PDA

نمايش نسخه نهائي : آخرين ها ....


1304
Friday 19 August 2005, 07:30AM
در راستاي آشتي با بعضي ها و وجود تفاهم
آخرين باري كه خنديدم 2 ماه پيش بود

1304
Friday 19 August 2005, 07:31AM
آخرين باري كه ديدمش اسفند 82 بود

mahdi1060
Monday 22 August 2005, 08:39PM
آخرین باری که دیدمش یک ماه پیش بود. دلم براش تنگ شده:(

ليلا
Wednesday 24 August 2005, 12:34PM
آخرین بارها هیچ وقت یادم نیست

1304
Friday 26 August 2005, 08:23PM
آخرين باري كه احساس خوش تيپي كردم ديروز بود
آخرين باري كه به من يك دختر گفت چقدر شبيه ايتاليايي ها هستي ديروز بود
آخرين باري كه رفتم مسافرت 2 ماه پيش بود
آخرين باري كه دلم سوخت 3 روز پيش بود

1304
Wednesday 7 September 2005, 10:04PM
اخرين باري كه رفتم تو فكر 2 روز بعده

صبح
Wednesday 7 September 2005, 11:05PM
آخرین باری که دیدمش یک ماه پیش بود. دلم براش تنگ شده:(

الهي .... :smile34:
دلم كباب شد :smile42:

;) :smile28:

1304
Friday 9 September 2005, 10:46PM
اخرين باري كه دلم خواست داد بزنم الانه

mahdi1060
Wednesday 14 September 2005, 10:38PM
آخرین باری که نفس کشیدم یکی دو روز پیش بود!!!

ملودي
Wednesday 21 September 2005, 12:31AM
اخرین دفعه ای که با مامانم حرفم شد چند ساعت پیش بود:( :rolleyes:

احمد مهاجری
Wednesday 21 September 2005, 12:43AM
آخرین باری که تصمیم گرفتم کسی رو نصیحت کنم ( یادم باشه تو تاپیک اولین ها هم بنویسمش :) )
به نظر من که همین فردا برو از دل مامانت در بیار ... اگه مامانت ازت راضی باشه روی زندگیت مستقیما تاثیر داره ... مطمئن باش .

maryam
Wednesday 21 September 2005, 06:31AM
آخرين مراجعه شما: 17 ساعت پيش در 02:02PM

:smile28: :D :D

احمد مهاجری
Wednesday 21 September 2005, 02:06PM
آخرين مراجعه شما: 17 ساعت پيش در 02:02PM

:smile28: :D :D

آخرین باری که فکر کردم مریم داره زاغ سیاه ایرانکلابزی ها رو چوب میزنه الان بود ... :smile09: بچه آخه چرا این پرنده بیچاره رو با چوب میزنی آخه :mad: :p

ليلا
Thursday 22 September 2005, 01:35PM
آخرین باری که زدم تو گوش ابجیم دیشب بود .. منو ببخشهههه :smile34:

maryam
Thursday 22 September 2005, 05:07PM
[QUOTE=احمد مهاجری]آخرین باری که فکر کردم مریم داره زاغ سیاه ایرانکلابزی ها رو چوب میزنه الان بود ... :smile09: بچه آخه چرا این پرنده بیچاره رو با چوب میزنی آخه :mad: :p[/QUOTE
آخرین باری که گفتم من چوب زدن به زاغ رو بلت نیستم الان بود:D

1304
Thursday 22 September 2005, 10:53PM
اخرين باري كه اومدم به تهران 6 ماه قبل بود

احمد مهاجری
Thursday 22 September 2005, 11:14PM
آخرین باری که زدم تو گوش ابجیم دیشب بود .. منو ببخشهههه :smile34:


