PDA

نمايش نسخه نهائي : کسایی که دوست دارند توبه کنند بیان تو


amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 03:48PM
کسایی که دوست دارند توبه کنند بیان تو
:smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34: :smile34:

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 03:51PM
یارب بنما مرا رهی سوی نجات كن در دل حاج كازرونی تو برات
تا هستی خویش را به من بر بخشد گیرم ز منافعش پیاپی زوجات

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 03:55PM
برو به خداى خود كه ما بیعاریم از دست زنان و وضع خود بیزاریم
هستیم ز بندگان طاغى به مثل چون اشتر مست چون سگان هاریم
اى آنكه تویى خداى رحمان و رحیم این كاسه شكسته را كن از لطف لحیم
افعال بد و ناقص مان را بر بخش ما را تو مبر به دوزخ و نار و جحیم

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 03:56PM
« هميشه در خلوت شبهاي تار ، با او راز و نياز مي كنم. هميشه دلم از شور عشقش مي سوزد ، مي طپد و مي لرزد. ... هميشه به سوي او مي روم و هدف حياتم ، اوست.
اما ، اما هيچ گاه رو در رو و بي پرده در مقابل او ننشسته ام. گويي مي ترسم از شدت نورش كور شوم. هراس دارم از جلال كبريائي اش محو گردم . شرم دارم كه در مقابلش بنشينم و در دلم و جانم چيز ديگري جز او وجود داشته باشد.
او را خيلي دوست دارم . او خداي من است ، محرم راز و نياز من است. همدم شبهاي تار من است. تنها كسي است كه هرگز مرا ترك نكرده است و من ...
سراپاي وجودم سرشار از عشق و محبت به اوست ، اما از او مي ترسم. از حضورش شرم دارم. دائما از او مي گريزم، او را مي خوانم. از پشت پرده با او راز و نياز مي كنم.با او مكاتبه مي كنم... براي لقايش اشك مي ر يزم. اما همين كه او به ملاقات من مي آيد ، من مي گريزم ، مخفي مي شوم ، در سكوتي مرگ زا فرو مي روم ،‌جرات ملاقاتش را ندارم،‌صفاي حضورش را در خود نمي يابم. او هميشه آماده است مرا در هر كجا و در هر شرايطي ملاقات كند ،‌اما اين منم كه خود را شايسته ملاقاتش نمي بينم. از ترس و كوچكي خود شرم مي كنم ،‌از او مي گريزم . »

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 04:02PM
پشيمانى از گناه

«لو كنا نسمع او نعقل ما كنا من اصحاب السعير».

