سه سال قبل تا كنون محمد را برداشته و به جاي آن مجيد گذاشتند




http://www.askquran.ir/gallery/images/2/1_a002.JPG

دل آرام
Monday 16 November 2009, 09:37PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

هر كس بگويد زمين مي‌چرخد، كافر است!

اين چند فتواي تازه يک‌ بار ديگر خاطره فتواهاي عجيب را زنده کرد؛ مانند فتواي حرام بودن خريد و فروش گل، حرام بودن رانندگي زنان، حرام بودن اينترنت و چت، حرام بودن بازي فوتبال، حرام بودن شناسنامه و کارت شناسايي براي زنان، حرام بودن آب يخ و بستني و...
در حالي كه جهان اسلام و علماي شيعه و سني از فتاواي چند مفتي متعصب وهابي در لزوم تخريب ضريح امامان معصوم در كربلا و نجف به شدت متأثرند، خبرنگار «بازتاب»، بخش ديگري از فتاواي خارج از عقل مفتيان رده نخست سعودي را منتشر كرد.يكي از مهمترين مفتيان سعودي، شخصي مشهور به «بن‌باز» بود كه برخي از او به عنوان پدر همسر ملك‌فهد ياد مي‌كردند كه نزديك به بيست سال مفتي عربستان سعودي بود.
امروزه روي کره زمين، تقريبا هيچ كسي نيست که به کرويت و دوران بودن آن باور نداشته باشد، اما «عبدالعزيز بن عبدالله بن‌باز»، مفتي پيشين عربستان سعودي، از معدود افرادي بود که هرگز چرخش و کرويت زمين را نپذيرفت، و حتي فيلم مستندي را که فضانوردان در اين زمينه تهيه کرده‌ بودند، نيز نديد.
انتشار جديد تعدادي از فتواهاي عجيب در اينترنت مانند فتواي شير خوردن بزرگسالان براي محرميت (در محيط کاري) و فتواي تخريب اماکن مقدسه شيعيان که موجب شگفتي بسياري از مردم جهان، از جمله اهل سنت شد، در واقع، تنها فتواهاي عجيب برخي از علما در کشورهاي عربي نيست، بلكه صدور اين‌گونه فتواها، سابقه طولاني به ويژه در سلفي‌ها دارد.
اكنون نيز اين چند فتواي تازه يک‌ بار ديگر خاطره فتواهاي عجيب اين عده از مفتيان را در کشورهاي همسايه ايران ـ در نيم قرن اخير ـ زنده کرد؛ مانند فتواي حرام بودن خريد و فروش گل، حرام بودن تقديم گل به دوستان و يا بردن آن براي عيادت از بيماران، حرام بودن رانندگي زنان، حرام بودن تصويربرداري، حرام بودن عکس يادگاري، حرام بودن شکل و تصوير، مجسمه و پيکره، حرام بودن وسايل تزييني و دکوربندي، حرام بودن اينترنت و چت، حرام بودن بازي فوتبال، حرام بودن شناسنامه و کارت شناسايي براي زنان، حرام بودن آب يخ و بستني و... و کافر دانستن هر کس که به ميخکوب بودن و سکون زمين باور نداشته باشد و کافر دانستن شيعه در فتواهاي شماره 7308 و شماره 1661 از سوي کميته دايمي پژوهش‌هاي علمي و فتواهاي عربستان و ... .
از ميان فتاوي اين کميته براي نمونه، فتواي ميخکوب بودن زمين از سوي کسي که به کفر شيعه فتوا داده، چنين است:
مفتي اعظم (سابق) عربستان «عبدالعزيز بن عبدالله بن‌باز»:
«اعتقاد به دوران يا چرخش زمين باطل است و کسي که به اين فرضيه باور داشته باشد، کافر است، براي اين‌که اين فرضيه با قرآن کريم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «والى الأرض كيف سطحت» منافات دارد.
تفسير روشن آيه اين است که زمين کروي نيست و نمي‌چرخد و اين روشن است، اما البته تنها در صورت غضب خداوند، مي‌تواند چرخش يا حرکت داشته باشد، كما في قوله سبحانه: «أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ». و وَقَوْله «وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْض رَوَاسِي »؛ يعني زمين را با کوه‌ها، ميخکوب كرده‌ايم تا به حرکت درنيايد و آرامش مردم برهم نخورد».
«وقد ذكر الله سبحانه أن الشمس والقمر يجريان في فلك»؛ يعني خداوند از حرکت خورشيد و ماه خبر داده است و اگر زمين نيز بر محور خود مي‌چرخيد، خداوند از آن خبر مي‌داد، اما خداوند از حرکت کردن زمين خبري نداده است. بسياري از علماي دانش ستاره‌شناسي گفته‌اند: زمين مي‌چرخد و خورشيد ثابت است، اين اقوال کفرگويي و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.
بن‌باز همچنين گفته است: هنگامي که جوان بودم و چشمان قدرتمندي داشتم با چشمان خودم به خورشيد نگاه مي‌کردم و حرکت خورشيد را مي‌ديدم. پس اگر زمين در حال حرکت باشد، چگونه ما آن را حس نمي‌کنيم و در آرامش هستيم؟ پس چگونه کشتي‌هاي بزرگ در درياها حرکت مي‌کنند و چپ نمي‌شوند؟
عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) با دفاع از اين فتوا به نقض نظريه چرخش زمين پرداخته و نوشته است:
برخي علوم و فرضيه‌ها فاسد و تباه‌گر و ملحدانه است؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کروي بودن و چرخش زمين است... و باور به دوران زمين، خطايي بسيار بزرگتر از نظريه جهش و تکامل انسان از ميمون است ». ص 33: «كل دليل من الكتاب والسنة على دوران الأرض فهو تأويل باطل».
همچنين «ابن عثيمين» در کتاب «مجموع فتاوى و رسائل محمدبن صالح العثيمين»: (ج / 3 الفتوى شماره 428 صفحه 153)، به معلمان اخطار مي‌دهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته مي‌شود، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانش‌آموزان است .


منبع :

1 (http://mola110ali.blogfa.com/post-121.aspx)

دل آرام
Tuesday 17 November 2009, 08:43PM
یکی از کلمات پرکاربرد نزد وهابیان، واژۀ بدعت است.

با مراجعه به فتاوای وهابیان پی میبریم که بسیاری از اعمالی که در بین مسلمانان سنّت است، نزد آنان به عنوان بدعت مطرح می شود؛ این نیست مگر به جهت تحجّر و تنگ نظری آنان در دین و فهم شریعت، یا اینکه در پشت قضیه اغراض سیاسی خاصی وجود دارد. با آن که میدانیم دین و شریعت اسلامی از سوی پیامبر اسلام به عنوان شریعت سهل و آسان معرفی شده است.