:eek: :eek: :eek: خدایا شکرت که لیلا خواهر من نیست ... وگرنه از دستش دق میکردم :( البته الان هم لیلا خواهرمه ها ولی خوشبختانه توی نت نمیتونیم بزنیم تو سر و کله هم :D :p
آخرین باری که به نظرم رسید این دختر ( لیلا ) خطرناکه الان بود :eek:

1304
Friday 23 September 2005, 12:25AM
خدا را شكر ليلا پسر نيست

khahar zade
Friday 23 September 2005, 12:31AM
آخرين باري كه احمد را ديدم 3 ساعت پيش بود حالا اين KHAHAR ZADEبه كمكش احتياج داره

احمد مهاجری
Friday 23 September 2005, 01:16AM
آخرین باری که نگران شدم الآن بود :eek: ببینم طوری شده خواهر زاده جان ... :confused:

ليلا
Friday 23 September 2005, 10:23AM
:eek: :eek: :eek: خدایا شکرت که لیلا خواهر من نیست ... وگرنه از دستش دق میکردم :( البته الان هم لیلا خواهرمه ها ولی خوشبختانه توی نت نمیتونیم بزنیم تو سر و کله هم :D :p
آخرین باری که به نظرم رسید این دختر ( لیلا ) خطرناکه الان بود :eek:


قبول دارم زود عصبی میشم اما خواهر بدی نیستم ... آبجیم شبا فقط پیش من میخوابه :smile40:
آخرین باری که قهر کردم پریروز بود

ليلا
Friday 23 September 2005, 10:26AM
خدا را شكر ليلا پسر نيست



منم بابت اینکه پسر نیستم خدارو شکر میکنم :smile55:

1304
Friday 23 September 2005, 12:58PM
آخرين مراجعه شما: 17 ساعت پيش در 02:02pm
چه افتخاري نصيب شد كه شما هم فرشته تشريف آوردين
آخرين باري كه يه جوري شدم به ساعت بالايي بود
آخرين باري كه از خواب بيدار شدم البته از خواب غفلت بهمن پارسال بود
آخرين باري كه دلم براي خودم تنگ شد يادم نيست
ژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ

1304
Friday 23 September 2005, 01:00PM
آخرين مراجعه شما: 17 ساعت پيش در 02:02pm
چه افتخاري نصيب شد كه شما هم فرشته تشريف آوردين
آخرين باري كه يه جوري شدم به ساعت بالايي بود
آخرين باري كه از خواب بيدار شدم البته از خواب غفلت بهمن پارسال بود
آخرين باري كه دلم براي خودم تنگ شد يادم نيست
ژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ

احمد مهاجری
Wednesday 28 September 2005, 10:35AM
آخرین باری که اومدم ایرانکلابز و تنهای تنها بودم الان بود :( آخه شماها کجایین :mad:

maryam
Wednesday 28 September 2005, 09:48PM
آخرین بار گفتم دلام احمدی

احمد مهاجری
Wednesday 28 September 2005, 10:07PM
آخرین باری که فکر کردم دلام یعنی سلام الان بود :confused:
آخرین باری که گفتم علیک دلام مریمی :)

maryam
Thursday 29 September 2005, 11:55AM
اولین و آخرین باری که احمدی درست فکر کرد الان بود..نیش
آخرین تاپیکی که امروز تو ایرانکلابز می جوابم تاپیک فکر بکر خواهد بود

farhad_k25
Thursday 29 September 2005, 05:06PM
بابا این مریم اخر پیشگوییه

maryam
Thursday 29 September 2005, 06:25PM
آخرین کسی که قبل از ورود مجدد من ریپ زده فرهادیه

احمد مهاجری
Thursday 29 September 2005, 06:40PM
آخرین باری که فهمیدم عنده هوشه این دختر ( مریم ) :D
با این هوش تو کنکور قبول شدی :smile55: پس اگه من بودم برق شریف قبول میشدم :D :cool:

maryam
Friday 30 September 2005, 08:40PM
آخرین کسی که امروز بهم گفته خیلی باهوشی احمدی بود :d

احمد مهاجری
Friday 30 September 2005, 10:04PM
آخرین کسی که امروز بهم گفته خیلی باهوشی احمدی بود :d

ببینم مگه کس دیگه ای هم اینو بهت گفته بود؟ :eek:
آخرین باری که تعجب کردم الان بود :D

ليلا
Sunday 2 October 2005, 07:49PM
آخرین باری که دیدمش خواب بودم!

