نمايش نسخه نهائي : آيا ميتوان به يك جفت چشم دل بست؟
گناهكار
Tuesday 1 April 2003, 06:56PM
http://sharemation.com/gonahkar/logo.mid
هرگز نخواستم بدانم در پس شبهاي دراز هم آغوشي و مستي رخوتناک پس هر لذت چه چيز انتطارم را ميکشد،
تمام آرزويم اين بود که دستانش را دست بگيرم و بفشارم ، تا بدانم که هست و دوستش دارم. ولي يکبار فرصت دارم براي دوست داشتن، براي رفتن و هرگز باز نگشتن ،
فقط يکبار ، واين يک فرصت را بايد به موقع خرج کرد، بايد آنچه دوست داشتني ست دوست داشت.
گناهكار
Tuesday 1 April 2003, 06:58PM
قصه دل شکستن و دوباره شکستن است ولي پايان قصه دل قرار است.
آنچه در انتها خواهد بود، آرامش است و اطمينان، بايد باشد،
اگر درست برويم ميرسيم، بايد برسيم. آنچه در نگاه تو ميدرخشد ،
آنچه تو را عمري اسير يک لحظه ميکند و آنچه تو را هر لحظه به خود فرا ميخواند ، چيست ، ميدانيم؟!
گناهكار
Tuesday 1 April 2003, 10:47PM
هدف از طرح مساله عشق رسيدن است و بارور کردن، ولي در زمينهاي بارور، و بايد بذرها داشت و آمادگي ها داشت و تجربه ها، آنچه غير قابل خراب کردن است و ساختن است را نمي توان مدام شکست و آزمود و ساخت ، بايد چگونه بودن را بلد بود ، بايد زندگي را آموخت.
WIDTH=200 HEIGHT=150
گناهكار
Tuesday 1 April 2003, 10:54PM
«مسخ آنست که تا پايان عمر نفهمد دل سپردن چگونه است، دل سپردن واقعي... باخودت، با دلت، با عقلت، يکدست و يکرنگ باش، ساده ساده باش. آنگاه ميبيني چيست، يک لحظه، فقط يک لحظه قطعيت .»
گناهكار
Tuesday 1 April 2003, 10:56PM
اين دل امانت است و امانت را بايد به صاحبش برگرداند. همه حرفهاي ديگر جز اين بي اهميت است و تکراري ولي اين حقيقت دارد.
asheghe iran_p
Wednesday 2 April 2003, 12:28AM
سلام دوست عزيز گناهكار جان
از اين كه به جمع ما پيوستي صميمانه ورود شما را خوش آمد ميگويم اميدوارم كه در كنار ما ماندگار باشي دوست عزيز نوشته هاي خيلي زيبا و جالبي هستند واقعآ تحت تاثير قرار گرفتم من هم چند بيت شعر خوب پيدا ميكنم و برايت مينويسم
با تشكر پدرام
گناهكار
Wednesday 2 April 2003, 09:25AM
باز هم سلام بر شما دوستان.
عاشق ايران شعري دوست داشتني نوشت ولي پر از اشتباه
متاسفم ولي بايستي بگم پر از اشتباه
عشق پايانش شكست نيست
بلكه جاودانگي
تازگي ذات عشقه و طراوت بافت عشق
عشق قطار مسافربري نيست كه اگه ازش جاموندي تو بموني يك چمدون قصه و ماتم
حزب الله
Wednesday 2 April 2003, 11:54AM
دل پاكي داري ... بت تبريك ميگم ... وبلاگتو خوندم ... پاكي و صداقت توش موج ميزد ... اين تصوير هم تصوير زيبايي هست
http://www.lordwarmingtonstudio.com/painting%20images/big%20photos/Under_his_wings.jpg
بنظر مياد اون شعله ها ...
يكي شعله "عشق" و ديگري شعله "ايمان" هست
بالها هم "بال بصيرت" هستند
بصيرتي كه علاوه بر آنكه بال عروج و پرواز است ... حريم اين كانون مقدس است
گل هم زينت است ... نمودي از زيبايي داخل آن حريم است ...
خيلي دوست دارم نظر خودتو بدونم ... :)
منتظرم ..