با مراجعه به کتابهای فتوایی مفتیان وهابی پی به مصادیقی از بدعت می بریم که تعجب انسان را بر می انگیزاند.قبل از هر چیزی به برخی از این مصادیق اشاره می کنیم و قضاوت را به خوانندگان محترم وا می گذاریم.
1- شیخ عبدالعزیز بن باز می گوید: «توسل به جاه فلان یا به برکت فلان یا به حقّ فلان شخص بدعت است ولی شرک نیست. پس اگر شخصی بگوید: بارخدایا! به جاه انبیایت یا به جاه فلان ولیّ ات یا به فلان بنده ات یا به حقّ فلان یا به برکت فلان از تو می خواهم، این نوع درخواست جایز نیست، و آن از جمله بدعت ها و از وسایل شرک است؛ زیرا این نوع درخواست نه از پیامبر رسیده و نه از صحابه؛ لذا بدعت است...».1
2- شواری دائمی مفتیان وهابیان می نویسند: «بناء برقبور بدعت منکر است که در آن غلوّ در تعظیم کسانی است که در آن قبرها دفن شده اند، و آن عمل راهی به سوی شرک است. پس ولیّ امر مسلمین یا نایب اوست که امر کند تا آنچه بر روی قبور ساخته شده خراب کرده و قبور را نیز با زمین یکسان سازند، تا این بدعت را ابطال کرده و راه به شرک نیز بسته شود...».2
3- صالح بن فوزان می گوید: «سجده کردن بر تربتی که به نام تربت ولیّ است اگر مقصود از آن، تبرّک به این تربت و تقرّ به ولی است، این شرک اکبر است، و اگر مقصود، تقرّ به خدا است همراه با اتعقاد به فضیلت این تربت، و اینکه در سجود برآن فضیلتی است؛ همانند فضیلتی که خداوند در سرزمین مقدس در مسجدالحرام و مسجدنبوی و مسجدالاقصی قرار داده، این بدعت در دین است...».3
4- شورای دائمی فتوای وهابیان می نویسند: «بار سفر بستن به جهت زیارت قبور انبیا و صالحان و دیگران جایز نیست؛ بلکه این عمل بدعت به حساب می آید».
5- شیخ عبدالعزیز بن باز می گوید: «برپایی مراسم به جهت ولادت پیامبر و غیر او جایز نیست؛ این عمل از بدعت هایی است که در دین حادث شده است؛ زیرا رسول خدا و خلفای راشدین و غیر آنان از صحابه این عمل را انجام نداده اند و نیز تابعین صحابه که به نیکی از آنان پیروی کردند، در قرن هایی که برتری داده شده اند...».4
6- شورای دائمی مفتیان وهابی می گویند: «برپایی مراسم برای کسانی از انبیا و صالحان که از دار دنیا رحلت کرده اند جایز نیست، و نیز زنده داشتن یاد آنان در مولودی ها و برداشتن علم ها و قرار دادن چراغ ها و شمع ها بر روی قبر آنان و ساختن قبه ها و مساجد بر روی ضریح های آنان یا پوشاندن روی آنان یا مثل این اعمال، جایز نیست. زیرا تمام آنچه که ذکر شد از بدعت هایی است که در دین حادث شده و از وسایل شرک است...».
7- شورای دائمی مفتیان وهابی میگویند: «ذکر صلوا و سلام بر پیامبر قبل از اذان، و همچنین جهر به صلوات بعد از اذان همراه با اذان از بدعت هایی است که در دین حادث شده است».5
عبدالعزیز بن باز نیز در مجموعه فتاوایش همین فتوا را صادر کرده است.6
8- شیخ ابن عثیمین می گوید: «همانا در برپایی عید میلا برای طفل، تشبه به دشمنان خداست. زیرا این عادت از عادات مسلمانان به حساب نمی آید، بلکه از دیگران به ارث رسیده است...».7
او همچنین می گوید:« و اما اعیاد میلاد برای شخص یا اولادش یا مناسبت ازدواج و نحو آن، تماما غیر مشروع است، و این کار به بدعت نزدیکتر است تا مباح بودن».8
9- شورای دائمی وهابیان می گویند: «همانا در روشن کردن چراغ در مساجد یا آویزان کردن لامپ های برقی بر بالا یا اطراف آنها یا بالای مناره ها یا آویزان کردن پرچم و علم و گذاشتن دسته گل بر مناره ها، در اعیاد و مناسبات به عنوان تزیین و بزرگداشت آن اعیاد و مناسبت ها، تشبیح به کفار است همانطور که آنان نسبت به معابد و کنیسه های خود انجام می دهند، و حال آنکه پیامبر از تشبّه به کفار در اعیاد و عباداتشان نهی کرده است».9
10-عبدالعزیز بن باز می گوید: «همانا ذبح گاو یا گوسفند هنگام به اتمام رسیدن ساختمان مساجد، اصل و اساسی برآن نیست، و اعتقاد به آن خطای محض است و سزاوار است کسی را که معتقد به این امور است یا اینکه این کارها را انجام می دهد انکار کنیم. زیرا این امور بدعت در دین به حساب می آید، و هر بدعتی ضلالت است».10
منبع :
1 (http://kheyme.mihanblog.com/post/36)

دل آرام
Wednesday 18 November 2009, 07:07AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

فتوای تکفیر شیعیان

کوردلان وهابی با فتوای تکفیر شیعیان ، به پیروان خود اینگونه القا میکنند که چنانچه شما هفت شیعه را بکشید بدون حساب و کتاب به بهشت وارد میشوید و میهمان رسول الله خواهید بود ! این تصویر یک تروریست وهابی است که قبل از اقدام به انفجار کمربند انفجاری توسط نیروهای امنیتی عراق دستگیر گردید.
http://shia-news.com/files/fa/news/1388/2/18/1741_600.jpg
http://shia-news.com/files/fa/news/1388/2/18/1742_298.jpg
http://shia-news.com/files/fa/news/1388/2/18/1744_884.jpg
http://shia-news.com/files/fa/news/1388/2/18/1740_243.jpg

منبع
شیعه نیوز

دل آرام
Wednesday 18 November 2009, 07:09PM
مهدویت آخرین عامل مشکل ساز وهابیون است

عصام العماد بابرشمردن نقاط عطف تاریخ اسلام گفت:وهابیون قصد دارند با زیرسؤال بردن امام زمان(عج) درمیان روشنفكران كشورهای عربی جاپیدا كنند.
به گزارش شبستان، عصام العماد محقق و اسلام شناس برجسته تاریخ اسلام در نشستی با اساتید و دانشجویان دانشگاه مازندران با اشاره مشكلات به وجود آمده توسط وهابیت گفت: در زمان معاصر وهابیت در چهار محور مشكلاتی را برای جان اسلام به وجود آورده است. محور اول، مسأله خلافت حضرت علی(ع) است و وهابیون موضوع غدیر را افسانه می‌دانند و سعی می‌كنند شكافی در شیعه و حتی اهل سنت ایجاد كنند.

وی افزود: با تحقیقاتی كه در انقلاب‌های شوروی و جمال عبدالناصر در مصر و دیگر انقلاب‌ها انجام دادم به این نتیجه رسیدم كه همیشه حمله آنها به خانه رهبران این كشورها بوده است. من از این مطلب دریافتم كه علی(ع) رهبر بعد از رسول(ص) است و نباید غدیر را افسانه پنداشت.

محقق برجسته تاریخ اسلام با بیان این‌كه محور دوم ایجاد مشكلات مسأله قیام امام حسین و عاشور است گفت: وهابیون اعتقاد دارند كه قیام امام حسین(ع) قیام علیه امام زمان عصر خود؛ یعنی امیرالمؤمنین یزید بوده است.

عصام العماد در ادامه با سومین محور مشكل توسط وهابیت اشاره كرد اظهار كرد: زیارت و توسل به ائمه در وهابیت شرك محسوب می‌شود و این موضوع محور سوم ایجاد مشكل توسط وهابیت است.