مونس
Saturday 8 October 2005, 02:42PM
آخرین باری که دلم به حال خودم سوخت 10 دقیقه پیش بود .
آخرین باری که دلم برای باشگاه تنگ شده بود 10 دقیقه پیش بود .
آخرین باری که حوصله ام هم سر رفته بود 10 دقیقه پیش بود .
ببخشید ها که باید بگم آخرین باری هم که از دستش در رفتم 10 دقیقه پیش بود .

مونس
Monday 10 October 2005, 11:41AM
اخرین نفری که این جا نوشته خودم ار یک روز پیش

ليلا
Wednesday 12 October 2005, 12:15PM
آخرین باری که رفتم مشهد دوسال پیش بود

احمد مهاجری
Wednesday 12 October 2005, 02:07PM
آخرین باری که برای خرید کتاب n هزار تومان پول دادم امروز بود :(
آخرین باری که جیبم شدیدا درد گرفت امروز بود :smile08: :smile08:

maryam
Wednesday 12 October 2005, 10:38PM
آخرین باری که با اب روزه مو افطار کردم و معده درد گرفتم امروز بود :( :d

احمد مهاجری
Wednesday 12 October 2005, 10:55PM
آخرین باری که با اب روزه مو افطار کردم و معده درد گرفتم امروز بود :( :d

آخرین باری که کیف کردم الان بود :p :smile55:

mahdi1060
Thursday 13 October 2005, 12:03AM
آخرین باری که کیف کردم الان بود :p :smile55:
آخرين باري كه بهم اثبات شد احمد خيلي سنگ دله همين الآن بود

maryam
Thursday 13 October 2005, 12:40AM
آخرین باری که کیف کردم الان بود :p :smile55:
آخرين باري كه دشمن شاد كن شد امشب بود :o :D

احمد مهاجری
Thursday 13 October 2005, 01:21AM
آخرين باري كه دشمن شاد كن شد امشب بود :o :D
خوب شاید منظور من اینبود که کیف کردم تونستی به سلامتی روزه ات رو کامل بگیری و موفقیت تو باعث کیف کردن من شد :smile31:
آخرین باری که سعی کردم حرفم رو توجیه کنم الان بود :D

maryam
Thursday 13 October 2005, 01:24AM
آخرين كسي كه امشب به امر ماست مالي نائل گشت احمدي بود:smile55:

ليلا
Thursday 13 October 2005, 01:45PM
آخرين باري كه احمد سعي كرد كم نياره و حفظ آبرو كنه به وقت من 14 ساعت پيش بود

احمد مهاجری
Thursday 13 October 2005, 02:51PM
آخرین باری که فکر کردم من هرگز کم نمیارم الان بود :smile20:
آخرین باری که گفتم ایکاش بجای مریمی لیلا روزشو با آب افطار کرده بود الان بود :smile55:

ليلا
Saturday 15 October 2005, 11:39AM
آخرین باری که فکر کردم من هرگز کم نمیارم الان بود :smile20:
آخرین باری که گفتم ایکاش بجای مریمی لیلا روزشو با آب افطار کرده بود الان بود :smile55:

خوب من هميشه اول آب گرم ميخورم :smile31: ..... مثل تو از اون اول نميزنم به دل سفره

آخرين باري كه ميخواستم گريه كنم..اما همشو ريختم تو دلم ديشب بود :rolleyes:

احمد مهاجری
Saturday 15 October 2005, 02:46PM
آخرین باری که سعی کردم دلم برای لیلا بسوزه الان بود :smile20:
آخرین باری که دعا کردم موضوع مهمی نبوده باشه الان بود :smile34:
آخرین باری که دلسوزی کردم کسی بهم نگه سنگدل الان بود :D

ليلا
Sunday 16 October 2005, 11:36AM
آخرین باری که سعی کردم دلم برای لیلا بسوزه الان بود :smile20:
آخرین باری که دعا کردم موضوع مهمی نبوده باشه الان بود :smile34:
آخرین باری که دلسوزی کردم کسی بهم نگه سنگدل الان بود :D
آخرين باري كه احمد برخورد خوبي داشتو دلسوزي كرد الان بود:rolleyes:

احمد مهاجری
Sunday 16 October 2005, 05:27PM
آخرين باري كه احمد برخورد خوبي داشتو دلسوزي كرد الان بود:rolleyes:

آخرین باری که از دلسوزیم پشیمون شدم همین الانه بود :D :p
آخرین باری که فکر کردم لیلا رو چه به دلسوزی بازم الان بود :smile20:

احمد مهاجری
Sunday 16 October 2005, 10:49PM
آخرین باری که از عصبانیت منفجر شدم همین امشب دم افطار بود :mad:
آخرین باری که فکر کردم چرا برخی از آدما اینقدر بیموالاتن دم افطار بود :smile27:
آخرین باری که فکر کردم ملاحظه دیگران هم بدک نیست دم افطار بود :rolleyes:
آخرین باری که واقعا به تمام معنا خسته شدم دم افطار بود :(

ليلا
Friday 21 October 2005, 02:28PM
آخرین باری که از دلسوزیم پشیمون شدم همین الانه بود :D :p
آخرین باری که فکر کردم لیلا رو چه به دلسوزی بازم الان بود :smile20:
آخرين باري كه احمد دوباره بد شده همون وقتي بود كه اين حرف زشتو زد :rolleyes:

ليلا
Friday 21 October 2005, 02:30PM
آخرین باری که از عصبانیت منفجر شدم همین امشب دم افطار بود :mad:
آخرین باری که فکر کردم چرا برخی از آدما اینقدر بیموالاتن دم افطار بود :smile27:
آخرین باری که فکر کردم ملاحظه دیگران هم بدک نیست دم افطار بود :rolleyes:
آخرین باری که واقعا به تمام معنا خسته شدم دم افطار بود :(

آخرين باري كه نگران شدم الان بود (چيزي شده؟ :confused: )

mahdi1060
Saturday 22 October 2005, 05:57AM
آخرین بارش یادم نیست!
ولی اولینش همون لحظه تولد بود:p

احمد مهاجری
Saturday 22 October 2005, 03:41PM
آخرين باري كه نگران شدم الان بود (چيزي شده؟ :confused: )

آخرین باری که گفتم دست رو دلم نذار که خونه الان بود :(
آخرین باری که تا لحظه اذان داشتم ظرف میشستم و کارای آشپزخونه رو انجام میدادم همون چند روز پیش بود .
آخرین باری که چند تا مهمون بدون دعوت به بهانه عیادت از مادرم درست لحظه افطار اومدن خونمون همون روز بود .
آخرین باری که من غذا فقط برای سه نفر آماده کرده بودم ولی چند نفر دیگه هم شریکمون شدن بازم اون روز بود .
آخرین باری که تا نیم ساعت برای مهمونها سفره چینی میکردم و یکنفرشون نیومد کمکم اون روز بود .
آخرین باری که انتظار داشتن غذاشون رو براشون لقمه کنم بذارم دهن مبارکشون اون روز بود .
ووو....