در طريق الى الله اسبابى لازم است كه هر يك از آن‏ها مى‏تواندما را در رسيدن به مقام قرب الهى سرعت‏بخشد.يكى از آن اسباب، داشتن قلب سليم است، قلبى كه آلوده گناه‏نشده و جايگاه فضائل اخلاقى و انوار معنوى باشد. قلب پاك‏انسانى در اثر ارتكاب گناه، سياه شده و اين سياهى روز به روزافزايش يافته آن قلب را به تباهى مى‏كشاند، اگر ما مراقب‏قلبمان نباشيم، ممكن است در اثر زيادى گناهان، روح ما مسخ ودگرگون شده از آن حالت فطرت پاك الهى به قلبى منحرف مبدل شود. در روايات آمده است كه:اگر ما يك گناه انجام دهيم لكه سياهى بر قلب مى‏نشيند كه اگرتوبه كنيم و از آن گناه پشيمان شويم آن لكه پاك مى‏شود، ولى‏اگر اصرار بر گناه داشته باشيم، آن لكه زياد و زيادتر شده تاتمام قلب را فرا مى‏گيرد، آن گاه انسان ديگر روى سعادت رانخواهد ديد. قلبى كه تمام فضاى آن را گناه پركرده باشد، خدابر آن مهر مى‏زند. ختم الله على قلوبهم انسان وقتى زنده است كه‏داراى قلب سليم باشد وگرنه مرده‏اى است كه در ميان زندگان حركت‏مى‏كند. انسان در روز قيامت افسوس مى‏خورد كه چرا به كلام الهى‏بى‏اعتنا بوده به آن عمل نكرده است و با حالت پشيمانى شديدمى‏گويد اگر به دستورات خدا گوش داده بودم و راهنمايى عقل رامى‏پذيرفتم به چنين عذاب دردناكى گرفتار نمى‏شدم. آرى، آن هايى كه واقعا زنده‏اند در ميان خاك‏اند. مضمون روايت‏از امير المؤمنين است كه فرمود: بعضى در اين عالم زنده‏اند ولواين كه بدنشان در اين عالم نباشد، برخى هم در اين عالم‏مرده‏اند هرچند كه در ميان مردم مى‏روند، مى‏خورند و مى‏آشامند.قلب انسان به ذكر الهى زنده است اگر انسان به ياد خدا باشداين ذكر راه سعادت را به ما نشان مى‏دهد.خدا در قرآن مى‏فرمايد: « ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من‏الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون‏»(اعراف (۷) آيه ۲۰۱) آن‏هايى كه‏اهل تقوايند پرهيزكارند، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام‏مى‏دانند، شيطان به دنبالشان مى‏آيد و آنان را طواف مى‏كند. كناردل انسان مى‏نشيند، دور مى‏زند تا او را از صراط مستقيم منحرف‏كند. «مسهم‏»; يعنى تماس مى‏گيرد. «طائف من الشيطان‏»; يعنى‏طواف‏كنندگان شيطانى. اما كسانى كه بيدارند و با خدا ارتباطدارند، يك دفعه به ياد خدا مى‏افتند:آه شيطان آمد، شيطان حسد، كبر، خودبينى، زراندوزى، فريب،خدعه، فحشا و منكرات. اين شيطان، دور دل انسان پشت‏سر هم گردش‏مى‏كند، اما مردان خدا به دهان اين شياطين مشت مى‏زنند، دهان‏شيطان‏ها را خرد مى‏كنند. خدا در قرآن مى‏فرمايد: «و الذين اذافعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر الذنوب الا الله‏». (آل عمران (۳) آيه ۱۳۵) وقتى شماكنار قبر پيغمبر رسيدى در زيارت‏نامه پيغمبر مى‏خوانى، در دوجاى زيارت‏نامه، هم در روضه پيغمبر، هم در كنار قبر پيغمبر، درآن زيارت‏نامه اين آيه شريفه گنجانده شده است. در آن محل،ستونى است‏به نام توبه، آن جا كه مى‏رسى مستحب است دو ركعت‏نماز بخوانى و اين زيارت را هم قبل از نماز بخوانى. در زيارت‏بعد از آن كه به پيامبر و آل پيامبر(ص) سلام مى‏دهى و از آن‏هاتجليل مى‏نمايى، مى‏گويى: اى رسول خدا(ص) شما چه كرده‏ايد و من‏از راه دور به زيارت آمده‏ام، به اميد آمده‏ام، اين آيه در آن‏جا آمده: آن‏هايى كه «فعلوا فاحشة‏» كار زشتى در اين دنياانجام داده‏اند، عمل نادرستى كرده‏اند معصيت‏كارند، اين آقاى‏معصيت‏كار يك مرتبه توجه مى‏كند «فاستغفروا لذنوبهم‏» خدايا!