يا علي
گناهكار
Wednesday 2 April 2003, 12:08PM
و از غروب سرودم
و از طلوع بهار
تمامشان همه
يك گوشه از نگاه تو هستند
گناهكار
Wednesday 2 April 2003, 01:15PM
حزب الله از تو متشكرم.
خوشحالم كه يكي پيدا شد حرفهائي رو بفهمه
ديوونه
Wednesday 2 April 2003, 02:59PM
سلام گناهكار.
اول اينكه به جمع ما خوش اومدي.
راستش چندباري نوشته هاتو خوندم. ولي راستشو بخواي هم لذت بردم و هم برام خيلي سنگين بود.
اگه نوشته هاي منو بخوني متوجه ميشي من دوست دارم ساده بنويسم و ساده بخونم.
بهر حال خوشحالم از آشناييت
فعلا....
حزب الله
Wednesday 2 April 2003, 11:05PM
هر کاری کردم نتونستم گناهکار صدات کنم ... مگه عشق گناهه ؟
دلم میخواست خودتم یک توضیح کوتاهی در مورد اون تصویر بدی
اون تصویر با همه زیبائیش یک موردی داره که بد نیست بدونی
اکه خواستی برام پی ام بزار ... بت بگم
یا علی
asheghe iran_p
Thursday 3 April 2003, 12:30AM
نوشته شده بوسيله گناهكار
باز هم سلام بر شما دوستان.
عاشق ايران شعري دوست داشتني نوشت ولي پر از اشتباه
متاسفم ولي بايستي بگم پر از اشتباه
عشق پايانش شكست نيست
بلكه جاودانگي
تازگي ذات عشقه و طراوت بافت عشق
عشق قطار مسافربري نيست كه اگه ازش جاموندي تو بموني يك چمدون قصه و ماتم
دوست عزيز سلام
مرسي كه جوابم و دادي ولي دوست عزيز من هنوز شعري ننوشتم
اگر اون و ميگي كه پايين نوشته هام مياد اون امضاي من هست و پايين هر گفتگويي مياد ولي من فعلآ شعر قشنگي پيدا نكردم كه به تاپيكت بياد
موفق باشي.....
گناهكار
Thursday 10 April 2003, 08:49PM
سلام. راستش من الان دانشگاهم و دسترسي به اينترنت ندارم.
منتظر اون نظر درباره عكس شما هستم.
شايد الان الانا نتونم ببينم
خدانگهدار
گناهكار
Thursday 10 April 2003, 08:50PM
بر سر آنم كه گر زدست برآيد
بر سر كاري زنم كه غصه سرآيد
خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد
ديو چو بيرون رود فرشته درآيد
asheghe iran_p
Thursday 10 April 2003, 11:37PM
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد
گفتم كه ماه من شو گفتا اگر بر آيد
گناهكار
Saturday 12 April 2003, 09:05PM
بالا بلند عشوه گر نقش باز من.....
گناهكار
Tuesday 15 April 2003, 08:22PM
و من از گناهانم تازيانه اي ساختم
اما اين را ندانستم كه
تازيانه را بايستي بر پشت اسب زد نه بر چشمانش
گناهكار
Thursday 17 April 2003, 11:15AM
كاش قلب و دل ما
هر دو از جنس بلورين بودند
تا كه ميشد به درونش نگريست
حرف دل را هم ديد
بهزاد
Thursday 17 April 2003, 12:09PM
دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول ميكنه. دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يه لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد. كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.
گناهكار
Saturday 19 April 2003, 10:40AM
ما اسير داستانها و وقايعيم اسير آنچه درباره عشق نگاه و خدا فكر ميكنيم
اين ديده شوخ ميكشد دل به كمند
خواهي كه به كس دل ندهي ديده ببند
گناهكار
Tuesday 22 April 2003, 11:20AM
سكوت........