آخرين باري كه احمد دوباره بد شده همون وقتي بود كه اين حرف زشتو زد :rolleyes:


آخرین باری که گفتم آخه مگه من هیشوقت بد بودم که حالا دفعه دومم باشه :D

ليلا
Tuesday 1 November 2005, 11:35AM
آخرین باری که گفتم دست رو دلم نذار که خونه الان بود :(
آخرین باری که تا لحظه اذان داشتم ظرف میشستم و کارای آشپزخونه رو انجام میدادم همون چند روز پیش بود .
آخرین باری که چند تا مهمون بدون دعوت به بهانه عیادت از مادرم درست لحظه افطار اومدن خونمون همون روز بود .
آخرین باری که من غذا فقط برای سه نفر آماده کرده بودم ولی چند نفر دیگه هم شریکمون شدن بازم اون روز بود .
آخرین باری که تا نیم ساعت برای مهمونها سفره چینی میکردم و یکنفرشون نیومد کمکم اون روز بود .
آخرین باری که انتظار داشتن غذاشون رو براشون لقمه کنم بذارم دهن مبارکشون اون روز بود .
ووو....



آخرین باری که گفتم آخه مگه من هیشوقت بد بودم که حالا دفعه دومم باشه :D

آخرين باري كه نفهميدم قضيه چيه الان بود؟
احمد مادرت مگه بيمار بود كه اومدن عيادتش؟ :confused:
آخرين باري كه فهميدم احمد كدبانو هست همون روزي بود كه اين كارارو كرده بود

احمد مهاجری
Tuesday 1 November 2005, 03:26PM
آخرين باري كه نفهميدم قضيه چيه الان بود؟

هیچی بابا ... آخرین باری که مهمون دعوت نشده درست سر افطار رسید و غذا هم به اندازه نبود و همه کارها رو سر من خراب شده بود همون قضیه ای بود که تعریف کردم ... :(

احمد مادرت مگه بيمار بود كه اومدن عيادتش؟ :confused:

متاسفانه آخرین باری که گفتم ایشون بیمار هستن الان بود :(
...

آخرين باري كه فهميدم احمد كدبانو هست همون روزي بود كه اين كارارو كرده بود

آخرین باری که کارای خونه رو انجام میدم ؟؟؟؟ آخرین نداره آخه !! خوب کار هر روزمه :rolleyes:
آخرین باری که گفتم :
:smile05: از هر انگشتم هنر میباره :D آشپزی ، گوبلن دوزی ، خیاطی :smile55: ولی الان می خوام درس بخونم :smile21:

maryam
Wednesday 2 November 2005, 01:58AM
آخرين روزي كه روزه ميگيرم امسال، فرداست :دي

ليلا
Wednesday 2 November 2005, 01:18PM
خدا كنه آخرين روز ماه رمضون 5شنبه باشه ...يعني عيد بيفته جمعه
از هر انگشتم هنر میباره آشپزی ، گوبلن دوزی ، خیاطی ولی الان می خوام درس بخونم
آخرين باري كه از احمد ميخوام براي خونم يه گوبلن بدوزه الانه

مونس
Saturday 12 November 2005, 11:51AM
آخرين باري كه از دست احمد دارم از تعحب شاخ در ميارم الان بود .
چه هنركده اي داريم اينجا .
هركس ماشاا... براي خودش هنرمنده .
آخرين بار كه يادم رفت اينجا تاپيك آخرين باره الان بود .
:D :D :D

احمد مهاجری
Tuesday 15 November 2005, 04:11PM
آخرين باري كه از احمد ميخوام براي خونم يه گوبلن بدوزه الانه

منکه گفتم درس دارم ... بعدا برات میدوزم :smile20:

احمد مهاجری
Tuesday 15 November 2005, 04:14PM
آخرين باري كه از دست احمد دارم از تعحب شاخ در ميارم الان بود .
چه هنركده اي داريم اينجا .
هركس ماشاا... براي خودش هنرمنده .
آخرين بار كه يادم رفت اينجا تاپيك آخرين باره الان بود .
:D :D :D