وی با اشاره به این مطلب كه اولین مبحث توحید در كتاب‌های عالمان شیعه و سنی، علم خداوند است ادامه داد: طارق سویلان یكی از رهبران وهابی می‌گوید كه صدها بار قرآن را خواندم و هرگاه به آیه مودت می‌رسم احساس شرمندگی نسبت به رسول اكرم(ص) می‌كنم.

وی با اشاره به این مطلب كه بزرگترین حملات انتحاری وهابی‌ها در قبرستان انجام می‌گیرد، تصریح كرد: مسأله قابل توجه در توحید وهابیت زیارت نكردن قبور و استغاثه نكردن به قبور است.

این اسلام شناس برجسته ادامه داد: زمانی كه وهابی بودم آخرین مسأله‌ایی كه به آن اعتقاد پیدا كردم، مهدویت بود. مهدویت آخرین عامل مشكل‌ساز وهابیون است و آنها توانستند با زیر سؤال بردن امام زمان(عج) در میان روشنفكران بعضی كشورهای عربی جا پیدا كنند.

منابع
خیمه (http://kheyme.mihanblog.com/post/97)

دل آرام
Thursday 19 November 2009, 05:35AM
وهابیت به ساحت قدس الهی وصف های شنیع نسبت میدهند


http://kheyme1.persiangig.com/image/%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C.gifابن عثیمین یكی از علمای وهابی عربستان است كه چند سال پیش از دنیا رفت , او كتابی دارد به نام (العقیدة) كه ما بعضی از مطالب موهن را از این كتاب برای شما ترجمه میكنیم ونشان میدهیم .

در كتاب العقیده ص50 آمده است :
(نمیشود خدا را به مكر توصیف كرد)

همچنین در همان صفحه نوشته است :

خدا به مكر توصیف نمیشود مگر با ضوابطی , واگر گفته شد كه چه جور ممكن است كه خدا به این صفت موصوف شود واین كار را انجام دهد با این كه این كار مذموم است , میگوئیم : مكر وحیله در محلّش خوب است (استفاده از مكر در جای مناسب خوب است) !!

در ص51 میگوید :
خدا هم خسته وبی حوصله میشود , ولی بی حوصله گی خدا طوری است كه به ذات او لائق است . !!

در ص52 میگوید :
اما فریب كاری , این صفت هم از صفات خدا است ومثل مكر وحیله میباشد .. یعنی : (فریب كاری در جای مناسب خوب است) !!

در ص120 میگوید :
ابن تیمیه گفت : وكسانی كه نزدیك شدن عباد ومؤمنین را به ذات خدا اثبات میكنند , این قول معروف سلف پیشین وائمه است (منظور از ائمه : علمای بزرگ خودشون) !!

در كتاب : شرح حدیث النزول , ص198 :
خدا در وسط شب خم میشود تا آسمان دنیا !!

در كتاب : قرة عیون الموحدین , نوشته نوه محمد بن عبد الوهاب ص176 آمده است :
خندیدن خدا یك أصل وحقیقت است , وخدا هر جوری كه بخواهد میخندد !!

منبع
خیمه (http://kheyme.mihanblog.com/post/73)

دل آرام
Friday 20 November 2009, 07:22AM
شباهت بین وهابیه سلفیه و یهود

1- ابن تیمیه شیخ سلفیه، گفته در زمان رسول الله (ص) خاخام های یهودی نزد وی آمدند و مسأله تجسیم خداوند را به ایشان عرضه داشتند و پیامبر درستی سخنان آنها را تصدیق نمود! و این یکی از موارد مشابه بین یهود و وهابیت تجسیم خداوند تعالی است!
2- تورات نزد ابن تیمیه صحیح است و برای (مسلمانان) حجت می باشد به جز این عبارت که "عزیر پسر خداست"، یهودیان نیز به صحّت تورات اعتقاد دارند و اینکه آن حجت برای تمام مردم است!
3- ابن تیمیه با شجاعت تمام از یهود دفاع می کند و می گوید: "همه یهودیان معتقد نیستند که عزیر پسر خداست! » او با جدیت تمام تلاش کرد که اثبات کند که جنس بازی اشکال ندارد! و لذا بر قوم یهود واجب است که سپاسگزار ابن تیمیه باشند! چرا که آنان وارثان اویند!
4- درنزد ابن تیمیه یهودیان اصلا اهل دروغ و تحریف نیستند، زیرا اگر چنین بود رسول الله (ص) آنان را انکار می کرد! پس تمام سخنان بزرگانشان درست است جزء فنحاص بن عازورا یا دیگران فقط...
5- آنچه در قرآن و احادیث آمده -بر حسب اعتقاد وهابیت- موافق و مطابق تورات است! روشن است که ابن تیمیه در عبارت «موافق و مطابق» اغراق نموده و انسان باهوش معنی آن را می فهمد.
6- آنها به عقیده یهود در تجسیم خداوند معتقدند و معتقدند این به توافق بین سخنان دو پیامبر الهی (موسی و محمد (ص)) و دو کتاب آسمانی (قرآن و تورات) دلالت دارد، و اگر غیر از این بود بین رسالت دو پیامبر انقطاع و گسیختگی به وجود می آمد...
7- یهود و وهابیان هر دو معتقدند که پیامبران نیز مجسمه بوده اند!
8- وهابیت، یهود را در تحریف تورات تبرئه می کنند به این دلیل که امت یهود با این کثرت و عظمت که در مشرق و مغرب زمین منتشرند، چه غرضی دارند که دروغ بگویند، و این دروغ آشکار وهابیت در تعظیم یهود است که از نادرستی سخنان آنان حکایت دارد! برای درک بیشتر این مطلب قسمتی از کتاب ((درء تعارض العقل و النقل)) تألیف ابن تیمیه ص88 ، را در ذیل می آوریم:
"معلوم است که همه یهودیان معتقد نیستند که عزیر پسر خداست و این سخن را فقط یک طایفه از آنان گفته اند کسانی مثل فنحاص بن عازورا و ... و به طور کلّی معتقدان به آن عده کمی هستند. امّا صفاتی از خدا در تورات آمده که مخالفان آنها را تشبیه و تجسیم می دانند، بلکه اینطور نیست؛ چرا که آن صفات در اثبات مکان برای خدا و تکلّم او با صدای خودش است و اینکه خدا آدم را به صورت خود خلق نمود و امثال این امور، اگر چیزهایی که یهود می گویند دروغ باشد مسلماً پیامبر آنها را انکار می کرد و مسأله آن را بیان می نمود! و از طرف دیگر بیان قرآن موافق چیزی است که در تورات آمده است! قبلاً هم گفتیم که همه اینها ضرورتاً به پیروی موسی از محمد و محمد (ص) از اهل کتاب منجر نمی شود و این بر صدق قول دو پیامبر و دو کتاب عظیم آنان دلالت دارد!"

منبع: شبکه انصار
ترجمه: سلام شیعه

دل آرام
Friday 20 November 2009, 04:29PM
نمونه فتواهای وهابیون

شير گاو و گوسفند و فتواى خواهر و برادرى

به ياد داشته باشيد كه اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعى مى شوند و داستان محرميّت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد.
شايد در آغاز از شنيدن و خواندن اين مطلب تعجّب كنيد و به دنبال گوينده و صاحب اين فتوا باشيد، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احكام و دستورات شرع به ناميد.
ولى وقتى كه گوينده اين سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعيل بخارى صاحب و نويسنده كتاب صحيح باشد تعجّب شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.
اين فتوا را سرخسى در كتاب مبسوط از قول بخارى نقل كرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گويد: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و يا گاوى همزمان شير به خورند حرمت رضاع و شير خوارگى محقّق نخواهد شد، زيرا در رضاع و شيرخوارگى نسب شرط است و بين انسان و حيوان نسبتى وجود ندارد.
بنا بر اين خوردن شير حيوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چيزى نخواهد شد.
سپس مى گويد: همين فتوا سبب اخراج و تبعيد بخارى از بخا را شد.
اندكى تأمّل
آيا مى دانيد وجود اينگونه سخنان و فتواها از فردى سر شناس و معروف و صاحب صحيصترين كتاب فقهى و روايى چه ضربه هاى سهمگينى بر پيكره اعتقادى مسلمانان وارد مى كند؟
آيا فتواهايى از اين قبيل موجب تمسخر و جسارت دشمنان و كج انديشان نسبت به دين و قرآن و شريعت و صاحب شريعت نمى شود؟
آقايان سلفيها و يا همان وهّابيهاى خشن چهره و خشونت طلب پاسخ دهند كه: آيا تا كنون اينگونه سخنان و فتواها را ديده و چاره اى براى آن انديشيده اند؟

منابع:
1 (http://forum.jazire.org/index.php?PHPSESSID=901d83657aab7f8543a2e98c5dfe3bb2&topic=22.0)

دل آرام
Saturday 21 November 2009, 06:32AM
نمونه فتواهای وهابیون

یك بچّه و چند پدر!!!!!

أحمد حنبل در فتوايى عجيب و غريب در مورد بچّه اى كه دو نفر در باره وى ادّعاى پدرى داشته باشند مى گويد: اگر هيچ يك از آن دو نفر دليل و مدرك قانع كننده اى نداشته باشند و يا دليل و مدرك هر يك در تضادّ و مخالف ديگرى بود بايد آن كودك را بر كسى كه قيافه شناس است عرضه كنند پس اگر او تشخيص داد كه يكى از آن دو پدر آن كودك است به آن يك نفر ملحق مى شود واگر تشخيص داد كه هر دو نفر پدر كودك هستند به هر دو ملحق مى شود و از هر دو ارث مى برد و آن دو نفر هم از او ارث مى برند.
همچنين اگر بيش از يك نفر ادّعا داشته باشند، با تشخيص قيافه شناس به همه آنان تعلّق خواهد داشت.

منابع
1 (http://http://forum.jazire.org/index.php?PHPSESSID=901d83657aab7f8543a2e98c5dfe3bb2&topic=22.0;prev_next=next#new)

دل آرام
Saturday 21 November 2009, 07:16PM
نمونه فتواهای وهابیون

شير گاو و گوسفند و فتواى خواهر و برادرى

به ياد داشته باشيد كه اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعى مى شوند و داستان محرميّت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد.

شايد در آغاز از شنيدن و خواندن اين مطلب تعجّب كنيد و به دنبال گوينده و صاحب اين فتوا باشيد، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احكام و دستورات شرع به ناميد.
ولى وقتى كه گوينده اين سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعيل بخارى صاحب و نويسنده كتاب صحيح باشد تعجّب شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.
اين فتوا را سرخسى در كتاب مبسوط از قول بخارى نقل كرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گويد: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و يا گاوى همزمان شير به خورند حرمت رضاع و شير خوارگى محقّق نخواهد شد، زيرا در رضاع و شيرخوارگى نسب شرط است و بين انسان و حيوان نسبتى وجود ندارد.
بنا بر اين خوردن شير حيوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چيزى نخواهد شد.
سپس مى گويد: همين فتوا سبب اخراج و تبعيد بخارى از بخا را شد.
اندكى تأمّل
آيا مى دانيد وجود اينگونه سخنان و فتواها از فردى سر شناس و معروف و صاحب صحيصترين كتاب فقهى و روايى چه ضربه هاى سهمگينى بر پيكره اعتقادى مسلمانان وارد مى كند؟
آيا فتواهايى از اين قبيل موجب تمسخر و جسارت دشمنان و كج انديشان نسبت به دين و قرآن و شريعت و صاحب شريعت نمى شود؟
آقايان سلفيها و يا همان وهّابيهاى خشن چهره و خشونت طلب پاسخ دهند كه: آيا تا كنون اينگونه سخنان و فتواها را ديده و چاره اى براى آن انديشيده اند؟

منبع
1 (http://forum.jazire.org/index.php?PHPSESSID=901d83657aab7f8543a2e98c5dfe3bb2&topic=20.0;prev_next=next#new)

دل آرام
Sunday 22 November 2009, 08:26PM
فیلم اعدام دسته جمعی شیعیان توسط وهابیون

وهابیت منطقی دارد به این مضمون که هر کس 7 شیعه را بکشد بهشت بر او واجب میشود ( وجبه له الجنه )
به همین منظور تعداد زیادی از شیعیان را بر زمین خوابانیده اند و وحشیانه و بی رحمانه آنها را به رگبار میگیرند و آنها را شهید میکنند .

الهم عجل لولیک الفرج


شاید بعضی ها بگویند که چرا این فایلهای دلخراش را میگذارم
جواب : چون چندتا ادم روشنفکر نما و البته با کینه قلبی با توجیهات و تبلیغات ذهن من و شما رو شستشو ندن و دلسوزی کنیم براشون ، و بگیم اوها هم مثل ما ادم هستند ، و اینقدر با آنها کنار بیاییم که در زاهدان به حریم منازل وارد شوند و ناموس دزدی کنند و در مسجد امیر المومنین بمب گذاری کنند و هر غلطی که میتوانند بکنند و ما هم در مقابل بگوییم : نه اینها هم ادمند و خوشبینانه خودمان را سانسور کنیم .




لینک دانلود : اعدام دسته جمعی http://www.4shared.com/file/142855866/720c05a4 (http://www.4shared.com/file/142855866/720c05a4/EDAM.html)
/EDAM.html (http://www.4shared.com/file/142855866/720c05a4/EDAM.html)

منبع :
1 (http://http://forum.jazire.org/index.php?PHPSESSID=901d83657aab7f8543a2e98c5dfe3bb2&topic=33.0)

دل آرام
Monday 23 November 2009, 10:09PM
حذف کامل امیرالمومنین (علیه السلام) از تاریخ اسلام ! توسط وهابیون