بامداد
Tuesday 22 April 2003, 11:31AM
بايد استاد فرود امد
بر استان دري كه كوبه ندارد
چرا كه اگر به گاه امده باشي دربان به انتظار توست
و اگر بيگاه به در كوفتنت پاسخي نمي باشد
asheghe iran_p
Wednesday 23 April 2003, 03:49PM
گناهكار عزيز احساس پاك و قشنگي داري ولي چرا گناهكار؟
چرا اسمت و گذاشتي گناهكار؟
در هر حال هر وقت ميبينم يه جايي گفته گو كردي سريع به اونجا ميرم تا با احساست آشنا شم
راستي اگر از خودت وبلاگ داري ما رو در جريان بگذار;):)
گناهكار
Thursday 24 April 2003, 06:00PM
و من گناهكاري از تبار فراموش شدگانم
http://gonahkar.persianblog.com
من از غمم ميسرايم و تو اي نازنين همصداي مني
گناهكار
Thursday 8 May 2003, 10:38PM
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صخبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
بايد امشب بروم
گناهكار
Friday 9 May 2003, 11:24PM
http://sharemation.com/gonahkar/5.mid
و عشق دوست داشتن و بسيار دوست داشتن ديگري نيست بلكه پيوسته نو كردن خواستني است كه خود خواهان نو شدن است
http://gonahkar.persianblog.com
سراب
Saturday 10 May 2003, 08:07AM
محبت است که زنجير می شود گاهی...
زيبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشايم تا رود آفتاب بشويد دلتنگی مرا...
زيبا هنوزعشق در حول و حوش چشم تو می چرخدازمن مگير چشم دست مرا بگير و کوچه های محبت را با من بگرد....يادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود .يادم بده چگونه نگاهت کنم تا طری بالايت در تند باد عشق نلرزد.
خسته ام آنقدر خسته که نای ايستادن ندارم ولی هنوز مشتانی گره کرده دارم.
سراب=واهی _خيال _وهم_تصور باطل
هديه
Saturday 10 May 2003, 12:26PM
عشق گناه است اگر به موقع به سراغت نيايد چه بايد بكني با اين عشق؟
چرا كه عهد وفا با ديگري بسته اي !آه خدايا يا اين اتش سوزنده را خاموش كن ياايمان را از قلبم بيرون كن تا با گناه عشق را به سرانجام رسانم.
هديه
Saturday 10 May 2003, 12:30PM
خداوندا خطا گفتم ببخشاي
تو بر من سينه اي بي كينه دادي
گناهكار
Sunday 11 May 2003, 04:28PM
عشق حقيقت مطلق است که هرگاه بیاید سعادت است و خوشبختی اگر در آن درجا نزنی....
گناهكار
Monday 12 May 2003, 04:25PM
همیشه از تکرار متنفر بوده ام شاید بخاطر آنکه میدانستم تکرار زائیده بی محبتی و زاینده خستگی است و افسردگی و افسردگی زاینده مرگ است. تکراری ترین حرف تاریخ آن بوده که ما دو بادیگران فرق داریم. ما حسابمان از عاشق و معشوق های دیگر جدا ست. آری باید همیشه خاص بود ویژگی عشق آنست که با آنکه همیشه یک چیز است ولی برای هرکس با دیگری متفاوت است. تازگی و طراوت.
اما پس چرا همیشه برای اینان که میگویند ما با دیگران فرق داریم و به یقیقن هم میگویند سرنوشت یکسانی میبینیم؟!!!
گناهكار
Monday 12 May 2003, 11:30PM
به اين شعر سهراب فكر كنيد
« من دلم ميگيرد وقتی ميبينم
حوری -دختر همسايه-
پای کمياب ترين نارون روی زمين
فقه ميخواند»
روش فکر کنيد....
حسابي
سراب
Sunday 18 May 2003, 02:49PM
جفت چشماني كه مي جست تو را عمريست كه در خواب است و تو همچنان به غروب جاده مي نگري.
دوستي داشتم سپيد بودوزيبا ولي افسوس او اكنون عاشق برف است.
ترس من از رفتن نيست از ماندن است از ماندن و نيافتن.
سراب
maryam
Sunday 18 May 2003, 03:28PM
:smile38:جای تردید نبود، تو از چراغ سبز می ترسیدی
و من از تمام چراغ های قرمز، که مرا تا ابد ار تو دور می کرد
من باید
نقطه اوج این همه دوست داشتن را می دیدم
فرصت کم بود
تو می ترسیدی،من می خندیدم، تا تو… از دنیای معصوم من نترسی
یوز پلنگ عشق من به یکباره خیز برداشته بود
و قصد نا بودی دلت را داشت، من باید طعم شکوفه های بادام را در روزهای جدایی
و گل کردن آفتابگردان عشقمان را می دیدم
پشیمانی تو را دیدم و خوبی های تو را بیکباره نوشیدم مثل چای داغ در زمستانی سرد
بازگشت عشقمان را ناباورانه دیدم
و نگاه چشمان عاشق و غمگینت به دلم نشست
از آن لحظه قرنها می گذرد
ومن تا ابد
در همان دقایق زیبا دست و پا میزنم.