آخرین باری که گفتم : تعجب نداره که ... مگه آقایون حق ندارن گوبلن ببافن :D

فرقان
Wednesday 16 November 2005, 11:03AM
اخرين باري كه اينجا اومدم كي بود ؟؟؟؟؟

maryam
Thursday 17 November 2005, 03:13AM
اخرين باري كه گفتم بالايي قاصدك و فوجي موري كوشن الان بود

farhad_k25
Tuesday 22 November 2005, 03:35PM
ولي عوضش اخرين باري كه من اومدم سايت 3 هفته پيش ساعت 1:05 دقيقه بوده

ابومحسن
Thursday 1 December 2005, 10:49AM
آخرین باری :smile27: که صبح رو دیدید کی و کجا بوده !!!!!

مونس
Monday 26 December 2005, 10:54AM
آخرین باری که گفتم : تعجب نداره که ... مگه آقایون حق ندارن گوبلن ببافن :D

آخری باری که می گم حق دارن ولی تعجب هم داره الان بود .
آخرین باری که از این کار های هنری کردم یادم نیست .
آخرین باری که ولی کار های پسرونه انجام دادم 1 ساعت پیش بود .
آخرین باری که گریه کردم دوشنبه هفته پیش بود که دیدم گودی داره پرواز می کنه !!!!! بعد تالاپی افتاد رو زمین !!!!
آخرین باری که بقیه از دستم تعجب کردن جمله بالا بود .
آخرین باری که غصه خوردم 10 دقیقه پیش بود
آخرین باری که گفتم دیگه من قبول نمی کنم درس بدم نیم ساعت پیش بود که بچه ها جوری نگام کردن یعنی جون مادرت ولمون کن بریم .
آخرین باری که گفتم دیگه کاری ازم خواستن سنگین انجامش نمی دم سر و تهش رو به هم میارم بازم زدم زیر حرفم صبحی بود .

ليلا
Tuesday 27 December 2005, 10:44AM
اخرين باري كه اينجا اومدم كي بود ؟؟؟؟؟
آخرین باری که خجالت کشیدی کی بود؟
آخرین باری که پاتو گذاشتی اینجا اصلآ روت شد بیای؟
آخرین باری که کتک خوردی کی بود؟
آخرین باری که من ایشونو دیدم شونصد سال پیش بود
آخرین باری که ..... راستی قاصدک و فوجی ژاپنی!!!! :rolleyes:


آخرین باری که من درس خوندم یک ماه پیش بود :D

ابومحسن
Saturday 31 December 2005, 07:12AM
آخرین باری که استخر رفتم دیشب بید:d

lovely_klm
Monday 16 January 2006, 01:45AM
khob dad bezan
rahat bash

اخرين باري كه دلم خواست داد بزنم الانه

فردوس
Monday 16 January 2006, 04:47PM
با کسب اجازه از محضر خانم ها (فقط قصد شوخی دارم خدای نکرده حمل بر جسارت نشود)
خانم ها : آخرین باری که خرید رفتم امروز بود (یا حداکثر دیروز ) :d

با کسب اجازه از آقایون (اینو دیگه خانم ها بنویسن )
آقایون: آخرین باری که ........

ابومحسن
Tuesday 17 January 2006, 01:14PM
آخرین باری که ظرف شستم همین الان بود:smile22:

فردوس
Tuesday 17 January 2006, 02:21PM
خوب کردی :smile39: آخرین باری که مامان محسن کوچولو استراحت کرد همون موقع بود که شما ظرف می شستی :p

ابومحسن
Wednesday 18 January 2006, 01:07PM
آخرین باری که سرما خوردم امروز بید:smile22:

فردوس
Friday 20 January 2006, 10:16PM
آخرين باري كه عيدي گرفتم ديروز بود :) دلتون بسوزه :d

ابومحسن
Friday 20 January 2006, 10:42PM
آخرین باری که عیدی دادم دیروز بید:smile22:

فردوس
Saturday 21 January 2006, 08:20AM
آخرین باری که مادرم رو دیدم عید فطر بود :smile22:

ابومحسن
Saturday 21 January 2006, 10:02PM
آخرین باری که مادرم رو دیدم عید فطر بود :smile22:
وای:eek:
آخرین باری که کلم سوت کشید همین الان بود:eek:

hame_854
Sunday 22 January 2006, 03:57PM
آخرين باري كه كه قول دادم موقع رانندگي ديگه عصباني نشوم ديروز بود:mad:

فردوس
Tuesday 24 January 2006, 02:40PM
آخرین باری که قول دادم بدون مشورت کاری رو انجام ندم چند سال پیش بود
از اون موقع تا حالا خیلی از مشورت کردن فایده دیدم :) :smile07:

ليلا
Wednesday 25 January 2006, 01:51PM
آخرین باری که تقلب کردم 4 روز پیش بود ;)

1304
Saturday 18 February 2006, 08:18AM
آخرین باری که م اومدم 8 ماه پیش بود
آخرین باری که دل گرفت دیشب بود

1304
Thursday 20 April 2006, 08:15AM
اخرین باری که خودم را لعنتت کردم میشه بگم دیشب بود

tirana
Wednesday 11 July 2007, 08:17AM
اخرین بار که دلم گرفت ، دیشب بود

شيفته
Wednesday 11 July 2007, 08:18AM
اخرین بار که دلم گرفت ، دیشب بود :smile07:

tirana
Wednesday 11 July 2007, 08:29AM
اخرین با که فهمیدم باید بیشتر حوصله و دقت کنم
دیروز بود

ارزو
Wednesday 11 July 2007, 08:33AM
اخرين باري كه خودمو با گريه اروم كردم ديشب بود

شيفته
Wednesday 11 July 2007, 08:54AM
آخرين باري كه روحم را سبك كردم چند لحظه پيش در تالار آزاد بود

daniyal
Wednesday 11 July 2007, 10:06AM
آخرين باري كه روحم را سبك كردم چند لحظه پيش در تالار آزاد بود
خواهر خوبم تو تاپیک همه بخونن نبود ؟

اَرشيا1365
Wednesday 11 July 2007, 10:25AM
چشمانم را آهسته باز كردم
چون ترديد داشتم كه آيا مي توانم يا نه؟
فكر كردم اين آخرين باري باشد كه چشمانم را باز مي كنم و روزي تازه را آغاز.
و هر روز به اين مي انديشم كه شايد فردا آخرين بار باشد.
آخرين بار

شيفته
Saturday 14 July 2007, 01:24PM
آخرين بار كه سردرگم مانده ام لحظه اي پيش بود .خدايا كمكم كن:smile34:

ارزو
Saturday 14 July 2007, 01:33PM
آخرين بار كه سردرگم مانده ام لحظه اي پيش بود .خدايا كمكم كن:smile34:

:smile34::smile34::smile34::smile34::smile34:

شيفته
Saturday 14 July 2007, 01:36PM
متشكرم آرزوي عزيزومهربانم،دوستت دارم :smile06:

شيفته
Monday 16 July 2007, 09:54AM
آخرين بار كه عشق الهي باز هم به كمكم آمد و به رهاييم كمك كرد امروز سحر بود:smile07:

afrodita@202422
Wednesday 24 October 2007, 08:24AM
اخرين باري كه ديدمش اشك در چشمانش حلقه زده بود:(:smile07:

MSR
Saturday 9 August 2008, 06:56PM
اخرین باریه که یه تاپیک عتیقه رو بالا میارم شایدم نباشه :D

نگارینا
Monday 8 December 2008, 04:42PM
آخرین باریه که یه نفرو از خودم میرنجونم

MSR
Monday 8 December 2008, 04:48PM
آخرین باری نیست که از تصمیمم پشیمون میشم

asena
Tuesday 8 September 2009, 06:50AM
آخرین شعری که گفتم یک سال پیش بود:(