در یک اقدام جدید از سوی دولت و روحانیون عربستان سعودی، بخش گسترده‌ای از نقش حضور پررنگ حضرت علی (ع) در تاریخ اسلام در کتب‌ تاریخی و مرجع عربستان، حذف شد.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از تابناک، این کار که از پانزده سال پیش آغاز شده بود، هم‌اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتی مستندات برادران اهل تسنن درباره نقش مؤثر حضرت علی (ع) نیز حذف شده و هم‌اکنون نسل‌های جوان عربستان، حتی سایه‌ای از نام آن حضرت را نمی‌توانند در کتابی مرجع یا تاریخی پیدا کنند.
این گزارش می‌‌افزاید، در کتاب‌ فروشی‌های عربستان، همه کتاب‌هایی که نامی از آن حضرت و نقش ماندگار ایشان در تاریخ اسلام است، جمع‌آوری شده است و احادیث جعلی جایگزین آنها شده است.
علی‌ ستیزی روحانیون وهابی که از آغاز شکل‌گیری حکومت کنونی عربستان با کارهای مرموزانه انگلیس آغاز شده بود، هم‌اکنون به تحریف واقعی رخدادهای تاریخی و حقایق انکارناپذیر رسیده است.
بنا بر این گزارش، کتاب‌هایی همچون تفسیر طبری نیز که به نقش مولای متقیان اشاره داشته‌اند، جمع‌آوری و نسخه‌های جدیدی که نام آن حضرت در آن سانسور شده، جایگزین شده است.
این در حالی است که این اقدام به کتابخانه‌های عربستان نیز تسری پیدا کرده است و ارسال کتاب از لبنان و دیگر کشورهای عربی به این کشور با موضوع تاریخ اسلام، به شدت زیر نظر مأموران ممیزی عربستان است.
آنها همچنین لو‌ح‌های فشرده در این زمینه را جمع‌آوری کرده و لوح‌های فشرده جدیدی که نقش حضرت در آنها سانسور شده است، به بازار عرضه می‌کنند.
همچنین به تازگی دولت عربستان، برخی از سایت‌های شیعی را نیز با همکاری برخی شرکت‌های مجازی آمریکایی فیلتر می‌کند.
گفتنی است این کارها در حالی انجام می‌گیرد که روز گذشته و در هفته جاری، بالاترین و مفصل‌ترین جشن‌های میلاد علی‌ابن‌ابیطالب توسط شیعیان علی (ع) برگزار شده است.
منبع
1 (http://www.hagheghat.blogfa.com/post-54.aspx)

دل آرام
Tuesday 24 November 2009, 03:57PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد شهید است !!!

شیخ احمد ابویوسف در این زمینه تأکید کرد که 90 در صد بیماران (مسلمان) مبتلا به ایدز، پیش ازمرگ و حضور در برابر الله، توبه می‌کنند."
شیخ احمد ابویوسف، رییس مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر، در پاسخ به استفتای مردی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید.
به نوشته "العربیه. نِت"، وی فتوایش را با استفاده از سخن محمد، پیغمبر اسلام، صادر کرده است که گفته بود: "هر کسی که بر اثر یک بیماری داخلی بمیرد، شهید است."
شیخ احمد ابویوسف در این زمینه تأکید کرد که 90 در صد بیماران (مسلمان) مبتلا به ایدز، پیش ازمرگ و حضور در برابر الله، توبه می‌کنند."
از سوی دیگر دکتر احمد رجایی، استادیاربهداشت در دانشگاه الازهر مصر، گفت که رقم مبتلایان به بیماری ایدز در کشورهای عربی پایین‌ترین رقم در سطح جهان است. اما، در زمینه گسترش ایدز، کشورهای عربی در رده دوم قرار دارند.
برای خواندن ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ممنوعیت فعالیت زنان در فروشگاه های مخصوص لباس زنانه!!!!
فتی عربستان سعودی شیخ عبدالعزیز آل شیخ مخالفت خویش را با کارکردن زنان در فروشگاه های لباسهای مخصوص زنان (لباس زیر) ابراز داشت.
فتوی وی در مخالفت با نظر وزارت کار عربستان در این مورد صادر شده است
بعدا از اظهار نظر افراطی این مفتی درمورد کار کردن زنان در فروشگاه های مذکور وی گفته است : زنان امانتی در گردن ما هستند و به همین سبب ایشان را در غیرکارهای که مختص ایشان هست به کار نخواهیم گرفت.
سخنان این مفتی در جلسه مذهبی که در شب سه شنبه برگزار شد بیان شده و روزنامه های محلی در روز چهارشنبه این خبر را منتشر کرده اند.
منبع: سایت البشائر و سایت اخبار مکتوب عربستان

دل آرام
Wednesday 25 November 2009, 10:43AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

داشتن نه همسر جایز است !!!:eek::eek:


خداوند ازدواج با دو زن را با این جمله (مثنى) جایز دانسته است، و در ادامه این جمله را (ثلاث و رباع) با و او عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در این صورت مجموع زنانى که براى انسان جایز است نُه زن مى‌شود.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از سایت محاکمه، در لابلاى کتب حدیثى و فقهى اهل سنّت روایات و فتواهایى دیده مى شود که تعجّب و سؤال را در ذهن خواننده ایجاد مى کند.
فخر الدین زیلعى حنفى فتوایى را با استفاده و استناد به آیه اى از قرآن کریم از قاسم بن إبراهیم نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد نهُ همسر در آن واحد داشته باشد.
وى مى گوید: خداوند ازدواج با دو زن را با این جمله (مثنى) جایز دانسته است، و درادامه این جمله را (ثلاث و رباع) با و او عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در این صورت مجموع زنانى که براى انسان جایز است نُه زن مى شود.
سپس مى گوید: نخعى و ابن أبی لیلى نیز چنین فتوایى را صادر کرده اند.
از این مهمتر سخن کسانى است که حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند شوکانى به نقل از ظاهریّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسمیّه از فرق زیدیّه ونظام الدین أعرج، او در تفسیر آیه: (فانکحوا ما طاب لکم من النساء) مى گوید: گروهى از این آیه اینگونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هیچ محدودیّتى وجود ندارد زیرا آیه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بیان نفرموده است.
تهمتى بدون دلیل
ابن حزم در سخنى افتراء آمیز شیعه را متّهم مى کند که آنان داشتن نُه همسر را در آن واحد جایز مى دانند، ولى منبع و مرجع این سخن را ذکر نکرده است.
آشنایان به فقه اهل بیت(ع) مى دانند که چنین نسبت ناروائى نه در کتب فقهى شیعه دیده شده و نه فقیهى چنین فتوایى صادر کرده است، بلکه حرمت بیش از چهار همسر در آن واحد از مسلّمات فقه شیعه است.
در کتاب جواهر الکلام که در موضوع فقه شیعه مفصّل ترین کتاب در بین دیگر کتب فقهى است آمده است: حرام بودن بیش از چهار همسر در زمان واحد از مسائل اجماعى شیعه و از ضروریّات دین است
منبع :
شیعه آنلاین

دل آرام
Sunday 29 November 2009, 08:53AM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

انهدام حرم مطهر امامان شیعه

صدور فتاوایی از سوی جمعی از مفتی‌های وهابی عربستان‌سعودی و كویت مبنی بر وجوب انهدام حرم امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(ع)، خشم مسلمانان جهان را برانگیخته است. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه خبری "نهرین‌نت"، "عبدالرحمن البراك" مفتی اعظم عربستان سعودی، شیخ "ممدوح الحربی"، شیخ "ناصر العمر"، "عبدالله بن جبرین"، "سفر الحوالی" و حامد العلی" كه مهم‌ترین مفتیان وهابی به شمار می‌روند با صدور فتاوایی خواستار انهدام مراقد مطهره امامان شیعه(ع) شدند.
این فتاوا كه در پی استفتای جمعی از دانشجویان دانشگاه وهابی "محمد بن سعود" صادر شده است از مدتی پیش و پس از آغاز تعطیلات تابستانی حوزه‌های وهابیت و دومین حمله به بارگاه عسكریین(ع) در سامرا، در سطح گسترده‌ای توزیع و در آن از هر اقدامی برای محو آنچه آثار شرك به ویژه در كشور عراق و شهر كربلا خوانده شده، استقبال شده است.
در بخشی از این فتاوا كه از حرم امامان شیعه(ع) به عنوان بت‌هایی یاد كرده كه باید با خاك یكسان شود، آمده است: حسین از شرك شیعیان به دور است اما حرم او باید به عنوان اصلی‌ترین نماد شرك در عراق ویران شود.
كارمندان دانشگاه "محمد بن سعود" اعلام كردند: ده‌ها تن از دانشجویان به ویژه دانشجویان سال‌های بالا در دانشكده شریعت، به طور داوطلبانه در حركتی با عنوان "فرهنگ توحید ناب در میان امت و به ویژه عراق برای خلاص‌شدن از مراقد و قبور و پاكسازی كشورهای اسلامی از آنها"، اقدام به توزیع این فتاوا كرده‌اند.
بر اساس این گزارش، این دانشجویان با تشكیل كمیته‌های داوطلبانه در حال راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی، دوره‌های تابستانه و جذب نیرو از كشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر كشورهای عربی هستند تا بدین‌وسیله حرم امام حسین(ع) و حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) را مانند حرم عسكریین(ع) به‌عنوان اهداف آینده "موحدان مجاهد" ویران كنند.
علاوه بر این، "سفر الحوالی" مفتی مشهور وهابی در پاسخ به استفتائی در این باره گفت: «علاوه بر كربلا، واجب است كه حرم زینب در دمشق و حرم "سید احمد البدوی" از نوادگان امام هادی[ع] در مصر نیز به عنوان بت‌هایی كه به جای خدای تبارك و تعالی مورد پرستش قرار می‌گیرند با خاك یكسان شوند.»



منبع

1 (http://www.hagheghat.blogfa.com/post-15.aspx)

دل آرام
Monday 30 November 2009, 03:18PM
فهرستی از آثاری را که در رد وهابیت تالیف و منتشر شده معرفی نمایید


تعهد و احساس مسؤولیت شما در قبال دفاع از اصول و ارزش‏های متعالی مکتب شیعه سزاوار تقدیر است، امیداست همواره مؤید به تأییدات الهی باشید. مسلم است که با تلاش و دلسوزی افرادی همانند شما اندیشه‏های منحرفزمینه‏ای برای رشد نمییابند.
برای این که بهتر بتوان به پاسخگویی شبهات این افراد پرداخت، لازم است موضوعاتی را که مطرح میکنند دقیقاشناسایی کرده و سپس به بررسی آن اقدام نمود. این واحد آماده است در صورت ارسال چنین مواردی در حدامکانات خود پاسخ‏های آن را ارسال نماید.
چون در نامه فعلی شما هیچ موضوع خاصی مشخص نشده تنها به ذکر منابعی که وجود دارد اکتفا میکنیم.
1ـ آیین وهابیت جعفر سبحانی
2ـ برگی از جنایات وهابیها مرتضی رضوی ترجمه: ضیایی
3ـ وهابیان علی اصغر فقیهی
4ـ وهابیت ایده استعمار مستر همفر ترجمه: علم الهدی
5ـ آیا این است اسلام واقعی ابوالفضل حسینی
6ـ فتنه وهابیت زینی دهلان ترجمه: همتی
7ـ ناسیونالیسم و اسلام زینی دهلان ترجمه: همتی
8ـ نقدی بر اندیشه وهابیان موسوی قزوینی ترجمه: طارمی
9ـ تحلیلی نو بر عقاید وهابیان حسن ابراهیمی
10ـ فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها قزوینی ترجمه: دوانی
11ـ کشف الاسرار امام خمینی(ره)
12ـ نقد و تحلیلی پیرامون وهابیگری همایون همتی
13ـ اشتباه بزرگ وهابیها عیسی اهری
14ـ مجله بقیع
15ـ پیشینه سیاسی فکری وهابیت درّی
16ـ تاریخ مکه هادی امینی ترجمه: آخوندی
17ـ ترجمه کشف الارتیاب، ج 4 علامه سید محسن امین ترجمه: تهرانی
18ـ توسل یا استمداد از ارواح مقدسه جعفر سبحانی
19ـ سخنی چند با موحدین مصطفی نورانی

دل آرام
Wednesday 2 December 2009, 09:30PM
وهابیها معتقدند خدا نمیتواد همه جا باشد


از هيأت عالى افتاى سعودى پرسيده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مى شود به او پاسخ داد؟
هيأت جواب داد: عقيده اهل سنّت اين است كه خداوند بالاى عرش قرار گرفته، و در درون جهان نيست بلكه خارج از اين عالم مى باشد.
ودليل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، و مسلّم است كه نزول همواره از بالا به پايين صورت مى گيرد، همانطورى كه در قرآن نيز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ ...): ما قرآن را به سوى تو به حق نازل نموديم.
تا آنجا كه مى نويسند: رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از كنيزى كه مى خواستند آزاد نمايند پرسيد: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسيد: من، چه كسى هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا.
آنگاه حضرت به صاحب آن كنيز فرمود: او شخص با ايمانى است، و مى توانى وى را در راه خدا آزاد نمايى.
و همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: من امين كسى هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مى رسد.
آن گاه هيأت عالى افتاى سعودى مى نويسد: «من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة على أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو على عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام».
هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردى با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است


منبع :
1 (http://www.hagheghat.blogfa.com/post-8.aspx)

دل آرام
Friday 4 December 2009, 11:10AM
تبرّک از نظر وهابیون



وهابیون مى گویند: تبرّک جستنى به آثار و یا وسائل پیامبر و یا اولیاء الهى حرام و بدعت مى باشد و لذا مجاز نمى باشد، اگرچه در مورد پیامبر حالت حیات ایشان را استثنا نموده اند، زیرا که ادله بسیارى وجود دارد که در هنگام حیات ایشان به زیادى آب وضو، تار سو، آب دهان و موارد دیگر تبرّک جسته و به عنوان شفا آنها را استفاده مى کرده اند.
پاسخ:
اولا- تلقى وهابیت از "بدعت" تلقى غلطى است چرا که از نظر آنان هر آنچه که در گذشته سابقه نداشته است قابل ارتکاب در حال نمى باشد و لذا طبق همین اعتقاد بوده که مظاهر تمدنجدید نظیر تلگراف و غیره از طرف سران مذهبى این فرقه بدعت محسوب مى گردید. امّا معنى صحیح بدعت "ادخال ما لیس من الدین فى الدین" مى باشد، یعنى چیزى را که دین در مورد آن اظهارنظر کرده و مردود شمرده آن را بدین اضافه بنماییم امّا در مورد امور مباح که دین در آن مورد نظر خاصى ندارد چنانچه مورد ارتکاب قرار گیرد از مصادیق بدعت نمى تواند شمرده شود.
ثانیاً- در مورد تبرّک دلائل بسیارى وجود دارد که این کار از امور مستحب مى باشد و قطعاً جایز است به شرط اینکه نیت در تبرّک، استمداد از روح بزرگ اولیاء الهى باشد نه اینکه بالاستقلال براى آنها قدرتى قائل شویم و به شرط اینکه با تبرّک به اشیاء مختلف خود آن اشیاء چنانچه بت پرستان مى کنند مدّنظر نباشد.
حال به مواردى که حاکى از جواز تبرّک از نظر شرعى و اسلامى مى باشد اشاره مى کنیم:
* "اذهبوا بقمیصى هذا فالقوه على وجه ابى یأت بصیراً" (سوره شریفه یوسف- آیه 91)
مى بینید که پیراهن یوسف (ع) مى تواند چشم یعقوب (ع) را شفا بخشد و تبرّک به آن مجاز مى باشد.
* عبداللّه بن احمدبن حنبل مى گوید: از پدرم درباره مردى که منبر پیامبر خدا را لمس نموده و بوسیده و به آن تبرّک مى جوید و همین کار را با قبر ایشان هم مى کند پرسیدم، وى گفت: اشکالى ندارد. (وناءالوفاء 2/433)
* ابراهیم بن عبدالرحمن بن عبدالقارى روایت مى کند که دیدم عبداللّه بن عمر دست خود را بر منبر پیامبر مى کشد و سپس بر روى خود مى مالد. (طبقات ابن سعد 2/13)
* از داوودبن ابى صالح روایت شده که روزى مروان بن حکم مردى را یافت که جبینى خود را بر قبر پیامبر (ص) نهاده بود. مروان گریبان او را گرفته و پرسید: مى دانى چه مى کنى آنمرد که ابوایوب انصارى بود روى خود را برگردانده پاسخ داد: آرى، ولى من کنار سنگنیامده بلکه نزد پیامبر خدا آمده ام و شنیدم که آن حضرت مى گفت: بر دین من مگریید آنگاه که شایستگان آن را رهبرى نمایند، بلکه آنگاه بگریید که نااهلان آن را رهبرى مى کنند. (الغدیر 5/149)
ثالثاً- اینکه استدلال گردیده که در حیات پیامبر تبرّک جایز، امّا در ممات ایشان جایز نیست. چه وجهى مى تواند داشته باشد، مگر اینکه العیاذباللّه پس از مرگ پیامبر ما ایشان را فوت شده تلقى کنیم، حال آنکه چنین نیست و حتى پس از موت ایشان نیز بنابر آیات قرآن ایشان زنده مى باشند و مانند زمان حیات منشأ برکات خواهند بود.
رابعاً- خود وهابیون عامل به گفته هاى خویش نیستند از جمله اینکه به نقل از حضرت آیت اللّه جعفرالهادى در مجلس نهارى که ماى بن باز (از رهبران مذهبى وهابیت) نیز حضور داشت، پس از صرف ناهار حاضرین به تبرّک غذاى باقى مانده ماى بن باز پرداختند و مورد نهى و نکوهشى نیز قرار نگرفتند


منبع :
1 (http://www.hagheghat.blogfa.com/post-40.aspx)

دل آرام
Sunday 6 December 2009, 09:32PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون



فتوای ازدواج مجاهدین با دختران کوچک



طی چند ماه اخیر چندین خبر در مورد ازدواج اجباری دختران کوچک و کم سن و سال با مردان بزرگ و پیر در برخی کشورهای عربی مانند عراق، عربستان، یمن، اردن، مصر و مراکش شنیده شده است. در بیشتر اینگونه ازدواج ها نیاز مادی پدر دختر و فقر شدید خانواده وی موجب شده که او را به ازدواج مردی ثروتمند در آورند که دهها سال از او بزرگ تر و حتی گاهی بسیار پیر است.
برای نمونه "ک. حسین" شهروند عراقی 65 ساله ای که بیش از سی سال است در هلند زندگی می کند. او اکنون کار نمی کند و خرج خود را از طریق حقوق بازنشستگی بیمه تأمین اجتماعی بدست می آورد. او از نظر مالی وضعیت ایده‌آلی ندارد بلکه نسبت به وضعیت معیشتی عراق و فقر حاکم در این کشور، فردی ثروتمند به نظر می رسد. او اکنون بدون اطلاع همسرش به عراق سفر کرده تا با دختر کم سن و سالی ازدواج کند. او می گوید: من تنها عراقی نیستم که چنین کاری می کنم. بسیاری دیگر از افراد نیز کار مشابه مرا می کنند. دوست خود من 55 سال سن دارد با دختر 18 ساله ای ازدواج کرد و او را با خود به بلژیک برد.
طی سال‌های اخیر که آمریکا عراق را به اشغال خود درآورده، گروه‌های مسلحی که خود را مجاهد می نامند، خانواده های عراقی را وادار و قانع می کردند که دختران کم سن و سال خود را به ازدواج آنان در آورند. این افراد به اصطلاح مجاهد، این خانواده های عراقی را با استفاده از فتواهایی که توسط شیوخ صادر شده بود، فریب می دادند. بیشتر جنگجویان این گروه‌های مسلح از کشورهای اردن، افغانستان، یمن، عربستان، الجزایر، مراکش و غیره بودند که برای مبارزه علیه اشغالگران به عراق آمده اند. اینگونه ازدواجها توسط مجاهدین بیشتر در شهرهایی مانند فلوجه و دیالی صورت می گیرد.
در همین راستا شیخ "کامل الجبوری" از شیوخ عشایر عراقی سرشناس در شهر فلوجه در این باره می گوید: خانواده های عراقی از سوی این افراد که خود را مجاهد می نامیدند تهدید می شدند و به اجبار با دخترانشان ازدواج می کردند. وی در ادامه می افزاید: آنان حتی ائمه مساجد فلوجه، بعقوبه و برخی دیگر مناطق را فریب داده بودند که فتواهایی صادر کنند و بر اساس آن اهالی این مناطق را به این کار دعوت و آنرا فریضه ای دینی معرفی کنند که ثواب زیادی هم در پی خواهد داشت.
شایان ذکر است شاید بتوان گفت دردناکترین داستان از این نوع چندی پیش در مصر رخ داد به طوریکه مردی 92 ساله قصد داشت دختری را که 75 سال از او کوچکتر است را به ازدواج خود در آورد، اما وزارت دادگستری این کشور اجازه چنین کاری را ندارد زیرا قانونی در مصر وجود دارد که بر اساس آن ازدواج با تفاوت سنی بالای 25 سال ممنوع است. شایان ذکر است این مرد 92 ساله مصری نبود بلکه از دیگر کشورهای عربی بوده که برای چنین ازدواجی به مصر سفر کرد.

ناگفته نماند به رغم وجود چنین قانونی اما ممنوعیت مطلق برای چنین کاری وجود ندارد زیرا در ادامه این قانون آمده: در صورتیکه مرد ملکی به قیمت 7.5 هزار دلار را به نام دختر کند، می تواند او را به ازدواج خود در آورد، با هر فاصله سنی که باشد.
از بیشترین کشورهای عربی که ازدواج دختران در سنین کوچک در آن صورت می گیرد یمن است. به طوریکه بررسی های انجام شده توسط گروهی از اساتید دانشگاه صنعاء نشان می دهد 52% از دختران یمنی ازدواج کرده طی دو سال گذشته، کمتر از 15 سال سن داشته اند. این آمار نزد پسران 7% است.
غم انگیز ترین حادثه ای که در یمن طی چند ماه گذشته رخ داد، ازدواج "نجود محمدعلی" دخترک 8 ساله با مردی 30 ساله بود. البته دادگاه دو ماه پس از ازدواج، به دلیل به سن بلوغ نرسیدن این دخترک بیچاره، دستور طلاق وی را صادر کرد و در مقابل به خانواده دخترک دستور داد که باید به همسر دختر 250 دلار غرامت پرداخت کند.
گفتنی است این طلاق پس از آن صورت گرفت که دخترک قربانی با کمک اطرافیان خود از پدر و همسر سابقش نزد دادگاه خانواده شکایت کرد.


منبع
1 (http://hagheghat.blogfa.com/post-52.aspx)

mohajere
Monday 7 December 2009, 11:08AM
منطقه اي موسوم به مثلث مرگ ( جنوب بغداد در شهرهاي لطيفيه و محمديه و يوسفيه )

در اين مكان صدها نفر را به جرم شيعه سر بريده اند







http://www.vahhabi.com/userfiles/Image/1151926490.jpg



http://www.vahhabi.com/userfiles/Image/1131190836.jpg



http://www.vahhabi.com/userfiles/Image/1148581653.jpg

دل آرام
Wednesday 9 December 2009, 11:29PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون بزرگداشت مواعید و اقامه جشن:


از نظر وهابیون بزرگداشت مواعید نیز مانند مراسم عزا و ماتم بدعت و غیرمجاز مى باشد.
پاسخ:
اولا- همانگونه که قبلا گفته شد نشانه اى از بدعت در این عمل مشاهده نمى شود و بلکه شواهدى بر آن نیز در تاریخ اسلام موجود مى باشد.
ثانیاً- باز همانطور که گفته شد، این مراسم در جهت تبلیغ فضائل انسانى و ترغیب سایرین به آن و براى تعظیم شعائر الهى است.
"و من یعظم شعائر اله فانها من تقوى القلوب" (سوره شریفه حج- آیه

منبع
1 (http://www.hagheghat.blogfa.com/post-40.aspx)

دل آرام
Saturday 12 December 2009, 08:28PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون


"بوسیدن" دختران و پسران، حتی اگر هم ازدواج نکرده اند، در اماکن عمومی بلامانع است.

فتوایی جدید که از سوی "جمال بنا" اندیشمند اسلامی مصر صادر شده، موجب به وجود آمدن جنجالی در میان علمای دینی و حقوقی شده است.
به گزارش تماشاگران (http://www.tamashagaran.ir/) "جمال بنا" که یکی از سرشناس ترین چهره های اسلامی مصر است به تازگی طی مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "الساعه" اعلام کرده که "بوسیدن" دختران و پسران، حتی اگر هم ازدواج نکرده اند، در اماکن عمومی بلامانع است.
وی در ادامه این سخنان عجیب خود افزوده: این کار جزو گناهان کوچک به شمار می رود و ثواب موجب پاک شدن این گونه گناه ها می شود زیرا این گونه رفتارها از ضعف بشر نشأت می گیرد.
"بنا" در ادامه با دفاع شدید از ادعای خود افزود: در این عصر و دوران باید به واقعیت های غیرقابل انکار اعتراف کنیم و آن ناتوانی جوانان به ازدواج کردن به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی، و این درحالیست که خداوند غریزه جنسی را در بدن بشر قرار داده است.
این اندیشمند سرشناس مصری در ادامه برای اثبات ادعاهای خود گفت: نباید نسبت به این مشکلات بی توجهی کنیم زیرا خداوند در قرآن کریم می فرماید: "لا یکلف الله نفسا إلا وسعها ..". البته این به معنی تبلیغ فساد نیست بلکه پذیرفتن واقعیت است.
وی در ادامه گفت: متأسفانه همیشه سخنان من بد برداشت می شود در حالیکه من معتقدم "بر انسان واجب نیست که هر کار حرامی را انجام ندهد".
در واکنش به این اظهارات عجیب برخی از علمای الأزهر از جمله شیخ "جمال قطب" که در گذشته رئیس کمیته فتوا بود، صدور این "فتوا" را موجب افزایش "فحشا" دانسته اند.
"جمال قطب" در ادامه افزود: من بیش از 30 سال است که "بنا" را می شناسم. او درگذشته هم کشیدن سیگار برای روزه دار را حلال دانسته بود.
گفتنی است "جمال بنا" اکنون 81 سال سن دارد و در گذشته یکی از اعضای کمیته فتوا در دانشگاه الأزهر بوده است. قانون این کمیته اجازه نمی دهد افراد بعد از 80 سالگی عضو این کمیته باشند.


منبع :
1 (http://www.tamashagaran.ir/post/2596)

دل آرام
Sunday 13 December 2009, 07:37PM
نمونه ای از فتواهای وهابیون

شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت

أحمد زينى دحلان مفتي مكّه مكرّمه مى نويسد:«كان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وكان قد حجّ حجّة الإسلام، يقول له: حجّ ثانياً! فإنّ حجّتك الأولى فعلتها وأنت مشرك، فلا تقبل، ولا تسقط عنك الفرض. وإذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: اشهد على نفسك إنّك كنت كافراً، وعلى والديك أنّهما ماتا كافرين، وعلى فلان وفلان، ويسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وكان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة، ويكفّر من لا يتّبعه، ويسمّيهم المشركين، ويستحلّ دماءهم وأموالهم»
(( الدرر السنيّة: 1/46، الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي: 17، كشف الارتياب: 135 نقلا عن خلاصة الكلام: 229 - 330 لدحلان. )).

اگر چنانچه كسى به مذهب وهّابيّت در مى آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى گفت: بايد دوباره به زيارت خانه خدا بروى چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است.
و به كسى كه مى خواست وارد كيش وهّابيّت بشود مى گفت: پس از شهادتين بايد گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده اى و پدر و مادر تو نيز در حال كفر از دنيا رفته اند، و همچنين بايد گواهى دهى كه علماء بزرگ گذشته كافر مرده اند.
اگر چنانچه گواهى نمى داد وى را مى كشتند. آرى او بر اين باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده اند، و هركسى را كه از مكتب وهّابيّت پيروى نمى كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى كرد.
منبع:
1 (http://altohid.com/index.php/1388-03-27-12-14-46/299-1388-06-07-09-10-26)

عبد من عبادالله
Monday 14 December 2009, 07:59PM
با سلام و تشکر

کمال توحید و اتهام شرک به موحدان . . . (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=34651)

حق جو
Thursday 18 February 2010, 01:21AM
اساسي ترين محورهاي اعتقادي وهابيت درباره توحيد و خداشناسي كه با ما شيعيان و اهل سنت تفاوت فاحش و اساسي دارند ، عبارتند از :



با سلام وتشکر از مطالب مفیدتان

در جایی دیدم که شما از نقد نشدن پستهای این مقاله گله داشتید به این جهت اظهار نظر میکنم.
آنچه در باره جسمیت و قابل رویت بودن و در مکان محدود شدن خدا ذکر کردید عموما از اعتقادات اهل سنت است و دراین باره وهابیون سخن تازه ای ندارند. در این باره می توان به صحاح سته مراجعه کرد (باب رویت خدا ! ) در صحاح سته کار خدا شناسی به جایی رسیده که می گویند در روز قیامت خدا در کنار بنده مومن طوری می نشیند که رانش با ران بنده مومن تماس می یابد.
بنا براین تفاوت فاحشی بین توحید شیعه و خدا شناسی اهل سنت (و وهابیون) دیده می شود.
همانگونه که اشاره کردید وهابیون در انکار توسل وشفاعت و زیارت گوی سبقت را از دیگران ربوده اند و مسلمانان را به این بهانه واهی مشرک می دانند. فتواهای وحشیانه و در عین حال ابلهانه اینها بر همین اساس ریختن خون مسلمانان را مباح می شمرد یا بعضا از مستحبات می داند!!
گویا اینان گوش خود را بر این سخن متواتر پیامبر(ص) که فرمود قولوا لا اله الا الله تفلحوا بسته اند.