توبه مى‏كنم «ذكروا الله‏» به ياد خدا مى‏افتد، خدا هم گناهش‏را مى‏آمرزد، از سر تقصيرش مى‏گذرد. اين آيه دو شان نزول دارد: ۱- خرمافروشى درب مغازه‏اش نشسته بود. خانمى آمد خرما بخرد،آقاى خرمافروش زير چشم نگاهى به او كرد و فريفته‏اش شد، خانم‏گفت: خرما مى‏خواهم. خرمافروش گفت: اين خرماها گرد و غبارگرفته، در انبار خرماى بهترى دارم. آقا جلو افتاد و خانم به‏دنبالش وارد انبار شد. داخل انبار كه شدند، آن مرد در را بست‏و به طرف اين خانم دست‏درازى كرد. خانم يك توجهى كرد و گفت:اى برادر، خيال مى‏كنى در اين انبار خلوت و خالى كسى نيست مارا ببيند، نمى‏دانى اين عمل زشت تو فرداى قيامت‏حساب و كتاب‏دارد؟ آن زن با اين سخنان مرد را به لرزه انداخت. زن از انبارخارج شد. اين مرد سر به بيابان گذاشت، و مدت چهل شبانه روزاشك مى‏ريخت، نعره مى‏زد، خدايا! لغزيدم، پشيمانم. خدا از سرتقصيرم بگذر. به پيامبر (ص) خطاب شد اى رسول ما! اين بنده ما واقعا توبه‏خالصانه و نصوح كرده است. توبه‏اش را قبول كرديم، كسى را به‏دنبال او بفرست تا به اجتماع مسلمانان برگردد. سلمان و مقدادسراغ او رفتند و به او بشارت قبولى توبه دادند و گفتند: حضرت‏ما را به دنبالت فرستاده است. گفت: من اين طورى نمى‏آيم، بايدكتف‏هاى مرا ببنديد، من شرمنده‏ام، بايد دست‏بسته و سرافكنده‏بروم. دست‏هاى او را بستند و خدمت پيامبر (ص) آوردند. حضرت‏فرمود:دست‏هاى او را باز كنيد. اى جوان! خدا توبه‏ات را قبول كرده واين آيه در شان شما نازل شده است: «و من يغفر الذنوب الاالله‏». خدا كسى را كه از گناه خود توبه كند و پشيمان شود، دوست دارد.اگر با زبان حال و تضرع بگويى: «اللهم اغفر لي الذنوب التي‏تنزل البلاء» خدا قبول مى‏كند و مى‏آمرزد. گاهى گناه بنده و شماسبب مى‏شود بلا نازل شود. صاعقه، زمين‏لرزه، قحطى، به جان هم‏افتادن بلا است. گاهى هم ما دعا مى‏كنيم، ولى دعاها در اثرگناهان ما حبس مى‏شود، بالا نمى‏رود هر چه بگوييم يا رب، به سرما مى‏زنند. بارها از گويندگان مذهبى شنيده‏ايد كه نمازى كه‏خوانده مى‏شود، اگر با شرايط كامل باشد صعود كرده و بالا مى‏رود،اين نماز نور دارد. ولى اگر نماز كامل نباشد، بالا نمى‏رود و آن‏را برگردانده به سر انسان مى‏زنند. اين نماز مى‏گويد: «ضيعتنى;مرا ضايع كردى‏».نماز كامل در روز قيامت‏سبب سرافرازى انسان مى‏شود و مانندتاجى بالاى سر او قرار مى‏گيرد. يكى از اسماى قيامت «يوم التناد» است. «و انذرهم يوم‏التناد». در روايات آمده است كه: فرداى قيامت، سيصد گروه‏دسته دسته مى‏آيند و يك گروه، يك سر و گردن از ديگران بالاتر ونورانى‏ترند، آن‏ها كيانند؟ آن‏ها دوستداران اهل بيت (ع) و امام‏حسين (ع) هستند. ۲- توبه «ابو لبابه‏» بود كه توبه واقعى كرد. خودش را به ستون‏توبه در مدينه بست و گفت: من از اين ستون باز نمى‏شوم مگر اين‏كه رسول خدا (ص) بيايد، همين آيه نازل شد و توبه او پذيرفته شد. رسول خدا (ص) آمد و طناب‏هاى او را باز كرد. انسان مؤمن، هر آن بايد در حال توبه باشد و از افعال گذشته‏خويش نادم بوده و تصميم بگيرد در آينده هم گناهى از او سرنزند. امير المؤمنين عليه السلام نشسته بود، فردى خدمت آن حضرت‏رسيد و گفت: «استغفر الله ربي و اتوب اليه‏» حضرت فرمود:«ثكلتك امك; مادر به عزايت‏بنشيند». «ا تدرى ما معنى‏الاستغفار; اين استغفارى كه كردى معنايش را فهميدى؟ ». اين معنا خطاب به همه ما است. كم‏فروش، كم‏فروشى نكن،چپاول‏گر، چپاول‏گرى نكن، دزد، دزدى نكن، خائن، خيانت نكن،بى‏عفت، بى‏عفتى نكن، گران‏فروش، گران‏فروشى نكن، متقلب، تقلب‏نكن. گفتن «استغفر الله‏» با انجام اين كارها جور درنمى‏آيد. آيا اين كارها در روز قيامت‏حساب ندارد؟ «و انذرهم يوم‏الحسرة‏» اى رسول ما! اين مردم را بترسان از آن روزى كه حسرت‏مى‏خورند. آن‏هايى كه گناه مى‏كنند با كسانى كه به كارهاى خيرمى‏پردازند، اشك مى‏ريزند، اقامه عزاى حسينى (ع) مى‏كنند، اين دوبا هم فرق دارند. مى‏گويند آقا ما در بازار بوديم، كنار هم بوديم. آقا در ناز ونعمت‏بهشت است، حور العين در كنارش، نعمتى است كه خدا داده،آن‏جا ديگر چشم و هم‏چشمى نيست. خانم هم همين طور، در كمال‏زيبايى و رعنايى، فرداى قيامت اين زن و مرد هر دو تا بهشتى‏هستند و وارد بهشت مى‏شوند به خانم مى‏گويند : ميل دارى با اين‏شوهرت در بهشت زندگى كنى؟ به آقا مى‏گويند ميل دارى با اين‏خانمت در بهشت زندگى كنى؟ خدا به اين خانم و آقا يك زيبايى‏فوق العاده مى‏دهد كه هيچ كس ندارد، اما يك دسته ديگر آن جاحسرت مى‏خورند، اين حسرت خوردن‏ها مال آن‏جا است، ما بايد در اين‏دنيا زمينه را درست كنيم كه آن‏جا حسرت نخوريم، چطور زمينه‏درست مى‏شود؟ با ياد خدا. «تذكروا» وقتى گناه سراغ انسان مومن مى‏آيد، او متذكر مى‏شود،از خواب غفلت‏برمى‏خيزد، مواظب است كه گناه او را آلوده نكند. در روايت داريم اگر يك زن و مرد نامحرم خلوت كنند، سومى آن‏هاشيطان است و آن‏ها را به فساد و تباهى مى‏كشاند، لذا بايد مراقب‏نفس اماره و شيطان باشيم. خدا در قرآن مى‏فرمايد: «لا تجزي نفس عن نفس شيئا» آن روز پول،پارتى و رشوه به درد نمى‏خورد. «لا يقبل منها شفاعة و لا يؤخذمنها عدل و لا هم ينصرون‏» كسى نيست‏به داد انسان برسد، آن روزرا به ياد بياوريد. هر كس در هر جايى هست كلام خدا را بشنود. «و الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا» خدا را به‏ياد مى‏آورند مى‏گويند آقا اشتباه كرديم، توبه كرديم. وقتى اين‏آيه نازل شد، شيطان تمام بچه شيطان‏ها را جمع كرد. وقتى جمع‏شدند گفتند: آقابزرگ چه فرمايشى داريد؟ گفت: كمرم شكست، صورتم‏سياه شد، بى‏چاره شدم، يك آيه نازل شده كه هر چه ما تلاش كنيم،زحمت‏بكشيم كه بنده‏اى را از خدا جدا كنيم و او را به راه فسادبكشانيم، او بعد از گناه توبه مى‏كند، وقتى توبه كرد خدا توبه‏او را قبول مى‏كند، توبه‏اش كه قبول شد زحمت ما به هدر مى‏رود.راهى را پيشنهاد كنيد كه بتوانيم جلوى اين آيه بايستيم. هركدام از اين بچه شيطان‏ها يك پيشنهادى دادند. يكى گفت: مااين‏ها را به طرف شهوت مى‏بريم. گفت: اين راه فايده ندارد. دومى‏گفت‏به طرف مال ، منال، مقام و رياست مى‏بريم. گفت: اين هم‏فايده ندارد. هر كدام چيزى گفتند. آخر الامر الخناس بلند شد و گفت: «انالها» من جلوى اين آيه را مى ‏گيرم. هرگاه اين بنده خواست توبه‏كند، مى‏گويم حالا زود است و نمى‏گذاريم موفق به توبه بشود. اى‏بشر بيدار باش، تمام شياطين در كمين هستند تو را از مسير اسلام،قرآن و رهبرى جدا كنند مواظب باش كلاه سرت نرود.