-------------------------------------------------
حال كه من بتو دل باختم
كفشهايم را جلو در عشقم جفت كردي...
كه برو....
گناهكار
Tuesday 20 May 2003, 05:43PM
و روزنه
سراب
Wednesday 28 May 2003, 11:40AM
سراب:
جفت چشمانی که می جست تو را گویی که در خواب است و تو همچنان به غروب جاده و به دور دستها می نگری.
شفافیت نوری را از دور دستها می بینم یا نه شاید احساس می کنم و یا اینکه همانند اسمم تنها سراب است و بس نمی دانم هیچ نمی دانم .سالهاست مه چیزی نمی دانم .
سالهاست که بی هیچ احساسی زندگی می کنم چون یاد گرفته ام تنها زیستن را بدون دل بستن و امید یه کسی و یا چیزی .
آری بتی بودم که شکستم ولی بعد شکستن تکه های شکسته را دوباره چسباندم و بر روی پایه های سنگی ام پا بر جا ایستادم ولی این بار تنها فقط و فقط برای خودم هستم و بس .حرف من _درد من _و دلتنگی هایی تنها برای خودو هست و دیگر به آن جفت چشمان نمی اندیشم .
سراب
سراب
سراب
...جفت چشمانی که می جست تو را گویی که در خواب است . تو ....
tafsir
Thursday 29 May 2003, 02:04AM
به نام حضرت دوست
كاش قلب و دل ما
هر دو از جنس بلورين بودند
تا كه ميشد به درونش نگريست
حرف دل را هم ديد
1. قلب و دل که یکی ه
2. بعضی دل ها بی رنگن، ولی چشم ها باید بتوانند ببینند.
اگر چشم بینا باشد، درون هر قلبی را می تواند ببیند.
بوده اند چنین کسانی میان ما، و هستند هنوز، ولی کو چشم بینا برای یافتن آن ها؟ کـــــــــــــو
گناهكار
Friday 30 May 2003, 07:16PM
پيرمرد:«سلام پسرم.راستی اسمت چه بود ، فرآموش کردم.»
گناهکار:«و من گناهکاری از تبار فرآمشو شدگان بودم و حال نيز بخشوده ام. مگر نه اين که کسی که در طلب حرم احرام بندد حاجی بخوانندش. چون در طلب حرم گام زده. من نيز احرام بسته ام. تازه لازم باشد تقصير هم ميکنم.»
محمدسام
Saturday 31 May 2003, 04:02AM
سلام بر همه عزيزان من عضو جديد هستم ببخشيد فضولي كردم
كاش هميشه ماه وخورشيد ميتوانستندبا نگاه انوار سيمين و زرين خود
بر اين سر منزل وصول گذران بنگرند و هميشه جهان را از عاشق
آ كنده ببيند
بدرود
سینا 555
Saturday 31 May 2003, 04:41PM
نوشته شده بوسيله محمدسام
سلام بر همه عزيزان من عضو جديد هستم ببخشيد فضولي كردم
كاش هميشه ماه وخورشيد ميتوانستندبا نگاه انوار سيمين و زرين خود
بر اين سر منزل وصول گذران بنگرند و هميشه جهان را از عاشق
آ كنده ببيند
بدرود
سلام محمد جان
ورود شما رو به جمع دوستانه خود خوشامد گفته و انرا به فال نيك ميگيرم باشد كه همه ما از عاشقان وافعي باشيم.
يا حق..سينا
گناهكار
Monday 9 June 2003, 07:45AM
http://bakhshoodeh.persianblog.com
گناهكار
Saturday 26 July 2003, 10:54AM
ديگر حرفي نيست
گناهكار
Sunday 27 July 2003, 12:44PM
در پس قبول مساله عشق يك دنيا وظيفه است
و حال هر كه را ميبيني تنها از قبول كردن ايم مساله سخن ميراند....
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.