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 04:05PM
توبه ميراث آدم و حوا

آدم به عنوان خليفه ى خداوند و نايب حضرت رب العزه آفريده شد ، و پس از اعتدال و استواء بدن ، روح خدايى در او جلوه كرد(2) ، و شايسته ى مقام علم الاسمايى گشت ، و فرشتگان به خاطر عظمت و كرامتش ، به امر حضرت حق در برابر او سجده كردند ، آنگاه به فرمان خداوند همراه با همسرش در بهشت ساكن شد(3) . تمام نعمت هاى بهشت در اختيار او قرار گرفت و استفاده از آن مجموعه براى او و همسرش بلامانع اعلام شد ، جز اينكه از هر دو خواستند به درختى معين نزديك نشوند ، كه با نزديك شدن به آن درخت از ستمكاران خواهند شد(4) . شيطان كه به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم ، از حريم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر مى داد ، و تكبر و خودبينى اش نمى گذاشت به پيشگاه مقدس يار برگردد ، از باب كينه و دشمنى نسبت به آدم و همسرش ، در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد ، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشكار سازد ، و با اطاعت نمودن از او ، مقام كرامت و عظمتشان را از دست بدهند ، و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند ، و روى رحمت و لطف حق از آنان برگردد .

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 04:06PM
آه! اى خدا،
اى بزرگ اسطوره بشر!
اى خالق ازليت و ابديت،
اى ازليت جارى در متن زمان!
مرا درياب،
من،
منِ ظلوم و جهول با اين كلمات كه در اختيار من نهاده‏اى با تو سخن مى‏گويم‏
تو مقدسى، تو قدسيت محضى!
پس اين كلمات نيز مقدسند
چرا كه از يك نامقدس به قدسيت محض مى‏رسند
ذليلانه تو از تو مى‏خواهم‏
به خاطر قدسيت اين كلمات‏
از ابديت و لايزاليت خود اندكى بهره اين بشر ناچيز خاكى كنى‏
در اين صورت است كه من نيز در متن زمان جارى خواهم بود.
تو خالق زمانى و من اسير زمانم‏
مرا از مسكنت زمان رهايى ده‏
ابديت را به من بچشان‏
مرا از اسارت زمان رهايى ده‏
رهايى ده!

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 05:46PM
دلم میخواهد،در نهایت تاریکی

عاجزانه فریاد بزنم و ملتمسانه از او بخواهم در میان
این همه آشفتگی و روزمرگی مرا به دست خودم و
روزهای رنگ و رو رفته روزگار بسپارد!
زمانی که از راه پر پیچ و خم زندگی خسته و درمانده
میشوم و همه را به خاطر نداشته هایم به باد سرزنش
میگیرم!!!
زمانی که شیشه دلم را سنگ نارفیقی نشانه میرود،
زمانی که کوله بارم تکه تکه از رسم ناخوشایند عشق
امروزیست!!!!
قطره بارانی نگاهم را به آسمان میبرد دستانم را با
اخلاص به سمت او دراز میکنم و صمیمانه فریاد
میزنم،
خدایا....ای عزیزترینم:تمام وجودم تشنه محبت توست....
یاریم کن......................

amin_deltang
Saturday 19 May 2007, 06:56PM
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج
خدایا بحق طفل سه ساله کربلا تمام کسانی که گنهکارند ولی پشیمان ببخش
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج